مجلات > آموزشی > معارف اسلامی > فروردین، اردیبهشت، خرداد و تیر 1386، شماره 60


جوان، شادی و نشاط

پدید آورنده : محمد سبحانی نیا ، صفحه 88

یکی از نیازهای اساسی انسان، شاد زیستن است، زیرا انسان متعادل، خود و جامعه خود را در پرتو آن می سازد؛ از این رو همه به دنبال شادی اند. البته اگر ما به اطراف خود بنگریم، صحنه هایی از غم و شادی را به وضوح مشاهده خواهیم کرد که هر کدام در جای خود لازمه زندگی بشر است.

بهار طرب انگیز، آبشارهای زیبا، گل های رنگارنگ، سرخی طلوع خورشید، صبح زیبا، نغمه خوانی پرندگان قشنگ، رویش گیاهان، و از طرف دیگر، فصل خزان و برگ ریزان، لحظه غروب خورشید، پژمرده شدن گل ها و ریزش شکوفه ها، بیماری و مرگ، تنگ دستی و حوادث تلخ، دو روی سکه زندگی انسان را تشکیل می دهند.

گاهی غم، و زمانی شادی به سراغ انسان می آید، اما او فطرتاً از غم گریزان و به شادی متمایل است. در این میان، جوانی که به مرحله شکفتگی، پویایی و نشاط دوران بلوغ پا نهاده، بیش از دیگران به شادی می اندیشد و آن را با خود آرایی و... ظاهر می سازد. این حق جوان است که در جامعه شاد باشد و از زندگی خود لذت مشروع ببرد.

قطعاً اسلام که دینی فطری و تأمین کننده صلاح دنیا و آخرت انسان است، مخالف شادی نیست، بلکه حامی و پشتیبان آن نیز می باشد.

نظر به اهمیت این موضوع، در این شماره، نقش شادی در همه عرصه های زندگی، عوامل فرح انگیز و شادی آفرین و دیدگاه اسلام را در باره شادی به بحث می نشینیم. امیدواریم مورد استقبال جوانان قرار گیرد.

معنای شادی

شاد در لغت، به معنای خشنود، خوش حال، خوش وقت، بی غم، خوش و خرم زیستن، زندگی کردن، و زندگانی کردن، و شادی به معنای شادمانی، خوش حالی، و خوش دلی آمده است.(1) علم روان شناسی تعریف های مختلفی از نشاط ارائه کرده است، اما به طور اجمال می توان گفت: یکی از جنبه های هیجان، شادی است که با واژه هایی چون: سرور، نشاط و خوش حالی هم معناست. در این جا به چند تعریف از شادی اشاره می کنیم:

«شادی، احساس مثبتی است که از حس ارضا و پیروزی به دست می آید. شادی، عبارت است از مجموع لذت ها منهای دردها. شادی، ترکیبی از عاطفه مثبت بالا و عاطفه منفی پایین است.»(2)

شادکامی و نشاط، حالتی است که از آن به سرزندگی و آمادگی برای پیشرفت یاد می شود. استاد مطهری در این باره می گوید: «سرور، حالت خوش و لذت بخشی است که از علم و اطلاع به این که یکی از هدف ها و آرزوها انجام یافته یا انجام خواهد یافت، به انسان دست می دهد. و غم و اندوه، حالت ناگوار و دردناکی است که از اطلاع بر انجام نشدن یکی از هدف ها و آرزوها به انسان دست می دهد.»(3)

ضرورت شادی

شادی برای انسان، یک امر ضروری است. در سایه شادی و نشاط، زندگی معنا و مفهوم خاصی پیدا می کند و دل ها به هم نزدیک، و ترس و بدگمانی و ناکامی و نگرانی بی اثر می گردد. شادی، نه تنها بر روح و روان انسان تأثیر می گذارد، بلکه جسم او را نیز تحت تأثیر قرار می دهد، به طوری که گفته اند: حتی قادر است از رشد و نمای بیماری سرطان (که در حالت کمون است) پیشگیری کند.(4) ارسطو می گوید: شادی، بهترین چیزهاست و آن قدر اهمیت دارد که سایر چیزها برای کسب آن هستند.(5)

در شرایطی که آمار مبتلاین به افسردگی و بیماری های روحی رو به تزاید است، به طوری که گفته اند: در جهان 415 میلیون نفر از بیماری های روانی رنج می برند و در کشور ما پنج میلیون نفر به افسردگی مبتلا هستند(6) و تعداد زیادی از جوانان، به ویژه دانشجویان با این بیماری دست به گریبان اند، همگان را متوجه رویکرد جدید به موضوع شادی نموده است.

ویژگی های افراد با نشاط

در بحث نشاط، این سؤال مطرح است که ویژگی های افراد شاد چیست؟ آیا تنها لبخند زدن، نشانه شادی است یا شادی علائم و نشانه های دیگری نیز دارد؟

برداشت های گوناگونی از شاد زندگی کردن مطرح شده است. ارسطو می گوید: مردم عادی، لذت را شادی فرض می کنند. افراد موفق، عملکرد خوب را برابر با شادی می شمارند و دانشمندان، زندگی متفکرانه و جست و جو گرانه را معادل شادی می دانند. زنوسیتیومی، بنیان گذار فلسفه رواقی می گوید: شادی معادل با برآورده شدن آرزوهاست. جان لاک معتقد است که شادی بستگی به تعداد لذات زندگی دارد. همچنین پرفسور مک گیل، شادی را به لذت های تمایلاتِ ارضا شده مربوط دانسته است. برتراند راسل می گوید: رغبت، همگانی ترین نشانه انسان شاد است. برخی از مردم هم، خندیدن دائمی و بگو مگو نداشتن در زندگی را شادی می دانند.(7)

شاید بتوان گفت قدر مشترک همه تعابیر فوق، احساس خوش بختی در زندگی شخصی و رضایت مندی از زنده بودن است که در اصول زیر تجلی می کند:

1 . قدردانی کردن از خوبی دیگران؛ 2 . دیگران را به خوبی یاد کردن؛ 3 . اعتراف به ارزش های خود؛ 4 . دوست شدن با مردم خوب و شاد؛ 5 . لذت بردن از مواهب الهی؛ 6 . زندگی در حال؛ 7 . انتظار شادی از خود و دیگران؛ 8 . دوست داشتن دیگران؛ 9 . چهره گشاده داشتن؛ 10 . خودآرایی و آراستگی ظاهر؛ 11 . وقت شناس بودن؛ 12 . مسئولیت پذیری؛ 13 . انتقاد پذیری؛ 14 . رضایت از زندگی؛ 15 . عفو و گذشت.

