مجلات >مکتب اسلام>شماره 2 (سال 78)

روانشناسى اسلامى (7)

حسين حقانى زنجانى

نظريه رفتارگرائى و بررسى آن

نظريه رفتارگرائى يكى از نظرات درباره موضوع روانشناسى است و درباره اين مساله، سؤالات و مسائل اساسى فراوانى مطرح مى‏گردد، لازم است‏به آنها پاسخ مناسب داده، بررسى عمقى دراين باره انجام گيرد از جمله اين سؤالات:

1 - تاريخ انتخاب اين نظر توسط چه كسى و در چه زمانى صورت گرفته است؟

2 - توضيح معناى لغوى رفتار و محل مطالعه روانشناسان كدام مى‏باشد؟

3 - آيا اين بررسى، منحصر در مطالعه رفتار آدمى است‏يا مسائل رفتار در كليه موجودات واقع مى‏گردد؟

4 - چرا بايد مطالعه رفتار، موضوع روانشناسى باشد نه مطالعه ذهن و نه موضوع هوشيارى ... و با روانشناسى چه رابطه‏اى دارد؟

5 - آيا روانشناسى تنها از رفتار صحبت مى‏كند يا غير رفتار نيز مى‏تواند موضوع مطالعات روانشناسان قرار گيرد و در هر صورت چرا؟

رفتار موضوع روانشناسى

جمع كثيرى از دانشمندان متاخر غربى از قرن نوزدهم به بعد، رفتار را موضوع اصلى روانشناسى قرار داده‏اند: كتاب «فرهنگ توصيفى اصطلاح روانشناسى‏» (1) دراين باره چنين مى‏نويسد:

«رفتار، موضوع كار روانشناس است، هدف مطالعات اين رشته و منبع داده‏هاى آن همين رفتار است . رفتار (BEHAVIO) يعنى كارى كه يك موجود زنده مى‏كند يعنى كليه اعمال آن پاسخ به محركها است ... .» .

در كتاب «مقدمه روانشناسى عمومى‏» در ص 9 چنين آمده است:

«... رفتار، مجموع واكنش‏هاى موجود زنده در محيط است كه مورد مطالعه روانشناسى قرار مى‏گيرد و موضوع اصلى اين رشته علمى را تشكيل مى‏دهد ...» .

و در جاى ديگر همين كتاب ص 66 مى‏نويسد:

«... موضوع روانشناسى هم رفتار انسان و هم رفتار حيوان است و رفتار ساده حيوان در حقيقت اساسى‏تر از رفتار پيچيده آدمى است ...» .

و باز در ص 105 همين كتاب اضافه مى‏كند: «... موضوع روانشناسى علمى مطالعه رفتار عينى و قابل مشاهده موجود زنده است‏» .

در كتاب «عناصر روانشناسى‏» تاليف «ثورنداك‏» (TRONDIKE) در توضيح موضوع رفتار، مسائلى را كه روانشناسى درباره آنها بحث مى‏كند، چنين توضيح داده است:

1 - طبيعت‏يا ماهيت انواع مختلف افكار و احساسات .

2 - هدف‏هائى كه اين افكار و احساسات در زندگانى تعقيب مى‏كنند .

3 - طرقى كه اين افكار و احساسات يا عمل مغز يا دستگاههاى عصبى ارتباط پيدا مى‏كنند .

4 - قوانينى كه بر رفتار اين دستگاهها و حالات بدنى واعمال مربوط به آنها حاكم مى‏باشند به نظر «ثورنداك‏» ، روانشناسى به عنوان مثال بايد حاوى اطلاعاتى درباره امور زير باشد:

1 - دقت چيست؟

2 - در چه زمانى، ترس و درد، در اعمال زندگى انسان مفيد هستند؟

3 - چگونه ضعف و يا نرمى مغز، باعث كودنى و يا چطور تب، باعث‏بى‏نظمى و هرج و مرج روانى مى‏شود؟ و ...

