| مجلات >مبلغان>شماره 50 |
حميد رسايى حضرت حجت عليه السلام، فرموده است: «واما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا، فانهم حجتي عليكم وانا حجة الله عليهم; (1) در حوادثى كه اتفاق مىافتد به
راويان حديث ما رجوع كنيد; كه آنها حجت من بر شما و من حجتخدا بر آنها هستم .» امام خمينىقدس سره را به حق مىتوان از حجتهايى نام برد كه امام عصر عليه السلام به ايشان اشاره فرموده است . آن مرد الهى،
سراسر زندگىاش را مطابق بايدها و نبايدهاى دين محمد صلى الله عليه و آله ساخت و جز حق نينديشيد و نگفت; و از اينرو، هرگز
دچار دوگانگى در انديشه نشد و همواره در مسير حق، قدم نهاد . از كلام امامقدس سره چنين استفاده مىشود كه حضور روحانيت در انتخابات به صورتهاى زير ممكن است: الف . تحقيق جهت آشنايى با كانديداها; ب . حضور در حوزه انتخابيه; ج . تشويق مردم به شركت در انتخابات; د . معرفى اصلح به مردم; ه . حضور در صحنه انتخابات به عنوان كانديدا . يكى از راههاى حضور روحانيت در صحنه انتخابات، حضور محققانه و آگاهانه است . شايد بتوان گفت كه اين نوع حضور، لازمه
موارد ديگر است و اثرى مستقيم در آنها دارد; چرا كه راى يك روحانى، مستلزم شناخت او از كانديداهاست، تا بتواند راى خود را به
شخص اصلح اختصاص دهد . البته اين مطلب در مورد تمامى افراد راى دهنده و نامزدهاى انتخاباتى صادق است و اختصاص به
روحانيت ندارد . امام شهيدانقدس سره ملتشريف و تمام اقشار متعهد را متوجه اين نكته مىسازد كه با چشمى باز وارد انتخابات شده و مسامحه
نكنند: «اگر در انتخابات مسامحه كنيم، مطمئن باشيد كه از راه مجلس به ما لطمه مىزنند .» (2) چگونه مىتوان بدون تحقيق و شناخت، وارد صحنه انتخابات شد، در حالى كه امام راحلقدس سره در پيام خود به مناسبت
پنجمين سالگرد پيروزى انقلاب اسلامى كه مقارن با انتخابات مجلس بود، حكم شرعى خود را چنين بيان مىكند: «احدى شرعا نمىتواند به كسى كوركورانه و بدون تحقيق راى بدهد و اگر در صلاحيتشخص يا اشخاصى تمام افراد و گروهها نظر
موافق داشتند، ولى راى دهنده تشخيصاش بر خلاف همه آنها بود، تبعيت از آنها صحيح نيست و نزد خداوند مسئوليت دارد و اگر
گروه يا اشخاص، صلاحيت فرد يا افرادى را تشخيص دادند و از اين تائيد، براى راى دهنده اطمينان حاصل شد، مىتواند به آنها
راى دهد .» (3) رهبر عزيز انقلاب نيز راى و انتخاب به همراه شناخت را لازم و ضرورى مىدانند: «صداقت و دلسوزى نمايندهاى كه مىخواهيد انتخاب كنيد را تشخيص بدهيد و او را انتخاب كنيد .» (4) «در نظام جمهورى اسلامى كه مجلس، هم تعيين كننده آينده كشور و هم قانونگذار و تعيين كننده دولت است، تقنين مستقيما و
اجرا غير مستقيم به مجلس برمىگردد و لذا براى يك چنين كار مهمى، طبيعى است، خيلى بايد سرمايهگذارى شود .» (5) امام خمينىقدس سره نه تنها در مورد مكانى به اهميت مجلس - كه سرنوشتيك ملت در آن رقم مىخورد - بلكه حتى در مورد
انجمن اسلامى دانشگاهها كه تشكيلاتى است محدود و از اهميت مجلس برخوردار نيست، چنين مىفرمايد: «بايد شما توجه كنيد كه انجمنهاى اسلامى طورى باشند، اشخاصى باشند كه آزمايش شده باشند، سوابق آنها معلوم باشد،
كارهايى كه قبل از انقلاب مىكردند، معلوم باشد; كارهايى كه بعد از انقلاب مىكردند، معلوم باشد; كه خداى نخواسته در
انجمنهاى اسلامى يك وقت وضعى پيش نيايد كه توجه شما سلب شود از واقعيت و يك وقتببينيد كه انجمن اسلامى هم گرايش
