| مجلات >ماهنامه كوثر>شماره 35 |
مرتضى نجفى
ويژگيهاىفردى
ابوالقاسم بريد بن معاويه عجلى(كوفى عربى)فرزند معاويه بنابىحكيم عجلى بود. از پدرش چندان اطلاعى در دست نيست.
بريد از روايتگران شيعى عربتبار و منسوب به قوم بنىعجل بود.
بدين جهت او را عجلى گفتهاند. بنى عجل در حد فاصل يمامهعربستان و بصره عراق مىزيستند و قسمتى از آبهاى متعلق به اينقوم در بيابانهاى كوفه بوده است.
به نظر مىرسد بريد در كوفه مىزيست و لقب كوفى هم از اين جهتبر او اطلاق شده است. هرچند نمىتوان چنين ادعايى را ثابت كرد;ولى كوفى بودن بيشتر شاگردان وى و اقامت دامادش محمدبن مسلم دركوفه، سكونت او در كوفه را قوت مىبخشد.
بنابراين، گرچه از امام باقر عليهما السلام و امام صادق دوربود، ولى مناسبتهايى چون حج فرصت استفاده از آنان را براى اوفراهم مىآورد، به گونهاى كه از اصحاب و ياران و همدلان آن دوبزرگوار به شمار آمده است.
او پدر زن محمد بن مسلم، ياور فقيه امام باقر و صادق عليهماالسلام بود و به تجارت اشتغال داشت. بريد زمان آن دو امام رادرك كرده و در دوران امام صادق(ع) قبل از شوال 148 هجرى ققمرىدر گذشت.على بن حسن بن فضال او را از درگذشتگان سال 150 دانستهاست.
ويژگيهاى اخلاقىانسان از شناخت و درك مقام اين دانشمند وارسته و پارسا، كهمورد رضايت امامان معصوم عليهم السلام بود، ناتوان است.
بريد از ديدگاه امام صادق(ع)
امام صادق(ع)در وصف بريد تعابيرى دارد كه در مورد كمتر شخصىبه كار رفته است. نمونهاى از تعابير امام(ع)چنين است:
1 دوست امامدوستى، پيوند ناگسستنى بين افراد ايجاد مىكند. امام معصوم بانگاه الهى خود، بريد را دوستخود مىنامد. او را در خدمتبهمكتب تشيع سر آمد همه مىبيند و مىفرمايد:
چهار تن نزد من محبوبترين مردمند; بريد، زراره، محمد بن مسلمو نعمان احول.
دوستى، گاه سبب مىشود افراد رازشان را به يكديگر بسپارند.
روزى امام صادق(ع) بريد را مخاطب قرار داده، از على(ع)و موعظهوى به كارگزاران فرمود:
وقتى موعظه طولانى پايان يافت، گريست، از زمان خود شكوه كرد واصلاح عالم را بشارت داد.
2 پيشگامترين«سابقان» در سوره واقعه كسانى هستند كه در كردار نيك برديگران پيشى گرفتهاند و در نتيجه در آخرت نيز به مغفرت، بخشش ورحمت الهى نزديكترند.
امام راحل(ره)در كتاب گرانقدر چهل حديث مىنويسد:
اگر كسى در اين طبقه(اهل علم)به وظايف خود عمل كند و پس ازاصلاح خود، به اصلاح ديگران بپردازد و نگهدارى ايتام آل رسولنمايد، چنين شخصى از زمره مقربين و سابقين به شمار مىآيد.
بريد از نظر علمى سرآمد ياران امام شمرده مىشد و در ارشادمردم بسيار كوشا مىنمود و در حفظ دين از انحراف و بدعتها نقشىبه سزا داشت. بنابراين، بىترديد در شمار مقربان و سابقان جاىدارد.
امام صادق(ع)در باره بريد، زراره، ابوبصير و محمد بن مسلمفرمود:
آنان حافظان دين و امانت داران پدرم در حلال و حرام شمردهمىشوند... اين گروه در دنيا(در پيروى از ما)پيش قدم بودند و درآخرت نيز پيشگام خواهند بود.
امام همچنين فرمود: آنها مصداق آيه(السابقون السابقون اولئكالمقربون)شمرده مىشوند.
