مجلات >حضور>شماره 45

آرزوي ديرينة امام

(گفتگو با سفير فلسطين)

 داود رضايي چراتي

آرزوي ديرينه امام خميني آزادي فلسطين و قدس شريف بود كه از سالهاي دور در كلام و رفتار امام تجلي مي‌نمود. امام، اين انديشه را به عنوان سرنوشت دنياي اسلام همواره خطاب به ملل و دولتهاي اسلامي تأكيد كرد و آنان را از نقشه‌هاي شوم استكباري به سركردگي صهيونيسم غاصب آگاه مي‌ساخت. آرمان امام خميني علاوه بر تأثير بر تمامي عرصه‌هاي بين‌المللي، موجب شادابي روح مبارزه و ظلم‌ستيزي ملت بزرگ فلسطين گرديد كه اين طراوت را مي‌توان همچنان بر چهره مبارزان فلسطيني مشاهده كرد. بدون شكّ استمدادجوئي از انديشه‌هاي امام خواهد توانست توطئه‌هاي جديد استكبار جهاني را نقش برآب سازد. طرح نقشه‌هاي مختلف استكباري از جمله «نقشه راه» بهانه‌اي شد تا با يكي از اعضاء هيئت مؤسس جنبش فتح و سفير دولت فلسطين در ايران (آقاي صلاح الدين زواوي) گفتگويي انجام دهيم كه از نظر مي‌گذرد:

  

حضور: ضمن تشكر از اينكه دعوت ما را پذيرفتيد، لطفاً در ابتدا مختصري از فعاليتهاي خودتان را براي خوانندگان فصلنامه حضور شرح دهيد.

صلاح الدين زواوي: من، صلاح‌الدين احمد زواوي هستم. در سال 1937 در منطقه الجليل فلسطين به دنيا آمده‌ام و از همان آغاز انقلاب فلسطين در سال 1965 به اين انقلاب پيوستم. تاكنون مناصب ديپلماتيك متعددي داشتم. در جنبش فتح به عنوان پيشاهنگ در پستهاي سازماندهي مختلفي شركت كرده‌ام. دبير جنبش فتح در سوريه و عضو دفتر بسيج و سازماندهي مركزي جنبش فتح بودم. بر كنفرانسهاي متعددي براي سازماندهي جنبش فتح در كشورهاي مختلف نظارت داشتم. در سال 1968 سفير سازمان آزادي‌بخش فلسطين در الجزاير و بعد سفير اين سازمان در برزيل، نماينده كل جنبش فتح در آمريكاي لاتين، سفير سازمان آزادي‌بخش فلسطين در كنيا و همچنين نمايندگي سازمان را در كنفرانسهاي منطقه‌اي و بين‌المللي عهده‌دار بودم. از سال 1981 تاكنون به عنوان سفير دولت فلسطين در جمهوري اسلامي ايران فعاليت مي‌كنم.

حضور: به نظر شما چرا امام خميني مسئله فلسطين را از اهم مسائل كشورهاي اسلامي و مسلمين مي‌دانست؟

زواوي: در ابتدا بايد عرض كنم كه امام راحل شخصيت تاريخي منحصر به فردي داشتند. اين شخصيت دانشمند و پرهيزكار، مسائل جهان اسلام را با تمام وجود خود و از سر مسؤوليت احساس مي‌كرد و غمخوار محرومان و مستضعفان بود. ترديدي نيست كه مسأله فلسطين در صدر افكارش جاي داشت و نقطه مركزي جهادش عليه شاه بود. مواضع امام راحل در مورد فلسطين تأثيرات بسياري داشت. اصلي‌ترين علت مخالفتش با شاه به خاطر سرسپردگي به آمريكا و نظام صهيونيستي بود. اين مواضع سرسختانه عاقبت به بازداشت و تبعيد وي از كشور انجاميد. ولي زندان و تبعيد نتوانست نظر امام را از مسئله فلسطين برگرداند. امام راحل داراي شخصيت عرفاني بود و بسياري از مسائل را با ديدة دل درك مي‌كـرد. بـه ايـن ترتيـب پرچم فلسطين همواره در كنار پرچم كشورش ـ ايران ـ در اهتزاز ماند.

