مجلات >فصلنامه حوزه و دانشگاه>شماره 10

بدلسازى انسان

تهيه كننده: حميدرضا شريعتمدارى

قرن بيستم شاهد رشد حيرت‏انگيز فن‏آورى در علوم پايه بوده است. رشدى كه در زمينه‏هاى كاربردى نمودى خاص يافته است. در اين ميان سهم پزشكى مضاعف وحيرت‏برانگيز است. مبالغه نيست اگر گفته شود كه‏پيشرفتهاى به دست آمده در پنجاه سال گذشته به مراتب از دستاوردهاى بشر در طى قرون گذشته بيشتر است. يكى از برآيندهاى علوم بيولوژى [زيستى] مهندسى ژنتيك است. اين فن‏آورى جديد در علم وراثت توانسته است‏بسيارى از ابعاد مبهم و پيچيده اين علم راتبيين كند.

تلاشگران اين عرصه پيش‏بينى كرده‏اند كه در سال 2010 جهان نظاره‏گر اعلام نقشه ژنيتكى بدن انسان خواهد بود. انسان بر اين اساس خواهد توانست‏بسيارى از اطلاعات بهداشتى، عوامل بيمارى و حتى امكان پيش‏بينى آينده سير بشريت را به دست آورد. اين توفيق، على‏رغم اهميت فراوانش مشكلات و مباحث اخلاقى متعددى را برانگيخته است. سرى بودن اطلاعات شخصى و اهميت آنها و اينكه چه كسى حق پرداختن به آنها را داراست از امورى هستند كه عالمان اخلاق و دين را به خود مشغول ساخته است.

جنجالى‏ترين مساله‏اى كه اخيرا در مهندسى ژنتيك مطرح شده است موضوع بدل‏سازى يا كلون كردن انسان مى‏باشد. اين موضوع تلاشى است‏خودخواهانه براى چيرگى بر مرگ و نيل به جاودانگى از راه بدل‏سازى انسان براى خويشتن يا نسل خويش.

پيشينه علمى

بدن از واحدهاى كوچكى تشكيل مى‏شود كه به آنها سلول مى‏گويند. درون هر سلولى هسته‏اى وجود دارد كه رمز حيات آن سلول در آن نهفته است. هسته بوسيله غشائى[پوسته] هسته‏اى احاطه شده است. هسته حاوى شبكه‏اى است كه از چهل و شش نوار تشكيل شده است; اين نوارها رنگ‏آميزيها را دريافت مى‏كنند، از اين‏رو به‏آنها اجسام رنگى يا كروموزوم گفته مى‏شود. بقيه مساحت‏سلول - ميان هسته و ديواره آن - آكنده از مايعى است كه به‏عنوان مايع سلولى يا سيتوپلاسم شناخته مى‏شود. كروموزومهاى چهل و ششگانه حاصل خصوصيات وراثتى بوده و در قالب واحدهايى منظم شكل يافته‏اند. هيات آنها مانند حروفى است كه كلمات را شكل مى‏دهند و اين كلمات پيامهايى را فراهم مى‏آورند كه ويژگيهاى وراثتى انسان عموما و فرد را خصوصا مقرر مى‏كنند، به‏گونه‏اى كه هيچ مانندى در ميان انسانها براى اويافت‏نمى‏شود.

تكثير سلولها از طريق تقسيم صورت مى‏گيرد، بدين صورت كه هر كدام از نوارها از درازا به دو نيم تقسيم مى‏شود هر نيمه با دريافت مواد لازم از مايع اطراف خود،به تكميل خود مى‏پردازد و اين گونه دو شبكه رنگى‏بوجود مى‏آيد كه توسط پوششى هسته‏اى پوشانده شده است.

