مجلات >فصلنامه حوزه و دانشگاه>شماره 8

تاملات و اقتراحاتى در باب اسلامى كردن دانشگاهها

انقلاب اسلامى افق نوينى را به روى ملت ايران و امت اسلام گشود، در اين چشم‏انداز، اهداف، آرمانها و اميدهاى تازه‏اى تولد يافت، و آفرينش الگوى جديدى از فرهنگ و تمدن اسلامى در اذهان امت نقش بست، به دليل اصالت انديشه و فرهنگ در انقلاب اسلامى، حوزه و دانشگاه جايگاه ويژه‏اى يافتند و بر اساس انبوه نيازها و انتظارها با چالشى بزرگ مواجه شدند. اين دو نهاد گامهاى مباركى به سوى تقريب، درك و حل مشكلات برداشتند; حوزه در جهت آگاهى فزاينده زمان و علوم جديد و پاسخگويى به مسائل قدم برداشت و دانشگاه در راستاى آشنايى ژرفتر با اسلام و تربيت نيروهاى متعهد به مبانى اسلام و واقف بر فرهنگ بومى و كوشا در حل معضلات جامعه خود، گام زد. از اين رهگذر هر دو معهد، دستاوردهايى را نصيب بردند، اما همچنان نكته‏ها باقى است و گره‏هاى ناگشوده در انتظار همتهاى بلند و دستهاى گره‏گشا.

اينك سخن از دانشگاه و انتظارات از آن است كه پس از سخنان مقام معظم رهبرى خطاب به مسئولان و متصديان وزارت فرهنگ و آموزش عالى در خصوص اسلامى كردن دانشگاهها محل نظر و مورد مناقشه و نقض و ابرام قرار گرفته است. در اين زمينه هرچه گفته و نگاشته شود، مشروط بر آنكه برگ جديدى بروياند و نكته‏اى نو بپروراند، زايد و بيجا نيست و از آنجا كه احتمال و خوف آن مى‏رود كه در مواجهه با كلام بلند رهبرى و اين ايده پر ارج و والا كه همزاد و جوشيده از متن انقلاب اسلامى و ملهم از زلال انديشه‏هاى امام راحل «رض‏» است، با شعار و احساس صرف و حركتهاى مقطعى و ناپايدار برخورد شود، بر همه دانشگاهيان و حوزويان و مخاطبان رهبرى فرض است از سر دلسوزى و دلدادگى بدين مهم و طراحى و برنامه‏ريزى در اين راستا اهتمام ورزند. از اين رو تاملات و اقتراحاتى به اميد سودمندى تقديم مى‏شود.

1- مراد از دانشگاه اسلامى آن است كه:

الف - وضع و حال محيط درسها و روابط استاد و دانشجو به گونه‏اى باشد كه در مجموعه فارغ‏التحصيلان، خوبها (يعنى نيروهاى متعهد متخصص در هر زمينه) استثنا نباشند.

ب - دانشجويان در سايه تعاليم و معارف اسلامى تربيت‏شوند و در سايه اين تربيت‏به خلاقيت علمى-پژوهشى و توسعه مرزهاى علم و دانش دست‏يابند.

ج - چنين تربيتى دانشجو را بايد انديشمند، مؤمن، مفيد به حال جامعه، سياسى و انقلابى بارآورد.

2- شوراى عالى انقلاب فرهنگى و وزارت فرهنگ و آموزش عالى به عنوان مخاطب اصلى سخن رهبرى و عاليترين مسئول اجرايى، شايسته است از كلى‏گويى و مجمل‏پردازى بيرون آمده، به تدوين عالمانه و محققانه برنامه‏اى جامع و دراز مدت بپردازند. براى تدوين برنامه فوق قبل از هر چيز لازم است‏يك هيات پژوهشى مركب از صاحبنظران و اساتيد حوزه و دانشگاه با فراغ بال و امكانات مورد نياز بدين ماموريت گمارده شوند، نبايد گمان بريم تدوين و تنظيم چنين برنامه فرهنگى به سادگى ميسر مى‏شود و از افراد پر مشغله و تركيبهاى ضعيف برمى‏آيد، و نيز نبايد كميته‏هايى را مامور كرد كه به شهادت تجربه گذشته، حتى يكبار هم تشكيل جلسه ندادند.

