«خود را بشناس»؛ جملهای معروف از سقراط است که به نوعی بیانگر زمینههایتاریخی فلسفی مقوله هویت است که، عمدتابه شناخت « خود» توجه دارد. بنظر میرسد که انگیزه تلاش در جهت «شناخت خود» بطور آگاهانه و جدی از دوراننوجوانی آغاز میشود و یکی از مهمترین مسائلی که در رابطه با شناخت خود مطرحمیشود مساله شکلگیری هویت فردی او است که در طی آن نوجوان و جوان در تلاشاست تا برای موجودیت و سیر زندگی خود پاسخها و راههایی بیابد؛ پاسخها و راههایی کهزمینههای آن از سالها پیش، در دوران کودکی، از طریق همانند سازیهای گوناگونی کهکودک با اطرافیان خود داشته، پی ریزی شده است (اتکینسون هیلگارد، 1983). بنابراین به نظر میرسد دو عامل اولیه در طول رشد به چگونگی تشکیل هویت کمکمیکنند یکی، ویژگیها و صفات خاص فرد است و دیگری، محیط و افرادی که فرد با آنهادر تعامل است. «ویلیام جیمز»، هویت شخص را مفهومی میداند که فرد از خود به عنوان یک شخصدارد و این مفهوم ناشی از تجربه تداوم و تمایز یعنی خود همانی در طی زمان و متمایزبودن از دیگران است. همانطوری که قبلا اشاره شد این تجربه تداوم و تمایز را شخص بهکمک شناخت نسبت به ویژگیهای فردی خویش و تاثیراتی که از تعامل با دیگرانمیپذیرد، به دست میآورد. نظر اریکسون نیز در این زمینه خیلی شبیه به نظر جیمز است زیرا او نیز به دو بعداستمرار در طی زمان و احساس وحدت و این همانی فرد، علی رغم گذشت زمان، تاکیدکرده است. او بیان میدارد که، فرآیند شکلگیری هویت در طول عمر عمل میکند و ازهمانند سازیهای پی در پی با نقشها بوجود میآید، ولی بحران هویت مربوط به دوراننوجوانی و جوانی، وحدت سازی از تعدد نقشها و روشن سازی ابهامها و بحرانهاست.(محسنی، 1375) یکی از مسائل و مشکلات اساسی در سنین نوجوانی و بعد از آنمشکلات مربوط به احساس هویت است. در این سنین خود انگاره فرد باید شکل گیرد. خود انگاره یعنی هماهنگی عقاید ما درمورد خودمان و آنچه دیگران در درباره ما فکر میکنند به صورت ایدهآل. این فرایند بهتصویری هماهنگ و سازگار میانجامد. شکلگیری و پذیرش هویت کاری دشوار و پراضطراب است. نوجوان باید نقشها و ایدئولوژیهای مختلف را آزمایش کند تامناسبترین آنها را تعیین نماید. اریکسون، وضعیت افرادی راکه در رسیدن به هویتی منسجم ناکام مانده و دچار بحرانهویت میشوند، سردرگمی نقش نامید. آنها نمیدانند چه کسی و چه چیزی هستند، بهکجا تعلق دارند، و یا به کجا خواهند رفت. آنها ممکن است از صحنه عادی زندگی، تحصیل،شغل و ازدواج کناره بگیرند یا ممکن است در جرم یا مواد مخدر هویتی منفی پیدا کنند.به این دلیل یک هویت منفی بر بی هویتی ترجیح دارد. نیرومندی بنیادی که به طور ایدهآل در مدت نوجوانی پرورش مییابد وفاداری است که از هویت منسجم به دست میآید. وفاداری؛ صداقت، اصالت، احساس وظیفه در روابط ما با دیگران را در بر میگیرد. بااین که نوجوانی مرحله شکلگیری هویت است، اما این به آن معنا نیست که همه افراد دراین سن به هویت انسجام یافته دست یابند. تحقیقات و پژوهشها نشان میدهد که 30%افراد در سنین بعد از نوجوانی همچنان در جستجوی هویت بسر میبرند. (نیکخواه 1379).نکته جالب دیگر این که، این مشکل در بین دانشجویان بیشتر از دیگران است. تحقیقاتانجام شده نشان میدهد که افرادی که دارای شغل هستند در مقایسه با افرادی که از شغلمشخص برخوردار نیستند، از هویت انسجام یافتهتری برخوردار هستند. به عقیدهاریکسون هویت محصولی است که بذر آن در سنین کودکی ریخته میشود اما در نوجوانیبروز می یابد و به بزرگسالی نیز گسترش مییابد. از نظر او عدم توفیق در کسب هویت، افرادرا برای بیماریهای روان نژندی مستعد میکند. هویت و بحران هویتشکلگیری هویت، یکی از تکالیف اساسی در دوران نوجوانی است. دوران نوجوانی ازجهتی مشکلترین دوره از دورههای تحول روانی در چرخه زندگی انسانهاست. در ایندوره نوجوان باید از دوران کودکی خداحافظی کرده و خود را برای مسؤولیتهای بزرگسالیآماده کند. بنابراین نوجوانی یک دوره انتقالی به حساب میآید، و دورههای انتقالی یابرزخ، سختترین دورهها میباشد، زیرا مرحلهای است که که فرد به گذشته تعلق ندارد، ودر عین حال متعلق به آینده هم نیست، به عبارت دیگر نوجوان نه کودک است و نهبزرگسال،بلکه حالتی میان این دو. اگر بحرانهای خاص مربوط به این مرحله بخوبی حل نشود، این بحران که در واقع سردر گمی نقش است، تا آخر عمر ادامه مییابد، و شخص تا سنین میانسالی و حتی دورانکهولت، نمیداند کیست و از خود چه میخواهد، چه هدفی دارد و میخواهد چه کسیباشد. این حالت را اریکسون به درستی سر در گمی نقش نامیده است. به زعم اریکسونیکی از عوارض سر در گمی نقش، ابتلا به بیماری اسکیزوفرنی است. پژوهشها نشان میدهد که بسیاری از بزرگسالان در احساس هویت مشکل دارند. درمطالعهای بیش از 35% از بزرگسالان آمریکایی در یکی از ابعاد احساس هویت دارای دورمشکل جدی بودهاند و سر در گمی نقش که اریکسون به آن اشاره کرد، در آنها مصداقداشته است. بنابراین اکتساب هویت که خاص دوران نوجوانی است، در این دوره درهمهافراد به سر منزل مقصود نمیرسد. و درصد قابل توجهی این مشکل را در سنین بالاتر نیزخواهند داشت، این مشکل خصوصا در دانشجویان تا حد قابل ملاحظهای بیشتر است.