معنای احادیث وارده در مورد ولد الزنا
منبع : پایگاه حوزه | تاریخ درج : ‎1385/10/9 | بازدید : 2555
کلید واژه ها :
پرسشآیا احادیثی که می گوید افراد زنا زاده داخل بهشت نمی شوند درست است؟ آیا همه آنها داخل جهنم می شوند؟ آیا هیچ یک از آنها دوستدار اهل بیت(ع) نخواهند بود؟ معنای این گونه احادیث چیست؟

پاسخ

در باره ولد الزنا احادیث مختلفی در ابواب فقهی و کتب روایی وجود دارد که علماء ودانشمندان اسلام همه آنها را قبول نکرده اند. بلکه تعدادی از آنها را قبول کرده اند و البته در تفسیر آنها احتمالاتی مطرح شده است:

1- این روایات به نحو قضایای خارجیه اند[1] به این معنا که این دسته از روایات اشاره به افراد خاصی در خارج دارند.

2-  این روایات به نحو قضایای حقیقیه اند به این معنا که ولدالزنا چه آنهایی که در عالم خارج اند و چه آنهایی که وجودشان فرض می شود، اینگونه هستند و البته این موجب جبر نمی شود چون هیچ منعی وجود ندارد که در عالم حقیقت و واقع این گونه باشد که ولد الزنا با اختیار خودش کارهایی انجام دهد که منجر به جهنم رفتن او شود.

3- این روایات می خواهند بگویند که: نوعا چنین اشخاصی با اختیار خودشان وارد جهنم می شوند چون آمادگی بیشتری برای ارتکاب معاصی دارند همان طوری که فرزند بزرگ شده در خانواده بی مبالات به احکام شرع، بیشتر در معرض گناه قرار دارد و در واقع استعداد بیشتری برای روی آوردن به گناه در او وجود دارد.

علامه مجلسی (ره) در بحار الانوار در ذیل روایت ابن ابی یعفور که می فرماید: ولد الزنا اگر کار خوبی بکند جزاء داده می شود و اگر مرتکب کار بدی گردد عقاب می شود، می گوید: این خبر موافق با آن چیزی است که در بین امامیه مشهور است و آن این که ولد الزنا مثل سایر مردم

مکلف به اصول و فروع دین می باشد و اگر اسلام را اظهار نماید، بر او احکام مسلمین جاری می گردد و بر طاعات او ثواب و بر معاصی او عقاب داده می شود گر چه به صدوق و سید مرتضی و ابن ادریس(ره) نسبت داده شده است که عقیده شان این است که:" ولد الزنا کافر است و لو این که کفر را اظهار نکند"، اما این قول با اصول مذهب شیعه سازگاری ندارد چون ولد الزنا با اختیار خودش کاری را انجام نداده است که مستحق عقاب باشد و بدین جهت عذاب او ظلم و جور است(و الله لیس بظلام للعبید).

و اما اخباری که در این باب وارد شده است باید توجیه شود و یکی از توجیهات این است که روایات حمل می شوند به جایی که ولد الزنا با اختیار خودش کاری را انجام دهد که سبب کفرش گردد و چون کافر شده وارد بهشت نمی گردد اما تا مادامی که این کفر را اظهار نکند به کفرش حکم نمی شود.[2]و این نزدیک به همان چیزی است که ما بیان کردیم یعنی روایات از یک واقعیت خارجی گزارش داده اند پس اگر در روایت آمده که کشتی حضرت نوح سگ و خوک را حمل کرد اما ولد الزنا را حمل نکرد.[3]نه بدین معناست که آنها آمدند و آن کشتی آنها را حمل نکرد بلکه به این معناست که آنها با اختیار خودشان نیامدند که سوار کشتی شوند.

و همین طور است روایاتی که بیان می کنند پی کننده شتر حضرت صالح(ع) ولد الزنا بوده است[4]و یا قاتل حضرت یحیی(ع) و امام حسین(ع) هر دو ولد الزنا بوده اند.[5]

و یا روایاتی که بیان می دارند ولد الزنا سه علامت دارد که یکی از آنها داشتن بغض اهل بیت(ع) است.[6]و این یعنی نوعا ولد الزنا در عالم خارج و واقع در مسیر خلاف قرار می گیرد و دوستدار اهل بیت(ع) نخواهد گشت، اهل بیت(ع) پاک بودند و محبت آنها در دلهای پاک می نشیند و اما ولد الزنا نوعا با اعمال سوء اختیاری خود، دل ناپاک برای خود فراهم می نماید و از این جهت محبّ اهل بیت(ع) نخواهد شد و از همین باب است محرومیت آنها از پاره ای از مناصب اجتماعی و معنوی مثل امامت جماعت و مرجعیت تقلید و .. که مفاد بعضی از روایات می باشد.[7]

و یقینا حرمان از این مناصب غیر از حرمان از نجات در روز قیامت است مثلا یک فرد نابینا نمی تواند متولی بعضی از مناصب باشد. یا انسانی که خیلی فراموش کار است نمی تواند قاضی شود، حتی اگر در زندگی خود مرتکب کمترین گناهی نشده باشد، و داشتن حافظه خوب از شرایط نصب قاضی است. اما این محرومیت ها ربطی به سعادت و شقاوت شخص ندارد و همین طور است حال ولد الزنا و شاهد ما این است که در همان روایات ولد الزنا در کنار مجنون و جذامی و ... قرار گرفته است با این که کسی با اختیار خودش دیوانه یا جذامی نمی شود.

