| مجلات >ماهنامه كوثر>شماره 35 |
محمد خوش نظر
خداوندا! هجوم تيرگيها و كوران بادهاى مسموم حيرت وسرگردانى، جوانههاى اميدمان را نابود مىكند. اگر پناهى از علمو ايمان برايشان نيابيم، درگذر از فراز و نشيب زندگى و قلههاىسخت و پرتگاههاى وحشت انگيز آن، كدام دست آرامش بخش و مطمئن،حافظ و مراقبمان خواهد بود؟ اگر آن را جستجو نكنيم و نشناسيم؟
دستى كه بىهيچ ترس و هيچ نگرانى، عنان اختيارمان را به آنبسپاريم تا به هرطرف كه خود مىداند، راهنمايمان باشد.
چگونه بيابيم آن ريسمان محكم الهى را كه براى جمع بشر متفرق،از آسمان تا زمين كشيده شده و هر دستى كه به سوى آن دراز شود ومحكم برآن تكيه كند، نجات يابد؟
كجا است آن دست مهربان نيرومند تا همه دنياپرستان راسرجايشان بنشاند؟
خدايا! نهالها و بذرهاى انقلابمان رشد نخواهد يافت اگرخاضعانه همره «راه يافتگان» نشويم. كجاستخضراهل ذكر؟ تا ازآنچه آموخته، بياموزيم و سوال كنيم اما نه سوالى كه عهدمان رابشكند يابراى نقد يا از روى بىصبرى و اعتراض برآنچه مىكند،باشد و موجب جدايى او از ما شود و بگويد: «هذا فراق بينى وبينك» و نه سوال از چيزهايى كه آشكار شدنش ما را زشت آيد واندوهگين سازد. يا چنان در بيابان خود رايى گرفتار آييم كهدردمندانه بگويد: «خدايا بين من و اين قوم نافرمان، جدايىبيفكن.»
پروردگارا! در اين بيابان پرخطر ما را به آن درختبرسان كهدر سايهاش بياساييم و از ميوهاش بچشيم ولى لباس تقوامان نريزدو شيطان، زشتيهايمان را آشكار نسازد.
درخت مباركى كه در وادى ايمن در بقعه مباركه، نداى تو از آنبرخيزد كه: «انى انا الله رب العالمين»
كلمهاى پاك از درختى پاك كه اصل آن در كتاب تو ثابت و فرعشدر آسمان ولايتبالنده و پرثمر است. آن كلمه باقيه و ماندگارىكه در نسل ابراهيم قرار دادى.
... درختى را به ما بشناسان كه چون در زير آن با رسول تونبيعت كنيم، از ما راضى گردى و آرامشمان دهى.
همان درخت مبارك و زيتونى كه «لاشرقيه و لا غربيه» است و نورخدايى مثل ستاره درخشان از آن افروخته است و زيتونش بىتماسآتش، روشنايى مىدهد. نور ثقلين كه رسول تو ما را به آن هدايتكرد. و ستاره با درختسجده مىكند. در خانههايى كه به اذن توبلند گشته و نور آن بالا مىرود تا عرش و نام تو هر صبح و شام درآن ياد مىشود.
پروردگارا! به سوى خانهاى پاك روى آورديم كه پليديها را ازاهل آن بردى و آنان را پاك كردى; آن خانهاى كه هركس داخلش شود،از ظلمت گمراهى در امان است. آن كشتى نجات كه زير نظر تو ساختهشده و به وسيله نعمت تو يعنى امام در حركت است. و هركه به آندرآيد، نجات يابد و هر كه آن را ترك كند، در درياى گمراهى غرقشود. آن بلدامين و سرزمين امن.آن خورشيد نبوت و ماه امامت وستارگان ولايت كه براى امر تو به كار گرفته شدهاند و تسليمتواند.
