علم النفس اسلامی (50)

پیدایش قالب مثالی از دیدگاه فیض کاشانی ">
مجلات >مکتب اسلام>شماره 2 (سال 82)

علم النفس اسلامى (50)

پيدايش قالب مثالى از ديدگاه فيض كاشانى

دكتر حسين حقانى زنجانى

به دنبال اثبات عالم برزخ در قالب مثالى در بحث‏هاى گذشته، اين سؤال علمى مطرح است كه اين قالب مثالى چه موقع پيدا مى‏شود؟ آيا بعد از مفارقت و جدائى روح از قالب جسم و بدن در انسانها پديد مى‏آيد؟ يا اينكه اين قالب در عالم ماده دنيوى نيز همراه جسم و بدن و قالب جسمى، وجود داشته است؟

پاسخ اين سؤال اين است كه: به هنگام مرگ و انتقال از اين حيات دنيوى، بدن جسمى و مادى در قبرها مى‏ماند و ذرات اجسام به تدريج از همديگر جدا شده، جزء زمين و مواد زمينى مى‏گردد و ديگر جسدى كه اجزاى آن با يكديگر به صورت يك فرد انسانى هماهنگ باشد، وجود ندارد ولى قالب مثالى موجود در جسم و بدن دنيوى زنده بوده، وجود داشته، در عالم مثال به زندگى خود ادامه مى‏دهد .

مرحوم ملا محسن فيض كاشانى (1) معتقد است كه اين قالب مثالى در همين دنياى مادى و جسمى نيز وجود داشته و جسد مثالى، قالبى است كه روح در آن قالب بوده و در زندگى دنيائى نيز اين قالب مثالى در اين بدن جسمى قرار دارد پس:

1 . اين قالب مثالى با جسد جسمى دنيائى انسان الآن در دنيا نيز موجود است و با حيات او حيات دارد و همه اجسام انسان براى آينده خود چنين حالى را دارند .

2 . اين يك قانون طبيعى بوده و مرحله بعدى خلقت از مرحله قبلى آن نشات گرفته است . تا مرحله قبلى نباشد مرحله بعدى تحقق نخواهد يافت .

وى معتقد است پيدايش قالب مثالى نيز از اجسام خاكى است و اين بدن عنصرى به منزله قشر و غلاف آن مى‏باشد .

عبارت ايشان در كتاب «كلمات مكنونة من علوم اهل الحكمة و المعرفة‏» (2) چنين است:

«... ان الجسد المثالى هو الجسد الذى يتصرف فيه الروح و فى هذه النشاة ايضا بتوسطه فى هذا البدن المحسوس، اذ هو معه الان و حياته كحياته ذاتية و هو متولد من هذه الاجسام الترابية و هذا البدن العنصرى بمنزلة قشر و غلاف له‏» .

«همانا جسد مثالى (و قالب مثالى) همان قالب جسدى بدن بوده كه روح در آن تصرف مى‏كند و در بدن محسوس نيز روح، از اين قالب مثالى موجود در بدن، استفاده مى‏كند; زيرا اين قالب مثالى در دنيا همراه قالب جسدى بوده، حيات قالب مثالى در دنيا همان حيات قالب جسدى است و حيات براى او ذاتى بوده و اين قالب مثالى در دنيا پديد آمده از اجسام خاكى است و بدن جسمى عنصرى در دنيا به منزله قشر و غلاف قالب مثالى است!» .

آرى از انسان مرده در عالم دنيا گوشت و استخوانى باقى نمى‏ماند جز طينت او كه خداوند او را از آن آفريده و او فاسد نشده، از بين نمى‏رود تا اينكه به هنگام بعث‏براى روز رستاخيز به واسطه آن جسد اوليه او پديدار مى‏گردد .

از اينرو در برخى از روايات از طينت انسان به عنوان «عجب الذنب‏» يعنى ماده ادامه دهنده زندگى در عالم پس از مرگ در روز رستاخيز نام برده شده است چنانكه از معصوم عليه السلام نقل شده است: «كل ابن آدم يبلى الا عجب الذنب‏» . همه اعضا و جوارح فرزند آدم مى‏پوسد جز عجب ذنب يعنى طينت او، يعنى ماده حيات او در روز رستاخيز .

پس جسد مثالى يك نوع جسدى است كه روح در آن تصرف مى‏كند و در نشات دنيائى (عالم دنيائى) نيز به توسط اين بدن جسمى در آن قرار دارد; زيرا جسد مثالى با جسد جسمى دنيائى الآن با هم موجودند .

مرحوم فيض كاشانى معتقد است كه اين جسد مثالى كه ما مى‏گوئيم در عالم برزخ وجود دارد اين‏طور نيست كه بعد از مردن پيدا شده باشد . ايشان دليلى كه بر اين مساله مى‏آورد خواب است .

