مجلات >فصلنامه حوزه و دانشگاه>شماره 1

نگاهى به كارنامه دفتر

مصاحبه با حجة الاسلام والمسلمين محمدى عراقى رئيس دفتر همكارى و حجة الاسلام والمسلمين اعرافى معاونت پژوهشى دفتر

مجله: با تشكر از حجة الاسلام والمسلمين جناب حاج آقاى محمدى عراقى كه وقت‏خودشان را در اختيار مجله قرار دادند از ايشان تقاضا مى‏كنيم به عنوان فردى كه از آغاز تاسيس دفتر در فعاليتهاى دفتر حضور داشته و در دو سال اخير هم رياست دفتر را عهده دار شده‏اند به اولين سؤال مجله در خصوص هدف از تشكيل دفتر همكارى حوزه و دانشگاه و درصد موفقيتى كه در رسيدن به اين هدف داشته است توضيح دهند.

آقاى محمدى عراقى: الحمد والشكرلله رب‏العالمين، وصلى‏الله على محمد وآله الطاهرين.

مساله حوزه و دانشگاه و ارتباط بين اين دو، در حقيقت‏يكى از اهداف استراتژيك نظام ما و از اركان موفقيت نظام اسلامى است. دليلش هم روشن است چون اين حركت زير بناى همه تلاشهاى اعتقادى و فرهنگى ماست كه به منظور گشودن راه جديدى در برابر بشريت صورت مى‏گيرد. يعنى رهبرى اين انقلاب، اين هدف را از آغاز دنبال مى‏كرد، و چون اين انقلاب كه يك انقلاب فرهنگى است در حقيقت راه جديدى را در زندگى بشريت مطرح مى‏كند و داراى مبانى اعتقادى و فكرى و مكتبى متفاوت با بينش حاكم بر جهان كنونى است، بنابراين مركز و جايگاهى مى‏خواهد كه اين فكر را توليد و تامين بكند. طبيعى است كه آن مركز حوزه و دانشگاه است، به اين معنا كه همكارى سيستماتيك علمى و عملى اين دو دستگاه است كه مى‏تواند توليد كننده فكر و هدف‏گذارى و تامين كننده نيازهاى عميق انديشه و عمل در اين نظام باشد. از آنجا كه براى مخاطبين اين مجله مساله روشن است و عمق موضوع را درك مى‏كنند، بيش از اين توضيح لازم نيست. البته طبيعى است كه اين هدف بزرگ را، يك سازمان كوچكى مثل دفتر همكارى حوزه و دانشگاه نمى‏توانست تامين بكند، و در حقيقت تاسيس دفتر، يك قدم در اين راه بزرگ بوده است.

نكته ديگرى كه بايد در اينجا بيان كنم اين است كه همكارى بين حوزه و دانشگاه مى‏تواند در ابعاد بسيار متنوعى مطرح باشد، مثلا در بعد فرهنگى، سياسى، اجتماعى، پژوهشى. ولى دفتر، در جهت همكارى اين دو مركز علمى، تنها بعد پژوهشى را محور قرار داده و به ابعاد فرهنگى، سياسى و اجتماعى كمتر پرداخته و يا نپرداخته است. تازه همين بعد پژوهشى هم، در محدوده خاصى از علوم انسانى است. يعنى در رشته‏هايى از علوم انسانى كه از يكسو نسبت‏به ساير رشته‏هاى علوم انسانى «علوم مادر» محسوب مى‏شوند و در خانواده علوم انسانى نقش تعيين‏كننده دارند و از سوى ديگر در باب آنها با توجه به بينشهاى اسلامى پژوهشى جدى صورت نگرفته بود. مانند روانشناسى، حقوق، اقتصاد، جامعه شناسى و علوم تربيتى كه در آغاز كار دفتر شروع شد، و بعضى رشته‏هاى ديگر كه بعدا اضافه شده و جناب آقاى اعرافى كه در مسؤوليت معاونت پژوهشى دفتر عمده وظايف را بر عهده دارند، توضيح خواهند داد.

با توجه به اين نكات اگر سؤال شما اين باشد كه در همين بخش پژوهشى، دفتر تا چه حد موفق بوده است، ارزيابى بنده اين است كه در بحث مبانى اين رشته‏ها، يعنى مبانى علوم انسانى، تا حد زيادى دفتر توفيق داشته است. البته بسيارى از آنها، هنوز مرحله اولش پايان يافته است، يعنى گفت و شنودهايى بين اساتيد و محققين حوزه و دانشگاه صورت گرفته است و مشروح اين گفت و شنودها، در بيش از 100 جزوه تدوين شده و در اختيار پژوهشگران و دانش‏پژوهان قرار گرفته است. يك مرحله هم معرفى مبانى فكرى اسلامى براى اساتيد دانشگاه، در زمينه جهان‏بينى و اسلام‏شناسى بود كه توسط اساتيد حوزه و بخصوص حضرت آية‏الله مصباح صورت گرفت و بخشى از آن توسط انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم به چاپ رسيده و قسمتهاى ديگر نيز تكثير شده و در دسترس محققين است.