در همين زمينه «دكتر سيروس عظيمى‏» در كتاب «اصول روانشناسى عمومى‏» (2) ص 30 چنين اظهار نظر مى‏كند:

«روانشناسى يا بهتر بگوئيم رفتارشناسى، كيفيت رفتار موجودات (ارگانيزم) را با استفاده از روشهاى علمى، مورد بررسى و تحقيق قرار مى‏دهد، مطالعه رفتار به‏طور كلى موضوع روانشناسى را تشكيل مى‏دهد، اين بررسى صرفا جنبه مطالعه رفتار آدمى را دربر نمى‏گيرد، بلكه شامل رفتار كليه موجودات خواهد شد پس مى‏توان از اظهار نظرهاى گوناگون دانشمندان در مورد نظر رفتارگرائى اين نتيجه كلى را اين‏گونه بيان نمود كه موضوع روانشناسى، رفتار و جنبه‏هاى مختلف آن و ارتباط آن جنبه‏ها با يكديگر است، مطابق اين نظر، رفتار عقلائى و كيفيت رشد و بروز آن و ارتباط آن با اشكال ديگر رفتار - رفتار عاطفى - كيفيت‏بروز عواطف و رشد آنها - رفتار اجتماعى - اشكال ارتباط فرد با گروه در دوره‏هاى مختلف رشد و تاثير نفوذ گروه‏روى، روى رفتار افراد و رشد اعمال بدنى و ارتباط آنها با ساير جنبه‏هاى شخصيت فرد مورد بحث واقع مى‏شود . و علاوه بر اين، امور و احتياجات اساسى افراد و نحوه تاثير آنها در رفتار فرد - ياديگرى به عنوان يكى از اشكال رفتار، منشا علل غير عادى و شخصيت فرد نيز در روانشناسى از ديدگاه اين نظر مورد مطالعه قرار مى‏گيرد» .

«آرتوگيتس‏» يكى ديگر از دانشمندان غربى (1931م) درباره موضوع رفتار چنين مى‏نويسد:

«موضوع روانشناسى، چند نوع فعاليت كه حيوانها يا آدميان قادرند انجام دهند، شناسائى و توصيف و طبقه‏بندى مى‏كند» (3) .

حال اين سؤال مطرح مى‏گردد كه اين نظريه در چه زمانى و براى اولين بار توسط كدام دانشمند اظهار گرديده است؟

تاريخ انتخاب اين نظر

اين نظر براى اولين بار در اوائل قرن نوزده ميلادى توسط روانشناس آمريكائى «ج . ب . واتسون‏» ارائه شد چنانكه در كتاب زمينه روانشناسى، ج‏1، ص 25 چنين مى‏نويسد:

«اين نظر كه موضوع روانشناسى بايد منحصر به مطالعه رفتار باشد، نخستين بار در اوائل قرن حاضر توسط روانشناس آمريكائى «ج . ب . واتسون‏» ارائه شد، تا آن زمان روانشناسى به عنوان دانش بررسى تجارب ذهنى تعريف مى‏شد و بخش عمده داده‏هاى آن، خودنگرى‏هائى بود كه از طريق درون‏نگرى به دست مى‏آمد .

مراد از درون‏نگرى اين است كه شخص، ادراك‏ها و احساس خود را به دقت مورد توجه قرار دهد و ثبت كند . .»

«واتسون‏» احساس كرد كه درون‏نگرى، ديدگاه ناسودمندى است و اين نظر را پيش كشيد كه اگر قرار باشد روانشناسى به صورت يك علم درآيد، داده‏هاى آن بايد قابل مشاهده و قابل اندازه‏گيرى باشد، فقط خود شما مى‏توانيد درباره ادارك‏ها و احساس‏هاى خود به درون‏نگرى بپردازيد اما ديگران هستند كه مى‏توانند رفتار شما را مورد مشاهده قرار دهند .

«واتسون‏» معتقد بود كه تنها از طريق رفتارهاى افراد، مى‏توان يك علم عينى روانشناسى به وجود آورد . رفتارگرائى عنوانى كه نظرگاه «واتسون‏» را به خود اختصاص داد مسير روانشناسى را در طى نيمه اول قرن حاضر شكل‏گيرى كرد .

رفتارگرائى اصولا مطالعه ذهنى (زندگى روانى) را كنار گذاشت تا روانشناسى را به‏صورت علم درآورد و خدمت ارزشمند آن اين بود كه روانشناسان را نسبت‏به لزوم عينيت و اندازه‏گيرى آگاه گردانيد (4) .

حال لازم است مقدارى درباره كلمه رفتار و مراد از آن، از ديدگاه اهل لغت و روانشناسان بحث نمود .

معناى رفتار در لغت و از ديدگاه روانشناسان

در معناى رفتار «دكتر سيروس عظيمى‏» در كتاب «اصول روانشناسى‏» ص‏30 و 31 چنين مى‏نويسد:

«معناى لغوى رفتار عبارت است از جميع فعاليتهائى كه از موجود زنده سر مى‏زند، بر آنهائى كه بر او وارد مى‏گردند، راه رفتن، مطالعه كردن، داد و ستد اجتماعى و نظائر آنها، رفتارهاى مورد مطالعه روانشناسى را تشكيل مى‏دهد» .