امام مي‌دانست كه غرب استعمارگر با وجود اشغال بيت‌المقدس در مدتي نزديك به دويست سال، در جريان جنگهاي صليبي عاقبت شكست خورد و ناگزير شد عقب‌نشيني كند و به سرزمينش برگردد. از اين رو دريافت كه طرح صهيونيسم همانا جنگ صليبي از نوع جديد است كه غرب آن را با سرگذشتهاي تاريخي يهود و نظريات دروغين و پوسيده پيوند داده است. اين كيان همه جايي كه غرب آن را در دل فلسطين، مركز جهان اسلام و مركز مقدسات اسلامي كاشت، مي بايست پايگاهي براي سيطره بر تمام جهان اسلام باشد. از اين رو امام پس از پيروزي، قاطعانه گفت: امروز ايران و فردا فلسطين. و فرمود: انقلاب ما تنها با آزادي فلسطين تكميل مي‌شود و آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را روز جهاني قدس اعلام كردند زيرا به خوبي دريافته بود كه توطئه بزرگي عليه قدس شريف، مركز تمدن و اديان الهي در شرف تكوين است. امام مسائل را روشن مي‌ديد و مي‌خواست اين احساس خود را درباره خطر صهيونيسم به تمام مسلمانان و مستضعفان جهان منتقل كند. امام معتقد بود كه مسأله فلسطين علاوه بر جنبه اسلامي، براي امنيت ملي ايران هم اهميت دارد و صهيونيسم تمام جهان اسلام را تهديد مي‌كند. از اين رو ديديم كه 40 هزار مستشار آمريكايي را از ايران بيرون راند و نفت را از اسرائيل و آفريقاي جنوبي قطع كرد. امام اين بود كه در اين جا، كه قبلاً دشمن صهيونيستي بر آن تكيه زده بود سفارتي براي فلسطين برپا داشت. امام فرزانه عصر خود بود و از مسائل زمان و غمهاي ملت خود و ملل دنيا بيش از ديگران آگاهي فراوان داشت زيرا به ملكوت الهي نزديك بود.

حضور: پيروزي انقلاب اسلامي بطور كلي در روند تحولات مبارزات مردم فلسطين چه نقشي داشته است؟

زواوي: بي‌ترديد انقلاب اسلامي در ايران رويداد محلي و منطقه‌اي نبود بلكه رويدادي بين‌المللي بود كه آثارش از منطقه‌اي معين و ملتي مشخص، بسيار فراتر رفت و ارزشهاي بسيار والايي را در جهان جان دوباره بخشيد و توانست عرصه‌هاي وسيعي براي خود در آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين بيابد، حتي به اروپا و آمريكاي شمالي هم راه پيدا كرد. اين عجيب نبود چراكه انقلاب اسلامي ارزشهاي اسلامي را زنده كرد و به آنها حيات دوباره‌اي بخشيد و سعي كرد تهمتهاي ناروايي را كه به دامان اسلام چسبيده بود بزدايد و اسلام را در خور حل مشكلات بشريت و مسائل جهان معاصر ارائه كند. اين انقلاب مي‌تواند آينده‌اي در خور امت مسلمان و ملل مختلف دنيا پي‌ريزي كند و آنها را از چنگال قهر و ستم استعمار خارجي برهاند. طبعاً اهميت مسأله فلسطين براي اين انقلاب روشن است از اين رو مباني انقلاب اسلامي و ارزشهاي جهادي آن و پيوند آنها با مسئله فلسطين روز به روز در ميان فرزندان فلسطين به خاطر رنجي كه از صهيونيسم كشيده‌اند رو به فزوني است. ايمان به پيروزي و توكل برخدا و تكيه بر جهاد و شهادت در ميان فرزندان فلسطين به ويژه پس از شكست اسرائيل در لبنان به دست حزب‌الله و جنبش مقاومت ملي و اسلامي، رشد پيدا كرده و قوت بيشتري يافته است. آرمانهاي امام و پيروزي انقلاب باعث شدند كه اميد ما به آزاد كردن سرزمين‌مان و مقدساتمان تقويت شود. به ويژه كه تجربه‌هاي طولاني ما با جامعه بين‌المللي و سازمانها و طرحهاي قديم و جديد آن، چندان به كارمان نيامدند و ما را حتي يك گام به هدفمان نزديك نكردند. بلكه بر شرارت دشمنان ما افزودند و اشكال تهاجم و طرحهاي توسعه‌طلبانه دشمن را افزايش دادند. دشمن صهيونيستي تمام ارزشها و معيارها را ناديده گرفته و به هيچ فشاري در سطح بين‌المللي هم گردن نمي‌نهد. جز جهاد و شهادت بر ايمان راهي باقي نمانده، با آنكه اين مهم هزينه‌ها و دردهاي خود را دارد. به هر حال اينها همه از تأثيرات امام راحل و انقلاب اسلامي بود.

