مجلات >فصلنامه حوزه و دانشگاه>شماره 3

بررسى مشكلات بانكدارى بدون ربا

در جمهورى اسلامى ايران

گروه اقتصاد

مهمترين وظيفه بانكها، جذب و تجهيز وجوه سرگردان و راكد، و تخصيص آنها براى تامين نيازهاى مالى افراد و مؤسسات است.

بانكها با در اختيار داشتن بخش عمده‏اى از پول كشور، نقش بسيار حساس و مهمى در اقتصاد جامعه بازى مى‏كنند، و به واسطه اين نقش حساس، دولتها بر نظارت و كنترل بانكها اهتمام مى‏كنند، تا از بانكها به صورت اهرم نيرومندى در نيل به اهداف و برنامه‏هاى اقتصادى خود(كه متكى بر امكانات، نيازها و ارزشهاى حاكم بر جامعه مى‏باشد) استفاده نمايند.

در نظامهاى كنونى جهان، فعاليت اكثر بانكها ربوى است. و حتى در غالب كشورهاى اسلامى نيز وضع به همين قرار است.

پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، به منظور اسلامى شدن فعاليت‏بانكها، ابتدا ربا(دريافت‏بهره) ممنوع اعلام گرديد، و پس از تنظيم قانون عمليات بانكى و تصويب آن در مجلس شوراى اسلامى و تاييد شوراى نگهبان، بانكها موظف شدند بر اساس اين قانون و آيين‏نامه و دستورالعملهاى اجرايى آن عمل كنند.

قانون عمليات بانكى بدون ربا، نقش بانكها را در جهت انجام وظايف بانكى دچار دگرگونى كرد، و اكنون پس از ذشت‏حدود يك دهه از آغاز تحول در سيستم بانكى، بانكدارى بدون ربا در جمهورى اسلامى ايران، با مشكلاتى روبه روست، كه بايد در صدد شناخت آنها و ارائه راه حل برآمد.

در تحقيق حاضر كه گروه اقتصاد دفتر همكارى با مساعدت معاونت پژوهشى وزارت اقتصاد و دارايى به عمل آورده، مشكلات بانكدارى بدون ربا و راه‏حلهاى پيشنهادى، به لحاظ نظرى و عملى مورد بررسى قرار گرفته است، به اميد آنكه ارائه چنين تحقيقاتى، در اسلامى‏تر شدن عمليات بانكها مؤثر افتد.

مشكلات بانكدارى بدون ربا

بحث درباره مشكلات بانكدارى بدون ربا، به معناى ناديده گرفتن امتيازهاى اين شيوه بر بانكدارى ربوى، و نيز به معناى عدم ضرورت به كار گيرى آن نيست، بلكه در جامعه اسلامى، هر چند به كار گيرى اين شيوه مشكلاتى را در پى داشته باشد; به دليل اتكاى بر ارزشهاى دينى، قابل تحمل و عملى خواهد بود. در اين ميان، شناخت مشكلات و رفع آنها ما را به اهداف خويش نزديك مى‏كند.

منظور از بانكدارى بدون ربا، مجموعه مدون قانون عمليات بانكى و آيين نامه و دستورالعملهاى اجرايى آن است، كه بانكهاى جمهورى اسلامى ايران موظف شده‏اند، فعاليتهاى خود را بر اساس آنها انجام دهند. ابتدا در اين بخش ما به مقايسه اين عمليات با عمليات بانكدارى ربوى پرداخته، و مشكلات آن را مطرح مى‏كنيم.

مشكلات بانكدارى بدون ربا، در مقايسه با بانكدارى ربوى، تحت عناوين زير مورد بررسى قرار مى‏گيرد:

1/1 - پيچيدگى كار در بانكدارى بدون ربا;

2/1 - ضرورت آموزشهاى ويژه بانكدارى;

3/1 - فقدان اهرم كافى و مؤثر جهت جذب سپرده‏ها;

4/1 - محدوديت‏بهره‏گيرى از عقود;

5/1 - بالا بودن هزينه تسهيلات.

1/1 - پيچيدگى كار در بانكدارى بدون ربا

عمده تسهيلات بانكى در بانكدارى ربوى، به صورت وام نمود پيدا مى‏كند. بانكها با دريافت پس‏انداز و سپرده از اشخاص و مؤسسات، با توجه به طول مدت پس‏انداز و مبلغ آن، اصل سپرده و بهره آن را مطابق نرخ از پيش تعيين شده، به آنان پرداخت مى‏كنند. دريافت اين نوع سپرده‏ها و محاسبه بهره آن از سادگى برخوردار است، و سپرده‏گذاران و بانكها براحتى به اين كار اقدام مى‏نمايند.

دريافت تسهيلات و اعتبار بانكى توسط مشتريان و نيز مكانيزم ساده وامگيرى از بانك، روند دريافت تسهيلات را ساده نموده است و وام‏گيرندگان بدون هيچ‏گونه نظارتى در مورد مصرف مبلغ دريافتى، آن را جهت‏برآورده ساختن نيازهاى خود مصرف مى‏كنند.

اين شيوه هيچ‏گونه مشكل و يا بى‏اطمينانى براى سپرده‏گذاران در پى‏نخواهد داشت، و پس از انعقاد قرار داد و گشايش حساب، بهره‏اى كه به آنان تعلق مى‏گيرد و همچنين كيفيت‏برداشت از حسابشان، كاملا مشخص و معين است.

ولى در بانكدارى بدون ربا شيوه وامدهى و وامگيرى، تنها در حسابهاى قرض‏الحسنه پس‏انداز و جارى به كار گرفته مى‏شود، كه به اينگونه از حسابها علاوه بر كمى حجم آنها نسبت‏به ساير وجوهى كه به بانكها سپرده شده‏اند، هيچگونه بهره و يا سودى تعلق نمى‏گيرد، و احيانا به منظور تشويق صاحبان اين سپرده‏ها، بانكها جوايزى به آنان اعطا مى‏كنند; ولى در ساير وجوه سپرده شده به بانك، به جهت نقش وكالت(واسطه‏گرى) بانكها، بانك، آزادى هر گونه استفاده از وجوه را نداشته، و صرفا مطابق قراردادهاى منعقده، به تخصيص آنها مى‏پردازند. در يك دسته‏بندى كلى مى‏توان رابطه بانك و مشتريان را در دو شكل خلاصه كرد:

رابطه اول: رابطه وامدهى و وامگيرى بدون بهره، كه بدون هيچ‏گونه مشكلى انجام مى‏گيرد.

رابطه دوم: رابطه‏اى كه بانك در آن نقش ميانجى و وكيل را بازى مى‏نمايد. مشكلاتى كه براى سپرده‏گذاران وجود دارد، از همين رابطه ناشى مى‏شود; زيرا صاحبان وجوه، سپرده‏هاى خود را به عنوان وام در اختيار بانك قرار نمى‏دهند، بلكه به عنوان سپرده سرمايه‏گذارى به بانكها مى‏سپارند.

سپرده‏گذارى به منظور سرمايه‏گذارى در بانك، ممكن است‏به دو صورت انجام پذيرد: يك نوع سپرده‏گذارى جهت تامين سرمايه لازم براى پروژه معين اقتصادى; و نوع ديگر، سپرده‏گذارى جهت تامين سرمايه به صورت مشاع، براى همه پروژه‏هايى كه توسط بانك در آنها سرمايه‏گذارى مى‏شود; كه در هر دو نوع از سپرده‏گذارى، صاحبان وجوه، بانك را به عنوان وكيل خود در عقد قرار داد و يا سرمايه گذارى مستقيم، تعيين مى‏كنند.

در سپردن چنين وكالتى به بانكها، كه گاه شامل وكالت در توكيل نيز مى‏باشد، سپرده‏گذاران علاوه بر اينكه از ابتدا ميزان سودشان مشخص نشده است، ناچارند در زمينه ميزان كارايى بخشهاى مختلف اقتصادى (به منظور سرمايه‏گذارى در آن بخشها) و از مسائل مربوط به قرار داد(جهت مشروعيت آن)، و درباره اختياراتى كه ناگزير به بانك اعطا مى‏كنند، اطلاعاتى كسب كنند. و موارد مذكور ضمن كند نمودن روند سپرده‏گذارى، سپرده‏گذاران را با بى‏اطمينانى مواجه مى‏سازد; زيرا قرارداد وكالت‏سپرده‏گذاران، به بانكها اين امكان را مى‏دهد تا بتوانند در محاسبه سود با سپرده‏گذاران و دريافت كنندگان اعتبار، مصالحه نمايند، و يا از وجوه آنان به صورت مشاع در موارد مورد نظر و طبق صلاحديد بانك استفاده گردد، و در نهايت مبلغى كه از محاسبه به دست مى‏آيد، به عنوان سود به سپرده‏گذاران بازگردانند.

نكته حائز اهميت، توجه سپرده‏گذاران به بندهاى مندرج در قرار داد و مفاهيم آنهاست، كه به دليل تعدد قرار دادها و يا تلفيق چند قرارداد در يك قرار داد، و حتى مفاهيم نامانوس بعضى از آنها، سپرده‏گذارى در بانكدارى بدون ربا را با مشكلاتى مواجه ساخته است. عدم توجه به مفاد قراردادها، علاوه بر لطمه زدن به صحت معاملات و قراردادها، چشم اندازى ربوى براى فعاليتهاى بانكى ايجاد خواهد نمود.

مشكل ديگر آن است كه اعطاى تسهيلات در بانكدارى ربوى نيز به صورت وام(قرض) به متقاضيان ارائه مى‏گردد، و پس از دريافت وام، متقاضى خود را مالك وجوه دانسته، و تنها پس از گذشت زمانى كه براى وام در نظر گرفته شده است، خود را موظف به پرداخت قرض مى‏داند; همچنان كه بانك نيز تنها به توان بازپرداخت متقاضيان نظر دارد و هيچ‏گونه توجهى به موارد مصرف آنها ندارد.

اما در سيستم بانكدارى بدون ربا، متقاضيان در اخذ تسهيلات و اعتبارات، با محدوديتها و مشكلاتى مواجه مى‏باشند كه به توضيح آنها مى‏پردازيم:

تسهيلات در بانكدارى بدون ربا، تحت عناوين و قراردادهاى معين زير اعطا مى‏گردد:

1 - مضاربه

2 - مشاركت مدنى و حقوقى

3 - جعاله

4 - فروش اقساطى

5 - اجاره به شرط تمليك

6 - خريد دين

7 - معاملات سلف

8 - مزارعه

9 - مساقات

10 - قرض الحسنه

بهره‏بردارى از اين تسهيلات -كه در قالب يكى از عقود نامبرده اعطا مى‏گردد- بايد در دايره معين آن قرار داد صورت گيرد، و آشنايى كافى با ضوابط و شرايط آن، جهت دريافت تسهيلات مربوط و استفاده از آن امرى ضرورى است; زيرا چنانچه اعتبارات مذكور در غير مورد قرارداد هزينه شود، مشكلات حقوقى و شرعى را در پى‏خواهد داشت، و گاهى به بطلان قرار داد و عدم مشروعيت معاملات مى‏انجامد; به عنوان مثال: تسهيلات در قالب مضاربه صرفا جهت انجام امور بازرگانى و تجارت مى‏باشد، و چنانچه براى امور كشاورزى و... استفاده گردد، موجب بطلان قرارداد مى‏شود. علاوه بر آنكه به‏دليل عدم آشنايى متقاضيان با مفاد قراردادها، تلقى ربوى بودن بانك تا تثبيت كامل نظام بانكدارى اسلامى و انس بيشتر مردم با قراردادهاى مذكور، وجود خواهد داشت.

2/1 - ضرورت آموزشهاى ويژه بانكدارى

در بانكدارى بدون ربا به دليل تعدد قراردادها و محدوديتهايى كه در بهره‏گيرى از پاره‏اى عقود وجود دارد، و همچنين به منظور عمل مطابق با دستورات شرع مقدس اسلامى، ضرورت آموزش كارگزاران بانكى و مراجعان به آنها امرى بديهى و لازم است; زيرا بدون آموزش كافى ممكن است نتايج نامطلوبى پديد آيد; از قبيل عدم موفقيت در دريافت تسهيلات مناسب از بانك، انعقاد قراردادهاى ناصحيح و نابجا و در نتيجه محروميت از دريافت تسهيلات مناسب، جنبه صورى پيدا كردن قراردادها و فعاليتهاى بانكى، بطلان قراردادها، حرمت درآمد و سود، بى‏مبالاتى مردم در رباخوارى، عدم همكارى افراد متدين با بانك و بالاخره ربوى شدن نظام بانكدارى.

