| مجلات >ماهنامه كوثر>شماره 35 |
ن طيبى
اينك ما، در پرتو ستارهاى مىآساييم كه خورشيد و ماه در دامناو متولد شدند. خورشيد خراسان و ماه قم. ستارهاى به نام«نجمه» كه در آسمان زندگانى امام موسى كاظم(ع)پديدار شد،شعاع نورش پس از قرنها هنوز از مشرق ايران مشهد مىتابد ودر قم، آشيانه عترت عليهم السلام، تلالو دارد.
نجمه، مادر امام رضا(ع)اخترى است كه مىتوان پرتوهاى زير راگوشهاىازانوار شخصيت تابناك وى به شمارآورد.
پرتو اول: شناختشخص اين بانوى نورانى.
پرتو دوم: شخصيتبانوى حرم امام هفتم(ع)از زبان ديگران.
پرتو سوم: نجمه بر مسند «مادرى» .
پرتو چهارم: عبادت، زيباترين نقش زندگانى «نجمه» .
پرتو پنجم: در صحيفه صفات اين بانوى بزرگوار.
پرتو اول: آزادهاى از تبار بردگان
آنچه در نگاه اول به زندگانى مادر امام رضا(ع)مطرح مىشود ايناست كه خانواده اين بانو كيست؟ از كدام قبيله است؟
در باره والدين اين بانوى گرامى در كتب مربوط به زندگانىامام رضا(ع)مطلبى ديده نمىشود. روايات متعدد ياد آورى مىكنندكه نجمه كنيز بود و توسط حميده مصفاه، همسر گرامى امامصادق(ع)و يا شخص امام كاظم(ع)خريدارى شد.
متن روايت چنين است:
«حميده مصفا، مادر امام هفتم كه از زنان اشراف عجم بود،كنيزى(مولده)خريد كه «تكتم» نام داشت. او از نظر عقل و دين وتعظيم و بزرگداشت مولاى خود، در شمار بهترين زنان جاى داشت.
حميده مصفا و...» (1)
مولده يعنى كسى كه در ميان اعراب به دنيا آيد و با آداب آنهابزرگ شود.
به هرحال «نجمه» كنيز بود. در آن زمان رسم چنان بود كه هركنيزى را به مولايش منتسب مىكردند.
نجمه به علت عقل، دين و سجاياى اخلاقىاش، كه در روايتبالا ذكرشده، مورد توجه خاندان عصمت قرار گرفت.
وجود نامهاى متعدد براى اين بانوى بزرگوار، مويد ديگرى استكه كنيز بودنش را اثبات مىكند. در روايات نامهاى اين بانو راچنين نوشتهاند:
و مادر امام رضا(ع)ام ولد(كنيز صاحب فرزند)است كه به او امالبنين(كنيه آن بانوست.)مىگفتند و اسمش نجمه بود و به او «سكننوبيه» نيز مىگفته مىشد. تكتم نام ديگر او بود.(2)
يكى از محققان مىنويسد:
مادر امام رضا(ع)ام ولد است كه به او ام البنين مىگويند. اسماو «اروى» و لقبش «شقراء نوبيه» است.(3)
با توجه به اينكه در عرب اسامى افراد با خصوصيات ظاهرى، قومىو شغلى افراد مناسبت دارد، شايسته است چند اسم از نامهاى اينبانوى گرامى معنا شود تا به اين وسيله برخى از خصوصيات وىآشكار گردد.
«تكتم» ، از آن هنگام كه توسط حميده مصفا، مادر امامكاظم(ع)خريدارى شده، نام اين بانو بود. در لغت عرب تكتم بهمعناى چاه زمزم است و چشمه است و شايد اين نام از صفاى روح وادب اين بزرگوار حكايت مىكند.
«نجمه» نيز به معناى ستاره درخشنده است.
پس از تولد امام رضا(ع)نامش را «طاهره» گذاشتند كه بهمعناى پاكيزه است.
نام ديگر او «صقر» است كه معناى آن تابش خورشيد است.
«سمانه» به معناى والا و بلند مرتبه است.
«سكن النوبيه» به معناى ساكن «نوبا» است. كتب لغت«نوبيه» را يكى از سرزمينهاى قوم «بربر» دانستهاند. شايد«ناميمبيا» ، كه امروزه در نقشههاى جغرافيايى مشاهده مىشودمعرب همان «نوبا» باشد.