حضور: اصولاً آنچه امروز از طرف سازمانهاي جهاني به عنوان كشور فلسطين به رسميت شناخته شده بخش اندكي از فلسطين واقعي است. به عقيده شما چه مشكلاتي براي فلسطين امروز به عنوان يك كشور وجود دارد و در برابر جنايات مداوم صهيونيستها و عدم تمكين آنان به قطعنامه‌هاي سازمان ملل مسلمانان چه وظيفه‌اي دارند؟

زواوي: بايد توجه داشت كه فلسطين سرزمين اسلامي مقدسي است. اين سرزمين نه فقط به مردم فلسطين، بلكه به تمام مؤمنان به قدسيت فلسطين تعلق دارد. از اين رو هيچ كس نمي‌تواند از دست رفتن حتي يك وجب از خاك آن را ناديده بگيرد. اينجا بايد به گفته مرحوم سلطان عبدالحميد در پاسخ هرتسل (پايه‌گذار صهيونيسم) اشاره كرد كه وقتي هرتسل به او پيشنهاد كرد تمام بدهي‌هاي عثماني را پرداخت كند و در مقابل اسكان يهوديان در فلسطين او را نيز غرق پول كند، آن سلطان در پاسخ گفت: اگر تمام طلاي دنيا را به من بدهي حتي يك وجب از اين خاك مقدس را به تو نخواهم داد. در پس اين، دشمن صهيونيستي روابط خود را با كشورهاي غربي و در رأس آنها انگلستان استحكام بخشيد و انگلستان چندي بعد، يعني از 24/7/1922 قيوميت فلسطين را برعهده گرفت. بايد دانست كه صدور وعده شوم «بالفور» در 2/11/1917 بخشي ناگسستني از وظائف دولت قيموميت بود و بر تأسيس وطني ملي براي يهوديان در فلسطين اشعار مي‌داشت. همچنين بايد از ناكامي غرب در سيطره بر اماكن مقدس اسلامي و عقب‌نشيني وي از سرزمينهاي اسلامي پس از اشغال دويست ساله آن ياد كرد. ولي غرب پس از آن صهيونيسم را پرورش داد و توصيه كنفرانس لندن ـ كه نخست‌وزير انگليس در سال 1907 باني آن بود ـ را پذيرفت، كه تأكيد داشت براي رسيدن به هدف، بهترين راه تشكيل مانعي بشري و قدرتمند در قسمتي از خاك منطقه است، يعني همان جا كه اروپا را به جهان كهن و به درياي مديترانه متصل مي‌كند. اين منطقه كه در نزديكي كانال سوئز قرار دارد مي‌تواند با ملل منطقه دشمن و با كشورهاي اروپائي دوست باشد و منافع آنها را پاس بدارد. اين امر در سال 1948 در سرزمين فلسطين محقق شد و به اين معني كه جهان غرب به يهوديان كمك كرد تا نظام صهيونيستي را در خاك فلسطين پي‌ريزي كنند. و به اين شكل به روياها و دعاوي تاريخي دروغين خود جامعه عمل بپوشاند. با اينكه قرارداد ظالمانه سازمان ملل متحد مبني بر تقسيم فلسطين در 29/11/1947، تنها 56 درصد از خاك آن را به دولت يهودي اختصاص داده بود ـ يهوديان در آن موقع تنها 6درصد خاك فلسطين را در اختيار داشتند ـ و44 درصد باقيمانده را به فلسطينيان واگذار كرده بود، ولي دشمن صهيونيستي بيش از 78 درصد از خاك فلسطين را اشغال و اشغال خود را در ژوئن 1967 كامل كرد. و بر قسمتي از خاك مصر و سوريه چيره شده و باعث رانده شدن 800 هزار فلسطيني از كرانه باختري گرديد. اين تعداد البته غير از آوارگان رانده شده از فلسطين در سال 1948 بود. هم اكنون نظام صهيونيستي داراي مدرن‌ترين و نيرومندترين سلاحهاي نظامي در جهان است و به گفته مسؤولان آن انبار سلاحهاي هسته‌اي آنان مشتمل بر 400 كلاهك هسته‌اي است و اين البته غير از موشكها و ضد موشكها و سلاحهاي شيميائي و بيولوژيكي و ميكروبي اوست. با اين همه از ترس فعاليتهاي هسته‌اي صلح‌آميز ايران همه جهان را به كمك خوانده است. در اين دعواي باطل همه قدرتهايي كه او را تا به امروز با اسلحه و دلارهاي ميلياردي شان سرپا نگهداشته‌اند، حمايت مي‌كنند. اسرائيل وحاميانش فراموش مي‌كنند كه كشورهاي عربي بالاتفاق در كنفرانس سران بيروت در ماه سوم سال 2002 به او پيشنهاد داده‌اند كه در مقابل به رسميت شناختن كامل، نيروهاي خود را از سرزمين اشغال شده عرب ( از جمله جولان و مزارع شبعا) و ساير اراضي فلسطين بيرون ببرد و بعد از برچيدن شهركهاي صهيونيستي و بازگشت آوارگان و ساير اراضي فلسطين كه قطعنامه بين‌المللي 194/48 بر آن تأكيد دارد، دولت مستقل فلسطين به پايتختي قدس را به رسميت بشناسد. ولي اسرائيل با بي‌اعتنايي به اين همه، بار ديگر كرانه باختري و نوار غزه را اشغال مي‌كند و به كشتار ملت ما ادامه مي‌دهد و تمام زيرساختهاي دولت ما را از بين مي‌برد و بيش از يك ميليون درخت زيتون و مركبات را از ريشه درآورد، ميليارها دلار خسارت مي‌زند و تازه بعد از اينهمه نقش يك قرباني را در مقابل جهانيان بازي مي‌كند در حاليكه همچنان به جنايت خود ادامه مي‌دهد. بدون ترديد اين دشمن سعي مي‌كند بين ملل عرب و مسلمان شكاف ايجاد كند و اين را قبلاً امام راحل خوب درك كرده بود و فرمود: اگر هر مسلمان يك سطل آب بر روي غده سرطاني اسرائيل بريزد قطعاً از بين خواهد رفت.

