مجلات > ادبیات و هنر > اشارات > خرداد 1388 - شماره 121


ولادت حضرت فاطمه الزهرا(س)

پدید آورنده : ، صفحه 139

یک شنبه

24 خرداد 1388

20 جمادی الثانی 1430

14.Jun.2009

ـ یک جرعه آفتاب

ـ اشاره

ـ گفتار مجری

ـ چراغ راه

ـ زلال قلم

ـ شعر

ـ آورده اند که...

ـ نظر شما چیه؟

ـ کتابستان

یک جرعه آفتاب

1. امام صادق(ع):

إِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی أَمْهَرَ فاطِمَة ـ عَلَیْها السَّلام ـ رَبْعَ الْدُّنْیا فَرُبْعَها لَها وَ أْمْهَرَها الْجَنَّةَ وَ الْنّارَ تُدْخِلُ اَعْداءَها النّار وَ تُدْخِلُ اَوْلِیاءَها الْجَنَّة.[1]

به راستی که خداوند تبارک و تعالی یک چهارم دنیا را کابین فاطمه(س) قرار داد. پس یک چهارم دنیا برای اوست و بهشت و دوزخ را نیز مهریه او قرار داد که دشمنان خود را در آتش دوزخ و دوستان خویش را به بهشت داخل کند.

2. امام صادق(ع):

فَمَنْ عَرَفَ فاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِها فَقَد اَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ.[2]

هرکس به شناخت حقیقی فاطمه(س) دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است.

3. رسول خدا(ص):

اِنَّ فاطِمَةَ خُلِقَتْ حَوْرِیَةَ فِی صُورةِ اِنْسِیة.[3]

بی شک، فاطمه حوریه ای است که در سیمای انسان آفریده شد.

4. امام باقر(ع):

اِنَما سُمیِّتْ فاطِمَةُ بِنْت مُحَمَّدِ «الطاهِرَة»، لِطَهارَتِها مِنْ کُلٍّ دنَسٍ، وَ طَهارَتِها مِنْ کُلِّ رَفَثٍ.

همانا فاطمه دختر محمد(ص) طاهره نام نهاده شد به دلیل پاکیزگی او از هر پلیدی و آلودگی.[4]

5. رسول خدا(ص):

یا سَلْمان! اِنَّ ابْنَتِی فاطِمَه مَلأ الله قَلْبَها وَ جَوارِحَها اِیماناً اِلیَ مَشاشِها تَفرَّغَتْ لِطاعَةِاللهِ.

ای سلمان! خدای تعالی چنان دل و جان و تمام اعضا وجوارح دخترم، فاطمه را به ایمان پر کرده که خود را برای عبادت و فرمانبرداری حق تعالی یک سره از همه چیز فارغ ساخته است.

اشاره

ام ابیها و ام المؤمنین

رقیه ندیری

خداوند، همسران پیامبر را «ام المؤمنین» لقب داده است: اشاره دارد. «النّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمّهاتُهُمْ.» (احزاب: 6) این لقب ، به بعضی از آثار مادر بودن اشاره دارد. فاطمه زهرا(س) به دلیل مقام حجیت الهی اش، به مقام مادری پیامبر می رسد که شخص رسول خدا(ص) او را ام ابیها(س) می نامد و به بزرگی مقام و منزلت او گواهی می دهد.

مادر بودن در اینجا از علاقه و ارتباطی محکم در حجیت او حکایت دارد. «ام النبی» بودنش نه تنها یک سفارش و احترام ظاهری است، بلکه از نظر اشراف و تصدیق دعوت نبوی است، چنان که مریم مقدس بر حضرت عیسی(ع) نوعی اشراف داشت که دعوت او را تصدیق کرد و حتی بعضی از شئون رسالتش را بر پا داشت.