اما آن مرحله پژوهشى كه كار عملى دفتر بود، تاكنون بيش از ده جلد كتاب در زمينه مبانى رشته‏هاى مختلف اين علوم تدوين شده است اين كار ادامه دارد و بحمدالله بنيانهاى لازم براى كار فراهم شده است. البته همينجا عرض كنم كه از ديد خود ما، يك ضعف عمده‏اى كه در كار دفتر بوده و هم‏اكنون هم هست و ضرورت دارد كه پيگيريهاى لازم بشود تا برطرف شود، اين است كه، همان طور كه از اسم دفتر همكارى حوزه و دانشگاه پيداست، بنا بوده اين تحقيقات با همكارى و كار مشترك محققين و اساتيد حوزه و دانشگاه صورت بگيرد، ولى در بعضى موارد آنطور كه بايد و شايد، ما در جذب همكارى دراز مدت همه اساتيدى كه مورد نظرمان بوده‏اند، موفق نبوده‏ايم. البته من همينجا واقعا از تعدادى اساتيد متعهد و دلسوز، و محققين پركار دانشگاهى كه با ما صميمانه همكارى داشتند، تشكر مى‏كنم. در بعضى موارد هم ما با اين مساله روبرو بوده‏ايم كه بعضى از محققين و اساتيد خوب دانشگاه، خودشان علاقه‏مند بودند كه با دفتر همكارى كنند، ولى به دليل مشكلاتى كه به ضوابط و مقررات كارى و استخدامى مربوط مى‏شود، آنطور كه مى‏خواستند و ما مى‏خواستيم، نتوانستند با دفتر همكارى جدى داشته باشند.

در مجموع، در تدوين مبانى علوم انسانى در رشته‏هاى مادر، به نظر من توفيق دفتر به طور نسبى خوب بوده، مخصوصا با توجه به اينكه كار، كار نويى است. واقعيت اين است كه خود دانشگاهيان ما بهتر مى‏دانند كه رشته‏هاى علوم انسانى كشور ما بسيار جوانند و مى‏توان گفت 90درصد آنچه كه در يكى دو دهه اخير در اين رشته‏ها صورت گرفته، ترجمه است و ما كار تحقيقى خيلى كم داريم، و دفتر در يك راه ناهموارى قدم برداشته است و با توجه به محدوديت‏شديد امكانات و نيروى انسانى، طبيعى است كه انتظار، يك انتظار بالايى نبايد باشد.

اميدواريم كه ان‏شاءالله با برنامه‏هاى جديدى كه از نظر تربيت محقق در دفتر صورت گرفته، اين نقصها در آينده جبران شود.

مجله: جناب آقاى اعرافى ضمن تشكر از جنابعالى، تقاضا داريم چنانچه در همين خصوص توضيحى داريد، بفرماييد.

آقاى اعرافى: ضمن تشكر از برادران عزيزى كه در مجله كار مى‏كنند تا به يارى خدا يك مجله وزين و خوبى را تحويل جامعه دهند، من چند نكته را در تكميل فرمايشات جناب آقاى محمدى عرض مى‏كنم.

در مورد اينكه دفتر تا چه اندازه به اهداف خود نزديك شده، بايد سه نكته را در نظر بگيريم، اولا ببينيم هدف چه بوده است تا بعد بتوانيم بفهميم كه چه مقدار به آن هدف يا اهداف رسيده‏ايم. زياد برخورد شده، دوستانى در دانشگاه نام دفتر را مى‏شنوند و در ذهن آنها يك همكارى و بسيج همه جانبه‏اى در بخشهاى مختلف پژوهشى، آموزشى، فرهنگى، اجتماعى و حتى گاهى مديريت كشور، تداعى مى‏كند. اگر ما اين نوع تصور را از همكارى‏اى كه در عنوان دفتر آمده است، داشته باشيم، طبيعتا بايد بگوييم كه به اهداف نرسيده‏ايم. ولى واقع اين است كه گر چه براى ما و دفتر مطلوب است كه يك چنين همكارى همه جانبه‏اى در بخشهاى مختلف كه بيان شد داشته باشيم، يا لااقل حلقه وصلى براى اين همكارى باشيم و در اين زمينه برنامه‏ريزى داشته باشيم، ولى اين براى ما يك هدف آرمانى است، اما آن هدفى كه دفتر آن را پيگيرى مى‏كرده، عمدتا همكارى علمى - پژوهشى بوده است، آنهم در حوزه پاره‏اى از علوم انسانى، علوم انسانى‏اى كه بيشتر با ارزشهاى دينى نقاط تماس و تلاقى داشته‏اند. پس نكته اول اين است كه هدف دفتر، همكارى علمى - پژوهشى و احيانا آموزشى در پاره‏اى از علوم انسانى بوده است.

نكته دوم توجه به مراحلى است كه دفتر گذرانده، دوره‏هاى پنج‏شش ساله‏اى كه تعداد اندكى از دوستان با تلاش شخصى خودشان و حتى بدون هر گونه هزينه و بودجه‏اى در اينجا كار كرده‏اند و مشكلات اجرايى ديگرى كه در مقدمه بعضى از كتابها به آن اشاره شده است و احيانا چند سالى را به همين علت در ركود بوده است. اگر اين نكته دوم را هم در نظر بگيريم، در واقع عمر مفيد دفتر شايد نصف آن چيزى باشد كه ما از نظر زمانى الآن مطرح مى‏كنيم، و عمدتا ظرف دو سه سال اول و سه سال اخير فعاليت‏بيشترى داشته‏ايم.

نكته سومى كه بايد به آن اشاره شود اين است كه نوع فعاليت دفتر، از نظر سوابق كار، كارى بى‏سابقه است. البته مساله ارتباط علوم انسانى و نظريات آن با معارف دينى، و سنجش اينها و بررسى نقاط تلاقى و تكميل يكى با ديگرى و يا تعارض با يكديگر، سابقه ديرينه‏اى در بين انديشمندان ما دارد. حداقل در دوره‏هاى اخير مرحوم علامه طباطبايى، مرحوم شهيدمطهرى و استاد بزرگوار آية‏الله مصباح نقش بسيار برجسته‏اى در اين زمينه داشته‏اند. البته من بعضى از شاخصها را نام بردم وگرنه بزرگان ديگرى از دانشگاه و حوزه نيز، در اين زمينه‏ها وارد شده‏اند. به هر حال اين بحث‏سابقه داشته، اما به شكل كلاسيك و مدون و با حضور خود صاحب‏نظران اين رشته‏ها، تقريبا در كشور، سابقه‏اى نداشته و تاسيس دفتر همكارى اولين قدم در اين راه مى‏باشد. اين كار مشكلات و نارساييهايى داشته و دارد ولى با توجه به سه نكته‏اى كه عرض كردم، فكر مى‏كنم كه مى‏توان گفت، تا درصد بالايى موفق بوده‏ايم.

