| مجلات >فصلنامه مشكوة>شماره 60 |
محمدحسين مظفرى
سازمان فرهنگ و ارتباطات
استان تيگره شمالىترين استان اتيوپى است و در حدود 80 هزار كيلومتر مربع وسعت دارد. با توجه به رشد سه درصدى جمعيت پيش بينى مىشود در سال 2000 ميلادى7/3 ميليون جمعيت داشته باشد. اقتصاد منطقه بر پايه كشاورزى استوار است و تا ميزان 90درصد به روش ديم كشت مىنمايند كه به دليل ناكافى بودن ميزان بارش و كمبود منابع آبى با مشكلات جدى مواجه هستند.
از سوى ديگر، به دليل فقدان امكانات و وسائل كشاورزى مدرن، نداشتن بذرهاى اصلاح شده، تقسيم زمينهاى زراعتى به واحدهاى كوچك، نداشتن آموزش و تجربه لازم، اميدى به بهبود وضع اقتصادى مردم از طريق كشاورزى وجود ندارد.
اين منطقه در گذشته در زمره مناطق محروم كشور بوده است و در حال حاضر با توجه به نفوذ بدون رقيب جنبش آزاديبخش خلق تيگره در حزب حاكم و ساير مراكز تصميمگيرى كشور، وجود يك گرايش قوى براى تبديل اين استان به يك منطقه صنعتى ملموس مىباشد.
طرحهايى براى بهبود و اصلاح راههاى ارتباطى در دست اجرا است و فرودگاه مكله بزودى به يك فرودگاه بينالمللى تبديل خواهد شد.
با شروع دوران بازسازى وضعيت نهادهاى آموزشى در مقايسه با گذشته بهتر شده است. در اين استان تعداد 561 دبستان، 44 مدرسه راهنمايى و 20 دبيرستان وجود دارد. هم چنين يك مركز تربيت معلم، تعداد 2 مدرسه فنى - حرفىاى، دانشكده بازرگانى و دانشكده كشاورزى از جمله مراكز آموزشى اين استان محسوب مىشوند.
برگزارى سمپوزيوم نجاشى در مكله مركز استان تيگره از چند جهت درخور توجه است. از لحاظ سياسى چنان كه اشاره شد اين منطقه، حوزه نفوذ مهمترين گروه مؤتلفه حزب حاكم بر كشور مىباشد. از لحاظ مذهبى نيز منطقه تيگره از دير باز پايگاه مهم مسيحيت ارتدوكس اتيوپى بوده است و مسلمانان هنوز در اين منطقه در اقليت هستند.
علاوه بر اين، قوم تيگره خود را وارث تمدن عظيم آكسوم مىدانند كه از قرن اول تا قرن هفتم ميلادى در اين سرزمين اقتدار داشته است. بنا بر اين، برگزارى اين همايش عظيم توسط مجلس اعلاى اسلامى و با همكارى كامل مقامات دولت محلى در پايگاه قديمى مسيحيت، براى مسلمانان اهميت ويژهاى دارد و وقوع آن همچنان براى كليساى ارتدوكس ناباورانه مىنمايد.
مسلمانان جهان اتيوپى را به عنوان كشورى مىشناسند كه نخستين مهاجران را كه در سرزمين خود مكه تحت تعقيب مشركان قريش قرار داشتند، به گرمى پذيرفت و آنان را در چتر حمايتخود گرفت. اين مهاجران كه به رهبرى جعفربن ابى طالب به حبشه مهاجرت كرده بودند، به گرمى مورد استقبال قرار گرفتند و نجاشى پادشاه امپراتورى آكسوم كه از وى با نام اصحمه ياد كردهاند، اين مهاجران را پذيرفت.
بسيارى از مورخان مسلمان نوشتهاند كه اصحمه پادشاه حبشه تحت تاثير اسلام قرار گرفت و به اسلام گرويد. (1) از طرفى با توجه به ريشههاى عميق دين مسيحيت در تمدن آكسوم، حكومتيك پادشاه مسلمان بر اين سرزمين مسيحى و مردم سنتى آن بسيار دشوار مىنمود; در نتيجه، برطبق يك روايت مشهور پادشاه توسط همسرش مسموم گرديد; از اينروى، از همان زمان مسيحيان منطقه به وى به عنوان يك قديسه مىنگرند و كليشايى براى يادبود اين زن ساخته مىشود. (2)
همچنين اين مطلب قابل توجه است كه برخى از مهاجرين كه از اصحاب پيامبرصلى الله عليه وآله محسوب مىشوند در سرزمين حبشه وفات كرده و در حبشه مدفون گرديدند. قبور اين اصحاب پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله امروزه در نزديكى مقبره نجاشى است و مسلمانان به زيارت آنان مىروند.
