| مجلات >فصلنامه مشكوة>شماره 60 |
محمد مهدى ركنى
بنياد پژوهشهاى اسلامى
نام نيكى گر بماند ز آدمى به كز او ماند سراى زرنگار
«جلو در ورودى بنياد پژوهشها، به همان صورت و شكل هميشگى، ايشان را ملاقات كردم. تعجب كردم و گفتم: عجب! شما كه فوت كردهايد. پاسخ دادند: نه من نمردهام. و با آغوش باز مرا در بغل گرفته بوسيدند».
اين گفتوگو، در رؤيا، ميان يكى از اعضاى برجسته بنياد پژوهشها با شادروان احمد احمدى بيرجندى، پس از نخستين روز درگذشت وى روى داده، و حقيقتى است از حال آن زندهياد كه بر زبانش جارى شده. آرى دانشمندان، بويژه كه از حسن سلوك و فروتنى برخوردار باشند زندهاند; خاطرههاى شيرينشان همواره در ذهن دوستان بر جاست و ذكرخيرشان بر زبان آشنايان جارى است.
آميزهاى از علم و آگاهى، ايمان، اخلاص، بىادعايى و پركارى شخصيتى را مىساخت كه احمد احمدى بيرجندى ناميده مىشد. معلمى متعهد و نويسندهاى پر كار بود. از گذشت76 سال عمر تجربهها اندوخته و آگاهىهاى فراوان داشت. اين ويژگى را بسيارى از معمرين دارند، اما آنچه مايه امتياز و فضيلت او بود توان نويسندگى و انتقال دانش و تجربهاش به ديگران بود. آثار بسيارى كه از او برجاى مانده گواه اين مزيت و امتياز است.
پدر شادروان احمدى كه از روحانيان فاضل بيرجند بود مىخواست او نيز درسهاى حوزوى را ادامه دهد، اما دست تقدير برايش رقمى ديگر زد، و خدمات دينى و علمىاش را به گونهاى ديگر پيش آورد. قرآن و كتابهاى مذهبى را در مكتبخانه آموخت، اما تحصيلات ابتدايى و دانشسراى مقدماتى را در مدارس جديد به پايان برد. در سال 1324 براى ادامه تحصيل روانه تهران شد، و در رشته زبان و ادبيات فرانسه به دانشاندوزى پرداخت، و در سال 1328 موفق به اخذ دانشنامه ليسانس فرانسه شد. در همين سالها بود كه او علاوه بر دروس اصلى رشته فرانسه، توانست در درسهاى فرعى از محضر استادانى اديب و دانشمند چون دكتر محمد معين، دكتر خانلرى، دكتر يحيى مهدوى و عالم ربانى الهى قمشهاى نيز استفاده كند. در نتيجه علاقه به ادبيات فارسى در دل و جانش پرورش يافت. علاوه بر اين، از محضر پر فيض دانشمند گرانمايه فرزان نيز بهرهها برد.
وى در سال 1328 به زادگاهش بازگشت و به تدريس زبان فرانسه در دبيرستانها ودانشسراى بيرجند پرداخت، ضمنا با مجله يغما - مهمترين مجله ادبى آن زمان - همكارى داشت و مقالاتى مفيد از نشريات فرانسه براى آن مجله ترجمه مىكرد.
در سال 1340 به مشهد منتقل شد، اما دلبستگى به زبان و ادبيات فارسى - كه درونمايهاى از فرهنگ اسلامى داشت - بر تخصص در زبان فرانسه غالب آمد، و مقرر شد به عنوان دبير ادبيات فارسى در دبيرستانها و تربيت معلم و دانشسراى راهنمايى به تدريس پردازد، البته هشتسال هم در دانشكده الهيات - كه تازه تاسيس بود - به تعليم زبان فرانسه اشتغال داشت.
