| مجلات >مکتب اسلام>شماره 2 (سال 82) |
دكتر حسين حقانى زنجانى به دنبال اثبات عالم برزخ در قالب مثالى در بحثهاى گذشته، اين سؤال علمى مطرح است كه اين قالب مثالى چه موقع پيدا
مىشود؟ آيا بعد از مفارقت و جدائى روح از قالب جسم و بدن در انسانها پديد مىآيد؟ يا اينكه اين قالب در عالم ماده دنيوى نيز
همراه جسم و بدن و قالب جسمى، وجود داشته است؟ پاسخ اين سؤال اين است كه: به هنگام مرگ و انتقال از اين حيات دنيوى، بدن جسمى و مادى در قبرها مىماند و ذرات اجسام به
تدريج از همديگر جدا شده، جزء زمين و مواد زمينى مىگردد و ديگر جسدى كه اجزاى آن با يكديگر به صورت يك فرد انسانى
هماهنگ باشد، وجود ندارد ولى قالب مثالى موجود در جسم و بدن دنيوى زنده بوده، وجود داشته، در عالم مثال به زندگى خود
ادامه مىدهد . مرحوم ملا محسن فيض كاشانى (1) معتقد است كه اين قالب مثالى در همين دنياى مادى و جسمى نيز وجود داشته و جسد
مثالى، قالبى است كه روح در آن قالب بوده و در زندگى دنيائى نيز اين قالب مثالى در اين بدن جسمى قرار دارد پس: 1 . اين قالب مثالى با جسد جسمى دنيائى انسان الآن در دنيا نيز موجود است و با حيات او حيات دارد و همه اجسام انسان براى
آينده خود چنين حالى را دارند . 2 . اين يك قانون طبيعى بوده و مرحله بعدى خلقت از مرحله قبلى آن نشات گرفته است . تا مرحله قبلى نباشد مرحله بعدى
تحقق نخواهد يافت . وى معتقد است پيدايش قالب مثالى نيز از اجسام خاكى است و اين بدن عنصرى به منزله قشر و غلاف آن مىباشد . عبارت ايشان در كتاب «كلمات مكنونة من علوم اهل الحكمة و المعرفة» (2) چنين است: «... ان الجسد المثالى هو الجسد الذى يتصرف فيه الروح و فى هذه النشاة ايضا بتوسطه فى هذا البدن المحسوس، اذ هو معه الان
و حياته كحياته ذاتية و هو متولد من هذه الاجسام الترابية و هذا البدن العنصرى بمنزلة قشر و غلاف له» . «همانا جسد مثالى (و قالب مثالى) همان قالب جسدى بدن بوده كه روح در آن تصرف مىكند و در بدن محسوس نيز روح، از اين
قالب مثالى موجود در بدن، استفاده مىكند; زيرا اين قالب مثالى در دنيا همراه قالب جسدى بوده، حيات قالب مثالى در دنيا
همان حيات قالب جسدى است و حيات براى او ذاتى بوده و اين قالب مثالى در دنيا پديد آمده از اجسام خاكى است و بدن جسمى
عنصرى در دنيا به منزله قشر و غلاف قالب مثالى است!» . آرى از انسان مرده در عالم دنيا گوشت و استخوانى باقى نمىماند جز طينت او كه خداوند او را از آن آفريده و او فاسد نشده، از
بين نمىرود تا اينكه به هنگام بعثبراى روز رستاخيز به واسطه آن جسد اوليه او پديدار مىگردد . از اينرو در برخى از روايات از طينت انسان به عنوان «عجب الذنب» يعنى ماده ادامه دهنده زندگى در عالم پس از مرگ در روز
رستاخيز نام برده شده است چنانكه از معصوم عليه السلام نقل شده است: «كل ابن آدم يبلى الا عجب الذنب» . همه اعضا و جوارح
فرزند آدم مىپوسد جز عجب ذنب يعنى طينت او، يعنى ماده حيات او در روز رستاخيز . پس جسد مثالى يك نوع جسدى است كه روح در آن تصرف مىكند و در نشات دنيائى (عالم دنيائى) نيز به توسط اين بدن
جسمى در آن قرار دارد; زيرا جسد مثالى با جسد جسمى دنيائى الآن با هم موجودند . مرحوم فيض كاشانى معتقد است كه اين جسد مثالى كه ما مىگوئيم در عالم برزخ وجود دارد اينطور نيست كه بعد از مردن
پيدا شده باشد . ايشان دليلى كه بر اين مساله مىآورد خواب است . وى مىگويد: «نفس ما در اين دنيا بعد از مرگ، از بدن خارج مىشود ولى بدن، قالب آن به شمار مىرود و همين قالب بعد از مردن به صورت