مجلس اعلاى امور اسلامى اتيويى به منظور گراميداشت مقام نجاشى سمپوزيومى برگزار كرد تا ياد نخستين پادشاه مسلمان را احيا نمايد. مقبره نجاشى در منطقه تيگراى در روستايى با نام نجاشى و در نزديكى ويكرو (Wiqro) واقع شده است كه از مركز منطقه، شهر مكله (Mekele) 55 كيلومتر فاصله دارد. بسيارى از سفراى كشورهاى اسلامى و مقامات مسلمان دولتى در اين سمپوزيوم حضور داشتند.
روز شنبه با يك پرواز داخلى هواپيمايى اتيوپى مهمانان، آديس آبابا را به مقصد مكله ترك كردند و پس از ساعتى پرواز در مكله بر روى باند شوسه فرودگاه فرود آمدند. مقامات محلى در فرودگاه از مهمانان استقبال كرده و پس از گردشى كوتاه در شهر، از مراكز اسلامى از جمله دفتر مجلس اعلاى اسلامى منطقه و دادگاه شريعت ديدن كردند، همچنين از برج يادبود قربانيان جنگ و مدارس و مساجد در دست احداث، ديدار به عمل آمد.
طبق برنامه قبلى، بعدازظهر همان روز مهمانان شهر مكله را در مسير جاده مكله - اسمره به سوى مقبره نجاشى ترك گفتند تا مسافت 55 كيلومترى به مقصد روستاى نگاش را طى نمايند. مردم شهر كوچك ويكرو (Wiqro) به خيابانها ريختند و از مهمانان با آوازخوانى و پايكوبى استقبال نمودند. برخلاف رويه ناخوشايند گذشته و مناسبات تلخ مسلمانان و مسيحيان در منطقه تيگره، حتى كشيشهاى مسيحى با پوشيدن لباسهاى مذهبى و حمل تابوت به مهمانان خوشامد گفتند.
حدود ساعت3 بعد از ظهر مسافران به شهر كوچك نجاشى رسيدند. در اين شهر مسلمانان اكثريت دارند و مردم مسلمان كه در منطقه تيگره در اقليت هستند از ديدن مهمانان هم كيش خود سر از پا نمىشناختند. مردان و جوانان با طبل و پايكوبى و خواندن ذكر و مدايح و زنان با تشكيل حلقههاى ذكر، شادى و مسرت خود را از حضور مهمانان مسلمان در اين منطقه دور دست ابراز نمودند.
بى درنگ مهمانان به طرف مقبره نجاشى به راه افتاد و مزار اين پادشاه مسلمان و ساير صحابه پيامبرصلى الله عليه وآله را زيارت كردند. يكى از شيوخ مسلمان كه متولى مقبره نجاشى است. زيارتنامه مخصوص را براى زائران مرقد وى قرائت نمود، اشك شوق در ديدگان زائران حلقه زده بود و گويى اين سفر در جغرافياى حبشه نيست، بلكه سفرى استبه تاريخ حبشه و حضور در كنار نخستين مهاجران مسلمان، و اين مرقد، قصر نجاشى است كه جعفرابن ابى طالب و ديگر ياران پيامبرصلى الله عليه وآله را در بارگاه خود دارد.
پيش از غروب آفتاب مهمانان از مقبره نجاشى و ديگر صحابه مدفون در اطراف حرم وى خداحافظى كرده و به سوى شهر مكله به راه افتادهاند. در روز هفتم دسامبر1997 سمپوزيوم نجاشى با سخنرانى آقاى گبرو عسرت (Gebru Asrat) رئيس منطقه تيگراى افتتاح گرديد. آقاى عبدالرزاق محمدعلى دبيركل مجلس اعلاى اسلامى نيز پيرامون اهداف برگزارى اين سمپوزيوم مطالبى را بيان نمود. سپس شيخ عبدالرحمن رئيس مجلس اعلاى امور اسلامى اتيوپى پيرامون زندگانى نجاشى و صحابه پيامبرصلى الله عليه وآله كه به حبشه مهاجرت كردند، سخنرانى كرد و از رئيس منطقه خواست كه رسما سمپوزيوم را افتتاح نمايد.
