مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > پاسدار اسلام > مهر 1377، شماره 202


ارزش عمر

پدید آورنده : آیه الله محمد تقی مصباح یزدی ، صفحه 16

با جوانان

جوانان عزیز، فضای کشور شما فضای عطرآگینی است که بانگ تکبیر و توحید و نوای قرآن کریم و دعا و مناجات در آن طنین انداز است. دل های پاک شما در فضایی رشدمی کند که از هر طرف وسایل رشد و تکامل در آن فراهم است.

البته در دنیا هیچ وقت همه امور به دل خواه نیست، همیشه مشکلات و کمبودهایی هست، ولی وسایل رشد و تکامل امروز خیلی بیش از زمانی است که پدران و اجدادشما زندگی می کردند. آن روز وسایل انحراف زیاد بود، و محیط و شرایط مناسب برای تکامل معنوی و انسانی کم بود. در دبیرستان ها و مراکز علمی و دانشگاهی دین داری افتخار نبود. بلکه گاهی هم ننگ به حساب می آمد. آن روز خواهران شمابرای حجاب مشکل داشتند و آن روز... به هر حال به برکت رهنمودهای حضرت امام خمینی و فداکاری های پدرانتان این نظام اسلامی برپا شد. امروز در سایه این نظام است که شما عزیزان می توانید بر اساس اسلام و تقوا به تحصیل و خودسازی بپردازید.

از خدای متعال می خواهیم ارواح شهدایی که برای برقراری این نظام فداکاری کردندبا اولیای خود محشور فرماید و به مربیان شما توفیق بیش تر عنایت کند که برای پیشرفت علمی و خودسازی معنوی تان بیش از پیش تلاش کنند.

عزیزان من، با فرا رسیدن دوران جوانی و تکلیف شما در آغاز یک زندگی جدید قرارگرفته اید; یعنی به شخصیت و استقلال رسیده اید; یعنی خدای متعال در سن بلوغ شمارا یک انسان مستقل حساب می کند.

شما اکنون آنقدر ارزش پیدا کرده اید که مستقلا مورد خطاب خدای متعال قرارگرفته اید، از این پس «یا ایها الذین آمنوا»هایی که در قرآن هست شامل شماهم می شود، گویی این خداست که با شما سخن می گوید.

ای جوانان عزیز قدر عمر خود را بدانید، سرمایه گران بهایی در اختیار شماست،سعی کنید این سرمایه را در راهی به کار بگیرید که سود ابدی برای شما به بارآورد.

مبادا این سرمایه گران بها صرف کارهای بیهوده و پوچ و بی ثمر بشود. لحظات عمرشما از طلا و برلیان ارزش مندتر است.

شنیده اید که می گویند «وقت طلا است »، این جمله بسیار نارسایی است، چون ارزش هر لحظه از وقت شما از همه این جهان بالاتر است، زیرا همه این جهان بالاخره فانی شدنی است، اما شما با هر لحظه از عمر خود می توانید چیزی به دست آورید که برای همیشه باقی باشد. اگر عمرتان را صرف اطاعت خدا کردید، هر لحظه آن نتیجه اش پاداش بی نهایت ابدی، پایان ناپذیر و فنانشدنی است، اما همه این دنیا پایان پذیر است. پس ارزش هر لحظه عمر شما از همه این جهان بیش تر است، چون می توانیددر مقابل کاری که در یک لحظه برای خدا انجام می دهید، سعادت ابدی را برای خودبخرید.

راه های استفاده از هر لحظه عمر

حال که این قدر لحظه ها ارزش مند است، پس چگونه از آن ها بهره برداری کنیم؟

ای جوان عزیز، تو با لبخند محبت آمیزی که در خانه به روی پدر و مادر می زنی،یا سخنی که از روی ادب به زبان می آوری و یا حرکت مودبانه ای که در نزد پدر ومادر انجام می دهی، اجر فراوان داری. این ها همه در یک لحظه انجام می شود و زحمت و سرمایه ای هم نمی خواهد، اما نتیجه فراوانی دارد.