3 از فروتنانواژه «مخبتين» تنها يك بار در قرآن به كار رفته است. درآيه 34 و 35 سوره حج مىخوانيم:
(...و بشر المخبتين الذين اذا ذكر الله وجلت قلوبهم والصابرين على ما اءصابهم و المقيمى الصلوه و مما رزقناهمينفقون.)
«به فروتنان مژده بده، آنان كه هرگاه ياد خدا شود، دلهاشانبترسد و شكيبايان برآنچه(حوادث دردناكى كه در زندگى) بدانها رسدو به پاى دارندگان نماز و كسانى كه از آنچه به آنها روزىداديم، مىبخشند.»
مخبتين در درون و برون در برابر فرمانهاى پروردگارشان فروتنىمىورزند. «كبر» درجاتى دارد; كبر در برابر خدا، در برابرانبيا و اوليا، در برابر اوامر خدا و در برابر بندگان خدا.
مخبت كسى است كه از تمام درجات كبر دور باشد.
بريد از اين صفتبرخوردار بود. امام صادق(ع)او را يكى ازچهار تن «مخبتين» دانسته و اهل بهشتشمرده است.
4 حوارى دو امامياران مخصوص و برگزيده شخص را حوارى مىخوانند. اين واژه از«حور» به معنى سفيدى مشتق شده است، همانگونه كه جامه شويانلباسها را از آلودگى پاكيزه مىكنند، حوارى نيز پاك بودند وديگران را با موعظه و تذكر از آلودگىها پاك مىكردند. گروهىگفتهاند: حواريون آن دستهاز ياران حضرت عيسى(ع)بودند كهپيشهشان جامه شويى بود.
بعضى از روايات اين اصطلاح را در باره برخى از ياران رسولخدا(ص)و امير مومنان و پيشوايان معصوم عليهم السلام به كار بردهاست. امام كاظم(ع)فرمود: «وقتى روز قيامت فرا مىرسد، منادىفرياد بر مىآورد: «كجايند حواريان محمد بن عبدالله رسول خدا؟!
آنان كه پيمان نشكسته، تا آخر پايدار ماندند.» سلمان، مقداد وابوذر به پا مىخيزند...»
سپس حواريان امامان را ذكر مىكند و مىفرمايد: «... منادىفرياد بر مىآورد: «كجايند حواريان محمد بن على و حواريان جعفربن محمد؟!» نه نفر بر مىخيزند و بريد بن معاويه عجلى در شمارآنهاست.»
5 از اوتادامام صادق(ع)بريد را در شمار «اوتادالارض و اعلام الدين» جاىداده است. اوتاد جمع وتد به معناى ميخ است.
همان گونه كه كوهها مايه استحكام زمين است و همچون زرهى زمينرا در برابر فشارهاى درونى و بيرونى حفظ مىكند; دانشمندان صالحو بندگان خوب خدا نيز چنين نقشى دارند. جمعى از تربيتشدگانمكتب اهلبيت، مانند بريد، محمدبن مسلم، ليثبن البخترى و زرارهبن اعين، توانستند به اين مقام دستيابند و از ناحيه پيشواياندين بدين لقب مفتخر شوند.
مقام علمىابعاد گونهگون مقام و منزلت علمى بريد، عبارت است از:
الف فقيه تمام عياراجتهاد يعنى كوشش براى به دست آوردن حكم دين با تكيه برمنابع.
بشر در زمانهاى مختلف به افرادى نياز دارد كه نظر شرع را درباره مسايل و نيازهايش بيان كنند. هرچند در بدوامر به نظرمىرسد در زمان امامان معصوم عليهم السلام آن بزرگواران خلا پاسخ بهاحكام را پر مىكنند و به مجتهدان غير معصوم نياز نيست; ولى ازآنجا كه هميشه و همه جا دسترسى به امام ممكن نبود; خود امامانمعصوم عليهم السلام يارانمستعدوبرجستهخود را براى به دوش كشيدناين مسئوليت، تربيت مىكردند وبهاستنباطوافتا فرامىخواندند.
امام در مقام تجليل از بريد و چندتن از يارانش،مىفرمايد:(گاه)به شخصى حديثى مىگويم... و او را از قياس بازمىدارم; ولى او از نزد من كه خارج مىشود، گفتارم را تاءويلمىكند(و بر غير مراد حمل مىكند.)... . اگر بشنوند واطاعت كنند...، آنچه پدرم به يارانش ياد مىداد، بهآنان(شاگردانم)
خواهم آموخت.