حضور: شما در بخشي از صحبتهايتان به تلاش اسرائيل در ايجاد شكاف در بين كشورهاي اسلامي و گروههاي اسلامي اشاره كرديد. مي‌دانيم كه طبق تئوري بن گوريون(از پايه‌گذاران نظام صهيونيستي) اختلافات بين ملل عرب و ملل اسلامي بهترين استراتژي براي دولت يهود است. سؤال اينجاست كه با توجه به تلاشهاي بزرگان جهان اسلام بخصوص امام خميني در جهت حفظ وحدت به عنوان جوهره پيروزي در همه عرصه‌ها، بويژه در مسئلة فلسطين، آيا فلسطين از درون هم به سوي وحدت پيش مي‌رود يا نه؟

زواوي: در كل اكنون ما به سوي وحدت رهسپاريم و تصميم داريم عوامل ضعف را از صفوف خود بيرون كنيم. ما همچنان بر جهاد پافشاري مي‌كنيم به قدرت ايمان خود نيز اعتقاد داريم و اين وجه مشترك همة ماست و اين خود نشان از وحدت در درون محسوب مي‌شود. ما به وعده الهي كه فرمود: «وَ كانَ حقاً عَلَينا نَصرُ المُومنين» و همچنين به قول پيامبر(ص) كه فرمود:‌ «شام را از العريش تا رود فرات بر شما خواهد گشود و مردان و زنان و كنيزكان‌تان تا روز قيامت در نبرد هستند» اعتقاد راسخ داريم. پيامبر اسلام از سرزمين ما عروج كرد و شاهد پيامبراني چون عيسي، موسي، يعقوب، يوسف، اسحاق است. اين نعمت و بركتي است كه خداوند تنها به ملّت ما ارزاني داشته. پيغمبر اسلام فرمود:« هركس بخواهد به بقعه‌اي از بقاع بهشت نظر كند، به بيت المقدس نگاه كند.» به هر شكل اينها الگوهاي وحدت ما را تشكيل مي‌دهند. هرچند كه صهيونيستها به شدت به دنبال گسستن آن هستند.