پيدا كرده به شرق يا غرب .» (6) امام راحلقدس سره در پيام ديگرى به ملت عظيم الشان و متعهد ايران سفارش مىكند تا در مورد سوابق اشخاص و گروهها به
طور دقيق مطالعه كنند و سپس راى خود را به صندوقها بيندازند (7) . تمام اين دستورات امامقدس سره بر اساس اهميت مجلس
و تاثير شگرف اين سنگر مهم بر زندگى اقتصادى و فرهنگى مردم است . امامقدس سره در اين رابطه مىفرمايد: «همان طورى كه صنايع مادر ما داريم، مجلس هم اين طور است كه اگر مجلس، يك مجلس اسلامى كه با انتخابات صحيح انجام
بگيرد و اشخاصى كه انتخاب مىشوند، واقعا منتخب ملتباشند، تمام كارهاى كشور با دست مجلسيها اصلاح مىشود ... در اين
دورههاى آخر مىدانيد كه آن بلاهايى كه بر سر ملت آمد، مادرش مجلس بوده .» (8) بنا بر اين، اگر مردم مؤمن و روحانيون آگاه و دلسوز دقت نكنند و به سادگى با انتخابات برخورد نمايند، همان اشتباهات گذشته
تكرار خواهد شد و كسانى كه مىخواهند كشور را به باد نيستى بدهند، پيروز شده و سنگر قانونگذارى را به دستخواهند گرفت .
به فرموده حضرت امام نبايد فراموش كنيم كه: «ما يك سيلى خورديم از اشتباه، ما همه اين نابسامانيهايى كه الان داريم براى اينكه اشتباه كرديم، نبايد اشتباه تكرار بشود .» (9) اين سخن امام راحلقدس سره در سال 1360، پس از انفجار حزب جمهورى و شهادت 72 تن از ياران امام و انقلاب است، زمانى كه
در مجلس اول دستهاى از افراد وابسته حضور داشته و رئيس جمهور وقت (بنى صدر) بىلياقتى و وابستگى خود را به اثبات
رسانده بود . آيا با تعلل و كوتاهى ما در انتخابات دوره بعد، آن وقايع تلخ، تكرار نخواهد شد؟ حضرت امامقدس سره به منظور بالا رفتن ضريب اطلاعات و شناخت روحانيون در مورد كانديداها، به آنان دستور مبادله اخبار را
داده و مىفرمايد: «آقايان ائمه جمعه، علاوه بر اينكه با هم سمينار دارند، با ساير علماى بلاد تهران و قم در ارتباط باشند كه انتخابات خوب باشد .
اين مسئله، مسئله شخص نيست، بلكه براى اسلام و از امور مهمه است و امروز عمده مسئوليتها به عهده شماست و كسى نبايد
كنار برود و شانه خالى كند .» (10) امامقدس سره به منظور جلوگيرى از تكرار آن ايام تلخ و بالا رفتن ضريب اطلاعات و شناخت مردم در مورد سوابق كانديداها،
مشورت ميان نيروهاى متعهد را سفارش نمودهاند; (11) چرا كه بنا به فرموده امام على عليه السلام: «من استقبل وجوه الآراء، عرف مواقع الخطا; (12) هركس از آرا و نظريات مختلف استقبال كند، مواضع [اشتباه و] خطا را خواهد شناخت .» امام خمينىقدس سره پس از تحقيق در مورد كانديداها، براى اطمينان بيشتر از اخبار بدست آمده، ميزانى را در اختيار مردم
عزيز قرار دادهاند تا تمام راههاى سوء استفاده مسدود شود، و آن ميزان، نفى سياستزدگى و بازيچه گروهها واقع نشدن است: «در تشخيص خوب و بد، اتكال به قول غير نكنيد، مگر اشخاصى باشند كه مورد اطمينان خودتان باشد، صد در صد ... اگر چنانچه
اشخاص مطمئن باشند كه آنها تشخيص بدهند، شهادت بدهند كه فلان آدم جهات مختلفش همه خوب است، آن وقت مانعى
ندارد كه كسى به واسطه تشخيص آنها و اطمينان به اينكه اين صحيح است، راى هم به آنها بدهد; اما اين طور نيست كه
كوركورانه انسان دنبال اين باشد كه ببيند كيك چه گفته، اين صحيح نيست، اين در اسلام نيست و در جمهورى اسلامى هم نبايد