لطيفتر و ظريفتر يعنى در قالب مثالى قرار گرفته به زندگى خود بعد از مرگ ادامه مىدهد، ايشان معتقد است همانطور كه در
عالم خواب نفس انسانى يك قالبى دارد همين قالب به همراه جسد براى روح و نفس وجود دارد و با حيات نفس و بقاى آن نيز
ادامه پيدا مىكند» . براى تصوير اين مساله مثالهاى زيادى وجود دارد . ايشان در كتاب «كلمات مكنونة من علوم اهل الحكمة و المعرفة» آن را اينگونه
توضيح مىدهد كه مثلا اگر گردوئى را در نظر بگيريم، اين گردو يك پوسته سخت دارد و يك پوسته نرم كه مغز گردو در داخل آن
قرار گرفته است . در حقيقت قالبى كه ما در دنيا داريم يك پوسته سختبدن ما است اما هيچ منافاتى ندارد كه در باطن همين
جسم ما يك پوسته لطيفتر مثل پوسته نازك داخلى گردو وجود داشته باشد و اين قالب لطيف و ظريف را از همين دنيا به عالم
مثال بعد از مرگ مىبريم . ايشان بدنبال اين مطالب مىگويد: پيدايش اين قالب مثالى نيز از اجسام خاكى استيعنى همان اجسامى كه جسم بدنى ما را
ايجاد كرده، همان عناصر و اجسام، اين قالب مثالى را نيز ايجاد كردهاند . براى فهم بهتر مطلب بايد گفت كه اين يك قانون طبيعى
در مراحل مختلف خلقت است كه مرحله بعدى خلقت از مرحله قبلى آن نشات مىگيرد . و تا قبلى نباشد، بعدى تحقق پيدا
نمىكند جسم ما نيز همينطور است كه از نطفه پديد آمده و اين نطفه نيز از عناصر زمينى است و اگر مراحل قبلى زمينى وجود
نداشته باشد، نطفه وجود نخواهد داشت . و اگر نطفه وجود نداشته باشد جسم انسان و در نتيجه روح انسان و قالب مثالى نيز
تحقق پيدا نمىكند . پس، از نظر مرحوم فيض كاشانى اين بدن عنصرى به منزله قشر و غلاف آن مىباشد وى در توضيح آن دو بيتشعر پرمعنى را
اينگونه سروده است: گويم سخنى ز حشر چون برق از ميغ بشنو كه ندارم ز تو اين نكته دريغ اين جان تنست كه هستشمشير و غلاف آن روز بود غلافش از جوهر تيغ پس، اين جان و تن مانند شمشير و غلاف استيعنى جان به منزله شمشير و تن به منزله غلاف آن
است . و در روز قيامتخداوند اين شمشير را از غلاف بيرون آورد . حاصل نظر محقق فيض كاشانى در دو مطلب زير خلاصه مىشود: مطلب اول: اينكه جسد مثالى كه ارواح بعد از مرگ دارند در عالم دنيا و از جسم بدنى انسانها در دنيا هم موجود است و دليل آن
هم خواب است . مطلب دوم: اينكه اين قالب مثالى در اين دنيا و قبل از مرگ از مواد موجود در دنيا پديد آمده است نه اينكه بعد از مردن انسان
پديد آمده باشد با توجه به مثالهائى كه قبلا توضيح آن ذكر گرديد . پىنوشت: 1) محمد بن مرتضى بن شاه محمود ملقب به ملا محسن از بزرگترين علماى اماميه قرن يازدهم هجرى، معاصر شاه عباس ثانى
است كه در فقه و حديث و تفسير و فلسفه، صاحبنظر و داراى تاليفات گرانبها است . وى از پيشروان روش جمع بين اصول شريعت
و طريقت و حكمتبود . در مقدمه محجةالبيضاء آمده كه ملا محسن فيض در چهار ميدان گوى سبقت از همگان ربوده است . وى با
بسط مبانى فلسفى و تطبيق آن با مبانى شرعى از ساير دانشمندان ممتاز گرديده است . وى از شاگردان برجسته ملا صدرالدين
شيرازى و داماد وى بود . وى بيش از هشتاد تاليف از خود به جاى گذارده كه اغلب آنها مكرر به چاپ رسيده است . وى در سال
1091ه . ق در كاشان وفات يافت و مقبره وى مشهور و محل رفت و آمد و نذورات استبراى آگاهى از حالات وى به كتابهاى: زهر
الربيع - قصص العلماء - روضات الجنات و كتاب الذريعه و مقدمه محجةالبيضاء و لغتنامه دهخدا، ماده فيض كاشانى، ص365،
مراجعه نمائيد . 2) ص140 . علم النفس اسلامى (50)
پيدايش قالب مثالى از ديدگاه فيض كاشانى