مجلات > خانواده و زنان > حوراء > مرداد-آبان 1386 - شماره25


بررسی ادله جواز و حرمت سقط جنین

پدید آورنده : نوشین آهوران ، صفحه 16

چکیده

حمایت از جنین از دیرباز در جوامع بشری، مطرح بوده و در همین راستا، قانون گذار جمهوری اسلامی ایران با الهام از رهنمودهای فقه اسلامی، جنین انسان را موجودی دارای شخصیت انسانی و قابل تکریم و حمایت می داند که مانند سایر انسان ها دارای حقوقی از جمله حق حیات و سلامت است.

بنا بر نظر مشهور فقها، سقط جنین بعد از دمیدن روح- چهار و نیم ماهگی- حرام و نامشروع می باشد. اما این رأی در میان فقها مخالفانی دارد که برخی با تمسک به قاعده لاحرج، ضرورت و اضطرار، تزاحم یا اصل تخییر، فتوا به جایز بودن سقط جنین را مجاز دانسته اند؛ اما با جواز بی قید و شرط آن مخالفت نموده اند.

کلید واژه: جنین، سقط جنین، ولوج روح، ناهنجاریهای جنین، حقوق زن.

مقدمه

جوامع بشری از دیرباز با معضلی به نام «سقط جنین» مواجه بوده است. در کشور ما این موضوع هیچ گاه به صورت جدی مورد بحث و بررسی قرار نگرفته و به همان نسبت مشکلات مربوط به آن در هاله ای لاینحل مانده است. وضعیت جامعه به گونه ای است که سقط جنین اتفاق می افتد و قسمت اعظم آن به صورت پنهانی و توسط افراد غیر متخصص انجام می شود. قوانین موجود در ارتباط با سقط جنین گاه به دست افراد موجه نقض می شود که بیم آن می رود نقصان احترام به قانون، آن هم قانونی که صفت اسلامی دارد، موجب از هم گسیختگی ساختار اخلاق عمومی گردد. آیا راهی وجود ندارد که چنین افرادی به عذری به ظاهر موجه تر، مجبور به قانون شکنی نشوند؟ و روح تجری به قانون، در سطح وسیعی گسترش پیدا نکند.

مسلماً آزادی سقط جنین امری مذموم و خلاف شرع است که حق حیات این بدیهی ترین هدیه الهی را از موجودی سلب می کند؛ امّا برای عوارض ممنوعیت مطلق سقط جنین باید فکری کرد. این مقاله به شکل دلایل حرمت سقط جنین، استدلال موافقان و در انتها نتیجه گیری طبقه بندی شده است.

مفهوم جنین و سقط آن

از ترکیب نطفه مرد با تخمک، موجود زنده جدیدی پدید می آید که به آن جنین می گویند. این موجود جدید که منشأ پیدایش انسان است، معمولاً پس از هفت ساعت و در نهایت 24 ساعت پس از نزدیکی، هستی پیدا می کند و حدود 30 ساعت پس از لقاح به مرحله دوسلولی رسیده و با ادامه تقسیمات سلولی، تعداد سلول هایش افزایش یافته و در روز سوم پس از لقاح، سلولها بالغ بر 16 خواهند شد و تخمک بارور شده، بدین ترتیب رو به تکامل می رود‍. جنین در ماه ششم یا نیمه اول ماه هفتم به درجه ای از تکامل جسمانی می رسد که اگر در این زمان متولد شود، می تواند با مشکلات فراوان زنده بماند و در صورتی که جنین روال طبیعی خود را طی کند، پس از 266 روز یا 38 هفته پس از لقاح تکامل یافته و به صورت انسانی زنده، متولد می شود‍]همان 95 ] بنابراین مبدأ جنین ابتدای آبستنی و انتهای آن لحظه ما قبل ولادت است. اگر عاملی مانع این تکامل طبیعی شود و جنین حیاتش را از دست بدهد، جنین سقط می شود البته گاهی جنین زنده به دنیا می آید، لکن قابلیت حیات و ادامه بقاء را ندارد و فوت می کند، به این موارد هم عرفاً سقط جنین می گویند.[جعفری لنگرودی201]

مفهوم ولوج روح

در کتابهای فقهی و روایی، مرحله چهار ماه و نیم یا پنج ماهگی که حرکات جنین برای مادر، محسوس می شود «ولوج روح» می گویند. [شهید ثانی10/293 ]

درحدیثی از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمودند: «...اذا منت خمسه اشهر فقد مارت فیه الخیاظ ...»‍ [عاملی، 19/240 ] یعنی بعد از پنج ماهگی حیات (روح) در آن حلول می کند.