اعضاى اين شورا بايد كسانى باشند كه در گنجينه ذهن آنها تجربه عملى، فكر پويا و ايمان بى‏شائبه بهم آميخته و با صرف وقت و اتخاذ شيوه‏هاى كارآمد تحقيقى بدين مهم بپردازند، اين كار مهم دست كم در حد تغيير نظام آموزشى در آموزش و پرورش عنايت و توجه ويژه مى‏طلبد.

3- در سياستگذارى و برنامه‏ريزى فرهنگى و اسلامى دانشگاه، هم مفاهيم بايد وضوح يابد، هم اهداف و هم روشها، در هر سه قلمرو اجمالها و ابهامهايى به چشم مى‏خورد و بسى برداشتهاى متفاوت و ناسازگار و تناقض‏آميز وجود دارد. هرگونه برنامه و اجرا نيازمند ايضاح اين سه قلمرو است و اقدام عملى و مؤثر اين گونه ابهامها و بى‏برنامگى را برنمى‏تابد.

در «برنامه جامع فرهنگى دانشگاهها» همه عناصر و محورها و اركان بايستى مشخص شده، مسئوليتها، وظايف و نقش هريك در جهت هدف و در جهت فرهنگ معنوى اسلام تعيين شود، اهم اين عناصر و محورها عبارت است از: نقش‏مديريت، استاد، دانشجو، تشكلهاى‏دانشجويى،برنامه‏درسى،شيوه‏گزينش‏وارزيابى‏ونهادنمايندگى رهبرى.

4- به كار بستن چنين برنامه‏اى در راستاى شكوفايى و استقلال و بومى سازى علوم و حاكميت فرهنگ دينى و معنوى اسلام، مطمئنا هنگامى قرين موفقيت‏خواهد بود كه در مقام اجرا گروهى بر همه مراحل، نظارت و ارزيابى كنند و نتايج را به شوراى سياستگذارى انتقال دهند.

در محورهاى ارزيابى برنامه و عملكرد مسئولان نكات زير قابل توجه است.

- از شعارهاى غيرقابل اجرا، مقطعى و زودگذر بايد پرهيز كرد.

- ملاحظات خطى، جناحى و گروهى را در اين تلاش مبارك كنار نهاد.

- از شيوه‏هاى تحميلى و تنبيهى، در حد توان، اجتناب كرده، پايه را بر اساس درون جوشى، شور و نشاط اسلامى و روشهاى تشويقى قرار داد.

- در اين برنامه بعد علمى و تقويت روح استقلال علمى، بايد با خط مشيهاى فرهنگى بهم آميزد، و تفكيك اين دو بعد بسى زيان بخش خواهد بود.

5- در تحقق و انجام اين رسالت‏سنگين، بايد دو نهاد بزرگ ديگر وظايف و مسئوليتهاى ويژه‏اى را بر دوش كشند: اول، حوزه علميه و نهادهاى وابسته، كه ضرورت آمادگى درونى آن و بهره‏گيرى از تواناييهاى آن مورد اشاره جدى مقام معظم رهبرى مى‏باشد، و اين مهم با چند سخنرانى و ملاقاتهاى معمولى با بزرگان حوزه برنمى‏آيد، حوزه نيز بايد با تجديدنظر در سازمان آموزشى خود، نيروهاى مستعد همكارى با دانشگاه را در خود بپروراند، متاسفانه روند آموزشى حوزه هنوز به گونه‏اى است كه با اين برنامه فاصله دارد; و دوم آموزش و پرورش، دانشگاه و دانشجو جوشيده از متن نظام آموزش و پرورش است و بدون برنامه‏ريزى فرهنگى در اين پايه، همه حركتها آب در هاون كوفتن است.