طبق اين صفت، نجمه بايد زنى سياه پوست از قوم بربر باشد، ولىبا توجه به صفت ديگرى كه صاحب «الفصول المهمه» در كتاب خودنام مىبرد «شقراء نوبيه» بايد رنگ پوست و موى حضرت روشنباشد; زيرا شقراء(4)به معناى سرخ و سفيد و موى بور مايل بهقرمز است و اين صفتبه سفيد پوستها، بويژه مردم اروپا، اختصاصدارد.
با توجه به صفات و نامهاى اين بانوى بزرگوار، نويسندگان ومورخان معاصر در تعيين قبيله و محل زندگانى وى احتمالهاىگوناگون مطرح مىكنند.
1- شهر معروف «مارسى» در اسپانيا كه در قرن 11 ميلادىاستقلال يافت; اين از «خيزران مرسيه» (5)فهميده مىشود.
2- تكتم يا طاهره زنى فرانسوى از ماريسى فرانسه است.(6)
3- منظور از «مغرب» شمال آفريقا و مقصود از «مرسى» شهربندرى الجزاير است و او الجزايرى است.(7)
اين احتمالها، با توجه به يكى از نامهاى وى كه «خيزرانمرسيه» است و اينكه در روايت آمده از برده فروشانى كه از«مغرب» مىآمدند خريدارى شد، به ذهن مىآيد. گفتنى است كه مغرببه شمال آفريقا، مراكش و اروپا(غرب)اطلاق مىشود.
آنچه بيش از هر چيز بايد مورد توجه باشد اين است كه نجمه باقطع نظر از نژاد و رنگ چهرهاش، يك انسان كامل بود و قابليت هاو لياقت هاى ويژهاى داشت كه براى ميزبانى معصوم و امام برگزيدهشد. او صدف با ارزشى بود كه خداوند متعال مرواريد رضا(ع)رابهمهمانى او فرستاد. او در زمره «ارحام مطهره» قرار گرفت. چراكه طاهره بود. او چشمهاى پاك بود كه هرگز آلودگى به وى راهنيافت. براى شناخت ژرفاى وجود افراد، توجه به ويژگيهاى والاىآنان بهترين وسيله است و هميشه نمىتوان در آينه خانواده بهعظمت انسانها پىبرد.
پرتو دوم: در آينه آسمانىها
يكى از راههاى شناخت افراد، توجه به سخنانى است كه در موردآنان گفته شده است. بويژه اگر گويندگان آن سخنان، خود ازبزرگان و برجستگان باشند، شخصيت معنوى نجمه، مادر معصوم، بارهااز زبان ائمه معصومين عليهم السلام و بزرگوارانى چون حميدهمصفاه، معرفى شده است. در اين قسمت، پرتوى از خورشيد فضايل اينبانوى گرامى را بررسى مىكنيم:
على بن ميثم، كه به گفته «كندى» آشناترين افراد به امورائمه و ازدواجهاى آنان است، مىگويد:
«كانت من افضل النساء فى عقلها و دينها و اعظامها لمولاتهاحميده المصفا حتى انها ماجلستبين يديها منذ ملكتها اجلالالها.» (8)
او(نجمه)در تعقل و تدين و احترام و اكرام به مولايش حميدهمصفا از بهترين زنان است; تا جايى كه به خاطر تعظيم و اكراممولايش در برابر او نمىنشست.
در جاى ديگر مىگويد: حميده مصفا به فرزندش امامكاظم(ع)فرمود:
«يابنى ان تكتم جاريه مارايت جاريه قط افضل منها.» (9)
پسرم! همانا «تكتم» كنيزى است كه هرگز بهتر از وى كنيزىنديدم.
سپس سفارش اين بانوى با عظمت را به فرزند خويش كرد و گفت:
«و هبتها لك فاستوص بها خيرا.»
او را به تو بخشيدم و سفارش مىكنم با او به نيكى رفتار كنى.
با اندك تامل در سخنان بزرگان زمان نجمه، در مىيابيم كهويژگيهاى او زبانزد خاص و عام بود و شخصيت معنوى و عبادى اومورد ستايش آشنايان قرار مىگرفت.
بر اساس روايات، پس از تولد امام رضا(ع)نجمه گفت:
«اعينونى بمرضعه» (10)
با آوردن دايهاى يارىام كنيد.
