مجلات >ديدار آشنا>شماره 50

واژه‌شناسي

محمد فولادي

گفتمان

واژة «گفتمان» يا (Discourse) از ريشة فعل يوناني (Discurrere) به معناي حركت سريع در جهات مختلف گرفته شده است: (Dis)، يعني در جهات مختلف و (Currere) يعني دويدن يا حركت سريع. اين واژه در زبان‌شناسي به معناي گفتار و نوشتار به كار مي‌رود.
اما در اصطلاح، نخستين بار «تحليل گفتماني» را «زليك هريس» زبان‌شناس انگليسي به كار برد. تحليل گفتماني، شامل تحليل ساختارِ زبان گفتاري مانند گفتگوها، مصاحبه‌ها، سخنراني‌ها و نظاير آن و تحليل متن، شامل تحليل ساختاري زبان نوشتاري مانند مقاله‌ها، داستان‌ها و گزارش‌هاست. اين اصطلاح در نظر زبان‌شناسان دو معناي متفاوت دارد:
گروهي معتقدند كه تحليل گفتماني، شناخت رابطة جمله‌ها با يكديگر و نگريستن به كل آن چيزي است كه نتيجة‌ اين روابط است. براساس اين تعريف، برخلاف تحليل‌هاي سنتي زبان‌شناسانه، ديگر صرفاًً با عناصر نحوي و لغوي جمله يعني زمينة متن سروكار نداريم، بلكه فراتر از آن، به عوامل بيرون متن يعني بافت و موقعيت فرهنگي اجتماعي نيز بايد بپردازيم. بنابراين، تحليل گفتماني چگونگي تبلور و شكل‌گيري معنا و پيام واحدهاي زباني را در ارتباط با عوامل درون زباني، زمينة متن و نيز كل نظام زباني وعوامل برون زباني نظير زمينه‌ اجتماعي، فرهنگي بررسي مي‌كند.
بنابراين، در ديدگاه نخست، تحليل گفتماني را بررسي و تحليل واحدهاي بزرگ‌تر از «جمله» تعريف مي‌كنند و در ديدگاه دوم، تحليل گفتماني را حاصل چرايي و چگونگي استفاده از زبان مي‌دانند. ديدگاه اول، به شكل و صورت متن توجه دارد كه صورت‌گرا و ساخت‌گراست و ديدگاه دوم، به نقش و كاركرد متن توجه دارد كه كاركردگرا شمرده مي‌شود.