امام بارها بريد را به قرآن هدايت كرد و پرسشهاى او را باقرآن جواب داد; يعنى از قرآن غفلت نكن، تدبركن، استنباط كن تاپاسخ پرسشهايت را به دست آورى.
بريد همراه امام بود، گاه در سفر نيز امام را رها نمىكرد ودر مجالس پرسش و پاسخ از وجود امام بهره مىبرد. برخى مواقع بهسبب كثرت پرسش، شرمگين مىشد و از ديگران مىخواست مشكل شرعىاشرا با امام در ميان نهند.
بريددر پرتو نورگيرى از اهل بيت عليهم السلام بهمقام منيعفقاهت و استنباط احكام رسيده بود. امام صادق(ع)در اين بارهفرمود:
«ما احداءحيى ذكرنا و احاديث ابى الا زراره و... وبريد...»
«هيچ كس ياد ما و روايتهاى پدرم را زنده نكرد، جز زراره و... بريد. اگر اينها نبودند، كسى قدرت استنباط نداشت.»
حضرت در جاى ديگر مىفرمايد: «اگر آنها(بريد، ابوبصير، محمدبن مسلم و زراره)نبودند،آثارنبوتازميان مىرفت.او چنان مورد توجهبود كه امام صادق(ع)از مقام علمى و جايگاهش نزد امامباقر(ع)خبر داد و فرمود: «پدرم(امام باقر(ع» بر گروهى درسپردن و ياد دادن حلال و حرام خدا اعتماد مىكرد. آنها مخزن علمبوده و هستند. در حقيقت، ياران راز دار پدرم شمرده مىشوند.
خداوند هرگونه بدى را به وسيله آنها از اهل زمين دور مىكند.
آنها هنگام مرگ و زندگى در ميان شيعيان، مانند ستارگانمىدرخشند و ياد پدرم را زنده نگه مىدارند... .»
حضرت پس از اين گفتار، گريست. جميل پرسيد: آنها كيانند؟
فرمود: «آنها، كه در مرگ و زندگى درود و رحمتخدا بر آنانباد، عبارتند از: بريد عجلى، زراره، ابوبصير و محمد بن مسلم. »
ب پاسدار شريعتعالمان دين همواره پاسخ به پرسشها و شبهات را نيز وظيفه خودمىدانستند و بدين طريق، دين را حفظ مىكردند. در آن روزگار،بدعت، عمل به راى و قياس توسط خوديها و ايجاد شبهات توسطمعاندان، دين را مورد تهديد جدى قرار داده بود. اگر اينمحافظان و سنگرداران نبودند، دين از راه اصلى منحرف مىشد.
امام صادق(ع)آنان(بريد و سه نفر ديگر)را نگاهبانان دين معرفىكرده،مىفرمايد:
«خداوند بدعتها را به وسيله آنان بر مىدارد... آنان انحراففرقهها و كج فكرى غاليان را از دين دور مىكنند.»
ج فقيه مقبولراوى شناس بزرگ، كشى عليه الرحمه بريد را از ياران فقيهامام باقر و امام صادق عليهما السلام شمرده و پذيرش اماميه رابر اين ادعا، گواه آورده است. او مىنويسد:
«اصحاب اماميه بر تصديق آنان اتفاق نظر دارند، آنها را بهفقه و فهم دين پذيرفتهاند و6 تن را داناترين آنهادانستهاند.»
سپس آنان را نام مىبرد و بريد را در شمار آنها جاى مىدهد.
نجاشى، رجال شناس نامى، در باره بريد مىگويد:
«وجه من وجوه اصحابنا و فقيه ايضا له محل عندالائمه عليهمالسلام»
او از بزرگان اماميه شمرده مىشد و فقيه نيز بود. و نزد ائمهعليهم السلام موقعيت داشت.
علامه حلى در «خلاصهالاقوال» عبارت نجاشى را ذكر مىكند و بااضافه كردن كلمه «ثقه» ، بريد را فردى مورد اطمينان و اعتمادمىخواند:
«وجه من وجوه اصحابنا ثقه فقيه له محل عندالائمه»
د توجه به مستحباتبريد، چون همه فقيهان پرهيزكار، به تكاليف، احكام، شرايط وموانع اعمال توجه داشت و پرداختن به مستحبات را از ياد نمىبرد.
