مشخصات مجله


پرسمان - شهریور 1383، شماره 24
تاریخ درج : 1386/9/18
بازدید : 60821

فهرست مطالب

جستجو

مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > پرسمان > شهریور 1383، شماره 24


خدا به کدام دل نزدیک تر است؟

پدید آورنده : جواد محدثی ، صفحه 2

بیا به زمزمه یاد یار، دردل شب ها

درون تیره خود را چو روز، روشن کن

بیا سحرگاهان

خزان خسته دلی را

به عطر «یاد» و شمیم «دعا» چو گلشن کن

تو را که مانده چنین بی پناه و دل گیری

به جز خدای جهان، هیچ تکیه گاهی نیست

به پیش پای تو،

ای اشتیاق سبزوجوان،

به جز نیایش و راز و نیاز، راهی نیست.1

چگونه انسان، این «بی نهایت کوچک» می تواند با آفریدگار هستی، آن «بی نهایت بزرگ» رابطه برقرار کند و این پیوند، او را از خاک تا افلاک ببرد؟

چگونه این «هیچ» به آن «همه» متصل می شود؟

آیا جز «دعا و نیایش»، راهی برای این پیوند هست؟

دعا چیست؟ شرایط آن کدام است؟ استجابت دعا یعنی چه؟ پیدا کردن «حال» در دعا چگونه به دست می آید؟ به چه زبانی باید دعا کرد؟ نیایش چه تأثیر روحی و معنوی بر زندگی ما دارد؟ و... سؤالاتی از این دست بسیار است.

می دانیم که دعا، تنها خواندن جملاتی و باز خوانی متنی، بی حضور دل و بی کشش روح نیست. یعنی خواندن الفاظ نیست، بلکه خواستن از عمق جان است. اگر دعا از جان سوخته و عطشناک برآید، «اجابت» خدا، آب گوارایی بر عطش سوزان دل سوختگان است.

باید اجازه داد تا پای اشک، از جاده دل عبور کند. باید گذاشت وقتی آسمان دل می گیرد، باران اشک جاری شود.

باید گذاشت وقتی حالت اضطرار و نیاز و طلب و درماندگی دست می دهد، عنان سخن به دست دل داد، تا صمیمانه با خدا حرف بزند و مثل یک کودک، زار بزند، اشک بریزد، با اصرار بخواهد و یقین داشته باشد که این پای بر زمین کوبیدن و اشک و التماس داشتن، موجب بر آمدن حاجت می شود و گریه، سلاح نیایش گر است و امید، سرمایه اوست... «ارحم من رأس ماله الرّجاء و سلاحُه البکاء...»2 باید کاری کرد تا چشمه «ربّنا» از دل بجوشد و بر کویر سینه های سوزان جاری شود و دشت عطش را سیراب کند.

چگونه می توان «حس دعا» پیدا کرد؟

اگر «احساس نیاز» از سویی و «قدرت رفع نیاز» ازسوی دیگر باشد، اگر «ابراز حاجت» از طرف بنده و «درخواست دعا» از سوی خدا باشد، آنچه این دو سو را به هم وصل می کند «نیایش» است. هر چه انسان فقر و نیاز خویش را بیشتر بشناسد، و هر چه به قدرت و رحمت الهی آگاه تر باشد، حسّ دعا بهتر به دست می آید.

یک ذرّه ز فقر خویش، ابراز کنیم

چندان که خدا غنی است، ما محتاجیم

احساس بی نیازی، طغیان و روی گردانی می آورد. قرآن کریم می فرماید: انسان همین که خود را غنی و بی نیاز حس کند، سر به طغیان و گردن کشی می گذارد «انّ الانسانَ لیطغی، ان راه استغنی».3 و هر چه فقر و نیاز خود را بیشتر حس کند و سررشته کارها را به دست معبود ببیند، کشش به سوی خدا بیشتر خواهد بود. باز قرآن کریم می فرماید: ای مردم! شما همه نیازمند خداوندید و او بی نیاز و ستوده است: «یا ایها الناس انتم الفقراء الی اللَّه و اللَّه هو الغنی الحمید».4

تنها نیازمندی و وابستگی انسان به خدا کافی نیست، درک این که بنده، نیازمند و وابسته است، برانگیزاننده آن «حس دعا» است.