باشد .» (13) «ما نبايد مقلد كسى باشيم كه هر چه را عدهاى تشخيص دادند، همان را عمل كنيم; بلكه بايد كاملا توجه كنيم كه مثلا در تهران
چه كسانى لياقت دارند كه هم مسائل روز را بفهمند و هم متدين باشند و هم براى اسلام كار كنند، اشخاصى را انتخاب كنيم كه از
هر جهت صالح باشند، اگر كسان ديگرى هم اشخاص صالحى داشتند، به آنها راى دهيد; والا نه .» (14) بنابراين، از سخنان امامقدس سره استفاده مىشود كه تحقيق در مورد كانديداها و آشنايى با سوابق و افكار آنها يكى از وظايف تمام
اقشار ملت، در برخورد با مسئله حساس انتخابات است و بايد همواره به ياد داشت كه: «اگر چنانچه دقت در اين [سوابق افراد] نشود و مردم توجه به اين امر نكنند، مسئولند پيش خدا . اگر فردا يك گرفتارى براى
لتبه واسطه اينها پيش بيايد، ما كه مىخواهيم افراد را تعيين كنيم، مسئول هستيم، مسئوليت ما بزرگ است . امروز وجاهت
اسلام ممكن است در خطر باشد .» (15) امام هوشيار، همواره از اشخاص فرصتطلبى كه اعمال و گفتار آنان، نشان دهنده عدم اعتقادشان به اسلام و جمهورى اسلامى
است، اما با استفاده از شعارهاى به ظاهر مردمى و جنجال آفرينى در صحنه مطبوعات خود را وفادار به مردم، قانون و اسلام
معرفى مىكنند، نگران بودند و مردم را به هوشيارى و مطالعه در سوابق اين اشخاص و گروهها فرمان مىدادند و امروز پس از
گذشتبيش از دو دهه از پيروزى انقلاب ، چنين خطرى را در جامعه با وضوح بيشترى درمىيابيم و به اهميت هشدارهاى آن عزيز
پى مىبريم: «خوف آن دارم كه تبليغات براى اشخاصى كه به اسلام و جمهورى اسلامى اعتقاد ندارند و اعمال و گفتار آنان در اين يك سال
شاهد آن است و اكنون براى راه پيدا كردن به مجلس و براى كارشكنى و جنجال در محيط مقدس مجلس شوراى اسلامى، خود را
هوادار اسلام و مسلمانان جا مىزنند، در قشرى از ملت و جوانان پاكدل تاثير كند و آراى مقدس خود را به كسانى دهند كه به نفع
اجانب، با اسلام و جمهورى اسلامى مخالفت اساسى دارند . اميد است ملت مبارز متعهد با "مطالعه دقيق در سوابق اشخاص و
گروهها" آراى خود را به اشخاصى دهند كه به اسلام عزيز و قانون اساسى وفادار باشند و از تمايلات چپ و راست، مبرا باشند و به
حسن سابقه و تعهد به قوانين اسلامى و خيرخواهى امت، معروف و موصوف باشند . بايد ملتشريف بدانند كه انحراف از اين امر
مهم اسلامى، خيانتبه اسلام و كشور است .» (16) رهبر معظم انقلاب نيز بر همين اساس در آستانه انتخابات مجلس پنجم، چنين هشدار مىدهند: «بايد مراقب باشيد كه آدمهاى اهل سوء استفاده و بىاعتقاد به رسالت انقلابى و مسئوليت نمايندگى و كسانى كه مىخواهند فقط
وارد مجلس بشوند تا سوء استفاده بكنند و خداى نكرده خرابكارى انجام بدهند، وارد مجلس نشوند .» (17) تمام اين تاكيدات و هشدارهاى امام راحلقدس سره و مقام معظم رهبرى، در دقت و تحقيق درباره كانديداها و كوتاه نيامدن در
برابر جوسازيهاى آنان، بر اساس اهميت مجلس و تاثير شگرف اين سنگر مهم بر زندگى اقتصادى و فرهنگى مردم و آينده انقلاب
است . اگر مردم آگاه، دقت نكنند و به سادگى با انتخابات برخورد نمايند و يا حب و بغضهاى سياسى و جناحى را بر مصلحت كشور و
رضاى خدا مقدم نمايند، مشكلات گذشته تكرار خواهد شد و كسانى كه مىخواهند كشور را به باد نيستى و ذلت وابستگى
بسپارند، پيروز شده و سنگر قانونگذارى را به دستخواهند گرفت . بديهى است كه حاضر شدن بر سر صندوقهاى راى و انتخاب اصلح، از بديهىترين وظايف هر فرد ايرانى و مسلمان است . اگر اين