در اينجا سوالى مطرح مى‏شود و آن اينكه اگر هر سلولى از سلول پيشين مشتق مى‏شود پس بايد همه سلولهاى بدن از سلولى اصلى ناشى شده باشند. با توجه به اينكه هر سلولى دو سلول مشابه خود را بوجود مى‏آورد، بنابراين چگونه با سلولهاى متفاوتى از قبيل سلولهاى پوستى، استخوانى، خونى و مانند آنها روبرو هستيم، اين تفاوتها با آن منشا واحد چگونه سازگار هستند؟

بدل‏سازى سنتى

بدل‏سازى عبارت است از دست‏يافتن به تعدادى نسخه مطابق اصل از گياه، حيوان يا انسان بدون نياز به تلقيح سلولهاى جنسى مذكر و مؤنث.

نسخه مطابق اصل، بگونه‏اى است كه تمام ويژگيهاى وراثتى موجود در سلولهاى موجود اصلى را داراست وموجود به دست آمده، تصوير كامل آن موجود پيشين است همچنانكه از كتابى هزاران نسخه چاپ مى‏شود، اين نسخه‏ها همه كاملا مشابه نسخه اصلى هستند.

پيشتر گفتيم كه تعيين كننده جهت تقسيم هسته و سلول به سلولهايى از همان نوع يا يك ژن كامل، همان رمز ورازى است كه در مايع سلولى يا سيتوپلاسم نهفته است. اگر سيتوپلاسم، مربوط به سلول عادى باشد گونه اول واگرسيتوپلاسم سلولى جنسى باشد گونه دوم بوجود خواهد آمد.

بنابراين اگر هسته‏اى از هر سلولى مانند سلول پوست را درون تخمكى بارور شده - بيرون از هسته‏اش - قرار دهيم، در اين صورت هسته ميهمان شروع به تقسيم در جهت ايجاد ژن مى‏كند، ژنى كه نسخه مطابق اصل خواهد بود; زيرا سلول قرار داده شده محتوى كروموزومهاى چهل وشش‏گانه موجود در سلولهاى دهنده مى‏باشد، نه چهل وشش كروموزومى كه نيمى از آن از مذكر (منوى) ونيم‏ديگر آن از مؤنث(تخمك) مى‏باشد و حامل آنها آميزه‏اى از هر دوى آنها مى‏باشد. با تكرار اين فرايند مى‏توانيم به هر تعداد نسخه مطابق اصل كه مى‏خواهيم دست پيدا كنيم.

چنين امرى در حال حاضر در مورد تعدادى محدود از موجودات زنده مانند قورباغه انجام گرفته است و چنين كارى براى تربيت‏حيوانهاى مرغوبتر بدلايل اقتصادى كمتر صورت گرفته است. هنوز در مورد انسان چنين تجربه‏اى صورت نگرفته است، اگر چه در صورت اصرار فن‏آورى علمى چه بسا در آينده چنين عملى در مورد انسان نيز تحقق پيدا كند.

بدل‏سازى جديد

اين شيوه جديد توسط هال واستيلمن در گردهمايى انجمن آمريكايى بارورى در مونترال كانادا در اكتبر 1993 اعلام شد و جنجالى بزرگ را برانگيخت زيرا اين شيوه مستقيما ژن انسان را هدف قرار داد.

پيشتر گفتيم كه تخمك بارور شده - با 23 كروموزم - چگونه سلول منوى - با 23 كروموزم - به آن رسيده و ديواره سلولى غليظ آن را مى‏شكافد و سپس دو هسته گرد هم آمده و پيوند مى‏خورند و هسته‏اى با 46 كروموزم بوجود مى‏آيد. آنگاه تقسيم هسته‏ها شروع مى‏شود; در اولين تقسيم ديواره غليظ سلولى از هم مى‏پاشد. دانشمندان كشف كرده‏اند كه اگر اين ديواره پاره نشود، هر كدام از دو سلول ناشى از تقسيم اول، سلولى اصلى خواهند بود و براى ايجاد ژن به تنهايى شروع به تقسيم شدن مى‏كنند و اين وضعيتى است كه به طور طبيعى در مورد دو قلوهاى همسان پيش مى‏آيد.

