| مجلات >فصلنامه حوزه و دانشگاه>شماره 10 |
علاقهمندان به مباحث علوم انسانى و خوانندگان فصلنامه حوزه و دانشگاه طى تماسهايى، ابراز داشتهاند كهانتظار بيشترى از دفتر همكارى در اذهان حوزويان ودانشگاهيان در ارتباط با همكارى اين دو نهاد مقدس وجود دارد. در پاسخ به اين انتظار بحق، چند نكته قابل توجه است.
1 - دفتر همكارى حوزه و دانشگاه بر اساس تقسيم وظايف نهادهاى كشور، فقط به جنبههاى پژوهشى بين حوزه و دانشگاه، همچنين تنظيم و تهيه منابع و متون درسى مىپردازد و از امور فرهنگى و آموزشى در قالب اعزام استاد و آموزش در حوزه و دانشگاه و در ميان دانشجويان و طلاب كه از وظايف نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى است، مىپرهيزد.
2 - نام دفتر همكارى، تداعى كننده همكارى همهجانبه ميان حوزه و دانشگاه است; ولى چنانكه گفته شد قلمرو اين همكارى محدود استبه پژوهش در علوم انسانى و مواردى كه به گونهاى ميان دين و علم ارتباط برقرار مىشود. براى تحقق اين هدف مهم در نظام جمهورى اسلامى آنچنان كه بايد و شايد ساختار سازمانى طراحى نشده است. دفتر همكارى به عنوان مرجع قانونى براى اين كار به شكل «دفتر»، وابسته به سازمان سمت طراحى شده است. اين دفتر با امكانات و بودجه اندك و البته با انگيزه و توان علمى و روحى بسيار خوب و قوى محققان، تا به حال توانسته است فرآيند كار تحقيق را در قالب ارائه چهارده جلد كتاب، ده شماره مجله و برگزارى نه نشست علمى سالانه در موضوعات مختلف علوم انسانى، و پانزده طرح تحقيقاتى در دست اجرا به پيش ببرد.
آنچه مسلم استشكل كنونى ساختار دفتر پاسخگوى نياز و انتظار موجود نيست. در اين ميان، از مهمترين عناصر دخيل در تغيير ساختار، شورايعالى انقلاب فرهنگى است، كه اميد استبا تركيب جديد بتواند راه را براى تحقق اين مهم هموار كند.
3 - دفتر همكارى در خلال يك دهه فعاليتخويش، كوشيده است از طرح شعارهاى غيرعملى و دهانپركن بپرهيزد و آرا و ديدگاههاى خويش را در قالب زبان علمى به مجامع آكادميك ارائه كند. حفظ اين شيوه كار قطعا بر كميت توليد انديشه اثر عمدهاى خواهد گذاشت و انتظار فراوانى را تعديل خواهد نمود.
4 - دفتر همكارى، در گذشته و حال خويش، با قشر عظيمى از اساتيد متعهد دانشگاه ارتباط و قرارداد همكارى داشته است و ضرورت حفظ اين تجربه و سرمايه عظيم ميان حوزه و دانشگاه بر هيچ كس، بويژه مسئولان فرهنگى-علمى كشور و رئيس جمهور منتخب و فرهنگ دوست كشورمان جناب حجةالاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمى، پوشيده نيست.