وى در سخنرانى خود اقدامات حكومت آكسوم را در دفاع از اسلام و مهاجران مسلمان مورد تاكيد قرار داد و سخنان پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله درباره سرزمين حبشه را ستود كه به مسلمانان دستور داد از تهاجم به حبشه خوددارى نمايند. وى همچنين وجود بردبارى مذهبى و همزيستى همه پيروان اديان را در آن دوران بى نظير خواند.
اولين سخنران شيخ منصور رئيس مجلس عالى امور اسلامى منطقه تيگراى بود كه پيرامون دوران نجاشى و مهاجران به حبشه مطالبى بيان نمود و به سؤالات برخى از حاضران پاسخ داد و جلسه صبحگاهى پايان يافت.
اولين سخنران بعد از ظهر دكتر لپيسو دليبو (Lapiso Delibo) استاد بازنشسته (مسيحى) و محقق رشته تاريخ بود. وى مقاله خود را تحت عنوان مناسبات تاريخى اتيوپى با جهان عرب در دوران نجاشى قرائت نمود و به سؤالات حاضران پاسخ گفت.
سخنران ديگر اين جلسه آقاى عباس احمد محقق رشته تاريخ و كارمند محلى اين رايزنى فرهنگى بود. وى پيرامون مشكلات مسلمانان اتيوپى و مبارزات طولانى آنها براى رهايى از اين محدوديتهاى سياسى و اجتماعى سخنرانى كرد.
در جلسه اختتاميه سمپوزيوم از بازاريان مسلمان دعوت شد كه براى ساخت مركز اسلامى در دهكده نجاشى مشاركت نمايند و مبلغ قابل توجهى در همان جلسه جمعآورى گرديد. نماينده سرمايه دار معروف اتيوپى محمدحسين العمودى نيز از طرف وى قول مساعدت داد.
كليساى ارتدوكس اتيوپى، پس از برگزارى سمپوزيوم نجاشى با انتشار بيانيهاى رسمى برگزارى آن را محكوم نمود. علاوه بر اين، تاكيد كرد كه نجاشى اصحمه يك پادشاه مسيحى بوده است و اتيوپى به جز دوران كوتاه حاكميت احمد گران (امام احمد بن ابراهيم الغازى) هرگز پادشاهى مسلمان به خود نديده است.
مجلس اعلاى امور اسلامى اتيوپى كه برگزار كننده سمپوزيوم بود، با انتشار بيانيهاى از واكنش كليسا ابراز تاسف نموده و از كليساى ارتدوكس خواست كه از اقدامات تحريكآميز اجتناب ورزد و به جاى آن براى بهبود زندگى مادى و معنوى مردم اتيوپى تلاش كند.
يكى از افرادى كه بشدت با برگزارى سمپوزيوم اعلان مخالفت نمود، سراسقف سابق منطقه شوآى غربى ابونا گبرئيل بود (نامبرده به دليل مخالفتهاى مكرر با پاتريارك اخيرا از كار بركنار شده است) وى در بيانهاى كه در روزنامه مبروك مورخ9 دسامبر1997 انتشار يافت مطالبى را به اين شرح بيان نموده است:
بنيانگذار دين اسلام و به اصطلاح پيامبر مسلمانان - حضرت - محمدصلى الله عليه وآله در سال 570 ميلادى در مكه متولد شد. در سن 25 سالگى با زنى ثروتمند به نام خديجه ازدواج كرد و بر اساس زندگينامهاش، فردى امى بود و قبل يا بعد از نزول وحى و كتاب مقدس درس ناخوانده بود.
وى پس از آن كه پيرامون ولادت و دوران كودكى پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله با زياده گويى مطالبى مىنويسد، اين مطلب را مىافزايد كه چگونه پادشاه آكسوم به مسلمانانى كه از ترس تعقيب مشركان سرزمين خود را ترك كرده بودند، به گرمى استقبال كرد:
اين مطلب در كتابهاى متعدد تاريخى ذكر شده است كه پادشاه آكسوم در قرن هفتم ميلادى از مسلمانان تحت تعقيب استقبال كرد، زيرا اين موضوع را از تعاليم مسيحيت فراگرفته بود. با توجه به خدمتى كه پادشاه آكسوم به مسلمانان مهاجر كرده بود، طبق منابع تاريخى - حضرت - محمدصلى الله عليه وآله به پيروانش دستور مىدهد: «تا وقتى كه حبشيان به شما حمله نكردهاند به آنها هجوم نبريد.» بنابراين، تصور اين كه جانشين شاه كالب، گبره ماسكال پادشاه آكسوم نامش را به احمد نجاشى تغيير داده و به اسلام گرويده باشد، بازى با آتش و شنا در استخر خيال و تحريف تاريخ حبشه و حتى نقض گفته پيامبر خودشان است.
