مشخصات مجله


گنجینه - آذر و دی 1384، شماره 57
تاریخ درج : 1386/8/6
بازدید : 116226

فهرست مطالب

جستجو

مجلات > ادبیات و هنر > گنجینه > آذر و دی 1384، شماره 57


فصل پنجم: عارفانه ها / مؤمن مخلص

پدید آورنده : ابونصر احمد جام (قرن 6) ، صفحه 91

آینه مؤمن

مرد مؤمن چنان باید که در باب برادر مؤمن به هر چیزی از سر پی نیوفتد، زیرا که مهتر صلی الله علیه و آله می گوید: «اَلْمُؤمِنُ مِرآة المُؤمِنِ» ـ پارسی خبر چنین باشد که مهتر صلی الله علیه و آله می گوید: «مؤمن آینه مؤمن باشد و چون مؤمن در آینه نگرد مؤمن بیند. و هر که مؤمن باشد به یک گناه و به دو گناه و به ده هزار و صد هزار گناه از مؤمنی خویش نومید نگردد. و چون مرد مؤمن عارف از خود گناه بسیار می بیند و گناه همی داند، هرگز رقم کفر بر خود و بر ایمان خود نکشد. پس چرا باید بدان که از برادر مؤمن موحّد عارف یک گناه، یا دو گناه، یا ده گناه، یا صد گناه بیند بر وی بدان رقم کفر و زندیقی کشد. (ص 153)

آینگی

از خویشتن صد گناه دانی به یقین و بر خود هیچ رقم کفر نکشی؟! چون از برادر مسلمان گناهی بدانی و اگر به تهمتی و اگر به ظنّی بد و اگر به سخن صاحب غرضی هزار شنعت بر وی بزنی هیچ انصاف برادر خویش بنداده باشی و این آینه آینگی را نشاید. چون قاعده مؤمنی راست آمد باید که آینه راست نماید و چشم احول نباشد، و یکی دو نبیند. ای بی معنی! در حقّ خویشتن هزار بدی یکی بینی و در حقّ برادر مؤمن یک بدی هزار بینی، انصاف او بنداده باشی. این گناه بر مؤمن چنان می بباید که نمک در دیگ: دیگ بی نمک سخت بی خای باشد، اما شور نیز نباید. (ص 153)

حدیث نبوی

مهتر عالم صلی الله علیه و آله در باب امّت خویش چنین می گوید که ایشان روز قیامت بر حوض با من رسند همه سپید روی و سپید دست و پای باشند مؤمن نورانی و سپید روی و سپید دست و پای باشند و سپید هفت اندام باشند، گناه وی بر وی هم چنان که خال سیاه باشد بر روی ماه رویان و چون سیم سوخته زرگر بر نقره سپید. کس قیمت آن خال نداند مگر مرد عاشق، چنان که شاعر گوید:

;آن خال نگر بر رخ آن یار منا ;هر خالی را بها خراج یمنا (ص 154)

دل راست

قرآن مجید و کتاب عزیز گروهی می خواندند و می شنودند، و از آن جا که بودند سماع می کردند و گروهی می شنودند و سماع لهو و لغو و باطل می کردند! این چرا چنین است؟ قران یکی است و سماع مختلف زیرا که دل هایشان مختلف بود. هر که را دل راست بود راست شنود، و هر که را دل نه راست بود نه راست شنود، چنان که حق سبحانه و تعالی می گوید: هذا ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاّ إیمانًا وَ تَسْلیمًا. (احزاب، 22) این آیت چون منافقان، و بیماردلان شنودند، گفتند: ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاّ غُرُورًا. (ص 155)

آب مغفرت

قال النّبی صلی الله علیه و آله : اُمَّةٌ مُذْنِبةٌ وَ رَبٌّ غَفَورٌ. راویان می گویند که: این خبر بر در بهشت نبشته است. چون آن جا که بهترین جای هاست و جمله خلایق را بر آن دیدار است، مدحت ما این است که: «أمَّةٌ مُذنبةٌ و رَبٌّ غَفَورٌ» چنان واجب کند که ما نیز هم فخر بدین کنیم و معترف آییم که: ما آلوده گناه ایم، جز به آب مغفرت تو پاک نگردیم، تا اعتراف بر توبه کار ما بالا دهد، و سر و سالار هم مطیعان درگاه گردیم. و سبق از همه مقرّبان درگاه الله ببریم، چنان که خاصگان درگاه را در یاد آورد: التَّائِبُونَ العابِدُون تا آخر آیت، و رقم دوستی بر هیچ کس نکشید از اجناس خلق مگر بر این قوم که ایشان از آلایش خویش خبر دارند.

و از سر آن ندامت و اعتراف آرند و توبه کنند، تا لا جرم در شأن ایشان می آید: اِنَّ اللهَ یُحِبُّ التَّوابِینَ و یُحِبُّ الْمَتَطَهِّرینَ. و مهتر صلی الله علیه و آله می گوید: التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لا ذَنْبَ لَهُ. و مردمان در مثل گویند: توبه نکند پیشه ور از پیشه خویش. اکنون خداوند ما اکرم الاکرمین است و ما لئیم و بدکار و تو غفوری و غفّار. ما مذنب و جافی و خاطی. صنعت و پیشه تو: رحیمی و کریمی و ستّاری و پیشه ما: عصیان و نسیان و لئیمی. (ص 157)

بار خداوندا! ما در پیشه خویش هیچ تقصیری نکردیم و انبارهای: گناه و عصیان و جفا و خطا بر هم نهادیم. اکنون به اعتراف و ندامت و توبه و عجز پیش آمدیم و خطا کردیم.

الهی! چنان که ما در پیشه خویش و در بد بندگی درست آمدیم به جود و کرم و لطف و رحمت تو امید داریم که ما را قبول کنی و به حقّ آن که ارحم الرّاحمینی بر ما رحمت کنی، یا اله العالمین و یا ارحم الراحمین. (ص 158)

آتش دل

رسول صلی الله علیه و آله می گوید: مردمان همه مردگان اند مگر عالمان؛ و عالمان هم خفتگان اند مگر کار کنندگان، و کار کنندگان همه باز داشتگان اند مگر مخلصان و مخلصان همه بر خطر عظیم اند، زیرا که مخلص را چشم اگر بر کار خویش افتد و بداند که او مردی مخلص و نیک مرد است. و چشم او نه بر تقصیر و تشویر خود افتد، هلاک از وی برآید، و او از معجبان است و از هلاک شدگان است.

پس هر کجا که هست و در هر مقام که هست، نیاز و تقصیر و عذر و اعتراف و توبه و ندامت می باید که هیچ زادی قیامت را بهتر از این نیست. و هر توبه که کسی کند که آن توبه نه از سر نیاز و توش دل و آتش ندامت باشد، آن را بس قیمتی نباشد. (ص 160)