از آنجايي كه امام خميني ادامه دهنده راه صالحان بود و كلام او برگرفته از روح قرآن است ما علاوه بر تلاش در جهت ايجاد وحدت بين گروهها در داخل، سعي داريم كشورهاي اسلامي را نيز به وحدت دعوت كنيم چراكه ما هر شكستي كه تاكنون تجربه كرديم و هر امتيازي كه اسرائيلي‌ها از ما گرفته‌اند ناشي از تفرقه بين خودمان بوده. اما بايد گفت كه اسرائيل براي از بين بردن بنيان اين وحدت تلاش بسياري چه در بين گروههاي فلسطيني و چه در جوامع بين‌المللي و يا سازمانهاي بين‌المللي انجام مي‌دهد. اما استراتژي كلي ما اين است كه به سوي وحدت حركت كنيم هرچند كه هنوز از ايده‌آل‌مان فاصله داريم.

حضور: اخيراً يكي از توطئه‌هايي كه با نظر آمريكا و اسرائيل طراحي شده «نقشه راه» است كه صحبتهاي زيادي در محافل سياسي از آن مي‌شود. توضيح بفرمائيد كه اساساً اين طرح چه هست؟ چگونه به وجود آمد؟ و آيا اين طرح مي‌تواند منافع واقعي ملت فلسطين را تأمين كند؟

در ابتدا بايد بگويم كه ما فلسطيني‌ها تجربه‌هاي فراواني را از سر گذرانده‌ايم، صدها هزار شهيد و اسير و معلول داده‌ايم و تجربه پناهندگي، فرار و محروميت از تمام نقاط دنيا درسهايي به ما داده كه فهمشان براي كساني كه آنها را تجربه نكرده‌اند دشوار است.

نقشه‌هاي فريبكارانه دشمن صهيونيستي و هم پيمانانش و طرحها و پيشنهادهاي رنگارنگي كه برما عرضه شده كم نبوده به طوري كه هنوز هم زنگ خطرشان در گوشمان طنين انداز است. خوب است كه به عنوان مثال به تعدادي از آنها اشاره كنم:

پس از شكست سال 1948: كميسيونهاي تحقيق، كتابهاي سفيد، كميته كينگ براين، كميته شاو، كميته جان سيمپسون، طرح لودرميلك، كنفرانسهاي لندن و پاريس؛ اصول كندي، اصول جانسون، طرح راجرز، قطعنامه‌هاي 242، 338 شوراي امنيت و دهها قطعنامه بعدي، طرحهاي آلون وايبان و ملك حسن (1969)، و بيانيه 9 دولت بازار مشترك اروپا، بيانيه شوروي و آمريكا، بيانيه ونيز، قطعنامه شوراي اروپا در لوزامبورك، طرح ريگان، طرح فاس، طرح برژنف، طرح ملك حسين(1984)، كنفرانس ژنو، قراردادهاي اسلو، شرم الشيخ، طابا، واي ريور، كمپ ديويد دوم، و سرانجام اقدام كنوني طرح نقشه راه بوش كه از آمريكا شروع شد و بعد از موافقت سازمان ملل و اتحاديه اروپا و روسيه جنبة بين‌المللي پيدا كرد.

پيش از اين كه به اين طرح بپردازم، مايلم از مقام رفيع علمي و فرهنگي ملت ما و تجربه مبارزاتي طولاني آن ياد كنم. مبارزه ملت ما در طول صدسال اخير هيچگاه متوقف نشده و فرزندان ملت ما هيچگاه از مبارزه مأيوس نبوده‌اند. و از اين بابت خدا را شكر مي‌كنيم زيرا ما با ماهيت اين كشمكش و دول ذينفع در آن ـ ذينفع در ادامه و يا توقف آن ـ خوب آشنا هستيم.

