دلایل نقلی عصمت ائمه
منبع : پایگاه حوزه، شماره 15171 | تاریخ درج : ‎1389/1/21 | بازدید : 1778
کلید واژه ها :
پرسش1- دلایل قرآنی و یا روایی مبنی بر عصمت ائمه چیست؟

پاسخ

عصمت امامان دوازده گانه، از طریق نقل، قطعی است.ما به چند مورد اکتفا می کنیم:

1. آنان به حکم حدیث ثقلین، عدل و همتای قرآن اند و لازمة همتایی، همگونی و همسانی است. از آنجا که قرآن، سخن حق است و سر سوزنی از واقع و درستی منحرف نمی شود، همتای آنها نیز باید چنین باشد؛ زیرا در غیر این صورت، همتای قرآن نخواهند بود.

به دیگر سخن، از آنجا که پیامبر (ص) قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) را تا روز رستاخیز وسیلة هدایت معرفی می کند، تا زمانی که هر دو در کنار حوض کوثر به وی برسند، باید هر دو از خلاف و اشتباه مصون باشند، زیرا امکان ندارد افرادی که وسیلة هدایت بشر تا روز رستاخیز هستند، خطا و اشتباهی مرتکب شوند.

2. اگر بر عصمت مجموع پیامبران و یا خصوص پیامبر گرامی یک سلسله آیات قرآن گواهی می دهند، بر عصمت و پیراستگی «امام» به صورت کلی نیز آیاتی دلالت دارند.

و در این مورد به تشریح دو آیه می پردازیم:

1. آیه مربوط به امامت «ابراهیم».

2. آیه مربوط به تطهیر «اهل بیت».

و از تشریح آیات دیگر که ممکن است بتوان با آنها بر عصمت امام استدلال کرد، خودداری می نماییم.

عصمت امام در آیه ی ابتلاء

از مفاهیم شایسته بررسی، تحلیل مفهوم «امام» در قرآن است، مفهوم «امام» بسان مفاهیم «نبی» ، «رسول» ، «صدیقین»، «شهدا» و «صالحین» شایسته تفسیر و بررسی دقیق می باشد.

قرآن مجید مجموع این مفاهیم جز «امام» را در آیه ای گرد آورده آنجا که می فرماید:

(وَمَنْ یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ مِنَالنَّبِیِّینَ وَالصِّدّیقینَ وَالشُّهَداءِوَالصّالِحینَ وَحَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً).([3])

«کسانی که خدا و رسول او را اطاعت می کنند آنان کسانی هستند که خداوند به آنان نعمت بخشیده یعنی پیامبران، صدیقان، شهدا وصالحان، چه نیکو همنشینانی هستند!».

به حق، هر یک از این مفاهیم در خور تحلیل و توضیح می باشند، در حالی که قرآن در این آیه مفاهیم پنجگانه را مطرح می نماید در آیات دیگر موضوع «امام» و «ائمه» را مطرح نموده و درباره ی آن سخن می گوید وبارزترین آیه ای که پیرامون «امام» وارد شده است آیه یاد شده در زیر می باشد:

(وَإِذِ ابْتَلی إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِمات فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظّالِمینَ) .([4])

«آنگاه که پروردگار ابراهیم او را با پاره ای از تکالیف و امور، آزمود، خدا (یا ابراهیم) آنها را به پایان رسانید(و به خوبی از عهده امتحان بر آمد) خدا گفت: تو را برای مردم امام قرار می دهم، گفت از فرزندانم نیز امام قرار بده، فرمود: عهد من به ستمگران نمی رسد».

چگونگی دلالت آیه بر عصمت امام

بحث های پیشین که پیرامون  آیه صورت گرفت، دلالت آیه را بر لزوم عصمت در امام آشکار می سازد.

اینک بیان اجمالی:

1. امام، پیشوا و الگو است و فرد غیر معصوم نمی تواند اسوه و الگو باشد و به دیگر سخن باید امت رفتار و گفتار خود را با رفتار و گفتار امام خود تطبیق کند و فرد غیر پیراسته از گناه و خلاف، چگونه می تواند برای این کار الگو و نمونه شمرده شود؟

2. امام یک فرد مطاع است که بدون قید و شرط و بدون چون و چرا اطاعت او لازم و واجب است; چنین مطاعی که اطاعت او بدون قید و شرط واجب باشد، جز فرد معصوم نمی تواند باشد.

3. آیه با صراحت کامل، محرومیت ظالمان را از نیل به این منصب اعلام داشته است و در بحث قبل به صورت کامل توضیح داده شد که درخواست ابراهیم فقط درباره ی یک گروه پذیرفته شده است و آن گروهی است که در صفحه زندگی آنان هیچ گونه نقطه ضعفی وجود نداشته باشد و دیگر گروه ها هر چند در حال تصدی طاهر و تایب باشند، مشمول نفی الهی می باشند.([5])

آیه تطهیر یکی از دلایل عصمت «اهل بیت»

آشنایان با قرآن، با آیه «تطهیر» کمال آشنایی را دارند، حتی معمولاً آن گروه ازمردم که انس زیادی با قرآن ندارند، آن را به حفظ دارند، و متن آیه چنین است:

(وَقَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلَیَّةِ الأُولی وَأَقِمْنَالصَّلاةَ وَآتینَ الزَّکاةَ وَأَطعْنَ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّما یُرِیدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً) .([6])

«در خانه های خود بمانید و همچون جاهلیت نخستین ظاهر نشوید، نماز را به پا دارید و زکات را بپردازید، خدا و پیامبر را اطاعت نمایید. خداوند فقط می خواهد پلیدی را از خصوص شما اهل بیت دور کند و شما را کاملاً پاک گرداند».