همينجا بايد اين را هم اضافه كنم كه اصولا بحث علم و دين مساله سابقه‏دارى است كه در غرب هم مطرح بوده، و در كشور ما هم، قبل از انقلاب مطرح بود و بعد از انقلاب اين مساله حساس‏تر شده و مورد بحث و نظر و تضارب آراء واقع شده است، ولى در خصوص علوم انسانى، دفتر اولين تجربه كلاسيك در اين زمينه مى‏باشد.

همان‏طور كه مى‏دانيد علم و دين از نظر روش، روشهاى متفاوتى دارند، ولى موضوعات مشترك و قلمروهاى مشتركى دارند. كار دفتر بر اساس پيش‏فرضهاى فلسفى علوم انسانى كه براى بنيان‏گذاران دفتر و دوستانى كه پايه‏ريز اين گروهها بوده‏اند مسلم بوده است، شروع شد. كار دفتر تاكنون عمدتا در مورد مبانى فلسفى علوم انسانى در هر يك از اين شاخه‏ها بوده است. محور ديگر كار دفتر، نقد مكاتبى است كه در هر يك از اين رشته‏ها داريم. البته بعضى از گروهها هم احيانا وارد طراحى نظامهايى كه اسلام در زمينه‏هاى اجتماعى، سياسى و تربيتى دارد شده‏اند و در اين مورد كارهايى هم انجام شده است.

مجله: آقاى اعرافى، در بين صحبتهايتان از يك پيش‏فرض نام برديد و فرموديد كه گزاره‏هاى دينى، كه در حقيقت ارزشى هم هستند، با گزاره‏هاى علمى-تجربى و به‏تعبيرى توصيفى-تجربى در يك حوزه‏هايى آشتى مى‏كنند، يا قبول داريم كه‏مى‏توانند آشتى كنند، آيا معاونت پژوهشى دفتر در اثبات اين پيش‏فرض تلاشى داشته است؟

آقاى اعرافى: بله اين سؤال خوبى بود و يك مساله مهمى است كه بايد به آن توجه جدى شود. ما يك پيش‏فرضهاى خاصى داريم كه بحث درباره اثبات آنها به صورت منظم و مدون و كلاسيك، در دفتر يا جاهاى ديگر من الآن سراغ ندارم صورت گرفته باشد، ولى اين اصول به صورت متفرق در همين كتابهايى كه از طرف دفتر منتشر شده است، به آنها پرداخته شده و بعضا هم در كتابهاى جناب آقاى مصباح يا احيانا انديشمندان ديگرى از حوزه و دانشگاه مطرح شده است. من خلاصه عرضم در مورد اين سؤال اين است كه اين پيشفرضها مشخص ومستدل است، ولى به خاطر اينكه مى‏خواستيم به طور تفصيلى وارد مسائل علوم انسانى شويم و به قضاوت دقيق‏ترى بنشينيم، اين كار به تاخير افتاد. ولى به هر حال يكى از طرحهاى مهمى كه بايد پيگرى شود همين است، يعنى تدوين فلسفه علوم انسانى، اميدواريم كه ان‏شاءالله در آينده انجام شود.

مجله: اعتبار وثاقت متون علمى كه توسط دفتر نوشته شده، به چه ميزانى است؟ آيا در محافل دانشگاهى نافع بوده است؟

آقاى محمدى عراقى: براى پى بردن و شناختن ميزان اعتبار وثاقت متونى كه در دفتر تهيه شده است، راههاى مختلفى وجود دارد. از يك نظر مى‏توان گفت كه وثاقت اينها، با همكاران اين طرحها و ميزان جا افتادگى آنها در جامعه حوزوى و دانشگاهى سنجيده مى‏شود. البته ما در اينجا ادعاى درصد بالايى از موفقيت را نمى‏كنيم ولى مسلم است كه در تدوين بعضى از كتابهاى ما از حوزه اساتيد سطوح بالا و برجسته‏اى حضور داشته‏اند، و از جامعه دانشگاهى هم بعضى شخصيتهاى خوب دانشگاهى و شخصيتهاى رده بالا و مقبول جامعه علمى در اين رشته‏ها، حضور داشته و دارند. از جهت ديگر، اگر ما نسبت فروش كتاب در مراكز دانشگاهى بين اساتيد و دانشجويان را حساب كنيم مى‏بينيم كه گرچه همه كتابهاى دفتر از اين لحاظ در يك سطح نيستند ولى بعضى از كتابها واقعا موفق بوده است و تجديد چاپ شده مكرر آنها گواه استقبال از آن است. مى‏دانيد كه اين كتابها از طريق «سمت‏» (×) منتشر مى‏شود و بازار فروش آن مراكز دانشگاهى و... است، خود آمار فروش براى ما مقبوليت اينها و جا افتادگى اينها را نشان مى‏دهد. بعضى كتابها مثل مبانى اقتصاد آمار فروش بسيار خوب و بالايى دارد كه حاكى از مورد استقبال واقع شدن و مفيد بودن اينهاست. البته در مقابل، در مورد بعضى از كتابها هم آمار بيانگر اين است كه چندان مطلوب نبوده يا مطلوب واقع نشده است. به هر حال، طبق اظهارنظرها و اطلاعاتى كه تاكنون بدست ما رسيده است، بعضى از كتابهاى ما كتابهايى بوده كه واقعا در فضاى علمى كلاسها يا دانشگاهها جا باز كرده است.

راه سوم اظهارنظر صاحب‏نظران خارج از دفتر است كه طبق نظرخواهى‏اى كه راجع به چند كتاب دفتر صورت گرفته، كتابهاى دفتر اعتبار علمى خوبى داشته است.

