| مجلات >فصلنامه حوزه و دانشگاه>شماره 10 |
تهيه كننده: حميدرضا شريعتمدارى
قرن بيستم شاهد رشد حيرتانگيز فنآورى در علوم پايه بوده است. رشدى كه در زمينههاى كاربردى نمودى خاص يافته است. در اين ميان سهم پزشكى مضاعف وحيرتبرانگيز است. مبالغه نيست اگر گفته شود كهپيشرفتهاى به دست آمده در پنجاه سال گذشته به مراتب از دستاوردهاى بشر در طى قرون گذشته بيشتر است. يكى از برآيندهاى علوم بيولوژى [زيستى] مهندسى ژنتيك است. اين فنآورى جديد در علم وراثت توانسته استبسيارى از ابعاد مبهم و پيچيده اين علم راتبيين كند.
تلاشگران اين عرصه پيشبينى كردهاند كه در سال 2010 جهان نظارهگر اعلام نقشه ژنيتكى بدن انسان خواهد بود. انسان بر اين اساس خواهد توانستبسيارى از اطلاعات بهداشتى، عوامل بيمارى و حتى امكان پيشبينى آينده سير بشريت را به دست آورد. اين توفيق، علىرغم اهميت فراوانش مشكلات و مباحث اخلاقى متعددى را برانگيخته است. سرى بودن اطلاعات شخصى و اهميت آنها و اينكه چه كسى حق پرداختن به آنها را داراست از امورى هستند كه عالمان اخلاق و دين را به خود مشغول ساخته است.
جنجالىترين مسالهاى كه اخيرا در مهندسى ژنتيك مطرح شده است موضوع بدلسازى يا كلون كردن انسان مىباشد. اين موضوع تلاشى استخودخواهانه براى چيرگى بر مرگ و نيل به جاودانگى از راه بدلسازى انسان براى خويشتن يا نسل خويش.
بدن از واحدهاى كوچكى تشكيل مىشود كه به آنها سلول مىگويند. درون هر سلولى هستهاى وجود دارد كه رمز حيات آن سلول در آن نهفته است. هسته بوسيله غشائى[پوسته] هستهاى احاطه شده است. هسته حاوى شبكهاى است كه از چهل و شش نوار تشكيل شده است; اين نوارها رنگآميزيها را دريافت مىكنند، از اينرو بهآنها اجسام رنگى يا كروموزوم گفته مىشود. بقيه مساحتسلول - ميان هسته و ديواره آن - آكنده از مايعى است كه بهعنوان مايع سلولى يا سيتوپلاسم شناخته مىشود. كروموزومهاى چهل و ششگانه حاصل خصوصيات وراثتى بوده و در قالب واحدهايى منظم شكل يافتهاند. هيات آنها مانند حروفى است كه كلمات را شكل مىدهند و اين كلمات پيامهايى را فراهم مىآورند كه ويژگيهاى وراثتى انسان عموما و فرد را خصوصا مقرر مىكنند، بهگونهاى كه هيچ مانندى در ميان انسانها براى اويافتنمىشود.
تكثير سلولها از طريق تقسيم صورت مىگيرد، بدين صورت كه هر كدام از نوارها از درازا به دو نيم تقسيم مىشود هر نيمه با دريافت مواد لازم از مايع اطراف خود،به تكميل خود مىپردازد و اين گونه دو شبكه رنگىبوجود مىآيد كه توسط پوششى هستهاى پوشانده شده است.
در اينجا سوالى مطرح مىشود و آن اينكه اگر هر سلولى از سلول پيشين مشتق مىشود پس بايد همه سلولهاى بدن از سلولى اصلى ناشى شده باشند. با توجه به اينكه هر سلولى دو سلول مشابه خود را بوجود مىآورد، بنابراين چگونه با سلولهاى متفاوتى از قبيل سلولهاى پوستى، استخوانى، خونى و مانند آنها روبرو هستيم، اين تفاوتها با آن منشا واحد چگونه سازگار هستند؟
بدلسازى عبارت است از دستيافتن به تعدادى نسخه مطابق اصل از گياه، حيوان يا انسان بدون نياز به تلقيح سلولهاى جنسى مذكر و مؤنث.