مرحوم احمدى، معلمى بود با توان تحقيق و نويسندگى، و نويسندهاى بود معلم و مربى. او هيچ گاه در طول خدمتش به كلاس رفتن و تكرار درسهايى را كه در برنامه بود كافى نمىدانست، بلكه برحسب نياز قلم برمىگرفت و به تاليف كتاب درسى و راهنمايى معلمان جوان مىپرداخت، چنان كه در زمينه انشاى فارسى - كه درسى بى سروسامان بود - و دستور زبان فارسى، و املا و تاريخ ادبيات آثارى مفيد به وجود آورد. همچنين در نشريات ادبى - علمى مقالاتى آموزنده و پرفايده مىنوشت. به طورى كه توان گفت هيچگاه قلم را بر زمين نگذاشت، و تا آخرين روز تندرستىاش خدمت فرهنگى مىكرد. در آخرين روزى كه از هم جدا شديم به من فرمود: دستور دهيد مدخلهاى آماده شده طرح «جلوه تشيع در ادب فارسى» را تايپ كنند كه كار به درازا كشيده. گويى به دلش گذشته بود كه ديگر نخواهد توانست دستنوشتههاى همكاران گروه فرهنگ و ادب را بازبينى و اصلاح كند، و كار را به بنده محول مىكرد.
اگر بخواهيم تصويرى از سيماى معنوى و روحى او ترسيم كنيم بايد تنديس «ادب نفس و ادب درس» را در نظر آوريم. راستى كه مجسمه اخلاق، ادب و نفس و خوشرفتارى بود، با برخوردارى از دانش و آگاهى وسيع در ادبيات فارسى يعنى ادب درس.
بجاست نظرش را درباره تعهد نويسنده نقل كنم كه مىنويسد: «الفاظ زيباى خوشتراش اما بدون معنى و مفهوم بلند و متعالى ارزشى ندارد. همچون جام بلورين زيبايى است تهى از آب در دست آدمى تشنه لب و جگر سوخته... اگر هنرى نتواند بازگوكننده حق و حقيقت و فضيلتباشد دچار نابودى مىشود و ارزش خود را از دست مىدهد.»
آن انسان وارسته شيفته مطالعه بود، و در واقع با «كتاب» مىزيست. نه در پى مالاندوزى بود و نه در فكر جاه و مقام. فروتنانه سلوك مىكرد. از مال دنيا جز منزلى فرسوده و شمارى كتاب - كه مونس هميشگى او بودند - چيزى برجاى نگذاشت; ولى تاليفات و آثار قلمى او باقى مانده و برجاست، و نام و يادش را هماره زنده خواهد داشت، و باقيات الصالحاتى است كه در سراى جاودان از ثوابش بهرهمند خواهد شد. نگاهى به فهرست آثار وى كارنامه درخشان حياتش را نمايان مىكند.
در پايان، ابياتى كه در كتاب «شعر و زندگى» از شاعر متعهد معاصر - مرحوم غلامرضا قدسى - آوردهاند و امروز زبان حال ماست درباره وى نقل مىكنيم، و از خداى متعال براى آن دو بزرگمرد رحمت و علو درجت مىطلبيم:
نان كه پاك در دل خاك آرميدهاند طى طريق كرده به منزل رسيدهاند آرام چون نسيم سبكبار رفتهاند چون بوى گل ز باغ جهان پر كشيدهاند از گلشن زمانه در اين چند روز عمر غير از گل وفا و محبت نچيدهاند از دل زدوده نقش تعلق در اين جهان تا نقش روى دوست در آيينه ديدهاند تا مرغ جان به باغ جنان آشيان كند بگشوده بال و از قفس تن پريدهاند
اينك فهرست آثار شادروان احمد احمدى بيرجندى كه توسط كتابخانه بنياد پژوهشها تهيه شده آورده مىشود:
فهرست كتابها و مقالات مرحوم احمد احمدى بيرجندى
يكم: كتابها
1. آموزش و پرورش در شاهنامه
مشهد: دانشسراى راهنمايى تحصيلى،1357، 78 ص.
اسلام راه روشن، مشهد: نداى اسلام،1357.
2. اشعار اخلاقى
مشهد: آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى،1376، 184 ص.
3. اشك خون: مناقب و مراثى حضرت سيدالشهداءعليهالسلام
تهران، اسوه،1369، 240 ص.
4. امامت و رهبرى
مشهد: باستان، 1360.