مبنای اختلاف

موافقان سقط جنین با استفاده به حقوق بشر و همسان سازی حقوق زن و مرد و لزوم رفع تبعیض، سقط را از حقوق مسلم زن قلمداد کرده و آنچه را که در رحم در حال رشد است جزیی از اجزای مادر و تنها تکه ای گوشت می دانند که فاقد هر گونه حقی است، بنابراین مستحق کمترین احترام و توجهی نیست. از نظر این گروه رفاه و موقعیت خوب اجتماعی و آسودگی و آسایش مادر در درجه اول اهمیت قرار دارد.( به نقل از مرتضی جبلی، سایت حوزه، مجله نامه مفید)

از منظر فقهای امامیه که مخالف سقط جنین هستند، جنین موجود محترمی است و برای بذری که انسان از آن پدید می آید پیش از آنکه در رحم زن افکنده شود، عوض مالی(ارش) معین کرده است [احمد ادریس، 185 ] و سقط آن را به جز مواردی که به عنوان ثانوی، سقط آن را مجاز شناخته شده است، در هر مرحله ای که باشد، به استناد کتاب، سنت، عقل و اجماع حرام و نامشروع است.

از نظر فقهای امامیه، حیات جنین دو مرحله اساسی دارد:

1- از ابتدای انعقاد نطفه، تا زمان دمیده شدن روح.

2- از زمان دمیده شدن روح، تا زمان تولد.

در مرحله اول و قبل از دمیده شدن روح، سقط جنین به دلیل اینکه دارای حیات نباتی است و انسان بالفعل نیست، قتل نفس محسوب نمی شود. و در مرحله دوم؛ جنین، انسانی همانند سایر انسان هاست و قتل آن حرام است. ازجمله دلایل آن آیه 33 سوره اسراء است که می فرماید: «و لا تقتلوا النفس ا لتی حرم الله الا بالحق» این آیه دلالت بر حرمت سقط جنین، بعد از ولوج روح دارد.[خویی، 2/409]

ادله حرام و نامشروع بودن سقط جنین

کتاب:

بعضی بر حرمت سقط جنین توسط والدین به آیاتی از قرآن استناد کرده اند که در اینجا مورد بررسی قرار می گیرد.

الف- سوره اسراء، آیه 31 می فرماید: «لا تقتلوا اولادکم خشیه املاق نحن نرزقهم و ایاکم ان قتلهم کان خطأ کبیراً» و فرزندان خود را به خاطر ترس از فقر نکشید، ما شما و آن ها را روزی می دهیم. به یقین کشتن آ نان گناه بزرگی است.

ب- سوره انعام، آیه 151 می فرماید: «و لا تقتلوا اولادکم من املاق نحن نرزقکم و ایاهم» فرزندانتان را از فقر نکشید، ما شما و آن ها را روزی می دهیم.

گرچه در مورد حرمت سقط جنین نمی توان از این آیات استفاده کرد؛ زیرا موضوع این آیات «حرمت قتل اولاد» ا ست؛ نه سقط جنین و «قتل اولاد» هم غیر از سقط جنین ا ست؛ زیرا اولاد که جمع «ولد» است از ماده ولادت می باشد. بنابراین به فرزند انسان مادامی که در رحم است، حقیقتاً ولد گفته نمی شود؛ زیرا هنوز ولادت و زایمان صورت نگرفته ا ست؛ بنابراین بعد از ولادت و زایمان به آن ولد گفته می شود و سلب حیات او قتل است ولی سلب حیات از جنین تا زمانی که در رحم است، سقط، اسقاط و اجهاض است، نه قتل.(به نقل از مرتضی جبلی، سایت حوزه، مجله نامه مفید)

سنت

ممنوعیت و حرمت سقط جنین در بعضی احادیث آمده است

الف- موثقه اسحاق بن عمار:«المرأه تخاف الحبل فتشرب الدواء فتقلی ما فی بطندا؟ قال: لا، فقلت، انما هو نطفه، فقال: ان اول ما یخلق نطفه»[عاملی،19/15 ]

اسحاق بن عمار می گوید: به ابوالحسن (ع) عرض کردم، زن از باردار شدن می ترسد و دارو می نوشد تا آنچه در شکم دارد، بیفتد. امام فرمود: این کار را نباید کرد. گفتم: نطفه ای بیش نیست. نخستین چیزی که آفریده می شود نطفه است. استدلال امام این است که چون نطفه منشأ خلقت انسان است، پس اسقاطش جایز نیست.

