علم النفس اسلامى (49)

ارواح انسانها بعد از مردن به کجا مى‏روند و چه حالى دارند؟ ">
مجلات >مکتب اسلام>شماره 1 (سال 82)

علم النفس اسلامى (49)

ارواح انسانها بعد از مردن به كجا مى‏روند و چه حالى دارند؟

دكتر حسين حقانى زنجانى

از بررسى آيات و روايات معتبر در مساله مربوط به «عالم برزخ‏» در مقالات گذشته به اين نتيجه رسيديم كه انسانها بعد از مرگ مثل ساير موجودات مادى فانى نشده، از بين نمى‏روند و در عالمى به نام «عالم مثال‏» زندگى مى‏كنند و «عالم مثال‏» قالبى است كه روح انسانها در آن قالب تا روز قيامت زندگى خود را خوب يا بد، در فردوس و يا عذاب و گرفتارى، ادامه مى‏دهند . اين عالم به نام «عالم برزخ‏» يا «قالب مثالى‏» ناميده مى‏شود .

اين قالب مثالى، جرم ندارد و مادى نبوده، داراى حجم و وزن نيست و عالم خواب، نمونه‏اى كامل از عالم مثال است و براى تصوير عالم برزخ، تصوير كيفيت‏خواب ديدن و جريان و احوال آن كافى است چنانكه از پيامبر گرامى اسلام نقل شده است كه فرمود:

«النوم اخ الموت كما تنامون تموتون و كما تستيقضون تبعثون‏» .

«خواب برادر مرگ است، همانطور كه مى‏خوابيد مى‏ميريد (و به عالم برزخ و عالم مثال وارد مى‏شويد) و همانطور كه بيدار مى‏شويد، برانگيخته مى‏شويد (و قدم به عالم آخرت و عالم سؤال و جواب و عالم بررسى اعمال گذشته در دنيا يعنى روز قيامت وارد مى‏شويد» (1) .

در قرآن مجيد در سوره زمر آيه 42 چنين مى‏فرمايد:

«الله يتوفى الانفس حين موتها و التى لم تمت فى منامها ...» .

«خداوند نفوس (انسانها) را هنگام مرگ آنها مى‏گيرد و نيز نفوسى را كه در عالم خواب نمرده است‏» .

از آيه و روايت‏بالا نتيجه مى‏گيريم كه اصولا خداوند خواب ديدن را براى انسانها به اين جهت قرار داده است كه بر آنان احتجاج كند كه ارواح شما نيز بعد از مرگ چنين خواهد بود .

روايتى از امام موسى كاظم عليه السلام بر اين امر دلالت دارد و آن روايت چنين است:

«انه روى فى الكافى باسناده عن ابى الحسن الكاظم عليه السلام انه قال فى قصة لمنكرى المعاد من الامم الماضية فاحدث الله فيهم الاحلام و لم يكن قبل ذلك فاتوا نبيهم فاخبروه بما راو و ما انكروا من ذلك فقال: ان الله تعالى اراد ان يحتج عليكم بهذا هكذا تكون ارواحهم اذا متم و ان بليت ابدانكم تصير الارواح الى عقاب تبعث الابدان‏» .

«ثقة‏الاسلام مرحوم كلينى در اصول كافى به سند خود روايتى از امام ابوالحسن امام كاظم عليه السلام نقل مى‏كند كه آن حضرت در بيان داستان منكرين روز قيامت از امت‏هاى سابق چنين فرمود: خداوند خواب‏ديدن را در ميان آنها قرار داد در حاليكه آنان در مقابل گفتار پيامبرشان به او مى‏گفتند كه در مورد آنچه مى‏گوئيد كه در آينده بعد از مردن رخ خواهد داد، نمونه‏هائى نشان بده، در پاسخ آنان فرمود:

«خداوند اراده كرده است‏بر شما از طريق خواب ديدن احتجاج كند بر اينكه ارواح نيز بعد از مردن هم چون خواب ديدن از بدن خارج مى‏شوند و باز با اراده خداوند به هنگام برپائى روز رستاخيز به بدنها بر مى‏گردند تا عقاب الهى را ببينند» .