5. انشاء و نويسندگى
مشهد: باستان، 1344، 345 ص.
ويرايش 2. تهران: معراجى،1349 (با عنوان بحثى در انشاء و نويسندگى).
6. با قرآن آشنا شويم
مشهد: باستان، 1355.
7. بحثى در دستور زبان فارسى يا صرف و نحو و شيوه تجزيه و تركيب و تستهاىامتحانات نهايى كنكور سراسرى
مشهد: ناشر: مؤلف، 1370،319 ص.
8. بحثى در ادبيات فارسى
مشهد: دانشسراى تحصيلى،1353.
9. برگزيده نثر فارسى [با همكارى حسين رزمجو]
مشهد: بىنا، 1341،439 ص
10. پرتوى از سيماى تابناك علىعليهالسلام
مشهد: خراسان، 1358.
11. پند و عبرت; شامل مسائل تاريخى، دينى و اخلاقى
مشهد: آستان قدس رضوى، مؤسسه چاپ و انتشارات، 1374، 218 ص.
12. چهارده اختر تابناك: زندگانى چهارده معصومعليهمالسلام
مشهد: آستان قدس رضوى، مؤسسه چاپ و انتشارات، 1364، 255 ص.
13. چهل حديث از پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله، ائمه معصومينعليهمالسلام
مشهد: نداى اسلام، 1358.
14. خداپرستى در شعر فارسى
مشهد: آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى، 1374، 242 ص.
15. خدا را بشناسيم
مشهد: باستان، 1355.
16. داناى راز; زندگى، انديشه و شعر اقبال لاهورى [با مقدمه غلامحسين يوسفى]
مشهد: بىنا،1349،239 ص.
17. دانه و پيمانه; شامل داستانهايى از عارفان بزرگ، سنايى، عطار، مولوى، سعدى.
مشهد: گل نشر، 1375، 208 ص.
18. دستور زبان فارسى (صرف و نحو)
مشهد: باستان، 1348.
19. ديوان محمدبن حسام خوسفى [با همكارى محمد تقى سالك]
مشهد: اداره كل حج و اوقاف،1366،746 ص.
20. زندگى و افكار ولتر
مشهد: توس، 1330، 104 ص.
21. سير سخن; (شامل شرح احوال معروفترين نويسندگان و شاعران ايران از قديمترين ازمنه تا عصر حاضر و برگزيده آثار آنان) [با همكارى حسين رزمجو]
جلد اول (نثر)، مشهد: باستان، 1345،447 ص.
22. شعر در زندگى
مشهد: آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى، 1374، 250 ص.
23. شيوه آموزش املاى فارسى و نگارش براى معلمان مدارس ابتدايى
[ويرايش 2] تهران: وزارت آموزش و پرورش، 1368، [چاپ ششم1377]،96 ص.
24. شيوه نويسندگى و نگارش يا سلسله مقالات مجله حوزه
قم: حوزه علميه قم، دفتر تبليغات اسلامى، مجله حوزه،1373،157 ص.
25. علىعليهالسلام اسوه تقوى و عدالت
تهران: اسوه، 1370.
26. فروغى كه روشنگر دلهاست
مشهد: [بىنا]، 1355.
27. گزيده معراجالسعاده [اثر ملا احمد نراقى]
مشهد: آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى، 1375، 234 ص.
