روانشناسی اسلامی (42)

دکتر حسین حقانی

نظر محمد زکریای رازی در معنای روح ">
مجلات >مکتب اسلام>شماره 3 (سال 81)

روانشناسى اسلامى (42)

دكتر حسين حقانى

نظر محمد زكرياى رازى در معناى روح

از آنجا كه روح، ساختارى مغاير با ساختار ماده داشته، اصول حاكم بر آن غير از اصول حاكم بر ماده و خواص فيزيكى و شيميائى آن است، پيامبر اسلام، به دستور الهى، در پاسخ پرسش مشركان فرمود: روح، از عالم امر است .

امام محمد زكرياى (1) رازى در ذيل آيه مباركه «... يسئلونك عن الروح ...» چنين مى‏نويسد:

«المختار عندنا انهم سالوا عن الروح و انه صلى الله عليه و آله اجاب عنه على احسن الوجوه; بيانه ان المذكور فى الآية انهم سالوه عن الروح و السؤال يقع على وجوه:

احدها: ان يقال ماهيته هو متحيز او فى حال التحيز او موجود غير متحيز و لا حال فيه؟

ثانيها: ان يقال اهو قديم او حادث؟

ثالثها: ان يقال هو هل يبقى بعد فناء الاجسام او يفنى؟

و رابعها: ان يقال ما حقيقة سعادة الارواح و شقاوتها ...» ؟

يعنى: «نظريه صحيح نزد ما اين است كه كفار قريش از روح سؤال كردند و پيامبر نيز بهترين پاسخ را به آنان داد و توضيح آن اين كه مورد سؤال از روح در آيه مذكور مى‏تواند چند چيز باشد:

1 . ممكن است‏سؤال از ماهيت و حقيقت روح بوده به اين نحو كه آيا ماهيت روح داراى مكانى بوده؟ يا در حال تحيز بوده يا اصلا مكانى ندارد و اصولا روح، موجودى غير زمانى و غير مكانى است؟

2 . آيا روح موجودى قديم يا حادث مى‏باشد؟

3 . آيا روح حالت فنا نداشته، بعد از اين دنيا و جدائى از بدن باقى مى‏ماند، يا فانى مى‏شود؟

4 . آيا حقيقت‏سعادت ارواح و شقاوت آنها چيست؟

سپس اضافه مى‏كند كه مسائل مربوط به روح زياد و فراوان مى‏باشد و در اين آيه دلالت‏خاصى بر اين كه مراد از سؤال درباره روح چه مى‏باشد؟ به صراحت وجود ندارد و لكن خداوند در پاسخ سؤال از روح چنين مى‏فرمايد:

«قل الروح من امر ربى ...» .

«اى پيامبر به آنان بگو روح از عالم امر پروردگار من مى‏باشد» .

امام رازى به دنبال ذكر اين مطالب مى‏نويسد:

«هذا الجواب لا يليق الا بمسالتين: احدهما السؤال عن الماهية اهو عبارة عن اجسام موجودة في داخل البدن متولدة عن امتزاج الطبايع و الاخلاط و ... .» .

مراد از پاسخ خداوند به سؤال مشركين و كفار قريش با توجه به قرائن موجود در آيه جز دو مساله نمى‏تواند باشد:

مساله اول اين كه سؤال از حقيقت و ماهيت روح بوده، و اين كه:

«حقيقت روح چيست؟ آيا ماهيت و حقيقت روح همان اجسام موجود در داخل بدن بوده كه از امتزاج طبايع و اخلاط پيدا شده يا عبارت از خود مزاج و تركيب اخلاط يا عرض ديگرى قائم به اجسام مى‏باشد يا اين كه حقيقت آن شى‏ء مغاير با اشياء موجود مى‏باشد؟»

خداوند در پاسخ اين سؤال مى‏فرمايد:

«روح، موجودى مغاير با اين اشياء بوده و حقيقت آن عبارت از جوهرى است‏بسيط و مجرد از ماده و حدوث آن نياز به پروردگار عالم دارد كه با اراده و امر او (كن فيكون) تحقق پيدا كرده است‏» .

پس روح، موجودى است‏حادث و از ناحيه امر خدا تحقق يافته و براى جسد و بدن بى‏روح حيات بخشيده است و تذكر اين نكته لازم است كه عدم علم به حقيقت‏خاص آن، موجب نفى مطلق آن نمى‏گردد چنانكه خداوند در ذيل آيه مذكور مى‏فرمايد:

«و ما اوتيتم من العلم الا قليلا» .

«درباره روح جز دانش اندك به شما داده نشده است‏» (2) .

و مساله دوم سؤال از اين باشد كه آيا روح حادث بوده و براى آن حالت عدمى سابق بوده يا قديم و غير زمانى مى‏باشد كه بحث از آن از محل گفتگوى ما، خارج است‏براى اطلاع بيشتر، خوانندگان مى‏توانند به كتاب «كشاف، اصطلاحات الفنون‏» ص 540 مراجعه فرمايند .

پى‏نوشت:

1) محمد زكرياى رازى پزشك و شيمى‏دان بزرگ ايرانى متولد سال 251 و متوفاى 313ه ق . از مشاهير منطق و هندسه و طب، فلسفه و ديگر علوم، داراى 56 كتاب در طب و 33 كتاب در طبيعيات; 7 كتاب در منطق، 10 كتاب در رياضيات و نجوم و 7 كتاب در تفسير و تلخيص كتب فلسفى يا طبى و 22 كتاب در كيميا و 10 كتاب در فنون مختلف . جمعا داراى 184 جلد از تاليفات او بشمار مى‏رود (لغت‏نامه دهخدا، ماده محمد زكرياى رازى) .

2) كشاف، اصطلاحات‏الفنون، تاليف محمد اعلى على بن تهانوى، ج‏1، ص 540، چ كلكته، سال 1862م .