نكته ديگر اينكه جزوه‏هاى اوليه دفتر در پنج رشته جامعه‏شناسى، روانشناسى، اقتصاد، حقوق و علوم تربيتى نيز مورد استفاده واقع شده و در بعضى از كتابهاى دانشگاهى و مجلات نيز از آنها استفاده شده است و برخى به عنوان درسنامه در دانشگاههاى كشور تكثير شده است. من فكر مى‏كنم كتابهاى دفتر در اين بعد بين 60 تا 70 درصد موفقيت داشته است.

مجله: آيا در معاونت پژوهشى، كميته تجديد نظر در كتب منتشره وجود دارد؟

آقاى اعرافى: طبيعى است كه هر نهاد پژوهشى‏اى كه آثار علمى دارد، بايد كميته تجديدنظر نيز داشته باشد ولى به دليل بعضى ضعفهاى تشكيلاتى، سابقا در دفتر چنين قسمتى نبوده و بنا داريم در معاونت پژوهشى اين كار انجام شود تا هم طرحهاى جديد را ارزيابى كنند و هم در كارهاى گذشته يك ارزيابى مجددى داشته باشند. البته در درون گروههاى پژوهشى نسبت‏به كتب گروه خويش احيانا ارزيابيهايى صورت گرفته است و ضمن درخواست اظهارنظر از ديگران و جلسات نقد و بررسى و با توجه به پيشنهادات احيانا تجديد نظر به عمل آمده است.

مجله: دفتر از نظر سازمانى، از بعد دانشگاهى وابسته به سازمان سمت است، اما از ناحيه حوزه چه مرجعى اين دفتر را تاييد مى‏كند؟ به عبارت ديگر شما چگونه اقوال خود را منتسب به حوزه مى‏كنيد؟

آقاى محمدى عراقى: حضورتان عرض كنم، انجام تحقيقات بر محور مسائل علوم انسانى در آغاز بدون ارتباط سازمانى صورت گرفت و بر اساس يك انگيزه علمى و درونى، انجام شد. انقلاب فرهنگى و تعطيلى دانشگاهها فرصت‏خوب و مناسبى براى اين مساله بازسازى علوم انسانى بود وگرنه اين حركت‏به صورت درون جوش توسط فضلاى حوزه و بالاخص با راهنمايى استاد معظم جناب آقاى مصباح شكل گرفت. نه با تشكيلات سازمانى و نه حتى با كمترين پشتوانه مادى. بنابراين مساله وابستگى سازمانى و تاسيس دفتر متاخر از شروع تحقيقات بود. تا اينكه به امر حضرت امام(ره) ستاد انقلاب فرهنگى تشكيل شد و در ستاد انقلاب فرهنگى اين طرح مورد استقبال قرار گرفت و از جانب ستاد به جامعه مدرسين حوزه علميه قم ماموريت داده شد. البته همانطور كه اطلاع داريد به علت مشكلات و مسائلى كه پيش آمد، كار دفتر به صورت برنامه مورد انتظار پيش نرفت، و يكى از عمده‏ترين دلايلش كسالت و بيمارى آقاى مصباح از يك طرف و بازگشايى دانشگاهها و خلاصه مشغول شدن ستاد انقلاب فرهنگى به امور جارى دانشگاهها از طرف ديگر بود، لذا به مسائل بنيادى كمتر پرداخته شد، براى من ديدگاه مقام معظم رهبرى در اين زمينه، جالب است. از سخنان ايشان در ديدارى كه شوراى عالى انقلاب فرهنگى، سال گذشته با ايشان داشتند برمى‏آيد كه در زمينه علوم انسانى و تحقيقات بنيادى در همه رشته‏ها متاسفانه كمتر، قدمى از جانب شورا برداشته شده است، در حاليكه يكى از مهمترين كار شوراى انقلاب فرهنگى همين است. تعبير مقام معظم رهبرى در آنجا اين است «در قم يك جمعى از افراد علاقه‏مند، با استعداد و فهيم از طلاب و فضلا با ارتباط با بخشهاى دانشگاهى هستند كتابهايى را تدوين كردند و ارائه كردند بايد همين را گسترش داد و پيش رفت‏».

غرض اينكه دفتر به اين شكل بود تا زمانى كه سازمان سمت تاسيس شد. با توجه به آن دوران فترتى كه پيش آمده بود، بنا به پيشنهاد بعضى از دوستان و درخواست‏بعضى از افراد دفتر كه مشاهده مى‏كردند كه اين امر مهم مساله تحقيقات علوم انسانى مورد توجه قرار نمى‏گيرد و بتدريج‏به دست فراموشى سپرده مى‏شود و پشتيبانى لازم از آن نمى‏شود و حتى معدود كسانى كه در اين فكر بودند در حال نااميدى و ياس بودند، پيشنهاد مرتبط شدن دفتر به سازمان سمت مطرح شد و مورد قبول اعضاى دفتر قرار گرفت. و چون جناب آقاى دكتر احمدى هم از كسانى بودند كه به اعتقاد دوستان دفتر، براى اين كار اهل درد و دلسوز بودند و رياست‏سازمان سمت را هم داشتند اين موضوع مورد توجه و تاييد و تصويب دوستان قرار گرفت. ارتباط به اين صورت بود كه از يك طرف سمت‏براى پشتيبانى دفتر تلاش كند و از طرف ديگر منابع و كتبى كه در دفتر تهيه مى‏شود، توسط سمت چاپ شود و واقعا هم از شخص جناب آقاى دكتر احمدى كه در اين راستا آنچه از دست ايشان بر آمده تلاش كرده‏اند و در اين كار كوتاهى نكردند بايد تشكر شود. به هر حال كار، كار عظيم و بزرگى است و ما بايد اعتراف كنيم به اينكه راه درازى در پيش داريم. اين از نظر مساله سازمان سمت، ولى از نظر حوزه من فكر مى‏كنم همان جوابى كه جناب آقاى اعرافى فرمودند مى‏توان گفت كه اعتبار مطالب دفتر يك اعتبارى علمى است، و به دليل اينكه گروههايى كه در دفتر هستند و اعضاى اين گروهها در مسائل اسلامى صاحب‏نظر هستند اين زمينه، مهمترين پشتوانه علمى است. البته اساتيد بزرگ حوزه هم با اين گروهها همكارى دارند و راهنمايى مى‏كنند، مطالب را مى‏بينند، و ما تاكنون هيچ علامت‏سؤالى از جهت اعتبار حوزوى و اسلامى بودن كارهاى دفتر نداشته‏ايم.