به عقيده من دو طرح وجود دارند كه در يك راستا عمل مي‌كنند و در يك راستا مكمل يكديگرند. طرح اصلي كه همان طرح غربي است و مي‌خواهد بر جهان اسلام و ثروتها و امكانات آن مستولي شود تا بتواند از آنجا بر تمام جهان مسلط گردد و ديگري طرح تابع (طرح صهيونيستي) كه تلاش مي‌كند طرح اصلي را در رسيدن به اهدافش ياري نمايد. مطمئناً توهم تناقض بين اين دو طرح و ابزارهاي اجرايي آنها ما را از نبرد سختي كه براي محافظت از سرزمين و ملت و مقدساتمان داريم، منصرف نمي‌كند. به طرح «نقشه راه» بايد از اين زاويه نگاه كرد. اين طرح مي‌گويد كه دولت مستقل فلسطين تا سال 2005 يعني تا دو سال ديگر تشكيل خواهد شد. و بند اول آن خواستار پايان اعمال خشونت‌آميز (يا به تعبيري پايان انتفاضه) است و بر پايان عمليات شهرك‌سازي و حمله به شهروندان غيرنظامي و اجراي انتخابات در فلسطين براساس قانون اساسي فلسطين مصوب مجلس قانونگذاري فلسطين تأكيد دارد. دشمن با اين بند سعي دارد جنگ داخلي در فلسطين برپا كند. ولي رهبري فلسطين توانست آتش بس 3 ماهه را برقرار كند و به اين شكل از يك سو شكست طرح را به گردن دشمن بگذارد و از سوي ديگر نقشه دشمن را براي ايجاد جنگ داخلي در صفوف ملت فلسطين نقش برآب سازد چرا كه چنين جنگي، هم به حكم اخلاق و هم به حكم دين ما، حرام است.

ما مي‌دانيم كه دشمن در پي راه صلح مسالمت‌آميزي كه منجر به تشكيل دولت مستقل فلسطيني شود، نيست. بلكه مي‌خواهد با جنگ داخلي، احتمال برپايي چنين دولتي را ناممكن سازد. مي‌خواهد با اين طرح ما به دست خودمان، خودمان را از بين ببريم. اما تجربه گذشت ده سال از قرارداد اسلو كافي است تا بفهميم با دشمن مكاري سرو كار داريم كه روياي ديريني در سر دارد و آن برپايي دولتي است كه از فرات تا نيل امتداد دارد. تجربه كمپ‌ديويد دوم نشان داد كه دشمن صهيونيستي در پي سيطره بر مسجد مبارك الاقصي است و مي‌خواهد معبد سليمان را بر ويرانه‌هاي اين مسجد بنا كند و آنچه در اين مهم ياري‌اش مي‌دهد، هم پيماني‌اش با مسيحيت صهيونيستي در آمريكا است، يعني همان مسيحيتي كه اعتقاد دارد كه برپايي اسرائيل در فلسطين وعده الهي است و انهدام مسجدالاقصي و برپايي مجسمه سليمان بر ويرانه‌هاي آن ضرورتي براي بازگشت حضرت مسيح(ع) از آسمان و فرمانروايي يهوديان بر اين منطقه به مدت هزار سال است و از اين قبيل خرافات كه تعدادي از رؤساي جمهور آمريكا از جمله بوش و همفكران كنوني‌اش از آن دم مي‌زنند.

حضور: اشاره كرديد كه اين طرح از آمريكا شروع شد. بفرماييد باني اصلي آن چه كسي بود و اين طرح به كداميك از گروههاي فلسطيني يا چه شخصي پيشنهاد شد و از زمان شروع تاكنون چه قسمتهايي از آن به مرحله اجرا درآمده است؟

زواوي: اين طرح توسط كلينتون رئيس‌جمهور وقت آمريكا در سال 2000 به شخص رئيس ياسرعرفات پيشنهاد شد كه مسجدالاقصي از آن شما باشد و مناطق پائين آن را در اختيار يهوديان قرار دهيد و چون ياسرعرفات پيشنهاد را نپذيرفت او را چنين تهديد كرد:

1. من آخرين رئيس‌جمهور آمريكا هستم كه با تو در كاخ سفيد ملاقات مي‌كند.

2. بايد در انتظار اين باشي كه باراك و شارون دست به يكي كرده و عليه تو بجنگد و ما هم طبق اتحاد استراتژيك خود با اسرائيل و در كنار آنها خواهيم بود.

3. همه كمكهاي خود را به شما قطع مي‌كنيم.

4. شما را در ليست سياه تروريسم جا مي‌دهيم.

5. به هم پيمانان خود دستور مي‌دهيم از شما رو برگردانند و شما را بيشتر در فشار گذارند.

6. كاري مي‌كنيم كه سفارت ما به شهر قدس منتقل شود.