پژوهشها نشان داده است که جوانان شاغل در مقایسه با جوانان بیکار از احساس هویتموفقتری برخوردارند. و برعکس جوانان بیکار از بحران هویت بیشتری برخوردارند. هویت شغلی آماده شدن نوجوانان و جوانان برای انتخاب حرفه معین و تمهید ورود به زندگیشغلی، یک وظیفه بسیار حیاتی در رشد آنان است. شکلگیری هویت شغلی از چناناهمیتی برخورداراست که اگر به درستی صورت نگیرد زندگی آتی فرد صدمه خواهد دید. باورود به دنیای شغلی است که اگر به درستی صورت نگیرد تمام زندگی آتی فرد صدمهخواهد دید. با ورود به دنیای شغلی است که رشد ارزشها و هدفها و دانشها ومهارتهای یک جوان به بوته واقعیتهای سخت زندگی بزرگسالی محک میخورد و اومیتواند به ارزیابی مجدد عالم بزرگسالی، همراه با ارزیابی مجدد خود و سرمایهها وتواناییها و محدودیتهای خویش، بپردارد. وظیفه خانواده و آموزشگاه و محیط زندگیاجتماعی نوجوانان و جوانان این است که شناخت و برنامهای روشن در مورد شکلگیریصحیح چنین هویتی داشته باشند و نوجوانان و جوانان چنان تربیت شوند که زندگیبزرگسالی خود را با دانش و مهارتهای لازم حرفهای آغاز کنند و آنها را گسترش دهند وبارور سازند. هویت خانوادگیخانواده کوچکترین و مهمترین کانون اجتماعی است که به آن، واحد خویشاوندیبنیادی نیزگفته میشود.در شکل هستهای، خانواده مرکب از پدر، مادر و فرزندان است ودر کاربرد وسیعتر و در برخی از خرده فرهنگهای ایرانی ممکن است خانواده گسترده راهم در بر گیرد که شامل پدر بزرگ، مادر بزرگ و احیانا عمه و خاله و دایی و عمو و نزدیکانآنان نیز میگردد و همه آنها به عنوان یک واحد اجتماعی شناخته شده، عمل میکنند. دریک خانواده مطلوب، روابط بین اعضابر احساس همدلی و محبت و احترام و همفکری وهمراهی و قدرشناسی مبتنی است و والدین هم پاسخگوی نیازهای جسمی و روحی وفکری فرزندان هستند و هم توقع رشد و پیشرفت و کمال از آنان دارند. روابط بین زن وشوهر نیز در چنین خانوادهای نه بر مرد سالاری یا زن سالاری بلکه بر حق سالاری واقتضای مصالح جمعی و دوام و کمال خانواده مبتنی است. هویت دینیهویت دینی جوانان، بخشی از هویت عمومی آنان است. در مقوله شخصیت، هویت بهمعنای «خود» اساسی و مستمر فرد، و مفهوم درونی و ذهنی است که او از خویش به عنوانیک شخص دارد. در این معنا، معمولا کیفیت و ویژگیهای شخصی، مثل هویت فردی،هویت جنسی، هویت شغلی، هویت دینی و هویت ملی، مشخص میشود: شکل یافتگیهویت جوان به معنای آنست که او بداند کیست، چه چیزهایی برای او ارزش به حسابمیآید، و چه راههایی را برگزیده است که در زندگی خود دنبال کند. طلب و تمایل جوانبرای کشف و ساختن هویت خود، نیروی محرکه بسیاری از دل مشغولیها و رفتارهای ویدر جهتگیری جنسیتی، در انتخاب شغل، در ارتباطات اجتماعی و در آرمانهایاجتماعی، واخلاقی و مذهبی و فرهنگی اوست. هویت فرد از آغاز نوجوانی تا پایان زندگی،او را با انتخابهای متعددی مواجه میسازد؛ از مسئله انتخاب رشته تحصیلی گرفته تامسائل معنوی و چگونگی ومیزان پای بندی و ایمان به حقیقت جاودانه هستی و خیر وکمال و ارزشهای انسانی ناشی از این باور و چگونگی عمل کردن به باورهای دینی، نقشاساسی در کیفیت شخصیت فرد دارد. هویت اجتماعی و سیاسیبه معنای شفافیت و حضور فعال آنان در امور مدنی و سیاسی کشور و شرکت و ایفاینقش موثر در تصمیمگیریهای مربوط به سرنوشت اجتماعی و سیاسی در سطوح ملی ومنطقهای و محلی است. پویایی نظام جمهوری اسلامی ایران در آن است که چنان شرایطی ایجاد شود کهجوانان بتوانند انرژی و شوق خود را، بجای آنکه صرف هیجانات بی ثمر - و بلکه مخرب -نمایند، در مشارکتهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی صرف کنند و از این راه، هم درپیشرفت جامعه خود سهم شایستهای داشته باشند و هم سلامت روانی و هم قدرت ومهارت زندگی و سعادت خود را تامین کنند. فقدان علاقمندی به مشارکت اجتماعی وسیاسی و اجتناب از پذیرش مسؤولیت جمعی، نه فقط برای خود فرد بلکه برای اقتصاد وسیاست مستقل نیز، فاجعهآمیز است. هویت ملیهویت ملی حاکی از احساس تعلق عمیق روحی و فکری و رفتاری به سرزمین آباء واجدادی و مردم و تاریخ و فرهنگ و سنن و شیوه زندگی ایرانی است و در بر گیرنده جوانبگوناگونی است که مهمترین جنبههای آن عبارت از احساس ایرانی، دین و مذهب، زبان وادبیات و هنرهای ملی، تعهد در حفاظت از سرزمین آباء و اجدادی و استقلال و اقتدار ملیو رشد و پیشرفت کشور است. اقتضای هویت ملی مطلوب در جوانان این است که معرفت وعشق به میهن و احساس تعهد و مسؤولیت در قبال سرنوشت سیاسی و اقتصادی واجتماعی و فرهنگی کشور در یکایک جوانان ایران در عالیترین سطح خود باشد و آنانمصالح جمعی و ملی را بر منافع فردی و محلی در عرصه تصمیمات شخصی و اقداماتجمعی ترجیح دهند. روش تحقیقاز آنجایی که در این پژوهش، پژوهشگر به دنبال کشف و بررسی روابط بین عوامل وشرایط خاص یا نوعی رفتار که قبلاًوجود داشته یا رخ داده از طریق مطالعه نتایج حاصل ازآنهاست، یک یا چند متغیر وابسته انتخاب شده و با مطالعه زمینه و شرایط قبلی درجستجوی علل یا روابطی برای وقوع مساله مورد نظر میباشد و چون پژوهشگر قصد جمعآوری اطلاعات بصورت درصدی دارد و هدف مطالعه کشف رابطه علت و معلولی نیست، لذاروش تحقیق بصورت توصیفی از نوع زمینهیابی survey انتخاب شد. جامعه تحقیق و حجم نمونهجامعه مورد نظر در این تحقیق شامل کلیه جوانان 25-18 سال زن و مرد شهر قماست. در این پژوهش، برای انتخاب نمونه معرف و همچنین افزایش دقت اندازهگیری ازروش نمونهگیری تصادفی، نمونهای به حجم 600نفر از جوانان زن و مرد انتخاب شدند.