مجله: جناب آقاى اعرافى اگر توضيحى در اين ارتباط هست‏بفرماييد.

آقاى اعرافى: همانطور كه اشاره فرمودند در اين رابطه فكر مى‏كنم نيازى به مدرك رسمى نداشته باشيم. بيشتر انتصابات در دفتر از لحاظ علمى است، خود مسؤولين گروهها و اعضاء دفتر كه معمولا تحصيلات خوب حوزوى و بالايى دارند و مورد پذيرش ما هستند. در مجامع حوزوى هم مقبوليت دارند. به علاوه، دفتر با استفاده از محضر اساتيد بزرگى مانند حضرات آقايان مصباح، محقق داماد، مكارم شيرازى، سيد محمود هاشمى، و همكارى‏هاى مقطعى آية‏الله‏جوادى و آية‏الله مؤمن و بعضى ديگر كه ممكن است الآن در ذهن من نباشد، اين انتساب را تقويت و كاملا روشن مى‏كند. از طرف دانشگاه هم اساتيدى كه در آغاز آن كنفرانسها بودند اين ارتباط و انتساب را تقويت مى‏كرد، الان هم اساتيدى كه با گروههاى مختلف همكارى مى‏كنند و ارتباطاتى كه با دانشگاهها داريم، اين انتساب را كاملا جا افتاده مى‏كند و مشكلى در اين زمينه وجود ندارد.

مجله: اعضاء حوزوى دفتر از نظر اطلاعات حوزوى و دانشگاهى در چه سطحى هستند؟ وضعيت اساتيد دانشگاهى اين دفتر به چه صورت است؟

آقاى اعرافى: اعضاء حوزوى را، مى‏توانيم به دو بخش تقسيم كنيم: اعضايى كه هم‏اكنون در كار پژوهشى هستند و نيز مسؤولين گروهها و اعضاء گروههاى نه‏گانه‏اى كه داريم، وضع اطلاعات آنها از نظر حوزوى بالاست، معمولا افرادى هستند كه در تحصيلات حوزوى مثل فقه، اصول، فلسفه، و تفسير موفق بوده‏اند، در اين رشته‏ها كار كرده‏اند، معمولا بيش از6 يا7 سال درس خارج رفته‏اند، و از نظر اطلاعات دانشگاهى، البته اعضاء حوزوى اوليه تحصيلات كلاسيك آنچنانى در اين رشته‏ها نداشتند ولى گذراندن دوره آموزشى‏7 ساله مؤسسه در راه حق كه مشتمل بر فلسفه، معارف قرآن، زبان عربى جديد و انگليسى، كليات علوم انسانى بود و با كارى كه در آن سالهاى اوليه شد، كه كار خيلى عميق و همه جانبه‏اى بود، و با تجربيات ممتد بعدى، واقعا هر يك از اعضاء پژوهشى ما در سطح مطلوب علمى قرار دارند. اما در بخش آموزش هم دوستانى داريم كه در چند گروه پايان كارشان را مى‏گذرانند، اين دوستان، از نظر حوزوى افراد موفقى هستند، و از نظر تحصيلات دانشگاهى در رشته خودشان برنامه‏اى در حد كارشناسى ارشد را مى‏گذرانند و كارهاى علمى مطابق با برنامه‏هاى دانشگاهى داشته و دارند.

مجله: برنامه آينده دفتر در جذب اساتيد، و ايجاد حركتهاى تحقيقى در معاونت پژوهشى چيست؟

