نمایه امام حسین و کربلا در سایت جدید حوزه                    مناسبتهای شبهای دهه محرم

 
فرهنگ و تمدن> آداب، رسوم و آئين‏ها> سوگواريها> ايام عزادارى> دهه محرم

تقويم برگزيده

الف: ويژه دهه اول محرم الحرام 1421 هجرى قمرى

پنج‏شنبه 1 محرم 1421مطابق با 18 فروردين 1379 مطابق با APRIL 6

رويدادها:

- آغاز سال 1421 هجرى قمرى

تاريخ قمرى گرچه پيش از اسلام نيز در ميان برخى از ملت‏ها از جمله عرب‏ها رايج بود، ولى پس از ظهور دين مبين اسلام، به عنوان تاريخ رسمى اين دين در آمد. هم‏اكنون اين تاريخ، تاريخ مشترك بيش از يك ميليارد مسلمانان جهان مى‏باشد.

به سال قمرى، هلالى هم گفته مى‏شود. به جهت اين كه قمر از هلال، يك دور خود را در مدت 29 روز 12 ساعت و 43 دقيقه مى‏پيمايد و يك سال قمرى، 354 روز است. ماه‏هاى اين سال، عبارتند از: محرم، صفر، ربيع‏الاول، ربيع‏الثانى، جمادى الاولى، جمادى الثانى، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذى‏قعده و ذى‏حجة.

مسلمانان، مبداء سال قمرى را هجرت سرنوشت‏ساز پيامبر اسلام حضرت محمد از مكه به مدينه قرار دادند. به همين جهت به اين تاريخ، تاريخ هجرى قمرى مى‏گويند.

- آغاز محاصره پيامبر اكرم و بنى‏هاشم در شعب ابى‏طالب (سال هفتم بعثت)

در سال هفتم بعثت پس از مهاجرت گروهى از مسلمانان به حبشه و تقويت مسلمانان مكه از سوى ابوطالب و حمزه، مشركان قريش را وحشت فرا گرفت و براى جلوگيرى از گسترش اسلام، انجمنى بزرگ برپا كردند و بر قتل پيامبر اسلام هم‏دست‏شدند.

ابوطالب، بزرگ حامى پيامبر اكرم پس از آگاهى از تصميم ناجوانمردانه قريش، دستور داد تمام آل هاشم و عبدالمطلب از شهر مكه كوچ نموده و در دره‏اى كه بعدا به «شعب ابوطالب‏» موسوم شد، سكنى گزينند. فرزندان عبدالمطلب چه مسلمان و چه غيرمسلمان بر اين فرمان، گردن نهادند. جز ابولهب كه تا آخر عمر بر كفرش باقى بود.

آنان سه سال در اين دره خشك به‏سر بردند و زندگى سختى را پشت‏سر گذاشتند و جز در ايام حج، نمى‏توانستند از آن خارج شده و با ديگران ارتباطى برقرار كنند.

- آغاز هفته احياى امر به معروف و نهى از منكر

قال ابوالحسن الامام على بن ابى‏طالب :

و امر بالمعروف تكن من اهله، وانكر المنكر بيدك ولسانك، و باين من فعله بجهدك. (1) ترجمه: امر به معروف كن تا خود اهل
معروف باشى، با دست و زبانت منكرات را انكار نما و از كسى كه عمل بد انجام مى‏دهد به سختى دورى نما.

جمعه 2 محرم 1421مطابق با 19 فروردين 1379 مطابق با APRIL 7

رويدادها:

- ورود امام حسين به سرزمين كربلا (61 ق)

امام حسين در روز ترويه يعنى هشتم ذى‏حجه سال 60 قمرى از مكه معظمه به سوى عراق مهاجرت فرمود و پس از چند روز، لشكريان عبيدالله بن زياد به فرماندهى حر بن يزيد رياحى با آن حضرت مواجه شده و مانع حركت آن حضرت به سوى كوفه شدند. گرچه حر بن يزيد، ماموريت داشت با امام حسين برخورد شديد نمايد وليكن رفتار وى با آن حضرت بر رفق و مدارا بود. به همين جهت‏حر و لشكريانش در نماز جماعت امام حسين شركت مى‏كردند و به خطبه‏هاى دلنشين وى گوش جان مى‏سپردند و اين دو سپاه، چند روز بدون هيچ‏گونه مشكلى در كنار هم بودند.

