مجلات >‏كلام اسلامى>شماره 50

فرقه احمديه

اسماعيل آذري نژاد

احمديه يا قاديانيه: فرقه‏اى تجديد نظر طلب در عقايد و احكام اسلامى.

موءسس اين فرقه غلام احمد قاديانى است. غلام احمد در سال 1839م در روستايى به نام قاديان از شهرستان گرداس پور پنجاب از ايالت‏هاى هند متولّد شد و در سال 1908م در شهر لاهور در پاكستان از دنيا رفت و جسد او به قاديان منتقل و در آنجا به خاك سپرده شد.(1)

غلام احمد بيشتر وقت خود را صرف فراگيرى علوم اسلامى، مباحثات علمى و موعظؤ مردم مى‏كرد. منطق، فلسفه، علوم دينى وادبى را نزد اساتيد خود فرا گرفت، و علم طبابت را نزد پدرش كه طبيب ماهرى بود آموخت.(2)

وى زمانى كه كشيشان مسيحى به تبليغات گسترده‏اى در شبه قارؤ هند اقدام كرده بودند، به مبارزه با آنها پرداخت و در اين باره كتاب «براهين احمديه» را به نگارش درآورد.

غلام احمد تأليفات زيادى داشته و متجاوز از هفتاد جلد كتاب، رساله و مقاله به زبان اردو، عربى و فارسى از وى بر جاى مانده است كه در مجموعه‏اى به نام «روحانى خزائن» در بيست و دو جلد گردآورى شده و توسط پيروان وى در پاكستان به چاپ رسيده است. برخى از مهم‏ترين كتاب‏هاى وى عبارتند از:«براهين احمديه» در اثبات حقانيت قرآن، پيامبر و دين اسلام، «سيرة الابدال» دربارؤ علامات و نشانه‏هاى عبادالرحمن؛ «مواهب الرحمن» در بيان معجزات و عقايد غلام احمد و حمايت‏هاى الهى از وى؛ «نجم الهدى» در معرفى غلام احمد و دلايل دعوت و بعثت وى؛ «حقيقة المهدى» حاوى دلايل مسيح و مهدى بودن غلام احمد؛ «لُجّة النور» مشتمل بر رساله‏ها و نامه‏هاى وى براى علماى عرب، شام، عراق و خراسان؛ «خطبه الهاميه» بيانگر الهامات و وحى خداوند بر او و مطالبى در مورد دلايل بعثت وى و اين كه او مسيح موعود است؛ «اعجاز مسيح» در تفسير سورؤ حمد؛ «تبليغ اسلام» حاوى نامه‏هاى وى به بزرگان عرب و فارس، تأييد دولت انگلستان، تبليغ، دعوت و پذيرش مردم نسبت به سخنان و ادعاهاى وى.

تاريخ پيدايش احمديه به سال 1889م برمى‏گردد كه وى در سن چهل سالگى اعلام كرد مورد وحى و الهام الهى قرار دارد و از كسانى است كه خداوند هر صد سال يكى از آنها را برمى‏انگيزد تا دين اسلام را تجديد كند و ادعا كرد كه از طرف خداوند مأمور است از مردم بيعت بگيرد. وى مدعى بود مخالفانش به صورت غير طبيعى كشته خواهند شد و نيز مدعى بود كه هنگامى كه بيمارى طاعون انتشار يافته بود، به واسطه او بيماران به صورت معجزه آسا شفا يافته‏اند، و اين امور را دليل بر حقانيت خود مى‏دانست.غلام احمد معترف بود كه بيشتر عمر خود را در تأييد و پيروزى دولت انگلستان سپرى كرده است.(3) و در زمان استعمار هندوستان توسط انگليس چندين رساله و كتاب در تجليل و حمايت از دولت انگلستان به نگارش درآورد.وى بر اين باور بود كه دولتِ بريتانيا همه اقشار مردم را از جهت حريت و آزادى با ديدؤ يكسان مى‏بيند و در اين باب كمال انصاف و دادگرى را رعايت مى‏كند، ملت‏ها در زير سايؤ رأفت آن‏ها به آرزوى خود رسيده‏اند و از وقتى كه دست به دامان آنان زده‏اند در راحتى به سر مى‏برند، بدين جهت براى سران و بزرگان انگليس دعا مى‏كرد و اطاعت از دولت انگلستان را واجب مى‏دانست.(4)

او در كتاب حقيقة المهدى مدعى است كه اگر ترس از شمشير دولت بريتانيا نبود وى را مى‏كشتند، لذا از دولت بريتانيا سپاسگزار بود.

