مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > پاسدار اسلام > اردیبهشت 1385، شماره 305


قلمرو شورا در منابع اسلامی

پدید آورنده : حجة الاسلام والمسلمین محمدرضا مصطفی پور ، صفحه 6

از مهمترین اصول اجتماعی اسلام اصل شورا و مشاوره است که در منابع اسلامی با دقت و اهمیت خاصی مطرح و در سیره پیامبر اکرم(ص) و پیشوایان بزرگ اسلام جایگاه ویژه ای دارد به طوری که می توان گفت: «نهاد شورا» ستون فقرات نظام اسلامی و شیوه ای اجتناب ناپذیر در مدیریت جامعه اسلامی و جامعه مؤمنان می باشد.

قرآن کریم در چهار آیه موضوع شورا را مطرح کرده است.

1ـ در آیه 159 سوره آل عمران به پیامبر اسلام (ص) دستور می دهد در امور، با مسلمانان مشورت کند و آن را از رموز پیروزی و موفقیت آن حضرت می داند «فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لوکنت فظّاً غلیظ القلب لانفضّوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی اللّه».

2ـ در آیه 38 سوره شوری، هنگام بیان اوصاف برجسته مؤمنان می فرماید: «و الذین استجابوا لربّهم و اقاموا الصلوة و امرهم شوری بینهم؛آنها کسانی هستند که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را بر پای دارند و کارهایشان بین آنان با مشورت انجام می شود.

3ـ سوره بقره آیه 233 می فرماید: اگر در مورد بازداشتن کودک از شیر قصد تصمیم گیری دارید مشورت کنید «فان ارادا فصالاً عن تراض منهما و تشاور فلا جناح علیهما» این آیه می گوید اگر در مورد دیگری حتی اگر کودک شیر خواری باشد بخواهید تصمیم گیری کنید. باید مشورت نمایید، حالا این مشورت بین پدر و مادر باشد چنانکه بعضی گفته اند و یا مشاوره با دیگری مثل پزشک باشد و یا اینکه هم پدر و مادر با هم مشورت کنند و هم با صاحب نظران مثل پزشک مشورت نمایند.(1) از این آیه استفاده می شود که پدر یا مادر با همه علاقه و عاطفه ای که به فرزندشان دارند خداوند اجازه نمی دهد در امر تربیت و پرورش فرزندشان استبداد به خرج دهند بلکه باید با هم یا با دیگران مشورت کنند. و بعد از مشورت آنچه را که مصلحت است تصمیم گیری نمایند.

4ـ سوره زمر آیه 18 می فرماید: «فبشّر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه؛ پس بندگان مرا که سخن را می شنوند و نیکوترین را پیروی می کنند بشارت ده.»

مرحوم علامه طباطبایی می نویسد، آیه «و امرهم شوری بینهم» از نظر من نزدیک به آیه فوق می باشد(2) زیرا شورا و مشورت برای رسیدن به آراء نظریه های خوب یا بهترین آراء و نظریه هاست و در این آیه هم می فرماید:بندگان خدا سخن را می شنوند و بهترین را انتخاب و پیروی می کنند.

روایات و احادیث اسلامی به عنوان دومین منابع دین، شورا و مشاوره را مورد تأکید قرار داده و از مسلمین خواسته است در امور از استبداد رأی و تک روی پرهیز نموده و با دیگران مشورت نمایند در غیر این صورت رأی او بی ارزش بوده و موجب هلاکت و نابودی می گردد. علی (ع) فرمود: «لارأی لمن انفرد به »(3)و فرمود: «لاتستبد برأیک فمن استبد برأیه هلک».(4)

پیامبر اسلام مشورت را یکی از اسباب حیات جامعه و ترک آن را یکی از اسباب مرگ جامعه معرفی کرده است «اذا کان امرائکم خیارکم و اغنیاءکم سمحا ئکم و امرکم شوری بینکم فظهر الارض خیرلکم من بطنها و اذاکان امرائکم شرارکم و اغنیائکم بخلائکم و لم یکن امرکم شوری بینکم فبطن الارض خیرلکم من ظهرها».(5)

مشاوره موجب رشد اندیشه و تفکر در جامعه اسلامی و مشارکت مردم در سرنوشت خویش، سبب تحکیم پیوندهای اجتماعی و تقویت روحیه مسئولیت پذیری و مشارکت در امور و از بین رفتن روحیه بی تفاوتی و انزواگرایی می گردد.