بر اين اساس، توضيح و تفسير مفاد انواع قراردادها و كيفيت كار برد آنها، و استفاده بهينه از تسهيلات آموزش در بانكدارى بدون ربا امرى ضرورى است; زيرا تسهيلات در قالب وام، در هر زمان مى‏تواند مشكل مالى فرد را حل نمايد; ولى تسهيلاتى كه در بانكدارى بدون ربا اعطا مى‏گردد، چه بسا در بعضى از موارد در اثر بى‏توجهى و يا تاخير در مراجعه به بانك و انعقاد قرارداد، نتواند (به طور كامل و يا صحيح) مشكل گشا باشد; به عنوان مثال: استفاده از قرارداد جعاله و يا فروش اقساطى جهت تعمير واحدهاى مسكونى و يا خريد لوازم خانگى، در زمانى امكان پذير است كه تعميرات پايان نيافته، و يا آن كالا خريدارى نشده باشد; ولى چنانچه به طريقى تعمير انجام گرفت و يا كالا خريدارى شد، به منظور پرداخت ديون مربوطه، امكان استفاده از قرارداد جعاله نيست، و تنها مى‏توان از طريق قرض‏الحسنه، مشكل را حل نمود و قهرا به دليل كمى حجم و امهاى قرض‏الحسنه، همه افراد نمى‏توانند از آن براى رفع نيازمنديهاى خودشان بهره‏مند گردند.

3/1 - فقدان اهرم قوى و مؤثربراى جذب سپرده‏ها

در بانكدارى ربوى، نرخ بهره از پيش تعيين شده، اهرمى بسيار قوى و مؤثر در جذب سپرده‏ها به بانك مى‏باشد، و بانكها مى‏توانند هر زمان كه بخواهند با كم يا زياد نمودن نرخ بهره، حجم سپرده‏هاى بانكى را كاهش و يا افزايش دهند. همچنانكه تغيير در نرخ بهره نيز مى‏تواند حجم تقاضاى تسهيلات را افزونتر و يا از حجم آن بكاهد.

ولى در بانكدارى بدون ربا، به دليل حرمت ربا و ممنوعيت پرداخت‏بهره به سپرده‏گذاران، و يا دريافت‏بهره از دريافت‏كنندگان تسهيلات بانكى، بايد از اهرم ديگرى جهت دستيابى به اين هدف استفاده شود; زيرا در حالتهاى مختلف اقتصادى و شرايط ويژه هر زمان، براى اعمال سياستهاى اقتصادى، دولتها نيازمند به اهرمى قوى مى‏باشند، تا بتواند حالت تورمى و يا ركود جامعه را اصلاح نمايند.

اين اهرم جهت جذب سپرده‏ها، به دليل دوگانگى وجوه مالى كه بانكها دريافت مى‏كنند، در بانكدارى بدون ربا متعدد است، و نمى‏توان براى هر دو از اهرمى واحد استفاده كرد. لذا جهت جذب سپرده‏هاى قرض الحسنه، مى‏بايست‏با بيان آثار و فوايد قرض‏الحسنه و اجر اخروى آن، انگيزه‏هاى معنوى و حس نوع دوستى مردم را تقويت نمود، و يا از جوايز بانكى استفاده كرد تا چنين سپرده‏هايى جذب بانكها شود.

آنچه مسلم است، در اين نوع از سپرده‏ها بويژه در زمانهايى كه ارزش پول دستخوش تغييرات شديد است، بانكدارى بدون ربا نمى‏تواند بجز انگيزه‏هاى معنوى، از اهرمهاى ديگر قوى و مؤثرى استفاده نمايد; و اين انگيزه‏ها نيز نمى‏تواند در همه شرايط، وجوه مورد نياز بانكها را جذب نمايد. (البته راههايى جهت تقويت اين انگيزه‏ها و نيز براى جبران كاهش ارزش پول وجود دارد، كه در بخش راه‏حلها مطرح خواهد شد.)در بانكدارى بدون ربا در مورد سپرده‏هاى سرمايه‏گذارى، از اهرم سود انتظارى و على‏الحساب استفاده مى‏شود، كه اين اهرم در صورت نبود بانكهاى مشابه و يا بانكهاى ربوى رقيب، مى‏تواند از كارآيى نسبتا خوبى برخوردار باشد; ولى مطمئنا كارآيى، سود قطعى (بهره معين) را نخواهد داشت، مگر آنكه همواره نرخ سود انتظارى بانك، بالاتر از نرخ بهره متعارف باشد كه اين امر ممكن نيست; زيرا بانكهاى غير ربوى و خصوصا بانكهاى دولتى، ملزم به حركت در جهت‏سياستهاى اقتصادى دولت و همچنين مراعات مصالح عمومى جامعه هستند، و دستيابى به اين اهداف، مستلزم رعايت اصولى، همچون تعيين نرخ مناسب سود و يا درصد معينى از سود حاصله براى دريافت كنندگان تسهيلات، و در نهايت، استفاده از عقود متعدد شرعى است. در حالى كه ساير مؤسسات مالى و يا بانكهاى ربوى، غالبا بالا بردن سود و بهينه سازى آن را مد نظر دارند، و معمولا از عقودى كه ريسك كمتر و سود بيشترى دارد استفاده مى‏كنند، و توجهى به مصالح عمومى جامعه ندارند.

بانكدارى بدون ربا براى جذب سپرده‏هاى جارى نيز نمى‏تواند از اهرم قوى پرداخت‏سود مشخص و معين بانكدارى ربوى استفاده نمايد، و امتياز اين سپرده‏ها براى سپرده‏گذاران، تنها در مواردى، از قبيل خدمات بانكى در انتقال وجوه، حوالجات، امكان بهره‏گيرى از چك و حق تقدم در دريافت تسهيلات و... خلاصه مى‏شود، كه در بانكدارى ربوى نيز وجود دارد.

4/1- محدوديت‏بهره‏گيرى از عقود

در بانكدارى ربوى، از آن جهت كه وجوه سپرده‏گذران به عنوان وام از آنان دريافت مى‏شود، و تسهيلات بانكى نيز به صورت وام به متقاضيان تحويل مى‏گردد، دست‏بانك و دريافت كنندگان تسهيلات، در به كارگيرى وجوه باز بوده، و متقاضيان تسهيلات مى‏توانند وجوه دريافتى را در موارد دلخواه خود (اعم از امور توليدى، تجارى، مصرفى و...) به كار گيرند. همچنان كه بانكها بدون دغدغه خاطر، پس از اطمينان از توانايى بازپرداخت متقاضى، تسهيلات مورد نيازش را به صورت وام در اختيار او قرار مى‏دهند، و در سر رسيد معين، مبلغ وام و بهره معين آن را دريافت مى‏كنند. بر اين اساس، محدوديتى براى بانكها در اعطاى تسهيلات و براى دريافت كنندگان در به كارگيرى تسهيلات وجود ندارد.

اما در بانكدارى بدون ربا، تسهيلات بانكى به چهار گروه عمده زير تقسيم مى‏شود:

1 - گروه مشاركتها; همچون مشاركت مدنى و حقوقى، مضاربه، مزارعه، و مساقات;

2 - گروه مبادلات; مانند فروش اقساطى، اجاره به شرط تمليك و معاملات سلف;

3 - گروه تعهدات; مانند جعاله و ضمانتنامه;

4 - گروه وام قرض الحسنه.

بنابراين بانكها نمى‏توانند، همانند سيستم ربوى، تسهيلات خود را فقط به صورت وام پرداخت نمايند; زيرا حجم كمى از تسهيلات به صورت وام(قرض الحسنه)، و غالب آنها در چار چوب عقود و قراردادهاى ديگر به بانك تحويل مى‏گردد، و يا به عنوان تسهيلات بانكى در اختيار متقاضيان قرار داده مى‏شود. و از طرف ديگر، ساير عقود در بانكدارى بدون ربا از قابليتهاى عقد وام(قرض) بهره‏مند نيستند.

بجز قرارداد قرض الحسنه و تسهيلاتى كه در چارچوب اين قرارداد به متقاضيان پرداخت مى‏گردد، ساير قراردادها، تنها در گروه خاص خود قابليت‏به كارگيرى دارند، و امكان بهره‏گيرى در غير موارد تجويز شده در قانون و شرع وجود ندارد; به عنوان مثال: از قرارداد مضاربه كه بايد در امور تجارى استفاده شود، نمى‏توان تسهيلاتى، مانند بنا، تعمير و يا تكميل ساختمان استفاده نمود; و يا در موردى كه بايد از قرارداد معاملات سلف بهره گرفت، نمى‏توان تسهيلات ويژه فروش اقساطى و يا جعاله را دريافت كرد. لذا براى همه نيازهاى اقتصادى و تحت هر شرايطى نمى‏توان از اين عقود استفاده كرد، و قابليت هر عقد، منحصر به حيطه فعاليتهاى اقتصادى خاص خويش است; علاوه بر آنكه محدوديتهايى نيز براى كارگزاران بانكها دربر خواهد داشت. بانكها ناگزير از ارزيابى و حصول اطمينان از سودآورى پروژه‏ها مى‏باشند، و پس از برآورد ميزان سود احتمالى پروژه‏ها بايد با دريافت كنندگان تسهيلات، در ميزان سهم آنان از سود به توافق برسند، و بر مراحل پيشرفت كار نظارت نمايند.

با توجه به مطالب مذكور، بانك و متقاضى تسهيلات، در به كارگيرى وجوه داراى آزادى عمل نيستند، چه اينكه بانكها تحت ضوابط مشخصى به اعطاى تسهيلات و محاسبه سود و زيان و بررسى واقعى بودن نياز متقاضى و نوع آن، و قدرت باز پرداخت و... مى‏پردازند، و اين ضوابط و الزامات، مشكلاتى، از قبيل لزوم نظارت و تمهيدات لازم جهت كنترل تخلفات و استخدام كارشناسان لايق و... را در پى خواهد داشت.

5/1 - سنگين‏تر بودن هزينه تسهيلات

هزينه تسهيلات در بانكدارى بدون ربا، حداقل به دو دليل، بيشتر از هزينه تسهيلات در بانكدارى ربوى مى‏باشد: يكى ورود بانك در بخش حقيقى اقتصاد; و دوم: نقش واسطه‏گرى بانك.

هرچند هزينه‏هاى ناشى از ورود بانك به بخش حقيقى اقتصاد، هزينه‏هاى طبيعى و غير زايدى است كه دريافت كنندگان تسهيلات از بانكهاى ربوى نيز به هنگام سرمايه‏گذارى بايد آن را بپردازند; ولى در مقايسه بانكدارى بدون ربا با بانكدارى ربوى، اين هزينه‏ها در سبد هزينه‏هاى تسهيلات به حساب مى‏آيد. همچنين است هزينه‏هايى كه از تغيير نقش بانك به وجود آمده است، و بانك به دليل عدم استقلال در به كارگيرى سپرده‏ها و نقش وكالت و واسطه‏گرى آن، مجبور به پرداخت هزينه‏هايى، همچون هزينه نظارت، محاسبه سود و زيان و... گرديده است. هزينه‏هايى كه مى‏توان در سبد هزينه تسهيلات بانكدارى بدون ربا مشاهده نمود عبارتند از:

1 - هزينه ارزيابى و كارشناسى;

2 - هزينه نظارت;

3 - هزينه بيمه;

4 - هزينه ثبت;

5 - هزينه اطلاعات و بازاريابى;

6 - هزينه محاسبات سود و زيان;

7 - هزينه‏هاى زمانى(هزينه فرصت مناسب و طولانى شدن زمان دريافت تسهيلات);

8 - هزينه جبران ريسك نسبت‏به اصل سرمايه و سود آن.

مشكلات بانكدارى بدون ربا در جمهورى اسلامى ايران

در اين بخش به بررسى مشكلاتى مى‏پردازيم كه بانكدارى بدون ربا به هنگام اجراى قانون عمليات بانكى و آيين‏نامه‏ها و دستورالعملهاى اجرايى با آن مواجه گرديده است.

برخى از اين مشكلات در مرحله‏گذار از شيوه بانكدارى ربوى به بانكدارى بدون ربا، امر طبيعى به نظر مى‏رسد; ولى طولانى شدن اين مرحله و عدم توجه به راههاى عملى حل مشكلات، ضرورت بررسى آنها و ارائه راه حلهاى مناسب را دو چندان مى‏نمايد.

