مجلات > ادبیات و هنر > اشارات > آذر ماه 1381 ، شماره 43


شهادت عزالدین قسام

پدید آورنده :

شوریده‏ی حماسه و عشق

سیدعلی‏اصغر موسوی

همه جا را سیاهی مطلق فرا گرفته بود و فرزندان یهودا، گردن فرازان معرکه شده بودند. دیگر مجال قیل و قال مدرسه نبود. دست‏هایش بوی حماسه می‏دادند؛ بوی شمشیرهای خیبر و بدر.

مشعل جهاد را به دست گرفت و «شوریدگان حماسه و عشق» را صلا داد، دست‏ها را به هم گره زد؛ تا روح جهاد و شهادت در دل جوانان فلسطین شکوفه کند.



جان‏های جمله مستان، دل‏های دل پرستان

ناگه قفس شکستند، چون مرغ بر پریدند1



کوه‏های سرد و خاموش، با غریو گلوله‏ها جان تازه‏ای گرفتند و درخت‏های زیتون، به امید میوه نشستند.

عروسان «حیفا» پنجره‏های رو به دریا را گشودند و کودکان آرزوهاشان را در گلدان گذاشتند. شاعر پیر دریا، آخرین جاشوی عاشق، تار خسته را کوک کردو دل به نغمه‏ی مرغان دریایی سپرد...

سال‏ها گذشت، اما هنوز صدای عزّالدین، در کوه‏ها و دشت‏ها و رودها و دریاها می‏پیچد و روح انتفاضه را تا آزادی قدس، به تداوم قیام می‏خواند. سالگرد عروج غریبانه‏اش را ارج می‏نهیم.





1- مولانا جلال‏الدین بلخی.