البته، ما نمىتوانيم عليه دفن يك مسلمان در محلى در 15 كيلومترى ويكرو استدلال نماييم. در واقع، ممكن است دهها مسلمان در گذشته در اين محل مدفون شده باشند. ولى اين درست نيست كه فرض شود پادشاه خاصى به نام احمد نجاشى مسلمان شده باشد و نخستين پادشاه مسلمان در جهان باشد. چنانكه منطقى نيست كه مطرح نماييم اين پادشاه افسانهاى در فلات نجاشى دفن شده باشد. زيرا طرح اين مسايل به ايجاد اختلاف و سوء تفاهم بين مسلمانان و مسيحيان منجر خواهد شد كه تاكنون مانند يك ملت مناسبات خوب و برادرانهاى با هم داشتهاند.
اخيرا سمپوزيومى پيرامون زندگى و حيات احمد نجاشى توسط مجلس اعلاى امور اسلامى اتيوپى برگزار شد و طبق گزارش رسانههاى گروهى دولتى، نمايندگان نهادهاى مختلف دولتى، بازاريان مسلمان، سفراى كشورهاى اسلامى مقيم آديسآبابا و اسمره و بسيارى از دانشوران مسلمان در آن حضور يافتند. ولى از همه اين مطالب شگفت انگيزتر، سخنان يك مقام رسمى است كه سمت مهمى را در دولت دارد و در اين زمينه مىگويد:
«استقبال گرم احمد نجاشى از مسلمانان معتقدى كه از رنج تعقيب مشركان مكه گريخته بودند، بهترين نشانه شكيبايى دينى بود.»
ولى ما به دلايلى كه مىآيد مىگوييم پادشاهى كه در قرن هفتم ميلادى در آكسوم از مهاجران مسلمان استقبال كرد، احمد نجاشى نبوده است:
1. جز چند نويسنده متعصب عرب، بسيارى از نويسندگان تاريخ اتيوپى و جهان وجود يك پادشاه مسلمان را كه نام احمد نجاشى داشته باشد تاييد نكردهاند.
2. اين مطلب مشهورى است كه مهاجران مسلمان در سال 615 ميلادى از مكه حركت نموده و از طريق بندر عذولى (عدوليس - (Adulis به آكسوم رسيدند. بنابراين، طبق نظر بسيارى از مورخان مشهور مانند كنتى روسينى ( Conti Rossini) ، موسى (Mussi) وليت مان (Litman) ، از سال 630 تا 830 هيچ پادشاهى بر اتيوپى حكومت نكرده است كه نام احمد نجاشى داشته باشد. از اين روى، شركت كنندگان در سمپوزيوم كه اعلان كردهاند پادشاهى مسلمان به نام احمد نجاشى از مسلمانان استقبال كرده است، يك افسانه ساده را بافتهاند كه از ساده لوحى خودشان سرچشمه مىگيرد.
3. طبق نظر مورخان مسلمان، اين پادشاه افسانهاى قرن هفتم در جهان عرب با نام احمد نجاشى و در اتيوپى با نام شاه و يا آرماخ (Armak) شناخته مىشود. با وجود اين، برطبق شواهد تاريخى كه به اين دوران اشاره كردهاند، آراماك اول (Aramak I) پادشاهى معتقد و پايبند به دين مسيحيتبود كه از سال 830 ميلادى تا هنگام مرگش به امپراتورى آكسوم خدمت نمود.
همچنين آثار باستانى مانند سكههاى طلا و مسى وجود دارد كه با صليب تزيين شده و توسط پادشاه رواج داشته است. اين آثار باستانى هنوز در موزهها موجود هستند و گواه مسيحيتشاه آراماك هستند. بنابراين، تصور اينكه احمد نجاشى همان شاه آراماك بوده است، افسانهاى دروغين است. خداوند دروغ گويان را دوست ندارد و گفته - حضرت - محمدصلى الله عليه وآله را كه به مسلمانان دستور داده استبا حبشيان در صلح بسر برند، نقض مىكند.
4. طبق نظر برخى از مورخان، افرادى از مهاجران مسلمان كه از ترس تعقيب سرزمين خود را ترك كرده بودند، در حبشه به مسيحيت گرويدند. تكله صادق مكوريا (Mequria Tekiesadiq) مورخ مشهور كشورمان نوشته است كه برخى از اين مهاجران به دين مسيحيت تمايل يافته و به دين حاميان خود درآمدند، ولى ما مىخواهيم با برادران مسلمان خود در آرامش زندگى نماييم و مايل نيستيم روى اين مسائل تبليغ نماييم.