در اين بخش، بررسى مشكلات بانكدارى بدون ربا در جمهورى اسلامى ايران، در سه قسمت صورت مى‏پذيرد كه به شرح ذيل است:

1 - مشكلات جذب نقدينگى;

2 - مشكلات اعطاى تسهيلات و اعتبارات;

3 - مشكلات ديگر.

1/2 - مشكلات جذب نقدينگى

1/1/2 - عدم آشنايى با شيوه جديد بانكدارى

پس از گذشت‏حدود يك‏دهه از آغاز تحول در سيستم بانكى كشورمان، هنوز كارگزاران بانكى و مراجعه كنندگان به بانك، آشنايى كافى با نحوه كار بانك پيدا نكرده‏اند، و بر اساس آمار و اظهار نظر رؤساى بانكها، تنها 7/29 % از مراجعان و 8/55 % از كارمندان بانكها، با قانون عمليات بانكدارى بدون ربا و يا شيوه كار بانكدارى كنونى كشورمان آشنايى دارند.

البته در مواردى، همچون حساب قرض الحسنه پس انداز و يا حساب جارى، به دليل مشابهت آنها با حسابهاى پس‏انداز و جارى در بانكهاى ربوى، اين آشنايى بالاتر است، و تنها توجه آنان به قرض الحسنه بودن اينگونه از حسابها و عدم انتظار بهره از سوى سپرده‏گذاران، براى صحت قراردادها و مشروعيت آنها كافى است; ولى با وجود اعطاى جوايز در اينگونه حسابها، احتمال دارد افراد كم اطلاع، از بانكدارى بدون ربا تصورات نادرستى داشته باشند.

اما تفاوت حسابهاى سپرده(اعم از كوتاه مدت و يا بلند مدت)، با حساب پس‏اندازبانكهاى ربوى، بر بسيارى از مراجعان و حتى كارگزاران بانكى روشن نيست.

عدم آشنايى مراجعان به بانكها -با توجه به اطلاعات و آمار- به اندازه‏اى زياد است، كه در يك پژوهش، از حدود صد نفر، در پاسخ به اين سؤال كه چه تفاوتى بين سود و بهره وجود دارد، 67 نفر هيچ‏گونه تفاوتى بين اين دو قائل نشده‏اند، و عده‏اى كه تفاوتى قائل شده‏اند، با نظر به پاسخهاى آنان مى‏توان دريافت كه معناى سود و يا بهره و تفاوت آن دو را درست تشخيص نمى‏داده‏اند.

معمولا سپرده‏گذاران به هنگام افتتاح حساب، به ميزان سود سپرده‏ها مى‏انديشند، و غالبا كارت افتتاح حساب را بدون مطالعه و يا بدون توجه به مندرجات آن امضا مى‏نمايند. عدم آشنايى و بى‏توجهى به مفاد قرارداد در اينگونه از حسابها، مشكلاتى قانونى و شرعى در پى‏دارد، و در برخى از مواقع به بطلان معاملات و يا عدم تعلق سود و... مى‏انجامد.

متاسفانه اين نكته بر بسيارى از كارگزاران بانك نيز روشن نشده، و انگيزه‏اى جهت فراگيرى و يا تفهيم آن به مراجعان، در آنها وجود ندارد.

به جدول شماره يك كه كارگزاران بانكى كشور به سؤال ذيل پاسخ داده‏اند توجه كنيد:

سؤال: آيا شما به توجيه افراد ناآشنا به قانون عمليات بانكى بدون ربا اقدام مى‏نماييد؟ به چه صورت و آيا اين توضيحات را براى آنان كافى مى‏دانيد؟

2/1/2 - تصور باقى ماندن شيوه ربوى در فعاليتهاى بانكدارى جديد

هم اكنون عملكرد بانكهاى كشورمان، اين نكته را به اذهان تداعى مى‏كند كه در بانكدارى موجود، تنها اسم و عنوان و يا قالب كارها تغيير كرده است، و در واقع، عملكرد آنها همان عملكرد بانكهاى ربوى است.

بر اساس نظر خواهى از افراد مرتبط با بانكها، عده زيادى اين مطلب را تاييد نموده، و تغييرات بانكدارى كنونى را تغييراتى لفظى و در نهايت نمونه‏اى از كلاه شرعى دانسته‏اند، و تفاوتى در عملكرد بانكدارى كنونى و سابق قائل نشده‏اند.

پاسخ دهندگان به سؤال از تفاوت بين بهره و سود و يا تفاوت بين وام و تسهيلات تحت عنوان عقود اسلامى، غالبا اين تفاوت را احساس نكرده‏اند، و يا صريحا بانكدارى كنونى را همان بانكدارى ربوى سابق، با اندك تغييرى در اسامى و الفاظ دانسته‏اند.

بر اساس جمع بندى پاسخهاى به دست آمده از 109 نفر پاسخ دهنده، 67 نفر اظهار داشته‏اند: ميان بهره و سود بانكى فرقى نيست، كه طبعا اينان نظر به عملكرد بانكدارى كنونى دارند و آن را با بانكدارى ربوى گذشته مقايسه مى‏كنند; و بى‏پاسخى تعداد چهارده تن نيز، نشان بى‏اطلاعى آنان از تفاوت اين دو مقوله بوده است. و جالبتر پاسخ كسانى است كه معتقد به تفاوت هستند; ولى دقت در پاسخهايشان نشان مى‏دهد كه آنان نيز تفاوت فقهى و قانونى بهره و سود را نمى‏دانند.

سؤال: آيا به نظر شما تفاوتى ميان بهره و سود بانكى وجود دارد؟

همچنين در بيان تفاوت وام و تسهيلاتى كه تحت عنوان عقود اسلامى داده مى‏شود، 28 مورد اظهار داشته‏اند كه هيچ‏گونه تفاوتى ندارند و تنها تغيير در لفظ و كلاه شرعى است; و هفت مورد با اينكه اظهار داشته‏اند ماهيت‏بانك ربوى و بانك اسلامى متفاوت از يكديگرند، در عين حال گفته‏اند: در عملكرد بانكها نسبت‏به سابق هيچ تفاوتى مشاهده نكرده‏اند; و اين خود گواه بر تصور عمومى در ربوى بودن عملكرد بانكهاست.

هشت مورد اظهار داشته‏اند; چون هر دو شيوه بانكدارى، هدف گرفتن بهره زياد را تعقيب مى‏كنند، تفاوتى با هم نخواهند داشت، كه در نتيجه، اين افراد نتيجه كار بانك را در ارائه تسهيلات، مشابه كار بانكدارى ربوى به شمار آورده‏اند.

با توجه به اظهارات فوق و پاسخ بعضى از كارگزاران بانك در پاسخ به «علت توجيه نكردن افراد مراجعه كننده توسط آنان‏»، عدم آشنايى با قانون و نداشتن توانايى توجيه افراد نا آشنا و... را ذكر كرده‏اند، اين شيوه اعطاى تسهيلات توسط چنين كارگزارانى، نتيجه‏اى جز تصور ربوى بودن فعاليتهاى بانكى ندارد. خصوصا با توجه به اعتراف كارگزاران و رؤساى بانكها، كه جزئيات قانون عمليات بانكى بدون ربا در عمل رعايت نمى‏شود، و يا به طور ناقص عمل مى‏گردد. احيانا به جهت عدم مبالات مراجعان و كارگزاران بانكى در بخش دريافت تسهيلات، صورت سازى مى‏كنند، و به عنوان مثال: فاكتورهاى صورى را جهت دريافت تسهيلات مضاربه و غيره به بانك ارائه مى‏نمايند، و بانكها نيز آنها را مى‏پذيرند.

پاسخ كارگزاران بانكها و همچنين بيان مشكلات عمليات بانكدارى از زبان كسانى كه دائما در ارتباط با اين فعاليتها هستند، مساله را بيشتر روشن مى‏سازد.

اين تصور عمومى از بانكها(چه صحيح و چه ناصحيح) زيانهاى فراوانى براى بانكدارى بدون ربا و جامعه اسلامى ما خواهد داشت; برخى از اين آثار منفى عبارتند از:

× بى‏اعتمادى مسلمانان به فعاليتهاى بانكها، و عدم همكارى آنان.

× ناديده گرفتن آثار زيانبار رباخوارى در جامعه، و سست‏شدن ايمان مردم.

× طرح عدم موفقيت‏بانكدارى بدون ربا، و لزوم روى آوردن به بانكدارى ربوى.

براى حل مشكل، بايد علل و عواملى كه باعث پديد آمدن اين تصور و يا تقويت آن در اذهان مردم گرديده است، مورد بررسى قرار گيرند. بعضى از اين عوامل به شرح ذيلند:

الف) عدم تبيين قوانين و مقررات بانكدارى بدون ربا، براى مردم و كارگزاران بانكى: مردم به دليل مشابهت‏بعضى از فعاليتهاى بانكدارى بدون ربا با شيوه ربوى، بدون توجه به روند كار در بانكدارى بدون ربا و يا نحوه به كارگيرى سپرده‏ها در بانك و محاسبه سود و زيان آنها، گمان مى‏كنند مبلغ افزوده بر سپرده آنها، همان افزوده‏اى است كه در بانكدارى ربوى پرداخت مى‏شد; در حالى كه اگر شيوه بانكدارى بدون ربا، كاملا براى مردم توجيه و تفسير مى‏گرديد، و كارگزاران بانك، خود به شيوه جديد آشنايى كافى داشتند، و به هنگام مراجعه متقاضيان و سپرده‏گذاران، آنان را توجيه مى‏نمودند، هرگز اين تصور در اذهان مردم جاى نمى‏گرفت.

در اين رابطه به پاسخ كارگزاران در جدول شماره سه توجه نماييد.

سؤال: كارمندان شعبه شما تا چه حد باقانون عمليات بانكى بدون ربا آشنايى‏دارند؟(درصد تقريبى آن را ذكر كنيد.)

ميزان آشنايى كارمندان شعب مورد بررسى در شهرستانهاى مختلف، بنا به اظهارات رؤساى شعب، به طور متوسط 8/55 درصد مى‏باشد. در صورتى كه اجراى صحيح قانون عمليات بانكدارى بدون ربا، نيازمند آشنايى كامل كارمندان سيستم بانكى با قانون مذكور مى‏باشد.

ب) عامل ديگر تقويت اين تصور، عدم اهتمام بسيارى از كارگزاران بانك، به اجراى دقيق قانون و مقررات بانكى است، بر اين اساس، انگيزه‏اى براى انعقاد قراردادهاى واقعى وجود ندارد، و عمليات بانكدارى با حفظ شكل ظاهرى قراردادها و بعضا با تغيير در نام و آوردن در يكى از قالبهاى بانكدارى بدون ربا، صورت مى‏پذيرد. و اين امر تصور فوق را در اذهان ارباب رجوع و افراد مرتبط با بانك ايجاد و تقويت مى‏نمايد.

ج) عامل ديگر، استفاده از تعبيرهاى مرسوم بانكدارى ربوى در بانكدارى كنونى است; مانند بهره، نرخ بهره، وام، درصد معين سود، جريمه تاخير تاديه و...; از اين رو بايد از اصطلاحات ويژه بانكدارى بدون ربا استفاده كرد، و مفهوم و محتواى آنها را براى مردم بازگو نمود، تا چنين تصورى براى آنان به وجود نيابد.

د) عامل ديگر، اعلام نرخ سود سپرده‏هاى بانكى، بدون تاكيد بر قيد «على‏الحساب‏» به مراجعه كنندگان است. همان گونه كه در قانون عمليات بانكى نيز آمده است، در اكثر قراردادهاى بانكدارى بدون ربا كه بين سپرده‏گذار با بانك، و يا متقاضى تسهيلات با بانك منعقد مى‏گردد، نرخ سود، مشخص و معين نمى‏باشد، و به هنگام سپرده‏گذارى افراد، نرخ سود انتظارى و يا مبلغى كه فعلا على‏الحساب به عنوان سود در نظر گرفته مى‏شود، به آنان اعلام مى‏گردد، تا پس از محاسبه سود بانك در همه پروژه‏ها، سود واقعى و قطعى اعلام شود و سپس به سپرده‏گذاران برگردد. همچنين به هنگام انعقاد قرارداد بانك با متقاضى تسهيلات، صرفا درصد سود هر يك از طرفين قرارداد مشخص مى‏گردد; ولى ميزان سود منوط به سرمايه‏گذارى و نتيجه آن مى‏باشد; در صورتى كه در بانكدارى كنونى، اين نرخ به صورت مشخص و لايتغير اعلام مى‏گردد، و مواردى كه كمتر و يا بيشتر از اين نرخ پرداخت گرديده باشد، بسيار نادر و نا محسوس است; لذا اين تصور به ذهن افراد مى‏آيد كه هيچ‏گونه تفاوتى در عملكرد بانكدارى كنونى با بانكدارى ربوى به وجود نيامده، و چنين تصورى پيامدهاى نامطلوبى به جاى خواهد گذاشت.