ب- صحیحه ابو عبیده از ابو جعفر (ع) : «فی امرأه شربت دواء و هی حامل لنطرح ولدها فالقت ولدها» فقال: «ان کان عظما قدنبت علیه اللحم ...» قلت: فهی لا ترث من ولدها من دیته؟ قال: لا، لانها قتلته. امام باقر(ع) درباره زن بارداری که دارویی می نوشد تا فرزند سقط شود و فرزند هم سقط می شود، می فرمود: اگر آنچه سقط شده، به مرحله ای رسیده باشد که دارای استخوان، گوش، چشم و گوش باشد، بر زن واجب است دیه او را به پدرش بپردازد. اگر به این مرحله نرسیده و علقه یا مضغه باشد، باید چهل دینار بپردازد یا عبد و کنیزی را به پدر او بدهد. راوی می گوید: پرسیدم: آیا فرزند از دیه فرزند خود ارث نمی برد؟ فرمود: خیر، چون زن، او را کشته و قاتل ارث نمی برد. این روایت، بر حرمت سقط جنین در مرحله علقه، تا قبل از دمیدن روح دلالت دارد. [عاملی، 17 / 390 ]

ج- مرسله شیخ مفید از امام امیرالمؤمنین(ع): «انه قال لعمر وقداتی بحامل قدزنت فأمر برجمها، فقال له...فاذا ولدت و وجدت لوله ها من یکفله فاقم الحد علیهما»[حرعاملی، 28/108 ]

زن باردار زناکاری را نزد عمر آوردند. وی حکم به رجم آن زن داد. حضرت علی علیه السلام به عمر فرمود: اگر به واسطه زناکار بودن زن، بر او سلطه داری، چه اختیاری نسبت به فرزند داخل رحم او داری؟ خداوند می فرماید: هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد. عمر گفت: در معضلی که پیش آمد و ابوالحسن آنجا حاضر نباشد، زنده نباشم و ادامه داد: ای ابوالحسن با او چه کنم؟ امام فرمود: از او نگه داری کن تا زایمان کند و زمانی که فرزند را به دنیا آورد و کسی برای سرپرستی طفل پیدا شد، حد را بر او جاری کن. از این روایت استنباط می شود که حفظ جنین، امری لازم و واجب و سقط آن، حرام و نامشروع است.[خرازی، المقام السادس]

د- روایات متواتر یا قریب به تواتر، دلالت بر وجوب دیه برای سقط جنین می کنند. در این خصوص کلینی به سند از عبدالله بن از امام صادق (ع) نقل کرده است که چنین فرموده است:«و اذا تحت الجنین کانت له مائه دینار، فاذا أنشی فیه الف دینار او عشره آلاف درهم ان کان ذکراً و ان کان انثی فخمسائه دینار، ... و دیه الولد نصف دیه الذکر، ونصف دیه الذکر و نصف دیه الانثی ودیتها کامله» دیه جنین تام الخلقه که روح در او دمیده نشده باشد، یک صد دینار است ...دلیل ما اجماع فقهای امامیه و اخبار و روایات است. [وسائل الشیعه، 19 /268 ، ب21 ، ح1]

وجوب پرداخت دیه، به دلالت التزامی بر حرمت سقط جنین، حکم می کند؛ زیرا دیه، جبران کننده خسارت حاصل از جنایت است و سقط عمدی، بدون اذن شارع، قطعاً حرام است. (مکارم شیرازی، 286 ) به عبارت دیگر با توجه به اینکه در وجوب دیه، این است که به سبب جنایت باشد و جنایت عمدی نیز قطعاً حرام است پس اسقاط عمدی جنین در هر یک از مراحل رشد، حرام خواهد بود( همان، 288 )

