| مجلات >ياس>شماره 15 |
مسعود آذربايجانى در قسمت اول مقاله اشتغال زنان در جامعه خوانديد: سنتهاى ريشه دار اجتماعى و دينى، زنان را به سوى حفظ اركان خانواده دعوت مىكند، اما هنجارهاى دنياى متجدد (از سوى
ديگر) آنان را به حضور هر چه بيشتر در جامعه و همكارى فعال در مراكز اشتغال فرا مىخواند . حال چگونه مىتوان اين دو را با هم
جمع كرد؟ و در صورت به خطر افتادن يكى، اولويتبا حفظ كدام است؟ نويسنده در ابتداى مقاله، و براى زمينه سازى پاسخ به سؤالهاى فوق، مواردى از اصول اسلامى را ذكر نمود; كه عبارت بودند از: الف) تساوى زن و مرد در اصل آفرينش و گوهر اصلى انسانيت (روح) ; ب) تساوى در وصول به بالاترين مراتب كمال و معنويت; ج) مشاركت زنان و مردان در مسؤوليتهاى اجتماعى; د) استقلال اقتصادى زنان و مردان . از نظر نويسنده محترم، حضور جدى زنان در اداره امور داخلى خانواده، اولويت داشته و اشتغال زنان در مرتبه دوم قرار دارد .
ايشان براى اثبات اين مدعاى خويش، در ضمن موارد ذيل، دلايل خويش را بر مىشمرد . 1 - تحليل ساختارى خانواده و توجه به تفاوت نقشها 2 - تفاوتهاى تكوينى زن و مرد در شماره گذشته، يكى از تفاوتهاى تكوينى (تفاوت زيستى) شرح داده شد و اقسام آن مورد بررسى قرار گرفت . در اين شماره،
ادامه ادله اين نويسنده را از نظر شما خوانندگان محترم مىگذرانيم . ب) تفاوتهاى روانى: تفاوتهاى روانى بسيارى ميان زن و مرد وجود دارد كه از نظر علم روانشناسى به اثبات رسيده است . اين
تفاوتها را نمىتوان به سادگى، تنها زاييده تربيت و محيط دانست . بديهى استشناخت و توجه به اين تفاوتها، هر يك از دو
جنس زن و مرد و به طور كلى بشر را به سوى سعادت هر چه بيشتر رهنمون مىسازد . تلقين تحميلى زيست مردانه به زن - چنان
كه برخى از فمنيستهاى افراطى دنبال مىكردند - نابودى انسانيت و هستى وى را در پى دارد، و روان و جسم او را در معرض
هلاكت و بىهويتى و استعدادهايش را به سمت انحراف و نقصان سوق مىدهد . برخى از تمايزات روانى زن و مرد را مىتوانيم
چنين برشماريم: شكلگيرى هويت دختران براى صميميت و در پسران براى استقلال و رقابت و فرديت است . (22) از جهتشخصيتى، زنان از مردان
حسودتر و كنجكاوترند . اعتماد به نفس كمترى دارند اما پرخاشگرى در مردان بيشتر از زنان است . (23) علايق زيبايى شناختى،
اجتماعى و دينى زنها بيشتر از مردهاست . مردها بيشتر به جنبههاى سياسى و نظرى علاقه دارند و زنها بيشتر به مسائل
اخلاقى تمايل نشان مىدهند . زنها با حرارت به بىعدالتى اعتراض مىكنند و نسبتبه آداب و رسوم اجتماعى و ضوابط اخلاقى
تلقين پذيرترند . (24) بر اساس تحقيقات، مردان بيشتر از زنان به امور مادى و اقتصادى گرايش دارند . (25) زن از مرد عاطفىتر است و به روابط عاطفى
علاقه بيشتر نشان مىدهد . احساس محبت در دختران بيش از پسران است، اما مردان بيشتر به ارتباط فعاليت مدار توجه دارند و
دنياى بيرون را هدف قرار مىدهند و انرژى خود را صرف آن مىكنند . (26) جنس زن هيجانىتر از مرد است و كيفيت هيجان او نيز با مرد فرق مىكند . بر اساس تحقيقات، پانزده درصد مردان از فشار روانى
رنج مىبرند، اين رقم در مورد زنان به 21 درصد مىرسد . از نظر واكنش در برابر عوامل فشارزا نيز بين دو جنس تفاوتهايى مشاهده مىشود . (27) وابستگى زن به مرد و استقلالخواهى