مهمترین جنبه یک حکومت مردمی بودن آن است که نقش پشتوانه را اجراء می کند و مردم با اعتبار یافتن و شرکت در امور نقش واقعی خود را می یابند و لذا در قرآن خطاب به پیامبر(ص) فرمود: «یا ایها النبی حسبک اللّه و من اتبعک من المؤمنین»(6) ای پیامبر خداوند و مؤمنان که از تو پیروی می کنند برای حمایت تو کافی است و با کمک آنان می توانی به هدف خود نائل شوی. یکی از راه های مشارکت مردم در امور در قالب مشاوره با آنهاست و لذا مشارکت در قالب مشورت پشتوانه ای بس عظیم برای هر نظامی است، علی(ع) فرمود: «لامظاهرة اوثق من المشارة»(7) هیچ پشتیبانی مطمئن تر از مشورت نیست.

به لحاظ این که مشاوره با صاحب نظران و عاقلان باعث دریافت حقیقت و دوری از خطاء و لغزش است علی (ع) فرمودند: «الاستشارة عین الهدایة و قد خاطر من استغنی برأیه»(8) مشورت عین هدایت است و کسی که تنها به فکر خود اکتفا کند خویشتن را به خطر انداخته است.

جامعه ای که فاقد سنت مشورت است در تب و تاب خود محوریها و خودسریها می سوزد و دچار عدم تعادل می شود و لذا برای سلامت در تصمیم گیری ها پیامبر اسلام (ص) فرمود: «من اراد امراً فشاور فیه و قضی هدی لارشد الامور»(9) هر کس تصمیم به اجرای کاری گیرد و سپس برای آن مشورت کند و انجام دهد به بهترین راه دست یافته است. علی (ع) فرمود: «اذا عزمت فاستشر»(10)هر گاه عزم کاری کردی مشورت کن مشورت کردن مایه پشت گرمی و رسیدن به حق و دوری از خطاء و لغزش و در نتیجه دوری از ندامت و پشیمانی است. علی(ع) فرمود: «شاور ذوی العقول تأمن الزّلل و الندم »(11)با صاحبان خرد مشورت کن تا از لغزش ها و پشیمانیها ایمن گردی.

سیره و سنت پیامبر هم بر همین اصل استوار بود تا آنجایی که در احادیث آمده است پیامبر اسلام زیاد با اصحاب مشورت می کرد.(12) و از ابوهریره نقل شده است که گفت: هیچکس را ندیدم که با اصحاب خود بیشتر از رسول خدا با اصحاب خود مشورت نماید.(13)

نمونه هایی از مشورت پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع)

پیامبر همانطوریکه از طرف خداوند مأموریت یافت تا با مردم مشورت کند سیره عمل آن حضرت نیز حکایت از مشورت آن حضرت می کند امام رضا(ع) می فرماید: «انّ رسول الله (ص) کان یستشیر اصحابه ثم یعزم علی ما یرید»(14) رسول خدا با اصحابش مشورت می کرد سپس بر آنچه که اراده می کرد تصمیم می گرفت. از این روایت استفاده می شود که سیره مستمر و همیشگی پیامبر مشورت با مردم بود و لذا نمونه هایی از مشورتهای آن حضرت به اشاره بیان می شود.

1ـ پیامبر در جنگ بدر در سه مورد مشورت کرد.

اول: درباره اصل جنگ با اصحاب مشورت کرد. پس از اظهار نظر از طرف افراد، پیامبر برای جلب نظر انصار فرمود: «اشیروا علیّ یا ایها الناس» ای مردم نظر مشورتی خود را بیان کنید. سعدابن معاذ انصاری سخنانی گفت که پیامبر اکرم پس از شنیدن آن بلافاصله دستور حرکت صادر کرد.(15)

دوم: در انتخاب و تعیین موضع نبرد با اصحاب مشورت کرد.