امر بديهى سبك شمرده شود، مسئوليتى به همراه دارد كه سنگينى آن در كلام امام راحلقدس سره چنين است: «اگر مسامحه كنيد، مسئول هستيد پيش خداى تبارك و تعالى، اگر نرويد و راى ندهيد و آنها كه جديت دارند به اينكه وارد بشوند
در مجلس و به هم بزنند اوضاع ايران را، آنها خداى نخواسته بروند، مسئوليتش به عهده شما است، مستقيما . مسئوليت همه
طبقات دارند، مراجع مسئولند، علما مسئولند، ائمه جماعت مسئولند، خطبا مسئولند، تجار مسئولند، بازرگانان مسئولند،
دانشگاهيها مسئولند، طلاب علوم دينيه مسئولند، كارگرها مسئولند، همه مسئولند .» (18) اهميت اين حضور با توجه به شيطنتهاى دشمنان انقلاب، پس از رحلتحضرت امام دو چندان است، به طورى كه مقام معظم
رهبرى - مد ظله العالى - مىفرمايند: «ملت ايران، شركت در انتخابات را يك فريضه بداند، يك عمل واجب . دشمن تمام نيروهاى تبليغاتى خودش را بسيج كرده تا كارى
كند كه اين انتخابات با استقبال مواجه نشود تا بتوانند بگويند كه بعد از امام، ديگر انتخابات درستى با حضور ملت انجام نگرفت .» (19) مسئوليت اين امر خطير از ديدگاه امام، به حدى است كه حضرتش آن را در كنار نماز قرار داده و فرمود: «بايد همه شما ، همه ما زن و مرد، هر مكلف ، همان طور كه بايد نماز بخواند، همان طور بايد سرنوشتخودش را تعيين كند .» (20) از اين جمله حضرت امامقدس سره به راحتى مىتوان دريافت كه ترغيب و تشويق مردم در اين امر مهم تا چه اندازه لازم و واجب
است . بهتر است ، كمى در اين باره كه چرا حضرت امامقدس سره شركت و حضور در انتخابات را كنار نماز قرار داده، دقت كنيم . آيا فرد
مسلمانى كه به سن تكليف رسيده، مىتواند نماز را ترك كند؟ يك روحانى تا چه اندازه بايد مبلغ نماز و احكام فرعيه اسلام باشد؟
راستى چرا نماز؟ چرا با اعمال عبادى ديگر سنجيده نشده است؟ آيا جز اين است كه نماز ستون دين بوده و تمام اعمال ديگر در
سايه آن به پا مىشود؟ بنا بر اين، شركت در انتخابات و حفظ نظام اسلامى به اندازه نماز اهميت دارد، چرا كه تمامى اعمال و حتى
عبادتى چون نماز نيز به دليل حكومتها تضعيف و يا تقويت مىشود . حال به خوبى مىتوان اهميت اين كلام امامقدس سره را درك
كرد: «بايد همه شما با تمام جديت در اين [انتخابات]، همه اشخاصى كه در هر جا هستند، اهل علمى كه در هر جا هستند با كمال
جديت مردم را دعوت بكنند به دخالت ، دخالت كنند در مسئله، حاضر بشوند .» (21) آيا طلاب نبايد براى آگاهى مردم در مسائل عبادى ، از درس و بحث دست كشيده ، به شهرها و روستاها هجرت كنند و در ماههاى
تبليغى و مواقع ممكن به ارشاد مردم بپردازند؟ در مورد مسائل سياسى همچون انتخابات چطور؟ امامقدس سره در اين باره
مىفرمايد: «ما مكلفيم در امور سياسى دخالت كنيم، مكلفيم شرعا، همان طور كه پيغمبر مىكرد، همان طور كه حضرت امير مىكرد . در
اين ايام كه اعلان مىكنند مسئله انتخابات رئيس جمهور [است]، آن اشخاص كه در حوزهها هستند بايد دست از كارها بردارند و
راه بيفتند تو شهرها و دهات و روستاها و آن جاهاى دورافتاده و كمك كنند و اگر نكنند، فردا مسئولند پيش خدا . مردم را دعوت كنند به دخالت در امور، به انتخاب يك رئيس جمهور صحيح، كمك كنند براى رساندن صندوقها به روستاهاى دور
افتاده، اگر شما نكنيد، آنهايى كه بر ضد شما هستند، مىكنند اين كار را، تبليغ مىكنند آنجاها . شماها مبلغ اسلام هستيد، امروز