دین داری و شادی

بعضی تصور می کنند نمی توان هم دین دار بود و هم شادمان، از این رو ناگزیر باید یکی را انتخاب کرد. استاد مطهری می گوید: بعضی از مقدس مآبان و مدعیان تبلیغ دین، به نام دین با همه چیز به جنگ بر می خیزند؛ شعارشان این است: اگر می خواهی دین داشته باشی، به همه چیز پشت پا بزن، دنبال مال و ثروت نرو، حیثیت و مقام را ترک کن، زن و فرزند را رها کن، از علم بگریز که حجاب اکبر و مایه گمراهی است، شاد مباش و شادی نکن، از خلق بگریز و به انزوا پناه ببر و امثال اینها.(8) وی این نظر را خلاف منطق اسلام می داند و می گوید: یکی از مختصات دین اسلام این است که همه تمایلات فطری انسان را در نظر گفته و هیچ کدام را از قلم نینداخته است، و معنای فطری بودن قوانین اسلامی، هماهنگی آن قوانین و عدم ضدیت آنها با فطریات بشر است.(9)

برداشت نادرست از آیه «فلیضحکوا قلیلاً و لیبکوا کثیراً جزاءً بما کانوا یکسبون؛(10) آنها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند؛ این جزای کارهایی است که انجام می دهند»، باعث شده که عده ای تصور کنند اسلام با خنده و مظاهرشادی، مخالف و طرفدار گریه و اندوه است؛ در حالی که آیه فوق در مورد شادی خاصی است که منافقان به منظور تضعیف اراده مسلمانان از خود نشان می دادند؛ کسانی که از شرکت در جنگ تبوک سرپیچی کردند و با عذرهای واهی در خانه های خود نشستند و دیگران را هم دلسرد و منصرف می نمودند و می گفتند: در این گرمای سوزان تابستان به سوی میدان نبرد حرکت نکنید. آنان از این عمل خود، خوش حال بودند و قهقهه سر می دادند و بسیار می خندیدند. قرآن مجید به منافقان اخطار می کند که باید کم بخندند و بسیار بگریند؛ گریه برای آینده تاریکی که در پیش دارند. از این رو در آخر آیه می فرماید: این جزای اعمالی است که آنها انجام می دادند.(11) نتیجه این که آیه فوق، در صدد نفی شادی به صورت مطلق نیست.

آیه دیگری که ممکن است شاهدی برای مذمت شادی تلقی شود، درباره داستان قارون است که از زبان قومش می فرماید: «اذ قال له قومه لا تفرح ان الله لا یحب الفرحین؛(12) به خاطر بیاور هنگامی که قوم قارون به او گفتند: این همه شادی مغرورانه مکن که خداوند شادی کنندگان را دوست ندارد»، در حالی که این آیه نیز، شادی خاصی را مذمت کرده و آن، شادی مستانه و مغرورانه است که با گناه، غفلت و فساد همراه است.

شادی در سیره معصومان

موضوع شادی به عنوان یکی از نیازهای اساسی آدمی و عنصری تأثیر گذار در زندگی، همواره مورد توجه پیشوایان دینی قرار گرفته است، به طوری که امیر مؤمنان علیه السلام این حالت عاطفی را به «فرصت» تعبیر کرده است: «اوقات السرور خلسة؛(13) مواقع شادمانی، فرصت است»؛ یعنی فرصتِ اندوختن توانایی و نشاط بیشتر. آن حضرت یکی از صفات مؤمنان را چهره بشاش و شاد داشتن دانسته و فرموده است: «المؤمن بِشره فی وجهه و حزنه فی قلبه؛(14) شادی مؤمن در چهره اش و اندوهش در دلش است.»

امام علی علیه السلام خود به این صفت آراسته بود. استاد شهید مطهری در این باره می گوید: «علی، مردی بود بشاش، بر خلاف مقدس مآب های ما که همیشه از مردم دیگر بهای مقدسی می خواهند، همیشه چهره های عبوس و اخم های در هم کشیده دارند و هیچ وقت حاضر نیستند یک تبسم به لبشان بیاید؛ گویی لازمه قدس و تقوا، عبوس بودن است. مؤمن، اندوه خودش را در هر موردی در دلش نگه می دارد، وقتی با مردم مواجه می شود، شادی اش را در چهره اش ظاهر می کند. علی علیه السلام همیشه با مردم با بشاشت و با چهره بشاش رو به رو می شد؛ مثل خود پیغمبر. علی علیه السلام با مردم مزاح می کرد مادام که به حد باطل نرسد؛ همچنان که پیغمبر مزاح می کرد. یگانه عیبی که برای خلافت به علی علیه السلام گرفتند این بود که گفتند: عیب علی علیه السلام این است که خنده روست و مزاح می کند؛ مردی باید خلیفه شود که عبوس باشد و مردم از او بترسند.»(15)

پیشوایان دین در تقسیم بندی اوقات و نظم روزانه، برای مسرت و شادی جایگاه خاصی در نظر گرفته اند. امام رضاعلیه السلام می فرماید: کوشش کنید اوقات روز شما چهار ساعت باشد: ساعتی برای عبادت و مناجات با خدا، ساعتی برای تأمین معاش، ساعتی برای معاشرت با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیب هایتان آگاه سازند و در باطن به شما خلوص دارند، و ساعتی را هم به تفریحات و لذایذ اختصاص دهید و با این بخش از زندگی، قادر خواهید بود آن سه بخش دیگر را به خوبی انجام دهید.(16)

در این حدیث، به نکته مهم تربیتی و روان شناختی اشاره شده و آن، تأثیر نشاط و شادمانی در آمادگی روحی و روانی انسان است، زیرا آدمی در پرتو شادمانی، با نیرویی مضاعف به فعالیت های روزمره خود می پردازد.

آن حضرت در حدیثی دیگر می فرماید: از لذایذ دنیوی (که قطعاً یک مورد از آنها شادمانی است) نصیبی برای کام یابی خویش قرار دهید و خواهش های دل را از راه های مشروع و حلال بر آورید، اما در این کار به مردانگی و شخصیت شما آسیب نرسد و زیاده روی نکنید. در این صورت با استفاده از لذایذ دنیوی، بهتر به امور دنیای خویش موفق خواهید شد.(17)

اقسام شادی

نکته مهم و اساسی آن است که اسلام هر گونه شادی را تأیید نمی کند، بلکه برای آن حد و مرزی قائل است. هر چند شادی یک هیجان طبیعی برای انسان قلمداد می شود و از این حیث نمی توان آن را نوع نوع کرد، اما با توجه به عامل پدید آورنده، انگیزه شادی، موقعیت زمانی و مکانی و عوارض دیگر، چه بسا بار مثبت و منفی پیدا می کند. از این رو با نگرش دینی، شادی به دو قسم پسندیده و ناپسند تقسیم می شود:

الف) شادی پسندیده

از نگاه دین، شادی پسندیده آن است که جهت گیری الهی داشته باشد و یا مقدمه ای برای انجام وظایف شرعی باشد، چون طبق نظام ارزشی اسلام، مطلوب واقعی، تقرب به خداست و همه حرکات و سکنات و افعال انسان باید در راستای آن انجام گیرد تا تکامل حاصل گردد. با توجه به معیار کلی گفته شده، می توان برای شادی پسندیده ویژگی های ذیل را بر شمرد:

1 . همراه با گناه نباشد؛ 2 . با غفلت از خدا مقرون نشود؛ 3 . اعتدال و میانه روی در آن رعایت گردد.

اینک به چند نمونه از شادی های پسندیده اشاره می کنیم:

1 . شادی در وقت اطاعت خدا: بهترین شادی برای مؤمن، لحظه ای است که خدا را بندگی و اطاعت کرده و از این که توفیق انجام تکالیف را به دست آورده، احساس خوش حالی می کند. امام علی علیه السلام می فرماید: سرور المؤمن بطاعة ربّه و حزنه علی ذنبه؛(18) شادی مؤمن به طاعت پروردگارش، و غمش بر گناه و عصیان است». پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در وصیت خود به امام علی علیه السلام فرمود: ای علی! برای مؤمن در دنیا سه خوش حالی است: دیدار با برادران دینی، افطار از روزه، و شب زنده داری در آخر شب.(19) شخصی شادمان و مسرور خدمت امام جوادعلیه السلام رسید، حضرت فرمود: چیست که تو را شاد می بینم؟ عرض کرد: از پدرت شنیدم که می فرمود: بهترین روزی که سزاوار است بنده خدا در آن روز شاد باشد روزی است که توفیق خدمت و دستگیری از برادران مؤمن نصیب او گردد و امروز من موفق شدم به ده نفر از برادران فقیر بخشش نمایم. حضرت فرمود: «به جان خودم سوگند، تو شایسته این شادی هستی. اگر آن انفاق خود را به وسیله منت گذاشتن نابود نکرده باشی.»(20)

