مجلات >ماهنامه كوثر>شماره 40

رهنمودهاى امام صادق عليه السلام به عبدالله بن جندب

على محمدى

رهنمودهاى اهل‏بيت عليهم السلام به پيروان خود، بخش بزرگى ازمعارف اسلامى را تشكيل مى‏دهد.

سفارش‏هاى امام صادق(ع) به عبدالله بن جندب در بردارنده حكمت‏هاى‏بسيارى است و راه و رسم زندگى را به همه آن‏ها كه خواهان سعادت‏اخروى هستند، مى‏آموزد.

امام صادق(ع) به آسيب‏شناسى اجتماعى مى‏پردازد و هنجارها وناهنجارها را معرفى مى‏كند. شرح معانى بلند اين سفارش‏ها فرصت‏زياد و توان علمى فراوان مى‏طلبد كه نگارنده از آن‏ها برخوردارنيست. نوشتار حاضر شرحى مختصر بر سخنان امام صادق(ع) است.

ابتدا دو مقدمه را تقديم مى‏نماييم:

1- عبدالله بن جندب كيست؟

عبدالله بن جندب از علماى بزرگ شيعه و راويان پارسا ومورداطمينان درسده دوم هجرى و از ياران امام صادق، امام كاظم وامام رضا عليهم السلام است. (1) وى نزد ائمه عليهم السلام مقام‏و منزلت رفيعى داشت. (2) عبدالله بن جندب از امام رضا(ع)پرسيد: آيا از من راضى هستيد؟ آن حضرت فرمود: بله، قسم به‏خداوند! خدا و رسولش نيز از تو راضى هستند. (3)

عشق و ارادت خالصانه عبدالله بن جندب به اهل‏بيت عليهم السلام‏وتلاش فراوان او براى ترويج فرهنگ شيعى سبب شده است كه نام اودر بين صدها راوى حديث جاودانه بماند. روايت‏هاى فراوان او گواه‏اين كه وى در نقل و حفظ احاديث ائمه عليهم السلام نقش عمده‏اى‏داشته است.

2 سند وصيت

قديمى‏ترين منبع شيعى كه سفارش‏هاى امام صادق(ع) به عبدالله بن‏جندب را نقل كرده، كتاب «تحف العقول‏»، (4) اثر دانشمندوارسته شيعه، فقيه و محدث بزرگ، «ابومحمدحسن بن على بن حسين‏بن شعبه حرانى‏» است، كه در قرن چهارم هجرى و معاصر شيخ صدوق(متوفاى 318 ه .ق) مى‏زيست. او استاد شيخ مفيد (متوفاى‏413 ه. ق) بود. عبدالله بن جندب نزد عالمان رجال، شخصيتى ستودنى‏دارد.

ابن شعبه حرانى سفارش‏هاى امام صادق(ع) به عبدالله بن جندب راهمانند ساير روايت‏هاى بدون ذكرنام راويان آن آورده است. اودرمقدمه تحف العقول به اين نكته اشاره و دليلش را اين گونه‏بيان مى‏كند: «به منظور سبكى، اختصار و ايجاز و نيز باتوجه به‏محتواى احاديث كه بيشتر درباره آداب، اخلاق، مواعظ و حكمت‏هااست، سندهاى روايت‏ها را نياوردم.» (5)

علامه مجلسى(ره) در كتاب ارزشمند بحارالانوار، (6) متن كامل‏سفارش‏هاى امام صادق(ع) به عبدالله بن جندب را به نقل از تحف‏العقول، با تفاوت‏هاى بسيار اندك آورده است.

با توجه به مقام والاى مولف و محتواى احاديث كه در باب اخلاق وآداب وسنن است. حذف سند حديث‏ها خللى به وجود نخواهد آورد،زيرا تمام عالمان شيعه همواره از اين كتاب پرارزش استفاده‏كرده‏اند و به آن اعتماد داشته‏اند.