ه’ ) عامل مهم ديگر، شيوه انعقاد قرارداد، بين بانك و متقاضيان تسهيلات مى‏باشد. در بانكدارى كنونى، ابتدا بانك نرخ مشخصى از سود را كه مايل است‏بدان دست‏يابد، در نظر مى‏گيرد، و سپس بر اساس آن با متقاضى وارد معامله و انعقاد قرارداد مى‏شود; يعنى به گونه‏اى قرارداد را امضا مى‏نمايد، كه صددرصد ميزان سود مورد نظر حاصل گردد; ولى توجهى به ميزان سود واقعى كه مى‏بايست‏حاصل شود، نمى‏شود. متقاضيان تسهيلات به طور مشهود ملاحظه مى‏نمايند، كه بانك در قالب عقود شرعى، سود مشخصى از آنان دريافت مى‏كند، و قرارداد شرعى صرفا به جهت‏شكل شرعى دادن به قرارداد و معاملات مى‏باشد، و اين تصور كه اين شيوه همان شيوه ربوى است، بر ايشان قوت مى‏گيرد; به عنوان مثال: عملكرد بانك در قراردادهاى مشاركت مدنى و فروش اقساطى ساختمان اينگونه است. متقاضى تسهيلات مى‏بيند همه همت‏بانك در انعقاد قرارداد و ارزيابى و... رسيدن به سود معين با نرخ مشخص شده از سوى بانك مى‏باشد.

3/1/2 - كاهش انگيزه سپرده‏گذارى در مردم

يكى از عوامل سپرده‏گذارى مردم در بانكها انگيزه دينى و معنوى آنان مى‏باشد، و بر اين اساس، چنانچه شيوه و عملكرد بانك اين انگيزه را تامين ننمايد، بسيازى از مردم ترجيح خواهند داد به دليل رعايت احكام الهى، سپرده‏هاى خود را به بانك نسپارند.

انگيزه معنوى در سپرده‏هاى قرض الحسنه به صورتى چشمگيرتر مشاهده مى‏گردد، و فرد سپرده‏گذار به منظور كسب رضايت الهى و حس نوع دوستى و كارگشايى از نيازمندان و ... سپرده خود را به بانك مى‏سپارد، تا بانك به اعطاى قرض الحسنه به افراد نيازمند اهتمام ورزد.

به طور طبيعى، منابع مالى جهت‏سرمايه‏گذارى، سپرده‏هاى سرمايه‏گذارى(اعم از كوتاه مدت و بلند مدت) بوده، و منبع مالى تسهيلات قرض الحسنه، جهت كارگشايى، سپرده‏هاى قرض‏الحسنه(پس‏انداز و جارى) مى‏باشند.

هنگامى انگيزه كافى سپرده‏گذارى در مردم تقويت مى‏گردد، كه بدانند هر كدام از سپرده‏هايشان در مسير صحيح به كار گرفته شده، و اهدافشان را تامين نموده است.

در بانكدارى كنونى، متاسفانه بخش عظيمى از سپرده‏هاى قرض الحسنه كه به انگيزه پرداخت تسهيلات قرض الحسنه، به بانكها سپرده مى‏شوند، در جهت‏سرمايه‏گذاريها و در مسير غير قرض الحسنه به كار گرفته مى‏شوند، كه اين مشكل به واسطه دو عامل ايجاد گرديده است:

الف) دستورالعمل اجرايى پرداخت قرض الحسنه;

ب) اجرا نشدن دستورالعمل توسط بانكها.

در ماده پنج دستورالعمل اجرايى قرض الحسنه اعطايى بانكها چنين آمده است:

«حداكثر جمع كل قرض الحسنه‏هاى اعطايى توسط بانكها، 10 % جمع كل تسهيلات اعطايى در هر سال خواهد بود، مشروط بر اينكه از جمع كل سپرده‏هاى پس‏انداز قرض الحسنه تجاوز ننمايد.»

در اين ماده قانونى، از دو جهت تسهيلات قرض الحسنه محدود گرديده است:

1 - ناديده گرفتن مانده حسابهاى قرض الحسنه جارى مانده حسابهاى جارى كه حجم عظيمى از سپرده‏هاى قرض‏الحسنه را به خود اختصاص مى‏دهد، جزء منابع مالى تسهيلات قرض‏الحسنه به حساب نيامده، و فقط اين تسهيلات از منبع پس‏اندازهاى غير جارى پرداخت مى‏گردند. از آنجا كه سپرده‏گذاران، در حسابهاى جارى مشاهده مى‏نمايند كه سپرده آنان در مسير قرض‏الحسنه به كار گرفته نمى‏شود، هيچ‏گونه انگيزه معنوى براى آنان جهت‏سپرده‏گذارى باقى نمى‏ماند، و صرفا به منظور بهره بردارى از امتيازات حساب جارى به اين عمل دست مى‏زنند; در صورتى كه اگر بخشى از اين سپرده‏ها نيز در مسير اعطاى تسهيلات قرض‏الحسنه به كار گرفته مى‏شدند، انگيزه معنوى افراد، آنان را وادار به سپرده‏گذارى و استفاده از وجوه سرگردان در اين امر مى‏نمود.

2 - عدم اختصاص كل پس‏اندازهاى قرض‏الحسنه، در جهت اعطاى تسهيلات قرض‏الحسنه.

بر اساس ماده قانونى، فقط معادل 10 % از كل تسهيلات اعطايى، تسهيلات قرض‏الحسنه اعطا مى‏گردد، و با وجود تبليغاتى كه براى سپرده‏گذارى قرض‏الحسنه وجود دارد و خواهد داشت، به نظر مى‏رسد حجم سپرده‏هاى قرض‏الحسنه به مراتب بيشتر از 10 % كل تسهيلات باشد، و بانكها مازاد بر اين 10 % را در سرمايه‏گذاريهاى سودآور به كار مى‏گيرند. اين عمل علاوه بر كاهش ميزان تسهيلات قرض‏الحسنه، افرادى را كه صرفا با انگيزه معنوى به سپرده‏گذارى مى‏پردازند، از اين عمل منصرف مى‏گرداند; زيرا مى‏دانند دست‏كم بخشى از سپرده‏هاى آنان به صورت قرض‏الحسنه پرداخت نمى‏گردد.

ب) اجرا نشدن دستورالعمل‏صرف نظر از محدوديتى كه در قانون براى پرداخت قرض‏الحسنه ايجاد شده، در اجراى اين ماده قانونى نيز كاستى و اهمال مى‏شود. آيا مى‏توان باور نمود كه اين حجم محدود قرض‏الحسنه اعطايى كنونى بانكها، 10 % كل تسهيلات بانكها باشد؟ اثبات اين مطلب با توجه به آمار و ارقام، عاملى در جهت تضعيف انگيزه سپرده‏گذارى در بانكها و كاهش عملكرد بانكها نسبت‏به پرداخت اين وام خدا پسندانه; يعنى بهترين شيوه ارائه تسهيلات به افراد نيازمند مى‏باشد.

اين نكته نيز نبايد از نظرها دور بماند كه تبليغات كنونى جهت‏سپرده‏گذارى، و مطرح نمودن جايزه‏هاى متنوع و قابت‏بانكها در اعلام جوايز، موجب كاهش انگيزه‏هاى معنوى مردم مى‏گردد، و توجه آنان را بيشتر به بهره‏مندى از جوايز، به جاى بهره سابق سوق مى‏دهد. در صورتى كه مى‏توان ضمن بهره‏مند شدن سپرده‏گذاران از امتيازاتى، چون جايزه و حق معرفى افراد نيازمند براى دريافت قرض‏الحسنه و...، انگيزه‏هاى معنوى را نيز در آنها تقويت نمود.

4/1/2- پايين بودن نرخ سود سپرده‏هاى بانكى

هم اكنون سود در بازار آزاد سرمايه، به مراتب بيشتر از سودى است كه بانكها به سپرده‏گذاران مى‏پردازند. اين تفاوت آشكار سود، موجب مى‏شود بسيارى از وجوه به جاى اينكه جذب بانك شود، به سوى بازار سرازير گردد.

پايين بودن نرخ سود در بانكها مى‏تواند به واسطه يكى از عوامل زير باشد:

الف) پايين بودن نرخ سود دريافتى بانكها از دريافت كنندگان تسهيلات بانكها كه به عنوان واسطه، سپرده‏هاى مردم را در قالب عقود شرعى به كار مى‏گيرند، و به عنوان تسهيلات بانكى به متقاضيان اعطا مى‏نمايند; به هنگام محاسبه سود، مبالغى از آن را مصالحه مى‏نمايند، و از دريافت تمام سود صرف نظر مى‏كنند; به عنوان مثال: در مشاركت مدنى ساختمان، پس از اتمام مراحل ساختمانى و قيمت‏گذارى ساختمان، بانك اقدام به فروش سهم خود به صورت اقساطى مى‏نمايد; ولى تمام توجه بانك به مبلغى است كه در اين مشاركت‏به عنوان سهم‏بانك پرداخت گرديده، و مدت زمانى اين مبلغ نزد شريك بانك(متقاضى‏تسهيلات) باقى خواهد ماند، تا به صورت اقساطى به بانك برگردد. در بيشتر مواقع، ارزش سهم بانك، بيشتر از ميزانى است كه به عنوان سود بر روى مبلغ اعطايى مى‏آيد، و سپس به طور اقساطى باز پرداخت مى‏كند; ولى در بازار آزاد، سرمايه‏گذار به هيچ وجه از حق خود نمى‏گذرد و مصالحه‏اى صورت نمى‏گيرد، و با بهره‏مندى از تمام سود، قادر به پرداخت نرخ بالاترى از سود به صاحبان سرمايه(سپرده‏گذار) نيز مى‏باشد. اين روند در ساير عقود شرعى، همچون مضاربه، جعاله، اجاره به شرط تمليك، مزارعه و... نيز وجود دارد، و ميزان سود بانك را تقليل مى‏دهد. البته ممكن است اشكال شود كه اين تخفيف موجب تشويق متقاضيان تسهيلات مى‏گردد، و اگر اين تخفيف داده نشود، احيانا تقاضا براى تسهيلات كاهش مى‏يابد، كه بايد گفت: اقدام بانك در اين تخفيف، بايد در حدى باشد كه قابت‏با بازار آزاد سرمايه حفظ شود، نه در حدى كه حق صاحبان سپرده تضييع گردد.

محاسبه شود سپرده‏هاى كوتاه مدت در مرحله اول، پس از گذشت‏سه ماه متوالى از شروع سپرده‏گذارى در بانك آغاز مى‏گردد، و به سپرده‏هايى كه كمتر از اين مدت در بانك مانده باشد، سودى تعلق نمى‏گيرد; و همچنين حداقل سپرده‏اى كه در خلال اين مدت در بانك مانده است، مورد محاسبه سود قرار مى‏گيرد. در صورتى كه محاسبه سود در بازار، از ابتداى سپرده‏گذارى آغاز مى‏گردد، و به تمام مبلغ با محاسبه مدت زمانى كه نزد سرمايه‏گذار مى‏ماند، سود تعلق مى‏گيرد.

علاوه بر اينكه ماندن سپرده به مدت سه ماه در سپرده‏هاى كوتاه مدت، و شش ماه يا يك‏سال در سپرده‏هاى بلند مدت، ملاك محاسبه سود، حداقل موجودى هر ماه مى‏باشد; يعنى حداقل سپرده‏اى كه از ابتدا تا انتهاى ماه در دفتر سپرده باقى مانده‏است; بنابر اين اگر روز دوم ماه، مبلغى به حساب واريز شود، و روز بيست و نهم ماه بعد، از حساب برداشت گردد، سودى بدان تعلق نمى‏گيرد، هر چند به مدت 58 روز در بانك باقى مانده است; اما در محاسبه سود بازار، چنين شيوه‏اى اعمال نمى‏شود، و سپرده‏گذاران ترجيح مى‏دهند با وجود امتيازات بانك و اعتبار آن، سپرده‏هاى خود را در بازار آزاد، سرمايه‏گذارى كنند.

