مجلات >ماهنامه كوثر>شماره 35

بريد عجلى

مرتضى نجفى

ويژگيهاى‏فردى

ابوالقاسم بريد بن معاويه عجلى(كوفى عربى)فرزند معاويه بن‏ابى‏حكيم عجلى بود. از پدرش چندان اطلاعى در دست نيست.

بريد از روايتگران شيعى عرب‏تبار و منسوب به قوم بنى‏عجل بود.

بدين جهت او را عجلى گفته‏اند. بنى عجل در حد فاصل يمامه‏عربستان و بصره عراق مى‏زيستند و قسمتى از آبهاى متعلق به اين‏قوم در بيابانهاى كوفه بوده است.

به نظر مى‏رسد بريد در كوفه مى‏زيست و لقب كوفى هم از اين جهت‏بر او اطلاق شده است. هرچند نمى‏توان چنين ادعايى را ثابت كرد;ولى كوفى بودن بيشتر شاگردان وى و اقامت دامادش محمدبن مسلم دركوفه، سكونت او در كوفه را قوت مى‏بخشد.

بنابراين، گرچه از امام باقر عليهما السلام و امام صادق دوربود، ولى مناسبتهايى چون حج فرصت استفاده از آنان را براى اوفراهم مى‏آورد، به گونه‏اى كه از اصحاب و ياران و همدلان آن دوبزرگوار به شمار آمده است.

او پدر زن محمد بن مسلم، ياور فقيه امام باقر و صادق عليهماالسلام بود و به تجارت اشتغال داشت. بريد زمان آن دو امام رادرك كرده و در دوران امام صادق(ع) قبل از شوال 148 هجرى ققمرى‏در گذشت.على بن حسن بن فضال او را از درگذشتگان سال 150 دانسته‏است.

ويژگيهاى اخلاقى‏انسان از شناخت و درك مقام اين دانشمند وارسته و پارسا، كه‏مورد رضايت امامان معصوم عليهم السلام بود، ناتوان است.

بريد از ديدگاه امام صادق(ع)

امام صادق(ع)در وصف بريد تعابيرى دارد كه در مورد كمتر شخصى‏به كار رفته است. نمونه‏اى از تعابير امام(ع)چنين است:

1 دوست امام‏دوستى، پيوند ناگسستنى بين افراد ايجاد مى‏كند. امام معصوم بانگاه الهى خود، بريد را دوست‏خود مى‏نامد. او را در خدمت‏به‏مكتب تشيع سر آمد همه مى‏بيند و مى‏فرمايد:

چهار تن نزد من محبوبترين مردمند; بريد، زراره، محمد بن مسلم‏و نعمان احول.

دوستى، گاه سبب مى‏شود افراد رازشان را به يكديگر بسپارند.

روزى امام صادق(ع) بريد را مخاطب قرار داده، از على(ع)و موعظه‏وى به كارگزاران فرمود:

وقتى موعظه طولانى پايان يافت، گريست، از زمان خود شكوه كرد واصلاح عالم را بشارت داد.

2 پيشگام‏ترين‏«سابقان‏» در سوره واقعه كسانى هستند كه در كردار نيك برديگران پيشى گرفته‏اند و در نتيجه در آخرت نيز به مغفرت، بخشش ورحمت الهى نزديكترند.

امام راحل(ره)در كتاب گرانقدر چهل حديث مى‏نويسد:

اگر كسى در اين طبقه(اهل علم)به وظايف خود عمل كند و پس ازاصلاح خود، به اصلاح ديگران بپردازد و نگهدارى ايتام آل رسول‏نمايد، چنين شخصى از زمره مقربين و سابقين به شمار مى‏آيد.

بريد از نظر علمى سرآمد ياران امام شمرده مى‏شد و در ارشادمردم بسيار كوشا مى‏نمود و در حفظ دين از انحراف و بدعت‏ها نقشى‏به سزا داشت. بنابراين، بى‏ترديد در شمار مقربان و سابقان جاى‏دارد.