خدايا! مگذار بىنور بمانيم، ما را به نور خود هدايت فرما پيشاز آنكه در تاريكىهاى اعمال پوچ و سراب گونه كه تشنه، آبشپندارد; گرفتار آييم.
بارالها! ما را درسايه ايمان به رسولت و تقواى خودت از رحمتخود بهرهمند گردان و برايمان نورى بگذار و آن را تمام و كاملگردان «ربنا اتمم لنا نورنا» تا روز موعود پيشاپيش ما برود ودر دستانمان مژده بهشتباشد. آن روز كه منافقان آنان كه بااعمال خود نورى براى خود نگذاشتند. به التماس اندكى از نور ماشيفته يك نظر باشند و بىبهره بمانند. آن روز كه ستمگر دو دستخود را مىگزد كه: «اى كاش راهى با رسول در پيش گرفته بودم!
واى بر من، كاش فلانى را يار نگرفته بودم!»
خداوندا! ما را به راهى هدايت فرما كه با معرفى آن، دين راكامل و نعمت را تمام كردى و اسلام را براى بشر پسنديدى. تو بربىگناهانى كه در مخمصه دورى از اسلام ناب، گرفتار آمدهاند،خطاپوش و مهربانى; ولى افسوس كه مردم آن را نشناختند و تنهايشگذاشتند و رسول تو شكوه كند كه: «پروردگارا، قوم من اين حقيقتقرآن، اين قرآن زنده و ناطق را ترك كرده و مهجور گذاشتند.»
خدايا! برمعرفت ما بيفزا و با حقيقت قرآن، خودت را به مابشناسان كه اگر تو را نشناسيم، پيامبرت رانخواهيم شناخت وپيامبرت را به ما بشناسان كه اگر او را نشناسيم، حجتت رانخواهيم شناخت و اگر حجتت را نشناسيم، از دين منحرف خواهيم شد.
خدايا! ما را از محبين طهارت و پاكى قرار ده. ما را از محبينايمان قرار ده كه هرگز از شيطان، طاغوت، كفر، فسوق و عصيانپيروى نكنيم. و آنان كه نسل را هلاك مىكنند و كشت را نابودمىسازند، هلاك گردان. و نسلى عطا فرما كه جز تو را نپرستندوتسليم تو باشند.
بارالها! مىدانيم امانتى كه آسمانها، زمين و كوهها ازپذيرفتن آن عاجز ماندند و انسان آن را به دوش كشيد و از او عهدگرفتى كه به صاحبش برساند همان اختيار حكومت است كه بايد بهدست صاحب اختيار يعنى ولى و رسول امين تو برسد. زيرا فرمودى كهامانتها را به اهلش بسپاريد، آنان كه خود وليشان خواندى.
خدايا! تو را شكر مىگوييم كه انسانهاى حكيم، عادل، مهربانتوانا را بر ما ولايت دادى و ايشان را مامور خدمتبه مردمنمودى، آنچنان كه خورشيد و ماه و ستاره را مامور نمودى و ازانبياء عليهم السلام پيمان گرفتى كه به رسول تو يعنى فرستادهمامور به تشكيل حكومتت ايمان آورند و او را يارى دهند و آناننيح اقرار كردند.
و در اين عصر هجران، چه وجهى بهتر از ولايت فقيه؟ اين اولياىامين تو هستند كه امر را به تو مىسپارند و گرنه ديگران دينارىاز امانت را به توبازنمىگردانند، چه رسد به حكومت.
پروردگارا! پيامبرت(ص)، آن پيامبر رحمت كه همه انبياء را چونبادهاى بشارت دهنده، براى مژده به آمدن و باريدن رحمتشفرستادى. او كه خود را فداى ايمان آوردن مردم نمود تا زمينمرده بشريت را احيا كند و سبز و خرم گرداند، مزه شيرين حكومتاسلامى را به امت و همه انسانها چشاند، آنگاه مقرر فرمودى كهبراى رسيدن به چنان حكومتى راه برگزيده تو را در پيش گيريم.