بنابراین، همان گونه که وجود و بقای رسالت و دعوت عیسوی بر مقام مریم مقدس تکیه داشت، فاطمه زهرا(س) هم از منظر دیگری در مقام تصدیق و تأیید دعوت نبوی برآمد؛ زیرا در آیه تطهیر در عرض رسول خدا(ص)، و در آیه مباهله، شریک او نیز شد. خداوند در سوره «انسان»، او را از جمله مقربین نامید که به ابرار فیض می رسانند و از چشمه سلسبیل استفاده می کنند که به رسول خدا مربوط است و همه این ها به «ام النبی» بودن او تأکید می کند که مستند به حجیتش است با توجه به این مطالب می توان فهمید «ام النبی» و مقام «مادر مومنین» بودن چقدر تفاوت دارد. احتمال دیگر در مورد معنا و وجه تسمیه «ام النبی» این موضوع می تواند باشد که براساس حدیث قدسی نور مبارک حضرت زهرا(س) اصل و ریشه وجود جسد و بدن مطهر پیامبر اکرم(ص) است و در لغت عرب هم «ام» به معنای اصل به کار رفته است.

گفتار مجری

ـ از امام صادق(ع) نقل کرده اند که فاطمه پس از رسول خدا هفتاد و پنج روز در دنیا زندگی کرد و از فراق پدر بسیار اندوهناک بود. جبرئیل او را در مرگ پدر تسلیت می گفت و از احوال و مقام پدرش خبر می داد. جبرئیل، سرگذشت فرزندانش را پس از او می گفت و علی(ع) این ها را می نوشت که در کتاب مصحف فاطمه گرد آوری شده است.[5]

از روزی که پیامبر قدم به مدینه گذارد، در تمام مجامع و محافل زنانه شهر سخن از زیبایی و کمال زهرا(س) بود. انس بن مالک می گوید: «روزی از مادرم پرسیدم: مگر فاطمه(س) چه ویژگی دارد که همواره شما زنان از زیبایی او سخن می گویید؟ مادرم گفت: نمی دانم فاطمه را به چه چیز شبیه کنم. او همانند ماهی که در شب چهارده بدرخشد یا خورشیدی که بخواهد زیر ابر پنهان گردد، صورتش سفید و درخشنده است. زهرا(س) در هر مجلسی که وارد می شد، زنان مهاجر و انصار آن چنان تحت تأثیر هیبت و وقار این دوشیزه نه ساله قرار می گرفتند که گویا رسول خدا در آن محفل قدم گذارده بود. همه در مقابل وی ساکت می نشستند و منتظر می شدند که او سخن بگوید؛ زیرا گفتارش از نظر گرمی و شیرینی با گفتار پیغمبر تفاوتی نداشت».[6]

فاطمه(س)لیلةالقدر است

بنا بر روایت های معتبری که از امامان معصوم رسیده، حقیقت «لیلةالقدر»، وجود فاطمه زهرا(س) است. همان گونه که عظمت شب قدر برای انسان ها پنهان است، قدر و منزلت فاطمه(س)نیز برای مردم ناشناخته مانده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «لَیْلَة فاطِمَة وَ الْقَدْر الله فَمَنْ عَرَفَ حَقَ مَعْرِفَتها فَقَدْ اَدْرَکَ لَیْلَة الْقَدْرِ...»، لیله، فاطمه است و قدر الله. از این روی هر آن که به شناخت حقیقی فاطمه سلام الله علیها توفیق یابد، بی گمان، شب قدر را درک کرده است.[7]

نخستین مصداق «ذوالقربی»[8]

نخستین شخصی که عنوان ذوی القربی را مصداق می بخشد، کسی نیست جز صدیقه زهرا(س)؛ زیرا او دختر رسول خدا است و از نظر رحم نزدیک ترین شخص به پیامبر است. وقتی آیه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقّهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السّبیلِ» (اسراء: 26) نازل شد، پیامبر دخترش را فراخواند و فدک را به او بخشید و این مطلب در روایت های فریقین آمده است. فاطمه(س) از جمله کسانی است که با وجود امام نبودن، حق تصرف در اموال عمومی مسلمانان را دارد.