اما عبيدالله بن زياد كه عطش فراوان براى جنگ با اباعبدالله الحسين داشت، نامه‏اى به حر بن يزيد نوشت و وى را مامور سخت‏گيرى بر امام حسين نمود. حر بن يزيد نيز طبق فرمان، راه را بر امام حسين و يارانش مسدود نمود و آنان را به سوى منطقه خشك و بى حاصل به نام كربلا هدايت كرد و در آنجا آنان را در محاصره خويش قرار داد. قافله امام حسين چون به سرزمين كربلا رسيدند، آن حضرت پرسيد:

اين زمين چه نام دارد ؟ عرض كردند: كربلا.

آن حضرت تا نام كربلا را شنيد، فرمود: اللهم اني اعوذ بك من الكرب والبلاء. (2)

فرمود: اين، موضع كرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آييد كه اينجا منزل و محل خيمه‏هاى ما است و اين زمين، جاى ريختن خون ما است و در اين مكان قبرهاى ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا مرا به اين امور خبر داد.

به ناچار آن حضرت و ياران و اصحابش در روز پنج‏شنبه دوم محرم الحرام سال 61 قمرى در آن سرزمين فرود آمدند و حربن يزيد نيز با سپاهيانش در مقابل آن حضرت، خيمه زدند.

- شهادت آيه الله سيد محمد باقر صدر و خواهر مكرمه‏اش بنت الهدى (1359ش)

آيه الله سيد محمد باقر صدر در سال 1350 قمرى در كاظمين در خانواده‏اى فقير اما نابغه‏پرور به دنيا آمد. پدرش فقيه بزرگوار سيدحيدر و مادرش دختر شيخ عبدالحسين آل ياسين بانويى با تقوى بود. وى در 14 سالگى پدر را از دست داد و تحت كفالت برادرش‏قرار گرفت .وى پس از فراگرفتن مقدمات و اصول نزد اساتيد آن زمان و برادرش راهى نجف اشرف شد و قبل از 20 سالگى به‏مرحله اجتهاد نايل آمد و در سن 22 سالگى نخستين اثر علمى تحقيقى خود را به نام غايه الفكر فى علم اصول الفقه را به جهان علم‏ارايه نمود و كتابهاى «فلسفتنا» و «اقتصادنا» كه پس از آن به رشته تحرير درآمدند سمبل قدرت نمايى ايدلوژى اسلامى در برابرانديشه‏هاى وارداتى بودند.

آية الله صدر مساله رهبرى فكرى را از مساله رهبرى سياسى جدا نمى‏دانست و همراه فعاليتهاى فكرى‏به فعاليتهاى سياسى و رهبرى سياسى جامعه نيز همت مى‏گماشت و به همين دليل وجودش خطرى براى بعثيان به شمار مى‏آمد وهمين امر باعث رنجش حاكمان بعثى عراق شد و موجب شهادت اين عالم فرزانه و خواهر عالمه‏اش گرديد. آيه الله صدرنقش ارزنده‏اى در حمايت از انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى داشت‏شهادت اين مرد بزرگ و خواهر مكرمه‏اش پس از شكنجه‏هاى فراوان در زندان هاى رژيم بعثى عراق در روز 19 فروردين 1359 شمسى مصادف با 24 جمادى‏الاولى سال 1400قمرى واقع شد.

شنبه 3 محرم 1421مطابق با 20 فروردين 1379 مطابق با APRIL 8

رويدادها:

- ورود عمر بن سعد فرمانده سپاهيان يزيد به سرزمين كربلا (61 ق)

پس از آنكه حر بن يزيد، امام حسين و يارانش را در سرزمين كربلا در محاصره خويش قرار داد و مانع حركت آنان گرديد، عبيدالله بن زياد عامل يزيد در كوفه، فرماندهى سپاه يزيد را بر عهده عمر بن سعد گذاشت. عمر بن سعد در روز جمعه سوم محرم الحرام سال 61 قمرى به همراه چهار هزار نيروى جنگى وارد كربلا شد و فرماندهى را بر عهده گرفت.