وى مى‏گويد:

«نفس ما در اين دنيا بعد از مرگ، از بدن خارج مى‏شود ولى بدن، قالب آن به شمار مى‏رود و همين قالب بعد از مردن به صورت لطيف‏تر و ظريف‏تر يعنى در قالب مثالى قرار گرفته به زندگى خود بعد از مرگ ادامه مى‏دهد، ايشان معتقد است همان‏طور كه در عالم خواب نفس انسانى يك قالبى دارد همين قالب به همراه جسد براى روح و نفس وجود دارد و با حيات نفس و بقاى آن نيز ادامه پيدا مى‏كند» .

براى تصوير اين مساله مثال‏هاى زيادى وجود دارد . ايشان در كتاب «كلمات مكنونة من علوم اهل الحكمة و المعرفة‏» آن را اين‏گونه توضيح مى‏دهد كه مثلا اگر گردوئى را در نظر بگيريم، اين گردو يك پوسته سخت دارد و يك پوسته نرم كه مغز گردو در داخل آن قرار گرفته است . در حقيقت قالبى كه ما در دنيا داريم يك پوسته سخت‏بدن ما است اما هيچ منافاتى ندارد كه در باطن همين جسم ما يك پوسته لطيف‏تر مثل پوسته نازك داخلى گردو وجود داشته باشد و اين قالب لطيف و ظريف را از همين دنيا به عالم مثال بعد از مرگ مى‏بريم .

ايشان بدنبال اين مطالب مى‏گويد: پيدايش اين قالب مثالى نيز از اجسام خاكى است‏يعنى همان اجسامى كه جسم بدنى ما را ايجاد كرده، همان عناصر و اجسام، اين قالب مثالى را نيز ايجاد كرده‏اند . براى فهم بهتر مطلب بايد گفت كه اين يك قانون طبيعى در مراحل مختلف خلقت است كه مرحله بعدى خلقت از مرحله قبلى آن نشات مى‏گيرد . و تا قبلى نباشد، بعدى تحقق پيدا نمى‏كند جسم ما نيز همين‏طور است كه از نطفه پديد آمده و اين نطفه نيز از عناصر زمينى است و اگر مراحل قبلى زمينى وجود نداشته باشد، نطفه وجود نخواهد داشت . و اگر نطفه وجود نداشته باشد جسم انسان و در نتيجه روح انسان و قالب مثالى نيز تحقق پيدا نمى‏كند .

پس، از نظر مرحوم فيض كاشانى اين بدن عنصرى به منزله قشر و غلاف آن مى‏باشد وى در توضيح آن دو بيت‏شعر پرمعنى را اين‏گونه سروده است:

گويم سخنى ز حشر چون برق از ميغ

بشنو كه ندارم ز تو اين نكته دريغ

اين جان تنست كه هست‏شمشير و غلاف

آن روز بود غلافش از جوهر تيغ پس، اين جان و تن مانند شمشير و غلاف است‏يعنى جان به منزله شمشير و تن به منزله غلاف آن است . و در روز قيامت‏خداوند اين شمشير را از غلاف بيرون آورد .

حاصل نظر محقق فيض كاشانى در دو مطلب زير خلاصه مى‏شود:

مطلب اول: اينكه جسد مثالى كه ارواح بعد از مرگ دارند در عالم دنيا و از جسم بدنى انسانها در دنيا هم موجود است و دليل آن هم خواب است .

مطلب دوم: اينكه اين قالب مثالى در اين دنيا و قبل از مرگ از مواد موجود در دنيا پديد آمده است نه اينكه بعد از مردن انسان پديد آمده باشد با توجه به مثالهائى كه قبلا توضيح آن ذكر گرديد .

پى‏نوشت:

1) محمد بن مرتضى بن شاه محمود ملقب به ملا محسن از بزرگترين علماى اماميه قرن يازدهم هجرى، معاصر شاه عباس ثانى است كه در فقه و حديث و تفسير و فلسفه، صاحب‏نظر و داراى تاليفات گرانبها است . وى از پيشروان روش جمع بين اصول شريعت و طريقت و حكمت‏بود . در مقدمه محجة‏البيضاء آمده كه ملا محسن فيض در چهار ميدان گوى سبقت از همگان ربوده است . وى با بسط مبانى فلسفى و تطبيق آن با مبانى شرعى از ساير دانشمندان ممتاز گرديده است . وى از شاگردان برجسته ملا صدرالدين شيرازى و داماد وى بود . وى بيش از هشتاد تاليف از خود به جاى گذارده كه اغلب آنها مكرر به چاپ رسيده است . وى در سال 1091ه . ق در كاشان وفات يافت و مقبره وى مشهور و محل رفت و آمد و نذورات است‏براى آگاهى از حالات وى به كتاب‏هاى: زهر الربيع - قصص العلماء - روضات الجنات و كتاب الذريعه و مقدمه محجة‏البيضاء و لغت‏نامه دهخدا، ماده فيض كاشانى، ص‏365، مراجعه نمائيد .

2) ص‏140 .