حکم عقل

ازجمله اعمالی که نه تنها در گذشته؛ بلکه در دنیای امروز نیز به عنوان یک جرم و عمل زشت و قبیح مطرح بوده و هست، سقط جنین است که تنها در شرایطی خاص مجاز شمرده شده است. از دلایلی که می توان برای قبیح دانستن این عمل برشمرد، موارد زیر است:

1- اینکه جنین منشأ انسان است و از چهار و نیم ماهگی به بعد شکل و شمایل انسان را نیز پیدا می کند، از این رو حرمت و احترام خاصی پیدا کرده و سقط او، شبهه قتل انسان را به همراه دارد.

2- میل به ادامه نسل، میلی فطری است و سقط جنین اقدامی علیه این میل است، بنابراین امری ناپسند محسوب می شود.

3- آزادی سقط، بی بندوباری جنسی و روابط نامشروع را به دنبال خواهد داشت و ممنوعیت آن ضامن اخلاق و استحکام خانواده خواهد بود.

4- سقط جنین- به خصوص در گذشته- همیشه موفقیت آمیز نبوده و در نتیجه گاهی اقدامات انجام شده، موجب مرگ یا ناقص شدن بچه می شده است.(به نقل از امیر وطنی، سایت حوزه، مجله متین)

ادله جواز سقط جنین و نقد و بررسی آن

حقوق زن و آزادی

موافقان سقط جنین و از جمله مدعیان طرفداری از حقوق بشر و طرفداران حقوق زن و فمینیست ها (به نقل از مرتضی جبلی، سایت حوزه، مجله نامه مفید) بر این باورند که:

حق هر زن است که به عنوان انسان، بر جسم و جان خود مسلط باشد و بدنش را تحت کنترل قرار دهد و در راستای اعمال این حق مشروع، بتواند سقط جنین کند. این گروه معتقدند که: جنین، مادامی که در رحم مادر است در واقع جزیی از مادر محسوب می شود و مادر حق دارد که این جزء را، در صورتی که به هر دلیل مزاحم و زاید بداند، به داخواه خود سقط نماید؛ اما ما این مسئله را که جنین جریی از بدن مادر است را قبول نداریم، زیرا قیاس جنین با اجزای بدن یک انسان، قیاس مع الفارغ است، زیرا دست و پا و سایر اجزای بدن، حقیقتاً جزء بدن انسان است ولی جنین جزیی از اعضای بدن مادر نیست، بلکه خود انسانی کامل یا نارس با شرافت و حرمتی کاملاً یا تقریباً همانند مادری است که چند صباحی میهمان مادر بوده و در رحم وی به سر می برد. به همین دلیل است که در زبان عربی و لسان قرآن به جنین حمل و به مادر، حامله اطلاق می شود.

اگر به فرض جنین جزیی از بدن مادر، محسوب شود؛ باز این مسئله، مجوز برای سقط جنین نیست؛ زیرا انسان، مالک تمامیت جسمانی خود، یعنی مالک نفی خود هم نیست. (شهید ثانی/22 )

بنابراین حق خودکشی ندارد. از جمله دلایل آن آیه 29 سوره نساء است که می فرماید: خودکشی گناه بزرگی محسوب می شود، پس به طریق اولی، انسان، مالک نفس دیگری، اگرچه فرزندش باشد، نبوده و حق کشتن دیگری(سقط جنین) را هم نخواهد داشت.

از منظر فقه امامیه، اصولاً از زمان استقرار نطفه، سقط جنین، حرام است و قبل از دمیده شدن روح، تنها به استناد دلیلی جدی، مثل حرج یا حفظ حیات مادر، سقط جنین مجاز دانسته شده است و بعد از نفخ روح، بنا بر نظر فقهای امامیه مطلقاً جایز نیست.

حفظ جان مادر

بعضی معتقدند، از زمان انعقاد نطفه تا هنگام وضع حمل، چنانچه استمرار حاملگی منجر به تهدید جانی برای مادر باشد، مطلقاً امکان سقط جنین وجود دارد و برخی آن را مقید به شرایط خاصی نموده اند.

ازمنظر فقه امامیه، سقط جنین برای حفظ جان مادر، در دو دوره قابل بررسی است قبل و بعد از دمیده شدن روح.