سپس پرسشنامه و آزمون احساس هویت بطور همزمان به صورت انفرادی اجرا شد. شیوه نمونه گیریبرای انتخاب نمونهها به صورت تصادفی، ترکیب جمعیت جامعه مورد نظر در پژوهشرا نسبت به مناطق چهارگانه شهرداری از آمارهای سازمان مدیریت و برنامهریزی استخراجنموده و نسبت به جمعیت مناطق ذکر شده میزان نمونهها هر یک از مناطق را انتخابنمودهایم. سپس تعدادی بلوک از مناطق یاد شده انتخاب و آنگاه از پرسشگران خواستهشد تا در هر بلوک با انتخاب متناوب پلاکهای زوج یا فرد پاسخگویان را، متناسب باجنسیت و گروه سنیِ طبقات جامعه آماری، به صورت تصادفی انتخاب کنند. ابزار اندازهگیریبرای اندازهگیری سازه مورد نظر (بحران هویت) از دو روش استفاده شد که عبارتاست از الف: پرسشنامه پژوهشگر ساخته، و ب: مقیاس احساس هویت. الف پرسشنامه: درپرسشنامه توسط پژوهشگر 10 سوال راجع به وضعیت جوانان 18 تا 25 سال شهر قمدرابعاد سیاسی، مذهبی، رفاقت و دوستی و شغلی گنجانده شد. این 10 پرسش که جداگانهمورد تحلیل قرار میگیرند، بر اساس کارهای مارسیا صورت بندی شدند. (پال کینین ورنکا،(1) 1994، ص 260) مارسیا با ملاک قرار دادن نظریه اریکسون سوالهایی را به شکلپرسشهای مصاحبه تدوین کرد. دراین مطالعه برای توصیف وضعیت هویتی جوانان این سوالها به شکل پرسشنامهایتدوین شد و در بخش تحلیل دادهها اطلاعات ارزشمندی در ارتباط با این ده سوال بدستآمده است. ب. مقیاس احساس هویتابزار دیگری که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت، مقیاس احساس هویتشخصی است. این مقیاس جزئی از مقیاسی است که برای تمام مراحل رشد بر اساسنظریه اریکسون تدوین شده است. پلاک(2) و اوکز که سازنده این مقیاس هستند، با استفادهاز نظریه اریکسون 19 گویه به صورت چهار گزینهای برای این هدف تدوین شده است. روش تجزیه و تحلیل آماریبا توجه به هدف تحقیق از روشهای آماری مناسب توصیفی (میانگینها ونمودارها)تی استودنت گروههای مستقل (جهت مقایسه احساس هویت)و خی دو، جهتبررسی و تأیید فرضیهها به کمک نرمافزار s.p.s.s.استفاده شد. فرضیههای اصلی تحقیق- میزان هویت شغلی زنان و مردان متفاوت است. - میزان هویت اجتماعی زنان ومردان متفاوت است. - میزان هویت خانوادگی در زنان و مردان متفاوت است - میزان هویت سیاسی در زنان و مردان متفاوت است - میزان هویت شخصی در زنان و مردان متفاوت است - میزان هویت مذهبی در زنان و مردان متفاوت است - میزان بحران هویت در زنان و مردان متفاوت است - میزان هویت ملی مردان و زنان متفاوت است - میزان هویت شغلی، اجتماعی، مذهبی، ملی، خانوادگی، سیاسی، شخصی، و بحرانهویت در سنین مختلف زنان متفاوت است. - میزان هویت شغلی، اجتماعی، مذهبی، ملی، خانوادگی، سیاسی، شخصی، و بحرانهویت در سنین مختلف مردان متفاوت است. - میزان هویت شغلی، اجتماعی، مذهبی، ملی، خانوادگی، سیاسی، شخصی، و بحرانهویت در مشاغل کارمندی، آزاد، بیکار، دانش آموزی و دانشجویی مردان متفاوت است. - میزان هویت شغلی، اجتماعی، مذهبی، ملی، خانوادگی، سیاسی، شخصی، و بحرانهویت در مشاغل کارمندی، آزاد، بیکار، دانش آموزی و دانشجویی زنان متفاوت است. - میزان هویت شغلی، اجتماعی، مذهبی، ملی، خانوادگی، سیاسی، شخصی، و بحرانهویت در رشتههای مختلف تحصیلی زنان متفاوت است. - میزان هویت شغلی، اجتماعی، مذهبی، ملی، خانوادگی، سیاسی، شخصی، و بحرانهویت در رشتههای مختلف تحصیلی مردان متفاوت است. فرضیههای فرعی تحقق- میزان هویت شخصی در زنان مجرد و متاهل متفاوت است. - میزان هویت شخصی در مردان مجرد و متاهل متفاوت است. - میزان هویت ملی درمردان مجرد و متاهل متفاوت است. - میزان هویت ملی در زنان مجرد و متاهل متفاوت است. - میزان هویت مذهبی در زنان مجرد و متاهل متفاوت است. - میزان هویت مذهبی در مردان مجرد و متاهل متفاوت است. - میزان هویت سیاسی در مردان مجرد و متاهل متفاوت است. - میزان هویت سیاسی در زنان مجرد و متاهل متفاوت است. - میزان بحران هویت در مردان مجرد و متاهل متفاوت است. - میزان بحران هویت در زنان مجرد و متاهل متفاوت است. - میزان هویت خانوادگی در زنان مجرد و متاهل متفاوت است. - میزان هویت خانوادگی در مردان مجرد و متاهل متفاوت است. - میزان هویت اجتماعی مردان مجرد و متاهل متفاوت است. - میزان هویت اجتماعی زنان مجرد و متاهل متفاوت است. - میزان هویت شغلی مردان مجرد و متاهل متفاوت است. - میزان هویت شغلی زنان مجرد و متاهل متفاوت است. - میزان هویت اجتماعی مردان پایینتر و بالاتر از دیپلم متفاوت است. - میزان هویت اجتماعی زنان پایینتر و بالاتر از دیپلم متفاوت است. - میزان بحران هویت زنان بالا و پایینتر از دیپلم متفاوت است. - میزان بحران هویت مردان بالا و پایینتر از دیپلم متفاوت است. - میزان هویت سیاسی در مردان بالا و پایینتر از دیپلم متفاوت است. - میزان هویت سیاسی در زنان بالا و پایینتر از دیپلم متفاوت است. - میزان هویت شخصی مردان بالا و پایینتر از دیپلم متفاوت است. - میزان هویت شخصی زنان بالا و پایینتر از دیپلم متفاوت است. - میزان هویت مذهبی مردان بالا و پایینتر از دیپلم متفاوت است. - میزان هویت مذهبی زنان بالا و پایینتر از دیپلم متفاوت است. - میزان هویت خانوادگی مردان بالا و پایینتر از دیپلم متفاوت است. - میزان هویت خانوادگی زنان بالا و پایینتر از دیپلم متفاوت است. - میزان هویت ملی مردان پایین و بالاتر از دیپلم متفاوت است. - میزان هویت ملی زنان پایین و بالاتر از دیپلم متفاوت است. - میزان هویت شغلی زنان پایین و بالاتر از دیپلم متفاوت است. - میزان هویت شغلی مردان پایین و بالاتر از دیپلم متفاوت است. خلاصه نتایج دادههای پژوهشآدمی در طول تاریخ حیات خود سعی کرده است به طرق گوناگون، اعم از انواعاستدلال، پرسش از مراجع مطلع، مشاهده و تجربه شخصی و مانند اینها، به پرسشهایخود پاسخ گوید. در عصر حاضر تحول عظیمی در چگونگی دستیابی به دانشی مطمئن بهوجود آمده است. اساس این تحول، روی آوردن به روشهای پژوهش علمی برای شناختپدیدهها است. روش علمی، ترکیبی از روش قیاسی و استقرایی