مجلات > ادبیات و هنر > گنجینه > دی 1382، شماره 34


در اختصاص استعاذه به وقت قرائت

پدید آورنده : ملاحسین واعظ کاشفی سبزواری ، صفحه 31

وجه اول: رغبت به طاعت و دوری از گناه

پوشیده نمانَد که قرآن منشأ حسنات و مبدأ خیرات و عبادات است. به جهت آن که چون، صاحب سعادت را به مساعدت، توفیق دولتِ قرائت دست دهد، و در وعد و وعید و بیم و امید و ثواب و عِقابِ آن تفکّر نماید، هر آینه، رغبت او به طاعت، زیاد شده، رَهبت (ترس) او از مُحرَّمات پدید آید. و جمال اوامر و نواهی قرآنی از ورای اَستار (حجاب های) غیب، بر دیده بصیرتش چهره گشاید و او را به رسوخ بر متابعت دین که صراط مستقیم عبارت از آن است دلالت نماید.

و همواره داعیه شیطان آن است که سایرانِ (رهروان) راه دین را از جاده هدایت به بادیه ضلالت و غوایت کشد. و چون قاری به برکت تلاوت کلامِ باری تعالی بر جاده استقامت راسخ می نماید، بی شک مساعی (تلاشِ) شیطان در آن که وی را از خواندن قرآن منع کند بیشتر است، و خِداع و فریبش در وقتِ توجه و عزیمت به قرائت، زیاده از اوقات دیگر؛ پس بالضَّرروه، عازِم (عزم کننده) تلاوت در این حال، به استعاذه محتاج است تا شراره شرورِ شیطان، به رشحه (تراوشِ) استعاذه، که از منبعِ فیض ربانی مُتِرَشِّح است، مُنطفی (خاموش) گردد.

وجه دوم: تلاش بیشتر شیطان در انحراف قاری

شیطان پیش از آن که جبینِ حالش به داغِ لعنت اتِّسام (علامت) یابد، درجه قُربَت و رُتبه مکالمت با حضرت عزَّت داشت و حالا از آن دولت، محروم و به صفت دوری موسوم است؛ و قاری را به یُمن قرائت قرآن، مرتبه تقرب به حق و مَنقبت تکلُّم با آن حضرت دست می دهد، و به شَرَف دوستی خدا و نزدیکانِ ربوبی فایز و رستگار می گردد، هر آینه، سعی شیطان که منبعِ حسد و طغیان است، به اِفساد حالِ متوجه به قرائت، بیشتر خواهد بود و دفع آن شرِّ شیطان، جز به مدد استعاذه، مُیَسَّر نخواهد گشت.

وجه سوم: تَبرّی از خود و تولّی به حقّ

آورده اند که: ابتدا به این کلمه در وقت قرائت به جهت آن است تا بنده از خود و حولِ و قوّت خود تبرّی کند و به حق سبحانه و تعالی التجا نموده، بداند که در خواندن قرآن، که عنوان نامه نیکویی هاست، از دیو و کیدِ او ایمن نتواند بود، و جز به فَضل و رحمت او، آن را دفع نمی تواند نمود، پس بدان اعتبار گرفته، دیگر کارها بدان قیاس نماید، و به هیچ وقت، در هیچ کار، بر این دشمن نابکار اعتماد ننماید و از خصمِ قدیم، دوستیِ جدید، چشم نداشته باشد.

;مجو محبَّت تازه ز دشمنِ قدیم ;که شاخِ بید، گل و یاسمن نمی آرَد

وجه چهارم: دَفع عُجب و غرور

آورده اند که: قاری را به سبب قرائت قرآن، اجری جزیل و جزایی جمیل، حاصل است و امکان دارد که به سبب این نعمتِ عُظمی و وصول به این موهبت کبری، خار عُجبی در دامنِ روزگار او آویخته، گلشنِ ثوابَش به سَموم و باد خزان، بطلان و ناچیز و پژمرده گردد و شیطان حیله گر، به فریبِ «اِعجابُ المَرءِ بِنَفسِهِ» (عُجب انسان نسبت به اعمالش) که یکی از مُهلِکاتِ سه گانه است، او را در دام بلا افکَنَد، پس حکم شد که پیش از خواندن قرآن، استعاذه نماید تا شیطان دفع گشته، نتواند که قاری را به قید عُجب مبتلا سازد و مزد عملش را از روی حسد، هَباءَ منثورا (غبار پراکنده) کند.

و شیطان را هیچ شعبده در فریفتنِ نیک مردان، زیاده از عجب نیست، چه آن رجیمِ دور از رحمت، به تجربه معلوم کرده که نیم شراره از آتش عُجب و خودبینی، هزار خرمن طاعت را به یک لمحه (نگاه سریع) می سوزد و نابود می سازد. چنانچه چندین هزار ساله عبادت او، در سرِ یک ساعت عُجب و پندار، از بین رفت. و از این جاست که گفته اند که: معصیتی که تو را به عذر آرد، بهتر از طاعتی که تو را به عُجبْ آرد.