سؤال و پاسخ

اين سؤال قرنها قبل از ظهور اسلام نيز همواره مطرح بوده است كه ارواح بعد از مرگ به كجا مى‏روند؟ و چه كيفيتى دارند؟

«مرحوم كلينى‏» در كتاب «اصول كافى‏» به سند صحيح از امام هفتم امام موسى كاظم عليه السلام چنين نقل مى‏كند:

«انه قيل له يرون ان ارواح المؤمنين فى حواصل طير خضر حول العرش‏» يعنى به آن حضرت گفته شد كه گروهى چنين عقيده دارند كه ارواح بعد از مرگ در چينه‏دان پرندگان سبز در اطراف عرش الهى جمع مى‏شوند! و در آن جاى مى‏گيرند! آيا به نظر شما اين عقيده صحيح است؟

در پاسخ اين سؤال امام معصوم روايتى از پيامبر گرامى اسلام چنين نقل فرمود:

«لا، المؤمن اكرم على الله ان يجعل روحه فى حواصل طير و لكن فى ابدان كابدانهم‏» (2) .

«پيامبر فرمود: نه، مقام مؤمن بالاتر از اين است كه خداوند روح او را در چينه‏دان پرندگان قرار دهد بلكه در بدنهاى مثالى مثل بدنهاى دنيائى قرار مى‏گيرند» .

مطابق روايات ديگر وارد شده از ائمه عليهم السلام، زندگى در عالم مثال مثل زندگى در عالم دنيا است و هر كارى كه در اين دنيا انجام مى‏دهيم در آن دنيا نيز با بدنهاى مثالى، آنها را انجام خواهيم داد چنانكه در روايتى از امام صادق عليه السلام چنين وارد شده است:

«فاذا قبضه الله صير تلك الروح فى قالب كقالبه فى الدنيا فياكلون و يشربون، اذا قدم عليهم القادم عرفوه بتلك الصورة التى كانت فى الدنيا و الآخرة‏» .

«هنگامى كه خداوند روح انسان را قبض مى‏كند، روح او را در قالبى قرار مى‏دهد مثل قالب دنيائى، پس مى‏خورند و مى‏آشامند و هنگامى كه فرد جديدى از عالم دنيا، نزد آنها برود او را به همان صورت دنيائى مى‏شناسند (يعنى قالب مثالى آنها به قالب دنيايى‏شان شباهت‏خواهد داشت) .

و در دنباله روايت قبلى از امام صادق عليه السلام چنين وارد است:

«ان الارواح فى صفة الاجساد فى شجرة الجنة تتعارف و تتسائل فاذا قدمت الروح على الارواح تقول دعوها فانها قد اقبلت من هول عظيم ثم يسئلونها ما فعل فلان و ما فعل فلان فان قالت لهم تركته حيا ارتجوه و ان قالت لهم قد هلك قالوا قد هوى هوى ...» (3) .

يعنى: «ارواح در عالم مثال صفات و ويژگى‏هاى اجساد را دارند و در كنار درختان بهشتى قرار مى‏گيرند (گرچه خود اجسام و جرم آنها را ندارند) و در آنجا همديگر را مى‏شناسند و از حال هم سؤال مى‏كنند، هنگامى كه روحى تازه بر ارواح وارد مى‏شود ارواح به هم مى‏گويند او را به حال خود بگذاريد زيرا او تازه از هول و هراس بزرگ و عظيمى (سختى مرگ) خلاصى يافته است .

[پس از آرامش روح تازه‏وارد] از برخى اشخاص اسم مى‏برند و از حالات آنها در دنيا مى‏پرسند، روح تازه‏وارد (در قالب مثالى) اگر در جواب آنها بگويد هنوز زنده است، اظهار اميد به ملحق‏شدن وى به آنها را مى‏كنند و اگر بگويد هلاك شده و مرده است مى‏گويند كه به آرزوى نفس خود رسيده است .

از اين روايت و روايات ديگر شبيه به آن به وضوح استفاده مى‏شود كه انسانها بعد از مردن در قالبى شبيه قالب بدن جسمى زندگى مى‏كنند منتها قالب مثالى جرم مادى نداشته، اجزاء و حجم و وزن و ... ندارد .

پى‏نوشت:

1) كلمات مكنونة من اهل الحكمة و المعرفة، مرحوم ملا محسن فيض كاشانى، ص‏139 - 140 .

2) همان، ص‏140 - تفسير الميزان، استاد علامه طباطبائى، ج‏15، ص‏80 - 81 .

3) همان، ص‏141 .