برای دستیابی به اصول وقانونمندیهای جاری پدیدههای طبیعی و انسانی است. منظور ما از روش قیاسی هماناتکا بر نظریه و فرضیه سازی و بیان روشن مساله است و مرادمان از روش استقرایی،آزمودن فرضیهها و جستجوی پاسخ به سوالات از طریق مشاهده منظم و سنجش دقیق وتجربه کنترل شده علمی است. در برخورد با مسائل انسانی، هر راه دیگری، جز روش پژوهش علمی مبتنی بر مصالحرشد و کمال و سعادت آدمی، برای پاسخگویی به سوالات خود انتخاب کنیم، دچار گمراهیخواهیم شد، و مجهولات خود را دانش مطمئن تلقی خواهیم کرد. پژوهش علمی در علومانسانی بطور عام، کاری پیچیده، دقیق و کاملاً شخصی است. این دشواریها بخصوص درکشور ما که هنوز گامهای ابتدایی در کشف وضعیت و مسائل و نگرش نوجوانان و جوانان باروشهای علمی را برمیدارد، بسیار بزرگتر است. با توجه به پاسخهای آزمودنیها به سوالات هویت شغلی؛ 9/37 درصد زنان و 6/43درصد مردان از هویت شغلی کمتر از میانگین برخوردارند، که نشان دهنده ابهامات شغلیبرای جوانان زن و مرد میباشد. یکی از دلایل آن میتواند فراهم کردن فرصتهای شغلیکم از طرف مسؤولین و نارضایتیهای شغلی شاغلان باشد. 7/16 درصد مردان و 4/19درصد زنان از هویت شغلی متوسط و 3/40 درصد مردان و 7/43 درصد زنان از هویتشغلی بالاتر از متوسط برخوردارند. متاسفانه مشکل پارتی بازی و سفارش، موجب ناامیدی و نارضایتی شغلی میشود. از یک طرف چنین اندیشهای ذهن گروه بزرگی ازجوانان ما را به خود مشغول کرده که چگونه میتوان امیدوار بود که مشکلات مربوط به کمتوانی و از کار گریزی و ضعف انگیزش شغلی در جامعه ما از بین برود؟ از طرف دیگر باتوجه به درصدهای فوق میتوان نتیجه گرفت که مشکلات تولید و خدمات و مشاغل وکاریابی در شهر قم فقط منحصر به مسائل اقتصادی و صنعتی نیست، بلکه پایههایعمیقتر روانی در میان مردم نیز دارد. متاسفانه به اهمیت چگونگی شکلگیری هویتشغلی جوانان در قم توجهی نمیشود. بلکه، هم خانوادهها و هم مدارس و دانشگاهها وسایر نهادهای مسؤول بجای آنکه تمرکز کار خود را به تربیت جوانی پرانگیزه، کار آمد، ماهرو بلند همت بگذارند، وضعیت اقتصادی کشور را بزرگترین عامل بیکاری و عدم موفقیتجوانان میدانند. با توجه به پاسخ افراد که بطور تصادفی به سوالات هویت اجتماعی جواب دادند،4/28درصد مردان و 2/31 درصد زنان از هویت اجتماعی پایینتر از میانگین و 7/35 درصدزنان و 6/15 درصد مردان از هویت اجتماعی متوسط و 66 درصد مردان و 1/44 درصد زناناز هویت اجتماعی بالاتر از متوسط برخوردارند. با نگاه اجمالی به درصدهای فوق، معلوممیشود که جوانان از یک سو از سهمی که در مشارکتهای اجتماعی دارند نسبت به آیندهاجتماع ابهام دارند و از سوی دیگر اشتیاق آنان برای سهیم شدن در فعالیتهای اجتماعیو ایفای نقش در مشارکتهای اجتماعی و آینده اجتماع روشن و قابل توجه است. بنظرمیرسد که یک جامعه پویا باید چنان شرایطی را ایجاد کند که اکثریت قریب به اتفاقجوانان بتوانند انرژی و شور و شوق را در مشارکتهای اجتماعی صرف کنند و در پیشرفتجامعه خود سهم بسزایی داشته باشند. مشارکت دادن بیشتر جوانان در امور اجتماعی و بهحرکت در آوردن این نیروی عظیم ضرورتی است که ما باید بطور جدی آن را بر خود فرضبدانیم و راه کارهای مناسب برای این امر را کشف کنیم و به مرحله عمل در آوریم. با توجه به نمودارهای بدست آمده در خصوص پاسخ آزمودنیهایی که بصورت تصادفیانتخاب شده بودند؛ نسبت به هویت مذهبی، 2/43 درصد مردان از هویت مذهبی کمتر ازمیانگین 6/37 درصد زنان از هویت مذهبی کمتر از میانگین و 9/18 درصد مردان از هویتمذهبی متوسط 4/19 درصد زنان از هویت مذهبی متوسط و 0/43 درصد زنان از هویتمذهبی بالاتر از میانگین و 1/38 درصد مردان از هویت مذهبی بالاتر از میانگینبرخوردارند. آمار فوق برای یک شهر مذهبی چون قم رضایت بخش نمیباشد. بنظرمیرسد که مبلغان دینی و مسؤولین تربیتی و فرهنگی در جهت ترویج دین بایستی گامیعلمی و جدیتر برای افراد دارای هویت مذهبی کمتر از متوسط بردارند. البته تعدادافرادی که از هویت مذهبی متوسط و بالاتر از متوسط برخوردارند حاکی از آنست کهاستحکام معتقدات عمیق دینی جوانان قم، یعنی اعتقاد دینی در سطح تقریبا خوبیاست. همچنین با توجه به پاسخ افراد نسبت به هویت ملی 7/32 درصد مردان و 1/26 درصدزنان از هویت ملی کمتر از میانگین و 8/17 درصد زنان و 6/13 درصد مردان از هویت ملیدر حد متوسط و 7/54 درصد مردان و 1/57 درصد زنان از هویت ملی بالاتر از میانگینبرخوردارند. آمار فوق نشان دهنده روح میهن دوستی جوانان است، که نشان میدهد کهبجز درصد تقریبا کم، که احتمالاً این دسته با همه چیز سر مخالفت دارند، هویت ملیجوانان شهر قم پایههای محکمی دارد و آنان در جنبههای گوناگون این هویت (اعم ازحفاظت از سر زمین، فرهنگ و سنن، دین، مذهب، زبان، تاریخ و تمدن، اخلاق و خصائلملی) از رشد بالایی برخوردارند. به روشنی میتوان میزان پایبندی به اعتقادات دینی وهویت ملی را در میان جوانان مشاهده کرد، جالب اینجاست که توجه کنیم این دو مقولهدر کنار یکدیگر، نه یکی بدون دیگری سر الاسرار کلمات فرهنگ کلاسیک ایرانی و مایهدوام تاریخ و هویت ملت ما است. بنظر میرسد که هرکس که دلی درگرو اعتلای ایران وسعادت ایرانیان دارد، باید پایه اساسی برنامهها و تلاشهای خود را با اتکا به این دوویژگی بزرگ جوانان و ملت ایران بنا کند. همچنین با توجه به پاسخ آزمودنیها به سوالات مربوط به هویت خانوادگی 7/32درصد مردان و 36 درصد زنان از هویت خانوادگی کمتر از میانگین و 14 درصد مردان و3/22 درصد زنان از هویت خانوادگی در حد متوسط و 7/42 درصد زنان و 3/53 درصدمردان