در ابتداى امر، دانش روانشناسى توجه بيشتر به مطالعه رفتار كلى، نشان مى‏دهد و ضمنا روانشناس مايل است مطالعه خود را محدود به رفتار يك موجود بنمايد از اينرو كار او در مقايسه با فيزيولوژيست‏يا زيست‏شناس كه روى بخش‏هاى خاصى از موجود مطالعه مى‏كند، محدود به رفتار يك موجود نمى‏باشد . و يا جامعه‏شناس كه گروه‏هاى متعدد را در نظر مى‏گيرد، تفاوت دارد و به اين جهت افكار خصوصى و رفتارهاى مشابهى كه جنبه مشاهده ندارند، زمانى مورد توجه روانشناس قرار مى‏گيرند كه به طريقى آشكار گردند .

در تعريف رفتار از نظر روانشناسى مى‏توان چنين اظهار داشت كه آن عبارت از خصوصيات قابل مشاهده و فعاليت‏هاى كلى يك موجود زنده كامل مى‏باشد . شكى نيست كه در مطالعه رفتار بايد توجه كامل به محرك و پاسخ آن مبذول داشت .

پس، از ديدگاه «واتسون‏» (1919م) از نظر «رفتارگرا» ، موضوع مطالعه روانشناسى، رفتار آدمى يعنى كردارها و گفتارهاى او اعم از اين كه آموخته يا ناآموخته مى‏باشد .

و به قول «كرت كافكا» دانشمند ديگر غربى (1925م) موضوع روانشناسى بررسى رفتار موجودات زنده در پيوند آنها با جهان خارج مى‏باشد .

سؤال

حال اين سؤال مطرح مى‏گردد چرا بايد مطالعه رفتار، موضوع روانشناسى باشد و چرا مطالعه ذهن ( (MIDA يا هشيارى نباشد؟ و چرا حيوان و رفتار آن و مطالعه رفتار حيوان با روانشناسى چه رابطه‏اى دارد؟

پاسخ

پاسخ اين سؤال‏ها را مؤلف در كتاب «مقدمه روانشناسى‏» ص 109 و 110 چنين مى‏دهد:

«... در روانشناسى سه واژه معتبر است، واژه اول علم و واژه دوم رفتار و واژه سوم حيوان ...» .

سپس اضافه مى‏كند:

«... دومين واژه‏اى كه بايد مورد توجه ما قرار گيرد واژه رفتار است، به‏طور مكرر متذكر شده‏ايم كه به‏طور قطع رفتار بهتر از ذهن يا احساس، هوشيارى مى‏تواند موضوع روانشناسى علمى قرار گيرد زيرا رفتار را مى‏توان مورد مشاهده - ضبط - اندازه‏گيرى قرار داد درحالى كه ذهن را نه هيچ‏كس ديده است و نه لمس كرده است، انسان هم قادر است رفتار خود را مورد مطالعه قرار دهد و هم رفتار ديگران را و همين امر موجب شده است كه روانشناسى به صورت «رفتار شناسى‏» درآيد و رفتار، جاى ذهن را بگيرد و از طرف ديگر سخنانى را كه ديگران بر زبان مى‏آورند مى‏توان درك كرد و در صورت لزوم ضبط نمود و براين اساس بر نحوه احساس و تفكر افراد پى برد . بنابراين تكلم، يك نوع رفتار كلامى است كه روانشناس مى‏تواند به كمك آن نتيجه‏گيرى لازم را انجام دهد .

سه نكته در توضيح نظريه رفتارگرائى

از ديدگاه نظريه رفتارگرائى در موضوع روانشناسى سه نكته اساسى را بايد مد نظر داشت:

نكته اول: اينكه مطالعه رفتار حيوان نيز موازى با مطالعه رفتار انسان، داراى ارزش عملى زيادى در روانشناسى است چنانكه نويسنده كتاب «مقدمه روانشناسى‏» ص‏109 چنين اظهار نظر مى‏كند:

«به‏طور كلى دانستنى‏هاى بشر به قلمرو معينى محدود نمى‏شد بنابراين مطالعه رفتار حيوان نيز موازى با مطالعه رفتار انسان داراى ارزش عملى زيادى خواهد بود همان‏طور كه حيوان‏شناس، همه انواع حيوانات را مورد مطالعه قرار مى‏دهد، روانشناس نيز به موازى رفتار انسان، رفتار حيوانات را نيز مورد بررسى قرار مى‏دهد بنابراين مطالعه رفتار حيوانات در حقيقت قلمرو خاصى است كه مكمل پژوهش‏هائى است كه در زمينه مطالعه رفتار انسان صورت مى‏گيرد .

