مجلات >مکتب اسلام>شماره 6 (سال 80)

روانشناسى اسلامى (35)

اعتراف وسيع دانشمندان غربى به وجود روح

حسين حقانى زنجانى

متجاوز از دو قرن است كه در مجامع علمى اروپا و امريكا در اثر تاليفات كثير و متجاوز از 300 مجله و نشريه معتبر، در دو قاره اروپا و امريكا، مساله احضار ارواح به صورت يك مساله حسى و تجربى ثابت و متقين در آمده، به صراحت وجود روح مجرد و جاودان اثبات گرديده است .

حال اين سؤال اساسى مطرح است كه آيا ممكن است اين همه گفتار و نوشتار و تحقيقات علمى دانشمندان غربى از روى وهم و خيال و گمان سرچشمه بگيرد؟ آيا راستى چنين است؟ روحى و نفسى مجرد موجود نيست؟ فرشتگانى وجود ندارند؟ عالم ارواح و جنيان از جمله خيالات و اوهام مى‏باشند؟ آيا ماديون و ماترياليست‏ها و ماركسيست‏ها و منكرين روح مجرد در برابر اين تحقيقات دانشمندان و اعترافات شگفت‏انگيز چه پاسخى دارند؟ آيا همه اين تحقيقات دانشمندان و اعترافات باطل بوده و تنها عقيده آنان صحيح است؟ .

آيا آيه مباركه: «يسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربى‏» (1) يعنى «از تو اى پيامبر درباره روح سؤال مى‏كنند بگو روح از فرمان پروردگار من است‏» جزء خيالات و بافتنى‏ها است؟ .

اعترافات دانشمندان غربى به وجود روح مجرد

در پاسخ ماديها لازم است‏شمه‏اى از اعترافات دانشمندان غرب را در اين نوشتار مورد بررسى و تحقيق قرار دهيم تا خوانندگان بدانند كه تنها مذاهب آسمانى از اسلام و يهود و مسيح و ... نيستند كه وجود روح مجرد را ثابت و مبرهن مى‏دانند، بلكه دانشمندان غربى و امريكائى نيز كه احيانا كارى با دين و مذهب ندارند، طبق اثبات علم حسى و تجربى به وجود روح مجرد غير جسمانى اعتراف دارند:

دانشمند آلمانى به نام «كارل دويرل‏» در مجله «وكنفت‏» صريحا مى‏نويسد:

«علوم طبيعى اصرار دارد بر انكار جاودانگى نفس انسانى و لكن برهان قاطع آنها را رد مى‏كند» (2) .

دانشمند ديگرى به نام «ج - دولن‏» در كتاب «جاذبه روحى‏» چاپ پنجم ص‏283 چنين مى‏نويسد:

«ادعاى ماديون در انكار روح مجرد هرگز مورد تاييد علم امروز نيست و لكن به آنان نمى‏گوئيم كه آنان بدون مطالعه، تسليم الهيون و معتقدين به وجود روح شوند، و هرگز آزادى فكر را از آنها سلب نمى‏كنيم بلكه به آنان مى‏گوئيم:

«اى ماديها و منكرين موجودات مجرد و روح مجرد از ماده، براى انجام تحقيقات عجله كنيد و بحث و بررسى نمائيد كه نور حت‏حوادث اعجاب‏انگيز احضار ارواح تمام مردم را فراگرفته است! ! مى‏گوئيم شما در زمره محققين دقيق علمى باشيد و تنها به صحت مشاهده تسليم نشويد مگر زمانيكه خودتان حوادث مربوط به احضار ارواح را عملى سازيد تا مرحله به مرحله صحت آنها را تصديق نمائيد ...» (3) . آيا اين، طريق درست فلسفى و علمى و عملى نيست؟ اين دانشمند غربى (ج - دولن) بعد از ذكر جملات بالا چنين مى‏نويسد:

«ما مخالفان عقيدتى خود را به چيزى دعوت مى‏كنيم كه آنها به ظاهر به آن مجهز هستند، زيرا طرفداران نظريات مادى كه گمان مى‏كنند كه انسان موجودى است مادى صرف و روح مجرد را انكار مى‏كنند در برابر علم احضار ارواح و حوادث حسى براى اثبات روح مجرد چه پاسخى مى‏دهند؟ آيا اين طريق اثبات روح به آزادى انسان مخالف است؟ آيا اين روش علمى روز با اصول علمى دانشمندان طبيعى در تضاد است؟! در حاليكه چنين نيست‏» (4) .

