زیارت اهل قبور از دیدگاه پیشوایان اسلام و آثار آن ">
مجلات >مکتب اسلام>شماره 4 (سال 82)

زيارت اهل قبور از ديدگاه پيشوايان اسلام و آثار آن

دكتر حسين حقانى زنجانى

به دنبال بحث از اين مسائل كه انسانها بعد از مردن، مثل ساير موجودات، فانى مى‏شوند و در عالم مثال و عالم برزخ موجودند و به زندگى خود، خوب يا بد در باغ فردوس و يا در عذاب، ادامه مى‏دهند، و پس از اثبات عالم برزخ از ديدگاه قرآن و احاديث، حال اين مسائل مطرح است كه چگونه انسانهاى موجود در دنيا مى‏توانند با ارواح موجود در قالب مثالى در عالم برزخ رابطه برقرار كنند؟ و اين ارتباط، چه نتايج مثبت در وضعيت زندگى انسان‏هاى موجود در عالم برزخ و عالم مثال، مى‏تواند داشته باشد؟ .

روايتى از «امام صادق‏» عليه السلام نقل شده است كه فرمود: «قبور مؤمنين و مؤمنات را زيارت كنيد» زيرا:

«انهم يانسون بكم فاذا غبتم عنهم استوحشوا» يعنى: «آنان با شما انس مى‏گيرند، وقتى كه از آنان دور مى‏شويد، دستخوش وحشت مى‏شوند» .

علت اينكه خوب است‏به زيارت مؤمنين و مؤمنات برويد و در رابطه با آنها قرار داشته باشيد اين است كه آنان در دنيا با شما انس داشتند و هنگامى كه شما از آنان دور شديد (و آنان نيز از شما دور شدند) چه بسا حالت وحشت، ارواح آنان را فرا مى‏گيرد . پس براى رفع نگرانى و وحشت مردگان، با آنها در تماس باشيد (1) .

حال اين سؤال مطرح است كه آيا مردگان درك مى‏كنند كه چه‏كسى به زيارت آنها آمد و يا كسانى كه به زيارت آنها آمده‏اند چه حالى دارند؟ و بايد داشته باشند؟ .

اين مساله را نيز راوى از «امام موسى كاظم‏» عليه السلام امام هفتم شيعيان جهان سؤال نمود و پاسخ آن را دريافت كرد، روايت چنين نقل شده است:

«قال: قلت له: المؤمن يعلم بمن يزور قبره قال: نعم و لا يزال مستانسا به مادام عند قبره فاذا قام و انصرف من قبره دخله من انصرافه عن قبره وحشة‏» .

يعنى: «راوى از امام هفتم شيعيان سؤال كرد: آيا روح مؤمن مرده، علم پيدا مى‏كند كه چه كسى به زيارت قبر او مى‏رود؟ فرمود: آرى، روح مؤمن موجود در عالم برزخ مادامى كه زيارت‏كننده، كنار قبر او قرار دارد با او انس پيدا مى‏كند و هنگامى كه از سر قبر او منصرف شده برگشت، ميت را وحشت فرا مى‏گيرد (2) » .

پس رابطه‏داشتن انسانهاى موجود در دنيا با مردگان از قبيل فاميل و خويشاوندان و بزرگان دينى و مذهبى و ... مى‏تواند آثار نيك و مؤثرى در روحيه مردگان و نيز آمرزش آنها نزد خداوند و در نتيجه آرامش روحى آنان، داشته باشد .

حال اين سؤال نيز مطرح است كه راههاى ارتباط انسان‏هاى دنيائى با مردگان موجود در عالم مثال كدام بوده؟ و رابطه‏ها چگونه برقرار مى‏گردد؟ . در اين خصوص روايتى از امام صادق عليه السلام چنين وارد شده است:

«عن عبدالله بن سنان قال: قلت لابى عبدالله عليه السلام: كيف التسليم على اهل القبور؟ فقال: نعم: تقول: السلام على اهل الديار من المسلمين و المؤمنين انتم لنا فرط و نحن ان شاء الله بكم لاحقون‏» ، و در حديثى ديگر چنين وارد است كه بگويند: «السلام عليكم من ديار قوم مؤمنين و انا ان شاء الله بكم لاحقون (3) » .

يعنى: «راوى اين روايت، عبدالله بن سنان نقل مى‏كند كه از امام صادق عليه السلام سؤال كردم آيا سلام بر اهل قبور چگونه است؟ فرمود: آرى، [براى ايجاد رابطه بين خود و اهل قبور] چنين مى‏گوئى: «درود و سلام مى‏فرستم بر اهل ديار از مسلمين و مؤمنين و نيز خطاب بر ارواح مردگان كرده، مى‏گوئى كه: شما از ما دور شده‏ايد و ما به زودى به شما ملحق خواهيم شد (يعنى ديگر نگران نباشيد و مشكل دورى ما از شما بالاخره حل خواهد شد) .

و در روايت ديگرى نيز چنين وارد شده است كه:

«عن جراح مدائنى سالت ابا عبدالله عليه السلام: كيف التسليم على اهل القبور قال: تقول: السلام على اهل الديار من المسلمين و المؤمنين، رحم الله المستقدمين منا و المستاخرين و انا ان شاء الله بكم لاحقون (4) » .