عمر بن سعد پيش از واقعه كربلا، منصب حكومت «رى‏» را از عبيدالله گرفته بود وليكن با پيش آمد مخالفت اباعبدالله الحسين با يزيد و امتناع از بيعت و حركت آن حضرت به سوى كوفه، عبيدالله حكومت «رى‏» را مشروط به خاتمه بخشيدن به قضيه امام حسين نمود. عمر بن سعد به خاطر دست‏يابى به حكومت منطقه وسيع ايالت «رى‏» (كه هرگز به آن نايل نيامد) فرماندهى سپاه يزيد را پذيرفت و مرتكب جنايت بزرگ غيرانسانى شد.

از روزى كه عمر بن سعد وارد سرزمين كربلا شد، پيوسته لشكريانى از سوى عبيدالله بن زياد براى وى فرستاده مى‏شد. بنابر روايتى تا ششم محرم، متجاوز از 000/20 نفر در سپاه عمر بن سعد گرد آمدند.

- قطع رابطه سياسى ايران با آمريكا و اظهار خرسندى حضرت امام خمينى از اين رويداد(1359 ش)

3 - شهادت هنرمند بسيجى سيد مرتضى آوينى (1373 ش)

6 - كشف كودتاى براندازى جمهورى اسلامى ايران - معروف به كودتاى نوژه - (1361 ش)

7 - آغاز عمليات «والفجر 1» از سوى رزمندگان اسلام عليه بعثيان عراق (1362ش)

8 - آغاز عمليات «بيت‏المقدس 5» رزمندگان اسلام عليه متجاوزان عراق (1367ش)

سه‏شنبه 6 محرم 1421مطابق با 23 فروردين 1379 مطابق با APRIL 11

رويدادها:

- درگذشت دانشمند بزرگ شيعه سيد محمد بن حسين، معروف به سيد شريف رضى -گردآورنده كتاب شريف نهج البلاغه - (406 ق)

ابوالحسن محمد بن حسين، معروف به سيد رضى در سال 359 قمرى ديده به جهان گشود. پدرش ابو احمد حسين بن موسى كه نسبش با چهار واسطه به امام موسى بن جعفر مى‏رسد، از بزرگان شيعه و داراى مقام و منزلت در دولت بنى‏عباس و دولت آل بويه بود و پنج دوره، نقابت‏سادات طالبيين را بر عهده داشت. مادرش سيده فاطمه بنت‏حسين كه نسبش با هفت واسطه به امام همام على بن ابى‏طالب مى‏رسد از بانوان مجلله و از نوادگان حسن اطروش (داعى صاحب نام علويان طبرستان) بود. برادرش سيد مرتضى، از بزرگان علما و فقهاى شيعه در قرن پنجم هجرى قمرى و صاحب تاليفات فقهى و اصولى است.

سيد رضى ازجمله علماى جامع شيعه است كه در زمينه‏هاى مختلف علمى و اسلامى، مجتهد مسلم و صاحب نظر بود. به ويژه در شعر و ادبيات عربى، بى‏هماورد بود. وى در 30 سالگى، كل قرآن را در مدت كوتاهى حفظ نمود. از آثار مهم اين عالم فرزانه، كتاب شريف نهج‏البلاغه است كه كلمات بلاغى امام اميرالمؤمنين را در سه بخش خطبه‏ها، نامه‏ها و كلمات قصار گردآورى نمود.

چهارشنبه 7 محرم 1421مطابق با 24 فروردين 1379 مطابق با APRIL 2000 12

رويدادها:

- ممنوعيت استفاده ازنهر فرات براى امام حسين(ع) واصحابش ازسوى عمربن سعد (61 ق)

پس از آن كه عبيدالله بن زياد، لشكريان فراوانى براى نبرد با اباعبدالله الحسين به كربلا گسيل داشت و آن حضرت را كاملا در محاصره لشكريان خودش قرار داد، نامه‏اى به عمر بن سعد فرمانده سپاه كربلا نوشت و به او دستور داد: به محض رسيدن نامه از حسين براى يزيد بيعت بگير، و اگر چنانچه اين پيشنهاد را پذيرفت، بعد تصميم خود را خواهيم گرفت.