نگاهى عميق به مجموعه آموزشها و تربيت دينى به خصوص در طول دوران متوسطه ضرورى است. همان قدر كه به شيوه‏هاى آموزش مطالب علمى بها داده مى‏شود، بايد به شيوه و محتواى مطالب دينى نيز حساسيت‏به خرج داد. براساس يك تحقيق در كتابهاى دينى دوره دبيرستان، وضعيت طرح مسائل اعتقادى، ضعيف و خطابى و سهم اخلاق در ميان آنها اندك است. بخشى از كار شوراى سياستگذارى، نظارت بر فرآيند تربيت دينى و ابزار اين تربيت در قالب كتابهاى درسى دينى و غير آن، در طول دوران تحصيل است.

6- امروزه، طراحى و اجراى هر برنامه‏اى بر بنيادهاى مستحكم تحقيق و پژوهش نهاده شده است و در جريان ارزشمند اسلامى كردن دانشگاه، پژوهش را سرمايه و دستمايه قرار دادن و اهتمام بدان ورزيدن و آن را از اين وضع متشتت، ضعيف و اسفناك نجات دادن امرى ضرورى است، و به همين جهت‏بر نكات پيشين مى‏افزاييم كه تحقيق در اين زمينه داراى چند ساحت است:

- تحقيقات بنيادى در مبانى مسائل و فلسفه آن رشته‏هايى از علوم انسانى كه با مسائل ارزشى و معارف اسلامى تماس دارد و استخراج آراى اسلامى در اين عرصه‏ها، و تدوين منابعى بر آن پايه، و نيز بررسى كتابها و جزوه‏هاى درسى در اين قسمتها.

- جهت دهى تحقيقات علمى، اعم از علوم انسانى و ديگر رشته‏ها، به سوى مسائل، معضلات و نيازهاى جامعه خودى و دميدن روح استقلال علمى و نقادى در محققان و دانشجويان.

- تحقيق مستمر و تدوين كتابها و منابع در دروس معارف و اخلاق و تربيت اسلامى و مبانى انقلاب اسلامى به شكل متنوع و متناسب با رشته‏هاى گوناگون. اين امر نيازمند متصديان آگاه، امكانات وافى و تشكيل لجنه‏هاى ثابت است كه همواره درصدد رفع نقايص و تجديدنظر باشند.

- تحقيق و تاليف در رشته‏هاى دينى، اسلامى و قريب به آن مانند فلسفه عرفان، كلام، فقه، تفسير و علوم قرآنى و نظاير آن.

- «تحقيقات كاربردى‏» در همه ساحتهاى پيشين و بررسى ميزان موفقيت‏برنامه‏هاى گذشته به شكل علمى و محققانه، توسط گروههاى اختصاصى; دستاوردهاى اين بخش، در واقع، همه بخشهاى ديگر را پشتيبانى مى‏كند.

يادآورى اين نكته ضرورى است كه در هر يك از اين ساحتها، از طرفى وقوف كامل به پيشينه كامل بحث و انواع تحقيقاتى كه در اين زمينه‏ها در دنياى غرب و كشورهاى عربى به عمل آمده است و شبهه‏هاى مطروحه در آن ابعاد، ضرورت تام دارد و از طرف ديگر تعيين حوزه و قلمرو كار مراكز علمى-پژوهشى و نظارت بر آنها حادترين نياز موجود است. اينك در برخى موارد، كارها موازى و تكرارى انجام مى‏پذيرد و هر از چند گاهى بدون اطلاع از ديگر تحقيقات و برنامه‏هاى قبلى، طرحى تازه و نهاد جديد متولد مى‏شود و برخى بخشها نيز به كلى مفغول است.

مدير مسؤول