دانشمند بزرگ اروپائى به نام «فردروسل والاس‏» استاد مشهور فيزيولوژى و كاشف ناموس انتخاب طبيعى در مجله «التيمس‏» چنين مى‏نويسد (5) :

«... من مدت تقريبا 8 سال از بهترين عمر خود را در مشاهدات عجيب و حيرت‏انگيز احضار ارواح گذرانده‏ام اينك براى من آسان است كه در منزل خودم چنين افعال حيرت‏انگيز ارواح را در حضور جماعتى از برادران خود انجام دهم بدون اينكه در پاكى و صداقت و ايمان دلهاى آنان شك و ترديدى ايجاد كرده باشم‏» .

سپس اسامى عده‏اى از اساتيد بزرگ اروپائى را نام مى‏برد كه معتقد بر صحت احضار ارواح بوده‏اند، سپس شمه‏اى از فضائل و كمالات و دقت نظر آنان را نقل مى‏كند، آنگاه مى‏گويد:

«... گرچه جمعى از مردم عادى بروز اين حوادث عجيب را از ارواح، حمل بر وهم و خيال‏پردازى كنند و لكن من هرگز چنين استنباطى از اين حوادث حيرت‏انگيز ندارم و اين همه حوادث مهم علمى را نمى‏توانم به وهم و خيال نسبت دهم‏» (6) .

استاد بزرگ سوئيسى به نام «متزجر» در كتاب خود به نام «احضار ارواح علمى‏» ضمن كلام طولانى چنين مى‏نويسد:

«مذهب احضار ارواح وجود روح مجرد را ثابت مى‏كند و مساله جاودانگى روح كه يك جزء مهم معنوى از انسان محسوب مى‏گردد به‏طورى‏كه جدال و بحث در آن ممكن نيست‏به جهت هدايتى كه وجود روح دارد و مسائل مربوط به روح و اثبات وجود او از مسائل جديد واقعى بوده، چه اندازه امر مهم بوده، داراى منافع سرشار مى‏باشد؟ مردم صبح كردند در حاليكه از يكديگر مى‏پرسند در حاليكه قلب‏هايشان پر از تاسف و تاثر است كه چرا جماعتى به نام مادى، منكر حقايق شده بدون اينكه در حقايق موجود عالم بررسى و تفحص بجا مى‏آورند» (7) .

جمعيت‏بزرگى متشكل از مجموعه دانشمندان اروپا و امريكا تحت رياست دو استاد بزرگ و مشهور يكى به نام «هيزلوب‏» از آمريكا و ديگرى به نام دكتر «هودس‏» از انگلستان براى تحقيق و بررسى مسائل مربوط به احضار ارواح و صحت و سقم آن تشكيل گرديد و مدت 12 سال در اين مساله بررسى بجاى آوردند سپس در سال 1899 به صراحت، صحت مشاهدات ناشى از احضار ارواح اموات را مورد تاييد قرار دادند تا آنجا كه يك مجله روحى اروپا مهمترين نظريات و عقايد اين جمع از دانشمندان را نقل و انتشار داد و در همان مجله نوشت:

«استاد هيزلوت‏» چنين مى‏گويد:

«من اميدوارم بعد از گذشتن يك سال جميع براهينى را كه اثبات حيات بعد از مرگ را مى‏كند جمع‏آورى و انتشار دهم‏»

سپس مى‏نويسد: «من با چشم خودم برخى از حوادث حيرت‏انگيز واقعى را مشاهده كردم كه يقين دارم از خيالات و اوهام نيست‏» (8) .

دانشمند ديگرى به نام «هودسن‏» مى‏نويسد:

«انسانهاى عالم و دانشمند امروز در مجامع علمى در مرحله مشاهده حوادث بزرگ و حيرت‏انگيز درباره روح و حيات بعد از مرگ هستند، من اميدوارم كه بعد از گذشتن دو سال يا كمتر براى انسانهاى عالم و عامل اين عالم، تفسير جديدى از نواميس حيات انسانى عرضه بدارم‏» .