مرد از نظر وضعيت جسمانى يك امر طبيعى است . روان زن به وابستگى گرايش دارد، از تنهايى مىترسد و در ارتباط با ديگران
كارآمدتر مىشود و از آن سو، مرد استقلال طلب است; زمانى كه نيازمندى ديگران را به خود دريابد، احساس توانمندى مىكند . (28)
به طور كلى، مرد برون گرا و زن درون گراست و اين ويژگى از كودكى در جنس زن وجود دارد . (29) در ناحيه هيجانات و عواطف، مطابق مطالعات «ترمن و ميلز» (30) بر روى صدها نفر، تفاوتهاى زير قابل ترديد نيست: تشخص،
ستيزه جويى، جسارت، استقامت و پرخاشگرى در بيان احساسات در مردان بيشتر از زنان است . در مقابل، در زنان دلجويى و
همدردى بيشتر است و اينان ريزكارتر و از نظر ذوقى حساسترند . مردان به عمليات برجسته، حادثهآفرينى، فعاليت در هواى آزاد
و كارهاى مستلزم كوشش بدنى تمايل بيشترى دارند و به ماشين، ابزار و داد و ستد بيشتر علاقه مندند . اما زنان كارهاى خانه،
اشيا و اعمال ذوقى، دلسوزى و مواظبت از كودكانو ... علاقه دارند . (31) ج) تفاوتهاى رفتارى اقتصادى: در زمينه تفاوتهاى رفتارى، ميان زنان ومردان، مطالعات «مردوك» ، (32) از دفاتر بايگانى
دانشگاه ييل، توزيع فعاليتهاى اقتصادى بين زنان و مردان را اين گونه ترسيم مىكند: در 75 درصد از 224 قبيله سراسر دنيا چنين بوده است: مردان به كارهايى مثل گله بانى، صيد ماهى، بريدن درختان، تلهگذارى،
كار در معادن، شكار، جنگ و ... مىپرداختهاند، اما زنان به امورى مانند آسياب دانهها، آب كشى، آشپزى، جمعآورى مواد سوختى
و محصولات گياهى، دوختن، بافتن لباس، تهيه ظروف سفالى و غير آنها مىپرداختهاند . (33) «مارگارت ميد» ، (34) با مطالعات مردمشناسى خود، برخى از تفاوتهاى روانى و رفتارى را زير سؤال مىبرد و مىگويد: در قبيله «مندوگرها» ، مردان و زنان، هر دو افرادى خونخوار و ستيزه جو هستند و بالعكس در قبيله «آراپش» ، مرد كامل مردى
است ملايم و حساس كه با زن مهربان و حساسى ازدواج كرده است . بنابراين، در اين دو قبيله، هيچ كدام از اختلاف بين زن و مرد
استفاده نمىكردند . در قبيله «چامبولى» شيوه رفتار زن و مرد درستبه عكس شيوه رفتارى است كه در جوامع ما رايج است; زن
تسلط جو و بىعاطفه است و اداره كارها به عهده اوست; مرد با مسؤوليت كمتر و از نظر عاطفى وابسته به زن مىباشد . (35) تحقيقات «مكوپى و جاكلين» نيز مىگويد: بررسى دقيق بيش از 2000 كتاب و مقاله پژوهشى نشان مىدهد كه بسيارى از فرضهاى رايج، مبنى بر تفاوتهاى جنسيتى بين
زن و مرد، افسانهاى بيش نيست . (36) قبل از همه اينها، «افلاطون» در استدلالهاى خود بر نفى تفاوت بين زن و مرد چنين مىگويد: هيچ حرفه اجتماعى نيست كه خاص جنس زن باشد يا مرد . استعداد پرداختن به كارها و فنون گوناگون در مرد و زن برابر است و
اين كه از جهت نطفه گذارى و زايمان متفاوتند، موجب تفاوت استعدادها نمىشود . پس زنان و مردان بايد از تربيتبرابر بهرهمند
بشوند و چون براى مردان تربيت روحى و بدنى را ضرورى شمرديم، پس زنان بايد از هر دو بهرهمند شوند و فنون جنگ را نيز
بياموزند تا از هر حيثبا مردان برابر باشند . (37) در جمع بندى مجموعه تفاوتهاى تكوينى - اعم از زيستى، روانى و رفتارى - ممكن استبرخى تفاوتها را ناشى از فرهنگ و
تربيت ويژه بدانيم . اما مىتوان گفت: اولا، شواهد محدود «مارگارت ميد» در مقابل مطالعات وسيع «مردوك» (75 درصد از 224