2 . شادی برای احیای حق: امام علی علیه السلام در نامه خود به عبد الله بن عباس می فرماید: «شادی تو باید برای احیای حق یا نابودی باطل باشد.»(21)

3 . شاد کردن دیگران: اگر کسی بتواند با چهره گشاده و لبخندی صمیمی، غمی را از دل دوستش بزداید، با این کار، علاوه بر این که خود به نشاط رسیده، عبادت خدا را نیز به جا آورده است. امام کاظم علیه السلام به یکی از کارگزاران می نویسد: «به درستی که زیر عرش خدا سایه ای است که ساکن نمی شود در آن مگر کسی که کار خیری را برای برادر دینی اش انجام دهد، یا گرفتاری او را رفع و یا قلبش را شاد نماید.»(22)

امام صادق علیه السلام می فرماید: «کسی که از چهره برادر دینی اش رنج و اندوهی را بردارد، خداوند به پاداش آن، ده حسنه در نامه اعمالش می نویسد».(23) در روایتی دیگر امام باقرعلیه السلام می فرماید: «در نزد خدا، عبادتی محبوب تر از شاد کردن مؤمنان نیست».(24) روایات در این باره زیاد است، به طوری که در کتاب های روایی باب مخصوصی به این موضوع اختصاص یافته است.

البته شاد کردن دیگران از راه های مختلفی انجام می گیرد؛ گاهی با توجه کردن، نگاه کردن، محبت ورزیدن، کلامی را به زبان آوردن و یا دادن هدیه ای، می توان شخصی را مسرور کرد و گاهی با قرض دادن و کمک مالی کردن، می توان خاطری را خرسند ساخت. احادیث فوق، تمام مراتب را در بر می گیرد.

خواهی چو خلیل کعبه بنیاد کنی

وان را به نماز و طاعت آباد کنی

روزی دو هزار بنده آزاد کنی

بِه زان نبود که خاطری شاد کنی

البته واضح است که شاد کردن دیگران وقتی عبادت است که از راه گناه و غیر مجاز انجام نگیرد.

4 . شادی در روزهای شادی معصومان: یکی از شادی های پسندیده، تشکیل مجالس جشن و سرور به مناسب موالید ائمه معصومین علیهم السلام است. امام رضاعلیه السلام به ریان بن شبیب فرمود: «اگر دوست داری در درجات عالیه بهشت با ما باشی، به حزن ما محزون و به شادی ما شاد باش.»(25)

ب) شادی ناپسند

بعضی شادی ها که با هدف تکاملی انسان سنخیت ندارد و یا با گناه، لهو و لعب، اتلاف وقت، هیجان کاذب و اذیت و آزار دیگران توأم است، از نظر شرع مقدس، مذموم و ناپسند است. در این جا به مهم ترین آنها اشاره می کنیم:

1 . شادی از طریق گناه: کسی که با گناه و معصیت خدا به شادی بپردازد، با این کار دو عمل زشت انجام داده است: یکی، خودِ معصیت، و دیگری شادی به گناه. امام علی علیه السلام می فرماید: «شادی به گناه، از انجام آن زشت تر است.»(26)

2 . شادی در برابر افراد محزون: شادی در برابر فرد مصیبت زده و غصه دار، دور از ادب و جوانمردی است. امام حسن عسکری علیه السلام می فرماید: «از ادب انسانی دور است که آدمی در برابر افراد محزون، اظهار شادی کند.»(27)

گر لب پر خنده داری شادمان باش ولی

ترک شادی کن چو دیدی چشم گریان کسی

3 . شادی تمسخرآمیز: یکی از شیوه های مستکبران در برابر حق طلبان، شادی تحقیرآمیز به منظور تضعیف روحیه آنان است؛ همان گونه که فرعون در مواجهه با معجزات روشن حضرت موسی علیه السلام خندید و شادی ظاهری خویش را اظهار کرد.(28)

4 . شادی در برابر لغزش دیگران: بعضی افراد با دیدن لغزش دیگران یا وقوع حادثه ای مانند زمین خوردن یا تپق زدن فرد در سخن گفتن، خوش حال و شاد می شوند. این شادی از نظر اسلام، مردود است. امام علی علیه السلام می فرماید: «به لغزش دیگران خوش حال مشو، زیرا تو نمی دانی که زمانه با تو چه خواهد کرد».(29) تجربه نیز این موضوع را ثابت کرده است کسی که به دیگران خندیده، دیگران نیز بر او خندیده اند.

5 . شادی مغرورانه: افراد کم ظرفیت، با دست یابی به مال و ثروت و مقام، چنان به شادی می پردازند که از خود بی خود می شوند. این نوع شادی، ناپسند است، چون حاکی از غرور و غفلت می باشد. قرآن کریم می فرماید: «اگر آدمی را پس از محنت، به نعمتی رساندیم، می گوید: دوران زحمت و رنج به سر آمد و در این حال، سرگرم شادمانی و فخر فروشی می گردد.»(30)

6 . شادی با حرکات موزون: یکی از شادی های ناروا، شادی با رقص و سوت و دست زدن در مجالس لعو و لهب و شهوت آمیز همراه با مفاسد و گناهان دیگر است. البته به نظر اکثر فقها، اگر کف زدن به نحو غنایی نباشد؛ مثلاً تشویق کردن کسی، اشکال ندارد؛ اما اگر شکل غنایی به خود بگیرد، از نظر شرع، گناه محسوب می شود. رقص نیز اَشکال مختلفی دارد؛ مانند: رقص مفسده انگیز و بدون مفسده، رقص مختلط با نامحرم و رقص مردان در جمع مردان و زنان در جمع زنان و...، که هر یک احکام جداگانه ای دارند و باید هر کس نظر مرجع تقلید خود را در مورد آن جویا شود.

فواید شادی

1 . سلامت روان

سرور و شادی، از ابتلا به افسردگی و ناراحتی های روحی و روانی پیشگیری کرده و سلامت روان را تضمین می کند. برخی کشورها برای درمان بیماری های روانی، به خنده درمانی روی آورده اند. باشگاه خندان های هند، نام تشکیلاتی با اهداف بهداشت روانی است که در شهر بمبئی هند فعالیت می کند و از استقبال زیادی برخوردار شده است. گردانندگان این تشکیلات معتقدند: عمل خندیدن، ضمن این که تنش های روحی و عصبی را رفع می نماید، در بهبود اغلب بیماری های روحی و حتی جسمی نیز مؤثر می باشد.(31) امام علی علیه السلام در این باره فرموده اند: «السرور یبسط النفس و یثیر النشاط؛(32) شادمانی، موجب انبساط روح و مایه وجد و نشاط می شود.»