اين ارتباط و دلبستگى بعد از غلام احمد نيز در پيروان او ادامه داشت تا جايى كه خليفؤ دوم اين فرقه بشرالدين محمود احمد كتابى به نام «تحفؤ شاهزاده ويلز» به پادشاه انگلستان«ويلز نجل جورج پنجم» به نگارش درآورد و به وى هديه داد. امّا رهبران كنونى اين فرقه، خود را مخالف انگلستان، آمريكا و اسرائيل مى‏دانند و معتقدند هيچ‏گونه تفاهمى در گذشته وحال با انگلستان نداشته و ندارند.

پس از مرگ غلام احمد در سال 1908م حكيم نور الدين بهيروى از شاگردان غلام احمد به عنوان جانشين و خليفه اوّل غلام احمد معرفى شد. وى پس از شش سال رهبرى فرقه، در سال 1914م درگذشت. پس از فوت وى در فرقه احمديه اختلاف و انشعاب پديد آمد. عده اندكى به محمد على لاهورى روى آوردند كه به انجمن «لاهوريه» و «مجدديه» معروف شدند. «محمد على لاهورى» داراى تأليفات زيادى از جمله ترجمه قرآن به زبان انگليسى است. انجمن لاهوريه معتقدند غلام احمد هيچ‏گاه ادعاى پيامبرى نكرد و تنها خود را مجدد دين اسلام معرفى كرد.(5)

امّا اكثريت قاديانى‏ها رياست «ميرزا بشير الدين محمود احمد» فرزند بيست و پنج ساله غلام احمد را پذيرفتند و بر اعتقاد به مهدويت و مسيح بودن غلام احمد باقى ماندند. مركز اين فرقه ابتدا در قاديان بود و بعد از تشكيل دولت پاكستان به اين كشور منتقل و در قصبه ربوه استقرار يافت. محمود احمد به عنوان خليفه دوم احمديه تا سال 1965 به مدت پنجاه و يك سال رهبرى اين فرقه را به عهده داشت. از جمله كتاب‏هاى وى تفسير كبير قرآن است(6). بعد از محمود احمد، فرزندش ميرزا نصير احمد به جاى وى رهبرى را به عهده گرفت و تا زمان مرگ خود در سال 1982 رهبرى اين فرقه را به عهده داشت. سپس ميرزا طاهر احمد، پسر عموى ميرزا نصير احمد، خليفه چهارم فرقه احمديه شد كه تاكنون رهبرى اين فرقه را در انگلستان به عهده دارد و در مسجد الفضل لندن به اقامه نماز جماعت و جمعه مى‏پردازد.

عقايد غلام احمد قاديانى را مى‏توان در محورهاى ذيل خلاصه كرد:

1) حضرت عيسى(ع) بر روى صليب از دنيا نرفت بلكه بى هوش گرديد و پايين آورده شد و هنگامى كه جراحت‏هاى او بهبود يافت به هند رفت وپس از مدتى به مرگ طبيعى از دنيا رفت. قبر مسيح(ع) نزديك خطه پنجاب در «سرينگر» كشمير واقع است. او اعتقاد مسيحيان به رستاخيز عيسى در آخرالزمان را قبول ندارد، لذا احاديث مربوط به رجوع دوبارؤ عيسى مسيح را تأويل كرده و گفته است منظور، خود عيسى نيست بلكه فردى شبيه به عيسى و تجلى اوست.(7)

او معتقد بود كه به دليل ضلالت بيش از حد مسيحيان و انحراف مردم از دين حق و فراگيرى فساد، تباهى، ظلم و كذب در سراسر جهان، خداوند حضرت عيسى(ع) را از فتنه‏هاى امتش مطلع كرد و وقتى حضرت مسيح(ع) فهميد امتش همؤ اهل زمين را هلاك و از راه حق دور مى‏سازند، ناراحت شد و براى كمك به ستم ديده‏ها و مظلومان، نائبى از خداوند درخواست كرد كه متحد و مشابه با حقيقت و جوهر او و به رنگ اعضا و جواهرش باشد و خداوند نيز وى (غلام احمد قاديانى) را به نيابت حضرت مسيح(ع)، انتخاب كرد تا صليب را كه مسيحيان تعظيم و تمجيدش مى‏كنند بشكند و خوك را بكشد.(8)