نقش حضرت فاطمه(س) در جنگ های صدر اسلام

حضرت زهرا(س) با تمام توان برای یاری سپاه اسلام می کوشید. در کارهای خدماتی و امدادی شرکت می جست. به یاری خانواده های رزمندگان و شهدا می شتافت و با خانواده های شهدا هم دردی می کرد. در نبردها به تهیه دارو و مرهم برای مجروحان جنگ می پرداخت. گاه همراه زنان امدادگر به جبهه می رفت تا پشت خطوط مقدم عملیات، با تشویق آن زنان و آشنا ساختن ایشان به وظایف مهم شان به مداوای جراحت محارم خویش بپردازد.[9]

منزلت فاطمه(س) در قرآن

مقام و منزلت فاطمه زهرا(س) در قرآن کریم به روشنی بیان شده است. بیش از 60 آیه از قرآن شاهد بر فضیلت و مقام بلند آن حضرت است که ایمان آوردن به آن ها را بر هر مکلّفی واجب کرده است. البته این غیر از آیات صریحی است که بر اساس آنها آن حضرت در فضایل با دیگر اهل بیت عصمت و طهارت مشترک است. پس کتاب خداوند ما را کافی است و آیا بالاتر از شهادت و گواهی خداوند، شاهد و گواهی و نکوداشتی هست؟ گوارا باد بر آن نفس زکیه از ذکر مدام و نیکوباد آن طریقه مستدام و بلند مرتبه باد آن مقام الهی.[10]

چراغ راه

واقعاً اگر زهرا(س) نمی بود و این دُرّ گران بهای وجود تجلّی نمی کرد، چه افق تاریکی بر عالم تکوین و تشریع ترسیم می گشت؟[11]

این ولادت با سعادت در زمان و محیطی واقع شد که زن به عنوان یک انسان مطرح نبود و وجود او موجب سرافکندگی خاندانش نزد اقوام مختلف جاهلیت به شمار می رفت. در چنین محیط فاسد و وحشت زایی، پیامبر بزرگ اسلام دست زن را گرفت و از منجلاب عادات جاهلیت نجات بخشید.[12]

از لطایف و عجایب این است که خدای سبحان در سوره ی «هل اتی» از اول تا به آخر به احترام بتول و نور چشم رسول نام حورالعین را ذکر نکرده و فقط از «پسران جاوید زیبا» نام برده است.[13]

فاطمه الزهرا در کلام اهل سنت سید مهدی هاشمی انتشارات حر چاپ اول زمستان 76، صص 231 و 232.

یکی از مواریث حضرت فاطمه(س)صحیفه فاطمیه است که تمام دانش های معنوی مربوط به انسان در آن نوشته شده است و زندگی حضرت زهرا از هر نظر استثنایی است.[14]

انس بن مالک:

هیچ کس به اندازه حسن بن علی و فاطمه(س) به رسول خدا شباهت نداشت.[15]

علامه مناوی:

فاطمه(س)دختر پیامبرخدا، پاره تن اوست؛ همانند قطعه ای از گوشت پیامبر صلی الله علیه و آله، پس کسی که او را غضبناک سازد، پیامبر را غضبناک کرده است.[16]

آنچه که درباره حضرت زهرا(س) شهرت دارد آن است که حضرت در عرضه مطالب توانا و سخنوری برجسته بود. هر گاه بر جایگاه سخنوری می نشست، دل ها و احساسات را به لرزه درمی آورد و خطبه و سخنرانی آن حضرت در مقابل مهاجران و انصار گواهی راستین بر حضور ذهن و قدرت سخنوری اوست.[17]