«جراح مدائنى مى‏گويد: من از امام صادق عليه السلام سؤال كردم كه بر اهل قبور چگونه سلام بدهم؟ يعنى با آنان چگونه رابطه نزديك برقرار كنم فرمود: «در كنار قبر مؤمنين و مؤمنات، قرار گرفته چنين مى‏گوئى: درود بر اهل ديار از مسلمين و مؤمنين باد، خداوند رحمت كند پيشينيان از مردگان و آنهائى را كه بعدا به شما ملحق شده‏اند و ما نيز بالاخره به شما ملحق خواهيم شد . (پس نگران نباشيد و وحشت و ترس از دورى، شما را ناراحت نكند) .

حتى اگر در حال زيارت قبور، دست‏خود را روى قبر بگذارد و سوره «انا انزلناه فى ليلة‏القدر» را هفت مرتبه بخواند ايمنى آنان از عذاب و گرفتاريها، بيشتر خواهد بود .

بديهى است كه اين، يكى از نتايج و آثار مفيد و پرارزش زيارت اهل قبور و رابطه با آنها است كه سختى زندگى در عالم مثال را براى آنها كم كرده، در روح آنان ايمنى و آرامش، ايجاد خواهد كرد . «على بن بلال‏» از امام رضا عليه السلام روايتى را چنين نقل مى‏كند كه فرمود:

«من اتى قبر اخيه ثم وضع يده على القبر و قرا سورة: [انا انزلناه فى ليلة‏القدر] سبع مرات امن يوم الفزع الاكبر او يوم الفزع (5) » .

«از امام رضا عليه السلام نقل فرمود: كسى كه كنار قبر برادر [دينى] خود آمده، دستش را بر روى قبر او نهاده و سوره قدر يعنى [انا انزلناه فى ليلة‏القدر] را هفت مرتبه بخواند از گرفتاريها و سختى‏هاى روز قيامت كه بايد پاسخ‏گوى اعمال خويش باشد، ايمنى پيدا مى‏كند . يعنى خداوند فضل و كرم و رحمت‏خود را شامل حال مؤمنان مرده مى‏نمايد و آنها را از عذاب و درد و گرفتارى روز قيامت نجات مى‏دهد» .

پس زيارت اهل قبور يكى از راههاى عفو گناهان مردگان بوده و براى آنها راه نجاتى از اين طريق پيدا مى‏شود كه بتوانند گناهان خود را سبك گردانند و از عذاب و گرفتارى نجات پيدا كنند . پس زيارت اهل قبور، يك مساله اساسى براى ارواح موجود در عالم مثال بوده، سبكى گناهان را در بردارد .

ثمره زيارت اهل قبور از ديدگاه پيشوايان اسلامى، منحصر به مردگان نيست، بلكه دعاى انسان‏ها در كنار قبور مؤمنين و مؤمنات، مورد پذيرش قرار گرفته، به بركت و احترام مردگان حاجت زندگان را نيز برآورده مى‏كند .

چنانكه محمد بن مسلم از «امام صادق عليه السلام‏» به آن حضرت نيز از امام على عليه السلام نقل مى‏كند كه فرمود:

«زورو امواتكم فانهم يفرحون بزيارتكم و ليطلب احدكم حاجته عند قبر ابيه و عند قبر امه بما يدعوا لهما (6) » .

«مردگان فاميل و عشيره خود را زيارت كنيد زيرا آنان با زيارت شما، شاد مى‏شوند و علاوه بر اين مناسب است همراه زيارت اهل قبور (و بخصوص) زيارت پدر و مادر خود، حاجت‏خود را از خداوند خواسته دعا كنيد» .

در روايت ديگرى از امام محمد باقر عليه السلام نقل شده است كه راوى مى‏گويد: من با آن حضرت بودم كه با هم داخل قبرستان بقيع شديم در آنجا امام باقر عليه السلام در كنار قبر فردى از شيعه از اهل كوفه ايستاد: و چنين فرمود:

«اللهم ارحم غربته و صل وحدته و آنس وحشته و اسكن اليه من رحمتك ما تستغنى بها عن رحمة من سواك و الحقه لمن كان يتولاه (7) » .

«پروردگارا، غربت و تنهائى او را رحم كن و وحشت او را تو، مانوس باش و از رحمت‏خود، او را آرامش ده بطوريكه از رحمت غير تو بى‏نياز گردد، او را به كسى كه دوست دارد، ملحق كن‏» .

از اين روايت و روايات ديگر معلوم مى‏شود كه در عالم پس از مرگ گرفتاريهاى روحى فراوانى وجود دارد كه ارواح مردگان با آنها، هم‏ساز بوده، مواجه هستند .

پى‏نوشت:

1) فروع كافى، ج‏3، ص‏228، تاليف: ابى جعفر محمد بن يعقوب بن اسحاق كلينى رازى، متوفاى سال 328329ه . ق، ناشر: شيخ محمد آخوندى، سال 317ه . ق .

2) فروع‏كافى، ج‏3، ص‏228، باب زيارة‏القبور .

3) فروع كافى، ج‏3، ص‏229، باب: زيارة‏القبور، ح‏5 و 7 .

4) همان، ح‏8 .

5) فروع كافى، ج‏3، ص‏229، ح‏9 .

6) فروع كافى، ج‏3، ص‏230، ح‏10 .

7) فروع كافى، ج‏3، ص‏229، ح‏6 .