هشدار به دوستان

امام صادق(ع) دراولين جمله از سفارش‏هاى سازنده خود، به دوستان‏خود هشدار مى‏دهد و آن‏ها را از خطر دام‏هاى شيطان آگاه مى‏سازد:

«ياعبدالله! لقد نصب ابليس حبائله فى دارالغرور فما يقصد فيهاالااوليائنا»; اى عبدالله! ابليس دام‏هايش را در دنياى فريبنده‏فقط به قصد شكار دوستان ما پهن كرده است.

امام صادق(ع) به عبدالله بن جندب هشدار مى‏دهد كه مواظب‏شكارگاه‏ها و دام‏هاى شيطان باشد:

يابن جندب! ان للشيطان مصائد يصطادبها فتحاموا شباكه‏ومصائده.»

اى پسر جندب! شيطان مكان‏هايى براى شكار دارد. مواظب دام‏ها وشكارگاههاى او باشيد!

عبدالله بن جندب مى‏پرسد: يابن رسول الله(ص) و ماهى؟

اى پسرفرستاده خدا! آنها چيستند؟

«اما مصائده فصد عن برالاخوان، و اما شباكه فنوم عن قضاءالصلوات التى فرض الله.» اما ابزار شكار او است‏شيطان ايجادمانع در نيكى به برادران و دام‏هاى شيطان خفتن از انجام نمازهاى‏واجب است.

فايده‏هاى نيكى به برادران

در رفتارها و روابط اجتماعى، كه تشكيل دهنده بخش عظيمى اززندگى انسان‏ها، است، داشتن حس هميارى و روحيه نيكى به برادران‏دينى نشانده‏دهنده پويايى و سلامت جامعه است.امام صادق(ع) ازسويى بى‏توجهى به آن را شكارگاه شيطان شمرده و از سوى ديگراهميت و ارزش اين خصلت نيكو را با ذكر گوشه هايى از آثار وفوائد آن، اين گونه بيان داشته است:

الف- عبادت خدا

هدف از آفرينش انسان در فرهنگ متعالى قرآن، بندگى و كرنش درمقابل آفريدگار است: (و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون) (7) ;«جن و انس را جز براى بندگى و عبادت نيافريدم.» از جلوه‏هاى‏پرارزش اين هدف، نيكويى به برادران و ديدار آنها است.

«اما انه مايعبدالله بمثل نقل الاقدام الى برالاخوان وزيارتهم‏»; آگاه باش! همانا خداوند به چيزى مانند گام برداشتن‏در راه نيكى به برادران و ديدار آن‏ها بندگى نشده است.

ب- سعى بين صفا و مروه

دومين اثر نيكى به ديگران، داشتن ثواب سعى بين صفا و مروه است:

«يابن جندب! الماشى فى حاجه اخيه كالساعى بين الصفا والمروه.»

اى پسر جندب! كسى كه براى بر طرف كردن نياز برادر خود گام برمى‏دارد مانند كسى است كه سعى بين صفا و مروه مى‏كند.

ج- به خون غلطيدن در راه خدا

ارزش ديگرى كه نيكى به برادران دينى در پى دارد همانندى آن باكشته شدن در راه خدا است: «وقاضى حاجته كالمتشحط بدمه فى سبيل‏الله يوم بدر واحد»; برطرف كننده نياز برادر دينى همانند كسى‏است كه روز بدر و احد در راه خدا به خون خود بغلطد.

د- همنشينى با حور

«يابن جندب! من سره ان يزوجه الله الحور العين و يتوجه بالنورفليدخل على اخيه المؤمن السرور»; اى‏پسرجندب! هركه خوشحال‏مى‏شود از اين كه خداوند او را به ازدواج حورالعين در آورد وتاج نور برسرش نهد بايد دل برادر مومنش را شاد سازد.