آقاى اعرافى: با اجازه شما ابتدا اشاره‏اى به فعاليتها پژوهشى گذشته مى‏كنم و بعد فعاليتهاى آينده را متذكر مى‏شوم، نتايج كار دفتر از سابق تا به حال ده جلد كتاب و حدود 320 جزوه بوده كه در طى اين سالها منتشر شده و حاوى مقالاتى است از سمينارها و كنفرانس‏هاى داخلى دفتر يا مقالاتى كه براى سمينارهاى خارج از دفتر نوشته شده و نيز تربيت نيروى انسانى خوب چه خود پژوهشگران ما، كه در دوران اول واقعا يك دوران كارورزى داشتند و در رشته‏هاى خودشان افراد موفقى هستند، و چه نيروهاى آموزشى ما كه در ظرف دو سه سال اخير به خاطر كمبود نيروى انسانى در رشته‏هاى روانشناسى، جامعه‏شناسى و علوم تربيتى مديريت و تاريخ جذب شده‏اند از يك سطح آموزشى خوب و برنامه‏اى كم‏نظير، برخوردار بوده‏اند. سمينارهاى تخصصى و نيز سمينارهاى سالانه‏اى هم دفتر داشته كه بعضى از نتايج آن منتشر شده و بعضى هم در حال انتشار است. اينها دستاوردهاى گذشته دفتر است. ما در سال 72 چند عنوان كتاب داشتيم كه منتشر شده، از قبيل فلسفه تعليم و تربيت جلد اول، مكاتب روانشناسى و نقد آن‏ج‏2، و دو سه تا مقاله در زمينه‏هاى تعليم و تربيت داشته‏ايم. چند طرح تحقيقاتى نيز داريم كه در قالب گروههاى دفتر انجام نمى‏شود، بلكه خارج از گروهها و به صورت قرارداد تاليف و تحقيق انجام مى‏شود. تعداد اين طرحها به هفت طرح مى‏رسد كه در زمينه‏هاى كلام، معارف شيعه، فلسفه اخلاق، موضوعات باستان شناختى قرآن و بعضى موضوعات ديگر است. اما در سال‏73، تقريبا 24 عنوان تحقيق داريم كه در زمينه‏هاى فلسفه سياسى اسلام، حقوق بين‏الملل عمومى - در چند جلد - حقوق بين‏الملل خصوصى، حقوق جزا، پاره‏اى از مسائل مربوط به حقوق بشر، دو طرح در زمينه اسلام و توسعه، علم النفس، جلد دوم فلسفه تعليم و تربيت، آراء تربيتى انديشمندان مسلمان، فلسفه اخلاق، مديريت اسلامى، جلد سوم درآمدى بر جامعه‏شناسى و بعضى عناوين ديگر است. از بين اين 24 عنوان، 12 عنوان است كه در سال‏73 بايد تحويل معاونت پژوهشى شود، و احتمالا 8 عنوان از اينها به حد انتشار هم مى‏رسد. برنامه‏هاى آتى ما، يكى همين پشتيبانى كمى و كيفى و همه جانبه از اين طرحهاست، ديگر تقويت اطلاع‏رسانى، اطلاع از تحقيقاتى كه در غرب انجام شده از طريق ترجمه مستقيم منابع، تجهيز هر چه بيشتر و بهتر كتابخانه دفتر، ارتباط بيشتر با اساتيد و اطلاع از روند و جريان پيشرفت‏هاى علمى است، گروه فلسفه و علوم قرآنى هم از طرحهاى آينده ما است. همچنين پژوهش در مورد فلسفه علوم انسانى، بازنگرى در كتابهاى منتشر شده دفتر، و همينطور نظارت بر دوره‏هاى آموزشى دفتر با توجه به نيازهاى پژوهشى آينده، و خصوصا اينكه بتوانند با تاكيد بر زبان و استفاده مستقيم از منابع لاتين كار تحقيق را پيش ببرند - از كارهاى ما خواهد بود - در خصوص جذب اساتيد دانشگاه هم طرحهايى در دست است كه به عنوان اعضاء هيات علمى برخى استخدام شوند و سهميه‏اى هم از دانشجويان دوره دكترا براى گذراندن دوره سربازى در دفتر و زمينه‏سازيهاى ديگرى هم براى مامور به خدمت‏شدن و گذراندن ترمهاى خارج از مركز اساتيد در دفتر در دست‏بررسى و اقدام است.

مجله: اگر كسانى از حوزه يا دانشگاه بخواهند با شما همكارى كنند، تحت چه شرايط و ضوابطى مى‏توانند همكارى كنند.

آقاى اعرافى: ارتباط اساتيد دانشگاه و حوزه با ما طبق آنچه كه هم‏اكنون نيز جريان دارد به چند صورت امكان‏پذير است.

بعضى از اساتيد هستند كه رسما عضو گروه هستند و در تحقيق و تاليف كتابها شركت دارند و اسامى آنها در كتابها آمده است. يك شكل همكارى هم فقط حضور در جلسات مباحثات علمى است. يك شكل ضعيف‏تر هم هست كه بدون اينكه در جلسات مباحثات شركت كنند، جزوه‏هاى ما را مطالعه كرده و اظهارنظر مى‏كنند. شكل چهارمى هم هست كه به طور پروژه‏اى با ما طرح تحقيق و تاليف دارند و بعد به ما ارائه مى‏دهند. اين چهار شكل همكارى است كه ما در دفتر داريم و راه براى همكارى باز است و سياست ما جذب بيشتر نيروهاست.

در اينجا، اولا از كسانى كه در پيشرفت كارهاى دفتر سهيم بوده‏اند، از عنايات خاص مقام‏معظم رهبرى و رياست محترم جمهورى، و زحمات آية‏الله مصباح، جناب آقاى دكتر احمدى و اساتيد بزرگوار حوزه و دانشگاه كه از سالهاى نخست در اين زمينه همكارى كرده‏اند، من تشكر مى‏كنم، و درخواست و خواهش من از اساتيد اين است كه عظمت اين كار و بار سنگينى كه بر دوش حوزه و دانشگاه نهاده شده، و نقشى كه اين تحقيقات در پيشرفت علمى و پژوهشى و حتى نظام اجرايى و مديريت كشور مى‏تواند داشته باشد را مورد توجه قرار دهند، و دفتر را به هر شكلى كه مى‏توانند يارى كنند. بدون شك اظهارنظر اساتيد حوزه و دانشگاه در مورد اين كتابها و ارسال آنها براى دفتر، خيلى مى‏تواند براى ما مفيد و مؤثر باشد. همچنين از اساتيد برجسته‏اى كه در تدريس گروههاى آموزشى با ما همكارى دارند، تشكر مى‏كنم و اميدوارم كه با تداوم همكارى صميمانه ايشان انشاءالله دوره آموزشى ما به غناى هر چه بيشترى برسد. در اينجا بايد از آقاى دكتر ملكيان كه از اساتيد بسيار خوبى هستند كه در دوره آموزشى خيلى ما را يارى كردند و در يك طرح پژوهشى هم با ما مشاركت دارند، و نيز از تمام عزيزانى كه از سابق تاكنون همكارى داشته‏اند تشكر كنم.