دانشمندان توانسته‏اند با استفاده از برخى گياهان دريايى ماده‏اى صنعتى بوجود آورند كه بتواند وظيفه اين ديواره سلولى را انجام دهد. پس اگر هر سلولى از سلولهاى نسل اول بوسيله اين ماده پوشانده شود - و حتى سلولهاى نسل دوم و سوم - در اين صورت سلولى اصلى خواهد بود كه به ژن تبديل خواهد شد و اينگونه نسخه‏هاى مشابه نسخه اول وجود خواهد يافت. با اين شيوه، هال واستيلمن توانستند سلولهاى نسلهاى اوليه را جدا ساخته وباديواره‏سلولى مصنوعى بپوشانند و بدين صورت از17 ژن دست نخورده به چهل و هشت ژن دست‏يافتند كه هر كدام نسخه‏اى مطابق اصل بودند. اينان در پى نهادن اين ژنها در رحم زنان برنيامدند و از ابتدا سلولهايى معيوب‏و مبتلا به سرنوشت محتوم مرگ را برگزيدند. درهر صورت براى آنان همين بس كه توانستند موفقيت تجربه و درستى روش خود را اثبات كنند.

از آنجا كه اين شيوه در حقيقت در پى ايجاد چند قلوهاى همسانى است كه به يك اصل منسوب هستند پيشنهاد ما اين است كه بر آن شيوه نام استتئام(همسان طلبى) نهاده شود.

نوآوريهاى تحقيقات استيلمن و هال عبارت است از:

- دست‏يافتن به آنزيم و موادى شيميايى كه بتواند غشاء محيط بر سلولهاى جنسى را از بين ببرد.

- دست‏يافتن به ماده‏اى صنعتى براى اصلاح ديواره سلولهاى از هم جدا شده و پوشاندن آنها به گونه‏اى كه كارآييهايشان را از دست ندهند.

- نسخه بردارى از هر كدام از اين سلولهاى جنسى

اين دو دانشمند نتوانستند انسانى را بوجود آورند; زيرا تخمكهاى مورد استفاده ايشان دو بار از دو حيوان منوى تلقيح شده بودند ولى اينان به هدف مورد نظرشان دست‏يافتند و امكان بوجود آوردن انسانى مشابه انسان اصلى را ثابت كردند.

كاربردها و كاراييهاى بدل سازى انسان

- بوجود آمدن افرادى خاص با هدف بهتر كردن وضعيت نوع انسان و افزودن شادابى به زندگى

- فراهم آوردن مجموعه‏هاى بزرگى از انسانهاى داراى وراثت همگون به منظور اجراى بررسيهاى علمى بر روى آنها به منظور شناخت اهميت محيط زيست و خاك در رفتار انسان

- بوجود آوردن انسانهاى سالم براى جبران خطرهاى ناشى از بيماريهاى ارثى نهفته در برخى تركيبهاى جنسى

- بچه‏دار ساختن زوجهاى نازا

- به بار آوردن اطفال داراى ويژگيهاى ارثى خاص بر حسب تقاضا

- تنظيم جنس كودكان و انسانها در آينده

- بوجود آوردن مجموعه‏اى از افراد همسان و همگون براى انجام ماموريتهاى خاص در جنگها

- بوجود آوردن نسخه جنينى هر فردى تا در صورت نياز به آن نسخه هنگام بيمارى يا به منظور تجديد حياتش از آن بهره‏بردارى شود.

- تغيير كاركردهاى فيزيولوژيكى برخى از انواع باكتريها براى توليد انواع داراى ويژگيهاى مشخص و برخوردار از تواناييهاى خاص، به منظور حل مشكلاتى از قبيل آنفولانزا يا توليد سلولهاى توانمند و مقاوم در برابر آسيبهاى زيستى از قبيل آنچه كه بر اثر جنگهاى ميكروبى بوجود مى‏آيد.