5. چناچه پادشاه آكسوم به دين جديد (اسلام) گرويده باشد، - حضرت - محمدصلى الله عليه وآله مىبايستبراى وى نامهاى نوشته باشد و خرسندى و خشنودى خود را از اين موضوع ابراز نموده باشد، در حالى كه - حضرت - محمدصلى الله عليه وآله صرفا از پيروانش خواسته است كه به حبشه حمله ننمايند.
6. مورخان مسلمان نوشتهاند كه وقتى - حضرت - محمدصلى الله عليه وآله، براى فعاليتهاى بازرگانى به سوريه سفر مىكرد، با شخصى به نام پدر بحيرا ملاقاتهايى داشته است. براساس اين واقعيتبرخى از دانشمندان ادعا مىنمايند كه احتمالا محمدصلى الله عليه وآله اصول تعاليم مسيحيت را از اين راهب آموخته باشد. بنابراين، ما مىتوانستيم روى اين موضوع تبليغات زيادى كنيم و نكرديم.
7. هنگامى كه محمد پيامبرصلى الله عليه وآله در سال 570 ميلادى متولد شد، تاريخ نام پادشاهى را كه بر آكسوم حكومت داشت، «واسن سيگد» (Wosen seged) ضبط كرده است كه به عنوان ميهارنه كريستوس ( Meharene Kristos) معروف است و بين سالهاى 580-565 حكفرمايى داشته است. هنگامى كه مهاجران به آكسوم آمدند، پادشاه حاكم «فيره سيناى» (Fire Senay) نام داشت. به دنبال وى شاه «عقالى ولد» (Akale Weled) بين سالهاى 632 -623 بر آكسوم حكومت مىكرد و اين همان زمانى است كه حضرت محمدصلى الله عليه وآله در سن63 سالگى رحلت نمود. شاهان ياد شده نوادگان گبره ماسكال شاه كالب بودند كه اقليت مسيحيان يمن را رهايى بخشيد. ترديدى نيست كه شاهان مزبور به مسيحيت متعهد بودهاند.
8. سرانجام اين كه هدف اصلى نامگذارى دهكده كوچك نجاشى به نام «دومين مكه» چيست؟ پيش بينى اين مطلب دشوار نيست كه حركت ديگرى از سوى مكه براى نابودى سرزمين حبشه آغاز گردد. در واقع ديدار از مقبره نجاشى و برگزارى سمپوزيوم نجاشى به معناى ناديده گرفتن جامعه مسيحيت اتيوپى است. لذا ما طرفهاى مربوط را نصيحت مىكنيم كه از دست زدن به چنين اقدامات تحريكآميزى اجتناب نمايند.
9. من از اين فرصت استفاده كرده و اعلان مىكنم كه9/99 درصد از مسلمانان اتيوپى دوستداران صلح بوده و مىخواهند با برادران و خواهران مسيحى خود در آرامش زندگى كنند. به هرحال، بعضى از دانشوران و مورخان مسلمان با نوشتن مطالب تحريكآميز تعاليم مسيحيت را هدف قرار دادهاند. بنابراين، ما و تمامى مسيحيان ومردم با تقوايى كه دوستدار خداوند هستند، برگزارى اين سمپوزيوم را محكوم مىكنيم و با استفاده از اين فرصتبرادران مسلمان خود را اندرز مىدهيم كه از اين اقدامات تحريكآميز خوددارى كرده و از آنان مىخواهيم كه از مسلمان خواندن پادشاه قرن هفتم ميلادى آكسوم امتناع نمايند و اجازه دهيم كه هر كس بر دين خود بماند.
ترديدى وجود ندارد كه اسلام پس از مكه مكرمه و حتى قبل از مدينه به سرزمين حبشه راه يافت. از آنجا كه پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله در حمايت ابوطالب بودند، مشركان قريش نمىتوانستند به ايشان آزار برسانند. با شدت يافتن سختگيرى و شكنجههاى مشركان قريش پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله به ياران خود دستور دادند به سرزمين حبشه مهاجرت نمايند، زيرا در آنجا پادشاهى حكومت مىكند كه در قلمرو حكومتش به كسى ستم نمىشود. بنابراين، اين نكته مسلم است كه پيامبر گرامى اسلامصلى الله عليه وآله شخصيت نجاشى پادشاه حبشه را پيش از گرويدن به اسلام مورد ستايش قرار داده بودند و نجاشى نيز قبل از گرويدن به اسلام مهاجران مسلمان را پناه داد.