روزى از امام پرسيد: آيا قرائتبيشتر در نماز برتر استيا درنگدر ركوع و سجده؟
امام پاسخ داد: به دليل آيه(فاقرووا ما تيسر منه و اقيمواالصلاه) «هرقدر براى شما آسان است، قرآن بخوانيد و نماز به پاداريد.» ركوع و سجده طولانى افضل است.
سپس پرسيد: قرائت طولانى يا دعاى بسيار كدام افضل است؟
امام با استناد به آيه(قل هل يعبوبكم ربى لولا دعاوكم) «اىپيامبر! بگو: آيا اگر دعا نكنيد، پروردگارم به شما اعتنا خواهدداشت؟» دعاى بسيار، بالاتر است.
ه راوى آگاهبريد، ناقل روايات بسيار است. تنوع روايات و كثرت آنها گوياىتلاش او در اين عرصه است; اين راوى فقيه بارها پرسشهاى حقيقى يافرضى را با امام در ميان مىنهاد و پاسخ مىشنيد. او در حفظ، نقلو گسترش روايات توفيق بسيار داشت و نامش با عنوانهاى «بريد»
، «بريد بن معاويه» ، «بريد عجلى» و «بريد بن معاويهعجلى» در سند بسيارى از روايات كتابهاى روايى شيعه، به چشممىخورد.
بريد بيشتر رواياتش را بدون واسطه از امام باقر و امام صادقعليهما السلام شنيده و چند مورد را نيز دامادش محمد بن مسلمبرايش بازگو كرده است. افزون براين، او از اصبغ بن نباته،اسماعيل بن رجاء از محدثان اهل سنت و مالك بن اعين نيزروايت نقل كرده است.
شاگرداندهها حديث در كتابهاى معتبر شيعه به وسيله بريد روايتشدهاست و محدثان دستبه دست، اين گنجينه را به ما رساندهاند.
نزديك به چهل نفر بدون واسطه از او روايت نقل كردهاند. «عمربناذنيه» ، «حريزبن عبدالله» ، «حارث بن محمدبن نعمان احول»
و «قاسم بن عروه» در شمار اين چهلتنجاى دارند.
1 ابن اذنيه، عمر بن محمدبن عبدالرحمن بصرى، ازروايتگرانفقيه و از اصحاب امام صادق(ع)است. احمدبرقى او را از اصحابامام كاظم(ع)نيز دانسته است.
همه رجال شناسان شيعى او را مورد اعتماد دانستهاند و اكثررواياتى كه او نقل كرده، در مسايل فقهى است.
2 ابوعلى حارث بن محمدبن نعمان اءحول بجلى كوفى از اصحابامام صادق(ع)است. به گفته نجاشى، او كتابى دارد كه از امامصادق(ع)نقل كرده است.
شيخ طوسى مىنويسد: او داراى اصل است.
3 ابومحمد حريزبن عبدالله ازدى سجستانى از اهالى كوفه بود.
به نوشته نجاشى، او بيشتر براى تجارت به سجستان مسافرت مىكرد.
گفته شده از امام صادق و امام كاظم عليهما السلام روايت نقلكرده است، ولى تنها دو روايتش از امام صادق(ع) مورد تاءييداست. او كتاب بزرگى به نام كتاب الصلاه دارد. كتاب نوادر نيز ازآثار اوست.
شيخ طوسى مىنويسد: او مورد اعتماد است. اهل كوفه و ساكنسجستان بوده است. از جمله كتابهاى او كتاب الصلاه، كتاب الزكاه،كتاب الصوم و كتاب النوادر است.
حريز سرانجام در سجستان كشته شد.
4 ابومحمد قاسم بن عروه بغدادى از روايتگران شيعى و داراىكتاب است. او از امام صادق(ع)روايت نقل كرده است و به گفته شيخطوسى از اصحاب امام صادق(ع)به شمار مىآيد. ابن داود او راممدوح دانسته است.
ابو محمد سرانجام در بغداد درگذشت و كتابى از وى به يادگارماند.
و - از اصحاب اجماعرجالى نامدار شيعه ابوعمروكشى، كه در سال 340 ق. در گذشت،گروهى از روايتگران شيعى را با چنين عبارتى توثيق كرده است:
«اءجمعت العصابه على تصحيح ما يصح عن جماعه»
او اين گروه را سه طبقه و 18 تن دانسته است.