نسخه مطابق اصل، بگونهاى است كه تمام ويژگيهاى وراثتى موجود در سلولهاى موجود اصلى را داراست وموجود به دست آمده، تصوير كامل آن موجود پيشين است همچنانكه از كتابى هزاران نسخه چاپ مىشود، اين نسخهها همه كاملا مشابه نسخه اصلى هستند.
پيشتر گفتيم كه تعيين كننده جهت تقسيم هسته و سلول به سلولهايى از همان نوع يا يك ژن كامل، همان رمز ورازى است كه در مايع سلولى يا سيتوپلاسم نهفته است. اگر سيتوپلاسم، مربوط به سلول عادى باشد گونه اول واگرسيتوپلاسم سلولى جنسى باشد گونه دوم بوجود خواهد آمد.
بنابراين اگر هستهاى از هر سلولى مانند سلول پوست را درون تخمكى بارور شده - بيرون از هستهاش - قرار دهيم، در اين صورت هسته ميهمان شروع به تقسيم در جهت ايجاد ژن مىكند، ژنى كه نسخه مطابق اصل خواهد بود; زيرا سلول قرار داده شده محتوى كروموزومهاى چهل وششگانه موجود در سلولهاى دهنده مىباشد، نه چهل وشش كروموزومى كه نيمى از آن از مذكر (منوى) ونيمديگر آن از مؤنث(تخمك) مىباشد و حامل آنها آميزهاى از هر دوى آنها مىباشد. با تكرار اين فرايند مىتوانيم به هر تعداد نسخه مطابق اصل كه مىخواهيم دست پيدا كنيم.
چنين امرى در حال حاضر در مورد تعدادى محدود از موجودات زنده مانند قورباغه انجام گرفته است و چنين كارى براى تربيتحيوانهاى مرغوبتر بدلايل اقتصادى كمتر صورت گرفته است. هنوز در مورد انسان چنين تجربهاى صورت نگرفته است، اگر چه در صورت اصرار فنآورى علمى چه بسا در آينده چنين عملى در مورد انسان نيز تحقق پيدا كند.
اين شيوه جديد توسط هال واستيلمن در گردهمايى انجمن آمريكايى بارورى در مونترال كانادا در اكتبر 1993 اعلام شد و جنجالى بزرگ را برانگيخت زيرا اين شيوه مستقيما ژن انسان را هدف قرار داد.
پيشتر گفتيم كه تخمك بارور شده - با 23 كروموزم - چگونه سلول منوى - با 23 كروموزم - به آن رسيده و ديواره سلولى غليظ آن را مىشكافد و سپس دو هسته گرد هم آمده و پيوند مىخورند و هستهاى با 46 كروموزم بوجود مىآيد. آنگاه تقسيم هستهها شروع مىشود; در اولين تقسيم ديواره غليظ سلولى از هم مىپاشد. دانشمندان كشف كردهاند كه اگر اين ديواره پاره نشود، هر كدام از دو سلول ناشى از تقسيم اول، سلولى اصلى خواهند بود و براى ايجاد ژن به تنهايى شروع به تقسيم شدن مىكنند و اين وضعيتى است كه به طور طبيعى در مورد دو قلوهاى همسان پيش مىآيد.