و سپس در پاسخ سؤال خبرنگاران روزنامه‏ها از علت ايمان او به اديان آسمانى چنين پاسخ مى‏دهد:

«من و استاد «هيزلوت‏» از 12 سال بحث‏هاى مربوط به بررسى و تحقيق در وجود روح مجرد را شروع كرديم در حاليكه ما دو نفر هر دو جزء ماديون و منكرين سرسخت وجود روح مجرد بوديم! ! كه هرگز به آن معتقد نبوديم و غرض ما از بررسى و تحقيق در اين مساله جز اين نبود كه به دست آوريم آيا غش و تدليس و فريب‏كارى در مورد وجود روح و نفس وجود دارد؟ اما امروز معتقدم و جزم دارم به اينكه حوادث مربوط به ارواح اموات صحيح بوده، دليل محكم و قاطعى به اين كار دارم به‏طورى‏كه هيچ شكى در صحت‏حوادث حيرت‏انگيز در رابطه با ارواح ندارم! !» (9) .

زمانى در اروپا در ميان جرايد شايع گرديد كه استاد علم نجوم و هيئت «كاميل‏فلامريون‏» از عقيده خود راجع به وجود ارواح مجرد دست‏برداشته است تا آنجا كه مدير يك روزنامه با ايشان مصاحبه‏اى انجام داده، از او چنين سؤال كرد: «روز شما مبارك اى حضرت استاد! چه چيز باعث گرديد كه تو از راى و نظر خود در مورد روح مجرد برگشتى و اعراض نمودى! !؟» .

عبارت ايشان را «فريد وجدى‏» در دائرة‏المعارف خود چنين مى‏نويسد: «نهارك سعيد يا حضرة الاستاد، ماالذى طرا و لماذا رفضت مذهبك؟» . دانشمند مزبور در پاسخ خبرنگار مجله چنين گفت:

«انى لمندهش من الاشاعات التى واعت‏بشانى من منذ ايام فانى لم ارفض مذهبى مطلقا» .

«من از شايعاتى كه در مورد اعراض من از عقيده‏ام به وجود روح مجرد پخش گرديده سخت نگرانم! در حاليكه هرگز مكتب و عقيده و ايده خود را ترك نكرده‏ام بلكه من اين ظواهر و اعمال مشاهده شده از ارواح اموات را در كلاس‏هاى درس براى شاگردان خود تدريس مى‏كنم و حتى چند ماهى است كه به فكر تاليف كتابى به نام «مسائل روحى، از امور مجهول براى انسان‏» بوده و هستم (10) .

پى‏نوشت:

1) سوره اسراء: 85 .

2) دائرة‏المعارف قرن بيستم: تاليف فريد وجدى، ج‏4، ص‏380 ماده روح .

3) هملوا اقرؤا و جروا و ابحثوا كلما يؤكد لكم صحة الحوادث التى ظهر نورها للناس اجمعين و كونوا بحاثين مدققين و لا تسلموا لصدق مشاهدة الا اذا استطعتم ان تكرروها بانفسكم كثيرا و فى شروط مختلفة‏» .

4) دائرة‏المعارف قرن بيستم: تاليف فريد وجدى، ج‏4، ص‏380 ماده روح .

5) مدرك قبل: ص‏383 و 384 .

6) مدرك قبل: ص‏384 .

7) مدرك قبل .

8) مدرك قبل .

9) قد ابتدا ابحاثى انا و الاستاد هيزلوت من منذ اثنى عشر سنة و كنا ماديين و دهريين لا نصدق بشى‏ء مطلقا و لم يكن لناالا غرض واحد و هو كشف الغش و التدليس الا ما اليوم و ما ادراك مااليوم؟ فانى اعتقد و اجزم بامكان المحادثة مع ارواح الموتى و قد قام لى الدليل على هذا الامر بحيث لا تصور ان يتطرق اليه الشك مطلقا»

10) مدرك قبل .