چون مشركان قريش از هجرت مسلمانان به حبشه آگاه شدند، هياتى را به رياست عمروبن عاص براى استرداد آنان به ديار نجاشى اعزام كردند ناكام بازگشتند. گفته مىشود كه نجاشى تحت تاثير سخنان جعفربن ابى طالب رهبر مهاجران قرار گرفت و به اسلام گرويد. تمامى مورخان مسلمان، اسلام آوردن نجاشى را مورد تاييد قرار دادهاند، ولى جاى شگفتى است كه مورخان مسيحى كه به دليل فقدان متون معتبر تاريخى، كليه وقايع و حوادث اين دوران از تاريخ اتيوپى را از منابع اسلامى نقل مىنمايد، وقتى به موضوع اسلام آوردن نجاشى مىرسند آن را نديده مىگيرند و به كلى از آن صرف نظر مىنمايند. (4)
به هر حال، برخى از مورخان عقيده دارند كه نجاشى به رغم مخالفت رجال دين و ارباب كليسا اسلام خود را اظهار مىنمايد و اين موجب بروز شورش در درون حكومت وى مىشود (5) و در نهايت توسط همسرش مسموم مىگردد. يكى از شواهدى كه مؤيد اين نظريه مىباشد، اين است كه در نزديكى دهكده نجاشى كليسايى به نام مريم همسر نجاشى وجود دارد. همچنين گفته مىشود كه مردم گور همسر نجاشى را به نام «مريم خائنه» تا به امروز مىشناسند. (6)
علاوه بر اين، اصحاب سيره نقل كردهاند كه نجاشى در ماه رجب سال نهم هجرى وفات نمود و پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله و يارانش بروى نماز غايب خواندند و اين نخستين نماز غايبى بود كه در اسلام اقامه گرديد. (7)
از سوى ديگر، اسلام در همين زمان در جزيره العرب به ظهور رسيد و بنيان تمدن عظيمى را پى نهاد و به دنبال ظهور اين تمدن، علم و فرهنگ در پهنه گسترده آن رونق يافت و بسيارى از سياحان و تاريخ نگاران در پرتو ظهور اين تمدن آثار خود را نگاشتند. و به همين دليل، مورخانى كه درباره اين دوره از تاريخ اتيوپى قلم زدهاند از فقدان منابع دست اول و مطمئن شكوه داشتهاند.
علاوه بر افسانهها و اسطورههاى شفاهى كه سينه به سينه نقل شده است، مهمترين منبع براى تاريخ اتيوپى در اين دوران آثار مورخان مسلمان مىباشد. بنابراين، آثار مورخانى چون مسعودى، عمرى و مقريزى تنها منابع تاريخى و قابل استفاده براى اين دوره از تاريخ اتيوپى هستند.
البته وجود آثار مذهبى مربوط به كليساى ارتدكس به ويژه در خصوص فعاليتهاى كليسا و زندگى و حيات قديسان اين كليسا كه مسؤول استمرار موجوديت آن بودهاند، قابل استفاده مىباشد. ولى واقعيت اين است كه هم مورخان اتيوپيايى و هم مورخان غربى كه در زمينه تاريخ اتيوپى داراى آثارى هستند، به علت نداشتن هيچ منبع ديگرى، تمامى مطالب خود را از مورخان مسلمان فوق اخذ مىنمايند، ولى وقتى به موضوع زندگى پادشاه اصحمه مىرسند، فقط به ذكر مهاجرت مسلمانان به اتيوپى بسنده مىنمايند و از گرويدن وى به اسلام سخن به ميان نمىآورند.
با وجود اين، در منابع تاريخى كه توسط مورخان مسيحى نگاشته شده است مواردى يافت مىشود كه گرويدن پادشاه اصحمه نجاشى را به اسلام تائيد مىكند، هر چند آشكارا برگرويدن نجاشى به اسلام دلالت ندارد. «تدسه» در اثر خود «حكومت و كليسا در اتيوپى» مىنويسد:
«... از وى به نام اصحمه النجاشى ياد مىشود و مقبره او در نزديكى ويكرو» در محلى واقع شده است كه هنوز توسط مردم محلى محفوظ مانده است. اهميت اين مساله از آن جهت است كه ما در سنتهاى خود مقبره يكى از پادشاهان قرن هفتم آكسوم را در محلى خارج از پايتختباستانى آن داريم...». (8)
لازم به يادآورى است كه «تدسه» اين مطلب را در زمينه علل انتقال پايتخت پادشاهى آكسوم از شمال به سوى جنوب ذكر مىنمايد و به نظر مىرسد كه وى پذيرفته است كه مقبره پادشاه اصحمه در خارج از آكسوم قرار دارد و اين همان مقبرهاى است كه در دهكده نجاشى واقع شده است. به علاوه، اين مطلب نيز مسلم است كه در آن منطقه مقبره ديگرى با نام نجاشى وجود ندارد; مقبرهاى كه از دير باز توسط مسلمانان محلى حفظ و نگهدارى مىشود.