از او پرسيده شد: آيا شيركم داريد كه يارى كننده مىخواهيد؟
نجمه پاسخ داد:
«لا اكذب والله مانقص الدر و لكن على ورد من صلوتى و تسبيحىو قد نقص منذ ولدت.» (11)
من دروغ نمىگويم; به خدا سوگند شير كم نشده است ولى از هنگامولادت فرزندم، دعاها و نمازهايم كاستى پذيرفته است.
اين روايتبيانگر عظمت مقام معنوى نجمه است.
پس از تولد امام رضا(ع)، امام هفتم(ع)به اطاق نجمه وارد شد وفرمود:
«هنيئا لك يا نجمه كرامه ربك»
اى نجمه! لطفى كه پروردگارت به تو فرمود، بر تو گوارا باد.
و نجمه فرزند عزيزش را كه در پارچهاى سفيد پيچيده بود، بهپدر بزرگوارش داد. حضرت پس از اينكه آداب ويژه نوزادان راانجام داد، فرزند را به مادر بازگرداند و فرمود:
«خذيه فانه بقيه الله تعالى فى ارضه» (12)
(اى نجمه!)بگير او را كه بقيه الله در زمين است.
با توجه به اوضاع سياسى زمان امام هفتم كه خفقان شديدى حاكمبود و شناخت امام بعد از حضرت براى كسى جز افراد وارسته ورازدار و قابل اعتماد وجود نداشت. امام(ع)با صراحت كامل، امامبعد از خود را براى اولين بار به نجمه معرفى كرد.
او اولين كسى است كه پس از امام هفتم(ع)از امامت امامهشتم(ع)آگاهى يافت.
پرتو سوم: مهربانانه چون گل
در مورد ازدواج امام موسى كاظم(ع)با نجمه، در روايات چنينآمده است:
وقتى حميده مصفا، مادر امام موسى بن جعفر(ع)، نجمه را خريد،گفت: در خواب، پيامبر گرامى را ديدم فرمود: حميده، اين نجمهمتعلق به فرزندت موسى است و برايش از او فرزندى كه بهترين فردروى زمين است، متولد خواهد شد.(13)
پس از اينكه حميده اين خواب را ديد، نجمه را به امامهفتم(ع)بخشيد و همواره متذكر صفات پسنديده او بود.
بنا بر آنچه در تاريخ ذكر شده است، امام رضا(ع)در سال 148 ه.ق ديده به جهان گشود. با توجه به اينكه در روايات متعدد از«مولده» بودن نجمه سخن به ميان آمده است، برخى معناى اينواژه را «زاينده» مىدانند، مىتوان گفت: نجمه زنى زايا، بود.
در بعضى از روايات آمده است كه «ستلد خير اهل الارض» ; بهزودى بهترين اهل زمين را به دنيا مىآورد. بنابراين، نبايد ميانتاريخ ازدواج اين دو بزرگوار و تولد على بن موسى(ع)فاصله زيادىباشد. از مجموع قراين موجود درمىيابيم كه اين ازدواج حوالى سال147 صورت گرفته است. بر اساس گفتار مورخان، شهادت امامصادق(ع)در سال 148 ه.ق(14)تحقق يافت. و هنگام تولد امامرضا(ع)، خلعت امامت، بر قامتبلند امام موسىبن جعفر(ع)پوشاندهشده بود.
آنچه در زندگى نجمه به عنوان مادر مشاهده مىشود، از ابعادزيرقابل بررسى است:
الف- چون تولد اولين فرزند نجمه، كه اولين همسر امامهفتم(ع)بود، با تصدى خلافت و امامت همزمان بود، فشارهاى سياسىحكومتبر خاندان بزرگوار امام هفتم(ع) به اوج خود رسيد. شهادتامام صادق(ع)اذهان خيانتكار و پليد جاسوسان منصور را بيش ازپيش متوجه خانواده امام كاظم(ع)ساخت. در اين موقعيت، زندگى وحفظ قداستها و تربيت صحيح فرزند و همدلى و همراهى با همسر،همواره ذهن اين بانوى كريمه را به خود مشغول مىكرد. به طورطبيعى در خانهاى كه پناهگاه فكرى و روحى و اعتقادى و سياسىمردم است، نمىتوان يك زندگى آرام و بىدرد سر داشت. و اهالىخانه و بانوان نيز در امور سياسى و اعتقادى دوشادوش مردانمىرزمند. تاريخ هميشه ايثارگرى هاى زنان در كنار مردان بزرگ رانانوشته گذاشته است. در كتب تاريخى مىخوانيم:
منصور عده زيادى از علويان را به شهادت رسانده و تعداد زيادىاز آنان نيز در زندانهاى او درگذشتند.(15)
از اين رو زمان امام موسى كاظم(ع)براى شيعيان بسيار سخت ودردناك بود و زندگى خانوادگى حضرت نيز تحت تاثير اين فشارهاىسياسى و روحى قرار داشت.