زلال قلم

سیب

رقیه ندیری

بغضی عمیق گلویش را می فشارد و آسمان ابری چشمانش کم کم گرفته تر می شود. زنان قبیله به بی خیالی رفته اند. همان ها که در روزگاری نه چندان دور بزرگش می شمردند و خانه اش را از آمد و شد و صدا می انباشتند. همان ها که این روزها نامش را با ریشخند و تنفر دهان به دهان می برند و می آورند. تنها به این گناه که چرا راه و رسم زندگی آنان را پیش نگرفته و یتیم شهر را برای زندگی برگزیده است. زنان قبیله اش همان ها که روزگاری نه چندان دور او را می ستودند، اکنون، یعنی در این لحظات سترگ بی هم نفسی به فراموشی سپرده اندش و او باید در تنهایی خودش فرو برود و دست به دیوارهای خانه بساید و امشب را به خدا پناه ببرد.

بلند می شود، راه می رود، آه می کشد، اشک می ریزد. شاید فرزندان پیشین را چنین تنها نبود. اکنون که همسرش ردای پیامبری را بر تن کرده است و در کوچه باغ ها می گردد که: «ای مردم! برای خانه های سوت و کورتان چراغ نمی خواهید؟» خشم زنان و مردان را برانگیخته است. آن ها چراغ نمی خواهند و این را با تنها گذاشتن زن جار می زنند، ولی زن از انتخاب خود خشنود است؛ اگرچه یتیم باشد، اگرچه خانه اش از دنیا تهی است، سر بلند می کند و به افق تقدیرش چشم می دوزد تا شاید راه چاره ای به زندگی بازگرداندش. دنیایش تار می شود. درد آن چنان می آید که اگرچند لحظه بیشتر بماند، تار و پود وجودش را از هم می گسلد.

در همین لحظه ناگهان چند سایه اطرافش را می گیرند که: «نترس، ما فرستادگان پروردگاریم تا تو را برای آوردن فرزندت یاری دهیم. فرزند، لاهوت را به جان خسته زن می ریزد، همان که تا این روزهای نزدیک، مونس و هم زبانش بوده است. همان که نور بوده بر ساقه عرش و بعد سیب شده و به پیامبر خانه اش رسیده است؛ همان که خدا برای ولادتش، قدیسه های زمان های دیر و دور را فرستاده است. زن به آرامش می رسد و فرزندش دنیا را متبرک می کند. انسان فرشته خصالی که می آید تا فاطمه روزهای مبادا باشد. تا ریحان ها را به خشک سالی زمین بیاورد.

شعر

خواندش پدر «ام ابیها» که نور او

فیض نخست و صادر اول ز مصدر است

زین رو ز جمع اهل کساء نام فاطمه

در گفته خدای تعالی مکرر است

سید علی ریاضی یزدی

آفتاب عشق

ای بی نشانه ای که خدا را نشانه ای!

هر سو نشان توست، ولی بی نشانه ای

ای روح پر فتوح کمال و بلوغ و رشد!

چون خون عشق، در رگ هستی روانه ای

با یاد روی خوب تو می خندد آفتاب

بر خاک خسته، رویش گل را بهانه ای

ای ناتمام قصه شیرین زندگی!

تفسیر سرخ زندگی جاودانه ای

تصویر شاعرانه در خود گریستن

راز بلند سوختن عارفانه ای

هیهات، خاک پای تو و بوسه های ما

تو آفتاب عشق بلندآستانه ای

در باور زمانه نگنجد خیال تو

آری حقیقتی، به حقیقت فسانه ای

زهرای پاک ای غم زیبای دل نشین!

تو خواندنی ترین غزل عاشقانه ای

فاطمه راکعی

گر گشایی از شفاعت بر گنه کاران دری

بندد از رحمت خدا درهای دوزخ را تمام[18]

آورده اند که ...