7. منتظر باشيد شارون نيم ميليون فلسطيني را آواره كند، به طوري كه علاوه بر آوارگان قديم، دردسر تازه‌اي برايتان ايجاد شود.

8. درست است كه در اين صورت به يك قهرمان تبديل مي‌شوي ولي در منطقه هيچ رژيمي حاضر به همكاري با تو نخواهد شد.

الان ما به خوبي مي‌بينيم كه تهديدات كلينتون عيناً در سرزمين ما پياده شده است. نمي‌توان باور كرد كه دشمن تمام شهرها و روستاهاي ما را از بين ببرد و تأسيسات و زيرساختهاي ما را نابود و رهبران ما را ترور كند و حدود 8000 نفر از قهرمانان ما را در بند بكشد. و اراضي ما را مصادره كند و ديواري به طول 350 كيلومتر بين شهرها و روستاهاي ما بكشد. آن وقت حاضر باشد ما دولتي برخوردار از حق حاكميت براي خود داشته باشيم و با ما و برادران ما در جهان عرب و اسلام به حالت همزيستي زندگي كند. چطور مي‌توان باور كرد كسي كه شهرهاي كاملي به نام شهركهاي مهاجرنشين در خاك ما بنا كرده (182 شهرك به اضافه 220 شهرك پراكنده ديگر)، حاضر خواهد شد به راه‌حلهاي بين‌المللي گردن بنهد. و اين شهركها غير از 220 سد خاكي است كه بين شهرها و روستاهاي فلسطيني كشيده تا ملت ما را وادار كند كه يا در برابر اين وضع مقاومت كند، يا دردهايش را بپذيرد يا از سرزمين فلسطين برود. واقعيت اين است هدف دشمن صهيونيستي هم اين است. مي‌بينيم كه بوش رئيس‌جمهور آمريكا ديوار را مشكلي قلمداد مي‌كند و شهرك‌سازي را مانعي در راه صلح مي‌شمارد، ولي فقط به همين بسنده مي‌كند زيرا از اين مي‌ترسد كه شارون ولابي صهيونيستي در آمريكا كاري بكنند كه او در انتخابات آينده رياست جمهوري آمريكا شكست بخورد.

حضور: با توجه به اينكه يكي از بندهاي طرح «نقشه راه» تشكيل دولت مستقل فلسطيني تا سال 2005 است آيا نقاط روشني در اين طرح وجود دارد كه براي مردم فلسطين مفيد باشد؟

زواوي: طرح نقشه راه درست است كه طرحي آمريكايي است ولي به سبب اينكه در سازمان ملل، اتحاديه اروپا و روسيه مورد ارزيابي واقع گرديد و جنبه بين‌المللي پيدا كرده است. اگر اين چهار تأييد كننده بخواهند صادقانه به تعهدات خود عمل نمايند و رژيم صهيونيستي را در فشار قرار دهند و آن را وادار به پذيرش آن نمايند علي‌القاعده بايد به تأسيس دولت مستقل فلسطيني بيانجامد، يعني آنچه آرزوي ماست. اما با اين همه و به واسطه تجارب گذشته و رفتار اين كشورها با نظام صهيونيستي كه اغلب مثبت و در جهت مداراي با آنها بوده چندان به تشكيل دولت مستقل فلسطيني خوش بين نيستم.

حضور: گروههاي مبارز فلسطيني امروز كدامها هستند؟ مباني فكري آنها چيست و چه وجوه مشابهي دارند؟

زواوي: نخست بايد بگويم كه همة رزمندگان فلسطيني برپايي دولت فلسطين و برخورداري از حق حاكميت به پايتختي قدس شريف را قبول دارند، آن هم بعد از برچيدن تمام شهركهاي صهيونيستي و رفتن شهرك نشينان و بازگشت آوارگان فلسطيني براساس قطعنامه شماره 194 سازمان ملل متحد. از اين رو آتش بس فعلي توافقي است براي اينكه راه حل بين‌المللي بتواند فرصت اجرا بيابد. و ما الحمدالله به عنوان فلسطيني يد واحده و دل واحد هستيم و همه ما به خوبي از قدمي كه بر مي‌داريم آگاهيم و در دل همه كارهايمان به پشتيباني ملت خود و وحدت ملي آن وابسته هستيم. وحدتي كه دارايي گرانبها و ارزشمند ما محسوب مي‌شود. از سوي ديگر نيز وحدت مسلمين و حمايت كشورها و ملل دوست نيز ما را دلگرم مي‌كند. اما مسئله هويت رزمندگان فلسطيني پايه‌اش مسائل مشترك و اهداف هماهنگ است و اين رزمندگان صرفنظر از اين كه چه مذهبي باشند يا قومي يا ملتي، همه اكنون مشغول فعاليت براي آزادسازي سرزمين فلسطين و پاسداري از شخصيت انسان مظلوم در اين سرزمين هستند.