28. مدايح رضوى در شعر فارسى [با همكارى على نقوىزاده]
مشهد: آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى، 1365،326 ص
29. مدايح محمدىصلى الله عليه وآله در شعر فارسى
مشهد: آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى، 1372، 160 ص
30. مدايح و مراثى حضرت ابوالفضلعليهالسلام در شعر فارسى
مشهد: آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى،1376، 128ص
31. مناجات و دعا در شعر فارسى
مشهد: آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى، 1371، 140 ص
32. مناقب حضرت موسىبن جعفرعليهماالسلام در شعر فارسى
مشهد: كنگره جهانى حضرت رضاعليهالسلام، 1372، 130 ص
33. مناقب علوى در شعر فارسى
مشهد: آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى،1366، 152 ص
34. مناقب فاطمى در شعر فارسى; شامل: مدايح دخت گرامى پيامبرصلى الله عليه وآله
مشهد: آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى،1369، 148 ص
35. مناقب و مراثى اهل بيتعليهمالسلام
مشهد: آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى، 1374، 314 ص
36. نامههاى ادبى
مشهد: آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى، 1375، 162 ص
37. نقشى از هستى; شامل مباحث ادبى و هنرى [مجموعه مقالات]
مشهد: باستان، 1348،256 ص
38. نوبهار عالم جان (مناقب مهدوى در شعر فارسى)
تهران: سازمان تبليغات اسلامى،1369، 185 ص
دوم: مقالهها
الف) تحقيق و تصحيح
1. «آزمايش در شاهنامه»: محيط ادب، تهران، 1358، صص 218-225.
2. «ابن حسام خوسفى، شاعرى حقايقشناس اما ناشناخته»: كيهان فرهنگى، سال 2، شماره7، 1364، ص19-20.
3. «ابن حسام خوسفى»: نقشى از هستى، صص167-200.
4. «از اين جا و آن جا درباره كتاب و كتابخوانى»: مشكوة، ش47 (تابستان 74)، صص32-39.
5. «ابن حسام خوسفى و برخى از آثارش»: نشريه دانشكده ادبيات مشهد،9 (1352)، صص 350-386.
6. «اسير بند قافيه در لاميه دامغان»: نگين، 134 (تير 1355)، صص 35-36.
7. «اشارات ادبى (اقتباس و تلميح»: نشريه آموزش و پرورش خراسان، ج7، ش1، صص25-31. و نيز در ش 5 (5/1348)، صص 30-39.
8. «اقبال لاهورى»: پيوند دوستى، ش1، (اسفند 1355، صص 72-78).
9. «اقبال لاهورى از قصاص سخن مىگويد»: بشارت، سال دوم، شماره هشتم (آذر و دى1377)، صص37-39.
10. «اقبال لاهورى و قرآن»: بشارت، سال اول، ش 2 (آذر و دى1376)، صص 35-37.
11. «اقتباس و تلميح»: نشريه فرهنگ خراسان، ج7، (50/1348)، ش1، صص 25-31; و نيز در ش5، صص 30-39.
12. «بازيهاى شيرين سنتى»: هنر و مردم، ش149 (اسفند1353)، صص 68-70; و نيز در ش156 (مهر 1345)، صص56-58.
13. «بحثى در املاء»: نشريه آموزش و پرورش خراسان،7 (1351)، ش9-10، صص31-37.
14. «بحثى درباره الفاظ»: نشريه فرهنگ خراسان، ج4، ش5/6، صص29-39; و نيز در ش7/8، صص 42-54; و نيز در نقشى از هستى، صص66-109.
15. «بحثى درباره كلمه سلطان»: يغما، ش 30 (1356)، صص 758-759.
16. «به سوى شهر پيامبر»: ميقات حج، سال پنجم (پائيز 1375)، ش17، صص 21-56.
17. «بيرجند شهر ما»: بينالود، س اول (1372)، ش7-6، صص 8-7.
18. «تدريس ادبيات فارسى در دبيرستان; بررسى يك كتاب درسى»: نشر دانش، 20 (1361)، ش4، صص57-60.
19. «جلوههايى از اعجاز قرآن در ادب فارسى»: مشكوة، ش46 (بهار 74)، صص 35-56.
20. «جلوههايى از زندگى و هنر شاعرى محمدبن حسام خوسفى»: (فرخنده پيام)، مشهد، 1360، صص 504-520.
21. «حاف: نظرى درباره استعمال آن در مرزباننامه»: يغما، س21، (1347)، صص 162-163.
22. «حج در آينه هنر و ادبيات»: ميقات حج، ش22، صص 1-27.
23. «خانه و خانواده در آثار سعدى»: ذكر جميل سعدى، تهران، 1364، 1، صص93-112.
24. «خاوراننامه محمدبن حسام خوسفى»: آستان قدس رضوى، ج7، ش1، صص49-72.