قبيله دنيا) نتيجه را چندان تغيير نمىدهد . ثانيا، در مورد تفاوتهاى بسيار زيستى كه ناشى از ترشحات هورمونى، ساختمان
بدنى، مغز و اعصاب و ... است و همينها آثار و پيامدهاى روانى نيز دارند، مساله كاملا بديهى و روشن است و توصيه افلاطون نيز
تحميلى شاق و ناگوار بر طبيعت انسان (زنان) است . اديان الهى نيز در قالب احكام و تكاليف، بين زنان و مردان تفاوتهايى قائل شدهاند . اين تفاوتها به ويژه در اديان زرتشت، يهود و
اسلام قابل مشاهده است . از آن جا كه مخاطبان اين نوشته، تعاليم اسلام را به عنوان چارچوبى ارزشى - اعتقادى براى خود
پذيرفتهاند . برخى از احكام اختصاصى زنان از ديدگاه اسلام كه اين تفاوتها را آشكارتر مىكند، بيان مىشود: (38) 1 - حجاب يعنى پوشاندن بخشى از بدن مانند موى سر و زينتها بر زن واجب است . (39) 2 - شهادت دو زن معادل شهادت يك مرد است . (40) 3 - سهم ارث زن نصف سهم مرد است . (41) 4 - مرد مىتواند تا چهار زن دائمى اختيار كند، ولى زن نمىتواند بيش از يك مرد را به همسرى برگزيند . (42) 5 - ديه زن نصف ديه مرد است . (43) 6 - طلاق به دست مرد است . (44) 7 - برخى مناصب اجتماعى مانند قضاوت، مرجعيت و ... اختصاص به مردان دارد . (45) 8 - شركت در جهاد براى زنان واجب نيست . (46) 9 - شركت در مراسم مذهبى عمومى مانند نماز جماعت و جمعه، نماز عيد، تشييع جنازه و ... براى زنان واجب نيست . (47) 10 - خروج زن از خانه بدون اجازه شوهر جايز نيست . (48) البته برخى علما، ممنوعيتخروج را در حدى مىدانند كه با حقوق
زناشويى منافات داشته باشد . مجموعه احكام فوق و برخى موارد ديگر (بر اساس ديدگاه عدليه كه احكام تشريعى را مبتنى بر مصالح و مفاسد تكوينى مىداند)،
بر عدم لزوم حضور اجتماعى زنان و عدم حضور وسيع در مسؤوليتهاى اجتماعى، تاكيد مىنمايد . نتيجه اين كه تقسيم وظايف و كاركردهاى موجود در منظومه خانواده به صورتى كه مكمل يكديگر باشند، بر اساس تفاوتهاى
تكوينى اعضاى اين سازمان (زن و شوهر) و بر اساس قانونمندىها و هنجارهايى رقم مىخورد كه مبتنى بر تفاوتهاى تشريعى
متخذ از تعاليم اسلام است و همينها در حقيقت، الگوهاى مراودهاى را تعيين مىكنند . از ديدگاه تعاليم اسلام، اداره مالى خانواده، به طور كلى، به عهده مرد است: 1 . در قرآن كريم آمده است: «الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض و بما انفقوا من اموالهم فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ
الله ...» (49) مردان سرپرست زنانند به دليل آن كه خدا برخى از ايشان را بر عدهاى ديگر برترى داده و نيز به دليل آن كه از اموالشان خرج
مىكنند . پس زنان شايسته، فرمانبردار (همسرانند) و به پاس آن چه خدا براى آنان حفظ كرده، اسرار (شوهران خود) را حفظ
مىكنند . 2 . نفقه زن در ازدواج دائمى بر عهده مرد است . منظور از نفقه، مسكن، لباس، غذا، اثاث خانه و ساير مواردى است كه به طور
متعارف با وضعيت زن متناسب باشد . (50) 3 . مهر يا صداق (كابين) زن بر عهده مرد است و زن بر اثر ازدواج، مالك آن مىشود و مىتواند آن را از همسر خود مطالبه كند . (51) 4 . تفاوت احكام مالى زنان و مردان در مورد ارث، ديه و غير آنها نيز متناسب با همين وظيفه و مسؤوليت مرد تنظيم شده است .