در نامه ديگرى كه به عمر بن سعد نوشت تاكيد كرد: ميان حسين و آب فرات فاصله بيانداز و اجازه نده وى از آن آب استفاده كند. همان طورى كه آنها عثمان بن عفان را از آب منع نمودند.

ابن سعد بلافاصله «عمرو بن حجاج زبيدى‏» را با پانصد سوار ماموريت داد تا مانع استفاده امام حسين و يارانش از آب فرات گردند. و اين واقعه ناجوانمردانه، سه روز پيش از شهادت امام حسين بود.

البته حضرت اباالفضل العباس از تاريكى شب استفاده مى‏كرد و براى خيمه‏ها آب مى‏آورد و حضرت على اكبر با پنجاه نفر در شب عاشورا براى خيمه‏ها آب كافى آورد. وليكن از بامداد تا شامگاه روز عاشورا هيچ‏گونه آبى براى امام حسين و ياران و كودكانش مهيا نشد و آنان در شدت گرما و عطش، متحمل مصائب اين روز عظيم شدند.

پنج‏شنبه 8 محرم 1421مطابق با 25 فروردين 1379 مطابق با APRIL 13 2000

رويدادها:

- ملاقات و گفتگوى اباعبدالله الحسين با عمر بن سعد فرمانده سپاهيان يزيد در كربلا در شب هشتم محرم (61 ق)

امام حسين كه به هيچ صورتى راضى به وقوع نبرد و خون‏ريزى ميان مسلمانان نبود، تلاش وافر نمود تا از ايجاد درگيرى و جنگ جلوگيرى گردد. به همين جهت با عمر بن سعد ملاقات كرده و براى پايان دادن بحران با وى به تفاهم رسيد. عمر بن سعد نامه‏اى به عبيدالله بن زياد نوشت و در آن، از مصالحه با اباعبدالله الحسين اظهار خرسندى كرد.

وليكن عبيدالله بن زياد با تحريك شدن از سوى شمر بن ذى‏الجوشن، نامه شديداللحنى براى عمر بن سعد نوشت و به او دستور داد با امام حسين به سختى و شدت برخورد نمايد.

- آغاز عمليات «فتح 5» از سوى رزمندگان اسلام عليه بعثيان عراق (1366 ش)

اين عمليات در شمال عراق با همكارى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و كردهاى عراقى عليه جنايتكاران حزب بعث عراق انجام گرفت كه به انهدام بخشى از ماشين جنگى ارتش عراق منجر گرديد.

- آغاز عمليات «نصر» رزمندگان اسلام عليه بعثيان عراق (1366 ش)

اين عمليات در نوار مرزى غرب ايران انجام شد. از جمله اهداف عمليات مقابله با ضد انقلاب داخلى و كنترل تحركات آنها بود.

جمعه 9 محرم 1421مطابق با 26 فروردين 1379 مطابق با APRIL 14

رويدادها:

- روز تاسوعاى حسينى (61 ق)

عبيدالله بن زياد كه از مصالحه امام حسين با عمر بن سعد، ناخرسند بود، نامه‏اى به اين مضمون براى عمر بن سعد فرستاد: من تو را براى اصلاح ميان خود و حسين نفرستادم. اكنون به محض رسيدن نامه اگر حسين به پيشنهاد ما توجه نكرد بر او حمله كن، او و يارانش را به قتل برسان و پس از كشتن، آنان را مثله نما.

پس از اينكه حسين و ياران او را كشتى بر بدن‏هاى آنان اسب تازى كن. من مى‏دانم پس از كشته شدن، اسب راندن بر بدن‏هاى آنان فايده‏اى ندارد وليكن چون از زبانم جارى شده است، بايد انجام دهى و اگر چنانچه به اين حرف‏ها توجه كنى در نزد ما عزيز و محترم هستى و اگر ميل ندارى با حسين جنگ كنى از فرماندهى لشكر معزول خواهى بود و كارها را به شمر بن ذى‏الجوشن واگذار كن و او مامور است فرمان ما را اجرا كند.