سردبير
در سال 1375 كتابى توسط پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى تحت عنوان فلسفه دين نوشته جناب آقاى محمدتقى جعفرى با مقدمه آقاى محمدرضا اسدى منتشر شد. در باب اين كتاب سخن فراوان است، ليكن در اينجا فقط به نقد قسمتى از كتاب كه ناظر بهمقاله تفاوت فلسفه دين و كلام در فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره3 است، مىپردازيم:
هرگاه كلمه فلسفه به علمى اضافه شود، فلسفه مضاف شكل مىگيرد مانند فلسفه فقه، فلسفه فيزيك، فلسفه رياضى و فلسفه اخلاق و مانند آن. اما فلسفههاى مضاف، در درون خود به دو قسم تقسيم مىشوند: يك دسته آنها كه مضافاليهشان، يك رشته علمى به معناى Discipline است و مسائل آن حول موضوع (به معناى عوارض ذاتيه) مطرح مىشود. در اين صورت، رشته علمى كه يك علم درجه اول است، مضاف اليه فلسفه واقع شده است و در عين حال، يك معرفت درجه دوم است، يعنى از مسائلى كه ناظر به آن رشته علمى است; مانند پيشفرضهاى آن علم، روش اثبات قضاياى آن و... تشكيل مىشود، مانند فلسفه فقه، فلسفه كلام فلسفه رياضى و مانند آن. در اين قسم اول، فلسفههاى مضافى وجود دارد كه معرفت درجه دوم نيز هستند.
اما قسم دوم فلسفههاى مضاف، فلسفههايى هستند كه مضاف اليه آن يك رشته علمى (Discipline) نيست. در اين صورت، فلسفه مضاف مساوق با معرفت درجه دوم نيست، چون علمى در كار نيست كه علم به علم مطرح شود;مانند فلسفه هنر و فلسفه دين، و به يك معنا فلسفه اخلاق و تاريخ. در اينجا هنر، دين، اخلاق و تاريخ علم به معناى مصطلح آن نيستند. بنابراين، رابطه فلسفه مضاف بامعرفت درجه دوم، عموم و خصوص مطلق است. هر فلسفه مضافى معرفت درجه دوم نيست، ولى هر معرفت درجه دومى فلسفه مضاف است. دين يك رشته علمى نيست، بلكه مجموعهاى است از علومى مانند علم كلام، علم فقه، علم اخلاق و... كه ناظر به ديناند. اما خود دين، علم نيست و بنابراين، فلسفه علم دين چيزى جز جعل اصطلاح نمىتواند باشد. بله، فلسفه علم كلام يا فلسفه علم اخلاق معنا دارد.بنابراين، آنچه در ص 67 كتاب فلسفه دين (در متن و پاورقى) آمده است، كه مؤلف مقاله تفاوت فلسفه دين و كلام در فصلنامه حوزه و دانشگاه، شماره 3، فرق بين فلسفه دين و فلسفه علم دين را نفهميده است، سخن بيحاصل و بىمعنايى است، همين طور مقالات ديگرى كه نويسنده محترم به آنها اشاراتى دارد از اين جهت، مشكلى ندارند.
مساله ديگر اينكه، در فلسفههاى مضاف دو كاربرد اساسى وجود دارد كه نبايد آنها را با يكديگر خلط كرد; يكى بحثهاى ناظر به مسائل مضاف اليه كلمه فلسفه، مثل بررسى پيشفرضها و مبادى و مبانى آن علم، متدلوژى اثبات و رد گزارههاى آن و مانند آن و ديگرى تحليل عقلانى از مفاد موضوع و مسائل آن علم است; مثلا در فلسفه دين هم مىتوان به پيشفرضها و راهحلهاى متكلمان در حل مسائل دينى پرداخت و هم مىتوان به تحليل و اثبات عقلانى يكى از موضوعات دينى، مثلا خدا يا مرگ يا مرگانديشى نشست. بنابراين در مثل فلسفه اخلاق و فلسفه تاريخ به يك معنا فلسفه مضاف و معرفت درجه دوم داريم (وقتى ناظر به كاربرد اول باشد)، و به يك معنا فقط فلسفه مضاف داريم (كاربرد دوم). نكته آخر اينكه با توضيحات فوق روشن مىشود كه فلسفههاى مضاف، هميشه حالتبيرونى دارند، ولو آنكه بعضى از آنها معرفت درجه دوم به حساب نيايند و بنابراين، تقدم فلسفه دين منطقا بر كلام امرى دائمى است و حتى با اصطلاح جعلى مؤلف مقدمه كتاب هم سازگار است، به دليل آنكه ابتنا و تاخر هيچگاه با حالتبيرونى بودن جمع نمىشود.