از هویت خانوادگی بالاتر از متوسط برخوردارند. عدهای از جوانان از هویتخانوادگی درک روشنی ندارند و ابهامات و مشکلاتی در خانواده دارند، اما عده کثیری ازجوانان، در مجموع، برای خانواده اهمیت و شأن بالایی قایل هستند. این ویژگی مردممسلمان ایران، در جهانی که شأن و جایگاه بلند خانواده مستمرا تضعیف میشود، بایدکاملاً تقویت و محافظت شود. همچنین اطلاعات توصیفی بدست آمده حاکی از آنست که 56 درصد مردان و 1/63درصد زنان از هویت سیاسی کمتر از میانگین و 6/22 درصد زنان و 6/29 درصد مردان ازهویت سیاسی در حد متوسط و 4/24 درصد مردان و 3/25 درصد زنان از هویت سیاسیبالاتر برخوردارند. آمار فوق نشان دهنده این است که مسائل و مشکلاتی در راه اندیشهورزی و فعالیت راستین سیاسی جوانان وجود دارد. به خصوص جای تأمل است کهمسؤولین فرهنگی، سیاسی، مدارس، دانشگاهها، صداو سیما، رسانههای گروهی و... آگاهیلازم را برای هویت سیاسی به جوانان شهر قم نمیدهند. آمار بدست آمده حاکی از آنست که 3/53 درصد مردان و 5/60 درصد زنان از هویتشخصی کمتر از متوسط و 6/24 درصد مردان و 8/26 درصد زنان از هویت شخصی در حدمتوسط و 8/21 درصد مردان و 7/23 درصد زنان از هویت شخصی بالاتر برخوردارند. ازبررسی پاسخهای جوانان نسبت به هویت شخصی در مییابیم که روی هم رفته مشکلاتدر زمینه هویت شخصی در میان جوانان شهر قم کم نیست. معمولاً انتظار داریم که آدمیدر جوانی دارای بدنی سالم و قوی، روحیه قدرتمندو شاداب، اندیشههای بزرگ و امیدبخش و برخوردار از اعتماد بنفس برای مقابله با مشکلات باشد. اما پاسخهای جوانان بهسوالات مربوط به هویت شخصی خودشان تصویر متفاوتی را به ما ارائه میکند، و ضرورتمطالعات بسیار دقیقتر و چارهجوییهای عاجل برای اعتلای هویت شخصی و بهداشتروانی در میان فرزندان شهر قم را آشکار میسازد. نتایج دادهها حاکی از آن است که 5/47 درصد مردان و 7/49 درصد زنان از بحرانهویت کمتر از متوسط و 1/5 درصد مردان و 8/5 درصد زنان از بحران هویت در حدمتوسط 4/65 درصد مردانو 2/65 درصد زنان از بحران هویت بیشتر از حد متوسطبرخوردارند. نتایج مقدماتی مذکور نگران کننده و هشدار دهنده است. برای بررسی آمارفوق، میوس (1996) با اشاره به دیدگاه مارسیا، بیان کرده است که تعلق به گروه بحرانهویت به معنای فاصله گرفتن از کودکی و قرار گرفتن در سطح بزرگسالی است. به خصوصکه ورود به بحران هویت را میتوان مقدمه ورود به هویت یافتگی دانست. اما نباید این راهم از نظر دور داشت که درصد بحران هویت حاکی از عدم موفقیت در حل بحران هویت وورود به هویت یافتگی است. در واقع نوعی رکود در تحول هویت من است. در مقایسه میزان هویت شغلی مردان و زنان، تفاوت معنی داری از لحاظ آماری بدستنیامد. تفاوت ظاهری مشاهده شده شاید ناشی از تفاوتهای فردی است و یا اینکهاحتمالاً مردان در هویت شغلی خود انتظاراتی داشتهاند که بر آورده نشده است. درمقایسه میزان هویت مذهبی مردان و زنان تفاوت معنیداری از لحاظ آماری بدستنیامد. تفاوت ظاهری مشاهده شده که نشان دهنده میزان هویت دینی بیشتر زنان نسبتبه مردان است، میتواند شاید ناشی از تفاوتهای فردی یا احتمالاً بتوان گفت که باورهایسنتی دینی، تقریبا در همه جای جهان، در بین زنان بیشتر از مردان دیده میشود وهمین امر است که موجب چنین تفاوتی در نگرش زنان و مردان و اعتقادات دینی است. در مقایسه میزان هویت اجتماعی زنان و مردان تفاوت معنا داری از لحاظ آماری بهدست نیامد، تفاوت ظاهری مشاهده شده، که هویت اجتماعی مردان بیشتر از زنان استشاید ناشی از تفاوتهای فردی است. همچنین با مقایسه میزان هویت خانوادگی مردان وزنان از لحاظ آماری تفاوت معناداری بدست نیامده و تفاوت ظاهری مشاهده شده شایدناشی از تفاوتهای فردی است. همچنین در مقایسه میزان هویت سیاسی، شخصی و بحرانهویت مردان و زنان از لحاظ آماری تفاوت معنی داری بدست نیامد و تفاوت ظاهریمشاهده شده در متغیرها در دو جنسیت ناشی از تفاوتهای فردی است. در مقایسه میزان هویت ملی زنان و مردان تفاوت معنی داری از لحاظ آماری بدستآمد. بطوریکه میزان هویت ملی زنان بیش از مردان است. شاید دلیل این امر آن است کهباورهای سنتی و فرهنگی دختران جوان به امور ملی بیش از پسران جوان است یا شایدتجربه سنگینتر مشکلات زندگی شغلی، اقتصادی و اجتماعی برای پسران، در مقایسه بادختران، و این تصور که وضع موجود ناشی از برنامهها و عملکردهای برخی نهادهای ملیاست، باعث چنینن تفاوتی در نگرش آنان شده است. پیچیدگی مسأله فوق بررسیها وپژوهشهای بیشتری را میطلبد تا بر اساس یافتههای علمی دقیقتر بتوانیم راه کارهایسنجیدهتری را برای تعالی و استفاده صحیح از این روح ایران دوستی جوانان قم، درراستای پیشرفت فردی آنان و در توسعه اجتماعی و ملی اتخاذ کنیم. در مقایسه میزان هویت شخصی مردان مجرد و متاهل، هویت ملی مردان و زنان مجردو متاهل، هویت مذهبی زنان و مردان متاهل و مجرد، هویت سیاسی مردان و زنان مجرد ومتاهل، هویت خانوادگی مردان مجرد و متاهل، و هویت شغلی مردان مجرد و متاهل،بحران هویت زنان و مردان مجرد و متاهل، تفاوت معنی داری از لحاظ آماری وجود ندارد.