یا اگر در محیط مدرسه و دبیرستان و دانشگاه رفتار مودبانه ای با مربیان ومعلمان و اساتید داشته باشید، از لحظه ها بهره های فراوان برده اید، چون مربیان و معلمان و اساتید شما حکم پدر و مادر را دارند، آن ها پدر و مادر مادی و طبیعی هستند و اینان پدر و مادر روحانی و معنوی. با رفتار خوبی که نسبت به آن هادارید می توانید چنین ثواب هایی برای خود بخرید.

یا اگر دست فقیر و ناتوان و افتاده ای را برای رضای خدا بگیرید، زاد و توشهابسیاری را برای خود اندوخته اید و محیط جامعه را از انسان دوستی و صفا ومحبت، پر کرده اید.

یا اگر علم و دانشی را بیاموزید تا بتوانید با آن، به جامعه اسلامی بیش تر خدمت کنید و مایه عزت و آبروی کشور اسلامی خود بشوید، عبادت است. در روایت مفصلی آمده است که پیامبر(ص) به ابوذر فرمودند: ای اباذر، هرچه می توانی در تحصیل علم بکوش، چون ساعتی در جایی که سخن علمی مطرح است بنشینی و گوش فرا دهی و یا درآن شرکت کنی اجرش پیش خدا از دوازده هزار ختم قرآن بیش تر است: «جلوس ساعه عندمذاکره العلم احب الی الله من قرائه القرآن کله اثنی عشر الف مره »، یک ساعت نشستن در جلسه ای که بحث علمی باشد برای خدا نه خودنمایی، برای خدمت به جامعه اسلامی نه فقط برای منافع شخصی به نیت خوبی.

رشد روحی

در همین دوران جوانی فکر ترقی روحی و معنوی باشید، چون قلب شما مثل آیینه پاک و صاف و صیقلی است. شاید ندانید قلب سیاه و دل تاریک یعنی چه.

شما پاک و درخشنده اید، نور ایمان در دل شما می درخشد. قدر این آیینه پاک رابدانید. نگذارید گناه در آن بیفتد و آلوده بشود. دل های شما به مهربانی و عشق و صمیمیت و به یاد خدا عطرآگین است. اما همیشه این جور نمی ماند. مگر خودتان آن را نگه دارید. آیینه را هم باید گردگیری کنند و غبار از روی آن بسترند وگرنه هیچ چیز را نشان نمی دهد. پس مواظب باشید آیینه دلتان به گناه آلوده نشود; حتی نگذارید خیال گناه هم بر دل پاک شما عبور کند. به جای خیال گناه توجه به خدا واولیای او، فکر خدمت کردن به خلق خدا را در مغز خودتان بپرورانید. اگر گاهی فکر گناه به ذهن تان خطور کرد فورا آن را پس بزنید و به نحوی او را عقب برانید.

اما اگر اجازه دادید که شیطان در مزرع پاک و خرم دل شما بچرد، کم کم خزان دل فرا می رسد و سبزه ها پژمرده و زرد می شوند. و شیطان در قلب شما قدرتمند می گردد ونیروهای الهی را عقب می راند.

او به زودی نمی تواند دل شما را تسخیر کند اما اگر راه به او دادید وقتی یک فکری به ذهنتان آمد میدان به او دادید قدرت اش دو برابر می شود. به همین نسبت تدریجا تسلط اش بر شما افزوده می شود. و در نهایت کار به جایی می رسد که تسلیم اومی شوید. گویی دیگر قدرت خود نگهداری ندارید. اگر خدای ناکرده یک وقت گناهی هم از شما سر زد زود توبه کنید. خدای متعال به فرشتگان دستور داده که مومن اگرگناهی از او سر زد تا هفت ساعت ننویسند.

اگر بعد از هفت ساعت توبه نکرد آن وقت می نویسند. سعی کنید گناهی از شما سرنزند که اگر سر زد و عادت شد، ترکش مشکل است.