سوم: درباره اسیران جنگ بدر با اصحاب مشورت کرد.(16)

2ـ در جنگ احد پیامبر شورایی تشکیل داد و از نحوه برخورد با لشکر قریش مشورت کرد و در نهایت برخلاف نظر خود که خروج از مدینه را نمی پسندید تسلیم نظر کسانی شد که نظر به خروج از مدینه را داشتند.(17)

3ـ در جنگ احزاب پیامبر برای مقابله با سپاه عظیم مشرکان در دو مورد مشورت کرد اول: در کیفیت رویارویی با دشمن مشورت کرد که سلمان فارسی در این مجلس پیشنهاد حفر خندق را داد و پیامبر رأی او را اخذ کرد و دستور حفر خندق را صادر کرد.(18)

دوم: قبایلی به انگیزه مادی در جنگ شرکت کرده بود نظر این بود که در قبال پرداخت یک سوم میوه های مدینه با آنها صلح نماید ولی پیامبر بعد از دریافت صلحنامه و امضاء آن با اصحاب مشورت کرد که سعد ابن معاذ و سعد ابن عباده نظر به رد صلح دادند پیامبر نظر آنان را پذیرفت و به آن عمل کرد.

4ـ در پیکارهای بنی قریظه و بنی نضیر در برخورد با یهود مدینه مشورت صورت گرفت.(19)

5 ـ در ماجرای حدیبیه پس از آنکه مشرکان مانع ادامه حرکت کاروان زیارتی مسلمانان به سوی مکه شدند، رسول خدا با یاران به مشورت پرداخت، در مقام مشورت گفتند: ما برای زیارت آمده ایم نه برای جنگ که در نتیجه منجر به صلح با قریش شد.(20)

6ـ در جنگ خیبر برای انتخاب منزلگاه مناسب با اصحاب مشورت نمود که براساس نظر حباب ابن منذر عمل کرد و محل استقرار نیرو را تغییر داد.

7ـ هنگام فتح مکه زمانی که رسول خدا شنید ابوسفیان به اردوگاه می آید مشورت کرد.

8 ـ در غزوه طائف پس از محاصره دشمن درباره ماندن و ادامه محاصره مشورت صورت گرفت.(21)

9ـ در غزوه تبوک نیز آن حضرت با اصحاب خود مشورت کرد.(22)

10ـ درباره اسیران هوازن با اصحاب مشورت فرمود.

11ـ در ماجرای تهمت به عایشه، با علی(ع) و زیدبن حارثه مشورت کرد و سرانجام نظر علی را ترجیح داد.(23)

12ـ در اعزام افراد برای اداره امور یک منطقه و فرمانداری و حکومت بخشی از مناطق تحت اداره مسلمانان مشورت می کرد.(24)

رسول خدا نه تنها خود پای بند این اصل بود بلکه به اصحاب و تربیت یافته گان مکتب خود سفارش می کرد که به این اصل پایبند باشند.

نمونه ای از مشورت در زندگی امامان معصوم(ع)

1ـ علی (ع) هنگامی که می خواست به شام برود با مهاجرین و انصار مشورت کرد.(25)

2ـ امام صادق با فضیل بن یسار یکی از اصحاب خود مشورت می کند، فضیل می گوید: مانند من طرف مشورت تو واقع می شود. حضرت فرمود:وقتی کسی با تو مشورت کرد نظر بده.(26)

3ـ امام هفتم (ع) با اهل بیت و شیعیان خود مشورت می کند.

موسی بن مهدی موسی ابن جعفر(ع) را تهدید کرد. علی بن یقطین آن حضرت را در جریان امر قرار داد حضرت اهل بیت و شیعیان خود را جمع کرد و از آنها در مورد کیفیت رویارویی با این خبر مشورت کرد.(27)

4ـ امام هفتم با غلام سیاه خود مشورت کرد با اینکه عقل و اندیشه آن حضرت برترین اندیشه بود، فردی گفت آیا مثل شما عاقلی با غلامی مشورت می کند حضرت فرمود: خداوند حق را بر زبان او می گشاید و آشکار می سازد.(28)

5 ـ امام رضا(ع) با یکی از اصحاب خود مشورت کرد. طرف به امام گفت آیا مثل تو مانند من مشورت می کند. امام با حالت غضب فرمود: پیامبر پیوسته با اصحاب خود مشورت می کرد.(29)

6ـ امام جواد(ع) از علی بن مهزیار خواست که با فردی مشورت کند و نظر او را در مورد چگونگی رویارویی با سلطان و اینکه در شهر او چه چیزی رواست دریافت کند زیرا مشورت مبارک است.(30)

علاوه بر اینها در دوران حکومت خلفای راشدین به تأسی از پیامبر آنها با علی(ع) مشورت می کردند و بعد از دریافت نظر آن حضرت، از او پیروی می کردند که نمونه های آن عبارتند:

1ـ مشورت در فتح ایران.(31)

2ـ مشورت در فتح بیت المقدس.(32)

3ـ در تعیین مبدأ تاریخ اسلام.(33)

با دقت در مجموعه آنچه که در متون و منابع دین آمده است روشن می شود که شورا در معارف اسلامی از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است.