عكس العملها

انجمن آمريكايى بارورى به هال واستيملن جايزه بهترين پژوهش را تقديم كرد; اما چيزى نگذشت كه جنجال بزرگى در اطراف اين پژوهش بوجود آمد; در پى انتشار خبر اين كشف علمى در مجله نيويورك تايمز صدها خبرنگار و روزنامه نگار با دانشگاه جرج واشنگتن، محل كار هال واستيلمن، تماس برقرار كرده و خواستار توضيحات بيشترى شدند. رئيس جمهور فرانسه از تعجب بيش از حد خود نسبت‏به اين موضوع خبر داد. انجمن پزشكى ژاپن و هيئت علمى آلمانى به شدت اين رويكرد را محكوم كردند. روزنامه واتيكان نوشت كه اين پديده چه بسا انسان را به جنون و ديوانگى بكشاند. يك نظرسنجى نشان داد كه بخش گسترده‏اى از مردم آمريكا از اينگونه آزمايشها خشنود نيستند، همچنين مقالات بسيارى به نقد و رد اين نظريه آزمايش شده پرداختند.

به دنبال اين عكس‏العملهاى شديد، استيلمن و هال اظهار داشتند كه دستگاه تبليغات موضوع را بيش از حد بزرگ كرده است آنچه صورت گرفته پژوهشى محض بوده است و به كار گرفتن آن در آينده در گروى بررسيها و تصميمات مراكز مسؤول خواهد بود و در هر حال علم بايد بررسى كند، تحقيق به عمل آورد و به پيش رود. آن دو گفتند كه هدف اصلى آنها علاج نازايى و نيز تشخيص عيوب جنين قبل از بارور شدن سلولهاى جنسى مى‏باشد.

به طور اختصار ديدگاههاى مخالفان و موافقان اين پروژه تحقيقاتى از قرار ذيل است:

مخالفان

- اين پروژه انسان را به وادى خيال‏انگيزى مى‏كشاند كه هيچ حد و مرزى نمى‏توان براى آن قائل شد، تشويشى كه بر اثر اين كار در نشو و نماى انسان بوجود مى‏آيد به آشوبى هميشگى منتهى خواهد شد.

- دكتر ليون كاس، متخصص بيولوژى، از بدل سازى چنين تعبير مى‏كند: تداوم ويژگى ارثى مشخصى به طور ساختگى از نسلى به نسل ديگر و مى‏توان خطرهاى اين كار را بر نوع انسانى با سيادت برخى و انقراض برخى ديگر تصور كرد.

- دكتر دانيال كالاهان در مقاله‏اى مفصل چنين مى‏گويد: اعمال غير مسؤولانه در زمينه آفرينش و نوآورى چه بسا به جدا شدن ما از انسانيتمان منجر شود. ما مدت زمان كمى است كه به تعريف دقيقى از انسان دست‏يافته‏ايم ولى هنوز در تفسير ذات انسانى حيران هستيم. لغو شيوه‏هاى مشروع توليد مثل و شيوع ازدواج غير جنسى از طريق بدل‏سازى و مانند آن به دور شدن انسان از انسانيتش منتهى مى‏گردد، در حالى كه خداوند او را از بقيه حيوانات به دليل همين ذات انسانى متمايز ساخته است; زيرا مقبول نيست كه توليد آدمى به شيوه‏هايى همانند شيوه‏هاى توليد گاو و گوسفند صورت بگيرد.

- اين شيوه اگر منتهى به علاج نازايى بشود باز به معناى نيل به مطلوب از راهى نادرست و ناشايست است اين شيوه به وجود جنينهاى اضافى خواهد انجاميد، مازادى كه در برابرشان جز مرگ يا كاشت در رحم خانمهاى ديگر راهى ديگر وجود ندارد. گزينش راه مرگ به معناى ايجاد زندگى براى تسليم كردن به مرگ خواهد بود و در صورتى كه در رحم خانمهاى ديگر نهاده شوند مفاد آن پذيرش جنينى ناشناخته توسط خانم ديگر است; جنينى كه نه از همسرش است و نه از او، جنينى كه در محدوده ازدواج به دست نيامده است.

پيچيدگى اين كار زمانى است كه امكان نگهدارى بدلها را براى مدتى طولانى مورد توجه قرار دهيم. نگهدارى در سردخانه و باقى ماندن جنين براى مدتى طولانى خودبه خود تبعاتى خواهد داشت كه طرح آنها در اين مختصر نمى‏گنجد.

