رابطه انسان با خدا
منبع : پایگاه حوزه، شماره 20628 | تاریخ درج : ‎1391/7/23 | بازدید : 970
کلید واژه ها :
پرسشرابطه خدا و انسان باید چگونه باشد؟

پاسخ

یکی از افتخارات انسان این است که خداوند او را به بندگی خود بپذیرد و از دایره سرکشان و طاغیان و گمراهان بیرون آورد. تنها کسی که می تواند نعمت بدونِ استحقاق بخشد، خدای منان است؛ زیرا او قبل از خلقت، نعمت می دهد؛ یعنی عدم را، لباس وجود پوشانده است و میِ عشق، در دل مخلوق جوشانده است.

رابطه انسان و خدا را می توان به این موارد تقسیم کرد:

1. ارتباط عابد و معبود

امام سجاد علیه السلام می فرماید:«من آن بنده تو هستم که پیش از آفریدنش، به او انعام کردی و آفریدی و بعد از خلقت نیز انعام فرمودی و راهِ هدایت نمودی. به جمال خود دلش ربودی و به حق دلبند ساختی و به طناب هدایت از ضلالت بازداشتی.»[1]

امام حسین علیه السلام نیز می فرماید:«تو آن خدایی که منّت نهادی و نعمت رساندی. نیکی خواستی و به زیبایی آراستی. برتری دادی و کامل نمودی.»[2]

2. ارتباط آمر و مأمور

آمریّت سزاوار کسی است که خالقیت سزای او است؛ زیرا صلاح و فسادِ مخلوق را خالق می داند. از این روی تنها او را سزد که امر و نهی کند و عبد را لایق است که به امر و نهیِ معبود توجه نماید.

در دعاهای امام سجاد علیه السلام نیز می خوانیم:«من آنم که امر کردی و اطاعت نکرد. دور باش گفتی و دوری نگزید. از گناه نهی اش کردی ولی با تو مخالفت نمود.»

3 ـ رابطه سائل و مسؤول

سؤال دو گونه است؛ سؤال به زبان تکوین و سؤال به زبان تشریع. همه موجودات به زبان تکوین، دم به دم از خدا سؤال و خواهش دارند و خدا نیز هر لحظه به خواسته آنان پاسخ می دهد.«یَسْأَلُهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ: هر آنچه در آسمان ها و زمین است از او می خواهند و او نیز هر روز در کار جدیدی است[3]»

زبان استعداد و تکوین هر موجودی از خدا حیات می طلبد و خداوند حیّ، هر لحظه حیات آن ها را می دهد. مراد از روز در آیه شریفه، هر جزئی از اجزای روز است که از آن به «لحظه» و «آن»، تعبیر می شود.

امام حسین علیه السلام در دعایی خداوند را چنین می خواند: «بارالها! تو نزدیک ترین کسی هستی که خوانده شود و زودترین اجابت کننده ای و شنونده ترین شنونده سؤال کنندگانی. هیچ مسؤول(سؤال شونده ای) همانند تو نیست». امام سجاد علیه السلام نیز عرضه می دارد:«الهی من از تو سؤال می کنم، سؤال یک انسان حقیر و ذلیل و فقیر، ترسان و امیدوار، کمترین کمترین ها و پست ترین پست ترین ها...»

4 ـ رابطه غنیّ و فقیر

خداوندیِ خدا، اقتضا می کند که غنیّ مطلق باشد؛ زیرا هر چه غیر اوست فقیر است. «اَنْتُمُ الْفُقَراءُ اِلَی اللّهِ وَ اللّهُ هُوَ الْغَنیُّ الْحَمید: شما فقیرانِ در درگاه خدایید و تنها خداوند بی نیاز ستوده است.[4]»

فقرِ فراگیر در جهان، لازمه اش غنای فراگیر است تا فقرا خود را بی پشتوانه ندانند و ناامید نگردند. آدمی هر قدر غنی باشد باز فقیر است تا چه رسد به این که فقیر نیز باشد.

همه استعدادها و توانمندی های انسان و سایر موجودات در پرتو خورشیدِ هستی معنا پیدا می کند، که هستی هر موجودی به لطف و کرم هستی بخش واحد؛ یعنی خداوند حیّ قادر است. امام حسین علیه السلام در این خصوص عرضه می دارد:«خدایا! من در اوج بی نیازی، نیازمند به توام، پس چگونه در نهایت فقر محتاج تو نباشم؟! بارالها! من در نهایت دانشمندی، جاهلم، پس چگونه در عین جهالت خویش جاهل نباشم؟!»

امام سجاد علیه السلام نیز عرض می کند:«خدایا! من از تو خواهش می کنم؛ خواهشِ انسان حقیر و ذلیل و فقیر بی چیز.»

5 ـ رابطه توکّل و استغنای بنده به خدا

یکی از نشانه های صداقتِ عابد با معبود و عاشق با معشوق این است که عابد اختیار خود را به دست معبود دهد و زمام امورش را تسلیم معشوق نماید.

این اعتقاد نظری، نتیجه اش در میدان توحید عملی چنین آشکار می شود که روز عاشورا عزیزترین کسان خود را در راه خدا قربانی کرده و خون مبارکش را با دستانش به آسمان می پاشد و می گوید:«اِلهی رِضیً بِرِضاکَ مُطیعاً لاِءَمْرِ قَضائکَ لا مَعْبُودَ سِوَاکَ: خداوندا! راضی به رضای تو و مطیع قضای تو هستم. جز تو معبودی را نمی شناسم.»

7 ـ راضی و مرضی

رابطه دیگر میان انسان و خدا، رضایت آدمی از معبود خویش است؛ زیرا انسان هیچگونه حقّی بر خداوند ندارد تا خود را طلبکار و ذی حق بداند. آنچه خدا به انسان داده، لطف و کرم خودش اقتضا کرده و آنچه نداده مشیت و عدالت او صلاح ندیده است.

قرآن کریم در این خصوص می فرماید:یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی: ای نفس مطمئن، به سوی پروردگار خود برگرد، در حالی که تو از او راضی و او از تو راضی است. پس در جمع بندگانم و در بهشتم داخل شو.[5]»

از دیدگاه حضرت سید الشهدا علیه السلام، رضایت الهی از بندگانش از باب لطف اوست نه عملکرد بندگان؛ زیرا انسان هر عمل نیکی انجام دهد، به کمک خدا است. در واقع خداست که بنده اش را موفق به انجام کارهای نیکی می کند. پس کار نیک نیز توسط خدا انجام می شود ولی ما آن را به خودمان نسبت می دهیم، پس ما نمی توانیم موجبات رضایت الهی را فراهم کنیم.



[1]. صحیفه سجادیه،دعای امام سجاد در روز عرفه.

[2]. دعای عرفه امام حسین (ع).

[3]. الرحمن، آیه 37.

[4]. فاطر، آیه 15.

[5]. فجر، آیه 28.




ارسال نظر