دانشمندان توانستهاند با استفاده از برخى گياهان دريايى مادهاى صنعتى بوجود آورند كه بتواند وظيفه اين ديواره سلولى را انجام دهد. پس اگر هر سلولى از سلولهاى نسل اول بوسيله اين ماده پوشانده شود - و حتى سلولهاى نسل دوم و سوم - در اين صورت سلولى اصلى خواهد بود كه به ژن تبديل خواهد شد و اينگونه نسخههاى مشابه نسخه اول وجود خواهد يافت. با اين شيوه، هال واستيلمن توانستند سلولهاى نسلهاى اوليه را جدا ساخته وباديوارهسلولى مصنوعى بپوشانند و بدين صورت از17 ژن دست نخورده به چهل و هشت ژن دستيافتند كه هر كدام نسخهاى مطابق اصل بودند. اينان در پى نهادن اين ژنها در رحم زنان برنيامدند و از ابتدا سلولهايى معيوبو مبتلا به سرنوشت محتوم مرگ را برگزيدند. درهر صورت براى آنان همين بس كه توانستند موفقيت تجربه و درستى روش خود را اثبات كنند.
از آنجا كه اين شيوه در حقيقت در پى ايجاد چند قلوهاى همسانى است كه به يك اصل منسوب هستند پيشنهاد ما اين است كه بر آن شيوه نام استتئام(همسان طلبى) نهاده شود.
نوآوريهاى تحقيقات استيلمن و هال عبارت است از:
- دستيافتن به آنزيم و موادى شيميايى كه بتواند غشاء محيط بر سلولهاى جنسى را از بين ببرد.
- دستيافتن به مادهاى صنعتى براى اصلاح ديواره سلولهاى از هم جدا شده و پوشاندن آنها به گونهاى كه كارآييهايشان را از دست ندهند.
- نسخه بردارى از هر كدام از اين سلولهاى جنسى
اين دو دانشمند نتوانستند انسانى را بوجود آورند; زيرا تخمكهاى مورد استفاده ايشان دو بار از دو حيوان منوى تلقيح شده بودند ولى اينان به هدف مورد نظرشان دستيافتند و امكان بوجود آوردن انسانى مشابه انسان اصلى را ثابت كردند.
- بوجود آمدن افرادى خاص با هدف بهتر كردن وضعيت نوع انسان و افزودن شادابى به زندگى
- فراهم آوردن مجموعههاى بزرگى از انسانهاى داراى وراثت همگون به منظور اجراى بررسيهاى علمى بر روى آنها به منظور شناخت اهميت محيط زيست و خاك در رفتار انسان
- بوجود آوردن انسانهاى سالم براى جبران خطرهاى ناشى از بيماريهاى ارثى نهفته در برخى تركيبهاى جنسى
- بچهدار ساختن زوجهاى نازا
- به بار آوردن اطفال داراى ويژگيهاى ارثى خاص بر حسب تقاضا
- تنظيم جنس كودكان و انسانها در آينده
- بوجود آوردن مجموعهاى از افراد همسان و همگون براى انجام ماموريتهاى خاص در جنگها
- بوجود آوردن نسخه جنينى هر فردى تا در صورت نياز به آن نسخه هنگام بيمارى يا به منظور تجديد حياتش از آن بهرهبردارى شود.
- تغيير كاركردهاى فيزيولوژيكى برخى از انواع باكتريها براى توليد انواع داراى ويژگيهاى مشخص و برخوردار از تواناييهاى خاص، به منظور حل مشكلاتى از قبيل آنفولانزا يا توليد سلولهاى توانمند و مقاوم در برابر آسيبهاى زيستى از قبيل آنچه كه بر اثر جنگهاى ميكروبى بوجود مىآيد.
انجمن آمريكايى بارورى به هال واستيملن جايزه بهترين پژوهش را تقديم كرد; اما چيزى نگذشت كه جنجال بزرگى در اطراف اين پژوهش بوجود آمد; در پى انتشار خبر اين كشف علمى در مجله نيويورك تايمز صدها خبرنگار و روزنامه نگار با دانشگاه جرج واشنگتن، محل كار هال واستيلمن، تماس برقرار كرده و خواستار توضيحات بيشترى شدند. رئيس جمهور فرانسه از تعجب بيش از حد خود نسبتبه اين موضوع خبر داد. انجمن پزشكى ژاپن و هيئت علمى آلمانى به شدت اين رويكرد را محكوم كردند. روزنامه واتيكان نوشت كه اين پديده چه بسا انسان را به جنون و ديوانگى بكشاند. يك نظرسنجى نشان داد كه بخش گستردهاى از مردم آمريكا از اينگونه آزمايشها خشنود نيستند، همچنين مقالات بسيارى به نقد و رد اين نظريه آزمايش شده پرداختند.