1ـ شورا فضیلتی انسانی است زیرا اهل مشورت از طرفی از استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی که عامل سقوط انسانیت است بدورند و از سویی به شخصیت دیگران اعتراف می نمایند.

2ـ شورا راه صحیح برای رسیدن به حقیقت و دریافت بهترین نظریه هاست.

3ـ نماد مساوات انسانی و آزاداندیشی است.

4ـ اعتقاد به حق مشارکت برای افراد جامعه با نظارت کردن و انتقاد نمودن است.

5 ـ راهی به سوی وحدت امت اسلامی از طریق ایجاد احساس مسئولیت در مردم.

6ـ دوراندیشی و محکم کاری در امور را به همراه دارد.

با توجه به اهمیت شورا در اسلام و نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی انسان لازم است به چند مطلب بپردازیم.

شورا در لغت و اصطلاح

شورا در لغت به معنی مشورت کردن و رأی زدن است و در عربی در چیدن عسل از خانه زنبور عسل، ریاضت دادن اسبان تا سوار شوند بر آنها در وقت فروش و آزمایش، فربه شدن و هویدا کردن استعمال شده است.(34)

در مقاییس اللغه در اصل به معنی ابداء و اظهار چیزی و گرفتن چیزی استعمال شده است بعد می گوید: «فکان المستشیر یاخذالرأی من غیره» مستشیر رأی خود از دیگری دریافت می کند و در مفردات هم آن را به اخراج عسل از کندو معنی کرده است سپس می گوید: «التشاور و المشاورة و المشورة استخراج الرأی بمراجعة البعض الی البعض من قولهم شرت العسل اذا اتخذته من موضعه و استخرجته منه» یعنی تشاور و مشاوره و مشورت به معنی استخراج رأی و نظر از از طریق مراجعه به دیگران است که از گفتار آنان در دریافت عسل از جایش و استخراج آن از کندو اقتباس شده است.(35) بنابراین شورا در اصل به معنی مکیدن زنبور از شیره گلها است. و کسی که با دیگران مشورت می کند آراء نظرات آنان را دریافت می کند و همانطوریکه زنبور عسل با تلاش و جستجو گلها و گیاهان مناسب را شناسایی و سپس شیره آنها را می مکد پس از آن در درون خود آن را پالایش و سپس به صورت عسل شیرین خارج می سازد و انسان از آن استفاده می کند، انسانها نیز افراد واجد شرائط را شناسائی و با آنها رأی زنی کرده و آراء آنان را بیابند و سپس با مقایسه بین آنها بهترین رأی را جذب و بکار ببندد. و لذا در تعریف اصطلاحی شورا و مشورت گفته اند: آگاهی از رأی کارشناسان برای رسیدن به بهترین نظریه و رأی، نظری که به صواب و حق نزدیک باشد.(36)

حضرت علی (ع) در سفارشاتش به فرزندش محمد بن حنفیه فرمود: «اضمم آراء الرجال بعضها ببعض ثم اختر اقربها من الصواب و ابعدها من الارتیاب...خاطر بنفسه من استغنی برأیه و من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء».(37)آراء دیگران را با همدیگر ضمیمه کن سپس بهترین آنها را که به صواب و درستی نزدیکتر و از باطل و خطاء دورتر است انتخاب کن زیرا کسی که خود رأی باشد در معرض خطر است و کسی که از آراء دیگران استقبال کند موارد خطاء را می شناسد.

موضوع و قلمرو شورا

بعد از بیان اهمیت شورا و معنا و ماهیت آن به تبیین قلمرو و موضوع شورا می پردازیم. برای بیان قلمرو شورا باید اولاً بدانیم هدف شورا چیست و ثانیاً مراد از امر در قرآن چه می باشد؟ آیا مقیّد و محدود است یا مطلق و اگر محدود است به چه چیزی محدود است و ثالثاً شرائط مشاور چیست؟ و رابعاً آیا شورا موضوعیت دارد یا طریقت دارد یعنی آیا شورا برای رسیدن به معرفت و آگاهی است و لذا در تصمیم گیری مؤثر

است یا احترام به حق دیگران است و تصمیم با مدیر است گرچه مخالف نظر دیگران باشد.