حق، تو را از بهر شادی آفرید

تا زتو آرامشی گردد پدید

پس در آرامش نمایی زندگی

وا رهی از مشکلات زندگی

2 . سلامت جسم

شادی، نقش مهمی در سلامتی بدن و درمان بیماری ها دارد، زیرا خنده که حاکی از نشاط و شادی است، نوعی آنتی بیوتیک طبیعی می باشد که جسم را در مقابل بیماری ها قوی ساخته و اثر دردها را تخفیف می دهد. «نورمن کازنیز» معتقد است که از طریق خنده، با بیماری فلج مبارزه کرده است و اعتقاد دارد که از طریق خنده می تواند وضعیت معکوس را به وجود بیاورد.(33) می گویند: یک دقیقه خنده، معادل با 45 دقیقه ورزش، ارزش دارد.(34)

قرن هاست که انسان به رابطه مستقیم بین اندوه با ابتلا به انواع بیماری ها اعتقاد داشته است، اما به تازگی در یک کنفرانس علمی در آمریکا، تعدادی از کارشناسان رشته های مختلف پزشکی و روان درمانی، وجود این رابطه را به طور علمی مورد تأیید قرار دادند. نتیجه کنفرانس این بود که بین ناراحتی های روانی و بیماری ها، رابطه مستقیم وجود دارد. «دکتر واینبرگر» گفته است: بروز سرطان سینه در زنان، بالا رفتن فشار خون، سرطان ریه و بیماری آسم، رابطه ای مستقیم با سرکوب کردن احساسات دارد و کسانی که عادت دارند از بروز عوارض خارجی اندوه و غصه جلوگیری کنند، به این بیماری مبتلا می شوند.(35) به قول فردوسی:

مده دل به غم تا نکاهد روان

به شادی همی دار تن را جوان

3 . امنیت اجتماعی

رواج فرهنگ شادی و نشاط در جامعه، عصبانیت و تند خویی را کمتر می کند، از میزان جرایم می کاهد و از تنش و برخورد فیزیکی با مردم جلوگیری می نماید. بسیاری از ناهنجاری ها و جرم و جنایت ها، ناشی از عدم تعادل روحی افراد است. کارمندان شاد، با ارباب رجوع خود برخوردی عاطفی و محبت آمیز دارند و وظیفه خود را به طور شایسته انجام می دهند.

4 . رشد اقتصادی

نقش شادی و نشاط در پیشبرد امور اقتصادی، غیر قابل انکار است، زیرا در این صورت، مدیران و کارمندان انرژی مضاعف پیدا می کنند و درصد تولید و بهره وری افزایش می یابد. بر این اساس، بعضی از کشورها برای بالا بردن میزان تولید، سعی می کنند در محل کار مدیران و کارگران، فضایی از شور و نشاط ایجاد نمایند.

5 . رشد معنوی

انجام هر کاری و از جمله عبادات، نیاز به حوصله و آرامش دارد. کسی که غمگین است، حوصله هیچ کاری را ندارد؛ اما افراد شاد از انجام عبادات لذت می برند و احساس خستگی نمی کنند. امام علی علیه السلام می فرماید: «این دل ها همانند بدن ها خسته می شوند و نیاز به استراحت دارند، در این حال به دنبال نکته های زیبا و نشاط آور باشید.»(36)

6 . استحکام نظام خانواده

یکی از فواید شادی و نشاط، استواری پیوند خانواده و تأمین سلامت روان کودکان است. پدر و مادری که در خانه، با شادی و نشاط خود، محیطی آکنده از صفا و صمیمیت را برای خود و فرزندانشان فراهم کرده اند، در حقیقت، اولین گام را در جهت تقویت روحیه و انگیزه و عزت نفس فرزندان خود برداشته اند. رابطه مثبت زناشویی می تواند دست مایه شادی فرزندان باشد. ریچارد استیل می گوید: «زندگی زناشویی همراه یا بدون عاطفه مناسب با آن، کامل ترین شکل تصور از بهشت و جهنمی است که ما در زندگی قادر به ایجاد، به دست آوردن و یا رسیدن به آن هستیم.»(37)

زندگی مشترک ایجاب می کند زن و شوهر در غم و شادی یکدیگر شریک باشند. در این میان، بانوی خانواده نقش تعیین کننده ای دارد. امام علی علیه السلام می فرماید: «به خدا سوگند، هیچ گاه حضرت فاطمه علیها السلام را در زندگی به خشم نیاوردم و او را بر کاری که میل نداشت، وادار نکردم تا روزی که از دنیا رفت و او نیز هیچ گاه مرا به خشم نیاورد و از فرمان های من سرپیچی نکرد و هر گاه به او نگاه می کردم، نگرانی ها و غم هایم از بین می رفت.»(38)

البته پدر خانواده نیز نباید غصه های خارج از خانه ها را به خانه ببرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «اگر یکی از شما در تنگنا قرار گرفت، از خانه بیرون رود و خود و خانواده اش را محزون نسازد.»(39)

وظایف والدین در ایجاد نشاط فرزندان

دین مقدس اسلام به منظور حفظ شادابی در خانواده، توصیه هایی دارد که مهم ترین آنها عبارت اند از:

1 . بازی با کودکان: جنب و جوش داشتن و ورزش کردن، فشار روانی را کاهش می دهد و فرزندان از این طریق، انرژی درونی شان را آزاد کرده و احساس شادی و نشاط می کنند.

لقمان حکیم می گوید: سزاوار است شخص عاقل در زندگی خانوادگی همچون کودک باشد در شوخ طبعی، خوش اخلاقی، بازی و خوش گفتار بودن، و در جامعه، با وقار زندگی کند.(40)

2 . در آغوش گرفتن کودکان: طبق گفته روان شناسان، هر کودکی برای کسب قوای روزانه اش به چهار بار، برای افزایش انگیزه به هشت بار، و برای رشد و نمو جسمانی به شانزده بار در آغوش کشیده شدن احتیاج دارد.(41)

3 . شاد کردن کودکان: اسلام بر شاد کردن کودک بسیار تأکید کرده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «بهشت را خانه ای است به نام خانه شادی، کسی در آن داخل نمی شود، مگر این که کودکان را شاد کرده باشد».(42) و نیز آن حضرت فرمود: «کسی که کودکان را شاد کند، خداوند او را در قیامت شاد خواهد نمود.»(43)

عوامل شادمانی

بعضی در پاسخ به این سؤال که عوامل شادی آفرین کدام اند؟ می گویند: نباید عوامل را مشخص کرد، چون اگر به شادی بیندیشی، در واقع شادی را از بین برده ای؛(44) اما به نظر می رسد این سخن درست نباشد، زیرا شاد بودن، یک نوع مهارت در زندگی است که مانند مهارت های دیگر، نیاز به آموختن دارد. البته هر چند در پاره ای از موارد، موروثی است ؛ ولی معمولاً شادی، امری اکتسابی است که باید آن را به دست آورد و در حفظ و پایداری آن کوشا بود. از طرفی، انسان برای هر کاری نیاز به آگاهی و شناخت دارد و شادی، از این قاعده مستثنا نیست.

الف) شادی، به ثروت مندی نیست

بعضی از مردم، ثروت، شهرت و قدرت را از اسباب شادی می شمارند، اما به تجربه ثابت شده که میان ثروت و شادی، رابطه منطقی وجود ندارد. این تجربه با بررسی و تحقیقات صاحب نظران در کشورهای مختلف نیز موافق است.(45) دکتر دیوید مایزر در کتاب خود از افرادی که با آنان مصاحبه شده، گفته های متعددی نقل می کند؛ نظیر: ترجیح می دهیم تمام ثروت خانوادگی ام را با خانه ای پر از محبت عوض کنم، یا پول به هر اندازه ای که باشد نمی تواند تأثر و غمی را که از ناراحتی فرزندانم برایم به وجود آمده، بر طرف کند.(46)

ادیب نیشابوری می گوید:

شادی آن شادی است کز جان رویدت

تا درون از هر ملالی شویدت

ورنه آن شادی که از سیم و زر است

آتشی دادن کاخرش خاکستر است

ب) شادی، اکتسابی است

هر چند روان شناسان، افراد انسانی را از نظر شخصیت به چهار دسته تقسیم کرده اند: برون گرای روان رنجور، برون گرای با ثبات، درون گرای روان رنجور، درون گرای با ثبات، و به این نتیجه رسیده اند که فقط برون گراهای با ثبات، شادی را به خوبی احساس می کنند، چون دارای ژن شادی هستند و از عاطفه مثبت بالا برخوردارند، و برون گراهای روان رنجور در سطح متوسط قرار دارند؛ اما درون گراهای با ثبات، عاطفه منفی اندکی را تجربه می کنند، در عین حال ندرتاً عاطفه مثبت بالا را تجربه می کنند؛ از این رو به ندرت شدیداً غمگین و یا بسیار خوش حال می شوند. و درون گراهای روان رنجور، مستعد اضطراب و عاطفه منفی اند.(47)

به نظر می رسد وراثت، عامل تعیین کننده شادی یا غم نیست. البته نمی توان نقش وراثت را به کلی نادیده گرفت، ولی عوامل مختلفی در شکل گیری شخصیت انسان مؤثر است که مهم تر از همه، اراده و انتخاب خود فرد است. کسی که ژن شادی ندارد، می تواند با توجه به عوامل شادی آفرین، آن را به دست آورد و بر اندوه و غم درونی چیره گردد و شادی را تجربه نماید.