شمر بن ذى‏الجوشن نامه عبيدالله را روز نهم محرم به عمر بن سعد رسانده و به وى گفت: اكنون يا امر اميرت را اجرا كن و يا لشكر را به من سپار. عمر بن سعد گفت: تو لياقت فرماندهى ندارى، من در مقام امارت لشكر خواهم ماند و تو هم از پيادگان سرپرستى كن.

عمر بن سعد در غروب روز نهم، فرمان حمله به سوى خيمه‏هاى امام حسين و يارانش را صادر كرد و يك‏دفعه بيش از 000/30 تن نيروى مسلح به طرف اردوگاه امام حسين هجوم آوردند.

امام حسين از طريق برادرش اباالفضل العباس از آنان پرسيد: چه مى‏خواهيد و اين چه هياهويى است كه به راه انداختيد؟ عمر بن سعد پاسخ داد: از طرف امير، عبيدالله بن زياد دستور رسيده كه شما را براى اطاعت از وى دعوت كنيم و اگر اجابت نكنيد با شما جنگ نماييم.

حضرت ابوالفضل برگشت و جريان را به امام حسين اطلاع داد. امام حسين برادرش را دوباره فرستاد و فرمود: به اين جمعيت بگوييد امشب به ما مهلت دهند تا نماز بيشتر بخوانيم و با خداى خويش راز و نياز كرده و دعا و استغفار كنيم. ابوالفضل العباس اين موضوع را با سپاه دشمن در ميان گذاشت. آنان پس از امتناع و اختلاف، سرانجام اين درخواست را پذيرفتند و شب عاشورا را به امام حسين و يارانش مهلت دادند.

- جواب رد ابوالفضل العباس به امان‏نامه شمر بن ذى‏الجوشن (61 ق)

شمر بن ذى‏الجوشن در عصر روز نهم محرم، چون ديد كه عمر بن سعد مهياى نبرد با امام حسين است، به نزديك خيام حسينى آمد و بانگ زد كه فرزندان خواهرم كجايند؟ منظورش حضرت عباس و سه برادرش به نام‏هاى عبدالله، جعفر و عثمان بود كه از فرزندان فاطمه ام‏البنين بودند كه آن مجلله از قبيله بنى‏كلاب و شمر هم از همين قبيله بود.

امام حسين كه صداى شمر را شنيد، به برادرانش دستور داد كه جواب شمر را بدهند. اگر چه او فاسق است وليكن با شما قرابت و خويشى دارد. حضرت عباس به همراه سه برادرش به نزد شمر رفتند. شمر براى آنان، امان‏نامه‏اى آورده بود، مشروط بر اينكه دست از يارى امام حسين بردارند و سپاهش را ترك گويند.

حضرت عباس بن على فرمود: بريده باد دست‏هاى تو و لعنت باد بر امانى كه براى ما آورده‏اى. اى دشمن خدا ما را امر مى‏كنى كه دست از برادر و مولاى خويش برداريم و سر در طاعت ملعونان در آوريم. آيا ما را امان مى‏دهى ولى براى پسر رسول خدا امانى نيست ؟ شمر از شنيدن اين پاسخ دندان‏شكن، خشمناك شد و به لشكرگاه خويش برگشت.

شنبه 10 محرم 1421مطابق با 27 فروردين 1379 مطابق با APRIL 15

رويدادها:

- واقعه خونين عاشورا و شهادت حضرت امام حسين در كربلا (61 ق)

پس از آنكه امام حسين شب عاشورا را مهلت گرفت، تمام اين شب را به نماز تهجد، نيايش و مناجات، قرائت قرآن و گفتگو با اصحاب و اهل بيت : خود گذرانيد. هنگامى كه بامداد روز عاشورا دميد و نماز صبح را به جماعت برگزار كردند، از صبح اين روز تا شامگاه حوادث مهمى در سرزمين كربلا روى داد كه در تاريخ اسلام و تاريخ بشريت، ماندنى و جاودانه شده است. در اين روز، دو سپاه در برابر يكديگر قرار گرفتند كه فاصله ميان آنان گرچه از نظر فيزيكى بسيار نزديك وليكن از نظر روحى و معنوى تفاوت بسيار بود، فاصله‏اى بين ابتدا و انتهاى آفرينش، تفاوتى بين تمام جهل و كفر و نفاق و تمام ايمان و تقوا.