(52) بنابراين بخش از استدلال نيز، از ديدگاه تعاليم اقتصادى - اجتماعى اسلام، اشتغال زنان به عنوان منبع درآمد براى خانواده
توصيه نشده، بلكه به عهده مردان است . ادامه دارد ... پىنوشتها: 22 - ژانت، روانشناسى زنان، ص 40 - 39 . 23 - روانشناسى كودك از ديدگاه معاصر، ج 2، ص 423 . 24 - روانشناسى تفاوتهاى فردى، ص 211 و 210 . 25 - همان، ص 423 . 26 - روانشناسى اختلافى زن و مرد، ص 92 . 27 - روانشناسى رشد: مفاهيم بنيادى در روانشناسى كودك، ص 45 . 28 - روانشناسى رشد كودك از ديدگاه معاصر، ج 2، ص 191 . 29 - روانشناسى نوجوانى، ص 134 . .حح ،ژحدخذ حذچ .ت .1 ،ذحذزحث .30 31 - روانشناسى اجتماعى، ج 1، ص 316، بسيارى از مطالعات و تحقيقات ميدانى داخلى نيز نتايج فوق را به طور اجمالى تاييد
مىكند; از جمله ر . ك: محمد بشيرى، «بررسى ويژگىهاى شخصيتى طلاب و دانشجويان» (پايان نامه كارشناسى ارشد
روانشناسى بالينى، مؤسسه پژوهشى امام خمينى، 1379) و مسعود آذربايجانى، آزمون جهتگيرى مذهبى با تكيه بر اسلام
(پژوهشكده حوزه و دانشگاه) . .دحرحزسذ .32 33 - روانشناسى اجتماعى، ص 322 . .ذ،حچحت .34 35 - همان، ص 323 . 36 - زمينه روانشناسى، ج 1، ص 164 . 37 - كتاب جمهورى افلاطون (كتاب پنجم)، ص 450 . 38 - ر . ك: بحارالانوار، ج 103، باب جوامع احكام النساء و نوادرها . 39 - نور/31 و احزاب/59 . 40 - بقره/282 . 41 - نساء/11 و 12 و 176 . 42 - همان/3 . 43 - وسائل الشيعه، ج 19، كتاب الديات، باب 5 . 44 - همان، ج 15، كتاب الطلاق، باب 42 . 45 - همان، ج 18، ابواب صفات القاضى، باب 2 . 46 - همان، ج 11، ابواب جهاد العدو، باب 4 . 47 - همان، ج 5، ابواب صلاة الجمعه، باب 1 . 48 - همان، ج 14، ابواب مقدمات النكاح، باب 79 . 49 - نساء/34 و ر . ك: الميزان، ج 4، ص 367 - 365 . 50 - وسائلالشيعه، ج 15، ابواب النفقات، باب 2و1 . 51 - همان، ابواب المهور . 52 - ر . ك: مرتضى مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام، ص 286 و 285 . اين مقاله از دفتر مطالعات و تحقيقات زنان اخذ شده است .
اشتغال زنان در جامعه (2)
3 . تفاوتهاى تشريعى
4 . اداره مالى خانواده