تبليغ اسلام براى حفظ خود اسلام [است] .» (22) آيا چهرههاى سرشناس روحانيت كه مورد وثوق و اطمينان قشرهاى مختلف هستند، نبايد از ميان كانديداهاى موجود در هر
شهر، افراد صالح كه توانايى حضور در سنگر مجلس را دارند، به مردم معرفى نمايند تا مجلس آينده، ياورى مناسب و بازويى قوى
در راستاى اهداف بلند «ولايت فقيه» در ايران اسلامى و جهان باشد؟ نبايد فراموش كنيم كه امام خمينىقدس سره كنارهگيرى روحانيت و عدم حضور آگاهانه آنان را باعثبه وجود آمدن بسيارى از
مشكلات دوران قبل از انقلاب مىدانستند: «من به قشر روحانيت هم عرض مىكنم كه كنارهگيرى موجب اين مىشود كه همان طورى كه در سابق، كنارگيرى علماى
مذاهب، اسباب اين شد كه ملت ما و بزرگانشان جدا شدند و هر كارى خواستند دولتها كردند و دولتها را به حال خود گذاشتند و
هر طور سركشى خواستند كردند، اگر چنانچه شما از صحنه بيرون برويد، علما، دانشمندان از صحنه بيرون بروند، اين اسباب اين
مىشود كه باز آن مسائل سابق پيش بيايد .» (23) يكى از قشرهايى كه امام عزيزقدس سره براى مشورت مردم معرفى نموده و بر آن تاكيد داشتهاند، روحانيون و طلاب معظم
مىباشند . طبيعى است كه در مقابل سفارش حضرت امامقدس سره مبنى بر انتخاب اصلح، روحانيت نيز مؤظف است در راستاى
رشد و هدايت صحيح و مصلحت مردم، كانديداى اصلح از هر قشر و گروهى را به مردم معرفى كند . اگر كسى پس از تحقيق، شناسايى و آشنايى با كانديداها، فرد اصلح را از جهات اخلاقى، سياسى، علمى و اطلاعات لازم براى
حضور در سنگر مجلس مناسب تشخيص داد، چطور مىتواند ساكتبماند و مردم شهيد پرور را در مقابل تبليغات مسموم
راديوهاى بيگانه و وعدههاى فريبكارانه جمعى از كانديداهاى دنيا دوست و يا مخالف با ولايت فقيه رها كند، حتى اگر فرد اصلح در
جناح و گروه او نباشد؟! آيا چنين اشخاصى شامل اين سخن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نخواهند شد: «ان العالم الكاتم علمه، يبعث انتن اهل القيامة ريحا يلعنه كل دابة حتى دواب الارض الصغار; (24) همانا عالمى كه علمش را پنهان مىكند، بدبوترين اهل قيامتبرانگيخته مىشود، در حالى كه تمام جانداران; حتى جانداران
كوچك زمين او را لعنت مىكنند .» امام خمينىقدس سره در جمع اعضاى حزب جمهورى اسلامى خطاب به افراد حزب اللهى مىفرمايد: «بايد خيلى دقتبكنيد، كانديدتان را تعيين كنيد و ارائه بدهيد به مردم، اين كانديد ماست، اين است كه براى اسلام كار مىكند،
ترويج كنيد از آن .» (25) آن عزيز راحل، در كنار معرفى افراد اصلح و تذكر اين مطلب كه تمام اقشار آزادند كه كانديدا معرفى نمايند، به معرفى كنندگان
نيز نكاتى را متذكر شدهاند . ايشان معرفى اشخاص را در درجه اول، يك محك و ميزان براى شناخت هر فرد از خودش مىداند: «انتخاب اصلح براى مسلمين، يعنى انتخاب فردى كه تعهد به اسلام و حيثيت آن داشته باشد و همه چيز را بفهمد . چون در
مجلس، اسلام تنها كافى نيست، بلكه بايد مسلمانى باشد كه احتياجات مملكت را بشناسد و سياست را بفهمد و مطلع به مصالح و
مفاسد كشور باشد و ممكن استبه شما و گروه شما هم مربوط نباشد، كه اگر اصلح را انتخاب كرديد، كارى اسلامى مىكنيد و اين
يك محكى استبراى خودتان كه تشخيص بدهيد، انتخاب براى اسلام استيا براى صلاح خودتان .» (26) حضرت امامقدس سره در كلام ديگرى، انتخاب اصلح را ضابطهگرايى معرفى نموده است: «اگر كسى يا كسانى را در غير گروه يا صنف خود يافتند كه از افراد گروهشان لايقتر است، او را كانديد كنند . مسئله انتخابات يك
