| مجلات >ديدار آشنا>شماره 50 |
ابوالفضل عليدوست ابرقويي
«ديل كارنگي» در كتاب معروف «آيين زندگي» يكي از راههاي مقابله با نگراني و اضطراب
را پرداختن به كار ميداند. اين نكته مبتني بر اين اصل است كه هرگاه خود را به طور
منطقي و معقول مشغول سازيم، اصولاً براي ذهن فرصتي باقي نخواهند ماند كه به مسائل
اضطرابانگيز و نگران كننده بپردازد. اگر چه برخي از راهكارهايي كه نويسنده در
كتاب مذكور براي پيروزي بر نگراني و نيز استمرار زندگي در كشوقوسهاي نگران كنندة
جهان ماشيني امروز ارائه ميكند، برخاسته از فرهنگ خاص محيط نويسنده است؛ اما
نميتوان از برخي راهكارهاي زيبا از جمله راهكاري كه اشاره شد بيتفاوت گذر كرد.
برخي از راهكارهاي ارائه شده، اصولاً فراتر از فرهنگ و ملتي خاص است.
بي جهت نيست كه ظرف چندسال، بيش از يك ميليون نسخه از اين كتاب تنها به زبان
انگليسي به فروش رسيد. ترجمه به ساير زبانها را هم بايستي به موفقيت اين كتاب
اضافه كرد.
وقتي راه حل «ديل كارنگي» را براي پيروزي بر نگراني و اضطراب خواندم، اگرچه برايم
تازگي داشت، اما ضمناً قدري از خودم خجالت كشيدم؛ زيرا قبل از آنكه با كتاب او آشنا
شوم و از افاضات او مستفيض گرديده باشم، جملهاي از مولاي متقيان را در گوشة ذهنم
داشتم كه فرمود: «كار، بزرگترين تفريح است.»
مگر معناي اين جملةكوتاه غير از آن است كه هرگاه خود را به صورت معقول به كاري
مشغول بسازيم، جلو تهاجم اضطراب و تشويش خاطر را گرفتهايم؟
چرا دوست ميداريم همواره ناني را كه در سفرة خانه داريم، از دست اين و آن به قرض
بگيريم و عروس خودمان را با لباس عاريتي بزك كنيم؟ ياد خواجة شيراز به خير كه سرود:
سالها دل طلب جامجم از ما كرد آنچه خود داشت، ز بيگانه تمنا ميكرد
تابستان از راه رسيده و براي دانشآموزان و دانشجويان فرصتي فراهم شده تا چند ماه
را به دور از مشغلههاي معمول زندگي به تنوع بگذرانند.
اگر تابستان را ايام بيكاري به حساب آوريم، بايستي بر طبق آنچه در ابتداي اين
نوشتار آمد، رد پاي نگراني و اضطراب را در ذهن و انديشة دانشآموزان و دانشجويان
سراغ بگيريم.
بهتر است اين چندماه را ايام فراغت و بيكاري نام نگذاريم، «ايام تنوع و بازسازي»
عنواني است كه معقولانهتر و منطقيتر مينمايد.
چگونه ميتوان از اين چندماه استفادة بهينه كرد، تا از يكسو بر تجربيات و
اندوختههاي خود اضافه كنيم و از سويي متفاوت از ماههاي گذشته براي پرداختن به
فعاليتهاي ماههاي آتي انرژي ذخيره كنيم؟
اولين و مهمترين اقدام در اين زمينه طراحي يك برنامه است تا كارهاي را براساس
«توان»، «ابزار» و «فرصتهايي مشخص» به پيش ببريم.
در مقالة ماه گذشته به تفصيل در زمينة برنامهريزي مطالبي گفته شد. تكرار آن ضروري
نيست، در عين حال بيان اين نكته ضروري است كه برنامهريزي به معناي طرحي است كه
حركت از وضع موجود به وضع مطلوب را متناسب با ابزارها و توانمنديها نشان ميدهد.
شاخصهاي اين تعريف را شناخت وضع موجود، نگاه به وضع مطلوب و ايدهآل و بررسي
ابزارهاي مورد نياز تشكيل ميدهند.
حركت بدون برنامهريزي چه در طرحهاي كلان فرهنگي، اقتصادي و چه در برنامههاي فردي
مانند تحصيل و برنامهريزي براي تعطيلات تابستان، نوعي حركت در شكل آزمون و خطا
خواهد بود، نه حركتي جهتدار.
مهمترين برنامههايي كه ميتواند يك تابستان موفق را رقم بزند، در چند محور قابل
ترسيم است:
محور اول:
مسافرت از جمله اقتضائات هر سن و سال، خصوصاً مقطع نوجواني وجواني است. تنوعي را كه
از اين طريق در زندگي روزانه حاصل ميشود با هيچ چيز ديگر نميتوان معامله كرد.
در گذشتههاي نه چندان دور، فلسفة مسافرت و سفر نوعي كسب تجربه و ازدياد آگاهيها
و اطلاعات بوده است. پيادهروي در بيابان و كوه و دشت بر يافتههاي تجربي و علمي
افراد ميافزود و مسافر در حقيقت خوشهچين كلاس طبيعت ميشد.
آنچه دانشآموزان ما امروزه در كتابهاي تاريخ و جغرافي به صورت تئوري ياد
ميگيرند، مسافران قديم در كلاس طبيعت ميآموختند و بيترديد ميان اين دو نوع
آموخته تفاوتهاست.