الف- قبل از ولوج روح، اگر مادر بترسد که ادامه بارداری موجب مرگش شود، بین وجوب حفظ نفس و حرمت سقط جنین، تزاحم ایجاد می شود و به وجود اهمیت حفظ جان مادر، نسبت به جنین، مادر به جنین ترجیح داده می شود و سقط جایز خواهد بود( مکارم شیرازی، 286 )

ب- بعد از ولوج روح، عده ای بر این باورند که جنین، دارای حیات انسانی است و در حرمت نفس انسانی، تفاوتی بین صغیر و کبیر و جنین وجود ندارد و نمی توان برای حفظ جان یک نفر، جواز قتل دیگری را هم صادر کرد. به علاوه به مقتضای برخی روایات، حتی در مواقع ضرورت، اضطرار و تقیه (انما التقیه لیحقن بها الدم، فاذا بلغت التقیه الدم فلا تقیه) [حر عاملی، 16/ 483]

اجازه ارتکاب قتل و سقط جنین داده نشده است (گلپایگانی، 172 )

گروهی دیگر معتقدند حتی بعد از دمیده شدن روح نیز می توان سقط جنین کرد، اما مبانی متفاوت دارند.

مبانی جایز بودن سقط جنین بعد از ولوج روح

1- دفاع از جان: برخی بر این عقیده اند: (خرازی، المقام السابع) که مادر می تواند برای دفاع از جان خود اقدام به سقط جنین نماید؛ زیرا در مسئله دفاع، تفاوتی ندارد که هجوم از طرف عامل خارجی باشد یا از طرف عامل داخلی. در اینجا که جنین به عنوان میهمان، جان میزبان را نشانه گرفته است، مادر می تواند با سقط جنین، از جان خود حفاظت و دفاع نماید.

2- قاعده تزاحم: برخی از باب تزاحم، مادر را مجاز به سقط جنین می دانند. در بحث حاضر نیز یا باید مرتکب حرامی شد که همان سقط جنین است که روح در وی دمیده شده یا ناچار باید واجبی را ترک کند و آن وجوب حفظ نفس خود است و اگر بخواهد ترک واجب نکند، لاجرم مرتکب حرام خواهد شد و در باب تزاحم و دوران بین محذورین، اگر مرجحی بر یکی از دو طرف نباشد، عقل حکم به تخییر می کند. بنابراین زن باردار مخیر بین حفظ نفس خود یا سقط جنین است.(شیخ انصاری، 41 )

3- قاعده اضطرار: برخی معتقدند با استناد به قاعده اضطرار، حرمت سقط جنین رفع می شود.(خرازی، المقام السابع) این گروه با استناد به آیه سوم سوره مائده که می فرماید: «فمن اضطرار مخمصه غیر متجانف لاثم فان الله غفور رحیم» آنها که در حال گرسنگی دستشان به غذای دیگری نرسد و متمایل به گناه نباشد مانعی ندارد که از گوشت های ممنوع بخورند. خداوند آمرزنده و مهربان است و در حدیث نبوی «رفع» که می فرماید:«رفع عن امتی... وما اضطروا الیه...) از امت من، چیزی که به آن اضطرار پیدا نمودند، برداشته شده است. ادعا نموده اند که مقتضای این ادله، رفع حرمت از سقط جنین، به هنگام اضطرار است و همان طور که فقها عموماً به ادله اضطرار برای خوردن مردار، عمل نموده اند، در مسئله سقط جنین نیز به همی ادله تمسک می شود. چون فقط امکان حفظ جان یک نفر وجود دارد، مادر در اضطرار سقط جنین، جان خود را حفظ می کند و این عمل وی با استناد به ادله فوق، حرمت و ممنوعیتی ندارد. در نهایت عده ای بر اساس بنای عقلا که در چنین مواردی فرد را مخیر بین دو امر می کنند. مادر را مخیر در سقط جنین یا حفظ جان خود می دانند (همان) بنابراین سقط جنین برای حفظ جان مادر، قبل از دمیده شدن روح، اجماعاً و بعد از دمیده شدن روح بر اساس برخی مبانی، مجاز خواهد بود.