ج) شادی، به سلامتی نیست

برخی سلامتی را عامل مهم شادی می دانند و از این رو فکر می کنند کسی که به هر دلیلی بیمار یا معلول و یا نقص عضو شد، دیگر نباید شاد باشد. البته سلامتی جسم در شادی انسان بی تأثیر نیست، ولی لازمه شاد زیستن، سلامتی نیست. شادی، بیش از آن که به عوامل خارجی بستگی داشته باشد، به عوامل درونی مرتبط است. در جامعه افراد فلجی را سراغ داریم که در نشاط عجیبی به سر می برند.

ناتوانی یا بیماری، دل مردگی نمی آورد، بلکه احساس ناتوانی است که شادی را از انسان سلب می کند. شاد زیستن، یک تصمیمِ همراه با عقیده و نوع نگرش است و کسی که به این تصمیم رسیده باشد، به شادی دست یافته است، چه سالم باشد و چه بیمار؛ در این صورت در ناگوارترین شرایط نیز شادمانی خویش را حفظ می کند، خود را با هر وضعیت دشواری تطبیق می دهد و احساس رضایت دارد. یک ضرب المثل عربی می گوید: اگر انسان را در دریا بیندازی، ماهی خواهد شد. اگر آدمی تصویری منفی برای خود ساخته باشد، سموم حاصل از آن، انرژی مثبت وی را خواهد گرفت و در نتیجه، در شادترین موقعیت ها، غمگین خواهد بود. در یک بررسی معلوم شد با وجود موانع فراوانی که نابینایی به همراه دارد، معمولاً این افراد به اندازه بینایان شادند.(48) «کن کایز»، کاملاً فلج بود و روی صندلی چرخ دار زندگی می کرد، اما یک لحظه لبخند از لب بر نمی داشت؛ لبخندی که از یک شادمانی خالص، واقعی و زیبا حکایت می کرد.(49)

اینک که مشخص شد شادی، به ثروت مندی و سلامتی نیست و وراثت نیز نقش عمده ای در آن ندارد، پس باید علل واقعی آن را در چیزهای دیگری جست و جو کرد.

شاد زیستن، یک هنر، و شاد ساختن، هنری بزرگ تر است. به نظر روان شناسان، شادمانی، هنری خدادادی نیست، بلکه مهارت است.(50) بنابر این باید هنر و مهارت آن را آموخت و پس از شناسایی، آنها را به کار بست.

مهم ترین راه کارهای شادی آفرین عبارت اند از:

1 . ایمان

قرآن مجید رسیدن به اطمینان قلبی را منحصراً در یاد خدا می داند و این اطمینان، اساس هر نوع شادی است. پژوهش های روان شناسان غربی نیز نشان می دهد که افراد معتقد به خدا و جهان آخرت و تعالیم کتاب مقدس، شادتر و برای زندگی، پر انگیزه ترند. همچنین افرادی که به طور مرتب به کلیسا می روند، شادتر از کسانی هستند که به کلیسا نمی روند.(51)

2 . رضایت و تحمل

یکی از راه های مهم شادی، کنار آمدن با مشکلات و رضامندی از مقدرات الهی است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «نشاط و شادی، در پرتو راضی بودن به رضای خدا و یقین به دست می آید و اندوه و غم، در شک و ناخشنودی به مقدرات الهی حاصل می شود.»(52)

3 . عبادت

یکی از اسباب شادی و نشاط، نماز و ارتباط و مناجات با خداست. افرادی که به دعا و نماز می پردازند، کمتر دچار نگرانی و اندوه می شوند. امام صادق علیه السلام به یکی از یارانش فرمود: «چه عاملی شما را مانع شده در وقتی که غم و اندوه دنیوی برایتان ایجاد گردید، وضو بگیرد و داخل مسجد شود و دو رکعت نماز بخواند و خداوند بزرگ را صدا بزند و از او کمک بخواهد!؟ آیا نشنیده ای کلام خدا را که فرموده: از نماز و روزه کمک بگیرید.»(53)

کسی که گناهی مرتکب شده و عذاب وجدان او را غمگین کرده، به وسیله توبه و استغفار، از احساس گناه رهایی می یابد و نشاط اولیه را به دست می آورد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «کسی که بسیار استغفار کند، خداوند او را از هر اندوهی، گشایشی و از هر تنگنایی، راه نجاتی می بخشد.»(54)

ذکر خدا، آرم بخش دل و نشاط دهنده روح است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «ای سفیان! زمانی که چیزی تو را محزون ساخت، لا حول ولا قوة الا بالله زیاد بگو، زیرا این جمله، کلید شادی است.»(55)

4 . هدف مندی در زندگی

کسی که در زندگی خود هدف متعالی و معقولی را دنبال می کند، در پی یافتن معنا در زندگی است. تلاش برای یافتن معنا در زندگی، انسان را به حرکت در می آورد، در او شور و شوق وصف ناپذیری ایجاد می کند و انرژی وی را مضاعف می سازد. روان شناس شهیر، ویکتور فرانکل که در اسارت نازی ها به کشف معنا درمانی نایل گردید، در همان زمان همه نزدیکان خود را از دست داد. پدر، برادر و همسرش در تنورهای آتش از بین رفتند. همه اعضای خانواده اش از بیماری جان دادند، اما گرسنگی، سرما و شکنجه هرگز زانوان پر توان فرانکل را خم نکرد. او در این باره می گوید: آنچه انسان را از پای در می آورد، رنج ها و سرنوشت نامطلوب نیست، بلکه بی معنا شدن زندگی است که مصیبت بار است. معنا تنها در لذت و شادمانی و خوشی نیست، بلکه در رنج و مرگ هم می توان معنایی یافت.(56)

5 . مثبت نگری

خوش بینی که نشانه سلامت روان است، می تواند شادی را افزایش دهد. «ما تصمیم می گیریم که دیگران را چگونه ببینیم. وقتی می خواهیم کسی را دوست داشته باشیم، می توانیم بسیار صبور و شکیبا باشیم. وقتی تصمیم می گیریم که از آدم ها برنجیم، بر اشتباهات آنها دقیق می شویم؛ پس نوع احساسی که درباره دیگران داریم به رفتارهای آنها بستگی ندارد، بلکه به نگرش خود ما مربوط است. اکثر آدم ها بیشرین وقت خود را صرف جست و جوی عیب های دیگران می کنند و کمتر به خوبی های آنها می پردازند.»(57)

