| مجلات > پرسمان > پيش شماره 5 |
حسن ابراهيمزاده دكتر على شريعتى در كتاب «بازگشتبه خويشتن» در خصوص موقعيت روسيه، پس از بازگشت پطركبير از هلند و عملى ساختن
اين اعتقاد نادرست كه ريشهاى بلند مردان سبب عقب ماندگى كشور است، مىنويسد: «نهضت آغاز شد . پاسبانها مسلح به قيچى سلمانى در كوچهها و خيابانها به دنبال ريشوهاى فرارى مىدويدند . آتش انقلاب
ريشه دار ضد ريش در سراسر كشور بر افروخته شد و ريشها، ريشه كن گشتند; ولى هيچ دگرگونى و پيشرفتى حاصل نگرديد و
عقب ماندگى ملت روسيه جبران نگشت . فقط پولى از ملت فقير روسيه نصيب كمپانىهاى هلندى سازنده تيغريش تراش شد و
بس . والسلام نعمت تمام؟» (1) نگاه رضاخان به مقوله توسعه يافتگى و مبارزه با عوامل عقب افتادگى همانند نگاه پطركبير بود . او پس از مسافرت به تركيه،
ملاقات با آتاتورك و مشاهده مظاهر غرب، بر اين باور شد كه «حجاب» سبب عقب ماندگى ايران زمين است . از اين رو «قزاقان»
رضاخان همانند «پاسبانان» پطر كبير در پى «زنان محجبه» افتادند . حجاب از برخى زنان ايرانى برداشته شد و جمعى از آنها
غربى شدند; اما چيزى تغيير نكرد . زن به جايگاه اجتماعى خود دست نيافت . تنها رهاورد اين تلاش پول هنگفتى بود كه در اختيار
كمپانىهاى مد لباس و آرايش و مؤسسات فيلم سازى و . . . قرار گرفت . افزون بر اين، برخى از زنان ايرانى كه در باور دينى و ملى
خود مكمل مرد خوانده مىشدند و با وظايف چندگانه تربيت و تعليم نسل آينده در پديد آوردن جامعهاى سالم و موحد نقش
بسيار داشتند، در چنبره برده دارى نوين به زنى ويترينى مبدل شدند، زنانى كه براى رهايى از تحقير و تحميق، گمشده خود را در
دنباله روى از هنر پيشگان هاليوود جستوجو مىكردند . آنان پس از گريز از «هويت» و «سنت» هاى دينى و ملى خود به جايگاهى
كه فرهنگ سرمايه سالار غربى برايشان تصوير كرده بود، دست نيافتند و در سراب رنگينامهها و برچسبهاى كالاهاى مصرفى و
آگهىهاى تلويزيونى به غربزدهاى مبدل شدند كه حتى نماينده «تجدد» نيز به شمار نمىآمدند . جلال آل احمد درباره اين ويژگى
غربزدگان مىنويسد: «رابطه قدمت و تجدد نيست، خط فاصلى ميان كهنه و نو نيست، چيزى استبى رابطه با گذشته و بى هيچ دركى از آينده;
نقطهاى در يك خط نيست، بلكه يك نقطه فرضى استبر روى صفحهاى يا حتى در فضا عين همان ذره معلق .» (2) اينكه زن مسلمان ايرانى در طول پنجاه سال حاكميت فرهنگ غرب به جايگاه واقعى خود نائل نيامد و با كنار نهادن «سنت» به
«تجدد» واقعى و حقيقى دست نيافت، بر درستى نظر دينمداران و روشنفكران كه مشكل زن ايرانى را «حجاب» نمىدانستند،
گواهى مىدهد . برداشتن «حجاب» اقدامى سود آور براى كمپانىهاى مد و لوازم آرايش غرب بود و جز فروپاشى كانون خانواده و
ايجاد ناهنجارى در جامعه ايران رهاوردى نداشت . مخبر السلطنه هدايت، نخست وزير شاه در دوره «كشف حجاب» ، با تيز بينى خاص وابستگى اقتصادى و ايجاد ناهنجارى در
جامعه را پيامدهاى برداشتن حجاب مىخواند و مىنويسد: «. . . حجابى كه در شرع وارد است، خوددارى از تظاهر و جلب نظراست . صرف نظر از مراتب ديگر، دوام عبا و چادر روى اقتصاد
بود; هر كه هر چه در برداشت مستور بود . لازمه امداد به زندگانى اگر رفع حجاب باشد، رفع حجب و حيا زندگى را خراب خواهد
كرد .» (3) وى پيامد ديگر كشف حجاب را از بين بردن عفاف و بر سر نهادن كلاه فرنگى و وابستگى كشور به بيگانگان مىشمارد و مىنويسد: «. . . بالجمله امر صادر شده كه مردها كلاه فرنگى (لگنى) بر سر بگذارند و زنها چادر را ترك كنند، كلاه اجنبى مليت را از بين برد
و برداشتن چادر عفت را .» (4) در كنار موضعگيرىهاى افراد منصف و منتقدى مانند مخبر السلطنه هدايت و روشنفكران تحصيلكرده ديگرى كه عرق ملى آنان
را به مقابله با كشف حجاب فرا مىخواند، موضعگيرىهاى عالمان دين نيز شجاعانه و سختبود; اما رضاخان همچنان به مقاصد
شوم خود مىانديشيد . او در تاريخ 27 دى 1314 با كشف حجاب همسر و دختران خود در جشن دانشسراى مقدماتى حضور يافت و
دولتمردان را نيز به پيروى از خود فراخواند . بدين ترتيب جشنهاى كشف حجاب در سراسر ايران بر پا شد . بخش پايانى گزارش پا كروان استاندار خراسان به مركز، در خصوص برپايى مجالس جشنهاى كشف حجاب در شهر مشهد، از
انديشه شكستن قداست مكانهاى مقدس در اين سرزمين پرده بر مىدارد . او مىنويسد: «. . . در نظر است پس از خاتمه جشنها، ورود به صحن و حرم مطهر و بيوتات شريفه براى زنان با چادر قدغن شود . البته زوار
خارجه كه تذكره ارائه بدهند، مستثنا خواهند بود . فعلا دستور داده شد زنهاى با چادر را در ادارات دولتى و محافل رسمى
نپذيرند .» (5) چادرهاى خونين زنان مسلمان ايرانى در حريم آستان مقدس حضرت رضا (ع) و صحن مسجد گوهر شاد، افزون بر آنكه واكنش
دينمداران در برابر پاسداشتحريم دين و قداست مكانهاى مقدس را مىنماياند، پرچمهاى «استقلال» فرهنگى و اقتصادى ايران
زمين بود كه در برابر درهاى به گلوله بسته شده حرم امام هشتم (ع) بر زمين افتاد . پىنوشتها: 1 . بازگشتبه خويشتن، ص 53 و 54 . 2 . غربزدگى، ص 141 . 3 . حاج آقا حسين قمى، محمدباقر پورامينى; تاريخ بيستساله ايران، ج 6، ص 268 . 4 . همان . 5 . واقعه كشف حجاب، ص 190 . ياد
شب شراب نيرزد به بامداد خمار