امام صادق(ع)در باره بريد، زراره، ابوبصير و محمد بن مسلم‏فرمود:

آنان حافظان دين و امانت داران پدرم در حلال و حرام شمرده‏مى‏شوند... اين گروه در دنيا(در پيروى از ما)پيش قدم بودند و درآخرت نيز پيش‏گام خواهند بود.

امام همچنين فرمود: آنها مصداق آيه(السابقون السابقون اولئك‏المقربون)شمرده مى‏شوند.

3 از فروتنان‏واژه «مخبتين‏» تنها يك بار در قرآن به كار رفته است. درآيه 34 و 35 سوره حج مى‏خوانيم:

(...و بشر المخبتين الذين اذا ذكر الله وجلت قلوبهم والصابرين على ما اءصابهم و المقيمى الصلوه و مما رزقناهم‏ينفقون.)

«به فروتنان مژده بده، آنان كه هرگاه ياد خدا شود، دلهاشان‏بترسد و شكيبايان برآنچه(حوادث دردناكى كه در زندگى) بدانها رسدو به پاى دارندگان نماز و كسانى كه از آنچه به آنها روزى‏داديم، مى‏بخشند.»

مخبتين در درون و برون در برابر فرمانهاى پروردگارشان فروتنى‏مى‏ورزند. «كبر» درجاتى دارد; كبر در برابر خدا، در برابرانبيا و اوليا، در برابر اوامر خدا و در برابر بندگان خدا.

مخبت كسى است كه از تمام درجات كبر دور باشد.

بريد از اين صفت‏برخوردار بود. امام صادق(ع)او را يكى ازچهار تن «مخبتين‏» دانسته و اهل بهشت‏شمرده است.

4 حوارى دو امام‏ياران مخصوص و برگزيده شخص را حوارى مى‏خوانند. اين واژه از«حور» به معنى سفيدى مشتق شده است، همانگونه كه جامه شويان‏لباسها را از آلودگى پاكيزه مى‏كنند، حوارى نيز پاك بودند وديگران را با موعظه و تذكر از آلودگى‏ها پاك مى‏كردند. گروهى‏گفته‏اند: حواريون آن دسته‏از ياران حضرت عيسى(ع)بودند كه‏پيشه‏شان جامه شويى بود.

بعضى از روايات اين اصطلاح را در باره برخى از ياران رسول‏خدا(ص)و امير مومنان و پيشوايان معصوم عليهم السلام به كار برده‏است. امام كاظم(ع)فرمود: «وقتى روز قيامت فرا مى‏رسد، منادى‏فرياد بر مى‏آورد: «كجايند حواريان محمد بن عبدالله رسول خدا؟!

آنان كه پيمان نشكسته، تا آخر پايدار ماندند.» سلمان، مقداد وابوذر به پا مى‏خيزند...»

سپس حواريان امامان را ذكر مى‏كند و مى‏فرمايد: «... منادى‏فرياد بر مى‏آورد: «كجايند حواريان محمد بن على و حواريان جعفربن محمد؟!» نه نفر بر مى‏خيزند و بريد بن معاويه عجلى در شمارآنهاست.»

5 از اوتادامام صادق(ع)بريد را در شمار «اوتادالارض و اعلام الدين‏» جاى‏داده است. اوتاد جمع وتد به معناى ميخ است.

همان گونه كه كوهها مايه استحكام زمين است و همچون زرهى زمين‏را در برابر فشارهاى درونى و بيرونى حفظ مى‏كند; دانشمندان صالح‏و بندگان خوب خدا نيز چنين نقشى دارند. جمعى از تربيت‏شدگان‏مكتب اهل‏بيت، مانند بريد، محمدبن مسلم، ليث‏بن البخترى و زراره‏بن اعين، توانستند به اين مقام دست‏يابند و از ناحيه پيشوايان‏دين بدين لقب مفتخر شوند.