زندگی ما بازتاب کامل اعتقاداتمان است. باورها و اعتقادات انسان، تعیین کننده کیفیت زندگی او هستند؛ «مثلاً اعتقاد شما این است که پدرها باید فرزندان خود را تشویق کنند و برای آنها هدیه بخرند. هر گاه پدرتان مطابق این اعتقاد شما رفتار نمی کند، غمگین و افسرده می شوید و در نتیجه تصمیم می گیرید که پدرتان را تغییر دهید. اکثر مردم هیچ وقت فکر نمی کنند که راه حل دیگری هم وجود دارد. آیا بهتر نیست که به جای پدر، باورهای خود را تغییر دهیم؟ بعضی ها هرگز توقع ندارند که یک رفتار خاصی را از دیگران ببینند و در نتیجه از آرامش ذهنی بیشتری برخوردارند».(58) پس برای به دست آوردن شادی، باید یاد بگیریم که اندیشه هایمان را کنترل کنیم، چون« آنچه مایه خوش بختی و شادی انسان می شود، درون اوست، نه عوامل بیرونی». البته این را نیز باید به یاد داشته باشید که: «آنچه شما را آزرده است، نفس حادثه نیست، بلکه تفکرات شما در باره آن حادثه است.»(59)

فکرت را راست کن نیکو نگر

هست آن فکرت شعاع آن گهر(60)

منفی بافان همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند و با عینک بدبینی، به اطراف خود می نگرند. اشتباهات کوچک را بزرگ می شمارند، از کاه کوهی می سازند و زندگی را در کام خود و دیگران تلخ می کنند. اما مثبت اندیشان، همیشه نیمه پر لیوان را می بینند و خطاها و لغزش های دیگران را نادیده می گیرند و زندگی را نشاطانگیز می نمایند. «آندرو متیوس» به مراجعان خود که از افسردگی رنج می بردند، چنین توصیه می کرد: «اولین کار برای رهایی از افسردگی و ناراحتی این است: دهانت را هنگامی باز کن که حرفی مثبت و سازنده برای گفتن داشته باشی.»(61)

پرورش حالات روحی مثبت مانند: مهربانی، همدردی، کمک به دیگران و... به سلامت و شادی روحی منجر می شوند. اعمال و واکنش های ما نتیجه افکار ما هستند. پس اگر افکار مثبت و شاد داشته باشیم، زندگی مان شاد خواهد بود.

6 . در حال زیستن

شادی در گرو زندگی کردن در زمان حال است. متأسفانه بعضی از مردم به دیروز و فردا به صورت افراطی می نگرند؛ یا حسرت دیروز را می خورند یا خود را در آرزوهای دست نیافتنی فردا غرق می کنند و نشاط و آرامش را از خود سلب می نمایند. اگر به آینده نگری و دور اندیشی اهمیت داده شده؛ برای ساختن آینده است، اما نه به قیمت از دست دادن امروز. از طرفی، آینده مجموعه ای از امروزهاست. پس به دست آوردن آینده در صورتی است که امروز را ذخیره کنیم. لذا اشتباه است اگر امروز را فدای آینده کنیم که در این صورت، آینده ای نیز نخواهد بود، چون مهم ترین آفت آینده، از دست دادن اجزای آن، یعنی امروز است. هر وقت توانستیم از امروز استفاده کنیم، به آینده نیز خواهیم رسید.

پیشوایان دین همواره بر این نکته مهم تأکید داشته اند. امام علی علیه السلام می فرماید: «گذشته عمر تو رفته است و باقی مانده آن، محل تردید است؛ پس زمانی را که در آن به سر می بری، برای عمل، غنیمت شمار».(62) در جای دیگر می فرماید: «قلبت را از اندوه گذشته آکنده مساز که تو را از آمادگی برای آینده باز می دارد».(63) و باز فرموده است: «نگرانی های سال را بر نگرانی امروزت اضافه مکن، برای امروز مشکلات خودش کافی است.»(64)

سعدیا دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست

در میان این و آن فرصت شمار امروز را

ویکتور هوگو می گوید: «سراسر عمر ما تلاشی است پیوسته برای دست یافتن به کام یابی و سعادت، در حالی که شاید خوش بختی همین لحظه ای بود که به آن می اندیشیم».(65) وقتی به جای لذت بردن از هر لحظه زندگی، آن را صرف آماده شدن برای آینده می کنیم، در واقع شادمانی خود را به تعویق می اندازیم. ما توانایی خویش را برای تجربه کردن و لذت بردن از زمان حال از دست می دهیم. پس وقتی فرصت شادمانی داریم، آن را از دست می دهیم.(66)

صائب تبریزی می گوید:

حالِ ما را غم آینده مشوّش نکند

در بهاران، نبود فکر زمستان ما را

در روایات اسلامی، از «امروز» به عنوان غنیمت و فرصت یاد شده که دقیقاً همان چیزی است که از سوی کارشناسان امور تعلیم و تربیت و روان شناسان، در جهان امروز مطرح شده است.

7 . تبسم و خنده

یکی از اسباب مسرت و شادی، تبسم و لبخند می باشد. این موضوع از نظر علمی نیز ثابت شده است. متخصصان می گویند: در یک قهقهه، شانه ها، گلو، گردن و دیافراگم تکان می خورند، به طوری که عضلات بعضی افراد که عادت به خنده درست و حسابی ندارند، دچار گرفتگی می شود، قلب تندتر می زند، فشار خون بالا می رود و سطح اکسیژن خون افزایش می یابد؛ همچنان که تعداد دفعات تنفس بیشتر می شود. احتمالاً مهم تر از همه، اندورفین، داروی مغزی، ترشح می شود که نه فقط در انسان احساس سرخوشی به وجود می آورد، بلکه از نظر بسیاری از پزشکان، یکی از بهترین داروهای طبیعی است.(67)

هر کس در روابط اجتماعی خود با دیگران، به کار کرد خنده و اهمیت آن در ایجاد شادی پی برده است. پیشوایان دین به خصوص پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله خنده رو بودند. در روایتی آمده است: رسول خداصلی الله علیه وآله هنگام سخن گفتن تبسم می کرد.(68) البته خندیدن باید به گونه ای باشد که شخصیت انسان آسیب نبیند و با وقار و متانت در تضاد نباشد. در این صورت، خنده، به موقع و متعادل خواهد بود. امام علی علیه السلام در توصیف پرهیزگاران می فرماید: «اگر بخندد، صدایش به قهقهه (خنده صدادار) بلند نمی شود.»(69)

8 . شوخی

با مزاح و شوخی، خاطرات غم انگیز فراموش می شود و طراوت و شادی جایگزین آن می شود. اغلب اتفاقات و حوادث ناراحت کننده زندگی را می توان با روح شوخی و بذله گویی به اموری خوشایند و قابل تحمل تبدیل کرد. بر این اساس، اسلام شوخی و بذله گویی را به منظور به دست آوردن نشاط روحی تجویز کرده و برای زدودن کسالت و ملالت، در چهارچوب نظم اخلاقی، مطلوب شمرده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله یکی از صفات مؤمن را شوخ طبعی و زنده دل بودن دانسته اند.(70) امام صادق علیه السلام به یکی از یارانش فرمود: «شوخی شما اصحاب با یکدیگر چه مقدار است؟ گفت: کم است. حضرت فرمود: این گونه نباشید، به درستی که شوخ طبعی از حُسن خلق است. شما بدین وسیله برادرتان را شاد می کنید؛ همان گونه که رسول خداصلی الله علیه وآله اهل شوخی و مزاح بودند تا سرور و شادی را در قلب اصحاب ایجاد کنند.»(71)

البته از نظر اسلام، شوخی باید معقول و منطقی باشد و از حد اعتدال خارج شود. روایاتی که از شوخی کردن نهی کرده اند، ناظر به مواردی است که اصول اخلاقی در آن رعایت نشده باشد. امام علی علیه السلام می فرماید: «کسی که زیاد مزاح کند، شکوه و وقار او کم می شود.»(72)

9 . خودآرایی

آراستگی ظاهری، جذابیت به همراه دارد، ناخواسته توجه دیگران را به سوی انسان جلب می کند و ارتباط صمیمانه ای را ایجاد می نماید که در پرتو آن، شادمانه زیستن پرورش خواهد یافت.