- برخى از نگاهى فلسفى به مساله نگريسته‏اند; توانايى بشر بر بقا و تداوم تا حد زيادى مرهون تنوع ژنيتكى است و باز شدن باب بدل‏سازى گامى برخلاف اين تنوع است; زيرا گرايش به توليد فرزندان از لحاظ ژنى همسان، اين تنوع را از بين مى‏برد.

- در اينجا سؤالى در باب ويژگيهاى مطلوبى كه ژنى را شايسته تكثير مى‏كند مطرح مى‏شود و آن اينكه چه ويژگيهايى مطلوب است و چه ويژگيهايى نامطلوب است؟ همچنين بيماريهايى كه تحمل مى‏شود يا قابل تحمل نيست كدام است؟ و چه كسى مرجع تعيين اين امور خواهد بود؟

هشدارهاى اخلاقى

موضوع بدل‏سازى براى انسان سؤالات و تاملات بسيارى را در اطراف محورهاى ذيل برمى‏انگيزاند:

خانواده و تعريف آن، مقام پدرى و مادرى، ذات انسانى،حق‏فرزندان در ذات انسانيشان، تحولى كه مقتضاى طبيعت و محيط زيست است، ارث، فقدان هويت نسخه اصلى و بدل، حقوق قانونى بدل، آيا هر كسى كه خواهان بهبودى نسل خود است مى‏تواند به اين وسيله دست‏يازد؟

اگر بدل‏سازى به توليد نسخه‏اى معيوب منتهى شد سرنوشت آن چه خواهد بود؟ آيا كشته مى‏شود يا به همان وضع نگاه داشته مى‏شود و در اين مورد مسؤول كيست؟ نسب نسخه بدل به چه كسى مى‏رسد؟ آيا او فرزند صاحب سلول است‏يا برادر او و نسبت‏به زنى كه بدل در رحمش پرورش يافته است آيا جنين فرزند اوست‏يا همسرش يا برادر همسرش؟

براستى آيا انسان در راه خود به سوى پيشرفت و شكوفايى است‏يا راه نابودى را مى‏پيمايد؟

در اينجا بايد مفهوم علم را از نظر قرآن يادآور شويم; آنگاه كه خداوند به پيامبرش دستور داد تا بخواند. از او خواندنى بيهوده يا از روى هوا و هوس رانطلبيد بلكه از او خواست تا آنچه را كه به حال او و بشريت‏سودمند است‏بخواند و آنچه را كه مى‏خواند با نام خدا بخواند.

اگر اين فن‏آورى به همين صورت ادامه يابد چه بسا روزى در دستان ديكتاتورى بيفتد كه از آن بر ضد بشريت‏بهره بگيرد. همه اكتشافات بشر در حال حاضر براى نابودى انسان به كار گرفته مى‏شود، بمبهاى هسته‏اى انبار شده در دنيا به تنهايى مى‏تواند ده بار زمين را از بين ببرد و براى هر فردى كه در اين سياره زندگى مى‏كند 500 كيلوگرم ماده تى ان تى تخصيص داده شده است. على‏رغم اين پيشرفتها در هر روز صدها هزار نفر از گرسنگى مى‏ميرند.

ديوانگانى كه امروز بر جهان حكومت مى‏كنند بسيارند و همه در آرزوى جاودانگى و حاكميت مطلق و هميشگى هستند.

جهان با همه عظمتش در برابر ويروس ساده‏اى به نام ايدز عاجز گشته است و به انسان چنين نهيب مى‏زند كه بياموز، بحث كن و بكوش ولى زياده روى نكن و مپندار كه بر همه چيز توانايى; گروهى از پيشينيان تو گرفتار چنين پندارى شدند و...

«ارسلنا عليهم طيرا ابابيل ترميهم بحجارة من سجيل فجعلهم كعصف ماكول‏»

دكتر جيمز واتسن معتقد است كه بدل‏سازى براى انسان به فروپاشى تمدن انسان خواهد انجاميد و اگر احتياط لازم به كار گرفته نشود حتما انسان در آينده به اين كار خطرناك دست‏خواهد زد.