امتحان الهى است كه گروهگرايان را از ضابطهگرايان ممتاز مىكند و مؤمنين و متعهدين را از مدعيان جدا مىنمايد .» (27) به طور كلى، دين اسلام بر اين اصل بنيان گرفته كه انسانها در تمام مراحل زندگى در برابر اعمال خود مسئولند . آدمى اگر براى
امرى كه توانايى انجام آن را دارد، پيشقدم نشود، در پيشگاه خدا مسئول است، همچنين اگر توانايى انجام آن را نداشت، ولى با
تشويق هواى نفس خويش پيشقدم شد و ميدان را از افراد توانا ربود، نزد خداوند مسئول است . البته اين اصل مهم در تمام مراحل
زندگى انسان جاريست و اختصاص به امر مشاركت در انتخابات يا روحانى بودن ندارد . رسول اكرم صلى الله عليه و آله در اين باره چنين مىفرمايد: «من تقدم على قوم من المسلمين و هو يرى ان فيهم من هو افضل منه، فقد خان الله ورسوله والمسلمين; (28) هر كس خود را بر جمعى از مسلمين مقدم كند، در حالى كه مىبيند، فردى شايستهتر از او در ميان آنان است، يقينا به خدا و
پيامبرش و مسلمين خيانت كرده است .» براساس اين اصل مهم، وظيفه هر فرد مسلمان متعهد است كه در صورت داشتن توانايى حضور در سنگر مجلس، خود را به مردم
معرفى كند، به خصوص روحانيون متعهد; چرا كه اسلام و مردم، از عدم حضور اين قشر متعهد آگاه، ضربههاى بسيارى خورده و
هنوز داغ عدم حضورشان بر پيكره نظام اجتماعى ما نمايان است . حضرت امامقدس سره كنارهگيرى روحانيت را علتبسيارى از
مشكلات برشمردهاند: «اگر در صدر مشروطه علما آمده بودند در ميدان، مؤمنين آمده بودند، روشنفكرهاى متعهد آمده بودند و مسلمانهاى متعهد
آمده بودند و قبضه كرده بودند مجلس را و نگذاشته بودند كه ديگران بيايند مجلس را بگيرند، ما به اين روزگار نمىرسيديم، ما
مملكتمان خراب نمىشد، ما عزتمام از بين نمىرفت .» (29) بنا بر اين، حضور روحانيت، فرضى است مسلم، به خصوص در اين دوره كه عدهاى با نقشههاى از پيش طراحى شده، سعى در
حذف روحانيت آگاه، مبارز و دلسوز از حضور در صحنه قانونگذارى كشور دارند و چنين جلوه مىدهند كه مجلس آينده، نياز به
افراد متخصص دارد، در حالى كه حضور «روحانيت آگاه به احكام شرعى و سياسى» ، خود از تخصصهاى انكارناپذير مجلس است، تا
طرحها و لوايح با قدرت علمى بيشترى به شوراى نگهبان عرضه شود و با اصول اسلام و قانون اساسى مطابقت داشته باشد . علاوه بر اين، جمعى از روحانيون، در كنار دارا بودن شرايط اخلاقى و علمى حوزوى، از علوم دانشگاهى نيز بهره بردهاند . امام خمينىقدس سره ملت مسلمان را به اين نقشه كه در دوران مشروطه توسط دشمن به اجرا درآمد، توجه داده و معتقدند كه با
كنار گذاشتن روحانيت، به مرور زمان افراد متدين ديگر را نيز از صحنه خارج مىكنند: «به دنبال خروج روحانيون يا به عبارت ديگر اخراج آنان از صحنه، عموم متدينين از هر قشرى از اقشار، چه فرهنگى، چه كارگرى،
چه ادارى و بازارى و چه غير اينها نيز از دخالت كناره گرفتند و يا بر كنارشان كردند و آن شد كه شده . اكنون ما بايد از آن توطئهها و مفاسدى كه از انزواى متدينين پيش آمد و سيلى كه اسلام و مسلمين خوردند، عبرت بگيريم و
بدانيم و بفهميم كه نظام اسلام و اجراى احكام آسمانى آن و مصالح ملت و كشور اسلامى و حفظ آن از دستبرد اجانب، بستگى به