3- حفظ سلامت جسمی و روانی مادر

موافقان سقط جنین، در مواردی که سلامت جسمی و روانی مادر در معرض تهدید باشد، برای رعایت حقوق بشر و حقوق زن، اجازه سقط جنین می دهند. البته حفظ سلامتی جسمی و روانی مادر، از نظر شدت و ضعف، دارای مصادیق گوناگونی است؛ ازقبیل:

1- ابتلای مادر به بیماری صعب العلاج که نیاز به درمان مستمر دارد.

2- ابتلای مادر به نقص عضو دایمی در صورت ادامه بارداری.

3- ابتلای مادر به نوعی بیماری که به ظاهر خطرناک نبوده و حیات وی را به مخاطره نمی اندازد. (مرتضی جبلی، سایت حوزه، مجله نامه مفید)

از نظر فقه امامیه سقط جنین برای سلامتی جسمی و روانی مادر، اصولاً مجاز نیست و بعد از دمیده شدن روح به دلیل آنکه این دو قاعده از قواعد در حق تمامی مکلفین است، نمی تواند به نفع برخی- (مادر)- و ضرر برخی- (جنین)- مورد استناد قرار بگیرد. (مکارم، 294 )

4- علل اقتصادی

از دلایلی که موافقان سقط جنین از آن نام برده اند مشکلات اقتصادی دولت هاست و با توجه به این که امروزه تولد هر انسانی از منظر اقتصادی، هزینه های زیادی را بر فرد و جامعه تحمیل می کند؛ به ویژه موالید بی سرپرست و نامشروع که به مراتب هزینه های زیادتری را به بودجه عمومی تحمیل می کنند، بهتر است که کنترل شود. دومین دلیل، عدم استطاعت مالی خانواده است. به همین جهت، خانواده ها به علت عدم استقلال مالی از داشتن فرزند زیاد گریزانند. بنابراین اقدام به سقط جنین های ناخواسته کرده و این عمل را به خود و جنین می دانند.(غانم، 130 )

از منظر فقه اسلامی، عدم استطاعت مالی خانواده و عدم تمایل والدین به فرزنددار شدن نمی تواند مجوزی برای سقط جنین باشد.

5- علل اجتماعی

الف- لزوم هماهنگی با واقعیات اجتماعی: از نظر موافقان، امروزه در جوامع مختلف، محدودیت های گذشته جوامع سنتی، وجود ندارد و جوامع بشری، آزادی روابط جنسی راپذیرفته اند. روابط آزاد جنسی، منجر به حاملگی های ناخواسته زیادی، به ویژه بین زنان مجرد شده است و در چنین شرایطی، این معضل اجتماعی یعنی عدم امکان و عدم تسهیل سقط جنین اولاً سلامت جسمی و روحی زنان حامله را به خطر می اندازد. ثانیاً موجب افزایش آمار خودکشی بین چنین زنانی می شود.

ب- ضرورت کنترل موالید: بر اساس نظر کارشناسان علوم اجتماعی و اقتصادی، ازدیاد جمعیت، سبب مشکلات زیادی شده است. این مسئله به لحاظ مدیریت منابع طبیعی، اقتصادی و وسایل تجهیزاتی و امکانات آموزشی، به دولت ها این حق را می دهد که برای جلوگیری از ازدیاد جمعیت، قوانین و مقررات مختلفی را وضع نماید و علاوه بر تجویز قانونی، انجام آن را تسهیل و تشویق نماید (غانم، 131 )

اما با نگاهی به مطالب گفته شده می توان نتیجه گرفت که این موضوع نمی تواند مجوزی برای سقط جنین باشد.

از نظر فقه امامیه، مطالب فوق نمی تواند اطلاقات و عمومات حرمت سقط جنین را تقیید یا تخصص بزند. بر فرض که تحقق ضرورت کنترل موالید، به دلیل اینکه راه های جلوگیری از بارداری متعدد و منحصر به سقط جنین نیست، نمی تواند مجوز سقط جنین باشد. زیرا مشکلات تا حدی نیست که قتل عمد را مشروع نماید. (مکارم شیرازی، 296 و 57 )