به دنبال اين عكسالعملهاى شديد، استيلمن و هال اظهار داشتند كه دستگاه تبليغات موضوع را بيش از حد بزرگ كرده است آنچه صورت گرفته پژوهشى محض بوده است و به كار گرفتن آن در آينده در گروى بررسيها و تصميمات مراكز مسؤول خواهد بود و در هر حال علم بايد بررسى كند، تحقيق به عمل آورد و به پيش رود. آن دو گفتند كه هدف اصلى آنها علاج نازايى و نيز تشخيص عيوب جنين قبل از بارور شدن سلولهاى جنسى مىباشد.
به طور اختصار ديدگاههاى مخالفان و موافقان اين پروژه تحقيقاتى از قرار ذيل است:
- اين پروژه انسان را به وادى خيالانگيزى مىكشاند كه هيچ حد و مرزى نمىتوان براى آن قائل شد، تشويشى كه بر اثر اين كار در نشو و نماى انسان بوجود مىآيد به آشوبى هميشگى منتهى خواهد شد.
- دكتر ليون كاس، متخصص بيولوژى، از بدل سازى چنين تعبير مىكند: تداوم ويژگى ارثى مشخصى به طور ساختگى از نسلى به نسل ديگر و مىتوان خطرهاى اين كار را بر نوع انسانى با سيادت برخى و انقراض برخى ديگر تصور كرد.
- دكتر دانيال كالاهان در مقالهاى مفصل چنين مىگويد: اعمال غير مسؤولانه در زمينه آفرينش و نوآورى چه بسا به جدا شدن ما از انسانيتمان منجر شود. ما مدت زمان كمى است كه به تعريف دقيقى از انسان دستيافتهايم ولى هنوز در تفسير ذات انسانى حيران هستيم. لغو شيوههاى مشروع توليد مثل و شيوع ازدواج غير جنسى از طريق بدلسازى و مانند آن به دور شدن انسان از انسانيتش منتهى مىگردد، در حالى كه خداوند او را از بقيه حيوانات به دليل همين ذات انسانى متمايز ساخته است; زيرا مقبول نيست كه توليد آدمى به شيوههايى همانند شيوههاى توليد گاو و گوسفند صورت بگيرد.
- اين شيوه اگر منتهى به علاج نازايى بشود باز به معناى نيل به مطلوب از راهى نادرست و ناشايست است اين شيوه به وجود جنينهاى اضافى خواهد انجاميد، مازادى كه در برابرشان جز مرگ يا كاشت در رحم خانمهاى ديگر راهى ديگر وجود ندارد. گزينش راه مرگ به معناى ايجاد زندگى براى تسليم كردن به مرگ خواهد بود و در صورتى كه در رحم خانمهاى ديگر نهاده شوند مفاد آن پذيرش جنينى ناشناخته توسط خانم ديگر است; جنينى كه نه از همسرش است و نه از او، جنينى كه در محدوده ازدواج به دست نيامده است.
پيچيدگى اين كار زمانى است كه امكان نگهدارى بدلها را براى مدتى طولانى مورد توجه قرار دهيم. نگهدارى در سردخانه و باقى ماندن جنين براى مدتى طولانى خودبه خود تبعاتى خواهد داشت كه طرح آنها در اين مختصر نمىگنجد.
