سال روز شهادت دکتر مصطفی چمران
تاریخ درج : ‎1387/3/9 | بازدید : 4784
کلید واژه ها :

تاریخ شهادت: 31/03/1360

از ولادت تا شهادت
1311 شمسی: ولادت در تهران
1336: فارغ التحصیلی از رشته الکترومکانیک
1337: اعزام به آمریکا با بورس تحصیلی دانشجویان ممتاز
1341: اخذ دکترای الکترومکانیک و فیزیک پلاسما با ممتازترین درجه علمی از کالیفرنیا
1342: عزیمت ‏به مصر و سپس به لبنان (1350)
1357: بازگشت‏به ایران
1360: شهادت در دهلاویه

دکتر مصطفی چمران در اسفند 1311 چشم به روی دنیا گشود. او پنج برادر داشت که همراه پدر و مادرش در یکی از محله‏های قدیمی تهران به نام سر پولک زندگی می‏کردند. پدر او کارگر ساده و زحمت‏کشی بود که در حلال و حرام دقت زیادی داشت. او با شغل جوراب‏بافی، هزینه زندگی را تأمین می‏کرد؛ در حالی که همواره پول کمتری از مشتری‏ها می‏گرفت تا مطمئن باشد حق دیگران در روزی او آمیخته نیست. مادر مصطفی زن آگاهی بود که افزون بر رسیدگی به امور خانواده و تربیت فرزندان، از رشد علمی و سیاسی خود نیز غافل نبود. او اهل مطالعه و بحث درباره مسائل روز جامعه بود و همواره از اخبار و پیشامدهای کشورش خبر داشت.

تحصیلات

هوش و نبوغ چمران، زبانزد دوست و آشنا بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه‏اش را در مدارس انصاریه، دارالفنون و البرز تهران گذراند و در سال 1332، موفق شد برای ادامه تحصیل در رشته الکترونیک وارد دانشکده فنی تهران شود. چمران، سه سال بعد با رتبه دانشجوی ممتاز، دانش آموخته گردید و با استفاده از بورس تحصیلی، عازم آمریکا شد. شهید چمران دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه تگزاس گذراند و مدرک دکترای خود را در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما، از دانشگاه برکلی در کالیفرنیا دریافت نمود. او که با نمره‏های عالی تحصیلات خود را به پایان رسانده بود، مدتی را در کنار دانشمندان و پژوهشگران بنام زمان خود، در یکی از مراکز تحقیقاتی به کار پرداخت. (1)

چمران در مصر

پس از قیام خونین پانزده خرداد 1342، پیشگامان مبارزه بر ضد رژیم شاهنشاهی، به این نتیجه رسیدند که برای توسعه و تشدید ابعاد مبارزه بر ضد رژیم، به یک مبارزه سازمان‏دهی شده نیاز می‏باشد. از این رو، دکتر چمران به همراه بعضی دوستان مؤمن و هم‏فکر خود، به مصر می‏روند و سخت‏ترین دوره‏های جنگ‏های چریکی و پارتیزانی را که هم‏زمان با حکومت جمال عبدالناصر بود، فرا می‏گیرند.» (2)

سفر به لبنان

دکتر چمران پس از بازگشت از مصر، برای مدتی به امریکا رفت و سپس به دعوت امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، از آمریکا به سوی لبنان هجرت کرد. ایشان درباره سفر خود به لبنان می‏گوید: «من در آمریکا زندگی خوشی داشتم واز همه نوع امکانات برخوردار بودم، ولی همه لذات را سه طلاقه کردم و به جنوب لبنان رفتم تا در میان محرومین و مستضعفین زندگی کنم». شهید چمران در لبنان با فراهم ساختن فعالیت‏های چریکی و تربیت جوانان جنوب لبنان، کوشید توانایی رزمی برادران لبنانی خود را برای مقابله با اشغالگران صهیونیست بالا برد.

وجود سرداری چون چمرانِ عارف و مجاهد و برخورداری او از خلوص و ایثار، امام موسی صدر را بر آن داشت که حرکت مسلمانان مبارز لبنان را سازمان‏دهی کند و به جوانان محروم و مستضعف آن دیار، هویتی تازه بخشد تا مبارزات آنان، رنگ تازه‏ای به خود گیرد.

بازگشت به ایران

شهید چمران با اشرافی که بر سیاست منطقه و بینشی که از اوضاع جهان داشت، همواره مسیر انقلاب اسلامی ایران را پیش‏بینی می‏کردو چاره‏جویی‏های لازم را برای حراست و به ثمر رساندن آن معمول می‏داشت. شهید چمران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از سال‏ها دوری از وظن، با قدرت ایمان و کوله باری از تجربه مبارزات ضدِ صهیونیستی در جنوب لبنان، به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت.

در سنگر دولت و مجلس

دکتر مصطفی چمران با عزم استوارو عقیده پاک و بدون وابستگی به دسته‏جات و گروه‏های سیاسی، با ایمان واتکا به قدرت الهی، سراپای وجود خود را در خدمت حکومت جمهوری اسلامی و رهبری آن قرار داد. ایشان در 16 آبان ماه 1358، از سوی رهبر کبیر انقلاب اسلامی به سمت وزارت دفاع منصوب شد. هم‏چنین در انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی، به صورت مستقل شرکت کرد و با بیش از یک میلیون رأی، توسط مردم قدرشناس تهران به نمایندگی انتخاب شد. دکتر چمران با درایت و همّت فراوان خود، فعالیت‏های ارزنده‏ای را در سال‏های اول پیروزی انقلاب انجام داد. از آن جمله، عضویت در شورای عالی دفاع به فرمان امام خمینی رحمه‏الله است. هم‏چنین ایشان از طرف امام خمینی رحمه‏الله مأموریت یافت تا با نظارت بر ارتش، رویدادهای داخلی آن را به اطلاع آن فرزانه روزگار برساند.