6- ناهنجاریهای جنینی

موافقان سقط جنین، معتقدند: مسئله ناقص الخلقه بودن و ناهنجاری یا اختلال جنینی که مربوط به تکامل غیرطبیعی جنین است و معادل بد شکلی مادرزادی است، می تواند از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار بگیرد، از جمله ترحم به جنین، تا مجبور به تحمل آلام مختلف ناشی از نقص عضو نشود. ترحم به مادر و پدر و رعایت حقوق ایشان تا بتوانند با سقط جنین از شدت تأملات روانی و مشکلات مادر بکاهند و سرانجام ترحم به دولت و رعایت حقوق جامعه تا هزینه سنگین نگه داری چنین موجوداتی به بودجه دولت تحمیل نشود. (مرتضی جبلی، سایت حوزه، مجله نامه مفید)

ناهجاریهای جنینی متفاوت است:

الف- جنین هایی که بعد از تولد قابلیت حیات دارند: مثلاً وقتی جنین اختلال در شنوایی یا بینایی داشته یا فلج بوده یا مبتلا به بیماری تالاسمی باشد، بعد از تولد، علی الاصول قابلیت دارد اما انسان سالم و کافی نیست. حتی گاه دارای حیات نباتی و حیئانی است. درک و شعور ندارد و هزینه درمان و نگه داری آن ها مشتقات زیاد و طاقت فرسایی برای خانواده، به ویژه مادر دارد. برای دولت نیز هزینه های سنگینی را به همراه خواهد داشت و دلیلی وجود ندارد که مادر، ملزم به ادامه بارداری شود و حامل یک موجود زاید و بی خاصیتی باشد که آلام و زجرهای روحی و روانی را بر وی و خانواه تحمیل کند، پس باید با تجویز سقط جنین به عوارض فوق خاتمه داده شود.(اشرفی،146)

ب- جنین هایی که بعد از تولد قابلیت حیات ندارند و بلافاصله یا پس از مدتی خواهند مرد. از این دسته اند: جنین های آنانسفال. در موارد آنانسفال، یعنی مواردی که سقط جنین به طور کامل تشکیل نشده و استخوان جمجمه ندارد و مغز خیلی کوچک است یا فاقد مغز است، جنین تا موقعی که در رحم قرار دارد، زنده است و حیات خواهد داشت و بعد از تولد خواهد مرد. زمان تشخیص قطعی بیماری، ضرورتی ندارد که مادر، حامل جنینی باشد که قطعاً خواهد مرد(اشتیاقی، 125) و چه بسا موجبات مشکلات روانی و عاطفی شدیدی را برای مادر فراهم آورد.

جنین دو سر: وقتی جنین دارای دو سر است، معمولاً ناهنجاری های دیگری قلبی، کلیوی و امثال آن را هم دارد و در این موارد، بعد از تولد خواهند مرد.(اشرفی،147) پس ضرورتی ندارد که مادر همچنان حامل چنین جنینی باشد و باید به تجویز سقط ، مسئله را حل کرد.

جنین هرنی دیافراگماتیک: وقتی جنین مبتلا به این نوع ناهنجاری باشد به علت فقدان دیافراگم و مشکلات تنفسی، بعد از تولد فوت می کند.(جهانیان، 121)

مبتلا به منگوسل و میلومننگوسل: این جنین نیز که مغز وی در خارج از جمجمه تشکیل شده و داخل کاسه سر قرار ندارد، نمی تواند زنده بماند(همان) بنابراین سقط آن باید تجویز شود و به نظر می رسد منصفانه نیست مادر متحمل باشد و ظلم مضاعفی در مورد وی اعمال گردد. از نظر موافقان سقط جنین، این حق مادر است که در چنین مواردی برای رهایی خود از این گرفتاری بزرگ به بارداری خاتمه دهد.

از دیدگاه فقهای امامیه، سقط جنین اصولاً حرام و ممنوع است و اگر در مواردی سقط جنین، تجویز می شود، بر اساس عنوان ثانوی است. در بحث حاضر، در صورتی که قطعاًً یا مطمئناً جنین ناقص الخلقه باشد؛ مثلاً فاقد شنوایی یا بینایی باشد یا دست ها و پاهای وی فلج باشد یا به بیماری هایی نظیر تالاسمی باشد، اکثریت فقهای معاصر امامیه، وجود این بیماری را اگرچه سخت و طاقت فرسا و هزینه بر باشد، مجوزی برای سقط جنین نمی دانند و آن را ابتلا و امتحان برای جنین و والدین محسوب می کنند.(طباطبایی 26)