زنازادگی علاوه بر این که نقایص روحی و درک را موجب می گردد، از نظر اجتماعی هم یک نوع منقصت محسوب می شود و خوش نامی را در پی ندارد زیرا از یک طرف زنا زاده محصول یک عمل ننگین است و از طرف دیگر در طول تاریخ زنا زاده ها کارنامه قابل قبولی را به نمایش نگذاشته اند و این مسلم است که در تصدی بعضی از مناصب، شخص باید از ویژگیها و صفاتی که موجب تنفر و دوری مردم می گردد بدور باشد و لو این که آن ویژگیها بدون اختیار بر او تحمیل شده باشند.

اگر گفته شود او که گناهی را مرتکب نشده است؟

در جواب می گوئیم نظام عالم بر مبنای اسباب و مسببات طراحی شده است، کسی که نابینا می شود یقینا عوامل ارثی یا محیطی و... در این نقص دخالت داشته اند که در اکثر موارد از حیطه اختیار او خارج بوده است.

عوامل زیادی در نقص یا کمال فرزند دخالت دارد که در کتب مربوطه بدان پرداخته شده است و در اسلام هم دستورات زیادی برای جلوگیری از این نواقص و مشکلات، وارده شده است که مثلا زمان و مکان انعقاد نطفه چگونه باشد، مادر در دوران حمل از چه غذاهایی استفاده کند و....

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که فرمود:«ممراز تا هفت نسل پاک نمی شود. گفته شد که ممراز چیست؟ حضرت فرمود: فرزندی که ثمره ازدواج با مال حرام باشد»[8]

و در باب تاثیر غذای حرام در روحیات انسان روایات[9]و داستانهای زیادی در کتب روایی و

 تاریخی ذکر شده است که در این بین داستان شریک بن عبدالله نخعی خواندنی می باشد.[10]

البته باید توجه داشت که هیچ یک از اینهایی که مطرح شد به عنوان علت تامه نیستند یعنی این گونه نیست که راه بسته باشد و اصلا برای ولد الزنا امکان رستگاری وجود نداشته باشد که اگر این بود، تکلیف به او معنا نداشت در حالی که همان طوری که بیان شد، فرزند زنا مکلف به اصول و فروع دین می باشد، بلکه ما گفتیم که عوامل محیطی و ارثی و دیگر عوامل می توانند تاثیر زیادی در انتخاب رفتار خاصی داشته باشند اما در عین حال انسان را مجبور به ارتکاب یک عمل خاصی نمی کنند و این انسان در تمام مراحل حیات خود، می تواند بر عوامل ارثی و محیطی فائق آید و در مسیر صحیح قرار گیرد و لذاست که به طاعات او ثواب داده می شود و به معصیتش عقاب.

نتیجه این که برای پذیرش روایات منقوله در کتب روایی ملاکهایی وجود دارد که یکی از آنها صحت سند روایت می باشد و دیگری عدم معارضه متن روایت است با آیات قرآن و اصول مسلم اسلام و در باره روایاتی که در باب زنازاده (ولد الزنا) وارده شده است بر فرض پذیرش سند، باید بگوئیم که علمای شیعه و اصحاب به دسته ای از آنها به جهت مخالفت با اصول مذهب و آیات قرآن عمل نکرده اند و از آنها اعراض کرده اند و یا اگر عمل کرده اند از روایت همان را قصد کرده اند که ما تبیین کرده ایم.

به عنوان مثال روایاتی را که گفته اند ولد الزنا وارد بهشت نمی گردد در صورتی که معنایش این باشد که و لو این که او از اهل اطاعت پروردگار باشد باز روانه جهنم می شود، طرد کرده اند چون با این آیه قران که می فرماید:«و لا تزر وازرة وزر اخری، هیچ بار برداری بار (گناه) دیگری را بر نمی دارد»[11]، سازگاری ندارد و لذا راهی برای پذیرش آن وجود ندارد مگر آن که همان توجیهی را بپذیریم که بیان آن گذشت.



[1]منظور از قضایای خارجیه، گزاره هایی هستند که ناظر به مصادیق خارجیه اند مثل همه آنهایی که در مدرسه هستند کوشا می باشند در مقابل قضایای ذهنیه و حقیقیه که موضوع در اولی فقط در ذهن وجود دارد و در دومی موضوع اعم است از موجود فعلی و موجودی که وجودش فرض می شود ولی این که اصلا وجود پیدا نکند.

[2] بحار الانوار ج 5 ص 282 باب 12.

[3] بحار ج 5 ص 287 باب 12 و ج 11 ص 336 و باب 3 و ...

[4] بحار ج 5 ص 287 باب 12 و ج 11 ص 336 و باب 3 و ...

[5] مجمع البیان ج 6 ص 504.

[6] وسایل الشیعه ج 12 ص 283 باب تحریم اغتیاب المومن- بحار ج 27 ص 145 باب 5* و ج 72 ص 280 باب 71.

[7] وسایل الشیعه ج 8 ص 321 باب وجوب کون الامام بالغا...،کافی ج 3  375 باب من تکره الصلاة خلفه، من لا یحضره الفقیه ج 1ص 378 باب الجماعة و...،تهذیب الاحکام ج 3 ص 26، استبصار ج 1 ص 422.

[8] بحار ج 74 ص 417 و ج 100 ص 16.

[9] کافی ج 5 ص 225.

[10] او از فقهای  قرن دوم هجری بود و قضاوت و تعلیم فرزندان مهدی بن منصور خلیفه عباسی را نپذیرفت اما دعوت شام مهدی را اجابت نمود و همین غذای حرام باعث شد که هم قضاوت در دستگاه ظلم و جور را بپذیرد و هم تعلیم فرزندان مهدی عباسی را.

ر.ک: مروج الذهب ج 2 حالات مهدی عباسی- داستان راستان شهید مطهری ج 1 ص 129.

[11]سوره های انعام، آیه 164- اسراء، آیه 15- فاطر، آیه 18- زمر، آیه 7.




ارسال نظر