از امام زین العابدین(ع) چنین روایت شده است:

روزی علی(ع) به فاطمه فرمود: آیا از پدرت پرسیده ای که در روز قیامت او را کجا دیدار خواهی کرد؟ فاطمه گفت: آری از او پرسیدم و آن بزرگوار فرمود: مرا در کنار حوض کوثر جست وجو کن. گفتم: اگر آن جا نبودید؟ فرمود: زیر سایه عرش الهی که جایگاه ویژه من است. گفتم پدرجان آیا در آن روز همه مردم برهنه اند؟ جواب داد: آری دخترم. پرسیدم آیا همه عریانند؟ فرمود: آری. گفتم: ای وای! ای وای! از برهنگی آن روز در برابر خدای تعالی. پس از اندکی که هنوز در محضر آن حضرت بودم به من فرمود: دخترم، هم اکنون جبرئیل بر من نازل شد و گفت: خدای می فرماید: به فاطمه سلام برسان، بگو: تو از خدایت حیا کردی خداوند هم از تو حیا کرد و وعده داد که در روز قیامت دو حله از نور بر تو بپوشاند.

علی(ع) رو به فاطمه(س) پرسید: آیا از رسول خدا(ص) درباره پسر عمویت نپرسیدی؟ فاطمه گفت: دراین باره نیز پرسیدم و رسول خدا(ص) پاسخ داد: علی(ع) نزد خدا عزیز و گرامی تر است از این که او را در روز قیامت برهنه کند.[19]

خانه

علی و فاطمه ـ که درود خداوند بر آن ها باد ـ، از آغاز زندگی مشترک در یک خانه کوچک اجاره ای زندگی می کردند. این خانه در «قبا» یعنی کنار دروازه شهر مدینه بود و به حارثه بن نعمان تعلق داشت. این منزل از خانه پیامبر دور بود و تحمل رفت وآمد در این مسافت دور برای رسول گرامی اسلام که همیشه مشتاق دیدار دختر و دامادش بود، دشوار می نمود. به این دلیل، روزی پیامبر به خانه فاطمه رفت و فرمود: دخترم! قصد دارم تو را در خانه ای به نزدیک منزل خود منتقل کنم تا دیدار تو برایم آسان باشد.

حضرت زهرا(س) گفت: حارثه چند خانه دیگر هم دارد. با او مذاکره کنید، شاید منزل دیگری در اختیار ما قرار دهد.

پیامبر فرمود: حارثه آن قدر منزل هایش را برای ما تخلیه کرده و همواره خودش از ما دورتر شده است که دیگر از او خجالت می کشم. چنین درخواستی داشته باشم.

هنگامی که این خبر به حارثه رسید، بی درنگ خدمت رسول خدا رفت و گفت: من و تمام دارایی ام در اختیار شما هستیم و اکنون بسیار دوست دارم که بر من منت بگذارید و حضرت فاطمه را به منزل خود من منتقل کنید. رسول خدا(ص) پذیرفت و دخترش را به منزل دیگر حارثه در محله «بنی بخار» که در فاصله نزدیک تری قرار داشت، منتقل ساخت تا این که بعدها خانه ای کنار خانه پیامبر برای آن ها ساخته شد.[20]

فردی از حسین بن روح پرسید: رسول خدا چند دختر داشت؟ پاسخ شنید: چهار دختر. پرسید: کدام یک افضل بودند؟ حسین بن روح گفت فاطمه(س) از همه فرزندان رسول خدا افضل بود. شخص پرسید: به چه دلیل فاطمه بهتر است حال آنکه در میان دختران سنش کمتر بود و کمتر با پیامبر زیسته است؟ حسین بن روح پاسخ داد: به دو دلیل و دو ویژگی که خداوند مخصوص فاطمه کرده بود. اول آنکه تنها وارث رسول خدا شد و دوم، نسل و ذریه رسول خدا از اوست و علت اینکه خداوند این دو فضیلت بزرگ را نصیب او کرد، اخلاص بسیاری بود که خداوند در نیت او سراغ داشت.[21]

نظر شما چیه؟

1. ولادت حضرت فاطمه(س) در چه سالی و در کدام شهر اتفاق افتاد؟

2. پیامبر اکرم(ص) چه مقدماتی را برای ایجاد و تکوین نور حضرت فاطمه زهرا(س) گذراند؟