در چنين مواقعى، نقش زن بيش از ديگر زمانها مشهود است.
به هر حال، در اين موقعيت «نجمه» مادر شد. «على بن ميثم»
مىگويد: مادر بزرگم مىگفت: از نجمه مادر علىبن موسى(ع)شنيدم كهمىگفت:
وقتى به پسرم باردار شدم، سنگينى حمل را احساس نمىكردم و درخواب صداى تسبيح و تهليل از درونم مىشنيدم كه باعث هراسم مىشد.
وقتى از خواب بيدار مىشدم، چيزى نمىشنيدم و...(16)
ب- روايت فوق عظمت اين بانوى نجابت را آشكار مىسازد. كودك«نجمه» ، امام بود و تسبيح و تهليل در شكم مادر از امام بعيدنيست. ديگر معصومان(عليهم السلام) نيز در شكم مادر به تسبيح وتهليل مىپرداختند; ولى آنچه اهميت دارد، شنيدن اين ذكرها بهوسيله نجمه است.
نجمه چنان روح بلندى داشت كه صداى تسبيح معصوم(ع)را مىشنيد.
افزون بر اين، بصيرت و بينش وى به حدى است كه اين مطلب را جزءباورهاى خود دانسته، براى بيان عظمت فرزندش نقل مىكند تا امروزبه گوش ما برسد.
ج- در ادامه روايت چنين مىخوانيم:
وقتى فرزندم را در پارچهاى سفيد پيچيدم و به همسرم دادم،پدرش در گوش راست او اذان گفت و در گوش چپش اقامه. آنگاه بر آبفرات دعايى خواند و كام على(امام رضا(ع» را با آب فراتبرداشت. سپس او را به من باز گرداند و فرمود: بگير او را كهبقيه الله در زمين است.(17)
شايد نجمه، با ذكر اين موارد براى مادر بزرگ على بن ميثم،مىخواست مسايل تربيتى و مستحبات هنگام تولد را براى آيندگانبگويد و در واقع نوعى آموزش غير مستقيم داشته باشد.
او در اين روايت، مقام والاى امام رضا(ع)را چنين يادآورىمىكند:
وقتى او(فرزندم)را به دنيا آوردم، دستانش روى زمين بود و سرشبه سوى آسمان، لبهايش حركت مىكردند گويا سخن مىگفت و... .
نجمه، افزون بر على بن موسى(ع)، فرزند ديگرى نيز داشت. اوحضرت معصومه(س) خوانده مىشد. دخترى كه همواره در كنار پدر وبرادر بزرگوارش به مبارزه مشغول بود و در راه ولايت جان داد. اودر سال173 ه .ق، وقتى امام رضا(ع)25 ساله بود، به دنيا آمد.
در 10 سالگى پدر بزرگوارش را از دست داد و در سايه ولايتبرادرزيست.
اكنون قبر مطهر «مريم آل محمد(ص » در قم، قبله اميد هزارانزائر شيعه به شمار مىآيد. در كتاب «دلائل الامامه» مىخوانيم:
حضرت على بن موسى الرضا(ع)با حضرب فاطمه معصومه از يك مادرهستند.(18)
البته بسيارى از مورخان از ذكر اين مطلب خود دارى كرده، ازمادر حضرت معصومه (س)با نامهاى متفاوت سخن گفتهاند.
پرتو چهارم: در محراب عبادت
عبادت اكسيرى است كه مس وجود آدميان را به طلاى ناب «خليفهالله» تبديل مىكند.
در سايه عبادات، انسان مىتواند قدرت انتخاب حق را داشتهباشد. عبادت به آدمى بصيرت مىدهد و چونان خورشيد روشنگر راه حقاست. اولياى الهى و بندگان خوب خدا همواره با دعا و راز ونيازهاى شبانه مانوس بودند و در خلوت از خداى يگانه كمال وپويايى مىطلبيدند.