موافقان

اما افرادى نيز وجود دارند مانند فرانسيس كرك برنده جايزه نوبل كه معتقد است مرد و زن قبل از ازدواج بايد شايستگى خود را براى بچه‏دار شدن اثبات كنند.

برخى از طرفداران بدل‏سازى معتقدند تمايلات بشرى بايد به هر طريق ولو نامشروع تامين شود و آنها كه تمايل آدمى را محدود و خوار مى‏شمارند از لحاظ روانى عقيم هستند.

يكى از مباحثى كه حتما مى‏بايد طرح و بررسى شود، برخوردارى سلولهاى جنينى در همان مراحل اوليه از كرامت انسانى است. سازمان اسلامى علوم پزشكى چنين مقرر داشته است كه سلولهاى جنينى همان سلولهاى اوليه انسان فردا هستند و تجاوز به كرامت آنها تجاوز به كرامت انسانى است. در دوران حكومت ريگان و بوش در آمريكا اين پژوهشها تحت فشار كمبود بودجه متوقف گشت، اما مجددا در دوران كلينتون اعتبار مالى لازم براى اين پژوهشها تامين شد.

در قانون جديد پژوهش به محقق اجازه داده مى شود كه نتايج پژوهش خود را تا زمانى كه به حفظ حقوق خود و نظريه‏اش اطمينان نيافته است علنى نسازد و اين ترخيصى است‏خطرناك كه چه بسا در آينده انسان را در برابر عملى انجام شده قرار دهد و آن ساختن نسخه بدل براى انسان.

با كمال تاسف بايد دانست كه بر خلاف گذشته تحقيقات پزشكى به دور از نظارت كميته‏هاى مختلف علمى و توسط محققانى انجام مى‏پذيرد كه به ابعاد اخلاقى اهميت چندانى نمى‏دهند. از اين رو ضرورت توجه بيشتر به اخلاق پزشكى و درج آن در برنامه‏هاى دانشكده‏هاى پزشكى آشكار مى‏شود. پزشك نه تنها در رفتار شغلى خود كه در تحقيقاتش نيز بايد به ارزشهاى انسانى پايبند باشد و در اين ميان بر عالمان دين و اخلاق است كه پيش از عملى شدن اين نظريات به رايزنى پرداخته و حدود و ضوابط حقوقى، فقهى و اخلاقى اين مساله را تعيين و اعلام كنند.

هفته‏نامه المسلمون كه بيانگر ديدگاههاى جامعه سلفى وهابيت در عربستان سعودى مى‏باشد در شماره 633 به تاريخ پنجم ذى‏القعده 1417 ه ق . به تفصيل موضوع بدل سازى انسان را مورد بررسى قرار داده است. ابن عثيمين عضو هيات علماى سعودى گفته است «به نظر من كمترين مجازات مبتكران بدل‏سازى يا كلون كردن، بريدن دستان و پاهاى اينان مى‏باشد (مجازات مفسد فى الارض) زيرا اين كار بزرگترين فساد در زمين است. اين كار در دراز مدت موجب خواهد شد كه انسانها همانند چارپايان گردند; نسخه‏اى از انسان توليد مى‏شود كه كودن است و نسخه‏اى ديگر هوشمند و نابغه است اين بازى با انسان است.»

محمد طنطاوى شيخ الازهر قرارى صادر كرد كه به موجب آن كميته‏اى شامل پزشكان، دانشمندان مهندسى ژنيتيك و روانشناسان برجسته در كنار فقهاى برجسته عضو در مجمع تحقيقات اسلامى تشكيل شود تا به بررسى فرآيند بدل‏سازى پرداخته و زمينه صدور فتواى شرعى الازهر را فراهم آورند.