باید حجاب بین بنده و خالق کنار برود، امّا چگونه؟

غرور، خودخواهی، تکبّر، بی اعتنایی، طلب کاری، قساوت دل، یأس و نومیدی همه به نوعی «حجاب» به شمار می رود. بر عکس، حالاتی همچون شکسته دلی، تضرّع، زاری، اصرار، گریه، خشوع، امید، اضطرار، التجا، پناه آوردن، یقین به اجابت، خسته نشدن از طلب، رقّت قلب و... پرده ها و حجاب ها را کنار می زند. سفارش حضرت رسالت چنین است: آن گاه که رقّت دل حاصل شد، دعا را غنیمت شمارید، که رحمت خداست: «اغتنموا الدعاء عند الرقه، فانها رحمه».5

خدا به کدام دل نزدیک تر است؟

نجوای کدام نیایش گر از بام خانه تا ملکوت خدا بالا می رود؟

در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس

بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است

این حدیث قدسی که: «انا عند المنکسرة قلوبهم» (من نزد شکسته دلانم)، اشاره به این حقیقت است که:

افتادگی آموز اگر طالب فیضی

هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است

به روایت فرزانگان از سیره خاتم پیامبران، آن حضرت هرگاه که دعا و نیایش می کرد، مانند بینوایی که دست نیاز و طلب گشوده و غذا می خواهد، دست خود را به آستان خدا بلند می کرد.6 و همین حالت نیاز و درماندگی است که رحمت را نازل می کند و نگاه عنایت خدا را به سوی نیایش گر بر می گرداند و «رفعت»، در همین «فروتنی» است و «عزّت» در سایه همین «تواضع»!

«الهی! ماندگان را چراغ راهی، راندگان را ملجأ و پناهی. اگر راه دهی و راه به بارگاه دهی، از دیدگان، اشک شوق ریزد و شوقت شور دعا برانگیزد. دست نیازمان به آستانت فراز آید، و دل رمیده به سویت باز آید. الهی، چنان کن که بسته گردیم و خسته نگردیم، خسته گردیم و از تو بر نگردیم...».7

دعا، اقبال بنده به درگاه خداوند است و اجابت، اقبال خداوند به بنده است. اگر مفهوم دعا و اجابت در دل جای گیرد، حالت دعا و نیایش پدید می آید. چه سعادتی بالاتر از این که یک «بنده» مورد عنایت «مولی» قرار گیرد و خدا صدایش را بشنود و خوشش آید و جواب بدهد و گاهی جواب دادن را طول دهد تا بیشتر صدای نجوا و نیایش بنده را بشنود.

پس از تأخیر استجابت نباید چندان نگران و ناامید شد. گاهی صلاح بنده را مولی بهتر می داند. گاهی هم تأخیر از آن جهت است که در حدیث آمده است: «گاهی خداوند، اجابت دعای مؤمن را به تأخیر می اندازد، چون مشتاق دعای اوست و می فرماید: صدایی است که دوست دارم آن را بشنوم».8

چه می دانیم؟ شاید هم، دعا از صمیم دل و از روی خلوص نیّت نیست و و شرایط استجابت در آن فراهم نیست. مگر دعا از دل غافل و زبان یاوه گو و نیّت آلوده و نیایش گر ریاکار را آن اندازه اثر است که به آسمان رود و به آستان خدا رسد؟!

به هر حال، حال را هم باید از خدا خواست، که «محوّل الاحوال» است.

«هم دعا از تو، اجابت هم ز تو».

در حدیث امام علی - علیه السلام- است: خشکیدن اشک از چشم ها، نتیجه قساوت دل است و قساوت دل ها نتیجه زیاد شدن گناهان: «ما جفّت الدموع الا لقسوة القلوب، و ما قست القلوب الا لکثرة الذنوب».9

عصیان و گناه ،پرتگاه دل ماست

مسدود به روی عقل، راه دل ماست

خشکیدن اشک گریه از چشمه چشم

گویای سقوط پایگاه دل ماست 10

پس چگونه باید دعا کرد؟ آداب دعا چیست؟

رهنمودهای اولیای دین در این زمینه بسیار است. برخی از «آداب دعا» از این قرار است:

1.مداومت و پیوستگی در دعا، یعنی همیشه، همه جا، در هر حال، درغم و شادی، در راحت و رنج، در فقر ودارایی، در پیری و جوانی، در بیماری و تندرستی، در شدّت و و رخا.