علمای  شیعه از نخستین روز تدوین حدیث و تفسیر با این آیه بر عصمت «اهل بیت» استدلال کرده و آن را یکی از دلایل عصمت این گروه دانسته اند.

یکی از مسایل  مورد نظر در آیه، توضیح معنای «رجس» است لغت شناس بزرگ عرب، ابن فارس آن را به معنای «قذر» (کثافت و آلودگی) می داند([7]) و در قرآن این لفظ بیش از هشت بار وارد شده  و موضوعاتی مانند: میته، خون، گوشت خوک، شراب و قمار و بت و ازلام(نوعی از قمار به شکل بخت آزمایی) و کافر([8])  و مانند آنها به  آن توصیف شده است و از ملاحظه مجموع آیات، می توان گفت که این لفظ  معادل لفظ «پلیدی» و «آلودگی» و یا کثافت و قذارت است خواه به صورت محسوس و آشکار.  مانند خون و میته و گوشت خوک و یا به صورت معنوی و نامحسوس، مانند بت و قمار و کافر که چه بسا از نظر ظاهر تمیز و نظیف باشند ولی با توجه به مفاسدی که در استعمال قمار و نیایش بت و عقاید کافر وجود دارد، همه این موضوعات «رجس» خوانده شده اند.

شکی نیست که مقصود از آن در آیه ی مورد بحث «قذارت» ظاهری و آلودگی حسی نیست، بلکه مقصود پلیدی های معنوی است که در افراد کافر و عاصی وجود دارد و آن جز «گناه» و نافرمانی چیز دیگری نخواهد بود و پاکی انسانی از این نوع قذارت ها و پلیدی ها، ملازم با عصمت و پیراستگی از گناه می باشد.

گواه این مطلب جمله (وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً)  که به عنوان تأکید جمله قبل (لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ)وارد شده و همین جمله در قرآن در مورد پاکی از گناه و پیراستگی از خلاف به کار رفته است مانند:

(إِنَّ اللّهَ اصْطَفیکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفیکِ عَلی نِساءِ الْعالَمینَ).([9])

«خدا تو را (ای مریم!) برگزید و پاکیزه گردانید و نسبت به زنان دیگر برتری بخشیده است».

این تطهیر جز پاکی از پلیدی های روحی و قذارت های معنوی که ملازم با عصمت است چیز دیگری نیست.

البته«تطهیر» دارای مراتب و درجاتی است و همه مراتب آن ملازم با عصمت نیست، چنان که قرآن مجید درباره ی مسجد قبا و نمازگزاران در آن مسجد می فرماید:

(...فیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا وَ اللّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرینَ) .([10])

«در آنجا شخصیتهایی است که می خواهند پاکیزه گردند خداوند نیز افراد پاکیزه را دوست دارد».

ولی از آنجا که در آیه، پلیدی به صورت مطلق و همراه با (الف و لام) جنس، (الرجس)وارد شده و به حکم مضمون (لیذهب)طبیعت (الرجس)از آنان نفی شده و آنگاه  با جمله (لیطهّرکم تطهیراً) مورد تأکید قرار گرفته است، قطعاً مقصود، نفی همه نوع پلیدی خواهد بود و یک چنین نفی و به تعبیر قرآن (اذهاب الرجس)، ملازم با عصمت خواهد بود و اگر مقصود نفی مرتبه ای از «رجس» مانند گناه کبیره بود، نفی رجس به صورت نفی(جنس) و تأکید آن با جمله (لِیُطَهِّرَکُمْ)مناسب نبود.

خلاصه به دو دلیل باید گفت: مطلق پلیدی وآلودگی معنوی اعم از صغیره و کبیره از اهل بیت نفی شده است:

1. جنس وطبیعت «رجس» و «پلیدی» از آنان سلب شده است و نفی جنس ملازم با نفی تمام مراتب و افراد آن است.

2. نفی پلیدی با جمله (لِیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً)  مؤکد شده است  واگر مقصود نفی تمام مراحل نبود، تأکید چندان مناسب نمی باشد.

از این بیان روشن می گردد که نظریه برخی از مفسران که می گویند: مقصود از (الرِّجْسُ)شرک و یا گناهان کبیره است ، پایه ای ندارد وبا ظاهر آیه مخالف می باشد; زیرا «رجس» نه به معنای بت پرستی است و نه به معنای گناه کبیره، بلکه معنای وسیع و گسترده ای دارد که به صورت مطلق از اهل بیت نفی شده است و نفی یک شیء به صورت مطلق و بدون قید و شرط، ملازم با نفی تمام مراتب آن است نه مرتبه ای از آن; مانند: «لا رجل فی الدار»: «اصلاً مردی در خانه نیست» و یا «لا خیر فی الحیاة» : «اصلاً خیری در زندگی وجود ندارد».([11])

----------------------------------------

[1] . با توجه به اینکه «امام» مبیّن احکام حوادث نو ظهور، و مفسر آیات قرآن، و...یعنی دارای وظائفی مانند وظائف پیامبر است طبعاً دلایل عقلی حاکم بر لزوز عصمت در «پیامبران» درباره او نیز حاکم است.(دقت بفرمائید).

[2] . آل عمران،/ 59.                              

[3] . نساء/69.

[4] . بقره/124.

[5] . منشور جاوید، ج5،. ص 214 278.

[6] . احزاب/33.

[7] . المقاییس، ج2، ص 49.

[8] . به المعجم  المفهرس، ماده ی «رجس» مراجعه فرمایید.

[9] . آل عمران/42.

[10] . توبه/108.

[11] . منشور جاوید، ج5، ص 281 284.

 

 

 




ارسال نظر