| مجلات >مکتب اسلام>شماره 6 (سال 80) |
حسين حقانى زنجانى متجاوز از دو قرن است كه در مجامع علمى اروپا و امريكا در اثر تاليفات كثير و متجاوز از 300 مجله و نشريه معتبر، در دو قاره اروپا
و امريكا، مساله احضار ارواح به صورت يك مساله حسى و تجربى ثابت و متقين در آمده، به صراحت وجود روح مجرد و جاودان
اثبات گرديده است . حال اين سؤال اساسى مطرح است كه آيا ممكن است اين همه گفتار و نوشتار و تحقيقات علمى دانشمندان غربى از روى وهم و
خيال و گمان سرچشمه بگيرد؟ آيا راستى چنين است؟ روحى و نفسى مجرد موجود نيست؟ فرشتگانى وجود ندارند؟ عالم ارواح و
جنيان از جمله خيالات و اوهام مىباشند؟ آيا ماديون و ماترياليستها و ماركسيستها و منكرين روح مجرد در برابر اين تحقيقات
دانشمندان و اعترافات شگفتانگيز چه پاسخى دارند؟ آيا همه اين تحقيقات دانشمندان و اعترافات باطل بوده و تنها عقيده آنان
صحيح است؟ . آيا آيه مباركه: «يسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربى» (1) يعنى «از تو اى پيامبر درباره روح سؤال مىكنند بگو روح از فرمان
پروردگار من است» جزء خيالات و بافتنىها است؟ . در پاسخ ماديها لازم استشمهاى از اعترافات دانشمندان غرب را در اين نوشتار مورد بررسى و تحقيق قرار دهيم تا خوانندگان
بدانند كه تنها مذاهب آسمانى از اسلام و يهود و مسيح و ... نيستند كه وجود روح مجرد را ثابت و مبرهن مىدانند، بلكه
دانشمندان غربى و امريكائى نيز كه احيانا كارى با دين و مذهب ندارند، طبق اثبات علم حسى و تجربى به وجود روح مجرد غير
جسمانى اعتراف دارند: دانشمند آلمانى به نام «كارل دويرل» در مجله «وكنفت» صريحا مىنويسد: «علوم طبيعى اصرار دارد بر انكار جاودانگى نفس انسانى و لكن برهان قاطع آنها را رد مىكند» (2) . دانشمند ديگرى به نام «ج - دولن» در كتاب «جاذبه روحى» چاپ پنجم ص283 چنين مىنويسد: «ادعاى ماديون در انكار روح مجرد هرگز مورد تاييد علم امروز نيست و لكن به آنان نمىگوئيم كه آنان بدون مطالعه، تسليم
الهيون و معتقدين به وجود روح شوند، و هرگز آزادى فكر را از آنها سلب نمىكنيم بلكه به آنان مىگوئيم: «اى ماديها و منكرين موجودات مجرد و روح مجرد از ماده، براى انجام تحقيقات عجله كنيد و بحث و بررسى نمائيد كه نور
حتحوادث اعجابانگيز احضار ارواح تمام مردم را فراگرفته است! ! مىگوئيم شما در زمره محققين دقيق علمى باشيد و تنها به
صحت مشاهده تسليم نشويد مگر زمانيكه خودتان حوادث مربوط به احضار ارواح را عملى سازيد تا مرحله به مرحله صحت آنها را
تصديق نمائيد ...» (3) . آيا اين، طريق درست فلسفى و علمى و عملى نيست؟ اين دانشمند غربى (ج - دولن) بعد از ذكر جملات بالا
چنين مىنويسد: «ما مخالفان عقيدتى خود را به چيزى دعوت مىكنيم كه آنها به ظاهر به آن مجهز هستند، زيرا طرفداران نظريات مادى كه گمان
مىكنند كه انسان موجودى است مادى صرف و روح مجرد را انكار مىكنند در برابر علم احضار ارواح و حوادث حسى براى اثبات