10 . بوی خوش

یکی از عوامل نشاط آور، استفاده از بوی خوش است. انسان با استشمام بوی خوش، نیرویی تازه می گیرد و به وجد می آید. عطر زدن از سنت های پسندیده ای است که اسلام بر آن تأکید کرده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «رسول خداصلی الله علیه وآله برای بوی خوش، بیشتر از خوراکش خرج می کرد.»(73)

11 . پوشیدن لباس های روشن

امروزه این نظریه روان شناسان به اثبات رسیده است که رنگ ها می توانند بیانگر خلق و خو و احساسات و حالات درونی انسان باشند.(74) بر این اساس، برای هر رنگی ویژگی و خواصی ذکر شده است. بدون تردید رنگ روشن مثل سفید و یا سبز، مفرح و بهجت آور است. از این رو پزشکان و جراحان در اتاق های عمل، از این رنگ استفاده می کنند تا امید به زندگی را در دل بیماران خود ایجاد نمایند. معمولاً در جشن ها و عروسی ها از لباس سفید استفاده می کنند که پیام آور شادی، نشاط، عشق و محبت است. اسلام به پوشیدن لباس های روشن، به ویژه سفید توجه زیادی مبذول داشته است. امام باقرعلیه السلام می فرماید: «هیچ لباسی بهتر از لباس سفید نیست».(75) از سوی دیگر، استفاده از لباس سیاه که غم انگیز می باشد، مکروه اعلام شده است. امام علی علیه السلام می فرماید: «لباس سیاه نپوشید که لباس فرعون است.(76) (البته چادر، عمامه و لباس سیاه برای عزاداری ها استثنا شده است و چه بسا گاهی اوقات موجب وقار و نشاط زنان در جامعه ما باشد).

12 . ورزش

تحرک جسمی و فکری در زندگی ماشینی امروز، در تعادل روحی انسان بسیار مؤثر است. به تجربه ثابت شده که پس از انجام حرکات ورزشی، سرخوشی و طراوتی به آدمی دست می دهد که شاید تا آخر روز اثرش باقی باشد. ضمن این که بر رفتارهای تحصیلی و شغلی نیز اثر می گذارد.

13 . تغذیه مناسب

پژوهش ها نشان داده اند که صبحانه مناسب و حاوی مختصری مواد قندی، سهم به سزایی در شادی روزانه دارد. همچنین برخی پروتئین های موجود در گوشت و سبوس غلات و ویتامین های «ب»، نقش مؤثری در شادی بخشی و پیشگیری از افسردگی دارد. نقش سبزیجات و میوه ها، به ویژه سیب، پرتقال، زیتون و شیر در افزایش نشاط، غیر قابل انکار است.(77)

14 . مسافرت

سیر و سفر و تغییر محیط و جابه جایی، زندگی را از یک نواختی ملال آور خارج می کند و نشاط و شادکامی را به ارمغان می آورد. در شعری که به امام علی علیه السلام نسبت داده شده، آمده است: برای رسیدن به ترقی و تعالی، از وطن های خود دور شوید و مسافرت کنید که در سفر پنج فایده است: تفریح و انبساط روح؛ تحصیل درآمد و تأمین معاش؛ فرار گرفتن علم و تجربه؛ یادگیری آداب زندگی و آشنایی با افراد فاضل.(78)

15 . رویکرد به ادبیات و شعر

شعر و شادی، هر دو منشأ درونی دارند و بین آنها رابطه مستقیم برقرار است. از این رو هر گاه انسان بخواهد احساسات و عواطف خود را بروز دهد، از شعر استفاده می کند. وقتی کسی غمگین می شود، اقدام به آواز خوانی می کند. اگر علتش را جویا شوید، می گوید: دلم گرفته است و می خواهم غم هایم را فراموش کنم.

16 . اعتماد به نفس

یکی از اسباب شادی، اطمینان به خود و تجربه آن در عمل است. خانم الیزابت هارلوک، روان شناس معاصر «سه میم» را عوامل اصلی شادی می داند: 1 - محبوبیت؛ 2 - مقبولیت؛ 3 - موفقیت.(79) این «سه» وقتی حاصل می شود که انسان به خود اعتماد داشته باشد.

تکنیک های تقویت اعتماد به نفس و کسب شادی

1 . خود را سرزنش نکنید: سرزنش و سرکوفت زدن به خود، نشاط و شادمانی را از شما سلب می کند، زیرا نسبت های ناروا به خود دادن، در ضمیر ناخودآگاه باقی می ماند و از ضمیر ناخودآگاه پیام های منفی به ذهن مخابره می شود و در این شرایط احساس می کنید که توان انجام کاری را ندارید. البته این گفته بدان معنا نیست که اشتباهات را نادیده بگیرید، بلکه نشان می دهد که راجع به نقاط ضعف و قدرت، باید قضاوت منصفانه داشت.

2 . خود را تشویق کنید: انتظار نداشته باشید که دیگران از شما تعریف کرده و یا شما را تشویق کنند. چه بسا بی توجهی یا حسادت و نظایر آن باعث می شود که دیگران کمتر شما را تشویق کنند، ولی خودتان را هر چند وقت یک بار تحسین کنید و پاداش بدهید. این امر، وجودتان را از شور و شوق و شادمانی لبریز می کند.

3 . بر نقاط قوت خود پافشاری کنید: بالیدن به توانایی های خود، برچسب منفی به خود نزدن و برجسته کردن امتیازات، احساس رضایت و خرسندی به شما خواهد داد. پس با هر نوع تفکر منفی برخورد کنید تا غم و غصه شما را فرا نگیرد.

4 . محدودیت ها و کمبودهای خود را بپذیرید و با آنها کنار بیایید، از مشکلات نهراسید و به شکست ها نیندیشید، بلکه به موفقیت ها فکر کنید و بدانید فقط شما نیستید که دارای این مشکل هستید. از این طریق، جرئت پیشروی و مسئولیت پذیری پیدا می کنید و شادی بر زندگی تان حاکم خواهد شد.

17 . حضور در جمع افراد شاد

بعضی از محققان، برقراری ارتباط با خویشاوندان و تشکیل اجتماعات خانوادگی و محافل دوستانه و صمیمی و بحث و گفت و گو با آنان را در ایجاد شور و نشاط درونی مؤثر می دانند. همچنان که آدم عبوس و غمگین، دیگران را اندوهگین می کند، انسان متبسم و خنده رو نیز دیگران را به شادی وا می دارد.

18 . خوش سخنی

در همه زیبایی ها، سخن زیبا از جایگاه خاصی برخوردار است، زیرا از یک طرف، سخن زیبا شادی ساز است و از طرفی دیگر، سایر زیبایی های عالم به وسیله سخن بیان می شود. سخن و کلام، هم در کمال و شادی انسان مؤثر است و هم در سقوط و غم و اندوه وی اثر دارد و این، بستگی به انتخاب کلمات و طرز ادای آن دارد. مسائلی که در این باره باید مورد توجه قرار گیرد تا سخن زیبا تأثیر خود را در شاد زیستن حفظ کند، عبارت اند از: 1 . سخن، گزنده و نیش دار نباشد؛ 2 . همراه با ادب اسلامی باشد؛ 3 . با تبسم همراه گردد؛ 4 . آهنگ متنوع داشته باشد؛ 5 . با گرمی و صمیمیت درونی همراه باشد.