25. «درباره بيتى از مرزباننامه»: يغما، ش21، صص 162-163.
26. «درباره درستنويسى»: نشر دانش،3 (1363)، ش3، صص 122-123.
27. «در حاشيه دو بيتحافظ»، نشر دانش، 8، (7/1366)، ص154; و نيز در مقالات حافظ تهران، 1368، صص573-575.
28. «دستور زبان عاميانه»: راهنماى كتاب، ش8، صص26-30.
29. «ديدگاههاى اخلاقى و اجتماعى محمدبن حسام»: نشريه دانشكده ادبيات مشهد،23 (1370)، صص416-431.
30. «سخنى چند درباره وضع جغرافيايى و تاريخى و فرهنگى شهرستان بيرجند»: نشريه فرهنگ خراسان، ج1، ش 2/3، صص49-53.
31. «سفرنامهها درباره بيرجند چه نوشتهاند؟»: خاوران، 1 (1369)، ش3/4، صص119-123.
32. «مصاحبه»: سيمرغ، 1 ت، ج1، ش2 (اسفند 1368)، صص 35-37.
33. «شرح مشكلات ديوان انورى»: راهنماى كتاب، ش6، صص427-430.
34. «شهرستان بيرجند، اوضاع جغرافيايى و تاريخى و فرهنگى»: يغما، 8، صص 561-568.
35. «شيخ هادى هادوى بيرجندى»: يغما،7، صص 504-507.
36. «شيفتگى سنائى غزنوى نسبتبه پيامبرصلى الله عليه وآله و اهل بيتعليهمالسلام»: نشريه دانشكده الهيات مشهد، ش31-32، بهار و تابستان 1375، صص 191-206.
37. «علامه فقيد سيد محمد فرزان، قرآنپژوهى از ياد رفته»: بينات، ش9، (بهار 1375)، صص39-45.
38. «فردوسى، شاعر آزرمين پاكبين»: سيمرغ، (تهران)، 20 (71/1370)، ش2، صص 44-47.
39. «فرهنگ عاميانه لغات بيرجند»: نشريه فرهنگ خراسان، ج4، ش4، صص 41-42.
40. «قاين (مسجد جامع شهر قاين)»: يغما، 8، صص277-281.
41. «قرآن در ادب و شعر فارسى»: ميراث جاويدان، ش1 (1372)، ش2، صص27-30.
42. «قرآن و اقبال»: يادنامه امينى، 1 (1352)، صص353-370.
43. «قصه پرغصه اتصال و انفصال»: يغما،26 (1351)، صص473-475.
44. «كتاب ابعاد و اجرام»: نشريه فرهنگ خراسان، ج5، ش3/4، صص 24-26; ج4، ش9/10، صص63-71.
45. «لغات بيرجندى»: نشريه فرهنگ خراسان، ج4، ش3، ص41-43.
46. «لغات بيرجندى مربوط به طبيعت»: نشريه فرهنگ خراسان، ج4، ش1/2، صص 21-22.
47. «مطلع الشموس» [بدايع نگار، فضلالله، به كوشش احمد احمدى بيرجندى]: فرهنگ ايران زمين، ش26 (1365)، صص293-344.
48. «ماهيت، ساخت و گستره زبان فارسى»: زبان فارسى، زبان علم، تهران، 1365، صص5-14.
49. «مثلهاى بيرجندى»: سخن، 5، صص 861-910.
50. «مرگ استاد [ذبيحالله ناصح]»: نشريه فرهنگ خراسان، ج6، ش5، صص63-65.
51. «مشكلات تدريس املاء فارسى»: نشريه آموزش و پرورش خراسان،7 (1351)، ش11-12، صص 18-24.
52. «ملا عبدالعلى بيرجندى دانشمند علوم رياضى و جغرافيا»: نشريه دانشكده الهيات مشهد، ش2 (بهار 1351)، صص 21-34.
53. «ملا عبدالعلى بيرجندى»: نقشى از هستى، صص 202-221.
54. «ملا عبدالعلى بيرجندى»: مشكوة، ش6 (زمستان1363)، صص 185-201.