حضور: هدف اين ديواركشي اخير صهيونيستها چيست؟

زواوي: هدف اين ديوار تصرف اراضي جديد و جلوگيري از برپايي دولت مستقل فلسطيني است. طول اين ديوار 350 كيلومتر و ارتفاعش در حدود 5 متر و از بتون آرمه ساخته شده و با سيمهاي خاردار و تجهيزات الكترونيك و خندقهاي عميق مجهز است. همه اينها باعث مي‌شوند كه تأسيس دولت فلسطيني مستقل به مثابه يك رويا جلوه كند.

حضور: به نظر شما با توجه به ديدگاههاي امام خميني در مورد فلسطين اين اقدامات و توطئه‌هاي ديگر بخصوص طرح «نقشه راه» چه تأثيري بر آرمان مردم فلسطين خواهد گذاشت؟ آيا آرمان مردم فلسطين به اين ترتيب توسط آمريكا و اسرائيل و حاميان آنها به پايان خود نزديك مي‌شود؟

زواوي: سازش در قاموس امام راحل جايي نداشت. چون سرزمين فلسطين سرزمين اسلامي مقدسي است و نمي‌توان از يك وجب آن صرفنظر كرد و اينكه اسرائيل غده‌اي است سرطاني و ناگزير بايد از بين برود. بي‌ترديد همه اينها صحيح است زيرا امام چنانكه مي‌دانيد به راه‌حلهاي مرحله‌اي يا جزئي اعتقادي نداشتند. و معتقد بودند كه امريكا و قدرتهاي بزرگ نمي‌خواهند كاري براي فلسطين بكنند. چنانكه برايتان گفتم مسئله فلسطين تلاقي بين دو طرح اروپايي ـ آمريكايي در شكل وسيع آن از يك جهت و طرح صهيونيستي از طرف ديگر است. غرب، مي‌خواهد بر جهان اسلام چيره شود و در روياي يهوديان فرصت خوبي براي برپايي رژيم اسرائيل در فلسطين است. آنها همين را براي برپايي «اسرائيل بزرگ» از فرات تا نيل مستمسك قرار داده‌اند. اين هدف احتياج به نيروي نظامي يا سلطه اقتصادي دارد، يعني ابر اسرائيل ـ مقصودم از اسرائيل بزرگ ـ آن است كه با نيروي نظامي محقق مي‌شود. اما مقصود از «ابر اسرائيل نيرويي است كه نه فقط با شيوه‌هاي نظامي بلكه با شيوه‌هاي ديپلماتيك و علمي و اقتصادي بر جهان مسلط مي‌شود. هر كس بخواهد از نقشه‌هاي دشمن براي آينده و اتحاد استراتژيك بين آمريكا و نظام صهيونيستي سردر بياورد بايد نگاهي به عراق بياندازد و درباره كشيدن نقشه ديگري براي منطقه فكر كند، نقشه «خاورميانه جديد» كه شيمون پرز به تفصيل در كتابش ـ كه به فارسي هم ترجمه شده ـ توضيح داده است.

ضمناً از تلاش شما براي حفظ و گسترش آثار و اهداف امام و انتقال آنها به كشورهاي اسلامي و معرفي هرچه بهتر اين شخصيت عظيم براي همه دوستداران آزادي، تحسين و تشكر مي‌كنم و با اغتنام فرصت به رهبري معظم انقلاب حضرت آيت الله العظمي سيدعلي خامنه‌اي، جانشين امام و حافظ راه او درود مي‌فرستم و براي ملت ايران كه امام راحل عشق به آنان را در قلوب ما كاشت، همچنان كه عشق به مردم فلسطين را در قلوب ايرانيان پديد آورد، آرزوي توفيق و سربلندي دارم.