همان گونه كه مزه بهشت را به آدم(ع)چشاندى و سپس راه رسيدن بهآن را ايمان و اعمال صالح يعنى تقوا قراردادى.
خدايا! مىدانيم كه جامعه وقتى به كمال مطلوب مىرسد كه يك يكافراد آن، عاشق ولى تو شوند و او را الگوى خودسازند و همه چيزرا به امر او بسپارند كه او دلسوز همه و عاشق مردم خويش است.
مىدانيم كه رشد جامعه وقتى است كه ولى تو را بشناسد و امكاناتحكومت تو را مهيا كند و اين، يعنى «انتظار فرج» كه امامراحل(ره)بدين جهت فرمود: «انتظار فرج از نيمه خرداد كشم.»
زيرا قيام كنندگان پانزدهم خردادسال 1342 به اين رشد رسيدند.
خدايا! ما را با فناء در ولى خود، به توحيد اجتماعى و حكومتمطلق الهى برسان كه او فانى در تو و تسليم امر تو است و ماتسليم حكم او كه اگر اينجافانى در او نباشيم و براى او از جانو مال فديه ندهيم، درآخرت مولايمان آتش است و اگر اينجا تسليمشديم و اسماعيل خودسالارى را به قربانگاه برديم و جبينش رابرخاك نهاديم به «ذبح عظيم» فديه داده مىشويم. چرا كه اينتسليم همان اسلام ناب است كه فرمودهاند: «الاسلام هو التسليم» وبه فرموده امام باقر(ع):اسلام بر پنج چيز مبتنى است: برنماز،زكات، روزه، حج و ولايت. و آن گونه كه بر ولايت تاكيد شده،برچيز ديگر تاكيد نشده اما مردم چهارتاى آن را گرفتند و ولايترا ترك كردند. » وجه مشترك اين پنج چيز «فداكردن» و قربانىكردن عاشقانه يعنى «تعبد» است كه برمحور «ولايت» معنا ومفهوم پيدا مىكند; چرا كه نماز خود نوعى قربانى است. زكات فداكردن مال است. روزه فداكردن شكم است. حج فدا كردن حلالها ومحبوبهااست و ولايت فداكردن نفس وهمه چيز است. بر اساس اين فداىعاشقانه است كه بنده خالص خدا مانند زينب(س)همه چيز، حتى آبروىخود را قربانى خدا و ولى او مىكند و هيچ چيز جز زيبايى نمىبيندو مىگويد: «مارايت الا جميلا» و همچون سيدالشهداء(ع)هرچه بهلحظه وصال نزديك تر مىشود، شادابتر و بر افروختهتر مىشود و چونمولى على(ع)خود را فائز و رستگار مىيابد و مىگويد: «فزت و ربالكعبه»
اى مالك همه عالم! مىدانيم كه بنده هرچه عاشقتر، مملوكتر استو هرچه مملوكتر، مطيعتر. همانند هارون كه مملوك و مطيع برادرشحضرت موسى عليهما السلام بود. ومثل اطرافيان ملكه سبا كه هيچامر و تصميمى براى خود قايل نبودند و گفتند: «والامر اليكفانظرى ماذا تامرين.» و در قيامت هيچ چيز از خود اختيارىندارد و همه چيز تحت امر تو است. چون تو مالك يوم الدينى.
ملكوت آسمانها و زمين را نيز بدانجهت ملكوت گويند كه مملوك ومطيع امر پروردگار است.