بنابراين، اولا چيزى به نام فلسفه علم دين نداريم و چنانچه مؤلف محترم از يكى از دائرةالمعارفهاى معتبر دين چنين اصطلاحى را نشانى فرمايند، سپاسگزاريم و ثانيا، بنابر جعل چنين اصطلاحى - كه البته لامشاحة فى الاصطلاح - باز هم فلسفه دين بر كلام منطقا مقدم است و اين جمله بىمعناست كه «فلسفه دين منطقا مؤخر و بلكه مبتنى بر علم كلام است»
ضمن تشكر از اقبال خوانندگان فصلنامه حوزه ودانشگاه، توجه شما را به آثار رسيده به دفتر مجله جلبمىكنيم:
نوشته: «دوديگر درنبوش» و«استنلى فيشر»
ترجمه: آقايان يد الله دادگر و محمدرضا منجذب
نشر: البرز،1357.
كتاب در دو بخش كلى به مباحث اقتصاد كلان در زمينه الگوهاى توليد، حسابدارى، درآمد ملى، درآمد و هزينه، پول، بهره و درآمد، سياست پولى و سياستمالىو مقدمهاى بر عرضه و تقاضاى كل مىپردازد.
از انتشارات مؤسسه پژوهش و مطالعه فرهنگى; اين كتاب حاوى مجموعه مقالات سمينار مدرس و تحولات سياسى تاريخ معاصر ايران است. اين سمينار در آذرماه سال 1374 در ساختمان شماره دو مجلس شوراى اسلامى برگزار گرديد.
مقاله Islamic Higher Education in Indonesia از مجله ,Higher Educationpolicy سال ششم، شماره دوم، توسط آقاى نفيسى از انگلستان به دست ما رسيده است.
كتاب With Heart and Mind نوشته آقاى كنث. ال. پايك، توسط ايشان از مؤسسه نظامهاى آموزشى بزرگسالان آمريكا ارسال شده است. ويرايش اول اين كتاب در سال 1962 انجام گرفته و مشتمل بر چهار قسمت مىباشد و به ترتيب داراى عناوين زير است: عقل، جهانبينى، تعهد، خدمت فراتر از وظيفه محور بحثهاى كتاب، تاثير ايمان به خداوند در زندگى است. نگارنده معتقد است ايمان به خدا، دانشمندان را از سردرگمى وخشكبودن زندگى علمى بيرون مىآورد و بدانها مىآموزد كه چگونه عشق به خداوند و خدمتبه مردم را هدف و سرلوحه زندگى و جهتگيرى فعاليتهاى علمى خويش قرار دهند. از وجوه جالب توجه اين كتاب، تعميم مفاهيم زبانشناسى، نظير تقابل (Contrast) ، بافت ( Context) و... به مباحث عقل و ايمان به خداوند در بحثحاضر است.
مجله انگليسى حكمت، شماره سوم سال اول، زمستان 1996م.
چهار شماره از مجموعه «از اسلام چه مىدانيم؟» به دفتر مجله رسيده است. اين مجموعه حدود صد و ده جلدى، دانشنامهاى است در چهار حوزه 1 - اعتقادات 2-اخلاق و فلسفه اخلاق 3 - فقه و فلسفه احكام 4 - تاريخ و فرهنگ اسلام. هر يك از كتابهاى اين مجموعه به قلم يك نويسنده است و پيشبينى مىشود دوره كامل آن تا سال 1380 منتشر شود. رياست انتشار اين مجموعه به عهده آقاى مهدى كروبى است.
نوشته آقايان هادى حجت و على دسترنج
آموزش آكادميك ترجمه قرآن از اهميت والايى برخوردار است. در اين كتاب، تمام ريشههاى قرآنى به تناسب دفعات تكرار، به سه گروه تقسيم شدهاند:
گروه اول: ريشههايى كه مشتقات آنها پنجاه بار يا بيشتر از پنجاه بار در قرآن به كار رفته است.