به همين جهت امام حسين درباره اصحاب خويش در شب عاشورا فرمود: همانا من اصحابى باوفاتر و بهتر از اصحاب خود نمى‏دانم و اهل بيتى از اهلبيت‏خود نيكوتر ندانم. خداوند شما را جزاى خير دهد.

در اينجا رويدادهاى اين روز را به طور اجمال بيان مى‏كنيم:

1) امام حسين لشكريانش را به اين شرح تنظيم نمود: زهير بن قين به فرماندهى بخش ميمنه، حبيب بن مظاهر به فرماندهى بخش ميسره، و پرچم سپاه را به دست برادرش عباس سپرد. تعداد ياران امام حسين در بامداد عاشورا، 32 نفر سواره و 40 تن پياده بودند.

و به روايتى تعداد پيادگان 82 تن بود و به روايت ديگر از امام باقر عليه السلام در سايت جديد حوزه" href="http://www.hawzah.net/Hawzah/Subjects/Subjects.aspx?id=4922&">امام محمد باقر ، تعداد سوارگان 45 تن و تعداد پيادگان 100 تن بوده‏اند. اما سپاه عمر بن سعد كه تعدادشان حداقل 6000 نفر بود (ولى به روايات ديگر 000/20 يا 000/22 و حتى 000/30 نفر هم گفته شده است) در ميمنه، عمرو بن حجاج زبيدى و در ميسره، شمر بن ذى‏الجوشن و بر سوارگان، عروة بن قيس و بر رجاله و ريش سفيدان، شبث بن ربعى قرار داشتند و پرچم سپاه به دست «دريد» غلام عمر بن سعد بود.

2) امام حسين پيش از شعله‏ور شدن نائره جنگ، بر مركبى سوار شد و در مقابل سپاه دشمن قرار گرفت و براى آنان خطبه بليغى ايراد نمود و آنان را از اقدام به جنگ و خون‏ريزى و متابعت باطل برحذر داشت. گرچه سخنان پندآميز امام حسين در قلوب سياه اكثريت‏سپاه دشمن، تاثير مثبتى برجاى نگذاشت، وليكن تعداد اندكى را از خواب غفلت بيدار كرد و آنان را از كرده خويش پشيمان ساخت. معروف‏ترين شخصيتى كه در روز عاشورا، سپاه دشمن را رها كرد و به سپاه نور پيوست، حر بن يزيد رياحى بود كه به اتفاق پسر و برادر خويش پس از پيوستن به امام حسين با دشمنانش به نبرد برخاستند.

3) پس از خطبه امام حسين ، جنگ گروهى بين دو سپاه با تيرانداختن عمر بن سعد به سوى خيمه‏هاى امام حسين آغاز گشت و ساعتى به طول انجاميد و شهامت و دليرى يك سپاه كمتر از صد تن در مقابل يك سپاه سى‏هزار نفرى، تماشايى و غيرقابل توصيف بود. در حمله اولى،پنجاه نفر از ياران امام حسين به شهادت رسيده و از دشمن نيز صدها تن به هلاكت رسيدند.

4) پس از فروكش كردن حمله گروهى، نبرد انفرادى آغاز گرديد كه بى‏ترديد برترى سپاهيان امام حسين كه با كمال ايمان و يقين مى‏جنگيدند بر سپاهيان عمر بن سعد كه در كمال شك و ترديد، مجبور به جنگ شده بودند، هويدا بود. در اين مرحله ياران امام حسين با اجازه آن حضرت، از يكديگر سبقت مى‏گرفته و پس از جنگ با دشمن به شهادت مى‏رسيدند.

5) به هنگام ظهر، امام حسين با اندك يار باقى‏مانده خويش، به نماز ايستاد و دشمن (كه از نماز، هميشه وحشت داشته و دارد) آن حضرت را از دور تيرباران كردند.