پروردگارا! اولياء تو از مال و حطام دنيا هيچ نخواستند ونمىخواهند و در مقابل آنچه به بشردادند، حتى انتظار تشكرهمندارند و مىگويند:(انمانطعمكم لوجه الله لانريد منكم جزاء ولاشكورا)
آن عشق راهم تو براى ايشان برعهده ماگذاردى كه(قل لا اسالكمعليه اجرا الا الموده فى القربى)
عشقى كه فايده و اجرش هم به خودمان باز مىگردد، نه بهمعشوق.(و ماسالتكم من اجر فهو لكم)
با اين حال چرا همه چيز را فداى ايشان نكنيم و مثل يارانسيدالشهداء(ع)به عهد خود وفا نكنيم؟
چرا در حالى كه راهى چنين نورانى و مستقيم و راه رشد را پيشروى ما گذاردهاى، كوردلان، جامعه را به سوى خود رايى و سركشى وراه نابودى سوق مىدهند؟
خدايا! ترس ما از آن است كه در غياب موسى، هارون را تضعيفكنند تا جايى كه مجبور شود براى حفظ وحدت ما را به سامريها وگوسالههايشان واگذارد و آنگاه بر اثر نافرمانى، دلهايمان ازگوساله خود رايى و مردم سالارى اشباع شود كه در اين صورت، نزدتو مرگ براى ما بهتر از اين حال است.
پروردگارا! به سيد و مولايمان امام زمان(عج)و نايب برحقش«على» ايمان آورديم. ما را در اين راه ثابت قدم بدار و همهچيز را براى آن عزيز رفته تا ميقات، مهيا فرما تا زمينتمطيعانه مسكن او شود و او را مدتى دراز در آن بهرهمندسازىومارا به رفاهى برسان كه به واسطه او فراهم شده باشد.
بارخدايا! نفسمان را در پيشگاه تو قربانى مىكنيم، پيش ازآنكه به گوساله نفس پرستى مبتلا شويم. ما را از خلق عظيمپيامبرت، از شهر علمش، از شرح صدرش، از شدت و صلابت و از رحمت ونرمىاش بهرهمند گردان.
خدايا! تو را سپاس كه ما را به اين امر هدايت كردى و آب طهوراز آسمان ولايتبرما نازل فرمودى تا ما را بدان پاك گردانى وپليدى شيطان را از ما بزدايى.
بارالها! مباد كه از اين همه آثار و «بركات نعمت ولايت»
چونان كسانى كه بردلها و گوش و چشمانشان مهرنهادى، غافل وبىخبر بمانيم.
پروردگارا! امروز در جبهه فرهنگى و سياسى، تنگه احد بهجوانان و دانشگاهيان ما سپرده شده، به لطف و رمتبرهوشيارى وپايبندى ما و ايشان بيفزا تا مبادا دشمن، از آن تنگه رخنه و مارا از پشت غافلگيركند و سپس دلهاى بيمار كه مرضشان افزونباد. تحليل كنند كه: مردم به حكومت رسول الله(ص) «نه بزرگ» گفتهاند و پشت كردهاند!
خدايا! ما را با ريسمان آسمانيت، از چاه هوا و با خانه امنت،از گرگ نفس و باذكر هميشگىات، از زندان غفلت نجاتمان ده وبارحمتبىپايانت، از قحطى نعمتحفظ فرما. اگر رحمت و رضاى توبا ما باشد، باكى از چاه و گرگ و زندان و قحطيمان نيست و ازروح و رحمت تو مايوس نيستيم كه فرمودى: «ولاتياسوا من روحالله»
مباد كه خودمان حال خود را دگرگون سازيم كه بدين سبب نعمتىرا كه به ما دادى، دگرگون خواهى ساخت.
خداوندا! نعمتى را كه شناختهايم، انكار نمىكنيم و كفراننمىنماييم. نعمتى كه چون رشته تسبيح به سبب آن دلهاى پراكندهما را الفتبخشيدى تا با يكديگر برادر شديم و به آن «حبلالله» از پرتگاه آتش نجاتمان دادى و دست ديگران را از ماكوتاه كردى.
پروردگارا! قلههاى معرفت و درخت ايمان را خانههايمان ساز تااز ميوههاى پاكيزه آن بخوريم و راههاى تو را مطيعانه طى كنيم ومردم را از عسل شفا بخش و رنگارنگ علم بنوشانيم.