دخالت اقشار مختلف و بويژه روحانيون محترم و مراجع معظم دارد و اگر خداى نخواسته بر اسلام يا كشور اسلامى از ناحيه عدم
دخالت در سرنوشت جامعه، لطمه و صدمهاى وارد شود، يك يك تمام ملت در پيشگاه خداى قهار توانا مسئول خواهيم بود و
نسلهاى آينده كه ممكن است از كنارهگيريهاى كنونى مورد هزارگونه تجاوز واقع شوند، ما را نبخشند .» (30) البته بايد توجه داشت كه سفارش امام راحلقدس سره، تنها به حضور اين لباس در مجلس خلاصه نمىشود، بلكه آنچه مهم است،
حضور آگاهانه، و تدين همراه با تخصص است . امامقدس سره به اين نكته نيز در كلام خود چنين اشاره كرده و مىفرمايد: «مجرد اينكه اين خيلى آدم خوبى است، اول وقت نمازش را مىخواند و نماز شب مىخواند، اين براى مجلس كفايت نمىكند،
مجلس اشخاص سياسى لازم دارد، اشخاص اقتصاددان لازم دارد، اشخاص سياستمدار لازم دارد، اشخاص مطلع بر اوضاع جهان
لازم دارد . بايد تعهد به اسلام باشد و موافقتبا جمهورى اسلامى باشد، لكن اين مسائل هم باشد . در يك مجلس بايد همه چيز
باشد .» (31) وبر اين اساس، دو شرط مهم براى نماينده روحانى ذكر مىكردند: «مجلس ... محتاج به علما و روحانيون مطلع از احكام شرعى و سياسى اسلام است .» (32) و در كلامى ديگر، حضور افرادى مانند مرحوم مدرسقدس سره را لازم و مؤثر دانسته مىفرمايد: «بايد دانست مسلمان بودن تنها فايدهاى ندارد، بايد جمهورى اسلامى را قبول داشته باشد و از مسائل روز اطلاع داشته باشد .
سعى كنيد مثل مرحوم مدرس (33) را انتخاب كنيد، البته مثل مدرس كه به اين زوديها پيدا نمىشود، شايد آحادى مثل مدرس
باشند، كسانى را كه انتخاب مىكنيد بايد مسائل را تشخيص دهند، نه از افرادى باشند كه اگر روس يا آمريكا يا قدرت ديگرى
تشرى زد، بترسد . بايد بايستند و مقابله كنند .» (34) البته در كشور اسلامى ما در هر دوره، افرادى با خصوصيات نزديك به شهيد مدرسقدس سره براى انتخابات مجلس به چشم
مىخورند، چهرههاى با تقوايى كه به مسائل سياسى، اقتصادى و فرهنگى روز آشنا بوده و لياقتخود را در سالهاى قبل و بعد از
انقلاب به اثبات رسانده و در مقابل زندگى فريبنده دنيا، سيره امام خويش و رهبر عزيزمان را در پيش گرفتهاند . ملتشريف ايران نيز همانند دورههاى قبل با درايت و هوش سياسى خود از ميان كانديداهاى موجود، روحانيون برجسته، عالم و
امتحان شده نظام كه عشق خود به «ولايت فقيه» را به اثبات رساندهاند، بر مىگزينند و اجازه ورود به افراد معلوم الحال - حتى در
لباس روحانيت - كه از جهات مختلف سياسى و دنيايى ضعف خود را نشان دادهاند، نخواهند داد . و اگر در بعضى از حوزههاى
انتخابى، روحانيت آگاه، متدين و آشناى به مسائل سياسى و اقتصادى كشور وجود نداشت، از كانديداهاى موجود، افرادى را كه در
درجه اول، تعهد عملى خود را به اسلام و آرمانهاى امامقدس سره و مقام معظم رهبرى - مدظله العالى - به اثبات رساندهاند و در
كنار آن از تخصص و آگاهى سياسى و اقتصادى برخوردارند و مورد وثوق روحانيون سرشناس و متعهد منطقه مىباشند، انتخاب
خواهند كرد . بنا بر اين، نبايد اصرار داشت كه روحانيان، فقط بايد كانديداى روحانى را به مردم معرفى كنند . زيرا وظيفه، «معرفى اصلح است»
در هر لباسى . امام عزيزقدس سره در سخنان خود علاوه بر يادآورى لزوم حضور روحانيت در صحنه مجلس شوراى اسلامى، اين نكته را نيز
متذكر شدهاند كه روحانيون معظم، بايد در مسئوليتهاى فرهنگى و اجتماعى خود دقت كنند كه كدام سنگر به نفع اسلام و