هدف شورا

با توجه به آنچه که در اهمیت شورا و ماهیت شورا گفته شد هدف شورا به طور کلی دو چیز است:

1ـ اجتناب از خودمحوری و استبداد رأی و خودکامگی و انحصارطلبی و در نتیجه از پیامدهای آن از قبیل از دست دادن ارزشهای انسانی، ندامت و لغزش بدور بودن.

2ـ رسیدن به معرفت و آگاهی و غنا بخشیدن به اندیشه و فکر در پرتو تضارب آراء و دست یابی به توافق جمعی.

و لذا در تفاسیر قرآن در اینکه چرا پیامبر(ص) با اینکه از منبع وحی حقایق را دریافت می کرد مأمور به مشورت شد وجوهی ذکر کرده اند که همه آنها به این دو هدف بر می گردد. آنها عبارتند از:

1ـ مشاوره برای شخصیت دادن به افراد

2ـ برای رشد فکری مردم

3ـ برای اینکه مردم بدانند حکومت او استبدادی نیست

4ـ برای اینکه خلق خدا بدانند نزد خدا احترام دارند

5 ـ برای اینکه نظر خواهی از دیگران عادیست

6ـ برای اقتداء و تأسی امت به حضرت

7ـ برای آزمایش افراد و اینکه افراد صاحب نظر و عاقل تشخیص داده شوند

8 ـ برای استفاده از تأیید مردم و توافق جمعی

9ـ در صورت شکست انتقاد بی جا نکنند

10ـ برای آگاهی مشورت شوندگان به اینکه نظر صحیح کدام است.(38)

آیا شورا موضوعیت دارد یا طریقیت

با توجه به اهداف شوراء روشن می شود که شورا هم موضوعیت دارد و هم طریقیت دارد توضیح مطلب اینکه: گاهی هدف شورا دست یابی به واقعیت و کم کردن خطا در اندیشه و عمل است این نوع مشورت طریقی است و برای کسی مطلوب است که خود متحیّر و از واقعیت بی اطلاع می باشد و برای خروج از تحیّر و اطلاع از واقع باید مشورت کرد. که در این صورت مشورت مقید به عدم علم به واقعیت و حقیقت است و لذا باید افرادی را به عنوان مشاور انتخاب کند که نسبت به موضوع تخصص و آگاهی داشته باشند این نوع مشورت است که در تصمیم گیری مؤثر است.

گاهی هدف مشورت رعایت حقوق دیگران یعنی مشورت شوندگان و دست یابی به واقعیت مقصود اصلی نیست، این نوع مشورت خود موضوعیت دارد یعنی مشورت به این دلیل است که رعایت حقوق دیگران و احترام به آنهاست، در واقع مشورت شونده حقی به گردن مشورت کننده دارد که باید آن حق را دریافت کند. لذا مشورت کننده چه عالم باشد و چه نباشد باید با او مشورت کرد گرچه در تصمیم گیری مؤثّر نباشد.

گاهی هدف مشورت هم دست یابی به واقع است و هم رعایت حقوق دیگران می باشد که در واقع جمع بین دو جهت طریقت و موضوعیت است به این بیان که تشکیل شورا در روند تصمیم گیری به هدف دستیابی به واقع و حقیقت از حقوق مردم محسوب می شود از آیات و روایات استفاده می شود هر دو جهت مورد نظر است.

کلمه امر و مراد از آن

با توجه به اینکه در قرآن کریم شورا به کلمه امر قرین گردیده است چه آنجا که خطاب به پیامبر است «وشاورهم فی الامر» و چه آنجایی که ویژگی جامعه مؤمنان مطرح می شود «و امرهم شوری بینهم» لازم است بدانیم مراد از کلمه امر چیست؟ عموم مفسران عامه و خاصه می گویند: امری که در این آیات به کار رفته مقیّد است به مواردی که وحی در آن نازل نشده باشد و لذا در مواردی که از او امر و نواهی الهی و فرامین پیامبر خارج باشد جای مشورت است و در نتیجه در همه شؤون و ابعاد زندگی چه فردی باشد و چه اجتماعی می توان مشورت کرد. صاحب المنار می نویسد: فرمان مشورت در همه امور مربوط به سیاست امت و مصالح دنیوی آنها را در بر می گیرد. وی سپس می گوید: مراد از امر امور دنیوی است که حکومت قائم به آن است نه امر دینی محض که مدار آن وحی است. سرّ مسئله را این چنین بیان می کند، اگر مسائل دینی مانند عقاید و عبادات و حلال و حرام مورد مشورت قرار گیرد از دین بودن خارج و خصلت بشری به خود می گیرند در حالی که دین الهی است، و نظر کسی در آن دخیل نیست و از اصحاب پیامبر زمانی نظر خود را به آن حضرت عرضه می کردند که اطمینان پیدا کنند در آن مورد وحی وجود ندارد.(39)