تفاوت ظاهری مشاهده شده ناشی از تفاوتهای فردی است نه اثر متغیر مستقل. در مقایسه میزان هویت شغلی زنان مجرد و متاهل، تفاوت معنیداری از لحاظ آماریبدست آمد؛ به طوری که هویت شغلی زنان متاهل بیشتر از زنان مجرد است. شاید دلیلاین امر آن است که نگرانی زنان مجرد در مساله شغل و کاریابی بیشتر از زنان متاهلاست. و به اقتضای این که زنان متأهل میدان کاری بیشتری دارند، باعث شده که زنانمجرد امید کمتری داشته باشند که بتوانند در آینده شغل مناسبی برای خود دست و پاکنند، همچنین ممکن است زنان متاهل خود را خانه دار بدانند و خانه داری را به عنوانشغل خود تصور کنند، که موجب هویت شغلی بهتر آنها شده است. احتمال دیگر آنکه زنانمجرد اعتماد به نفس کمتر در امر اشتغال دارند و این کم اعتمادی به خود را در نگرشمنفی نسبت به هویت شغلی بازتاب دهند. در مقایسه میزان هویت اجتماعی مردان و زنان مجرد و متاهل، تفاوت معنی داری ازلحاظ آماری بدست آمد. به طوری که میزان هویت اجتماعی زنان و مردان متاهل بیشتر ازمیزان هویت اجتماعی زنان و مردان مجرد است. شاید دلیل این امر آن باشد، که جوانانمتاهل نسبت به جوانان مجرد از تجربه زندگی و مهارتهای اجتماعی، آگاهی و پختگی وتعلقات اجتماعی بالاتری برخوردار باشند، که احتمالاً هویت اجتماعی ایشان با اینموضوعات پیوند خورده است. در مقایسه با میزان هویت خانوادگی زنان مجردو متاهل تفاوت معنی داری از لحاظآماری بدست آمد. به طوری که میزان هویت خانوادگی زنان متاهل بیشتر از میزان هویتخانوادگی مجردان است. شاید دلیل این امر در تعهد و وفاداری و مسؤولیت و احتراممتقابل زنان متاهل نسبت به زنان مجرد باشد. در مقایسه میزان هویت شغلی مردان و زنان بالاتر از دیپلم و پایینتر از دیپلم، میزانهویت ملی مردان و زنان پایینتر از دیپلم، میزان هویت ملی مردان و زنان بالاتر از دیپلم،هویت خانوادگی مردان و زنان بالاتر از دیپلم و پایینتر از دیپلم، هویت مذهبی مردان وزنان بالاتر و پایینتر از دیپلم، میزان هویت شخصی مردان و زنان بالاتر و پایینتر از دیپلمو میزان هویت سیاسی مردان و زنان بالاتر و پایینتر از دیپلم، میزان بحران هویت مردانو زنان بالاتر و پایینتر از دیپلم و میزان هویت اجتماعی زنان و مردان بالاتر و پایینتر ازدیپلم تفاوت معنی داری از لحاظ آماری وجود ندارد. تفاوت ظاهری مشاهده شده درمیزان میانگین متغیرهای ذکر شده شاید ناشی از تفاوتهای فردی باشد. میزانتحصیلات نقشی در میزان متغیرهای ذکر شده نداشته است. در خصوص ارتباط سنین مختلف 18 تا25 سال با متغیرهای هویت شغلی، اجتماعی،مذهبی، ملی، شخصی، سیاسی و بحران هویت و خانوادگی، تفاوت معنی داری از لحاظآماری بدست نیامد. شاید دلیل این امر نزدیک بودن دامنه سنی جوانان مورد مطالعه بودهاست. در خصوص ارتباط بین شغلها و متغیرهای مورد مطالعه، متغیرهای هویت شغلی،هویت اجتماعی، بحران هویت مردان با شغلها رابطه و تفاوت معنی داری از لحاظ آماریوجود داشت، که از بین این شغلها، آزاد، بیکاری و غیره با متغیرهای نامبرده رابطه وتفاوت معنیداری وجود داشت. و بین متغیرهای هویت شخصی، سیاسی، خانوادگی، ملی،مذهبی، با مشاغل رابطه و تفاوت معنی داری مشاهده نشد. در گروه خانمها، بین متغیرهای میزان هویت شغلی و بحران هویت با مشاغل رابطه وتفاوت معنیداری وجود دارد و بین متغیرهای دیگر با مشاغل، رابطه و تفاوت معنی داریوجود ندارد. در خصوص ارتباط بین رشتههای تحصیلی و متغیرهای مورد مطالعه، هویتاجتماعی و بحران هویت در مردان با رشتههای تحصیلی رابطه دارد. که نوع رابطه بارشتههای علوم انسانی است. در میزان هویت خانوادگی با رشتههای تحصیلی زنان رابطه و تفاوت وجود دارد. که نوعرابطه با رشتههای هنر، علوم انسانی، ریاضی و تجربی است که ناشی از تفاوتهای فردیدر رشتههای تحصیلی مختلف است. و اما بین متغیرهای هویت شغلی، ملی، سیاسی،شخصی، مذهبی، در مردان با رشتههای تحصیلی رابطه و تفاوت از لحاظ آماری وجودندارد و بین متغیرهای بحران هویت، هویت اجتماعی، مذهبی، ملی، شخصی،سیاسی، بارشتههای تحصیلی زنان رابطه و تفاوت وجود ندارد و تفاوتهای ظاهری مشاهده شدهناشی از تفاوتهای درون گروهی افراد است نه اثر متغیر مستقل. پیشنهادات در خصوص بحران هویت- موضوع بهداشت روان و بحران هویت و تفکر و رفتار جوانان شهر قم، به منظور یافتنراه کارهای دقیق مؤثر و کاربردی، باید از ابعاد مختلف مورد، پژوهش قرار گیرد. دانشگاههاو مراکز پژوهشی کشور، خاصه دانشکدههای روانشناسی و روانپزشکی و دانشکدهها وپژوهشکدههای تعلیم و تربیت باید مسؤولیت بیشتری در این زمینه بر عهده گیرند. - حل بحران هویت قبل از هر چیز، نیازمند بهبود شرایط زندگی فرهنگی، اجتماعی واقتصادی و نیز تاسیس و تقویت بخشهای روانپزشکی در بیمارستانهای عمومی، تقویتو ایجاد مراکز مشاوره و خدمات روان درمانی جوانان، گسترش برنامههای آموزشی مستمرخانوادهها و جوانان از طریق مراکز بهداشتی - درمانی و رسانههای گروهی، تقویت وافزایش کارایی کارکنان ارائه دهنده خدمات در سطوح مختلف و آموزش مفاهیم و اصولبهداشت روان به خود جوانان و همه افرادی که با نوجوانان و جوانان سروکار دارندمیباشند. - حل مشکلات بحران هویت، اساسا باید در خانواده و مدرسه و در مناسبات اجتماعی- فرهنگی صورت گیرد.اعتلای فرهنگ عمومی جامعه، ارتقا تعادل عاطفی و فکری ورفتاری عموم مردم و نوجوانان و تاکید بر تعمیق باورهای دینی و هویت ملی با کمکنهادهای تربیتی و فرهنگی و دینی کشور ضرورتی قطعی است. وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و فن آوری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،صداو سیما و نهادهای دینی باید نقش مؤثری در این زمینه ایفا نمایند. اصلاحات آموزشیدر مدارس و مراکز آموزش عالی و سهیم کردن بیشتر دانشآموزان جوان و دانشجویان درتصمیم سازیهای مربوط به خودشان، باعث احساس رضایت و سلامت فکر و روان و رفتارآنان خواهد شد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صداو سیما نیز میتوانند، بااستفاده از برنامههای متنوع هنری و ارتقاء، و نوآوریهای ارزشمند و حوزههای