6) پس از نماز، باقى مانده ياران امام حسين يكى پس از ديگرى به ميدان رفته و به درجه شهادت نايل آمدند. معروف‏ترين اصحاب ويارآن حضرت‏كه شربت‏شهادت‏نوشيدند عبارتند از: حضرت عباس‏بن‏على قاسم بن حسن ، عبدالله بن مسلم، عبدالله بن حسن، ابوبكر بن حسن، شوذب و عابس بن ابى‏شبيب، حنظله بن اسعد، نافع بن هلال، زهير بن قين، ابوثمامه صيداوى، مسلم بن عوسجه، على بن مظاهر، حبيب بن مظاهر، برير بن خضير، وهب بن عبدالله، حر بن يزيد رياحى و...

7) عصر عاشورا پس از شهادت همه ياران و اصحاب امام حسين آن حضرت لباس رزم به تن پوشيد و عازم جهاد شد. ابتدا لشكريان عمر بن سعد را براى چندمين بار، پند و موعظه نمود و آنان را به جدا شدن از صفوف جنگ‏طلبان و خون‏آشامان عبيدالله بن زياد دعوت كرد. پس از آن، با آنان به نبرد برخاست و تعداد زيادى را به خاك هلاكت رسانيد.

سرانجام پليدان كربلا، آن حضرت را محاصره كرده و به طرز فجيعى وى را به شهادت رساندند. گرچه تعدادى از منافقان درشهادت آن حضرت مشاركت داشتند وليكن شمر بن ذى‏الجوشن، سر آن حضرت را از بدن جدا كرد.

8) پس از شهادت امام حسين خيمه‏هاى اهل بيت : را غارت كردند و فرومايگان از برداشتن هيچ چيزى دريغ نكردند. حتى پوست گوسفندى را كه امام زين‏العابدين در شدت تب و بيمارى روى آن، خوابيده بود، به غارت بردند.

9) پس از غارت خيمه‏ها، به دستور عمر بن سعد، خيمه‏ها را آتش زدند و زنان و كودكان امام حسين و بازماندگان شهدا به بيابانها پراكنده شدند.

10) تعداد 10 نفر از منافقان بر بدن‏هاى امام حسين و يارانش، اسب راندند.

11) بازماندگان اهل بيت : را براى اسارت آماده كردند.

12) عمر بن سعد پس از شهادت امام حسين ، سر آن حضرت را به «خولى‏» سپرد تا به تعجيل به نزد عبيدالله بن زياد در كوفه برساند.

13) سرهاى ساير شهدا را نيز از بدن جدا كردند و آنها را بين سران قبايل تقسيم كرده و به سرپرستى شمر به كوفه فرستادند تا در نزد عبيدالله، تقرب جويند.

- كشته شدن عبيدالله بن زياد به دست ابراهيم بن مالك اشتر فرمانده سپاهيان مختار بن ابى‏عبيده ثقفى (67 ق)

در روز عاشوراى سال 67 قمرى، شش سال پس از واقعه كربلا، درست همان روزى كه سپاهيان يزيد به فرمان عبيدالله بن زياد، فاجعه خونين كربلا را به وجود آورده بودند و امام حسين و يارانش را مظلومانه به شهادت رسانده بودند، لشكريان عبدالملك بن مروان به فرماندهى عبيدالله بن زياد و لشكريان مختار بن ابى‏عبيده ثقفى به فرماندهى ابراهيم بن مالك اشتر در ساحل «نهر خاذر» در چهار فرسخى شهر «موصل‏» با هم به نبرد پرداختند و از طرفين تعداد بى‏شمارى كشته شدند.

سرانجام لشكريان شام با از دست دادن هفتاد هزار تن، رو به هزيمت نهاده و طعم تلخ شكست را پذيرا شدند. مهمترين حادثه اين نبرد، كشته شدن عبيدالله بن زياد (فرمانده لشكريان شام) به دست ابراهيم بن مالك اشتر بود كه با يك ضربت‏شمشير، از كمر به دو نيم شد و به هلاكت رسيد.

ره توشه راهيان نور ويژه محرم 1379/1421

پى‏نوشتها

1 - نهج البلاغه، كلمات قصار 31

2 - بحار الانوار، ج 44، ص 381، ح 2.