ج) عامل ديگرى كه باعث كاهش سود سپرده‏هاى بانكى گرديده است، الزام بانكها به نگهدارى درصدى از سپرده‏ها به عنوان ذخاير قانونى در بانك مركزى، و يا به عنوان ذخاير احتياطى است كه عملا از حجم سپرده‏هايى كه جهت‏سودآورى به كار گرفته مى‏شوند، كاسته شده; ولى در بازار تمام حجم سپرده به كار گرفته مى‏شود و سود بالاترى به دست مى‏آيد.

پايين بودن نرخ سود سپرده‏هاى بانكى، مى‏تواند پيامدهاى ناگوارى به همراه داشته باشد، كه آنها را به طور اختصار بيان مى‏نماييم:

1 - افزايش رباخوارى

از آنجا كه سپرده‏گذاران نمى‏توانند با سپرده‏گذارى در بانك به سود مورد نظرشان دست‏يابند، و براى تامين سود، قادر به سرمايه‏گذارى مستقيم نيز نمى‏باشند، سپرده‏هاى خود را وارد بازار نموده، و چنانچه ربا خوارى آشكار برايشان ميسر نباشد، براى دستيابى به سود تضمينى، به رباخوارى مخفيانه دست مى‏زنند، و حداقل در رعايت جوانب شرعى و پرهيز از رباخوارى بى‏تفاوت مى‏گردند.

2 - كاهش سپرده‏هاى بانكى

سپرده‏گذارانى كه خود را موظف به رعايت جوانب شرعى مى‏دانند، و نمى‏توانند سود مورد نظر خود را از بانكها دريافت نمايند، به سپرده‏گذارى در شركتهاى مضاربه‏اى و... -كه غالبا در بخش خدمات مشغول مى‏باشند، و طبيعتا سود بالاترى نيز كسب مى‏كنند- پرداخته، و عمده سپرده‏ها به جاى سرازير شدن به بانكها، در بازار جمع مى‏گردد; در صورتى كه اگر اين سپرده‏ها به بانك سپرده شوند، ضمن استفاده و تخصيص در سرمايه‏گذارى مفيد، دست دولت را براى اعمال سياستهاى پولى بازتر ساخته، و در مواقع تورم و يا ركود، برنامه‏ريزى، سريعتر و بهتر صورت مى‏پذيرد. در حالى كه تجمع مبالغ گزاف سپرده‏ها در شركتهاى آزاد، چه بسا موجبات تورم را در جامعه افزايش دهد، و سود عمده را نصيب واسطه‏گران بازار سازد.

در پايان، توجه به اين نكته ضرورى است كه مى‏توان تفاوتى آشكار بين وجوه‏كلان و وجوه خرد در سپرده‏گذارى مشاهده نمود; زيرا دارندگان وجوه كلان، غالبا به واسطه اعتماد بيشترى كه به بانكها دارند، ترجيح خواهند داد، على‏رغم سود كمترى كه بانك به آنان پرداخت مى‏نمايد، وجوه خود را به بانك بسپارند.

2/2 - مشكلات اعطاى تسهيلات و اعتبارات

پاره‏اى از مشكلات جذب نقدينگى در بانكدارى كنونى كشورمان، در اعطاى تسهيلات و اعتبارات به چشم مى‏خورد. اين مشكلات عبارتند از:

1/2/2 - صورتسازى تسهيلات در چهارچوب عقود اسلامى;

2/2/2 - افزايش هزينه تسهيلات;

3/2/2 - پيچيدگى و مراحل متعدد كار تسهيلات;

4/2/2 - ضرورت نظارت بر روند كار.

1/2/2 - صورتسازى تسهيلات در چهارچوب عقود اسلامى

صرف نظر از تصور عمومى، مبنى بر عملكرد ربوى بانكها و باقى ماندن بر شيوه سابق، در حقيقت نيز آثار مشهودى از صورتسازى، و به تعبير ديگر صورى عمل كردن بانكها ظاهر گرديده است.

در برخى از تسهيلات اعطايى بانكها، تنها نام عقد شرعى محفوظ مانده; اما از روح و واقعيت قانون و عقود خبرى نيست، و فقط براى تصحيح فعاليتها و اعلام اجراى قانون عمليات بانكى، قراردادهايى در چهارچوب عقود شرعى به امضا مى‏رسد، كه رفتار بانك و دريافت كننده تسهيلات، به هيچ‏وجه مطابق آن نيست، و الزامى نيز بر عمل كردن مطابق آن وجود ندارد; به عنوان مثال: به منظور تعميرات مسكن، از عقد جعاله استفاده مى‏گردد. بر اساس اين قرارداد، جاعل، صاحب مسكن و عامل، بانك مى‏باشد. بانك مى‏بايست‏خود به صورت مباشر و يا غير مباشر، توسط كسى كه به او اين وظيفه را واگذار مى‏كند، منزل فرد جاعل را تعمير نمايد; اما در بانكها هم اكنون جاعل و عامل، شخص واحدى است، و وظيفه عامل نيز به فرد صاحب ملك، سپرده مى‏شود.

آنچه در روند اعطاى اينگونه تسهيلات ملاحظه مى‏شود، فرار از اعلام نرخ مشخص بهره براى مبلغى كه براى تعميرات پرداخت گرديده، مى‏باشد; اما ازقصد جدى براى اجراى عقد جعاله وپايبندى به لوازم آن به طور كلى خبرى‏نيست.

از اين فراتر، گاهى مشاهده مى‏شود كه در قالب عقد جعاله، تسهيلات به كسانى پرداخت مى‏گردد كه يا اصلا واجد منزل مسكونى نيستند، و يا منزل آنان نياز به هيچ‏گونه تعميرى ندارد، و يا اگر تعميرى هم نياز دارد، گيرنده تسهيلات، پول را براى مصارف ديگرى دريافت مى‏دارد، و حتى به جاى عامل(بانك) نيز اقدام به تعمير نمى‏نمايد. حتى گاهى شخص به انگيزه تعميرات، تسهيلاتى دريافت مى‏كند; اما بعدا از آن منصرف مى‏گردد.

در تمام موارد مذكور، در صورت علم بانك به واقعيت امر، جعاله باطل است، و بانك استحقاق ندارد مبلغى را كه به صورت اقساطى از طرف جاعل(صاحب مسكن) پرداخت مى‏گردد، دريافت نمايد، و تنها مى‏تواند اصل پولى را كه براى انجام تعميرات به جاعل پرداخت نموده، مطالبه نمايد; و جاعل(دريافت كننده تسهيلات) نيز حق هيچ‏گونه تصرفى در مبلغ دريافتى را ندارد; البته در آخرين صورتى كه ذكر شد، اعطاى تسهيلات بلامانع بوده; ولى جاعل اجازه تصرف در آن مبلغ را ندارد.

همچنين صورتسازى بانكها در شيوه محاسبه سود نيز مشكلاتى ايجاد مى‏كند; مثلا: در مشاركت مدنى و فروش اقساطى مسكن، معمولا قيمت‏گذاريها واقعى نيست; زيرا هدف، تنها دريافت اصل مبلغ پرداخت‏شده و سود مورد نظر، در چهارچوب قرارداد است.

با اندك تاملى در نحوه انعقاد قرارداد بانك با متقاضيان، اين مطلب بوضوح روشن مى‏گردد كه بانك به هر شكل ممكن، خود را فقط در سود شريك نموده، و زيان را به عهده مشترى وامى‏گذارد، و يا وارد معاملات و قراردادهايى مى‏گردد كه احتمال زيان صفر است.

سؤال: آيا بانك تعهدى در مقابل زيانهاى احتمالى نموده است‏يا نه؟

بر اساس نتايج آمار به دست آمده، از 109 نفر پاسخ دهنده پرسشنامه در ارتباط با سؤال فوق، 93 نفر در برابر زيانهاى احتمالى، بانك را بدون تعهد دانسته‏اند، كه نتيجه آن تحميل اين زيانها به دريافت كنندگان تسهيلات است.

لازم به ذكر است كه يكى از مشخصه‏هاى بانكدارى بدون ربا، عدم پرداخت‏سود معين و يا دريافت آن از متقاضيان مى‏باشد; ولى بانكدارى كنونى در اين جهت‏حركت ننموده، و در قراردادهايى كه طرفين(بانك و متقاضى تسهيلات) بايد در سود و زيان شريك باشند، تنها بانك در سود شريك مى‏گردد، و با صورتسازى و ضميمه نمودن قراردادها و يا تعهداتى ديگر، زيان را از دوش خود برمى‏دارد، كه اين عمل باعث تصور ربوى بودن معاملات، و بعضا باعث‏بطلان معاملات مى‏گردد.

صورتسازى تسهيلات، در قالب ساير عقود اسلامى، همچون مضاربه و فروش اقساطى و... نيز به صورتى چشمگير ملاحظه مى‏گردد; به عنوان مثال: در مورد مضاربه، بانكها به گونه‏اى با متقاضيان، قرارداد مى‏بندند، كه تنها در سود آن سهيم گردند و زيان متوجه متقاضى گردد; و در محاسبه ميزان سود نيز درصد مشخصى را از ابتدا در نظر مى‏گيرند، كه در پايان عمل مضاربه، به همراه اصل مبلغ اعطايى، از متقاضى دريافت مى‏كنند، و مطالبه فاكتورهاى خريد و فروش از آنان، چيزى نيست جز صحنه‏سازى و صورتسازى در قالب اين عقد. از نظر جمع بندى نظر پاسخ دهندگان كه خود از كارگزاران بانك مى‏باشند، اين نكته مشهود است كه اكثر فاكتورها صورى بوده، و بدون انجام هرگونه معامله‏اى صادر شده‏اند، و كارگزاران و مسؤولين بانك به اين امرتوجهى نمى‏نمايند.

در قرارداد فروش اقساطى، از آنجا كه بانك، خريد كالاها را به خود متقاضيان واگذار مى‏نمايد، و آنان از طرف بانك، كالاها را خريدارى نموده و سپس به خودشان مى‏فروشند، امكان صورتسازى و جعل فاكتور بسيار زياد است.

2/2/2 - افزايش هزينه تسهيلات

هزينه‏هايى كه دريافت كنندگان تسهيلات در بانكدارى بدون ربا مى‏پردازند، به شرح ذيل است:

1 - هزينه سود;

2 - هزينه‏هاى ثبتى;

3 - هزينه‏هاى ارزيابى و كارشناسى;

4 - هزينه وثيقه‏ها;

5 - هزينه‏هاى بيمه;

6 - هزينه مالياتى;

7 - هزينه فرصت مناسب.

1 - هزينه سود

در بانكدارى كنونى، همه تسهيلات بانكى بجز تسهيلاتى كه در قالب قرض‏الحسنه پرداخت مى‏گردد، داراى هزينه‏اى به نام سود مى‏باشد.

بانكها در ازاى تسهيلاتى كه در اختيار متقاضيان قرار مى‏دهند، بر اساس نرخ مشخصى، مبلغى به عنوان سود(نقدا و ياطى اقساط مشخصى) از آنان دريافت مى‏نمايند، كه اين مبالغ در بانكدارى ربوى نيز تحت عنوان بهره، با مكانيزم خاصى از دريافت كنندگان تسهيلات، دريافت مى‏گردد.

ميزان سودى كه در بانكدارى كنونى دريافت مى‏گردد، در مقايسه با بهره‏اى كه متقاضيان تسهيلات در بانكدارى ربوى پرداخت مى‏نمايند، تفاوت چشمگيرى ننموده، و دريافت كنندگان تسهيلات، از پرداخت‏سود و ميزان آن، ابراز نگرانى نمى‏كنند. در كنار اين هزينه، تنها هزينه‏هاى جنبى از جهت قانونى و احكام ويژه اسلامى قابل توجه و بررسى مى‏باشند و در بخش راه حلها، بتفصيل درباره آن بحث مى‏گردد.

هزينه‏هايى، همانند هزينه خسارت تاخير تاديه، يا خسارت عدم ايفاى تعهد -كه به هنگام تاخير در پرداخت اقساط و يا تاخير و يا عاجز شدن از تحويل كالا در معاملات سلف، كه دريافت كنندگان تسهيلات، ملزم به پرداخت آن به بانك مى‏شوند- از جمله هزينه‏هايى است كه در سبد هزينه سود تسهيلات منظور مى‏گردند، و علاوه بر سود توافق شده، در صورت تاخير و مانند آن بايد اين هزينه‏ها به سود بانكها افزوده گردند. البته بايد توجه داشت كه اين هزينه‏ها و يا مشابه آن، در بانكدارى ربوى نيز وجود دارد، و منظور از ذكر آنها در اين بخش، صرفا توجه به اقسام هزينه‏هاى بانكدارى موجود مى‏باشد.