مختلفسینمایی، تئاتر، موسیقی، هنرهای تجسمی، نقاشی، هنرهای دستی، و شعر و ادبیات،فرهنگ و هنرها را نه فقط به عنوان وسیله غنی کردن اوقات فراغت بلکه، در خدمتبهداشت روانی نوجوانان و جوانان قرار دهند. - صدا و سیمابا کمک هنرمندان بزرگ کشور و کارشناسان و متخصصان علوم انسانی واز طریق برنامههای فرهنگی و هنری جذابتری که عمدتا به گونهای غیر مستقیم به رشدهویت دینی جوانان کمک میکند، و با ارائه اندیشهها و رفتارهای دینی، و بحث هایعمیق مذهبی به زبان ساده و تبیین مسائل اساسی دین از زبان کسانی که جوانان آنها رادوست دارند، احساس و اندیشه و رفتار دینی را در نوجوانان و جوانان تقویت کند. - وظیفه نهادهای دینی و روحانیون، از بابت رشد هویت دینی، نوجوانان و جوانان،بخصوص جوانانی که از هوشمندی و سطح تحصیلی بالاتری برخوردارند، بیش از سایرنهادهاست. اندیشه و عمل آنان باید خود نمونهای عینی از روشنی اندیشه دینی و ضرورتعمل به موازین دینی باشد. آنان باید موقعیت نوجوانان وجوانان امروزی را به درستی درککنند، تا باعث جدا شدن جوانان از خود نشوند. روحانیت باید بتواند مقام و جایگاهی را کهاز گذشتههای دور بین مردم داشته، حفظ کند و بر احساس احترام جوانان نسبت به دینبیفزاید، و هویت دینی آنان را قویتر سازد. - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مراکز تهیه و تالیف کتابهای آموزشی درسی و غیردرسی در آموزش و پرورش باید کمک کنند، تا کتب گوناگون دینی به زبانهای متناسب بامخاطبین مختلف و برای سلیقههای گوناگون تهیه شود. تدوین و انتشار دایره المعارففرهنگ و تمدن اسلام و ایران که متناسب با علایق و توانمندیهای فکری نوجوانان وجوانان باشد. و نیز تولید فیلمها و سریالهای قوی و با کیفیت درباره تاریخ و فرهنگ ادیانالهی، بویژه دین اسلام، جنبشها و نهضتهای ملی و مذهبی ایران، کمک مؤثری به رشدهویت دینی جوانان خواهد کرد. تشویق جوانان به برگزاری خلاقانه و نوآورانه اعیاد مذهبی و جشنهای ملی بامساعدت و هدایت دستگاههای آموزش و پرورش و مراکز آموزش عالی و فرهنگ و ارشاداسلامی و برگزاری جلسات مذهبی و فرهنگی مستمر هفتگی و ماهانه در کوچه و محله درمنازل شخصی و مساجد و اماکن مذهبی که در راستای بالا بردن معرفت دینی و تامینتفاهم و تالیف قلوب جوانان باشد، کمک دیگری به رشد معنوی و دینی آنان خواهد بود.علاوه بر این اگر آموزشهای مستقیم و غیر مستقیم دینی با آموزشهای مربوط به اعتلایهویت ملی نوجوانان و جوانان در آمیخته شود، تاثیر مثبت بسیار بیشتری بر آنان خواهدگذاشت. مدارس راهنمایی و دبیرستانها و مراکز آموزش عالی باید با تکیه بر دستاوردهاییکه در گذشته ایران وجود دارد، عظمت فرهنگ چند هزار ساله ایرانی، خاصه دورهاسلامی، را به جوانان بشناسانند، و زندگی و شخصیت و روحیات و اندیشهها و آثارانسانهای بزرگ تاریخ و تمدن و فرهنگ و هنر و ادب ایران را به جوانان معرفی کنند، وبرای آنها الگو قرار دهند. تنظیم برنامههای فرهنگی برای آشنا کردن جوانان با دانشمندانو فرزانگان معاصر ایرانی، طراحی و تهیه نشانههای فرهنگی رسمی مزین به اسامیدانشمندان و فرهیختگان ملی گذشته کشور، به منظور اهدا به جوانان موفق در مراسمویژه و جشنوارههای علمی و فرهنگی نیز در رشد هویت ملی جوانان تاثیر بسزایی خواهدداشت. همچنین، نهادهای مختلف فرهنگی میتوانند، با دعوت از افراد برجستهای که بهنوعی در موفقیتهای فعلی ایران در سطح ملی و منطقهای سهم داشته و انسانهایمؤثری هستند، (اعم از دانشمندان، اساتید، و محققان بزرگ، مخترعین، روحانیون،سیاستمداران،نظامیان، هنرمندان، صنعتگران، پهلوانان، و دیگران) سر مشقهای عینی ازکسانی که هویت ملی محکمی دارند، به نوجوانان، و جوانان ارائه دهند. - در اعتلای هویت ملی ایرانی هنرمندان نیز رسالت سنگینی بر عهده دارند. آنان بافعالیتهای گوناگون در زمینههای مختلف هنری میتوانند در رابطه با هویت ملی خدماتقابل توجهی به جوانان و کشورشان بنمایند. بعنوان مثال آنان میتوانند در تهیه فیلمهایجذاب و جدید، از تاریخ با شکوه ایران، یا به تصویر کشیدن زندگی و مبارزات قهرمانانایرانی، از بدو پیدایش تمدن ایران تاکنون و پیوند این تمدن با وضعیت ایران کنونی وچشم انداز آینده آن، خدماتی ارزنده به نوجوانان و جوانان میهن خود ارائه نمایند. در اینزمینهها نیز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید نقش کلیدی ایفا نماید. شناساندن آرمانها و آرزوهای بلند ایرانیان که در متون اساطیری و ملی مانهفته است،میتواند تأثیرات مهمی در شکلدهی منش و اخلاقیات جوانان داشته باشد. جمع آوریمنابع اسطورهای و تدوین فرهنگ اساطیری و مناسبسازی مضامین اسطورهای، ملی ومردمشناسی ایران برای پاسخ گویی به نیازهای فکری و فرهنگی زندگی کنونی از جملهاقداماتی است که در رشد هویت ملی جوانان نقش مهمی خواهد داشت. در این موردصداو سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مراکز و سازمانهای میراث فرهنگی باید نقشبیشتری ایفا کنند. از آنجایی که مسأله دستیابی به هویت شغلی برای نوجوانان و جوانان مساله اصلیزندگی اجتماعی آنان است، انتخاب یک راه برای رسیدن به حرفهای معین باعث شفافشدن و قوت گرفتن خود انگاره آنان میشود. برای اکثر مردم، اعم از جوان و بزرگسال،هویت حرفهای بخش مهمی از هویت عمومی آنان است. داشتن یک شغل آبرومند درجامعه باعث بالا رفتن عزت نفس و تقویت احساس ایمنی و احساس باثباتی هویتمیشود. برای رفع مشکلات مربوط به هویت شغلی و نارضایتیهای شغلی جوانان، برخی ازنهادهای اجتماعی و فرهنگی میتوانند،نقش بیشتری را ایفا کنند. نقش خانوادهها ومدارس راهنمایی و دبیرستان در این