علاوه براين، برخى از مورخان غربى نيز گرويدن نجاشى به اسلام را مورد تاييد قرار دادهاند، ليكن در بيان علل آن گفتهاند كه نجاشى براى اغراض سياسى اسلام آورد. زيرا احتمال داشت كه با اقتدار دين اسلام در جزيرةالعرب موجوديت كشورش مورد تهديد واقع شود، بنابراين، از مهاجران مسلمان استقبال نمود و آنان را در حمايتخود گرفت. در نتيجه اين ملاطفت مسلمانان حبشه را سرزمين جهاد ندانستند و بدين طريق پاداش خود را از مسلمانان باز پس گرفتند. (9)
سئوال ديگرى كه مطرح است، اين است كه چنانچه پادشاه اصحمه مسيحى مانده بود، چگونه جمعيت مسلمانان محلى كه در كل آن منطقه در اقليت هستند، مسئوليتحفظ از مقبره را بر عهده گرفتهاند؟ و چگونه اين اقليت كه از دير باز از سوى دين رسمى و حاكم تحت تعقيب و فشار بودهاند، توانستهاند در نزديكى آن مسجدى بنا نمايند؟ مسالهاى كه با لحاظ كردن اقتدار و حاكميت كليسا و دين رسمى غير ممكن مىنمايد.
مرجع ديگرى كه بر همين مطلب تائيد نهاده است «فرهنگ كتابشناسى اتيوپى جلد اول» است كه در سال 1975 توسط مؤسسه مطالعات اتيوپى به چاپ رسيده است. احتمال دارد كه نام پادشاه اصحمه بن ابجار از تاريخ طبرى اخذ شده است. به نظر مىرسد كه در اين كتاب نويسنده نظر مسلمانان اتيوپى را تائيد كرده است كه مىگويند «نجاشى» به اسلام گرويده بود، زيرا مىنويسد: «وى به نامه پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله پاسخ مثبت داد و اسلام را پذيرفت.» (10)
1- به رغم مخالفت رسمى و علنى كليسا با برگزارى سمپوزيوم نجاشى، مسيحيان و مراجع رسمى و دولتى از برگزارى اين همايش با شكوه استقبال نمودند. صدا و سيماى دولتى اتيوپى گزارشهاى مكرر و پوشش خبرى كاملى را از برگزارى اين همايش ارائه كرد و در اخبار سراسرى و گزارش هفتگى خود به تفصيل صحنه هايى از آن را پخش نمود.
با توجه به اينكه صدا و سيماى اتيوپى اخبار سراسرى خود را به زبانهاى امهرى، تيگرينيا، اروميفا، و انگليسى پخش مىنمايد، از اين همايش دينى بازتاب كامل و روشنى ارائه كرد. علاوه بر اين، رسانههاى گروهى و مطبوعات دولتى نيز اخبار اين سمپوزيوم را در حد مطلوب گزارش نمودند .
در واقع، دولت مىخواهد، اين مطلب را القا نمايد كه روند دموكراسى در كشور به پيش مىرود و مساوات و برابرى مذهبى و شكيبايى دينى اجرا مىشود; مردم اتيوپى اعم از مسلمانان و مسيحيان بدون تبعيض اعمال مذهبى خود را آزادانه انجام مىدهندو دولت اصل آزادى مذهبى را كه در قانون اساسى تضمين شده است، در حد مطلوب رعايت مىنمايد.