2) غلام احمد احاديثى را كه دربارؤ مهدى موعود آمده و ايشان را از اولاد فاطمه دختر پيامبر معرفى مى‏كند ضعيف مى‏داند. غلام احمد با توجه به حديثى كه در بعضى از كتب اهل سنت آمده و اكثر علماى اهل سنت آن را معتبر نمى‏دانند بر اين عقيده است كه مهدى و عيسى يكى مى‏باشند.(9)

3) غلام احمد در مورد مبعوث بودنش از جانب خداوند در مراحل مختلف، ادعاهاى گوناگونى را مطرح كرده است. ابتدا بدون ادعاى نبوت يا ولايت مدعى شد كه از جانب خداوند به او الهام مى‏شود.پس از مدتى قائل شد كه خداوند هر صد سال يك بار كسى را برمى‏انگيزد تا دين اين ملت را تجديد كند؛(10) سپس مدعى شد همچنان كه سلسله نبوت بر پيامبر اسلام خاتمه يافت سلسله ولايت نيز بر وى خاتمه يافته است، وى خود را خاتم اوليا معرفى نمود و اين كه هيچ وليّى بعد از او نيست مگر آن كه بر عهد او باشد(11). وى معتقد است همچون سلسله‏هاى خلافت بنى‏اسرائيل، در اسلام هم خلافت خواهد بود. از آن جا كه خداوند او را از نام خليفه‏هاى قبلى آگاه نكرده است نام آنها را نمى‏داند. و اجمالاً به آنها ايمان دارد.(12)

تا اين مرحله، او خود را نبى نمى‏دانست، امّا خود را محدث و كليم اللّه مى‏شمرد.(13) پس از چندى مدعى شد فرشته وحى بر او نازل مى‏شود و زمان نزول وحى بر او به اندازه زمان نزول وحى بر پيامبر اسلام است.(14)

او در آخرين مرحلؤ ادعاى خود، معتقد شد به اين كه عنايات الهى اقتضا كرده نبى يا محدثى را مبعوث كند كه به دين الهى خدمت كند. آن هم در وقت ضرورت كه همه جا را فساد و تباهى فرا گرفته است. او خود را نبى مبعوث دانست.(15)

مراد غلام احمد از لفظ ختم نبوت، كمالات نبوت بود او خود را كاملاً مطيع قرآن و شريعت پيامبرى مى‏دانست.(16)

4) احمديه معتقدند حكم جهاد مخصوص دوران صدر اسلام است چرا كه تعداد مسلمانان اندك بود و آنان براى حفظ جان خود ناگزير به جنگيدن با مخالفان و كشتن آنان بودند.(17) اكنون زمان جهاد با شمشير گذشته است و هنگامه جهاد با قلم و دعوت است. از اين رو حتى امام مهدى در هنگام ظهور با شمشير به جنگ كفّار نمى‏رود.(18)

برخى از احكام ويژه قاديانيه عبارت است از:

1) در نماز جماعت اقتدا به غير احمديه حرام است.(19)

2. تزويج دختر احمديه به غير احمدى حرام است، امّا مرد احمدى مى‏تواند دختر غير احمديه را به ازدواج خود درآورد.

3. نماز بر جنازه مسلمان غير احمدى ممنوع است.(20)

4. پيروان احمديه درصدى از اموال خود را بايد به عنوان زكات به رهبر خود بپردازند.

فرقه احمديه، فعاليت و تبليغات گسترده‏اى دارند، از جمله:

1) بنا كردن هزاران مسجد در سراسر جهان.

2) تأليف و ترجمه كتب و قرآن به بيش از ده‏ها زبان زنده دنيا.

3) كمك‏هاى مادى، علمى و بهداشتى كه بيشترين فعاليت‏هاى آنان در اين زمينه در كشورهاى فقير از جمله در كشورهاى آفريقايى متمركز است. به عنوان نمونه بسيارى از مدارس اسلامى موجود در فريتاون سيرالئون توسط احمديه بنا و اداره مى‏شود. هشتاد مسجد بزرگ و كوچك، چهار بيمارستان مجهز با دكتر و جراح معتقد به اين فرقه وچندين درمانگاه در اين كشور به اين فرقه متعلق است.

4) تصدى پست‏ها و مسئوليت‏ها در مراكز علمى، فرهنگى، سياسى و اقتصادى كشورها؛ به عنوان نمونه وزير امور خارجه سابق پاكستان، چندين وزير و معاون وزير در بعضى كشورهاى آفريقايى وابسته به اين فرقه بوده‏اند.(21)

5) اعزام مبلغ فرقه به كشورهاى مختلف.