مجله: آيا دفتر نقشى در انتقال محسنات نظام دانشگاهى به حوزه‏هاى علميه و بالعكس داشته است؟ چگونه؟

آقاى محمدى عراقى: مسلما حوزه و دانشگاه تجربيات زيادى دارند، حوزه چيزهاى زيادى دارد كه مى‏تواند به دانشگاه بدهد، و متقابلا در دانشگاه هم، تجربيات و امتيازات زيادى است كه حوزه مى‏تواند از آنها استفاده كند. در اين زمينه، نه اينكه كارى نشده اما كارهايى كه شده جنبى بوده است. همانطور كه قبلا عرض كردم در بعد پژوهشى، دفتر تنها جايى است كه كار تحقيقى مشترك بين حوزه و دانشگاه انجام مى‏دهد، و طبعا در جريان اين كار، تجارب و اطلاعاتى بين حوزه و دانشگاه رد و بدل مى‏شود. همچنين در نشست‏ها و سمينارهاى دفتر - خصوصا سمينارهاى اوليه كه به صورت هفتگى و مستمر بود - اين تجارب رد و بدل مى‏شد، ولى بيشتر مبادله نظرى بوده و جنبه علمى و پژوهشى غالب بوده است، اما به هر حال مفيد بوده است. زيرا به نظر من، در اين نشست‏ها حداقل جايى براى معارفه و شناسايى محققين و اساتيد حوزه و دانشگاه و هم زبانى آنها بوده است، شما مى‏دانيد يكى از مهمترين و يا اساسى‏ترين ابزارهاى اين انتقال وجود زبان مشترك است تا در سايه آن امتيازات، انتقال يابد.

همچنين در دوره‏هاى آموزشى هم كه به عنوان تربيت محقق در دفتر برگزار شده، سعى بر اين بوده كه اين نقاط ثبت‏شناسايى و حفظ شود. ليكن در هر حال بايد اعتراف كرد كه در اين زمينه، آنچه كه انجام گرفته نسبت‏به آنچه بايد انجام بگيرد كافى نيست و ما بايد بيشتر در اين زمينه فعاليت كنيم، و از كسانى كه عظمت و عمق اين مسائل و نقش تعيين كننده‏اى را كه در آينده حركت ما دارد، درك مى‏كنند، واقعا استمداد مى‏كنيم تا به كمك دفتر بشتابند. چرا كه كار، كار بزرگى است و توان ما محدود است و اين مساله نيز بعد ديگرى از همكارى حوزه و دانشگاه است كه بصورت يك بعد مستقل و طبق برنامه مشخص در دفتر مورد توجه قرار نگرفته ولى از طرحهاى آينده دفتر مى‏باشد، مقصودم آن است كه به عنوان يك برنامه در سطح وسيع حوزه و دانشگاه مد نظر نبوده هر چند عملا در برنامه‏هاى دفتر آگاهانه به آن توجه شده است.

مجله: جناب آقاى اعرافى، چنانچه در اين زمينه نيز نكاتى وجود دارد، بفرماييد.

آقاى اعرافى: ببينيد، دو نظام داريم كه هر كدام يك سرى محسناتى دارند و ضعف‏هايى در آداب و رسوم حاكم بر فضاى آموزشى، كتابها، روابط استاد و شاگرد و كيفيت‏برنامه‏ها، يك محسناتى در حوزه هست، مثلا رابطه خوب استاد و شاگرد، محبت‏بين آنها، و سنت مباحثه، نگرش عميق به مسائل، آزاد بودن بحث و مجادله شاگرد و استاد، انتخاب استاد مورد دلخواه و بعضى امور ديگر، اينها يك ويژگيهايى است كه در نظام آموزش و پرورش حوزه وجود دارد. سازماندهى و نظم و طرح و برنامه و شكل مناسب و واحدبندى و... هم محسناتى است كه در نظام دانشگاهى وجود دارد. ما اگر بخواهيم يك نظام خوبى به دست آوريم، بايد اين محسنات را جمع كنيم. البته به نظر من اين يك كار تحقيقى لازم دارد و از كارهاى گروه علوم تربيتى دفتر هم مى‏تواند باشد. اما درباره اينكه ما چه نقشى داشته‏ايم. همانطور كه آقاى محمدى عراقى هم فرمودند، دفتر نقش جانبى داشته، خود گشودن باب رفت و آمد و تبادل فكرى بين اساتيد حوزه و دانشگاه، نقش مهمى در اين امر داشته، و خوشبختانه دفتر در اين كار پيش‏قدم بوده است. نكته‏اى كه من در اينجا مى‏خواهم اشاره كنم برنامه آموزشى است كه با مشورت اساتيد دانشگاه در چند رشته تدوين كرده‏ايم كه ناظر به اهداف خود ما است. اين برنامه‏ها مى‏تواند مورد استفاده مراكز پژوهشى و رشته‏هاى تخصصى حوزه قرار بگيرد.

علاوه بر اينكه بسيارى از اعضاء دفتر در برنامه‏هاى تخصصى حوزه و تدوين آنها دخالت داشته‏اند. همين الان هم بعضى از دوستان ما در برنامه‏هاى آموزشى حوزه يعنى تدريس درسهاى اقتصاد، جامعه‏شناسى و... شركت دارند. خودمان حدود 70 نفر از طلاب مستعد و خوب را در رشته‏هاى مختلف آموزش مى‏دهيم و اينها قهرا در تدريس در دانشگاه و حوزه و در انتقال فرهنگ علوم انسانى به حوزه و فرهنگ حوزه به دانشگاه، خيلى مى‏توانند مؤثر باشند. سعى داريم با تجهيز هر چه بيشتر كتابخانه تخصصى دفتر، راه را براى استفاده همه پژوهشگران حوزوى و دانشگاهى از آن باز كنيم. تا بتوانند از آخرين يافته‏ها و اطلاعات دانشگاهى، اطلاع حاصل كنند. به هر حال، اينها كارهايى است كه ما در اين زمينه داشته‏ايم، ولى همانطور كه اشاره كردم، بيشتر اينها جانبى بوده و اگر بخواهد كار اساسى صورت گيرد، احتياج به كار پژوهشى و تحقيقى جدى دارد كه اميدواريم بتوانيم آن را هم انجام دهيم. و بالاخره اين مجله هم مى‏تواند نقش زيادى در اين زمينه داشته باشد و اميدواريم كه دانشگاهيان و حوزويان با ارائه پيشنهادها و مقالات خودشان در همه زمينه‏ها و على‏الخصوص در اين زمينه، راه را براى اين امر مهم فراهم كنند.