دكتر محمد رشيد بهجة استاد دانشكده پزشكى دانشگاه ملك سعود در رياض مى‏گويد «آنچه كه در آزمايش اخير در اسكاتلند (در مورد كلون كردن گوسفند) رخ داده است مراحل ذيل را طى كرده است; تخمك گوسفند ماده به دست آمده و هسته آن استخراج شده، سپس سلولى معمولى از گوسفندى ديگر گرفته شده و هسته آن نيز جدا شد. هسته سلول معمولى در تخمك گذاشته شد و آنگاه تخمك در رحم مادر قرار داده شد. و پس از تكثير، از گوسفند ماده گوسفندى ديگر به دنيا آمد و چون ژنها در هسته سلول وجود داشتند گوسفند به دنيا آمده نيز همان صفات ارثى صاحب سلول را دارا شد اما در حملهاى طبيعى جنين نيمى از ويژگيهاى موروثى را بواسطه تخمك و از مادر و نيم ديگر را از پدر مى‏گيرد. اين آزمايشها به طور اصولى در پى به دست دادن فردى است كه عينا ويژگيهاى موروثى فرد را دارا باشد البته در صورت تحقق چنين فرضيه‏اى روشن است كه نسخه دوم عينا مانند نسخه اصلى نخواهد بود زيرا ويژگيهاى شخصى افراد تنها از طريق عوامل موروثى تعيين نمى‏شود. از اين روست كه دوقلوهاى ناشى از تقسيم يك تخمك با هم تفاوتهايى از قبيل تفاوت خطوط انگشتها پيدا مى‏كنند.

قابل يادآورى است كه اينگونه آزمايشها از هر جهت تضمين شده نيستند، با توجه به حساسيت زياد ژنها در برابر عوامل خارجى از قبيل اشعه و برق، چه بسا در مراحل مختلف كار در معرض اين عوامل قرار گرفته و از تغييراتى برخوردار شوند كه به نقص و عقب‏ماندگى منتهى شود.

طرح چند سؤال

بدل سازى يكى از امور مورد علاقه انسان است و با توجه به شتاب علم و تكنيك دور از دسترس نيست كه انسان به ساخت‏بديل خود دست‏بزند. بنابراين، به جاست‏برخى فروع فقهى مرتبط با اين موضوع در حد طرح و تصوير مساله در معرض اجتهاد فقيهان قرار داده شود; البته مساله داراى جنبه‏هاى اخلاقى نيز هست كه سزاوار بررسى است.

1. اگر سلولى جنينى در سردخانه براى صدسال يا بيشتر زنده نگاه داشته شد و سپس در رحم زنى كشت و رويانده شد، آيا طفل ناشى از اين سلول پس از رشد و نمو و بلوغ مى‏تواند از خويشان خود مطالبه ارث نمايد؟

2. در صورت بدل سازى فرزند به دنيا آمده حاصل ازدواج و آميزش يك زن و مرد نخواهد بود، فرزند مذكر نسخه زوج و فرزند مؤنث نسخه زوجه خواهد بود، در اين صورت فرزند به چه كسى منتسب خواهد شد؟

3. ممكن است چند نفر نسخه بدل يك اصل باشند در صورت ارتكاب جرم و گواهى اثر انگشت‏يا ديگر آثار جسمى منطبق با اين نسخ كدام نسخه محاكمه و مجازات خواهد شد؟

4. اگر زنى باكره با بهره‏گيرى از بدل سازى داراى فرزندى از سلول جنينى خود شود، در اين صورت آيا حامله شدن وى مشروع است‏يا نه؟ و آيا فرزند به دنيا آمده نسخه بدل اوست‏يا همسانش يا دخترش؟

5. اگر خانواده‏اى نسخه‏اى از فرزندشان را در سردخانه نگهدارى كردند و پس از مرگ فرزندشان نسخه بدلش را در رحم مادر كاشتند و روياندند، در اين صورت آيا آفرينش انسانى براى هدفى كه به خود او مربوط نيست و نفعى نمى‏رساند جايز است؟

6. طفل ساليانى رشد مى‏كند ولى نسخه‏هاى دست نخورده‏اش در سردخانه محفوظ مانده است، مادران علاقمند به فرزند پس از ملاحظه فرجام فرزند پس از چند سال و با مراجعه به كاتالوگهاى مختلف به گزينش جنين مناسب مى‏پردازند، آيا چنين بازارى مفيد و سودمند خواهد بود يا زيان‏آور؟