مرحوم علامه طباطبایی می نویسد: اگر در حدود شرعی مشورت روا باشد تشریع و شریعت لغو خواهد شد.(40)

قرآن هم مؤید این مطلب است زیرا هم به پیامبر می گوید: باید بر اساس فرمان خدا حکومت کنی «انّا انزلنا الیک الکتاب لتحکم بین الناس بما اریک اللّه»(41) ما این کتاب را به حق برتو نازل کردیم تا به آنچه که خداوند به تو آموخته در میان مردم حکومتی کنی. از این آیه استفاده می شود که رسول خدا موظف است بر اساس فرمان خدا حکومت کند، درباره عموم مؤمنان هم می فرماید: «و ما کان لمؤمن ولامؤمنة اذا قضی اللّه و رسوله امرا ان یکون لهم الخیرة من امرهم و من یعص اللّه و رسوله فقد ضلّ ضلالاً مبیناً»(42) هیچ مرد و زن با ایمان حق ندارند که هرگاه خدا و پیامبرش دستوری دادند از پیش خود اختیاری داشته باشند و هر کس نافرمانی خدا و رسول او را پیشه سازد در گمراهی آشکار به سر می برد.

نویسنده کتاب دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیه می نویسد: گرچه لفظ امر به حسب لغت و مفهوم همه شؤون فردی و اجتماعی اعم از سیاسی اقتصادی و فرهنگی و دفاعی را شامل می شودو مشورت در همه این مسائل حتی امور فردی مهم و پسندیده است اما متبادر از امر و قدر متیقن آن همان مشورت در مسائل حکومتی و اداره امور جامعه است که از مهمترین آنها مسئله جنگ و دفاع است.(43)

مرحوم نائینی(ره) می نویسد: دلالت کلمه (فی الامر) که مفرد محلّی و مفید عموم اطلاقی است بر اینکه متعلق مشورت مقررّه در شریعت مطهّره کلیه امور سیاسیه است هم در غایت وضوح است و خروج احکام الهیه از این عموم از باب تخصص است نه تخصیص.(44)

با توجه به آنچه استفاده می شود قلمرو شورا مواردی است که وحی در آن وارد نشده باشد و شریعت در آن رابطه فاقد حکم باشد ولی در اموری که خدا و پیامبر در آن حکمی ندارند می توان مشورت کرد.

شرائط مشاور

یکی از مطالبی که در تعیین قلمرو شورا مؤثر است شرائطی است که از متون اسلامی برای مشاور ذکر شده است، در اینکه اعضای شورا باید واجد چه صفاتی بوده و از چه اوصافی بر کنار باشند و اگر فاقد این اوصاف باشند نمی توانند در امور مسلمین اظهار نظر نمایند می توان قلمرو شورا را مشخص کرد، شرائط مشاوران دو دسته ثبوتی و سلبی هستند.

صفات ثبوتی مشاوران

1ـ اسلام: اولین شرط عضویت در شورا که موضوع آن رسیدگی به امور مسلمین است مسلمان بودن است زیرا یکی از حدودی که در شوری باید رعایت شود راز داری است خدا فرموده است غیر مسلمان را بطانه و همراز نگرید «یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا بطانة من دونکم لایألونکم خبالاً ودّوا ما عنتم»(45)

ای کسانی که ایمان آورده اید محرم اسراری از غیر خود انتخاب نکنید آنها از هر گونه شر و فساد درباره شما کوتاهی نمی کنند، آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشید.