پرسش های متن پایه دو

1 - در روایات، از مواقع شادمانی، به چه تعبیر شده است؟

الف) غنیمت.

ب) فرصت.

ج) سرگرمی.

د) الف و ب.

2 - شادی در برابر مصیبت دیده:

الف) دور از ادب است.

ب) دور از انسانیت است.

ج) دور از جوانمردی است.

د) الف و ج.

3 - آیه «فلیضحکوا قلیلاً...»:

الف) در مورد مؤمنان است.

ب) در باره کافران است.

ج) در صدد نفی شادی است.

د) در مورد منافقان است.

4 - شادی فرعون از کدام قسم شادی بود؟

الف) شادی مغرورانه.

ب) شادی به گناه.

ج) شادی تمسخرآمیز.

د) الف و ج.

5 - کدام گزینه صحیح نیست؟

الف) شادی، امری اکتسابی است.

ب) شادی، نیاز به آموختن دارد.

ج) شادی، یک نوع مهارت است.

د) نباید عوامل شادی را مشخص کرد.

6 - چه کسی ژن شادی دارد؟

الف) برون گرای با ثبات.

ب) درون گرای روان رنجور.

ج) برون گرای روان رنجور.

د) درون گرای با ثبات.

7 - کلید شادی چیست؟

الف) استغفار.

ب) نماز.

ج) ذکر «لا حول و لا قوة الا بالله».

د) دعا.

8 - کدام گزینه صحیح است؟

الف) آنچه مایه شادی است، عوامل بیرونی است.

ب) زندگی ما بازتاب اعتقاداتمان است.

ج) وراثت، نقش عمده ای در شادی دارد.

د) میان ثروت و شادی، رابطه ای نیست.

9 - منظور از آینده نگری چیست؟

الف) از دست دادن امروز.

ب) ساختن آینده.

ج) نگرش افراطی به فردا.

د) الف و ب.

10 - چه کسی معتقد است که از طریق خنده می تواند وضعیت معکوس را به وجود بیاورد؟

الف) دکتر واینبرگر.

ب) ریچارد استیل.

ج) دکتر دیوید مایزر.

د) نورمن کازنیز.

11 - کدام یک از رنگ ها فرح بخش است؟

الف) رنگ سفید.

ب) رنگ زرد.

ج) رنگ سبز.

د) الف و ج.

12 - در برابر اشتباهات خود چه موضعی باید داشت؟

الف) سرزنش کردن.

ب) نادیده گرفتن.

ج) قضاوت صحیح.

د) همه موارد.

13 - چه کسی برای بوی خوش، زیاد خرج می کرد؟

الف) امام صادق علیه السلام.

ب) پیامبرصلی الله علیه وآله.

ج) امام علی علیه السلام.

د) امام باقرعلیه السلام.

14 - این روایت از کیست؟ «شادی به گناه، از انجامش زشت تر است.»

الف) امام صادق علیه السلام.

ب) امام علی علیه السلام.

ج) امام باقرعلیه السلام.

د) پیامبرصلی الله علیه وآله.

15 - اصل و اساس شادی در چیست؟

الف) رضایت.

ب) اطمینان قلبی.

ج) سلامتی.

د) عبادت.

پینوشت ها:

1) فرهنگ فارسی عمید، واژه شاد و شادی.

2) ابوالفضل طریقه دار، شرع و شادی، ص 24.

3) مقالات فلسفی، ج 2، ص 66.

4) نشریه پیوند، ش 297، ص 33.

5) مایکل آیزنک، روان شناسی شادی، ترجمه خشایار بیگی و مهرداد فیروز بخت، ص 12.

6) روزنامه انتخاب، 7 آذر 79، ص 8.

7) خسرو امیر حسینی، مهارت های شاد زیستن، ص 62 و 63.

8) امدادهای غیبی، ص 56 و 57.

9) همان.

10) توبه (9) آیه 82.

11) تفسیر نمونه، ج 8، ص 63 و 64.

12) قصص (28) آیه 76.

13) غررالحکم و دررالکلم، ج 1، ص 272.

14) نهج البلاغه، قصار 333.

15) مرتضی مطهری، سیری در سیره نبوی، ص 239 - 240.

16) بحارالانوار، ج 75، ص 321.

17) همان.

18) غررالحکم و دررالکلم، ج 4، ص 136.

19) بحارالانوار، ج 77، ص 52.

20) محمود اکبری، غم و شادی، ص 38.

21) نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه 166.

22) بحارالانوار، ج 48، ص 174.

23) اصول کافی، ج 2، ص 206.

24) وسائل الشیعه، ج 11، ص 569.

25) بحارالانوار، ج 44، ص 286.

26) میزان الحکمه، ج 3، ص 463.

27) بحارالانوار، ج 75، ص 374.

28) زخرف (43) آیه 47.

29) میزان الحکمه، ج 7، ص 149.

30) هود (11) آیه 10.

31) خنده های بلند، ص 23.

32) غررالحکم و دررالکلم، ج 2، ص 113.

33) خسرو امیر حسینی، همان، ص 71.

34) همان، ص 72.

35) روزنامه جمهوری اسلامی، 5 / 7 / 72.

36) نهج البلاغه، قصار 188.

37) خسرو امیر حسینی، همان، ص 156.

38) کشف الغمه، ج 1، ص 363.

39) وسائل الشیعه، ج 12، ص 12.

40) لئالی الاخبار، ج 2، ص 209.

41) نشریه پیوند، ش 292، ص 34.

42) کافی، ج 6، ص 49.

43) کنز العمال، حدیث 6009.

44) مهدی بهادری نژاد، شادی و زندگی، ص 26.

45) همان.

46) همان.

47) ر.ک: مایکل آیزنک، همان، ص 53 - 56 و ابوالفضل طریقه دار، همان، ص 35.

48) مایکل آیزنک، همان، ص 158 - 159.

49) وین دایر، عظمت خود را در یابید، ترجمه محمد رضا آل یاسین، ص 46.

50) باربارا آنجلیس، لحظه های ناب زندگی، ترجمه شهرزاد لولاچی، ص 19.

51) مجله حدیث زندگی، ش 9، ص 45.

52) بحارالانوار، ج 68، ص 159.

53) همان، ج 66، ص 342.

54) نهج الفصاحه، حدیث 2941.

55) بحارالانوار، ج 75، ص 201.

56) ویکتور فرانکل، انسان در جست و جوی معنی، ترجمه دکتر نهضت صالحیان و مهین میلانی، ص 225.

57) اندرو متیوس، آخرین راز شاد زیستن، ترجمه وحید افضلی راد، ص 96.

58) همان، ص 62.

59) همان، ص 164.

60) مثنوی معنوی، دفتر دوم، بیت 860.

61) آندرو متیوس، ص 83.

62) میزان الحکمه، ج 8، ص 4036.

63) غررالحکم و دررالکلم، ج 6، ص 345.

64) همان، ص 329.

65) ابوالفضل طریقه دار، همان، ص 36.

66) بارباراد آنجلیس، همان، ص 9.

67) روزنامه ایران، 8 آبان 1379، ص 1.

68) مکارم الاخلاق، ج 1، ص 20.

69) نهج البلاغه، خطبه 184.

70) بحارالانوار، ج 74، ص 153.

71) اصول کافی، ج 2، ص 663.

72) غررالحکم و دررالکلم، ج 4، ص 591.

73) وسائل الشیعه، ج 1، ص 443.

74) خسرو امیر حسینی، همان، ص 179.

75) بحارالانوار، ج 78، ص 330.

76) همان، ج 83، ص 248.

77) مجله حدیث زندگی، همان، ص 46.

78) مستدرک الوسائل، ج 2، ص 22.

79) مجله حدیث زندگی، همان، ص 45.