2 - هزينه‏هاى ثبتى

در مواردى كه اخذ تسهيلات با دفاتر اسناد رسمى ارتباط پيدا مى‏كند، و اين امر در دستورالعملهاى اجرايى بانكها الزامى قلمداد گشته، متقاضى تسهيلات، هزينه قابل ملاحظه‏اى (به منظور ثبت قرارداد) به دفاتر ثبت مى‏پردازد، كه هم اكنون هزينه‏اى معادل سى در هزار از كل مبلغ دريافتى و يا جنس تحويلى، به عنوان حق‏الثبت، از دريافت كننده تسهيلات اخذ مى‏گردد; و معمولا با توجه به مبالغ كلان تسهيلات، رقم بالايى را تشكيل مى‏دهند.

3 - هزينه‏هاى ارزيابى و كارشناسى

بانكدارى بدون ربا به دليل وظيفه واسطه‏گرى و وكالتى كه از ناحيه سپرده‏گذاران، در به كارگيرى سپرده آنان در قالب عقود اسلامى دارد، به طور طبيعى در بخش حقيقى اقتصاد وارد مى‏شود، و به منظور انتخاب پروژه‏هاى سودآور و مفيد، و همچنين اعطاى تسهيلات به كسانى كه اطمينان بيشترى به كارآيى آنها وجود دارد، نيازمند به كارشناس و متخصصان زيادى است، تا ضمن شناسايى پروژه‏هاى مفيد و سودآور، پروژه‏هايى را هم كه براى آنها تقاضاى تسهيلات شده، مورد ارزيابى قرار دهند.

ارزيابيها در زمانهاى مختلف و در پروژه‏هاى متفاوت صورت مى‏پذيرند، و هزينه‏هايى را براى بانك به همراه دارند، كه اين هزينه‏ها غالبا به دريافت كنندگان تسهيلات تحميل مى‏گردد، و سبد هزينه تسهيلات آنان را سنگين‏تر مى‏كند; به عنوان مثال: به منظور انعقاد قرارداد مشاركت مدنى، و اعطاى تسهيلات لازم جهت اتمام ساختمان، هم اكنون براى ارزيابى و تعيين سهم بانك و ميزان آورده متقاضى، در چند نوبت كارشناسان بانك به محل ساختمان مراجعه نموده، و هزينه‏هايى را از متقاضيان تسهيلات مطالبه مى‏نمايند; اين روند در هنگام فروش اقساطى نيز ادامه دارد. در صورتى كه بانكدارى ربوى، تسهيلات لازم را بدون هيچ‏گونه شرط و يا نظارتى در اختيار متقاضى گذارده، و چنانچه پروژه مورد نظر متقاضى، نياز به كارشناسى و يا ارزيابى داشته باشد، با هزينه كمتر و توسط خود متقاضى يا كارشناسان غير بانكى، ارزيابى مى‏گردد.

با توجه به مطالب فوق، هزينه ارزيابى و كارشناسى در بانكدارى بدون ربا، به مراتب بالاتر از اينگونه هزينه‏ها در بانكدارى ربوى مى‏باشد.

4 - هزينه وثيقه‏ها

ازاى اعطاى تسهيلات، به دليل اطمينان از بازپرداخت آنها و امكان اقدامات قانونى به استناد اسناد رسمى، وثيقه‏اى از متقاضيان دريافت مى‏گردد.

در بانكدارى بدون ربا هم، اكنون وثيقه به چند صورت دريافت مى‏گردد:

الف) چك;

ب) سفته;

ج) اشياى منقول يا غير منقول.

ثبت وثيقه‏ها داراى هزينه‏هاى سنگينى است، كه تماما از متقاضيان تسهيلات دريافت مى‏گردد; به عنوان مثال: در پايان دوره مشاركت مدنى ساختمان، پس از فروش اقساطى سهم بانك به متقاضى(صاحب مسكن)، آن مسكن بايد به عنوان رهن در گرو بانك باقى بماند، و يا در معاملات سلف، وثيقه‏اى كه با سند رسمى در گرو بانك به ثبت رسيده، تا زمان پرداخت تمام بدهى نزد بانك باقى مى‏ماند، در صورتى كه در بانكدارى ربوى، در قبال وام، تنها سند ضمانتى دريافت مى‏گردد، و در موارد نادرى، ملك و يا چيز ديگرى در گرو بانك به ثبت مى‏رسد، و در نتيجه متقاضيان تسهيلات، هزينه كمترى مى‏پردازند.

5 - هزينه‏هاى بيمه

در تمام قراردادهايى كه در بانكدارى كنونى به امضا مى‏رسد، و تسهيلات به صورت كالا و يا اعيان خارجى تحويل متقاضى مى‏گردد، و همچنين در قراردادهايى كه متقاضى بايد كالايى را%پ‏پ تحويل بانك دهد، آن كالا و يا شيئى خارجى را به نفع خود بيمه مى‏نمايد، و هزينه بيمه به عهده متقاضى مى‏باشد.

هر چند بيمه به دليل فوايد و محسناتى كه داراست، مقبوليت عمومى داشته و اغلب افراد، كالاها و اشياى خارجى و... خود را بيمه مى‏نمايند; ولى اين هزينه در بانكدارى كنونى بر هزينه تسهيلات افزوده گرديده، و كالا و آن شى‏ء خارجى به نفع بانك و به انتخاب آن بيمه مى‏گردد، و فرد متقاضى تسهيلات، هيچ‏گونه اختيارى در انتخاب و اعمال سليقه ندارد.

علاوه بر هزينه بيمه، در پاره‏اى از قراردادها كه كالا و يا شيئى خارجى به وثيقه نهاده مى‏شود، متقاضى ملزم به بيمه كردن آن به نفع بانك مى‏گردد، كه هزينه‏اى اضافى براى او خواهد داشت.

6 - هزينه مالياتى

هزينه ماليات و عوارض، از زمره هزينه‏هايى است كه به هر حال افراد به هنگام نقل و انتقال(املاك؟ يا...)، به دولت و يا شهرداريها مى‏پردازند; و از آنجا كه گاهى اين نقل و انتقالها در رابطه با بانك صورت مى‏گيرد، اين هزينه‏ها نيز پرداخت مى‏شود; ولى روند كنونى اعطاى تسهيلات در بانكهاى كشور، بعضا موجب تعدد مراحل نقل و انتقال و افزوده شدن بر هزينه‏هاى مالياتى گرديده است; به عنوان مثال: كالاهايى كه از خارج به نام بانك خريدارى مى‏گردد، و در گمركات كشور، عوارض و ماليات آن توسط بانك پرداخت مى‏شود، پس از انتقال به متقاضيان نيز اين هزينه‏ها تكرار گشته، و مجموعا همه هزينه‏ها از آنان گرفته مى‏شود.

7- هزينه فرصت مناسب «ناآشكار»

معمولا اعطاى تسهيلات در بانكدارى كنونى، در مدت زمان نسبتا طولانى و طى مقدمات و تشريفات وقت‏گير، انجام مى‏پذيرد.

تشريفاتى، همانند ثبت در دفاتر رسمى، و انعقاد قراردادهاى متوالى براى دستيابى به تسهيلات، و معطلى جهت اعزام كارشناسان بانكى براى ارزيابى پروژه‏ها، وقت زيادى از متقاضيان را به خود اختصاص مى‏دهد، و تلاش فراوانى براى پى‏گيرى امور مربوطه و دستيابى به تسهيلات مى‏طلبد، كه اين عوامل، خود به خود موجب از دست‏دادن فرصتهاى مناسبى مى‏گردد، كه متقاضيان مى‏توانستند در مسيرهاى ديگرى صرف نموده، و احيانا به منافع بيشترى دست‏يابند.

همچنين بانكها به دليل ارتباط تنگاتنگ با ساير ارگانهاى كشور، به عنوان اهرمهايى براى وصول مطالبات آنان تلقى گرديده‏اند، و وجوهى، همانند مالياتها و عوارض معوقه و... به هنگام دريافت تسهيلات از بانك، الزاما بايد توسط متقاضيان پرداخت گردند، كه در حالت عادى چنانچه از بانك تسهيلات گرفته نمى‏شد، تا مدت زمانى ملزم به پرداخت آن وجوه نبودند.

الزام به پرداخت اين وجوه كه مى‏تواند تا مدتى به تاخير افتد، اين فرصت را كه متقاضيان بتوانند از وجوه مذكور در موارد دلخواه استفاده كنند، از آنها سلب مى‏كند، و هزينه فرصت مناسب متقاضيان، با اين روند افزايش مى‏يابد. بر اساس آمار به دست آمده، عده زيادى مشكل دريافت اعتبار در بانكدارى كنونى را طولانى بودن مراحل آن دانسته‏اند.

3/2/2- پيچيدگى و مراحل متعدد كار تسهيلات

در بانكدارى ربوى، تسهيلات فقط در چهارچوب وام پرداخت مى‏گردد، و قرارداد ديگرى براى دستيابى به وجوه مورد نياز، در هر بخش وجود ندارد، و بر اين اساس، تسهيلات بسادگى تقاضا شده، و بدون فوت وقت و لزوم نداشتن انعقاد قراردادهاى متعدد، در اختيار متقاضيان قرار مى‏گيرد. در صورتى كه در بانكدارى كنونى براى دستيابى به تسهيلات در يك بخش، مراحل متعددى بايد طى شود، و قراردادهايى به امضا برسد، تا اين امر، با ضوابط شرعى تطبيق كند.

در روند كلى اعطاى تسهيلات، پيچيدگى، سر درگمى، معطلى و احيانا رابطه بازى مشاهده مى‏شود.

پيچيدگى و تعدد مراحل اعطاى تسهيلات، و بويژه نداشتن آزادى كامل در تصرف دلخواه و نظارت بانكها و يا مشاركت آنان در پروژه‏ها نيز، باعث كاهش درخواست تسهيلات از بانكها -على‏الخصوص در مورد متقاضيان پايبند به ضوابط شرعى- است. كمبود اطلاعات و آشنايى محدود متقاضيان تسهيلات نيز مى‏تواند بر پيچيدگى امور و لزوم گذراندن مراحل مختلف، جهت دستيابى به تسهيلات، مورد نظر باشد كه پاسخ پژوهش خواندگان پرسشنامه نيز مؤيد آن است.

سؤال: به نظر شما در قالب كدام يك از عقود اسلامى مى‏توان بهتر و بيشتر از تسهيلات بانكى بهره‏مند گرديد؟

4/2/2 - ضرورت نظارت بر روندكار

روند اعطاى تسهيلات در بانكدارى كنونى، نيازمند نظارت جدى و پيگير، در اجراى صحيح و جلوگيرى از سوء استفاده‏ها و تخلفات مى‏باشد.

بانكها به منظور اطمينان از حصول سود مورد انتظار، و براى پاسخگويى به سپرده‏گذاران، تسهيلاتى را اعطا مى‏نمايند كه سود قطعى آنها معلوم نبوده، و يا اطمينانى به موفق بودن پروژه‏هايى كه جهت آنها تسهيلات اعطا گرديده است، وجود ندارد; لذا باگماردن كارشناسان و ناظران، روند پيشرفت كار پروژه‏ها مورد ارزيابى قرار مى‏گيرند، و از حيف و ميل و يا استفاده‏هاى نامشروع جلوگيرى مى‏گردد.

روند نظارت در بانكدارى كنونى بسيار ضعيف و ناكافى است، و به دليل عدم اهتمام در امر نظارت، بانكدارى موجود شيوه‏هايى را اتخاذ نموده، تا بدون نياز به نظارت، سود مورد نظر براى بانكها حاصل گردد، كه در نتيجه، اين تصور را در ذهنها به وجود آورده، كه نظام بانكدارى كنونى، همان نظام ربوى سابق است، با اين تفاوت كه اسمها و قالبها تغيير نموده است. به جدول و نتايج‏به دست آمده از پرسشنامه ذيل توجه فرماييد:

سؤال: نحوه نظارت بانك، جهت‏حسن اجراى قرار داد.

× توضيح اينكه ستون ساير، مربوط به پژوهش خواندگانى مى‏شود كه يا از تسهيلات بانكى استفاده نكرده‏اند، و يا اينكه جواب مشخصى در اين مورد نداده‏اند.

تعدادى از رؤساى بانكها، عدم امكان نظارت و كمبود كارشناس را از دشواريهاى بانك شمرده‏اند، و نظارت كامل بر عقود را جهت اجراى كامل قوانين بانكدارى پيشنهاد نموده‏اند.