مقام علمى‏ابعاد گونه‏گون مقام و منزلت علمى بريد، عبارت است از:

الف فقيه تمام عياراجتهاد يعنى كوشش براى به دست آوردن حكم دين با تكيه برمنابع.

بشر در زمانهاى مختلف به افرادى نياز دارد كه نظر شرع را درباره مسايل و نيازهايش بيان كنند. هرچند در بدوامر به نظرمى‏رسد در زمان امامان معصوم عليهم السلام آن بزرگواران خلا پاسخ به‏احكام را پر مى‏كنند و به مجتهدان غير معصوم نياز نيست; ولى ازآنجا كه هميشه و همه جا دسترسى به امام ممكن نبود; خود امامان‏معصوم عليهم السلام ياران‏مستعدوبرجسته‏خود را براى به دوش كشيدن‏اين مسئوليت، تربيت مى‏كردند وبه‏استنباطوافتا فرامى‏خواندند.

امام در مقام تجليل از بريد و چندتن از يارانش،مى‏فرمايد:(گاه)به شخصى حديثى مى‏گويم... و او را از قياس بازمى‏دارم; ولى او از نزد من كه خارج مى‏شود، گفتارم را تاءويل‏مى‏كند(و بر غير مراد حمل مى‏كند.)... . اگر بشنوند واطاعت كنند...، آنچه پدرم به يارانش ياد مى‏داد، به‏آنان(شاگردانم)

خواهم آموخت.

امام بارها بريد را به قرآن هدايت كرد و پرسشهاى او را باقرآن جواب داد; يعنى از قرآن غفلت نكن، تدبركن، استنباط كن تاپاسخ پرسشهايت را به دست آورى.

بريد همراه امام بود، گاه در سفر نيز امام را رها نمى‏كرد ودر مجالس پرسش و پاسخ از وجود امام بهره مى‏برد. برخى مواقع به‏سبب كثرت پرسش، شرمگين مى‏شد و از ديگران مى‏خواست مشكل شرعى‏اش‏را با امام در ميان نهند.

بريددر پرتو نورگيرى از اهل بيت عليهم السلام به‏مقام منيع‏فقاهت و استنباط احكام رسيده بود. امام صادق(ع)در اين باره‏فرمود:

«ما احداءحيى ذكرنا و احاديث ابى الا زراره و... وبريد...»

«هيچ كس ياد ما و روايتهاى پدرم را زنده نكرد، جز زراره و... بريد. اگر اينها نبودند، كسى قدرت استنباط نداشت.»

حضرت در جاى ديگر مى‏فرمايد: «اگر آنها(بريد، ابوبصير، محمدبن مسلم و زراره)نبودند،آثارنبوت‏ازميان مى‏رفت.او چنان مورد توجه‏بود كه امام صادق(ع)از مقام علمى و جايگاهش نزد امام‏باقر(ع)خبر داد و فرمود: «پدرم(امام باقر(ع‏» بر گروهى درسپردن و ياد دادن حلال و حرام خدا اعتماد مى‏كرد. آنها مخزن علم‏بوده و هستند. در حقيقت، ياران راز دار پدرم شمرده مى‏شوند.

خداوند هرگونه بدى را به وسيله آنها از اهل زمين دور مى‏كند.

آنها هنگام مرگ و زندگى در ميان شيعيان، مانند ستارگان‏مى‏درخشند و ياد پدرم را زنده نگه مى‏دارند... .»

حضرت پس از اين گفتار، گريست. جميل پرسيد: آنها كيانند؟

فرمود: «آنها، كه در مرگ و زندگى درود و رحمت‏خدا بر آنان‏باد، عبارتند از: بريد عجلى، زراره، ابوبصير و محمد بن مسلم. »

ب پاسدار شريعت‏عالمان دين همواره پاسخ به پرسشها و شبهات را نيز وظيفه خودمى‏دانستند و بدين طريق، دين را حفظ مى‏كردند. در آن روزگار،بدعت، عمل به راى و قياس توسط خوديها و ايجاد شبهات توسطمعاندان، دين را مورد تهديد جدى قرار داده بود. اگر اين‏محافظان و سنگرداران نبودند، دين از راه اصلى منحرف مى‏شد.