بنابراین همان طور که مجوزی برای به قتل رساندن انسان بیمار، معلول و ناقص الخلقه وجود ندارد، مجوزی نیز برای سقط جنین ناقص الخلقه وجود ندارد؛ زیرا عمومات حرمت قتل از جمله آیه151 سوره انعام «ولا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق» این موارد را هم در برمی گیرد؛ اما برخی از فقها تا قبل از دمیده شدن روح، آن هم نه با استناد به دلسوزی و ترحم نسبت به جنین؛ بلکه به استناد حرج شدید بر والدین، سقط را تجویز می نمایند.(مکارم شیرازی، 294)

نتیجه گیری

با عنایت به مطالب فوق به خوبی موضع موافقان سقط جنین معلوم گردید که سقط جنین را با دلیل یا بدون دلیل موجه جایز می دانند؛ اما با الهام از آیات الهی و احادیث معصومین(ع) می توان نتیجه گرفت که بین جنین با انسان تفاوت هایی وجود دارد، ولی با استفاده از عمومات و اطلاعات ادله حرمت قتل نفس و احتیاط در دماء و برخی روایات، در هر حال جنین در طول دوران بارداری، بالقوه یا بالفعل انسان است و کشتن وی حرام است و در مواردی که وجود جنین حیات مادر را تهدید می کند یا در موارد ناهنجاری های جنینی و مسایل حاد اجتماعی و اقتصادی، در صورت تحقق ضرورت یا وجود حرج شدید و تنها قبل از نفخ روح، سقط جنین، جایز و مشروع است.

منابع:

1- قرآن کریم

2- احمد ادریس، عوض، دیه، ترجمه علیرضا فیض، تهران، انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی، ج دوم 1377

3- اشرفی، منصور، اخلاق پزشکی، تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز، ج ا ول، 1376ش

4- انصاری، شیخ مرتضی، فرائد الاصول، ج 4 ، قم، مجمع الفکر الاسلامی، ج اول 1419 ق

5- جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، تهران: انتشارات گنج دانش، بی تا.

6- حر عاملی، محمدبن الحسن علی، وسائل الشیعه، ج 15 ،19، 28 ،29 ، قم، انتشارات مؤسسه آل بیت (ع) ج دوم، 1414 ق

7- خرازی، سید محسن، تحدید النسل و التعقیم(2) فقه اهل البیت، شماره 15

. http://www. Islamicfegh.org

8- خویی، سید ابوالقاسم، مبانی تکمله المنهاج، ج2 ، قم، انتشارات علمیه، 1407

9- سالدر، تی، جنین شناسی پزشکی لانگمن، مترجم: ماندانا اعرابی و فرید رئیس زاده، تهران: مؤسسه انتشاراتی تیمورزاده، چاپ اول، 1367

10-شهید ثانی، زین الدین الجبعی العاملی، الروضه البهیه، ج2 ، قم، انتشارات داوری 1410ق

11-طباطبایی حکیم، سید محمد سعید، فتاوی طیبه www. Alhakeem.com

12-غانم، عمربن ابراهیم، احکام الجنین فی الفقه الاسلامی، بیروت، دارابن حزم، 2001 م

13-گلپایگانی، محمد رضا، ارشاد السائل، بیروت، دارالصفوه، ج اول، 1413 ق

14-مکارم شیرازی، ناصر بحوث فقهیه مهمه، 1378 www. Makaremshirazi.or

مقالات

1- اشتیاقی، رامین، مجموعه مقالات دومین سمینار دیدگاه های اسلام در پزشکی، مقاله: جنین های ناقص الخلقه و سقط جنین، مشهد، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، چاپ اول، 1380 ش

2- جهانیان، منیره، ولوج روح و سقط جنین، مجموعه مقالات دومین سمینار دیدگاه های اسلام در پزشکی، مشهد، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ج اول 1380ش

3- طبیبی جبلی، مرتضی، سایت حوزه، www.hawzah.net ، مجلات نامه مفید، مقاله: بررسی و نقد و نظریه جواز سقط جنین از منظر فقهای امامیه، ش37

4- وطنی، امیر، سایت حوزهwww. Hawzah.net ، مجلات متین، مقاله: کیفر سقط جنین و...، ش23 و24