3 - مشكلات ديگر

بانكدارى كنونى در جمهورى اسلامى ايران، با مشكلات ديگرى نيز مواجه است; همانند دولتى بودن بانكها، رقابت ناسالم بين بانكها، عدم هماهنگى آيين‏نامه‏هاى داخلى بانكها با يكديگر، نيازمندى به كادر وسيع ادارى، پرداخت‏سوبسيد و... .

راه حلها

در اين بخش، راه حلهايى ارائه مى‏گردد كه ناظر بر مشكلات بانكدارى بدون ربا در جمهورى اسلامى، در مقايسه با بانكدارى ربوى است.

1 - آموزش بانكدارى

قانون عمليات بانكدارى، شيوه بانكدارى جديدى را ارائه نموده، كه جامعه اسلامى ما با آن آشنا نبود، و براى اجراى قوانين بانكدارى، آمادگى كافى را كسب نكرده بود.

قدم نخست در بانكدارى بدون ربا، حذف بهره از تمام فعاليتهاى بانكى بود كه اين خود نياز به دقت و آشنايى با قوانين و وجود انگيزه كافى در مجريان و... دارد. در روايات اسلامى، تاكيد فراوانى از سوى ائمه اطهار(ع) بر اين امر صورت گرفته است. امير مؤمنان على-عليه‏السلام- فعاليتهاى ربوى را به حركت مورچه‏اى تشبيه فرموده‏اند، كه بدون صدا در شبى تار بر روى سنگى سياه حركت مى‏كند، و از ديد افراد، دور بوده و كسى از حركت آن مطلع نمى‏شود. ربا نيز از حساسيتى برخوردار است كه بدون آموزش و آشنايى با احكام فقهى تجارت و داد و ستد، امكان دارد براى مصون ماندن از ربوى شدن معاملات و پرهيز از آثار زيانبارى كه ربا در زندگى افراد مى‏گذارد، اميرالمؤمنين مكررا مى‏فرمودند: «ايهاالناس الفقه ثم المتجر»; ابتدا آشنايى با قوانين بازرگانى و تجارت، و سپس شروع به فعاليت اقتصادى.

البته بايد ضمن بهره‏مندى از سيستم بانكدارى بدون ربا، به گونه‏اى از قراردادها و قوانين اسلامى استفاده نماييم، كه نياز به آموزش كمترى داشته باشد، و راه سوء استفاده و تخلف از قانون به صورتى مسدود گردد.

بر اين اساس، ضرورت آموزش كافى به كارگزاران بانك و ارباب رجوع بديهى‏مى‏نمايد. در پرتو اين آموزشها، اهيت‏بانكدارى اسلامى بر مردم و كارگزاران مشخص مى‏شود، و دينداران نيز با اطمينان خاطر مى‏توانند با بانك همكارى كنند. آموزش كارگزاران بانك در قالب كلاسهاى خاص، و براى عموم مردم از طريق رسانه‏هاى عمومى راهگشاست.

2 - ساده سازى فعاليتهاى بانكى

پيچيدگى و تعددكارهايى كه بانكها موظف به انجام آن مى‏باشند، عاملى براى بى‏دقتى و عدم مبالات در رعايت جوانب شرعى و قانونى است، كه با كاستن از امور محوله و وظايف پيچيده، مى‏توان بسيارى از مشكلات را حل نمود.

به منظور تسهيل فعاليتهاى بانكى و بازدهى مطلوب، پيشنهاد مى‏گردد، به جاى دوازده نوع قراردادى كه هم اكنون در بانكها استفاده مى‏شود، از قراردادهاى كمترى استفاده شود، بويژه از قراردادهايى كه نياز به نظارت كمتر و احيانا سود دهى مشخصى دارند. بر اين اساس، از قراردادهايى، همانند 1 - مشاركت مدنى; 2-مضاربه; 3 - مزارعه; 4 - مساقات; 5 - جعاله، استفاده نگردد، تا بسيارى از مشكلاتى كه غالبا در ارتباط با قراردادهاى مذكور در نظام بانكى پديد آمده، مرتفع گردد، و گيرندگان اعتبار نيز آسانتر به تسهيلات مورد نظرشان دست‏يابند.

تقليل قراردادهاى مورد استفاده بانك به قراردادهاى:

1 - قرض‏الحسنه;

2 - معاملات سلف;

3 - فروش اقساطى;

4 - اجاره به شرط تمليك;

5 - خريد دين;

6 - سرمايه‏گذارى;

7 - خريد سهام.

مهمترين مشكلات اجرايى بانكدارى كنونى را حل مى‏نمايد، كه به بيان پاره‏اى از آنها مى‏پردازيم:

الف) تقليل قراردادها باعث كاهش نياز بانكها به نظارت بر پروژه‏ها و تسهيلات اعطايى مى‏گردد، و در نتيجه، ناتوانى بانكها در نظارت كافى و مستمر جبران مى‏گردد.

ب) با اين پيشنهاد، دريافت كنندگان تسهيلات محدوديتى در به كارگيرى تسهيلات نخواهند داشت، و همانند تسهيلاتى كه از بانكهاى ربوى دريافت مى‏نمودند، با آزادى كامل مى‏توانند جهت رفع نيازهاى مالى خود از تسهيلات استفاده نمايند; و تنها ممكن است محدوديت در قرارداد اجاره به شرط تمليك بروز نمايد، كه از اين قرارداد مى‏توان كمتر استفاده نمود.

ج) برخى از قراردادهاى بانكى، همانند قرارداد فروش اقساطى، خريد دين و قرض‏الحسنه، از انعطاف بيشترى برخوردارند، و در بسيارى از نيازها قابل به كارگيرى مى‏باشند. انعطاف و قابليت زياد اين عقود، كار را براى متقاضيان تسهيلات ساده نموده، و آنان با قراردادهاى پيچيده و نامانوس مواجه نخواهند شد; زيرا اين قراردادها بسيار شبيه قرارداد وام در نظام ربوى هستند، و محاسبه سود در آنها نيز ساده‏تر ميسر مى‏گردد.

د) عدم به كارگيرى قراردادهايى، مانند جعاله، مضاربه و مشاركت مدنى در بانكها، مشكل صورى بودن برخى از عمليات بانكى راحل مى‏نمايد، و قراردادها به صورت واقعى و در قالب عقود شرعى تحقق پيدا مى‏كنند; مثلا: در قرارداد جعاله به منظور اعطاى تسهيلات و رعايت پرداخت اين گروه از تسهيلات در قالب عقد شرعى جعاله، از آن جهت كه بانك قادر به انجام وظايف محوله، به عنوان عامل در جعاله نبوده، اين وظايف را محول به جاعل(گيرنده تسهيلات) مى‏نمايد، كه در اغلب مواقع اين وظايف انجام نمى‏گيرد، و يا مطابق با قرارداد و اصول شرعى صورت نمى‏پذيرد; ولى در قراردادهاى پيشنهادى، دست‏بانك و دريافت كنندگان تسهيلات، جهت اعطا و به كارگيرى وجوه باز است، و از نظر اصول شرعى محدوديتى در پرداخت و يا مصرف براى آنان وجود ندارد; زيرا گيرنده با دريافت تسهيلات، مالك آن مى‏گردد و در تمام تصرفات اجازه كافى دارد. البته لازم به تذكر است كه دستورالعمل اجرايى كنونى، در بعضى از مراحل دست و پاگير است، كه بايد تغييرى در آن داده شود.

3 - فعال نمودن بازار اوراق شركتهاى حقوقى

بانك مركزى جمهورى اسلامى ايران مى‏تواند، همانند بازار بورس سهام، اجازه انتشار اوراق و گواهيهاى شركتهاى حقوقى، همانند شركتهاى مشاركت مدنى، شركتهاى مضاربه‏اى، معاملات سلف، فروش اقساطى و شركتهاى اجاره به شرط تمليك را صادر نمايد.

تاسيس شركتهاى مزبور توسط بخش غير دولتى و غير بانكى و نظارت بانك مركزى بر آنها، و همچنين الزام اين شركتها جهت تامين عمده منابع مالى خود از طريق بانكها، اين امكان را به بانكها مى‏دهد، تا با خيال آسوده به اعطاى تسهيلات مورد نظر خويش بپردازند، و در جذب سپرده‏هاى مردم نيز خللى وارد نيايد.

الزام اين شركتها براى نگهدارى وجوه خود در بانكها، و همچنين تامين بيشتر منابع مالى مورد نيازشان از بانكها و انعقاد قرارداد با بانك، علاوه بر عدم كاهش سپرده‏هاى بانكى، اهرم كنترل حجم پول را نيز از دست‏بانكها خارج نمى‏نمايد. اين‏شركتها با صدور چك، منابع خود را از بانك خارج مى‏كنند و سند وجوهى كه به بانك سپرده‏اند نيز در دسترس مى‏باشد. نظارت بانك مركزى در شناسايى و ملاحظه فعاليتها، نوع معاملات آنان را ساده‏تر مى‏سازد، و از طرف ديگر بر اعتبار اين شركتها افزوده و بيش از پيش رواج خواهند يافت; و در نتيجه ضمن منافعى كه براى اقتصاد كشور دارند، از مشكلات بانكدارى نيز كاسته مى‏شود، و بانكها الزامى در انعقاد اينگونه قراردادها به صورت مستقيم ندارند، و وجوه خود را در جهت‏خريد اوراق اين شركتها مصرف مى‏نمايند. البته لازم به توجه است كه ساير نيازهاى اقتصادى جامعه كه اين شركتها جهت تامين آن اهتمامى نمى‏كنند، مى‏تواند توسط بانكها ضمن قراردادهاى مورد پذيرش بانك تامين گردد.

4 - ايجاد انگيزه سپرده‏گذارى در بانكها

امروز بانكها با تبليغات جوايز بانكى، سعى در جذب سپرده‏هاى قرض الحسنه دارند. اين شيوه هر چند حجم زيادى از منابع مالى را به طرف بانكها سرازير مى‏كند; ولى بعد ديگر موضوع; يعنى قرض الحسنه دادن، بر پايه انگيزه‏هاى معنوى را مورد غفلت قرار داده است. اين بدان معنا نيست كه اعلام جوايز براى حسابهاى قرض الحسنه (پس انداز)، امرى خلاف قانون و شرع است، بلكه ايجاد انگيزه مادى و دست‏يافتن به جوايز، نمى‏تواند همه هدفهاى بانكدارى بدون ربا هت‏سپرده‏گذارى قرض الحسنه را تامين نمايد.

بعلاوه، تبليغاتى اينچنين پر سر و صدا و گسترده براى به دست آوردن شانس برنده شدن، با انتظاراتى كه از جامعه اسلامى مى‏رود ناهمگون است; اين تبليغات، حسرت آفرين، غفلتزا و قناعت‏سوزند; ولى اگر در مسير تبيين اجر اخروى قرض الحسنه، احسان به زير دست و احياى روح تعاون قرار گيرند، تبليغاتى سودمند، درس‏آموز و خداپسند خواهند شد.

5 - افزايش ميزان تسهيلات قرض‏الحسنه

در حال حاضر، بانكها مى‏توانند به ميزان 10% مجموع تسهيلات قرض الحسنه اعطا كنند. چنانچه ميزان تسهيلات قرض‏الحسنه افزايش يابد، مثلا: 80 % از كل سپرده‏ها به قرض الحسنه اختصاص داده شود، ضمن جلب اطمينان سپرده‏گذاران، مبنى بر به كارگيرى سپرده‏هايشان در مسير قرض‏الحسنه، اين تسهيلات افزايش چشمگيرى پيدا مى‏كند، و مردم آثار سپرده‏گذارى خود را به طور مشهود ملاحظه مى‏كنند، و انگيزه بيشترى جهت‏سپرده‏گذارى مجدد پيدا خواهند نمود.

6 - اجازه معرفى مستمندان به بانك‏يكى از عواملى كه انگيزه سپرده‏گذارى قرض الحسنه را قوت مى‏بخشد اين است، كه اجازه داده شود توسط سپرده‏گذاران افرادى به منظور دريافت تسهيلات قرض الحسنه، به بانك معرفى مى‏شوند.

اگر مردم بانكها را با اين چشم بنگرند كه واسطه‏هايى جهت رساندن سپرده‏هايشان به دست نيازمندان مى‏باشند، و اين اجازه نيز به آنها داده شود كه چنين افرادى را به بانك معرفى كنند، ما شاهد رغبت‏بيشترى در جهت‏سپرده‏گذارى خواهيم بود.