امام صادق(ع)آنان(بريد و سه نفر ديگر)را نگاهبانان دين معرفى‏كرده،مى‏فرمايد:

«خداوند بدعتها را به وسيله آنان بر مى‏دارد... آنان انحراف‏فرقه‏ها و كج فكرى غاليان را از دين دور مى‏كنند.»

ج فقيه مقبول‏راوى شناس بزرگ، كشى عليه الرحمه بريد را از ياران فقيه‏امام باقر و امام صادق عليهما السلام شمرده و پذيرش اماميه رابر اين ادعا، گواه آورده است. او مى‏نويسد:

«اصحاب اماميه بر تصديق آنان اتفاق نظر دارند، آنها را به‏فقه و فهم دين پذيرفته‏اند و6 تن را داناترين آنهادانسته‏اند.»

سپس آنان را نام مى‏برد و بريد را در شمار آنها جاى مى‏دهد.

نجاشى، رجال شناس نامى، در باره بريد مى‏گويد:

«وجه من وجوه اصحابنا و فقيه ايضا له محل عندالائمه عليهم‏السلام‏»

او از بزرگان اماميه شمرده مى‏شد و فقيه نيز بود. و نزد ائمه‏عليهم السلام موقعيت داشت.

علامه حلى در «خلاصه‏الاقوال‏» عبارت نجاشى را ذكر مى‏كند و بااضافه كردن كلمه «ثقه‏» ، بريد را فردى مورد اطمينان و اعتمادمى‏خواند:

«وجه من وجوه اصحابنا ثقه فقيه له محل عندالائمه‏»

د توجه به مستحبات‏بريد، چون همه فقيهان پرهيزكار، به تكاليف، احكام، شرايط وموانع اعمال توجه داشت و پرداختن به مستحبات را از ياد نمى‏برد.

روزى از امام پرسيد: آيا قرائت‏بيشتر در نماز برتر است‏يا درنگ‏در ركوع و سجده؟

امام پاسخ داد: به دليل آيه(فاقرووا ما تيسر منه و اقيمواالصلاه) «هرقدر براى شما آسان است، قرآن بخوانيد و نماز به پاداريد.» ركوع و سجده طولانى افضل است.

سپس پرسيد: قرائت طولانى يا دعاى بسيار كدام افضل است؟

امام با استناد به آيه(قل هل يعبوبكم ربى لولا دعاوكم) «اى‏پيامبر! بگو: آيا اگر دعا نكنيد، پروردگارم به شما اعتنا خواهدداشت؟» دعاى بسيار، بالاتر است.

ه راوى آگاه‏بريد، ناقل روايات بسيار است. تنوع روايات و كثرت آنها گوياى‏تلاش او در اين عرصه است; اين راوى فقيه بارها پرسشهاى حقيقى يافرضى را با امام در ميان مى‏نهاد و پاسخ مى‏شنيد. او در حفظ، نقل‏و گسترش روايات توفيق بسيار داشت و نامش با عنوانهاى «بريد»

، «بريد بن معاويه‏» ، «بريد عجلى‏» و «بريد بن معاويه‏عجلى‏» در سند بسيارى از روايات كتابهاى روايى شيعه، به چشم‏مى‏خورد.

بريد بيشتر رواياتش را بدون واسطه از امام باقر و امام صادق‏عليهما السلام شنيده و چند مورد را نيز دامادش محمد بن مسلم‏برايش بازگو كرده است. افزون براين، او از اصبغ بن نباته،اسماعيل بن رجاء از محدثان اهل سنت و مالك بن اعين نيزروايت نقل كرده است.