عدهاى از رجال شناسان متقدم و متاءخر، مثل سيدبن طاوس و علامهحلى و ديگران، از اين گروه با عنوان «اصحاب اجماع» يادكردهاند.
كشى، در بيان طبقه اول كه از ياران امام باقر و امام صادقعليهما السلام هستند، مىگويد:
«اجتمعت العصابه على تصديق هولاء الاولين من اصحاب ابىجعفر وابىعبدالله و انقادوا لهم بالفقه.»
اماميه به تصديق آن پيشينيان از ياران امام باقر و امام صادقعليهما السلام اتفاق نظر دارند و بر فقاهت آنان معترفند.
او سپس «بريد» را در زمره آنان نام برده است.
اين سخنان، به ضميمه رواياتى كه ائمه اطهار در وصف بريدگفتهاند، مقام و منزلت وى را نمايان مىسازد.
البته رواياتى در نكوهش بريد وارد شده است. كه عالمان رجالشناس آنها را ضعيف دانسته، روايات ستايش بريد را بر آن مقدمكردهاند.
استرآبادى در منهج المقال مىنويسد: روايات(نكوهنده اصحابائمه:)سندشان مخدوش است; و عليهم السلام مكن است علت نكوهشآنان، گذشته از آنكه توجه و دلسوزى معلمانه بدانهاست تا دردادن فتوى احتياط كنند، آن باشد تا در ديد مخالفان، بزرگ شمردهنشوند. زيرا گاهى امامان معصوم عليهم السلام اصحاب خاص و موردعلاقه خود را به گونهاى نكوهش مىكردند تا بين مخالفان و حسودانبه جرم ارتباط و انتساب به مذهب حق از اعتبار نيفتند و خطرىمتوجه آنان نگردد.
گرايشهاى روايىهرچند اين فقيه حديثشناس، رواياتى چند در فقه دارد و فقيهانبه آثار او در ابواب فقه استدلال كردهاند; ولى روايات تفسيرى،اخلاقى و كلامى نيز توسط او نقل شده است. او در تفسير آيات ولايىقرآن، روايات بسيار دارد.
بريد شيداى ولايتروايات بريد، عشق و علاقه او به اهلبيت عليهم السلام را نشانمىدهد. او پروانهوار گرد وجود آنان مىچرخيد تا از حرارت و نورآن منبع هدايتبهرهگيرد.
بريد و چند تن ديگر از امام باقر(ع)روايت كردهاند كه فرمود:
«حداى عزوجل پيامبر(ص)را به ولايت على(ع)امر كرد و(آيه 55 سورهمائده)(سرپرستشما تنها خداست و رسولش و كسانى كه ايمانآوردهاند، نماز به پادارند و در حال ركوع زكوه دهند.)را بر اونازل كرد و ولايت اولوالامر(كارداران)را واجب ساخت. مردمندانستند مقصود از ولايت چيست؟ خدا به محمد(ص)امر كرد تا ولايترا براى آنها توضيح دهد; چنانكه نماز، زكوه، روزه و حج راتوضيح داد. چون امر به ولايت از جانب خدا به پيامبر(ص)رسيد،دلتنگ شد و ترسيد مردم از دين برگردند و او را تكذيب كنند. ازاين جهت، به پروردگارش مراجعه كرد. خداى عزوجل چنين وحىفرستاد: اى پيامبر، آنچه از پروردگارت برتو نازل شده، برسان واگر نكنى، پيامش را نرساندهاى; خدا تو را از گزند مردم حفظمىكند.(سوره مائده، آيه67)او هم فرمان خداى متعال را امتثالكرد و به امر ولايت على(ع)در روز غديرخم قيام كرد. آن حضرت مردمرا براى نماز جماعتبانگ زد و فرمان داد حاضران به غائبانبرسانند. واجبات خدا يكى پس از ديگرى نازل مىشد و امر ولايتآخرين آنها بود. پس از اين آيه، خداى عزوجل اين آيه را نازلفرمود: «امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمامساختم.» (مائده، آيه3)امام باقر(ع)اضافه كرد: «خداى عزوجلمىفرمايد: بعد از اين، واجبى بر شما نازل نكنم، واجبات را براىشما كامل كردم. »
بريد مىگويد: امام باقر(ع)در تفسير اين آيه: «اءومن كانميتا فاءحييناه و جعلنا له نورا يمشى به فى الناس; آيا كسى كهمرده بود و ما او را زنده كرديم و به او نورى داديم تا ميانمردم راه رود.»