55. «نسيم عطرآگين محمدى (ص) در ديوان اقبال»: شناخت اقبال، تهران، 1365، صص143-156.
56. «نظرى به كتابهاى فارسى دبيرستانى»: يغما، 25 (1351)، صص149-155.
57. «نوعى قيد قلت، قيد كثرت»: نشريه فرهنگ خراسان، ج6، ش6، صص 22-28.
58. «هيكل بستن»: سخن، 25 (6-1356)، صص1099-1100.
59. «ابونواس»: الهيات، مشهد، ش10 (بهار1353)، صص187-194.
60. «ابن حسام خوسفى»: كيهان فرهنگى، 2 (1364)، ش7، صص19-20.
ب) ترجمه
1. «ادب نوين فارسى و تاثير ترجمه در تحول آن»: هانرى ماسه، فرهنگ در زندگى، ش23 (پاييز 1355)، صص 92-95.
2. «ايران كشور شعر و شاعرى»: رشيد ياسمى، نقشى از هستى»، ص 25-43.
3. «در محضر عارف ايرانى (شمس العرفا)»: يان ريپكا، راهنماى كتاب، س6، صص3-11،157-161،269-274.
4. «روح ايران و بشردوستى»: رنه گروسه، نقشى از هستى، صص19-24; و نيز يغما، 8، صص449-452.
5. «متون فارسى داستانهاى مربوط به حيوانات»: هانرى ماسه، سالنامه كشور ايران، ش10، صص 242-247.
6. «نكاتى چند در باب وقايع تاريخى مربوط به آلزياد در گرگان و طبرستان»: س. اى. بوسورث، مجله دانشكده ادبيات و علوم انسانى مشهد، س6 (1349)، صص 378-398.
ج) نقد و نظر
1. «ادبيات و تعهد در اسلام»: [محمدرضا حكيمى]، آينده،، 5 (1358)، صص 85-91.
2. «انسان دوستى در اسلام»: [از مارسل بوازار، ترجمه محمد حسين مهدوى اردبيلى و غلامحسين يوسفى]، كلك، 1 (1369)، ش8، صص107-110.
3. «تحليل اشعار ناصر خسرو: [مهدى محقق]، راهنماى كتاب، س10، (1346)، صص673-675.
4. «التصفيه فى احوال المتصوفه»: [به تصحيح غلامحسين يوسفى]، راهنماى كتاب، س 12، (1348)، صص147-153.
5. «جام جهانبين»: [محمدعلى اسلامى ندوشن]، راهنماى كتاب، س12، (1348)، صص147-153; و نيز س 14 (1350)، صص533-538.
6. «ديدارى با اهل قلم»: [غلامحسين يوسفى]، راهنماى كتاب، 20 (1356)، صص268-275.
7. «زندگى و مرگ پهلوانان در شاهنامه»: [محمدعلى اسلامى ندوشن]، نگين، س57 (1348)، صص 45-47.
8. «زير خاكستر»: [مجموعه اشعار سعيدى سيرجانى]، يغما، س20 (1346)، صص499-504.
9. «سفرنامه ناصر خسرو»: [به كوشش نادر وزينپور]، راهنماى كتاب، 15 (1351)، صص 601-606.
10. «شعر بى دروغ، شعر بى نقاب»: [عبدالحسين زرينكوب]، راهنماى كتاب، س11 (1347)، صص 230-234; نيز در يادگارنامه استاد عبدالحسين زرينكوب، تهران، مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامى، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى،1376، صص 155-159.
11. «گزيده تذكرة الاولياء»: [محمد استعلامى]، راهنماى كتاب، 18 (1354)، صص87-91.
12. «گفتار ادبى»: [دكتر محمود افشار]، راهنماى كتاب، 18 (1354، صص 898-903.
13. «قابوسنامه»: [به كوشش غلامحسين يوسفى]، راهنماى كتاب، س10 (1346)، صص494-498.
14. «لطائف الحكمه»: [سراجالدين ارموى; به تصحيح غلامحسين يوسفى]، راهنماى كتاب،16 (1352)، صص249-254.