7 - جبران كاهش ارزش پول

عامل مهمى‏كه در دهه اخير از تداوم قرض‏الحسنه بين مردم كاسته است،پديده تورم و كاهش ارزش پول در طى زمان است.

براى جبران كاهش ارزش پول، راههاى متعددى ارائه گرديده است كه هركدام داراى محسنات و يا مشكلاتى حقوقى است، و ما به دو نمونه از آنها كه مشكل كمترى دارد، و تعداد بيشترى از فقها و دانشمندان اسلامى با آن موافقند اشاره مى‏كنيم:

الف) قرض الحسنه به صورت نقدى پرداخت نگردد. ابتدا مبلغى كه به عنوان قرض الحسنه بايد پرداخت‏شود، به كالايى كه مى‏تواند به آسانى نقد گردد و قيمت آن از نوسان كمترى برخوردار مى‏باشد تبديل شود، و آن كالا قرض داده شود; و پس از زمان مورد نظر، مجددا آن كالا به صاحبش تحويل گردد.

ب) كاهش ارزش پول، توسط بانك مركزى مطابق با نرخ تورم براى سپرده‏گذاران قرض الحسنه جبران شود، و دقيقا براى مردم تبيين گردد كه اين درصد اضافه، بهره و يا سود بانكى نيست، بلكه جهت جبران كاهش قدرت خريد پول به آنان پرداخت‏شده است.

ب) ايجاد انگيزه جهت‏سپرده سرمايه‏گذارى

براى ايجاد انگيزه بيشتر جهت‏سپرده سرمايه‏گذارى، پيشنهاد مى‏گردد اين سپرده‏ها به دو دسته كلى تقسيم شوند:

1- سپرده‏هايى كه در تسهيلات با ريسك كم و سود كمتر به كار گرفته مى‏شوند: بانكها مى‏توانند سپرده اين گروه از افراد را كه ريسك پذير نبوده و به سود كمترى قانع مى‏باشند، در تسهيلاتى، مانند فروش اقساطى، معاملات سلف، اجاره به شرط تمليك و خريد دين استفاده نمايند; زيرا اين قراردادها به طور طبيعى از ريسك كمترى برخوردارند، و درصد سود آنها تقريبا ثابت و معين است; چون درصد سودشان مى‏تواند با درصدى از كل مبلغ مورد معامله محاسبه شود. و همچنين غالبا در تسهيلات كوتاه مدت به كار گرفته مى‏شوند، و در مدت كمترى سود به همراه اصل سپرده بازپرداخت مى‏گردد.

2- سپرده‏هايى كه در تسهيلات با ريسك زياد و سود بالاتر به كار گرفته مى‏شوند: سپرده كسانى كه جرات ريسك در سرمايه و يا سود خود را دارند، مى‏تواند توسط بانكها در سرمايه‏گذارى مستقيم و يا خريد سهام شركتهاى حقوقى و مضاربه‏اى و... به كار گرفته شود. در اينگونه تسهيلات كه معمولا بلند مدت و داراى سود بالاترى هستند، مى‏توان از سپرده افراد ريسك پذير استفاده نمود، و بدون ايجاد تصور ربوى بودن فعاليتهاى بانكى، به سرمايه‏گذارى پرداخت، و سپس سود حاصله را بين سپرده‏گذاران و بانك توزيع كرد.

در ضمن، بانكها مى‏توانند در ايجاد انگيزه سپرده‏گذارى براى اين نوع از سپرده‏ها، برخى از سپرده‏هاى كلان را به صورت غير مشاع و مجزا در سرمايه‏گذاريها به كار گيرند، و يا به پروژه‏هاى معينى كه سپرده‏گذاران معين مى‏كنند، تخصيص دهند.

در اين نوع از سپرده‏گذارى معمولا ضريب سود، بيشتر و ريسك آن نيز بالاتر خواهد بود; ولى از آنجا كه ورود بانك به بخش حقيقى اقتصاد، ملموستر و محسوستر مى‏باشد، رقابت‏بانك با بازار آزاد جديتر، و اطمينان افراد با ايمان به بانك بيشتر مى‏گردد.

ج) ايجاد انگيزه براى سپرده جارى

سپرده‏هاى جارى به عنوان قرض الحسنه به بانك سپرده مى‏شوند، و هيچ گونه سودى براى آنها در نظر گرفته نمى‏شود; تنها صاحبان سپرده از امتيازهاى حساب جارى (چك، نقل و انتقال وجوه و...) بهره‏مند مى‏شوند، در صورتى كه در بسيارى از بانكهاى ربوى، به اين نوع از سپرده‏ها نيز بهره پرداخت مى‏نمايند.

به منظور ايجاد انگيزه بيشتر در جهت‏سپرده‏گذارى در بانكها و جذب نقدينگى توسط بانك، پيشنهاد مى‏گردد سپرده‏هاى جارى از صورت قرض‏الحسنه خارج گردد، و به عنوان حساب سپرده سرمايه‏گذارى جارى قلمداد شود.

بانكها مى‏توانند سپرده‏هاى جارى را در خريد سهام شركتهاى حقوقى، مدنى، مضاربه‏اى، و... (كه قبلا اشاره شد) صرف نمايند، و يا وجوه سپرده را صرف خريد اوراق بازار بورس كنند، و به هنگام وصول چك سپرده‏گذار، بانك با وكالتى كه از طرف سپرده‏گذاران دريافت نموده، سهم سپرده‏گذار را به قيمت روز محاسبه نموده و آن را خود بخرد، و براى وصول چك سپرده‏گذار، پول نقد پرداخت كند.

بانكها مى‏توانند به منظور سهولت كار، سود سپرده‏هاى جارى را طى يك دوره زمانى خاص، محاسبه و پرداخت نمايند.

لازم به ذكر است كه در اين صورت، سپرده‏گذاران جارى در كل سهام شركتهاى مختلف، سهيم هستند، و محاسبه ميزان سهم آنان و پرداخت وجه نقد در هنگام تقاضاى سپرده‏گذار، مجموع قيمتهاى بازارى سهام كل شركتها در نظر گرفته مى‏شود.

هر چند احتمال ريسك در خريد اينگونه از اوراق سهام، بسيار ضعيف است; ولى بر آن اطمينان بيشتر، بانكها مى‏توانند اصل سرمايه سپرده‏گذاران را در ازاى مبلغى از سود، بيمه نمايند.

با اين پيشنهاد، علاوه بر رعايت اصول قانونى و شرعى، بانكها به اهرم مؤثرى در جذب نقدينگى دست مى‏يابند، و انگيزه كافى براى سپرده‏گذارى در افراد به وجود مى‏آيد.

بانكها در تشويق و ايجاد انگيزه سپرده‏گذارى جارى، مى‏توانند از همان شيوه‏اى كه در سپرده‏هاى سرمايه‏گذارى كوتاه مدت و يا بلند مدت استفاده مى‏نمايند، در سپرده‏هاى جارى نيز به منظور برآورد سود و پرداخت آن به سپرده گذاران استفاده نمايند; زيرا در يك مقايسه ساده مى‏توان منابع بانك را به آبهاى متراكم پشت‏يك سد تشبيه نمود، كه از يك طرف آب از راه نهرهاى متعدد وارد سد مى‏شود، و از طرف ديگر آب از دريچه‏هاى زير سد خارج مى‏شود، هر چه مانده آب پشت‏سد بيشتر باشد، بازدهى بيشترى خواهد داشت.

منابع بانك نيز به عنوان يك واحد سيال است، كه از طرفى سپرده‏گذاران، سپرده‏هاى خويش را به بانك مى‏سپارند، و از طرف ديگر عده‏اى سپرده‏هاى خويش را برداشت مى‏كنند; بنابراين بازدهى و سودآورى موجودى منابع بانك در طى يك دوره زمانى مشخص، قابل محاسبه دقيق مى‏باشد.

همچنان كه افزايش يا كاهش آب سد در افزايش يا كاهش بازدهى سد (مثلا: قدرت توليد برق) مؤثر است، كم يا اضافه شدن هر يك ريال به منابع بانك، در كاهش يا افزايش قدرت سود آفرينى بانك نيز مؤثر است.

بر اين اساس، با حسابرسى دقيق مى‏توان سهم هر يك ريال را طى يك دوره زمانى مشخص محاسبه نمود. بانك، متناسب با ميزان سپرده جارى و مدت زمانى كه سپرده در بانك مى‏ماند، سود را محاسبه و پرداخت مى‏كند.

روند كنونى محاسبه سود سپرده‏هاى كوتاه مدت و بلند مدت، به اين منوال مى‏باشد، و در ابتداى سپرده‏گذارى، سودى را على الحساب به سپرده‏گذاران پرداخت مى‏كنند، و در پايان دوره سرمايه‏گذارى، مازاد بر آن را(چنانچه مازادى وجود داشته باشد) به آنان پرداخت مى‏نمايند.

اين شيوه در حسابهاى جارى نيز قابل اجرا مى‏باشد. به اين صورت كه صاحبان حساب جارى نيز به بانك وكالت مى‏دهند، كه سپرده آنان را در بخش حقيقى اقتصاد به كار گيرد، مشروط بر اينكه هر زمان تمايل به برداشت از حساب خود داشتند، ممانعتى از سوى بانك اعمال نگردد، و بانك نيز با محاسبات و حدسها و پيش‏بينيهايى كه دارد، سود على‏الحسابى را بر حسب مبلغ و مدت اين سپرده‏ها به آنان پرداخت مى‏كند، و در پايان دوره زمانى مشخص، پس از محاسبه دقيق سود، چنانچه مازادى بر سود على‏الحساب حاصل شده باشد، به آنان پرداخت مى‏نمايد.

5 - ايجاد مراكز اطلاع رسانى و نظارت

بانك مركزى مى‏تواند در ارائه خدمات آموزشى، اطلاع رسانى، شناسايى و نظارت بر رعايت اصول قانونى و شرعى، مراكزى را در شهرهاى بزرگ تاسيس نمايد، تا وظايف ذيل را به عهده بگيرند:

الف) آموزش كارگزاران بانكى نسبت‏به قانون و آيين‏نامه و دستورالعملهاى‏اجرايى بانكها.

ب) آشنا سازى عموم مردم نسبت‏به كيفيت فعاليتهاى بانكى، به وسيله تبليغات، انتشار جزوات و ميزگردهاى توجيهى و پاسخ به سؤالات.

ج) اطلاع رسانى به مراجعان بانك، در سپرده‏گذارى و يا دريافت تسهيلات، اعلام وقت مناسب دريافت تسهيلات، اعلام نوع تسهيلات مناسب براى فعاليتهاى اقتصادى مورد نظر افراد، كيفيت استفاده صحيح از تسهيلات و اعلام سود انتظارى سرمايه، خصوصا در مورد سپرده‏هاى با ريسك زياد.

د) نظارت بر روند فعاليتهاى بانكى در رسيدگى به تخلفات و تشويق كارگزاران متعهد، و توبيخ كارمندان متخلف.

از مجموع نتايج‏به دست آمده از پرسشنامه‏ها، مى‏توان اين نكته را استنباط نمود، كه مراكز اطلاع‏رسانى مى‏تواند نقش بسيار حياتى در روند اصلاح مشكلات كنونى بانكها داشته باشد.

6 - كاهش هزينه تسهيلات

با توجه به پيشنهادهاى گذشته، هر چند هزينه تسهيلات پايين خواهد آمد (با توجه به كاهش قراردادهاى مورد استفاده‏بانك و عدم نياز به نظارت زياد); ولى پاره‏اى از تشريفات ادارى در بانكها، هزينه‏هايى را به متقاضيان تسهيلات تحميل مى‏نمايد، كه بايد درصدد رفع اين مشكل نيز برآمد.

پيشنهاد مى‏شود كليه امور ثبتى و ادارى مربوط به وثيقه‏ها و يا تسهيلات اعطايى، در مراكز اطلاع رسانى، زير نظر بانك مركزى صورت گيرند، و اجازه قانونى آن از مجلس شوراى اسلامى دريافت گردد; و بانكها بدون پيوند با ساير نهادها(همانند اداره دارايى و يا شهرداريها) عمل نموده، و صرفا اصول و مقررات بانكى خود را اجرا كنند، تا از هزينه تسهيلات كاسته شود.

همچنين كسر ذخاير قانونى و احتياطى از سپرده‏هاى سرمايه‏گذارى، موجب كاهش سود سپرده‏گذاران گرديده، كه در صورت حذف الزامى بودن كسر اين ذخاير، سود بيشترى نصيب سپرده‏گذاران مى‏شود.