| مجلات >فصلنامه حوزه و دانشگاه>شماره 3 |
رسالتحوزه و دانشگاه
از اهداف فصلنامه، فراهم آوردن زمينههاى تقارب و تعامل فكرى، فرهنگى بين حوزويان و دانشگاهيان بويژه در مباحث علومانسانى و اجتماعى است، و از ديدگاه ما اگر اين مهم بدرستى و از ره صواب و اعتدال و واقعنگرى پىجويى شود، آرمانى خواهد بود كه با تحقق خودسودها عائد حوزه و دانشگاه خواهد كرد و نسلهاى امروز و فردا از اين شجره طيبه ميوههاى شيرين و تازه خواهند چيد. گام نخستبراى هر دو پايگاه علمى «احساس نياز» به چنين تعامل فكرى است. حوزه و دانشگاه بايد در يك وحدت استراتژيك در كنار يكديگر با تواضع علمى به گفتگو بنشينند و به رسالتخود اولا آگاه و ثانيا متعهد باشند. رسالت امروز حوزه و دانشگاه چيست و چه مىتواند باشد؟
رسالت مشترك اين دو معهد علمى، پاسخگويى به نيازهاى امروز جامعه اسلامى است. حفاظت و پاسدارى از ميراث عالمان و متفكران پيشين در زمينه علوم دينى و غير دينى گرچه فى نفسه و براى تشويق نسل حاضر سودمند است، ولى اين فقط جزء كوچكى از رسالت ماست كه گاهى آن را بيش از اندازه بزرگ مىكنيم. آيا به ميراث علمى خويش مىتوانيم چون كتاب معرفتبشرى و جام جهان نمايى نگاه كنيم كه همه پاسخها بروشنى در آن هويداست و فقط بايد زحمت مراجعه را بر خود تحميل كرد؟ آيا مىتوان از انبوه مسائل كلامى و فلسفى غافل بود و مدعى دفاع از مرزهاى اعتقادى، فرهنگى و باورهاى دينى شد؟ چگونه مىتوان از تحقيقات و مسائلى كه در فلسفههاى متنوع معاصر پديد آمده است، آگاهى نداشت و در عين حال ناخودآگاهانه پشتوانه برخى كاركردهاى اجرايى نظام را فلسفه پراگماتيستى (اصالت عمل) و پشتوانه برخى معرفتشناسيها را، فلسفه پوزتيويسم (اثبات گرايى) قرارداد. ما در مقام داورى و ارزش گذارى نيستيم، خوب يا بد، بايد مبانى سياستهاى علمى، فرهنگى و اجرايى حكومت در همين حوزه و دانشگاه تبيين شود و اين تبيين به همفكرى تلاش و زبان مشترك محتاج است تا آنكه از شيوه آزمايش و خطا در سياستهاى اجرايى و از تقليد و تغافل در نظريههاى علمى مصون بمانيم. در اين راستا لازمست محورهاى ثابت و متغير را در معرفت دينى تشخيص داد و آن دسته از دانشهاى عصرى را كه با محورهاى ثابت دين تعارضى ندارند و از طرفى در قلمرو نظريهپردازى و نقد و تبيين مسائل مطرح در حوزه و دانشگاه مؤثرند، شناسايى و بررسى نمود.
در مباحثبنيادى و متودولوژيك بايد نظريه و ديدگاههاى بديل بعنوان طرف مباحثه قلمداد شوند و چون علماى سلف كه از مجموعه آراء و نظرات موافق و مخالف خود بهره مىجستند، ما نيز از ديدگاههاى گوناگون استفاده كنيم; به طور مثال امروزه در عرض مباحث الفاظ اصول فقه (كه در فهم گزارههاى دينى و علىالخصوص فقهى بسيار مؤثرند)، نظريههايى در فلسفه تحليل زبانى،روان شناسى زبان، زبان شناسى و هرمنوتيك (با اندك مسامحه علم التاويل) وجود دارد كه مىتوان گفت احتمال تاثير اين آراء در مبانى اصولى ما وجود دارد و نيز در زمينههاى عرفان و اخلاق توجه به مباحث فلسفه اخلاق، روانشناسى تربيتى و تعليم و تربيتبه معناى خاص آن مىتواند در ارائه معارف الهى به صورت آكادميك كاملا مؤثر باشد.
- آيا مىتوان در برخورد با نظريههاى علمى در علوم و بويژه علوم انسانى، از صحت و سقم پيشفرضهاى پيدا و ناپيداى آنها غافل ماند و چند و چونى در باب آنها نكرد؟
- آيا مىتوان از تاثير عقل و شهود در اثبات يا ابطال نظريهها غافل بود و به نوعى تجربهگرايى افراطى تن داد؟
- آيا مىتوان هنوز مانند برخى اينگونه انديشيد كه با گذراندن يكدوره درس خارج اصول، نقادى و تحليل در همه ابواب علوم انسانى در شخص ظاهر مىشود؟ شكى نيست كه چنين دورهاى در به فعليت رساندن قوه نقادى و استنباط مؤثر است اما در عرصه علم و تحقيق فقط يك بال آن قوه نقد است و بال ديگر اطلاعات پايه تحقيق است كه فقط با خوض در بافت و محتواى آن علم دستيافتنى است; حتى در عرصههاى محدودترى چون فقه، فقيه نمىتواند موضوع ناشناخته، حكمى صادر كند. اينك آيا مىتوان در شناخت موضوع و ارائه احكام اجتماعى اسلام بدون مدد جستن از مطالعاتى در باب جامعه شناسى، جامعه شناسى دين، فرهنگ، توسعه و لوازم آن موفق بود؟
به نظر مىرسد براى چنين آرمانى كه حوزه و دانشگاه وراى رشتههاى تخصصى خود بتوانند ارائه رهنمود كنند و به رسالتخويش يعنى پاسخگويى به نيازها توفيق يابند، نظام آموزشى ما محتاج تاسيس علوم بين رشتهاى است. سخن از تخصصى شدن علوم چه در حوزه و چه در دانشگاه در هر سطحى مطلوب نيست، بلكه در سطوح عالى تحصيلات بايد دورههاى بين رشتهاى ايجاد شوند و مسائل چند علم مختلف را از بيرون و درون و با ديدگاهى تطبيقى بررسى كنند. امروز در دنيا فارغ التحصيلان علوم بين رشتهاى چون پزشكان مهندسى و فيزيكدانهاى فيلسوف علم متكلم و... صاحبان توفيق و نظريه پردازيهاى جديد هستند و علىرغم باور بسيار رايجى كه در مورد استقلال رشتهاى وجود دارد، تاريخ علم نشان مىدهد كه چه بسيار پيشرفتهاى جدى كه از پيوند رشتههاى مختلف حاصل شده است.
اما چگونگى تاسيس اين رشتهها، دانشجويان و برنامههاى درسى آن به بحث و بررسى كارشناسانى فرهيخته از حوزه و دانشگاه محتاج است.
فصلنامه حوزه و دانشگاه از مقالات و بررسيها در زمينه علوم بين رشتهاى بجد استقبال مىكند.