ضرورت تقلید از مراجع
منبع : سایت اسلام کوئیست | تاریخ درج : ‎1388/12/11 | بازدید : 1328
کلید واژه ها :
پرسشچگونه می توانید ثابت کنید که تقلید از مراجع واجب است؟

پاسخ

پاسخ اجمالی:

مراد از "تقلید"، مراجعه‏ی غیر متخصّص، در یک امر تخصّصی، به متخصص آن می باشد. و مهمترین دلیل بر لزوم تقلید در مسایل دینی، همین نکته عقلایی است که انسان غیر متخصّص باید در مسایل تخصّصی به متخصّص آن مراجعه نماید.

البته آیات و روایات نیز به لزوم تقلید توجه کرده اند و بیان می دارند که: "فاسئلوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون" اگر چیزی را نمی دانید از عالمان سؤال کنید.

اما باید توجه داشت که تمام ادله ی لفظی تقلید به همان امر مقبول در نزد عقلا نظر دارد.

بنا براین مراجع تقلید، متخصّصین در  فقه هستند که توانایی بر استنباط احکام الهی از منابع شرعی را دارا می باشند و بر دیگران لازم است که در مسایل دینی به آنان رجوع کنند.

 

پاسخ تفصیلی:

اسلام برای نیازمندی های انسان اعم از مادی و معنوی ، فردی و اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی قوانین و مقررّاتی وضع کرده که در مجموعه های گوناگون فقهی تدوین و تألیف یافته و علم فقه را تشکیل می دهد. علم فقه در واقع ، روش اصیل بندگی ، کیفیت صحیح و انسانی روابط اجتماعی و عالی ترین نظامات حیاتی است که ناظر به تمام ابعاد زندگی انسان می باشد و به تعبیر امام راحل قدس سرّه (فقه ، تئوری واقعی و کامل اداره ی انسان و اجتماع ، از گهواره تا گور است .)[1]

به خاطر اهمیّت فوق العاده فقه و احکام شرعی ، اولیای گرامی اسلام ، پیروان خود را به فراگیری آن سفارش می کردند و کسانی را که از این وظیفه خطیر سرباز زده و یا در امر فراگیری احکام شرعی سهل انگاری می نمودند، مستحق عقوبت و سرزنش می دانستند.

امام باقر(ع ) می فرماید : "اگر یکی از جوانان شیعه را نزدم بیاورند که تفقّه نمی کند، او را تاءدیب می کنم !" [2].

در شریعت اسلام، واجبات و محرماتی وجود دارد که خدای حکیم، آن ها را برای سعادت دنیا و آخرت انسان تشریع کرده است و اگر انسان آنها را اطاعت نکند، نه به سعادت مطلوب می رسد و نه از عذاب سرپیچی از آنها در امان می ماند.

برای شناخت احکام شرعی، آگاهی های فراوانی – از جمله: فهم آیات و روایات، شناخت حدیث صحیح از غیر صحیح، کیفیت ترکیب و جمع روایات و آیات و ده ها مساله دیگر لازم است که آموختن آنها، نیازمند سال ها تلاش جدی است.

در چنین حالتی، مکلف خود را در برابر سه راه می بیند:

نخست این که راه تحصیل این علم (اجتهاد) را در پیش گیرد؛

دوم این که در هر کاری آرای موجود را مطالعه کرده، به گونه ای عمل کند که طبق همه آرا، عمل او صحیح باشد (احتیاط کند)؛

سوم این که از رأی کسی که این علوم را به طور کامل آموخته و در شناخت احکام شرعی کارشناس است، بهره جوید.

بی شک، اگر او در راه اول به اجتهاد برسد، کارشناس احکام شرعی شده، از دو راه دیگر بی نیاز، خواهد بود؛ اما تا رسیدن به آن، ناگریز از دو راه دیگر است.

راه دوم نیازمند اطلاعات کافی از آراء موجود در هر مساله و روش های احتیاط است و در بسیاری از موارد، به دلیل سختی احتیاط، زندگی عادی او را مختل می کند. ناگزیر گزینه «تقلید» برای توده ی مردم علاوه بر راحتی و سهولت، حتمیت می یابد. این سه راه اختصاص به برخورد انسان با احکام شرعی ندارد؛ بلکه در هر رشته ی تخصصی دیگر نیز وجود دارد. به عنوان مثال یک مهندس متخصص را فرض کنید که بیمار می شود. او برای درمان بیماری خویش، یا باید خود به تحصیل علم پزشکی بپردازد، یا تمام آرای پزشکان را مطالعه کرده، به گونه ای عمل کند که بعداً پشیمان نشود و یا به پزشک متخصص رجوع کند.

راه نخست او را به درمان سریع نمی رساند. راه دوم نیز بسیار دشوار است و او را از کار تخصصی خود (مهندسی) باز می دارد. ازاین رو بی درنگ از پزشک متخصص کمک می گیرد و به رأی او عمل می کند.

وی در عمل به رأی پزشک متخصص، نه تنها خود را از پشیمانی آینده و احیاناً سرزنش دوستان نجات می دهد؛ بلکه در اغلب موارد، درمان نیز می شود. مکلف نیز در عمل به رأی مجتهد متخصص، نه تنها خود را از پشیمانی آخرت و عذاب الهی نجات می دهد؛ بلکه به مصالح احکام شرعی نیز دست می یابد.[3]

پس مراد از "تقلید"، مراجعه‏ی غیر متخصّص، در یک امر تخصّصی، به متخصص آن می باشد. و مهمترین دلیل بر لزوم تقلید در مسایل دینی، هم این نکته عقلایی است که انسان غیر متخصّص باید در مسایل تخصّصی به متخصّص آن مراجعه نماید. البته از آیات قرآن و روایات هم می توان دلایلی را ارائه کرد. مثلا قرآن می فرماید: "فاسئلوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون"[4] (اگر چیزی را نمی دانید از عالمان سؤال کنید.)

یا در روایات آمده است که:

" اما در باره رویدادها یی که پیش می آید، به راویان حدیث ما مراجعه کنید که ایشان حجت من بر شما هستند و من حجت خداوند بر شما هستم".[5]

محقق کرکی می فرماید: همه شیعیان اتفاق نظر دارند که فقیه عادل، امین، جامع الشرائط در فتوا که از آن به مجتهد در احکام شرعیه تعبیر می شود، از طرف ائمه هدی (ع)در زمان غیبت، در جمیع آن چه که نیابت در آن مدخلیت دارد، نیابت دارند.

اما باید توجه داشت که تمام ادّله‏ی لفظی تقلید به همان امر مقبول در نزد عقلا نظر دارند و نکته ی اضافه ای را بیان نمی کنند.

بنابراین مراجع تقلید، متخصّصین در  فقه هستند که توانایی بر استنباط احکام الهی از منابع شرعی را دارا می باشند و بر دیگران لازم است که در مسایل دینی به آنان رجوع کنند.

برای آگاهی بیشتر، نک، نمایه های:

1. مرجعیت و تقلید، سؤال 276.

2. ولایت فقیه و مرجعیت، سؤال 272.

3. ادله ولایت فقیه، سؤال 235.



[1] صحیفه نور، ج 21، ص 98.

[2] بحارالانوار، ج 1، ص 214.

[3] نک: رساله ی دانشجویی، چاپ پنجم، حسینی، سید مجتبی، ص46-45

[4] نحل، 43.

[5] وسائل‏الشیعة ج 27 ص 140.                                           




ارسال نظر