2ـ تعقل: پیشوایان حق سفارش کرده اند که با انسان های عاقل مشورت کنید نه افراد کم خرد رسول خدا(ص) فرمود: «استرشدوا العاقل ولاتعصوه فتندموا»(46) با انسان عاقل مشورت کنید و او را نافرمانی نکنید که پشیمان می شوید. و باز فرمود: «مشاورة العاقل الناصح رشدٌ و یمن و توفیق من اللّه فاذا اشار علیک العاقل الناصح فایاک و الخلاف فانّ فی ذلک العطب»(47) مشورت با انسان عاقل خیرخواه رشد و برکت و توفیق الهی است پس هرگاه انسان عاقل خیرخواه نظر مشورتی داد از مخالفت با آن بپرهیز که سختی بدنبال خواهد داشت و لذا مشورت با زنان عاقل مورد توجه قرار گرفته است.

علی(ع) فرمود: «ایاک و مشاورة النساء الامن جربت بکمال عقل»(48) از مشورت با زنان اجتناب کنید مگر آنکه کمال عقلانی او به ثبوت رسیده باشد.

3ـ تقوی

پیامبر خدا(ص)فرمود: با اهل تقوا و پرهیزکاری مشورت کنید: «شاور المتقین الذین یؤثرون الآخرة علی الدنیا و یؤثرون علی انفسهم فی امورکم.»

با متقین مشورت کنید که آنها کسانی هستند که آخرت را بر دنیا ترجیح می دهند و کارهای شما را بر امور خویش مقدّم می دارند.

4ـ تجربه

مشورت با کسانی که اهل تجربه هستند می تواند انسان را از خطاها مصون و به راه صحیح رهنمون باشد و لذا یکی از شرائط مستشار تجربه است. علی علیه السلام فرمود: «افضل من شاورت ذوی التجارب»(49) برترین کسی که با وی مشورت می کنی باید دارای تجربه ها باشد. امام صادق(ع) فرمود: «شاور فی امورک مما یقتضی الدین من فیه خمسة خصال، عقل و حلم و تجربة و نصح و تقوی فاستعمل الخمسة و اعزم و توکل علی اللّه فان ذلک یؤدیک الی الصواب.»(50)

در کارها با کسانی مشورت کن که دارای پنج خصلت باشند، عقل، حلم و بردباری، تجربه، نصح و خیرخواهی، تقوی این پنج خصلت را به کارگیر و تصمیم بگیر و بر خدا توکّل کن که این کار تو را به حق می رساند.

علی علیه السلام فرمود: «خیر من شاورت ذووی النهی و العلم و اولواالتجارب و الحزم»(51) بهترین کسی که با او مشورت کنی صاحبان خرد و اندیشه و خداوندان تجربه ها و دوراندیشی هستند.

5 ـ علم

یکی از شرائط مشاوران آنست که عالمان صالح باشند. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «شاور و العلماء الصالحین فاذا عزمتم علی امضاء ذلک فتوکّلوا علی اللّه»(52) با علمای صالح مشورت کنید و چون تصمیم بر اجرای آن گرفتید به خدا توکّل کنید.

6ـ حلم 7ـ نصح 8 ـ حزم 9ـ راز دار بودن

صفات سلبی مشاوران

صفات منفی مشاوران عبارت است: 1ـ جبن و ترسو بودن 2ـ بخیل 3ـ حریص 4ـ استبداد رأی 5 ـ حماقت و سفاهت 6ـ تلوّن 7ـجهل 8 ـ دروغگویی...

علی (ع) در نهج البلاغه خطاب به مالک اشتر فرمود: «ولاتدخلنّ فی مشورتک بخیلاً یعدل بک عن الفضل و یعدک الفقر و لاجباناً یضعفک عن الامور و لاحریصاً یزین لک الشرّه فان البخل و الجبن و الحرص غرائز شتّی یجمعها سوءالظن باللّه».(53)

بخیل را در مشورت دخالت مده زیرا که تو را از احسان منصرف می کند و از نیازمندی می ترساند، با افراد ترسو مشورت مکن زیرا در کارها روحیه ات را ضعیف می کند حریص را مشاور انتخاب نکن که حرص را با ستمگری در نظرت زینت می دهد. بخل و ترس و حرص غرایز و تمایلات مختلفی هستند که از بدگمانی به خدا سرچشمه می گیرد.

با توجه به مطالبی که تا کنون گفته شد مطالب ذیل استنتاج می شود:

1ـ موضوع شورا فقط فرد نیست انسان فقط در مصالح فردی ملزم به مشورت باشد بلکه جامعه هم موضوع شورا است که در همه شؤون اجتماعی باید مشورت کرد.