گروه دوم: ريشههايى كه مشتقات آنها بين پنج تا پنجاه بار در قرآن به كار رفته است.
گروه سوم: ريشههايى كه مشتقات آنها پنج و يا كمتر از پنجبار در قرآن به كار رفته است.
آنگاه معانى مختلف مشتقات هر يك از اين سه گروه، طى يك مرحله و در قالب درسهايى مشخص آموزش داده مىشود. از جمله ويژگيهاى كتاب، وجود تمرينهاى فراوان و به كارگيرى دانشجو در جايگزينى معادلهاى فارسى است. براى استفاده بيشتر از اين كتاب، مقدمات كوتاهى در باب فراگيرى صيغهسازى اسمها و فعلهاى عربى ضرورت دارد. دانشجويان در سطح كارشناسى و كليه علاقهمندان به ترجمه قرآن مىتوانند از اين كتاب استفاده كنند.
نگاهى به مصائب و دشوارىها از زاويهاى ديگر
اين كتاب مىكوشد تا جايگاه مصائب را در حيات آدمى وجهان هستى ترسيم سازد و آثار آنها، به ويژه نتائج صبر بر دشوارىها، را در سرچشمههاى فرهنگ دينى جستجو كند. زيربناى اين پژوهش، كاوش در منابع روايى و سيره وسنت پيامبران و اولياى معصوم(ع) و انسانهاى الگو بوده است. از اين روست كه خواننده گرامى، خود را در گلستانى از آيات و روايات خواهد يافت و گاه در فراوانى آنها خيره خواهد ماند. و چرا چنين نباشد; كه هر چه هست در خوان گسترده انبيا و اوصياست؟
نوشته سم كين
ترجمه مصطفى ملكيان
اين كتاب از مجموعه پديد آورندگان كلام جديد است و مىكوشد به طرح مساله دين در دوره جديد بپردازد. مراد از دوره جديد همان چيزى است كه امروزه به نام مدرنيسم مطرح است. از ويژگيهاى اين دوره آن است كه به عالم و آدم مىپردازد و دين هم از اين پردازش بىبهره نبوده است. تصور ما از مدرنيسم بيشتر به مظاهر خارجى آن معطوف بوده است و از لوازم فرهنگى و دينى آن كمتر باخبريم.
قلم دشوار نويسنده و ترجمه دقيق و البته نهچندان روان كتاب، فهم آن را مشكل ساخته است.
رمان گونهاى است كه مىكوشد تا در عرصهاى نوين، جنبههاى انسانى شخصيت آن بهشتى بانوى زمينى را باز بشناسد. اين «رمان دينى» گرچه بر پايه حقايق مسلم تاريخى بنيان يافته است، طراوت و نشاط و عاطفهانگيزى يك متن پرشور داستانى را نيز در خود دارد. به اين ترتيب، «بهشت ارغوان» مجموعهاى دلانگيز از خاطرههاى شكوهمند و جاودانه حيات بانو زهرا - سلام الله عليها - را جلوهگر مىسازد; جلوههايى ژرف، تاثير گذار، و پرشور!
اين كتاب توسط آقاى كمالالسيد به زبان عربى نوشته شده و جناب آقاى سيد ابوالقاسم حسينى به نثرى زيبا ترجمه كرده است.
همچنين در پنج ماهه گذشته مقالات بسيارى به دست ما رسيد، كه مورد پذيرش هيات علمى فصلنامه قرار نگرفت و از آنجا كه برخى از اين مقالات امكان درج در مجلات ديگر پيدا مىكنند از ذكر نام آنها خوددارى كرديم.
مؤسسات انتشاراتى و تحقيقاتى كه مايلند آثار چاپ اول آنها در فصلنامه حوزه و دانشگاه معرفى شود مىتوانند يك نسخه از آثار منتشر شده خود را به آدرس فصلنامه ارسال فرمايند.