مجله: با توجه به اينكه مجله در ابتداى راه خود است. اگر راهنمايى‏اى براى پيشرفت كار به نظرتان مى‏رسد بفرماييد:

آقاى محمدى عراقى: اولا بايد توجه داشته‏باشيد كه مخاطبين شما مشخصند، مخاطبين شما قشر مشخص حوزوى و دانشگاهى به طور عام، و به طور خاص كسانى هستند كه در پژوهشهاى بنيادى كار مى‏كنند، پس شما بايد توجه داشته باشيد كه به آفت پراكندگى دچار نشويد.

ثانيا: از نظر محتوا بايد توجه داشته باشيد كه مطالب را در سطح بالا و مطلوبى ارائه كنيد، هر مطلب و مقاله‏اى در مجله درج نشود. البته پيش‏بينى‏هاى خوبى كرده‏ايد، هيات علمى و تحقيقى و ساير چيزهايى كه براى حفظ اين سطح مطلوب لازم است، بايد مورد توجه قرار بگيرد. مساله ديگر اينست كه نقش اساسى مجله، در واقع بايد اطلاع رسانى باشد، يعنى بطور مشخص، گروههاى تحقيقاتى كه اينجا هستند، مطالبى را كه تحقيق مى‏كنند، بايد اول در مجله بتوانند با مخاطبين خود، محصول كارشان را در ميان بگذارند. مجله هم بايد بگونه‏اى با مخاطبين خود رابطه برقرار كند كه از مطالب و انتقادهاى آنها بهره‏مند شود. به علاوه در مسائلى كه احتياج به گفت و شنود دارد و نياز به مبادله سريع هست، مجله نقش ارتباطى خوبى را مى‏تواند ايفا كند. آخرين نكته اينكه چون اميدواريم كه مجله بتواند در سطح جهانى منتشر شود و دو سه زبانه شود، از همين حالا با مراكز علمى و پژوهشى، چه در داخل كشور و چه در سطح منطقه و خارج از كشور، ارتباط برقرار كنيد، واقعا يكى از ضعف‏هاى علمى كه در كشور ما و در حوزه علميه ما وجود دارد، ضعف اطلاع رسانى است. ما مى‏توانيم از كارهايى كه الان در دفتر صورت مى‏گيرد و ما از آن اطلاع داريم، از طريق مجله به جاهاى ديگر اطلاع دهيم، و متقابلا هم، از نظرات و موضوعات تحقيقى‏اى كه در جاهاى ديگر روى آنها كار مى‏شود، اطلاع حاصل كنيم كه اين خود يك نحوه ارتباط بين دانشگاه و حوزه و پاسخگويى به مسائلى است كه در زمينه‏هاى فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى و حقوقى وجود دارد.

مجله: آقاى اعرافى، لطفا اگر در اين زمينه مطلبى در نظرتان هست‏بفرماييد.

آقاى اعرافى: بعضى نكات‏است كه‏البته مورد توجه برادران متصدى مجله هست و جناب آقاى محمدى هم به آنها اشاره كردند، چند نكته ديگر را من مى‏خواستم به آنها اشاره كنم:

نكته اول اينكه از آفت‏سياست زدگى بايد پرهيز شود، و ما نبايد وارد آن رنگ‏آميزيهاى سياسى و مسائل خارج از متن بحثهاى علمى بشويم. نكته دوم كه آقاى محمدى هم به آن اشاره كردند اينكه سعى كنيد با شيوه‏هايى كه مى‏انديشيد و با هماهنگى با بخشهاى پژوهشى، آخرين تحقيقاتى را كه در اين رشته‏ها مى‏شود، منتقل كنيد. نكته سوم اينكه مجله مى‏تواند با آزادى بيشترى كه دارد، زمينه ارتباط بهتر و بيشترى را بين حوزه و دانشگاه برقرار كند، اينها را به هم نزديك كند و وسيله‏اى براى جذب نيروهاى بيشتر به طرف كارها و طرحهاى تحقيقاتى دفتر باشد. همچنين مى‏تواند تحقيقاتى ميدانى داشته باشد و دفتر را از آنها مطلع كند. بالاخره جلب توجه جامعه دانشگاهى و حوزوى ما به مسائلى كه بنيادى و ضرورى است‏يكى از مهمترين وظايف مجله است.

در پايان لازم است از مساعى همه بزرگان و عزيزانى كه در طول سالهاى متمادى چه در بنيانگذارى دفتر و چه تداوم فعاليتهاى آن و تحولات آن تلاش مجدانه و سعى وافرى داشته‏اند، بويژه حضرت آية‏الله مصباح يزدى، جناب حجة‏الاسلام والمسلمين آقاى دكتر احمدى، جناب حجة‏الاسلام والمسلمين حسينى شاهرودى كه مدتى مسؤوليت دفتر را به عهده داشته‏اند و مسؤوليت محترم گروهها و بالاخص جناب حجة‏الاسلام والمسلمين آقاى رجبى - كه نقش برجسته‏اى در معاونت پژوهشى داشته و دارند - اظهار تشكر و امتنان نماييم، و براى همه آنان و ديگر اعضاى دفتر توفيق و كاميابى بيشتر مسالت داريم.

پى‏نوشت:

× - سازمان مطالعه و تدوين كتب دانشگاهى