6) تأسيس شبكه ماهواره‏اى با عنوان (............)( MTA Internationa) در لندن كه هر روز به چندين زبان برنامه پخش مى‏كند.

7. فعاليت‏هاى مطبوعاتى و ادارؤ چندين سايت اينترنتى به بيش از ده زبان زنده دنيا. برخى از مهم‏ترين مجلات و روزنامه‏هاى اين فرقه عبارت‏اند از؛ مجله ماهانه التقوى به زبان عربى؛ مجله مقارنة الاديان ) Reviwe of Religions)به زبان انگليسى؛ مجله الرساله ) Lemessage)به زبان فرانسه؛ مجله Derislasبه زبان آلمانى؛ مجله Sinar Islamبه زبان اندونزيايى؛ روزنامه الاسلام؛ روزنامه الفضل اليوميه به زبان اردو؛ هفته‏نامه الفصل الاسبوعيه العالمى به زبان اردو، هفته نامه بدر به زبان اردو.

رهبران احمديه تعداد پيروان خود را در سال 2000 ميلادى، 41 ميليون نفر و در سال 2002، 81 ميليون نفر اعلام كردند.(22)

با توجه به افزايش چهل ميليونى اين آمار در ظرف دو سال، نسبت به صحت آن ترديد وجود دارد.

اعتقادات غلام احمد دربارؤ حضرت مسيح(ع) و مهدى موعود(عج) و دعاوى او دربارؤ ملهم بودن از جانب خداوند و مأموريت ويژه براى تجديد اسلام و ديگر عقايد و دعاوى او، با معتقدات و باورهاى مسلم و مورد اجماع مسلمانان مخالف است. بدين جهت، همه مذاهب اسلامى ادعاى ميرزا غلام احمد را رد كرده، و صدها كتاب، مقاله، فتوا و سخنرانى و تجمع بر ضد اين فرقه در اكثر كشورهاى اسلامى نوشته و صادر شد. از جمله كتاب‏هاى منتشر شده عبارت‏اند از: القاديانى و القاديانيه(جمعى از علماى پاكستان)، دفع اوهام توضيح المرام فى الرد على القاديانيه(شيخ سليمان ظاهر عاملى)، موقف الامة الاسلامية من القاديانيه(جمعى از نويسندگان) و....

در سال 1363هـ. ق از سوى تمام علماى مذاهب اسلامى در شبه قاره هند، فتواى تكفير قاديانى‏ها صادر شد و در سال 1394هـ.ق(1974م) كنفرانس بزرگى با شركت علماى تمام مذاهب و فرق اسلامى در مكه مكرمه تشكيل گرديد و طى بيانيه‏اى، فرقه احمديه‏تكفيرگرديدووجودآنان خطربزرگى براى اسلام دانسته شد.


1 . روحانى خزائن، حقيقة الوحى:ج22، ص703.

2 . حقيقة الوحى، پاكستان، ربوه ظاهر عاملى، شيخ سليمان دفع اوهام، توضيح المرام فى الرد على القاديانية، بيروت غدير، ص 19.

3 . روحانى خزائن، رسالؤ ترياق القلوب، ص 15.

4 . روحانى خزائن، نجم الهدى:ج14،ص65.

5 . دفع اوهام توضيح المرام، ص 25.

6 . همان ص 28ـ 29.

7 . روحانى خزائن، رسالؤ مواهب الرحمن:ج19، ص297ـ 301.

8 . همان، ج 5، ص449.

9 . همان، رسالة حقيقة المهدى:ج14، ص455.

10 . همان، ص 59ـ 60.

11 . همان، خطبهٌ الهاميه: ج 6، ص69.

12 . روحانى خزائن خطبه الهاميه:ج 6، ص76.

13 . روحانى خزائن: ج5، ص387.

14 . روحانى خزائن: ج18، ص202.

15 . روحانى خزائن:ج14، ص478.

16 . روحانى خزائن مواهب الرحمن: ج19، ص285.

17 . روحانى خزائن حقيقة المهدى: ج14، ص453.

18 . همان، ص 475.

19 . جمعى از نويسندگان، القاديانى والقاديانيه، دمشق، دار ابن كثير، ص 39.

20 . جمعى از نويسندگان، موقف الامّة الإسلامية من القاديانيه، بيروت، دار قتيبه، ص 46.

21 . كرمى شرفشار، عسكر؛ سيرالئون، تهران، وزارت خارجه؛ ص 27ـ 32.

22 . ملجه التقوى، شماره 9 شوال و ذى القعده 1422هـ.ق.