از اين كه بگذريم مطالعه رفتار حيوانات ارزش ديگرى هم دارد زيرا همان‏طور كه در گفتارهاى قبلى گفته شد، نخستين بار «داروين‏» محقق بزرگ انگليسى به اين مساله اشاره كرد كه بين رفتار انسان و حيوان شباهت‏هاى قابل توجهى وجود دارد و مطالعه رفتار حيوان در حكم كليدى خواهد بود كه به كمك آن ميسر است رفتار انسان‏ها را مورد مطالعه قرار داد .

نكته دوم: با وصف اينكه موضوع اساسى روانشناسى از نظر رفتارگرايان، مطالعه رفتار است، نبايد تصور كرد كه رفتارتنها، موضوع علم روانشناسى است زيرا رشته‏هاى ديگر علمى ديگرى نيز، رفتار را موضوع مطالعات خود قرار داده‏اند از جمله علوم رشته اخير مى‏توان روان‏پزشكى، مردم‏شناسى، علم‏الاجتماع، اقتصاد، علوم سياسى و تاريخ را نام برد زيرا رويهمرفته اين علوم نيز علوم رفتارى مى‏باشند و هر يك از آنها، رفتار را از نقطه نظر خاصى مورد مطالعه قرار مى‏دهند گو اين كه در پاره‏اى موارد هم اختلاف بين آنها چندان قابل مشاهده و تشخيص نيست (5) . و علم‏الاجتماع و مردم‏شناسى اجتماعى بيشتر موضوعاتشان مطالعه رفتار جمعى انسان است درحالى كه روانشناسى به مطالعه رفتار خود اقدام و مى‏كوشد تا تفاوتهاى فردى بين انسان را مشخص سازد .

نكته سوم: اينكه موضوع روانشناسى، رفتار و جنبه‏هاى مختلف آن و ارتباط آن جنبه‏ها با يكديگر است . در روانشناسى رفتار عقلانى، كيفيت رشد و بروز آن و ارتباط آن با اشكال ديگر رفتار عاطفى، كيفيت‏بروز عواطف و رشد آنها، رفتار اجتماعى، اشكال ارتباط فرد با گروه در دوره‏هاى مختلف رشد و تاثير نفوذ گروه‏روى رفتار افراد و رشد اعمال بدنى و ارتباط آنها با ساير جنبه‏هاى شخصيت فرد مورد بحث واقع مى‏شود و علاوه بر اين امور، احتياجات اساسى افراد و نحوه تاثير آنها در رفتار فرد، يا ديگرى به عنوان يكى از اشكال رفتار، منشا و علل رفتار غير عادى و شخصيت فرد نيز در روانشناسى مورد مطالعه قرار مى‏گيرد (6) .

سؤال

مقصود از واژه «رفتار» در موضوع روانشناسى چيست؟ اگر مراد از رفتار تنها به معناى رفتار قابل مشاهده باشد، جاى اين سؤال و ايراد هنوز باقى است كه فرايندهاى غير قابل مشاهده يا ناآشكار ذهنى و هيجانى كه نوعى از رفتارهاى انسان محسوب مى‏شوند، آيا در علم روانشناسى مورد بحث و بررسى و مداقه قرار نمى‏گيرد پس وضعيت آنها چگونه است؟

پاسخ

در پاسخ آن مى‏توان چنين اظهار داشت كه افكار و احساسات هم از انواع رفتار هستند و لذا تعدادى از روانشناسان معاصر هم همين شيوه برخورد را اتخاذ كرده‏اند و از اينرو روانشناسان از لحاظ كاربرد، واژه رفتار را به دو گروه تقسيم مى‏كنند گرچه برخى ترجيح مى‏دهند كه معناى آن را تنها به كاركردهاى قابل مشاهده محدود كنند و برخى هم اصرار دارند كه رخدادهاى ناآشكار را نيز در آن بگنجانند (7) .

از اينرو در كتاب «زمينه روانشناسى‏» ج‏1، ص 35 چنين مى‏نويسد:

«توسعه رفتارگرائى در آغاز قرن حاضر و تاكيد آن بر مطالعه انحصارى پديده‏هاى قابل اندازه‏گيرى عينى، روانشناسى به عنوان بررسى رفتار تعريف شد اما با توسعه روانشناسى پديدار شناختى و روانشناسى شناختى، بار ديگر به تعريف قبلى رسيده‏ايم و درحال حاضر در تعاريف روانشناسى هم به رفتار انسان اشاره مى‏شود و هم به فرايندهاى ذهنى و از نظر ما مى‏توان روانشناسى را چنين تعريف كرد: «مطالعه علمى رفتار و فرايندهاى ذهنى‏» .