2- موضوع مهم ديگرى كه در برگزارى سمپوزيوم نجاشى مورد توجه بود، احياى ياد اين شخصيتبزرگ تاريخى به عنوان مظهر شكيبايى و بردبارى مذهبى است، زيرا امروزه هم دولت و هم كليساى ارتدوكس اتيوپى اين واقعيت را پذيرفتهاند كه اتيوپى ديگر براى آنان جزيره مسيحيت محسوب نمىشود. آنها در آمار و ارقام رسمى خود با تلخ كامى اين مطلب را ابراز مىنمايند كه 45 درصد مردم اتيوپى مسلمان و 40 درصد آنها مسيحى هستند و خوشا كه پيروان اين دو دين در كمال آرامش و همزيستى آشتى جويانه براى آرمانهاى ملى بكوشند. آقاى عسرت گيرو رئيس منطقه تيگره در سخنرانى افتتاحيه سمپوزيوم گفت:
«استقبال گرم و سطح شكيبايى دينى در آن دوران نظيرى نداشت و به شدت حضرت محمدصلى الله عليه وآله را تحت تاثير قرار داد». لذا به پيروان خود دستور داد كه حبشه را به عنوان سرزمين درستى و نيكى بشناسند: «تا وقتى كه حبشيان به شما هجوم نكردهاند به آنان حمله نكنيد» و هرگز جهادى عليه آنها صورت نگرفت.
وى در قسمت ديگرى از سخنانش گفت: «از آن هنگام، نجاشى به عنوان الگوى بردبارى مذهبى شناخته مىشود كه از لحاظ تاريخى و دينى اهميت فراوان دارد. زيرا در قرون اوليه و به رغم برخى از مشكلات در طى تاريخ، نجاشى در مجموع به عنوان سمبل همزيستى صلحآميز بين مسيحيان و مسلمانان بوده است و به عنوان شاهدى كه ما مىتوانيم در صلح و آشتى با يكديگر زندگى كنيم چنانچه منشى را انتخاب كنيم.»
حكومت ما اين تنوع و تكثر را مايه مباهات و به عنوان منبعى عظيم و غنى مىداند و ما خود را ملتزم مىدانيم كه از حقوق تمامى بخشهاى مردم خود دفاع نماييم. به دنبال يك جنگ آزاديبخش طولانى عليه رژيم ستم پيشه، اتيوپى بار ديگر كشورى است كه در آن همگان از آزادى كامل براى ابراز و انجام دين بهرهمند مىباشند.
قانون اساسى ما در راستاى سيستم قضايى سكولار كشور، فعاليت قانونى دادگاههاى شريعت را اجازه داده است، اين مطلب تاكيد مىكند كه اتيوپى به طور يكسان سرزمين مسلمانان و مسيحيان است نه اين كه يكى نقش ميزبانى ديگرى را داشته باشد.
ما به ويژه به اين تاريخ طولانى همزيستى آشتى جويانه خود افتخار مىكنيم و با تمام امكانات خود خواهيم كوشيد تا استمرار بى وقفه آن را تضمين كنيم و مطمئن شويم كه اين ميراث پرافتخار را به فرزندان خود و نسلهاى آينده واگذار كنيم.
3- شايان ذكر است كه در اين سمپوزيوم طرحهايى براى گسترش فعاليتهاى اسلامى در دهكده نجاشى به تصويب رسيد. يكى از اين طرحها، ايجاد «مركز بزرگ اسلامى» در دهكده نجاشى است كه يكى از برنامههاى اين مركز تاسيس دانشگاه اسلامى و همچنين تشكيل يك گروه مطالعاتى براى تحقيق زندگانى و حيات «احمد نجاشى» از جمله مصوبات اين سمپوزيوم بود. حضور برخى از بازاريان مسلمان و نماينده شيخ محمد حسين العمودى در سمپوزيوم و اعلان آمادگى آنها براى حمايت مالى از اين پروژه عظيم، اميدهايى براى اجراى اين طرح ايجاد مىنمايد.
پىنوشتها
1- السيرة الحلبيه، ج1، ص293; تاريخ طبرى، ج1، ص1569.
2- به گفته شيخ عبدالرحمن حسين موسى رييس مجلس اعلاى امور اسلامى اتيوپى.
3- عبدالسلام هارون: تهذيب سيره ابن هشام، ص92; سيره ابن هشام (طبع مصر1937)343.
. 4 - J. Spencer Trimingham:Islam in Ethiopia (Frank Cass. London 1976). 43-47
.5- السيرة النبوية لابن هشام، ج1، ص365.
6- به گفته عبدالرحمن حسين موسى، رييس مجلس اعلاى امور اسلامى اتيوپى.
7- صحيح بخارى، ج4، ص254; تاريخ طبرى، ج1، ص172.
8- Tadesse Tamrat:Church and State in Fthiopia:1270- 1527(Oxford University Press, 1972) p.34
9- Jones and Monroe:History of Abussinia:p. 45.
10- Institiue of Ethiopian Studies:Dictionary of Etiopian Bibliography; (A. AUniversity Press; A.A)P.28.