2ـ در تمام سطوح مدیریت چه مدیریت کلان و چه مدیریت عالی و چه میانی و خدماتی باید کارها را با مشورت انجام دهند چنانکه پیامبر اکرم(ص) به عنوان مدیر کلان و عالی جامعه و به عنوان زعیم و رهبر سیاسی از طرف خدا مأمور شده بود که مشورت کند و هم سیره عملی آن حضرت بر مشورت در همه شؤون زندگی استمرار داشت و لذا مدیران به عنوان ادامه دهندگان زعامت و رهبری آن حضرت باید به آن عنایت داشته و در همه کارها مشورت نمایند.

3ـ همه اموری که به مصالح مسلمین مربوط می شود در قلمرو شورا قرار گیرد.

4ـ شورا در نظام اسلامی محدود است اولاً به اموری که حکمی از طرف خداوند و رسول او در آن وارد نشده باشد و لذا جامعه اسلامی حق به شور گذاشتن احکام صریح اسلامی و فرامین پیامبر خدا را ندارد و ثانیاً افرادی که به عنوان مشاور برگزیده می شوند از شرائط و ویژگی هایی برخوردار باشند که برخی از آن ها از صفات ثبوتی که باید آن ها را داشته باشند و برخی از صفات سلبی هستند که باید از آن برکنار باشند.

پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ

54. شوری در قرآن و حدیث، ص47و48.

55. تفسیر المیزان، ج18.

56. بحار ج72، ص 105.

57. غررالحکم، ج 6، ص 296.

58. تحف العقول، ص 26.

59. سوره انفال، آیه 64.

60. محاسن برقی، ص 601.

61. بحار، ج72، ص104.

62. الدرالمنثور، ج 6، ص 10.

63. غررالحکم، ج 1، ص 275.

64. غررالحکم، ج 4، ص 179.

65. تفسیر الحلالین، ص 82.

66. سنن بیهقی، ج 7، ص 45.

67. محاسن برقی، ص 601.

68. المغازی، ج 1، ص 48.

69. مسند احمد، ج 3، ص 243.

70. سیره ابن هشام، ج 3، ص 66، مغازی، ج1،ص209.

71. المغازی، ج 1، ص 444.

72. سنن بیهقی،ج 9، ص 218.

73. تفسیر ابن کثیر، ج1، ص220.

74. سیره حلبی، ج3، ص 161.

75. فتح الباری، 10/82 ـ83.

76. مسند احمد، ج1، ص95.

77. سنن ابن ماجه، ج 1، ص 49.

78. نهج السعاده، ج 2، ص 92.

79. محاسن برقی، ص 601.

80. شورا در قرآن و حدیث، ص 62.

81. محاسن برقی، ص 602.

82. وسائل الشیعه، ج8، ص 428.

83. همان.

84. خطبه 146، نهج البلاغه.

85. ثمرة الاوراق، در حاشیه المستطرف، ج2، ص 15.

86. شرح ابن ابی الحدید، ج 3، ص 113.

87. فرهنگ معین، ج 2، ص 2085.

88. مفردات راغب، ص 350.

89. الشوری و اثرها فی الدموقراطیه.

90. من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 385و388.

91. شوری در قرآن و حدیث، ص 31 و 36.

92. تفسیر المنار، ج 4، ص 199 و 200؛ تفسیر کشاف، ج 1، ص 432 ؛ صفوة التفاسیر، ج 1، ص 240؛ مجمع البیان، ج 1، ص 527 و ج 9، ص 33 ؛ زاد المسیر،ج 2، ص 48؛ الاساس فی العشیر، ج 2، ص 916؛ القرآن و العقل، ج 1، ص 264.

93. المیزان، ج 4، ص 58.

94. سوره نساء، آیه 105.

95. سوره احزاب، آیه 36.

96. دراسات فی ولایة الفقیه، ج 2، ص 33.

97. تنبیه الامه و تنزیه المله، ص 53.

98. سوره آل عمران، آیه 118.

99. بحارالانوار، ج 72، ص 100.

100. بحارالانوار، ج 88، ص 254.

101. همان، ج 100، ص 253.

102. شوری در قرآن و حدیث، ص 82.

103. غررالحکم، ج 1، ص 205.

104. شوری در قرآن و حدیث، ص 87.

105. همان، ص 83.

106. همان، ص 82.