قرآن كريم فلسفة سفر و مسافرت را عبرت از گذشتگان ميداند. عبرت به معناي عبوري است
كه همراه با تأمل و دقت باشد. متأسفانه اين فلسفه در مسافرتهاي امروزي لابهلاي
برخي حواشي گم شده است.
در عين حال فرصت مسافرت را نبايد از دست داد و نيز دستيابي به فلسفة سفر را. در
مسافرت به خطة شمال بايستي از درختان جنگلي درس پايداري و استقامت آموخت و از
كوهها درس صلابت و وقار؛ در سفر به مناطق مركزي بايد از كوير، درس صداقت و يكرنگي
آموخت و در سفر به شيراز و تخت جمشيد از كاخهاي ويران شده، درس بيوفايي دنيا و
مناصب شاهانه را بايد به خاطر سپرد.
چنانچه دفترچهاي همراه داشته باشيد و خلاصهاي از احساسات و يافتههاي روزانة خود
در آن يادداشت كنيد، همواره گنجينهاي از احساس را به همراه خواهيد داشت؛ دفترچهاي
كه خاطرات خوش سفر را برايتان تداعي خواهد كرد.
محور دوم:
شركت در كلاسهاي مفيدي مانند حسابداري، آموزش رايانه، فتوشاپ، گلدوزي، خياطي،
امداد كه از سوي مراكز تدارك ديده ميشود، مفيد است.
در ايام تابستان معمولاً دو گونه مراكز در اين زمينه فعاليت ميكنند:
اول: مراكز خصوصي كه طبعاً سودآوري وجهة همت آنهاست. هزينة شركت در كلاسهايي كه
از سوي اين مراكز گذاشته ميشود، معمولاً بالاست، در عين حال نميتوان ارزش
آموزشهاي آنها را ناديده گرفت.
دوم: مراكزي مانند كانونهاي فرهنگي تحت نظر آموزش و پرورش، كانونهايي كه زيرنظر
هلالاحمر فعاليت ميكنند و ساير مراكز نيز برنامههاي مختلف آموزشي تهيه ميكنند.
فعاليت اين مراكز اگرچه حالت نوعي «توليد انبوه» را مينمايد، در عين حال براي قشر
كم درآمد جامعه مفيد است. اين مراكز معمولاً براي برخي افراد خاص تخفيفي هم در
هزينهها قائل خواهند شد. دانشآموزان و دانشجويان ميتوانند در ايام تابستان به
تناسب حال و علاقه و ذوق خود در يك يا چند كلاس و دوره شركت كنند و با عنايت به
هزينة اندك اين دورهها (كه گاه تا يك دهم هزينة معمول ميباشد) دورههاي آموزشي
خاصي را به كارنامة زندگي خود اضافه كنند.
دو نكته را در اين خصوص بايد در نظر داشت:
اول: شركت در اين دورهها بايستي براساس علاقة دروني باشد؛ نه براساس اجبار و
تبليغات.
دوم: اصولاً اين دورهها طرح كلي آموزشي را ارائه ميكنند و فرصت چنداني را صرف
ريزهكاري رشتة مورد نظر نميكنند؛ لذا بهتر است كارآموز ضمن اخذ طرحهاي كلي، به
صورت فردي و حتي طي ماههاي بعد به صورت فعال و تخصصي، پيگير آموختههاي كلي خود
باشد.
به عبارت ديگر اصولاً اين دورهها طرح كلي را ارائه ميكنند، آموزش تخصصي و
حرفهاي شدن در دورهاي خاص به تمرين و ممارست بعدي بستگي دارد.
محور سوم:
سومين توصيه كه با رعايت آن ميتوان از ايام تابستان به نحوي مطلوب استفاده كرد
مطالعة كتاب ميباشد. متأسفانه در جامعة ما بنا به دلايلي كه حتي بيان رؤوس آنها
هم فراتر از اين نوشتار است، مطالعه به كتاب درسي منحصر گرديده؛ لذا سرانة مطالعه
در كشور ما بسيار اندك است. اين ميزان در تابستان كه دانشآموزان و دانشجويان با
كتاب و درس و بحث فاصله ميگيرند، كمتر خواهد شد.
از سوي ديگر به اين نكته هم بايستي توجه كرد كه فعاليت و جوشش ذهن، نسبت مستقيمي با
درگيري آن با مسائل علمي دارد، لذا اگر دانشآموز يا دانشجو در طول تابستان مطالعه
را كنار بگذارد، ذهن او دچار نوعي رخوت و سستي ميگردد و به راه انداختن آن براي
مهرماه قدري مشكل مينمايد.
بر اين اساس، مطالعة كتابهاي مورد علاقه در طول تابستان دو فايده خواهد داشت.
اول: بر اندوختههاي قبلي دانشآموز و دانشجو افزوده ميشود كه اين نكته موضوعيتي
خاص دارد و ذاتاً ارزشمند است.
دوم: ذهن را از آنكه دچار سستي و رخوت گردد، مصونيت ميبخشد و آن را همواره در حالت
آمادهباش نگه ميدارد.
تابستان فرصت بيكاري نيست؛ فرصتي است براي ايجاد نوعي تنوع در زندگي به منظور
ايجاد آمادگي براي ورود به ماههاي بعد. روزهاي طلايي پيش رويتان باد!