اين تعريف هم توجه روانشناس را به مطالعه عينى رفتار قابل مشاهده جلب و هم به فهم و درك فرايندهاى ذهنى كه مستقيما قابل مشاهده نبوده و براساس داده‏هاى رفتارى زيست‏شناختى قابل استنباط است، عنايت دارد .

از اين جهت‏يكى از دانشمندان اروپائى به نام «نرمان مان‏» (1951م) چنين عقيده دارد:

«موضوع روانشناسى را معمولا به عنوان رفتار ذكر كرده‏اند اما نكته قابل توجه اين است كه كلمه رفتار چنان معناى گسترده‏اى يافته كه اينك اغلب شامل چيزهائى شده است كه سابقا جزء هوشيارى محسوب مى‏شدند . . فرايندهاى شخصى و خصوصى از قبيل تفكر در حال حاضر، رفتار درونى محسوب مى‏شوند» (8) .

روى جهات بالا چند حوزه تخصصى از ميان حوزه‏هاى متعدد موضوع رفتار و فرايندهاى ذهنى به قرار زير است:

روانشناسى رشد، روانشناسى اجتماعى و روانشناسى شخصيت، روانشناسى بالينى و مشاوره، روانشناسى آموزشگاهى و پرورشى، روانشناسى صنعتى و مهندسى، همه اينها از جمله رشته‏هاى علوم رفتار يا علوم اجتماعى است (9) .

از اينرو دكتر «عبدالسلام زهران‏» استاد و رئيس دانشكده روانشناسى و تربيتى دانشگاه «عين شمس‏» در قاهره در كتاب خود «علم‏النفس‏الاجتماعى‏» ص 12 موضوع روانشناسى اجتماعى را جماعت از حيث انواع جماعت و تركيب آن با ساختار اجتماعى آن و به ملاحظه اهداف و عوامل وانگيزه‏هاى مؤثر در اجتماع دانسته، چنين مى‏نويسد:

«يدرس علم‏النفس الاجتماعى الجماعة من حيث انواعها و تركيبها او بناءها و اهدافها و دينامياتها ...» «يعنى موضوع روانشناسى، اجتماع و جماعت از اين جهت مى‏باشد كه تركيب يا ساختار اجتماعى آن، جماعت‏بوده و به ملاحظه اهداف و عوامل و انگيزه‏هاى مؤثر در اجتماع مورد ملاحظه قرار مى‏گيرد» .

يكى از دانشمندان ديگر اروپائى به نام «اتوكلاين برگ‏» در كتاب «روانشناسى اجتماعى‏» ترجمه دكتر «على محمد كاردان‏» (10) چنين مى‏نويسد:

«مى‏توان از ميان مطالبى كه در حال حاضر علماى روانشناسى به‏طور مستقيم به آنها مى‏پردازند حدود مسائل زير را تشخيص داد»:

1 - تاثير متقابل روانشناسى عمومى و روانشناسى اجتماعى .

2 - اجتماعى شؤون كودك و فرهنگ و شخصيت .

3 - تفاوتهاى فردى و گروهى .

4 - وضع روانى و اعتقادات، تحقيق درباره تفاهم يا انتقال افكار و عواطف و تحليل مضمون و تبليغات .

5 - تعامل اجتماعى، ديناميك گروهها، جامعه‏سنجى و رهبرى .

6 - آسيب‏شناسى اجتماعى .

7 - سياست‏بين‏المللى .

پى‏نوشت:

1) تاليف «فرانك برونو» مترجم: مهشيد ياسائى - فرزانه طاهرى - چاپ سال 1373 - ناشر: طرح نو .

2) ناشر: انتشارات صفار، چاپ 13، تاريخ چاپ: 1370 ش - كتاب «مقدمه روانشناسى دكتر على شريعتمدارى، ص 5 .

3) زمينه روانشناسى، ص 36 .

4) زمينه روانشناسى، ج‏1، ص 28 .

5) مقدمه روانشناسى، ص 110 .

6) مقدمه روانشناسى، ص 110 .

7) فرهنگ توصيفى اصطلاحات روانشناسى .

8) زمينه روانشناسى، ص 36 .

9) زمينه روانشناسى، ج‏1، ص 56

10) ج‏1، ناشر: نشر انديشه، تاريخ نشر 1369ش چاپ دهم .