- برخى از نگاهى فلسفى به مساله نگريستهاند; توانايى بشر بر بقا و تداوم تا حد زيادى مرهون تنوع ژنيتكى است و باز شدن باب بدلسازى گامى برخلاف اين تنوع است; زيرا گرايش به توليد فرزندان از لحاظ ژنى همسان، اين تنوع را از بين مىبرد.
- در اينجا سؤالى در باب ويژگيهاى مطلوبى كه ژنى را شايسته تكثير مىكند مطرح مىشود و آن اينكه چه ويژگيهايى مطلوب است و چه ويژگيهايى نامطلوب است؟ همچنين بيماريهايى كه تحمل مىشود يا قابل تحمل نيست كدام است؟ و چه كسى مرجع تعيين اين امور خواهد بود؟
موضوع بدلسازى براى انسان سؤالات و تاملات بسيارى را در اطراف محورهاى ذيل برمىانگيزاند:
خانواده و تعريف آن، مقام پدرى و مادرى، ذات انسانى،حقفرزندان در ذات انسانيشان، تحولى كه مقتضاى طبيعت و محيط زيست است، ارث، فقدان هويت نسخه اصلى و بدل، حقوق قانونى بدل، آيا هر كسى كه خواهان بهبودى نسل خود است مىتواند به اين وسيله دستيازد؟
اگر بدلسازى به توليد نسخهاى معيوب منتهى شد سرنوشت آن چه خواهد بود؟ آيا كشته مىشود يا به همان وضع نگاه داشته مىشود و در اين مورد مسؤول كيست؟ نسب نسخه بدل به چه كسى مىرسد؟ آيا او فرزند صاحب سلول استيا برادر او و نسبتبه زنى كه بدل در رحمش پرورش يافته است آيا جنين فرزند اوستيا همسرش يا برادر همسرش؟
براستى آيا انسان در راه خود به سوى پيشرفت و شكوفايى استيا راه نابودى را مىپيمايد؟
در اينجا بايد مفهوم علم را از نظر قرآن يادآور شويم; آنگاه كه خداوند به پيامبرش دستور داد تا بخواند. از او خواندنى بيهوده يا از روى هوا و هوس رانطلبيد بلكه از او خواست تا آنچه را كه به حال او و بشريتسودمند استبخواند و آنچه را كه مىخواند با نام خدا بخواند.
اگر اين فنآورى به همين صورت ادامه يابد چه بسا روزى در دستان ديكتاتورى بيفتد كه از آن بر ضد بشريتبهره بگيرد. همه اكتشافات بشر در حال حاضر براى نابودى انسان به كار گرفته مىشود، بمبهاى هستهاى انبار شده در دنيا به تنهايى مىتواند ده بار زمين را از بين ببرد و براى هر فردى كه در اين سياره زندگى مىكند 500 كيلوگرم ماده تى ان تى تخصيص داده شده است. علىرغم اين پيشرفتها در هر روز صدها هزار نفر از گرسنگى مىميرند.
ديوانگانى كه امروز بر جهان حكومت مىكنند بسيارند و همه در آرزوى جاودانگى و حاكميت مطلق و هميشگى هستند.
جهان با همه عظمتش در برابر ويروس سادهاى به نام ايدز عاجز گشته است و به انسان چنين نهيب مىزند كه بياموز، بحث كن و بكوش ولى زياده روى نكن و مپندار كه بر همه چيز توانايى; گروهى از پيشينيان تو گرفتار چنين پندارى شدند و...
«ارسلنا عليهم طيرا ابابيل ترميهم بحجارة من سجيل فجعلهم كعصف ماكول»
دكتر جيمز واتسن معتقد است كه بدلسازى براى انسان به فروپاشى تمدن انسان خواهد انجاميد و اگر احتياط لازم به كار گرفته نشود حتما انسان در آينده به اين كار خطرناك دستخواهد زد.
اما افرادى نيز وجود دارند مانند فرانسيس كرك برنده جايزه نوبل كه معتقد است مرد و زن قبل از ازدواج بايد شايستگى خود را براى بچهدار شدن اثبات كنند.