عقوبت‏سستى دررفع نياز برادران

جامعه‏اى كه به مشكلات و گرفتارى‏هاى همنوعان خود بى‏توجه باشد ونسبت‏به حقوق نيازمندان سستى نمايد زمينه عذاب سخت‏خداوند رافراهم آورده است:

«ما عذب الله امه الا عنداستهانتهم بحقوق فقراء اخوانهم‏»;خداوند امتى را عذاب نخواهد كرد، مگر در وقتى كه نسبت‏به حقوق‏برادران نيازمند خود سستى نمايند.

آسيب‏شناسى روابط اجتماعى

امام جعفرصادق(ع) چند مورد از آسيب‏هاى روابط اجتماعى را چنين‏بيان كرده است:

1- غش: خيانت، نيرنگ وكلاه بردارى.

2- تحقير: خوار و كوچك شمردن ديگران و بى‏توجهى به شخصيت آن‏ها.

3- دشمنى: كينه توزى و درگيرى.

4- حسادت: ناراحت‏شدن از خوبى‏هاى ديگران و خير ديگران رانخواستن.

«و من غش اخاه وحقره وناواه جعل الله النار ماءواه، و من حسدمومنا انماث الايمان فى‏قلبه كما ينماث الملح فى الماء»; هركس‏به برادر مومنش نيرنگ زند و او را كوچك و خوار شمارد و با اودرگير شود، خداوند جايگاهش را آتش قرار دهد و هركه به مومنى‏حسادت ورزد ايمان در دلش آب شود، همانند آب شدن نمك در آب.»

زيان‏هاى غفلت از نماز

«ويل للساهين عن الصلوات، النائمين فى الخلوات، المستهزئين‏بالله و آياته فى الفترات، اولئك لاخلاق لهم فى الاخره و لايكلمهم‏الله و لا ينظراليهم (8) ، يوم القيمه و لايزكيهم و لهم عذاب‏اليم‏»; واى برغفلت كنندگان ازنماز، خواب رفته‏گان در خلوت‏ها وآن‏ها كه در زمان ضعف دين، خدا و نشانه هايش را تمسخر مى‏كنند.آن‏ها هيچ بهره‏اى درآخرت ندارند. خداوند در روز قيامت‏با آن‏هاسخن نمى‏گويد و به آن‏ها نگاه نمى‏كند و آن‏ها را نمى‏بخشد و براى‏آن‏ها عذابى دردناك است.

امام صادق(ع) در ادامه سفارش هايش به عبدالله بن جندب فرمود:

«يابن جندب! اقل النوم بالليل و الكلام بالنهار فما فى الجسدشيى‏ء اقل شكرا من العين و اللسان، فان ام سليمان فالت لسليمان(ع) يابنى اياك و النوم فانه يفقرك يوم يحتاج الناس الى‏اعمالهم‏»; اى پسر جندب! در شب كم بخواب و در روز كم بگو، زيرادر جسم آدمى عضوى كم سپاس‏تر از چشم و زبان نيست. همانا مادرسليمان به سليمان گفت: پسرم! از خواب بپرهيز، زيرا تو را درروزى كه مردم به اعمال و كردار خود نيازمندند، سخت محتاج‏مى‏كند.

باتوجه به نياز طبيعى ولازم انسان به خواب، مذمت آن دراين سخنان‏مربوط به پرخوابى و خواب‏هايى است كه انسان را از انجام وظايف‏دينى و دنيايى باز مى‏دارد.

پى‏نوشتها:

1- رجال شيخ طوسى، ص‏226، 355 و379.

2- رجال علامه حلى، ص 105.

3- رجال كشى، ص 585.

4- تحف العقول، ص 311.

5- همان، ص 4.

6- بحارالانوار، ج 78، ص‏279، ح‏113.

7- ذاريات، آيه‏56.

8- جمله «ولاينظر اليهم‏» در نسخه تحف العقول نيست ولى دربحارالانوار آمده است.