آنان كه ولايت معصومان را نمىشناسند، مرده خواند و فرمود:
«امام نورى است كه مردم بدان هدايت مىشوند.» «و آن كس كه بهامام(ع)معرفت و شناخت نداشته باشد مانند كسى است كه درتاريكيها واقع شده باشد و نتواند از آن برون رود.»
غروب آفتابسرانجام بريد در دوران حيات امام صادق(ع)درگذشت.
به گفته اكثر مورخان، چون كلينى و ذهبى امام صادق(ع)در شوالسال 148 هجرى قمرى به شهادت رسيد. بنابراين، بريد در سال 148 ويا قبل از آن در گذشته است. علىبن حسن بن فضال او را متوفاىسال 150 دانسته است.
آثارفرزندقاسم فرزند بريد از ياران امام صادق و امام كاظم عليهماالسلام و از روايتگران مورد اعتماد بود. رجال شناسان در موثقبودن او اتفاق نظر دارند.
قاسم از پدرش روايتى نقل نكرده است.
كتاباحمدبن حسين غضائرى مىگويد: كتابى از بريد ديدهام كه علىبنعقبهبن خالداءسدى آن را روايت كرده است.
رواياتهمان طور كه بيان شد، بريد در زمينههاى گوناگون حديث نقلكرده است. سه روايت وى را حسن ختام اين مقاله قرار مىدهيم:
1 بريد از امام باقر(ع)نقل كرده است كه فرمود:
در كتاب على(ع)يافتيم كه رسول خدا بر فراز منبر فرمود: سوگندبه خدايى كه جز او شايسته پرستش نيست، هرگز به هيچ مومنى خيردنيا و آخرت داده نشد، مگر به سبب خوشبينى به خدا، اميد به او،اخلاق نيكو و دورى از غيبت مومنان. سوگند به خدايى كه جز اوشايسته پرستش نيست، خدا هيچ مومنى را بعد از توبه و استغفارعذاب نمىكند مگر به سبب بدگمانى به خدا، نوميدى از او(كوتاهىكردن در اميد به خدا)، بد اخلاقى و غيبت مومنان.
قسم به خدايى كه جز او شايان پرستش نيست; گمان هيچ بندهاى درباره خدا نيكونشود، جز اينكه خدا همراه گمان بنده خود باشد;(هرگونه به او گمان برد، خدا با او رفتار كند.)زيرا خدا كريماست و همه خوبيها به دست اوست. او شرم مىكند از اينكه بندهمومنش به وى گمان نيك برد و او خلاف گمان و اميد بنده رفتاركند. پس به خدا خوشبين باشيد و با خضوع و التماس از اوبخواهيد.»
2 در منابع شيعى و اهلسنت روايتى از بريد نقل شده كه او ازطريق اسماعيل بن رجا و پدرش و ابوسعيد خدرى نقل مىكند كه: رسولخدا(ص)در حالى كه بند كفشش پاره شده بود، بيرون آمد و كفش راجهت تعمير به على(ع)داد. سپس حضرت نشست و ماهم گرد حضرت باآرامش و آمادگى كامل نشستيم. در اين هنگام فرمود: «همانطور كهمن بر تنزيل(نزول قرآن و نص و معناى ظاهرى آن)قرآن جنگيدم،بعضى از شما نيز بر تاءويل(معناى باطنى و بطن)قرآن خواهدجنگيد.»
بعضى از اصحاب عرض كردند: ماهستيم، يارسول الله؟
فرمود: لا ولكنه خاصف النعل; خير، وليكن او همان است كه مشغولتعمير كفش است. »
ابوسعيد خدرى مىگويد: وقتى جهت تبريك نزد على(ع)رفتيم،سربلند نكرد; گويا قبلا شنيده است.
3 شيخ صدوق از بريد عجلى چنان نقل كرده است كه امامباقر(ع)فرمود: بعد از شهادت حسين بن على(ع)بر پيكر آن حضرتسيصد و بيست و اندى زخم(اثرنيزه، شمشير و تير)يافتشد.