شاگردان‏دهها حديث در كتابهاى معتبر شيعه به وسيله بريد روايت‏شده‏است و محدثان دست‏به دست، اين گنجينه را به ما رسانده‏اند.

نزديك به چهل نفر بدون واسطه از او روايت نقل كرده‏اند. «عمربن‏اذنيه‏» ، «حريزبن عبدالله‏» ، «حارث بن محمدبن نعمان احول‏»

و «قاسم بن عروه‏» در شمار اين چهل‏تن‏جاى دارند.

1 ابن اذنيه، عمر بن محمدبن عبدالرحمن بصرى، ازروايتگران‏فقيه و از اصحاب امام صادق(ع)است. احمدبرقى او را از اصحاب‏امام كاظم(ع)نيز دانسته است.

همه رجال شناسان شيعى او را مورد اعتماد دانسته‏اند و اكثررواياتى كه او نقل كرده، در مسايل فقهى است.

2 ابوعلى حارث بن محمدبن نعمان اءحول بجلى كوفى از اصحاب‏امام صادق(ع)است. به گفته نجاشى، او كتابى دارد كه از امام‏صادق(ع)نقل كرده است.

شيخ طوسى مى‏نويسد: او داراى اصل است.

3 ابومحمد حريزبن عبدالله ازدى سجستانى از اهالى كوفه بود.

به نوشته نجاشى، او بيشتر براى تجارت به سجستان مسافرت مى‏كرد.

گفته شده از امام صادق و امام كاظم عليهما السلام روايت نقل‏كرده است، ولى تنها دو روايتش از امام صادق(ع) مورد تاءييداست. او كتاب بزرگى به نام كتاب الصلاه دارد. كتاب نوادر نيز ازآثار اوست.

شيخ طوسى مى‏نويسد: او مورد اعتماد است. اهل كوفه و ساكن‏سجستان بوده است. از جمله كتابهاى او كتاب الصلاه، كتاب الزكاه،كتاب الصوم و كتاب النوادر است.

حريز سرانجام در سجستان كشته شد.

4 ابومحمد قاسم بن عروه بغدادى از روايتگران شيعى و داراى‏كتاب است. او از امام صادق(ع)روايت نقل كرده است و به گفته شيخ‏طوسى از اصحاب امام صادق(ع)به شمار مى‏آيد. ابن داود او راممدوح دانسته است.

ابو محمد سرانجام در بغداد درگذشت و كتابى از وى به يادگارماند.

و - از اصحاب اجماع‏رجالى نامدار شيعه ابوعمروكشى، كه در سال 340 ق. در گذشت،گروهى از روايتگران شيعى را با چنين عبارتى توثيق كرده است:

«اءجمعت العصابه على تصحيح ما يصح عن جماعه‏»

او اين گروه را سه طبقه و 18 تن دانسته است.

عده‏اى از رجال شناسان متقدم و متاءخر، مثل سيدبن طاوس و علامه‏حلى و ديگران، از اين گروه با عنوان «اصحاب اجماع‏» يادكرده‏اند.

كشى، در بيان طبقه اول كه از ياران امام باقر و امام صادق‏عليهما السلام هستند، مى‏گويد:

«اجتمعت العصابه على تصديق هولاء الاولين من اصحاب ابى‏جعفر وابى‏عبدالله و انقادوا لهم بالفقه.»

اماميه به تصديق آن پيشينيان از ياران امام باقر و امام صادق‏عليهما السلام اتفاق نظر دارند و بر فقاهت آنان معترفند.

او سپس «بريد» را در زمره آنان نام برده است.

اين سخنان، به ضميمه رواياتى كه ائمه اطهار در وصف بريدگفته‏اند، مقام و منزلت وى را نمايان مى‏سازد.

البته رواياتى در نكوهش بريد وارد شده است. كه عالمان رجال‏شناس آنها را ضعيف دانسته، روايات ستايش بريد را بر آن مقدم‏كرده‏اند.