روح مجرد چه پاسخى مىدهند؟ آيا اين طريق اثبات روح به آزادى انسان مخالف است؟ آيا اين روش علمى روز با اصول علمى
دانشمندان طبيعى در تضاد است؟! در حاليكه چنين نيست» (4) . دانشمند بزرگ اروپائى به نام «فردروسل والاس» استاد مشهور فيزيولوژى و كاشف ناموس انتخاب طبيعى در مجله «التيمس»
چنين مىنويسد (5) : «... من مدت تقريبا 8 سال از بهترين عمر خود را در مشاهدات عجيب و حيرتانگيز احضار ارواح گذراندهام اينك براى من آسان
است كه در منزل خودم چنين افعال حيرتانگيز ارواح را در حضور جماعتى از برادران خود انجام دهم بدون اينكه در پاكى و
صداقت و ايمان دلهاى آنان شك و ترديدى ايجاد كرده باشم» . سپس اسامى عدهاى از اساتيد بزرگ اروپائى را نام مىبرد كه معتقد بر صحت احضار ارواح بودهاند، سپس شمهاى از فضائل و
كمالات و دقت نظر آنان را نقل مىكند، آنگاه مىگويد: «... گرچه جمعى از مردم عادى بروز اين حوادث عجيب را از ارواح، حمل بر وهم و خيالپردازى كنند و لكن من هرگز چنين
استنباطى از اين حوادث حيرتانگيز ندارم و اين همه حوادث مهم علمى را نمىتوانم به وهم و خيال نسبت دهم» (6) . استاد بزرگ سوئيسى به نام «متزجر» در كتاب خود به نام «احضار ارواح علمى» ضمن كلام طولانى چنين مىنويسد: «مذهب احضار ارواح وجود روح مجرد را ثابت مىكند و مساله جاودانگى روح كه يك جزء مهم معنوى از انسان محسوب مىگردد
بهطورىكه جدال و بحث در آن ممكن نيستبه جهت هدايتى كه وجود روح دارد و مسائل مربوط به روح و اثبات وجود او از مسائل
جديد واقعى بوده، چه اندازه امر مهم بوده، داراى منافع سرشار مىباشد؟ مردم صبح كردند در حاليكه از يكديگر مىپرسند در
حاليكه قلبهايشان پر از تاسف و تاثر است كه چرا جماعتى به نام مادى، منكر حقايق شده بدون اينكه در حقايق موجود عالم
بررسى و تفحص بجا مىآورند» (7) . جمعيتبزرگى متشكل از مجموعه دانشمندان اروپا و امريكا تحت رياست دو استاد بزرگ و مشهور يكى به نام «هيزلوب» از آمريكا
و ديگرى به نام دكتر «هودس» از انگلستان براى تحقيق و بررسى مسائل مربوط به احضار ارواح و صحت و سقم آن تشكيل گرديد و
مدت 12 سال در اين مساله بررسى بجاى آوردند سپس در سال 1899 به صراحت، صحت مشاهدات ناشى از احضار ارواح اموات را
مورد تاييد قرار دادند تا آنجا كه يك مجله روحى اروپا مهمترين نظريات و عقايد اين جمع از دانشمندان را نقل و انتشار داد و در
همان مجله نوشت: «استاد هيزلوت» چنين مىگويد: «من اميدوارم بعد از گذشتن يك سال جميع براهينى را كه اثبات حيات بعد از مرگ را مىكند جمعآورى و انتشار دهم» سپس مىنويسد: «من با چشم خودم برخى از حوادث حيرتانگيز واقعى را مشاهده كردم كه يقين دارم از خيالات و اوهام نيست»
(8) . دانشمند ديگرى به نام «هودسن» مىنويسد: «انسانهاى عالم و دانشمند امروز در مجامع علمى در مرحله مشاهده حوادث بزرگ و حيرتانگيز درباره روح و حيات بعد از مرگ