2.پرهیز از گناه، چرا که گاهی گناهان مانع اجابت دعا می شود: «اللهم اغفرلی الذّنوب التی تحبس الدعا».11

3.دعای دسته جمعی و آمین گفتن گروهی از مؤمنان، چهل نفر یا کمتر. روایت است که هرگاه برای امام باقر-علیه السلام- مشکلی پیش می آمد، زنان و کودکان خانواده را جمع می کرد و دعا می کرد و آنان آمین می گفتند.12

4.دعا به نام های نیک خدا و ستایش و حمدوثنا پیش از دعا، چرا که هر نامی کلید دری از رحمت های الهی است و هر اسمی خاصیّتی دارد. ستایش الهی شرط ادب پیش از عرض حاجت است.

5.بازگو کردن حاجت ها و بر شمردن نیازها، هر چند که خداوند دانای همه چیز است و هم نامه نانوشته می خواند و هم اسرار نهفته می داند، امّا خود این مطرح کردن، گامی به اجابت نزدیک تر است. امام صادق -علیه السلام- می فرماید: «خداوند می داند آن چه را که بنده اش هنگام دعا می خواهد، ولی دوست دارد که نیازها را به درگاه الهی عرضه کند. پس هرگاه دعا می کنی، حاجت هایت را یک به یک نام ببر».13

6.اصرار و الحاح و خسته نشدن و پیوسته خواستن، چرا که وقتی دری را بسیار بکوبید کسی پیدا می شود که در را باز کند. اصرار در دعا، مایه گشوده شدن در رحمت و اجابت الهی است.

7.همت بلند داشتن و حاجت های مهم خواستن، ادب و آداب دیگری در دعاست. خواسته ها هر چه متعالی تر، با ارزش تر، فراگیرتر باشد، بهتر است. حال که دعا می کنی، تنها برای خودت مخواه، برای دیگران هم بطلب. خواسته هایت تنها مادی و رفع مشکلات معیشتی نباشد، خواسته های معنوی هم داشته باش. تنها برای دنیا مخواه و قلمرو آخرت را هم در دعایت بگنجان.

وقتی می توان از خدا آخرت را هم خواست، چرا دنیا بخواهیم؟ قرآن کریم می فرماید: آنان که از خدا فقط دنیا می خواهند، در آخرت نصیبی ندارند، امّا بعضی هم نیکی دنیا و هم نیکی آخرت و نجات از دوزخ می خواهند: «ربنا آتنا فی الدّنیا حسنه، و فی الاخره حسنه وقنا عذاب النّار».14

در دعا هم خوب است از پیشوایان مکتب بهره جوییم و ادب دعا کردن و خواسته های متعالی داشتن را از آنان بیاموزیم. دنیای وسیع و غنی «خواسته های متعالی» در دعاهای معصومین، دنیای زیبا و بی پایان است. تنها کافی است به دعای امام سجاد -علیه السلام- با عنوان «دعای مکارم الاخلاق»15نظر بیفکنیم، تا با گوشه ای از نیازهای والا و خواسته های متعالی از زبان آن امام، که «زیباترین روح پرستاره» است، آشنا شویم.

«الهی...در هندسه وجود، توحید را نقطه پرگارمان ساز، دایره تلاشمان را بر محور نقطه ایمان قرار بده، خطّ زندگی را امتدادی از نقطه های نیاز بساز، زاویه دیدمان را باز کن تا چشم بگشاییم، امّا به چهره حقیقت، و گوش سپاریم، امّا به آهنگ معنویت».16

«آمین».

پی نوشت

1.برگ و بار، ص 25.

2.دعای کمیل.

3.علق (96) آیه 6.

4.فاطر (35) آیه 15.

5.علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 93 ص 313.

6.ابن فهد حلّی، عدة الداعی، ص 139.

7.جواد محدثی، الهی نامه، ص 26.

8.علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 97 ص 296.

9.همان، ج 70 ص 354.

10.برگ وبار، ص 286.

11.دعای کمیل.

12.کلینی، کافی، ج 2 ص 525.

13.وسائل الشیعه، ج 4 ص 191.

14.بقره (2) آیات 200 و 201.

15.صحیفه سجّادیه، دعای 20، نیز در اواخر مفاتیح الجنان، دعای مکارم الاخلاق.

16.الهی نامه، ص 70.