استرآبادى در منهج المقال مى‏نويسد: روايات(نكوهنده اصحاب‏ائمه:)سندشان مخدوش است; و عليهم السلام مكن است علت نكوهش‏آنان، گذشته از آنكه توجه و دلسوزى معلمانه بدانهاست تا دردادن فتوى احتياط كنند، آن باشد تا در ديد مخالفان، بزرگ شمرده‏نشوند. زيرا گاهى امامان معصوم عليهم السلام اصحاب خاص و موردعلاقه خود را به گونه‏اى نكوهش مى‏كردند تا بين مخالفان و حسودان‏به جرم ارتباط و انتساب به مذهب حق از اعتبار نيفتند و خطرى‏متوجه آنان نگردد.

گرايشهاى روايى‏هرچند اين فقيه حديث‏شناس، رواياتى چند در فقه دارد و فقيهان‏به آثار او در ابواب فقه استدلال كرده‏اند; ولى روايات تفسيرى،اخلاقى و كلامى نيز توسط او نقل شده است. او در تفسير آيات ولايى‏قرآن، روايات بسيار دارد.

بريد شيداى ولايت‏روايات بريد، عشق و علاقه او به اهل‏بيت عليهم السلام را نشان‏مى‏دهد. او پروانه‏وار گرد وجود آنان مى‏چرخيد تا از حرارت و نورآن منبع هدايت‏بهره‏گيرد.

بريد و چند تن ديگر از امام باقر(ع)روايت كرده‏اند كه فرمود:

«حداى عزوجل پيامبر(ص)را به ولايت على(ع)امر كرد و(آيه 55 سوره‏مائده)(سرپرست‏شما تنها خداست و رسولش و كسانى كه ايمان‏آورده‏اند، نماز به پادارند و در حال ركوع زكوه دهند.)را بر اونازل كرد و ولايت اولوالامر(كارداران)را واجب ساخت. مردم‏ندانستند مقصود از ولايت چيست؟ خدا به محمد(ص)امر كرد تا ولايت‏را براى آنها توضيح دهد; چنانكه نماز، زكوه، روزه و حج راتوضيح داد. چون امر به ولايت از جانب خدا به پيامبر(ص)رسيد،دلتنگ شد و ترسيد مردم از دين برگردند و او را تكذيب كنند. ازاين جهت، به پروردگارش مراجعه كرد. خداى عزوجل چنين وحى‏فرستاد: اى پيامبر، آنچه از پروردگارت برتو نازل شده، برسان واگر نكنى، پيامش را نرسانده‏اى; خدا تو را از گزند مردم حفظمى‏كند.(سوره مائده، آيه‏67)او هم فرمان خداى متعال را امتثال‏كرد و به امر ولايت على(ع)در روز غديرخم قيام كرد. آن حضرت مردم‏را براى نماز جماعت‏بانگ زد و فرمان داد حاضران به غائبان‏برسانند. واجبات خدا يكى پس از ديگرى نازل مى‏شد و امر ولايت‏آخرين آنها بود. پس از اين آيه، خداى عزوجل اين آيه را نازل‏فرمود: «امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام‏ساختم.» (مائده، آيه‏3)امام باقر(ع)اضافه كرد: «خداى عزوجل‏مى‏فرمايد: بعد از اين، واجبى بر شما نازل نكنم، واجبات را براى‏شما كامل كردم. »

بريد مى‏گويد: امام باقر(ع)در تفسير اين آيه: «اءومن كان‏ميتا فاءحييناه و جعلنا له نورا يمشى به فى الناس; آيا كسى كه‏مرده بود و ما او را زنده كرديم و به او نورى داديم تا ميان‏مردم راه رود.»

آنان كه ولايت معصومان را نمى‏شناسند، مرده خواند و فرمود:

«امام نورى است كه مردم بدان هدايت مى‏شوند.» «و آن كس كه به‏امام(ع)معرفت و شناخت نداشته باشد مانند كسى است كه درتاريكيها واقع شده باشد و نتواند از آن برون رود.»