«نجمه» در بوستان عبادت و عبوديت نفس كشيد و تسبيح و تحميدغنچههايى بود كه بر لبان او شگفته مىشد. حاصل اين عبادتها همانروايتى است كه ذكر كرديم:
«در عقل و دين و ادب بهتر از او ديده نشد.»
پس از اينكه على بن موسى الرضا(ع)به رشد جسمى مطلوب رسيد،مادر بزرگوارش طلب «دايه» كرد. بر اساس روايات، در اين زمانامام رضا(ع) «تام الخلق» بود; يعنى از نظر جسمى در سن و سالخود كامل و تام بود.
شير مادر برايش ضرورت نداشت. از اين رو نجمه كمك مىطلبيد ومىگويد: «ولكن على ورد من صلوتى و تسبيحى و قد نقص منذ ولدت»
(19)
براى من نماز و ذكرهايى بود كه از زمان تولد اين نوزاد كاستىپذيرفته است.
اين بانوى عابد برنامه مشخص عبادى داشت، تا به اين وسيلهارتباط كاملترى با خداى خويش ايجاد كند و موجبات قرب الى اللهرا بيش از پيش فراهم آورد. اكنون فرزندى كه بنا به روايت، زيادشير مىخورد: «كان الرضا يرتضع كثيرا و هو تام الخلق» مقدارىاز وقت عبادت او را مىگرفت. او با آنكه از وظايف ويژه مادرىآگاهى كامل دارد، احساس خطر مىكند و خواستار يارى مىشود.
او نيك مىداند كه نوزاد، علاوه بر غذاى جسم، بايد از غذاى روحنيز بهرهمند شود و تا زمانى كه مادران از نظر معنوى و عبادى بربلنداى عبوديت و بندگى نباشند، نمىتوانند دست فرزندان راگرفته، به سوى قله تكامل معنوى بالا ببرند. از اين رو، وقتىاحساس كرد جسم فرزندش به حد معمول رسيد، در پى نورانيت دل وصفاى باطن بر آمد و با نماز و اذكار و تسبيحات در اين جهت گامبرداشت. اين نهايتبينش و بصيرت نجمه است كه در زندگى برنامهريزى صحيحى داشت و هرگز برنامهاى را فداى برنامه ديگر نكرد. اودر روزمرگى فرو نرفت و پيوسته معبود را به خاطر داشت.
پرتو پنجم: بر ساحل صفات آسمانى
با اندكى تامل در روايات در مىيابيم كه «نجمه» از صفات وويژگيهاى والا بهره مىبرد. هر چند همه اين صفات آشكارا درروايات بيان نشده; ولى بخشى از آنها را مىتوان از لابلاى رواياتو گفتار مورخان دريافت.
او بانوى «عاقله» بود كه با زمان آشنايى داشت و پابهپاىمعصوم(ع)مبارزه مىكرد. در تاريخ مىخوانيم:
آن زمان كه امام(ع)در مدينه بود، هارون كسانى را بر حضرتگماشته بود تا از آنچه در گوشه و كنار خانه امام مىگذرد، وى راآگاه كنند. هارون از محبوبيتبسيار نافذ امام بيمناك بود.(20)
وقتى دشمن به عظمت امام و نفوذ امام در ميان مردم مدينهپىبرد، با حيلههاى گوناگون وى را از مدينه به عراق تبعيد كرد.
در اين سفرهاى تحميلى خانواده حضرت نيز با وى همراه بود.
همراهى با امام در اين موقعيت نشان دهنده بردبارى و بينش سياسىو اجتماعى نجمه است.
تدين و ديندارى به معناى واقعى آن نيز كه در روايت على بنميثم به آن اشاره شد، از صفات بارز اين بانوى بزرگ به شمارمىآيد.
از ديگر صفات اين بانو، ادب و احترام نسبتبه ديگران است.
ادب از ظريف كارى هاى نظام هستى است كه حتى در مورد خودپروردگار نيز مطرح شده است. ادب افراد بيانگر عقل و دينآنهاست. اين سه صفت نورانى شخصيت افراد را شكل مىدهد.
صداقت و درستكارى نيز از صفات اين بانو است كه خود مىفرمايد:
«لا اكذب و الله. ..» من دروغ نمىگويم به خدا قسم كه ... .
در آستانه ميلاد امام رضا(ع)و طلوع خورشيد رضوى در آسمانولايت، ياد اين بانوى بزرگوار را گرامى داشته، دست ارادت خويشرا به سمت آستان معنويت او دراز مىكنيم.