جنگ تحمیلی

شهید چمران، از جمله افرادی بود که پُست و مقام، مانع تعهدات مذهبی‏اش نمی‏شد. پس از شروع جنگ تحمیلی، او با مقام معاونت نخست‏وزیری و برخلاف تمام سنت‏های دولت‏مداری، اسلحه به دست در دل صخره‏های سخت و صعب العبور کردستان، به مقابله با توطئه‏گران شتافت و زمانی هم نمایندگی مجلس شورای اسلامی را ترک گفته، همراه معدودی از تربیت شدگان مکتب حسینی، به صف تانک‏ها و سپاهیان دشمن می‏زد. نبرد در جبهه‏های پاوه، سوسنگرد، مریوان و دهلاویه، نمونه‏هایی از رشادت‏های شیرمردانی چون شهید چمران است.

شهادت

صبح روز 31 خردادماه 1360، شهید چمران در شرایطی که در غم بهترین دوستان و یارانش، از جمله شهید رستمی می‏سوخت، با چهره‏ای ساکت و آرام و با شور و شوق رهایی و رستن از دنیای خاکی، از همه دوستان و هم‏رزمانش خداحافظی کرد و به جبهه دهلاویه رفت. پس از مدتی نبرد در خط مقدم جبهه، ترکش خمپاره دشمن به پشت سر دکتر چمران اصابت کرد و یکی از سرداران رشید اسلام و از ارزشمندترین یاران امام، از دیار ما رخت بربست و ایران و لبنان و همه مردم آزاده دنیا را در غم خود فرو برد. چه تأسف بار است از دست دادن مردی چون چمران و چه زیباست پیوند این چنین عابدی با معبود و عاشقی با معشوق.

چمران در کلام خمینی کبیر

امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب، در پیامی به مناسبت شهادت دکتر چمران، وی را این‏چنین ستوده‏اند: «چمرانِ عزیز، با نیت پاک و خالص، غیروابسته به دسته‏جات و گروه‏های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد، و درراه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید».

شهید چمران از دیدگاه رهبر معظم انقلاب

شهید چمران با گامی استوار و خستگی ناپذیر، تمامی مراحل سخت و دشوار زندگی را با روحی امیدوار پیمود و آن‏گونه که شایسته مردان خدا بود، زندگی کرد. رهبر معظم انقلاب که هم رزم آن شهید در جبهه‏های جنگ بود درباره او می‏فرماید: «شهید چمران، سال‏ها در سنگر جهاد فی سبیل اللّه‏ دل دشمنان خدا را لرزانیده بود. او با دل خداشناس و اراده خلل ناپذیرش، همیشه مشت آهنین خود را بر چهره دشمن نواخته بود و با این حال، او با روح لطیف و خلق ملکوتی و چشم خدابین، به ماورای محدوده‏ها و تنگناهای مادی نظر دوخته بود. راه او، راه جهاد و تلاش برای حاکمیت اسلام و به زانو درآوردن کفر و استکبار جهانی، راه امام بزرگوار، راه نجات فلسطین و لبنان و راه نجات همه مستضعفان است». (3)

نیایش
خدایا می ‏خواهم فقیر بی ‏نیاز باشم که جاذبه‏ های مادی زندگی مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند، خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغای کشمکش‏های پوچ مدفون نشوم.
خدایا درمندم و بندبند وجودم از شدت درد صیحه می‏زند، تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش.
خسته شده ‏ام، پیر شده ‏ام، دل شکسته ‏ام.
ناامیدم، دیگر آرزویی ندارم، احساس می‏کنم که در این دنیا دیگر جای من نیست با همه وداع می‏ کنم و می ‏خواهم فقط با خدای خود تنها باشم.
خدایا به سوی تو می ‏آیم از عالم و عالمیان می ‏گریزم تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده.
(بخشی از نیایش شهید دکتر مصطفی چمران) (4)

 

 

 

مقالات

زندگینامه شهید چمران

زندگینامه شهید چمران(2)

زندگینامه شهید چمران(3)

زندگینامه شهید چمران(4)

خلاصه ای از زندگینامه شهید چمران

کلامی از مصطفی

نیایش

گفتگوی اختصاصی با شهید چمران

حماسه پاوه ، به روایت شهید چمران

دست نوشته ای از شهید دکتر چمران خدا بود و دیگر هیچ نبود

شهیدی با نمره 21 (چمران) - از مقام معظم رهبری

من خدای عشق و پرستشم

شهید چمران الگوی عملی دانشجو

چمران او را مالک اشتر زمان می دانست

چه کسی فکرش را می کرد اینجا زیارتگاه شود! (دهلاویه)

قطعه ادبی

قطعه ادبی

قطعه ادبی

قطعه ادبی

قطعه ادبی

قطعه ادبی

قطعه ادبی

زمزم نیاز

زمزم نیاز (شرحی بر دعای عارفان)

زمزم راز (شرحی بر دعای عارفان)

نرم افزار

نرم افزار «چ مثل چمران»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ارسال نظر