غروب آفتاب‏سرانجام بريد در دوران حيات امام صادق(ع)درگذشت.

به گفته اكثر مورخان، چون كلينى و ذهبى امام صادق(ع)در شوال‏سال 148 هجرى قمرى به شهادت رسيد. بنابراين، بريد در سال 148 ويا قبل از آن در گذشته است. على‏بن حسن بن فضال او را متوفاى‏سال 150 دانسته است.

آثارفرزندقاسم فرزند بريد از ياران امام صادق و امام كاظم عليهماالسلام و از روايتگران مورد اعتماد بود. رجال شناسان در موثق‏بودن او اتفاق نظر دارند.

قاسم از پدرش روايتى نقل نكرده است.

كتاب‏احمدبن حسين غضائرى مى‏گويد: كتابى از بريد ديده‏ام كه على‏بن‏عقبه‏بن خالداءسدى آن را روايت كرده است.

روايات‏همان طور كه بيان شد، بريد در زمينه‏هاى گوناگون حديث نقل‏كرده است. سه روايت وى را حسن ختام اين مقاله قرار مى‏دهيم:

1 بريد از امام باقر(ع)نقل كرده است كه فرمود:

در كتاب على(ع)يافتيم كه رسول خدا بر فراز منبر فرمود: سوگندبه خدايى كه جز او شايسته پرستش نيست، هرگز به هيچ مومنى خيردنيا و آخرت داده نشد، مگر به سبب خوش‏بينى به خدا، اميد به او،اخلاق نيكو و دورى از غيبت مومنان. سوگند به خدايى كه جز اوشايسته پرستش نيست، خدا هيچ مومنى را بعد از توبه و استغفارعذاب نمى‏كند مگر به سبب بدگمانى به خدا، نوميدى از او(كوتاهى‏كردن در اميد به خدا)، بد اخلاقى و غيبت مومنان.

قسم به خدايى كه جز او شايان پرستش نيست; گمان هيچ بنده‏اى درباره خدا نيكونشود، جز اينكه خدا همراه گمان بنده خود باشد;(هرگونه به او گمان برد، خدا با او رفتار كند.)زيرا خدا كريم‏است و همه خوبيها به دست اوست. او شرم مى‏كند از اينكه بنده‏مومنش به وى گمان نيك برد و او خلاف گمان و اميد بنده رفتاركند. پس به خدا خوش‏بين باشيد و با خضوع و التماس از اوبخواهيد.»

2 در منابع شيعى و اهل‏سنت روايتى از بريد نقل شده كه او ازطريق اسماعيل بن رجا و پدرش و ابوسعيد خدرى نقل مى‏كند كه: رسول‏خدا(ص)در حالى كه بند كفشش پاره شده بود، بيرون آمد و كفش راجهت تعمير به على(ع)داد. سپس حضرت نشست و ماهم گرد حضرت باآرامش و آمادگى كامل نشستيم. در اين هنگام فرمود: «همان‏طور كه‏من بر تنزيل(نزول قرآن و نص و معناى ظاهرى آن)قرآن جنگيدم،بعضى از شما نيز بر تاءويل(معناى باطنى و بطن)قرآن خواهدجنگيد.»

بعضى از اصحاب عرض كردند: ماهستيم، يارسول الله؟

فرمود: لا ولكنه خاصف النعل; خير، وليكن او همان است كه مشغول‏تعمير كفش است. »

ابوسعيد خدرى مى‏گويد: وقتى جهت تبريك نزد على(ع)رفتيم،سربلند نكرد; گويا قبلا شنيده است.

3 شيخ صدوق از بريد عجلى چنان نقل كرده است كه امام‏باقر(ع)فرمود: بعد از شهادت حسين بن على(ع)بر پيكر آن حضرت‏سيصد و بيست و اندى زخم(اثرنيزه، شمشير و تير)يافت‏شد.