رابطه بیش از سایر نهادهاست. همچنین روحانیون میتوانند با تکیه بر تربیت اسلامی و با فراگیری و استفاده ازدانشهای جدید، به آموزش خانوادهها و تشویق آنان به تربیت فرزندانی مستقل، نیرومندو پر انگیزه بپردازند، صداو سیما نیز میتواند با طراحی دراز مدت ساخت و تولیدبرنامههای جذاب آموزشی و با معرفی جوانان ماهر و موفق و آبرومند به عنوان الگویاشتغال جوانی، به خانوادهها و سایر جوانان درسهای آموزندهای بدهد. مطبوعات نیز میتواند بجای گلهمندیهای مدام، و دامن زدن به نارضایتی مردم وجوانان، آنان را به داشتن انگیزهای قوی و نیرومند و به چنگ آورن فرصتها و زمینهسازی رشد و تلقی سوق دهند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز میتواند با ایجاد روابطحسنه و برنامه ریزی شده و هدفمند و با استفاده از دانشمندان و متخصصانی که صاحبنفوذ معنوی هستند، تاثیرات مثبتی بر صاحبان جراید بگذارد، تا آنان نیز نقش خود را درتربیت جوانان نیرومند و پیشرو ایفا کنند. وزارت کار و امور اجتماعی نیز میتواند چنینارتباطی را با صاحبان و مدیران بخش خصوصی برقرار نمایند، تا زمینههای بهتری برایرشد هویت شغلی و کارایی جوانان فراهم آید، و از این طریق بخش خصوصی نیز به رونقبیشتری دست یابد. مرکز مشارکت در امور زنان نیز میتواند به تحول در نگرش دخترانجوان نسبت به ایفای نقش شغلی و اهمیت فراگیری مهارتهای شغلی موثر، به جایبسنده کردن به خانهداری، کمک نماید. نظام اقتصادی و بانکهای کشور با حمایتهایمالی برای کار آفرینی و ایجاد اشتغال تخصصی، امکانات مالی و اعتباری در اختیار جوانانمتخصص، هوشمند و خلاقی که سرمایه مالی ندارند، قرار دهند. علاوه بر برنامه ریزی و اقدامات عاجل برای تامین فرصتهای شغلی، خانواده، مدرسهو دانشگاه باید در شکلدهی هویت شغلی جوانان نقش بهتری ایفا کنند. محیطهایآموزشی باید با تغییر در برنامههای خود، جوانان را با مهارتهای زندگی و توانایی کار وتولید و خدمات مؤثر اجتماعی مجهز سازند و روح بلندطلبی و کار آفرینی و کارآمدی را درآنان تقویت کند. وزارت کار و امور اجتماعی نیز در امر توسعه برنامههای خود اشتغالیجوانان و نظارت کردن و کمک به آنان باید نقش آموزشی و توسعهای بهتری ایفا کند. پیشنهاد میشود مجلس و دولت قوانین و مقررات و راه کارهایی وضع کنند کهدستگاههای دولتی فرصتهای شغلی و ارتقا و واگذاری مسؤولیت را فارغ از تبعیضهایمختلف برای همه افراد فراهم سازند. در غیر اینصورت خیل جوانان ناراضی بطور روزافزونی گسترش و افزایش خواهد یافت. این نه به سود مصالح نظام و کشور و نه به نفعجوانان است. جدا از اصلاحات اقتصادی، بازنگری و بازسازی مسائل کار و اشتغال در کشور، و ایجاداشتغال برای جوانان، خاصه به کمک جوانان هوشمند، متخصص و خلاق، که بهرهگیری ازنوآوریهای آنان از اهمیت بالایی برخورد دار است، ضروری است با برنامه ریزیهایتربیتی، مبتنی بر پژوهش کمک کنیم تا خانواده و مدرسه در شکل دهی هویت شغلیجوانان نقش بهتری ایفا کنند. محیطهای آموزشی با تغییر در برنامههای خود، جوانان را بامهارتهای زندگی و توانایی کار و تولید و خدمات موثر اجتماعی مجهز سازند و روحبلندطلبی و کار آفرینی و کار آمدی را در آنان تقویت کنند. - در زمینه دشواریهای شکلگیری هویت شغلی جوانان و نگرانیهای شغلی آنانضروری است تحقیقات تفصیلی و دقیق علمی در دانشگاهها و مراکز پژوهشی کشور صورتگیرد. دلایل عمده بیکاری، دلسردی و نارضایتی نسبت به کار در بین جوانان کشف، و راهحلهای مربوط ارائه گردد. مدارس باید با استفاده از روشهای تشخیص علمی،استعدادها، رغبتها و امکانات نوجوانان به آنان کمک کنند تا شغلی را که واقعادوستدارند و مناسب حالشان است، انتخاب کنند، نه اینکه مطابق با خواست والدین و دیگر انشغلی را در نظر بگیرند که احتمال دست یابی به آن نه تنها برای آنان بلکه برای بسیاری ازافراد دیگر نیز دشوار یا غیر ممکن است. همچنین باید همه مشاغل آبرومند و مرضیخداوند،از جانب معلمانو اولیای مدرسه مورد حرمت باشد،تا جوانانیکه در آیندهناچارندمشاغل ساده را برای خود انتخاب کنند، بیکاری را بر این مشاغل سادهترجیحندهند. - انتظار جوانان ما از شغل مورد نظرشان عموما غیر واقع بینانه است، و بیش از نیمیاز آنان توقع دارند با کار اندک به پیشرفت و در آمد زیاد دست یابند. متاسفانه این توقعاتنه تنها منجر به کوشش برنامه ریزی شده و کار خستگیناپذیر آنان برای وصول به هدفنمیشود، بلکه با دستاویز و توجیهات غیر اخلاقی مرتبط با وجود تبعیض و سوء استفادهدر جامعه به خود حق میدهند که کسب موقعیت و در آمد زیاد را بجای احساس رضایتانسانی ناشی از مفید بودن و خدمت کردن، اولین هدف زندگی شغلی خود بدانند. وظیفهمدارس، دانشگاهها، صداو سیما، مطبوعات و سازمان اشتغال و کار یابی است که این قبیلمسائل را برای جوانان تبیین کنند تا انتظارات آنان با شغلی که انتخاب میکنند، کاری کهانجام میدهند و محصولی که تولید میکنند، متناسب باشد، و به این ترتیب رضایت شغلیبیشتری نیز داشته باشند و خدمات و تولید اجتماعی نیز به رشد بالاتر برسد. - در زمینه هویت سیاسی، جوانان تقریبا دچار ابهام بودند. این نتیجه برای مسؤولیننظام نتیجه خوبی نخواهد بود. زیرا اکثر جوانان تبدیل به افرادی بی طرف در مسائلسیاسی شدهاند. این احتمال وجود دارد که آنها جذب گروهها و احزاب غیر قانونی شوند واین برای آینده نظام خوشایند نخواهد بود. بنابراین افزایش احساس مسؤولیت در بینجوانان و نیز ایجاد احساس امنیت برای اظهار عقاید سیاسی و موضعگیریها، در چهارچوب نظام و احزاب قانونی، میتواند این مسأله را تا حدی حل کند. پی نوشت ها:2. plug oches. |