هستند، من اميدوارم كه بعد از گذشتن دو سال يا كمتر براى انسانهاى عالم و عامل اين عالم، تفسير جديدى از نواميس حيات
انسانى عرضه بدارم» . و سپس در پاسخ سؤال خبرنگاران روزنامهها از علت ايمان او به اديان آسمانى چنين پاسخ مىدهد: «من و استاد «هيزلوت» از 12 سال بحثهاى مربوط به بررسى و تحقيق در وجود روح مجرد را شروع كرديم در حاليكه ما دو نفر هر
دو جزء ماديون و منكرين سرسخت وجود روح مجرد بوديم! ! كه هرگز به آن معتقد نبوديم و غرض ما از بررسى و تحقيق در اين
مساله جز اين نبود كه به دست آوريم آيا غش و تدليس و فريبكارى در مورد وجود روح و نفس وجود دارد؟ اما امروز معتقدم و
جزم دارم به اينكه حوادث مربوط به ارواح اموات صحيح بوده، دليل محكم و قاطعى به اين كار دارم بهطورىكه هيچ شكى در
صحتحوادث حيرتانگيز در رابطه با ارواح ندارم! !» (9) . زمانى در اروپا در ميان جرايد شايع گرديد كه استاد علم نجوم و هيئت «كاميلفلامريون» از عقيده خود راجع به وجود ارواح مجرد
دستبرداشته است تا آنجا كه مدير يك روزنامه با ايشان مصاحبهاى انجام داده، از او چنين سؤال كرد: «روز شما مبارك اى حضرت
استاد! چه چيز باعث گرديد كه تو از راى و نظر خود در مورد روح مجرد برگشتى و اعراض نمودى! !؟» . عبارت ايشان را «فريد وجدى» در دائرةالمعارف خود چنين مىنويسد: «نهارك سعيد يا حضرة الاستاد، ماالذى طرا و لماذا رفضت
مذهبك؟» . دانشمند مزبور در پاسخ خبرنگار مجله چنين گفت: «انى لمندهش من الاشاعات التى واعتبشانى من منذ ايام فانى لم ارفض مذهبى مطلقا» . «من از شايعاتى كه در مورد اعراض من از عقيدهام به وجود روح مجرد پخش گرديده سخت نگرانم! در حاليكه هرگز مكتب و
عقيده و ايده خود را ترك نكردهام بلكه من اين ظواهر و اعمال مشاهده شده از ارواح اموات را در كلاسهاى درس براى شاگردان
خود تدريس مىكنم و حتى چند ماهى است كه به فكر تاليف كتابى به نام «مسائل روحى، از امور مجهول براى انسان» بوده و
هستم (10) . پىنوشت: 1) سوره اسراء: 85 . 2) دائرةالمعارف قرن بيستم: تاليف فريد وجدى، ج4، ص380 ماده روح . 3) هملوا اقرؤا و جروا و ابحثوا كلما يؤكد لكم صحة الحوادث التى ظهر نورها للناس اجمعين و كونوا بحاثين مدققين و لا تسلموا
لصدق مشاهدة الا اذا استطعتم ان تكرروها بانفسكم كثيرا و فى شروط مختلفة» . 4) دائرةالمعارف قرن بيستم: تاليف فريد وجدى، ج4، ص380 ماده روح . 5) مدرك قبل: ص383 و 384 . 6) مدرك قبل: ص384 . 7) مدرك قبل . 8) مدرك قبل . 9) قد ابتدا ابحاثى انا و الاستاد هيزلوت من منذ اثنى عشر سنة و كنا ماديين و دهريين لا نصدق بشىء مطلقا و لم يكن لناالا
غرض واحد و هو كشف الغش و التدليس الا ما اليوم و ما ادراك مااليوم؟ فانى اعتقد و اجزم بامكان المحادثة مع ارواح الموتى و قد
قام لى الدليل على هذا الامر بحيث لا تصور ان يتطرق اليه الشك مطلقا» 10) مدرك قبل . روانشناسى اسلامى (35)
اعتراف وسيع دانشمندان غربى به وجود روح
اعترافات دانشمندان غربى به وجود روح مجرد