مسلمين است، چرا كه گاهى حضور يك روحانى به عنوان يك مبلغ و هدايت كننده فرهنگى منطقه، بسيار ضرورىتر از حضور در
سنگر مجلس است، به خصوص بزرگوارانى كه مسئوليتهاى فرهنگى و علمى مؤثرى در نهادها و شهرهاى خود به عهده دارند . بنا بر اين، نبايد پنداشت كه تنها مجلس، جاى خدمت است، بلكه بايد مصلحت اسلام و مسلمين و تواناييهاى فردى را نيز در نظر
گرفت . در اين كلام امام راحلمانقدس سره، دقت كنيد: «حضرات روحانيون از ائمه جمعه و جماعات يا ساير آقايان محترم، توجه كنند كه شهرهاى خود را از خدمتگزاران به ملت و
بندگان صالح خدا خالى نكنند كه خدمتبه مردم و رفع حاجات آنان و تربيت علمى و اخلاقى بندگان خدا كه شغل شريف
روحانيت است، بر هر چيز مقدم است ، مگر آنكه بدانند وجود آنها در مجلس براى خدمتبه اسلام مفيدتر است . ميزان در نظر
همه، ارزش خدمتباشد نه خداى نخواسته تحصيل مقام .» (35) پىنوشت: 1) الغيبة، الطوسى، ص 177 . 2) صحيفه نور، ج 18، ص 198 (12 دى 62) . 3) همان، ص 232 (22 بهمن 62) . 4) نماز جمعه تهران، 8 فروردين 71 . 5) در مصاحبه با مجله سروش، 15 بهمن 62 . 6) صحيفه نور، ج 14، ص 235 (4 خرداد 60) . 7) همان، ج 12، ص 3 (21 اسفند 58) . 8) همان، ج 17، ص 272 (14 خرداد 62) . 9) همان، ج 15، ص 167 (13 تير 60) . 10) همان، ج 18، ص 152 (4 آبان 62) . 11) همان، ص 152 (4 آبان 64) . 12) فروع الكافى، ج 8، ص 22; نهج البلاغه، حكمت 173 . 13) صحيفه نور، ج 18، ص 203 (13 دى 62) . 14) همان، ص 198 (12 دى 62) . 15) همان، ج 9، ص 271 (17 آبان 58) . 16) همان، ج 12، ص 3 (21 اسفند 58) . 17) روزنامه اطلاعات، 15 بهمن 74 . 18) صحيفه نور، ج 12، ص 6 (22 اسفند 58) . 19) نماز جمعه تهران، 8 فروردين 71 . 20) صحيفه نور، ج 15، ص 168 (7 مهر 60) . 21) همان، ج 15، ص 58 (10 تير 60) . 22) همان، ج 15، ص 59 (10 تير 60) . 23) همان، ج 17، ص . 79 (27 آبان 61) . 24) المحاسن، ج 1، ص 361 . 25) صحيفه نور، ج9، ص 128 (23 شهريور 58) . 26) همان، ج 18، ص 136 (13 مهر 62) . 27) همان، ص 232 (22 بهمن 62) . 28) الغدير ، ج 8، ص 291 . 29) صحيفه نور، ج 12، ص 6 (22 اسفند 58) . 30) همان، ج 18، ص 231 (24 بهمن 62) . 31) همان، ج 12، ص 204 (13 دى 62) . 32) همان، ج 18، ص 231 (22 بهمن 62) . 33) مرحوم عبدالعلى لطفى كه با مدرس روابط سياسى و دوستانهاى داشت، در جزوهاى تحت عنوان «بيرنگ» ، به شخصيت
مدرس، چنين اشاره كرده است: «مدرس مردى بود شجاع، مبارز، پرهيزگار، قاطع، مصمم، دلسوز، بشردوست، داراى قدرت قوى در پيش بينيها و خواندن
حوادث آينده و درك نتيجه آنها و در معالجه بسيارى از دردهاى سياسى، اهل مشورت، ساكت در استماع اظهارنظرها، داراى
صاعقه برقآساى فكرى در پاسخ آنها و در عين حال بذلهگو، اما نه به طريق استهزاء و تحقير و تخفيف و تكذيب، بلكه با بكار بردن
منطق خاص خود، در سايه آن براى مجاب كردن حريف و انداختن او در بن بستهاى استدلال» (داستانهاى مدرس، ص 125) . 34) صحيفه نور، ج 18، ص 198 (12 دى 62) . 35) همان، ج 18، ص 232 (22 بهمن 62) . چگونگى حضور روحانيت در انتخابات
چگونگى حضور روحانيت در انتخابات
الف . تحقيق در مورد كانديداها
مهمترين نگرانى امام امت:
ب) حضور در حوزه انتخابيه
ج- تشويق مردم به شركت در انتخابات
د- معرفى اصلح به مردم
ه) حضور در انتخابات به عنوان كانديدا