برخى از طرفداران بدلسازى معتقدند تمايلات بشرى بايد به هر طريق ولو نامشروع تامين شود و آنها كه تمايل آدمى را محدود و خوار مىشمارند از لحاظ روانى عقيم هستند.
يكى از مباحثى كه حتما مىبايد طرح و بررسى شود، برخوردارى سلولهاى جنينى در همان مراحل اوليه از كرامت انسانى است. سازمان اسلامى علوم پزشكى چنين مقرر داشته است كه سلولهاى جنينى همان سلولهاى اوليه انسان فردا هستند و تجاوز به كرامت آنها تجاوز به كرامت انسانى است. در دوران حكومت ريگان و بوش در آمريكا اين پژوهشها تحت فشار كمبود بودجه متوقف گشت، اما مجددا در دوران كلينتون اعتبار مالى لازم براى اين پژوهشها تامين شد.
در قانون جديد پژوهش به محقق اجازه داده مى شود كه نتايج پژوهش خود را تا زمانى كه به حفظ حقوق خود و نظريهاش اطمينان نيافته است علنى نسازد و اين ترخيصى استخطرناك كه چه بسا در آينده انسان را در برابر عملى انجام شده قرار دهد و آن ساختن نسخه بدل براى انسان.
با كمال تاسف بايد دانست كه بر خلاف گذشته تحقيقات پزشكى به دور از نظارت كميتههاى مختلف علمى و توسط محققانى انجام مىپذيرد كه به ابعاد اخلاقى اهميت چندانى نمىدهند. از اين رو ضرورت توجه بيشتر به اخلاق پزشكى و درج آن در برنامههاى دانشكدههاى پزشكى آشكار مىشود. پزشك نه تنها در رفتار شغلى خود كه در تحقيقاتش نيز بايد به ارزشهاى انسانى پايبند باشد و در اين ميان بر عالمان دين و اخلاق است كه پيش از عملى شدن اين نظريات به رايزنى پرداخته و حدود و ضوابط حقوقى، فقهى و اخلاقى اين مساله را تعيين و اعلام كنند.
هفتهنامه المسلمون كه بيانگر ديدگاههاى جامعه سلفى وهابيت در عربستان سعودى مىباشد در شماره 633 به تاريخ پنجم ذىالقعده 1417 ه ق . به تفصيل موضوع بدل سازى انسان را مورد بررسى قرار داده است. ابن عثيمين عضو هيات علماى سعودى گفته است «به نظر من كمترين مجازات مبتكران بدلسازى يا كلون كردن، بريدن دستان و پاهاى اينان مىباشد (مجازات مفسد فى الارض) زيرا اين كار بزرگترين فساد در زمين است. اين كار در دراز مدت موجب خواهد شد كه انسانها همانند چارپايان گردند; نسخهاى از انسان توليد مىشود كه كودن است و نسخهاى ديگر هوشمند و نابغه است اين بازى با انسان است.»
محمد طنطاوى شيخ الازهر قرارى صادر كرد كه به موجب آن كميتهاى شامل پزشكان، دانشمندان مهندسى ژنيتيك و روانشناسان برجسته در كنار فقهاى برجسته عضو در مجمع تحقيقات اسلامى تشكيل شود تا به بررسى فرآيند بدلسازى پرداخته و زمينه صدور فتواى شرعى الازهر را فراهم آورند.
دكتر محمد رشيد بهجة استاد دانشكده پزشكى دانشگاه ملك سعود در رياض مىگويد «آنچه كه در آزمايش اخير در اسكاتلند (در مورد كلون كردن گوسفند) رخ داده است مراحل ذيل را طى كرده است; تخمك گوسفند ماده به دست آمده و هسته آن استخراج شده، سپس سلولى معمولى از گوسفندى ديگر گرفته شده و هسته آن نيز جدا شد. هسته سلول معمولى در تخمك گذاشته شد و آنگاه تخمك در رحم مادر قرار داده شد. و پس از تكثير، از گوسفند ماده گوسفندى ديگر به دنيا آمد و چون ژنها در هسته سلول وجود داشتند گوسفند به دنيا آمده نيز همان صفات ارثى صاحب سلول را دارا شد اما در حملهاى طبيعى جنين نيمى از ويژگيهاى موروثى را بواسطه تخمك و از مادر و نيم ديگر را از پدر مىگيرد. اين آزمايشها به طور اصولى در پى به دست دادن فردى است كه عينا ويژگيهاى موروثى فرد را دارا باشد البته در صورت تحقق چنين فرضيهاى روشن است كه نسخه دوم عينا مانند نسخه اصلى نخواهد بود زيرا ويژگيهاى شخصى افراد تنها از طريق عوامل موروثى تعيين نمىشود. از اين روست كه دوقلوهاى ناشى از تقسيم يك تخمك با هم تفاوتهايى از قبيل تفاوت خطوط انگشتها پيدا مىكنند.
قابل يادآورى است كه اينگونه آزمايشها از هر جهت تضمين شده نيستند، با توجه به حساسيت زياد ژنها در برابر عوامل خارجى از قبيل اشعه و برق، چه بسا در مراحل مختلف كار در معرض اين عوامل قرار گرفته و از تغييراتى برخوردار شوند كه به نقص و عقبماندگى منتهى شود.
بدل سازى يكى از امور مورد علاقه انسان است و با توجه به شتاب علم و تكنيك دور از دسترس نيست كه انسان به ساختبديل خود دستبزند. بنابراين، به جاستبرخى فروع فقهى مرتبط با اين موضوع در حد طرح و تصوير مساله در معرض اجتهاد فقيهان قرار داده شود; البته مساله داراى جنبههاى اخلاقى نيز هست كه سزاوار بررسى است.
1. اگر سلولى جنينى در سردخانه براى صدسال يا بيشتر زنده نگاه داشته شد و سپس در رحم زنى كشت و رويانده شد، آيا طفل ناشى از اين سلول پس از رشد و نمو و بلوغ مىتواند از خويشان خود مطالبه ارث نمايد؟
2. در صورت بدل سازى فرزند به دنيا آمده حاصل ازدواج و آميزش يك زن و مرد نخواهد بود، فرزند مذكر نسخه زوج و فرزند مؤنث نسخه زوجه خواهد بود، در اين صورت فرزند به چه كسى منتسب خواهد شد؟
3. ممكن است چند نفر نسخه بدل يك اصل باشند در صورت ارتكاب جرم و گواهى اثر انگشتيا ديگر آثار جسمى منطبق با اين نسخ كدام نسخه محاكمه و مجازات خواهد شد؟
4. اگر زنى باكره با بهرهگيرى از بدل سازى داراى فرزندى از سلول جنينى خود شود، در اين صورت آيا حامله شدن وى مشروع استيا نه؟ و آيا فرزند به دنيا آمده نسخه بدل اوستيا همسانش يا دخترش؟
5. اگر خانوادهاى نسخهاى از فرزندشان را در سردخانه نگهدارى كردند و پس از مرگ فرزندشان نسخه بدلش را در رحم مادر كاشتند و روياندند، در اين صورت آيا آفرينش انسانى براى هدفى كه به خود او مربوط نيست و نفعى نمىرساند جايز است؟
6. طفل ساليانى رشد مىكند ولى نسخههاى دست نخوردهاش در سردخانه محفوظ مانده است، مادران علاقمند به فرزند پس از ملاحظه فرجام فرزند پس از چند سال و با مراجعه به كاتالوگهاى مختلف به گزينش جنين مناسب مىپردازند، آيا چنين بازارى مفيد و سودمند خواهد بود يا زيانآور؟