3. مهم ترین مشکل در راه شناخت تاریخ صدر اسلام و تاریخ زندگانی حضرات معصومین به ویژه حضرت فاطمه زهرا(س) چیست؟

4. با چه دلایلی می توان اثبات کرد که ولادت حضرت فاطمه(س) در سال پنجم بعد از بعثت بوده است؟

5. هنگام ولادت حضرت فاطمه(س) چند زن از طرف خدا به کمک مادرش آمدند و نام آن ها چه بود؟

6. درباره زندگانی خواهران حضرت فاطمه(س) توضیح دهید؟

7. نام حضرت فاطمه در آسمان ها و زمین چیست؟

8. چرا پیامبر(ص) دخترش را فاطمه نهاد؟

9. چه تناسبی بین کلمه «فطر» و «فطم» وجود دارد که می گویند: فاطمه از فاطر گرفته شده است؟

10. درباره تاریخچه نام فاطمه و «فواطم تسعه» توضیح دهید؟

11. بر اساس روایات معصومین، درباره کسانی که نامشان فاطمه است، چه سفارشی شده است؟

12. برکت یعنی چه و چرا فاطمه(س) را «مبارکه» می گویند؟

13. چرا به حضرت فاطمه «هانیه» می گویند؟

14. حصّان یعنی چه و چرا حضرت زهرا را به این نام می خوانند؟

15. چرا حضرت فاطمه را «ام العلوم»، «ام الفضائل» و «ام الاسماء» می نامند؟

16. حجةالحجج یکی از القاب حضرت زهرا(س) است وجه تسمیه این لقب را بیان کنید؟

17. چرا نام دختر رسول خدا، حضرت فاطمه(س) آشکارا در قرآن نیامده؟

18. گروهی از علمای اهل سنت، نزول آیه تطهیر را شامل همسران پیامبر و برخی خانواده های نزدیک رسول خدا می دانند نظر شما در مورد این نظریه چیست؟

19. سوره انسان در فضیلت چه کسی نازل شد و داستانی آن چیست؟

20. برخی شباهت ها و فضایل مشترک حضرت فاطمه(س) و حضرت مریم را بیان کنید؟

21. مصحف فاطمه چیست؟

22. در روایات بارها و بارها چنین آمده که در مصحف فاطمه(س) هیچ یک از مطالب قرآنی نیست. این موضوع چه دلیلی دارد؟

کتابستان

1. دشتی، محمد، فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س)، انتشارات مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین، چاپ اول، تابستان 1381.

2. خوانساری، احمد، مقامات حضرت فاطمه(س) در کتاب و سنت، مؤسسه بوستان کتاب و مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ اول، 1385.

این کتاب بحثی کاملاً استدلالی و علمی در مورد مقامات و حجیت ولایت الهی حضرت فاطمه زهرا(س) است که در ابتدا به صورت تقریر مطالب به عنوان مقامات فاطمة الزهرا(س) فی الکتاب و السنة به قلم آقای سید محمدعلی الحو به زبان عربی چاپ شده است. و پس از ترجمه کامل و البته آزاد و با حفظ مطالب اصلی آن، جلسه های دیگری با استاد شیخ محمد سند برگزار شده و تحقیقات جدیدی به آن اضافه گردیده که در این مجلّد در اختیار علاقه مندان به آن بانوی بزرگ قرار گرفته است.

3. امینی، عبدالله، مصحف فاطمی، پژوهشی در مصحف حضرت فاطمه(س)، دلیل ما، چاپ اول، تابستان 1382.

کتاب در هفت فصل عرضه شده است که: فصل اول: چیستی مصحف؛ فصل دوم: کتاب های دیگر حضرت زهرا؛ فصل سوم: شناسنامه مصحف، نویسنده، املا کننده، محتوا و اندازه؛ فصل چهارم: مصحف فاطمه و مصحف های صحابه؛ فصل پنجم: سخن گفتن فرشتگان با کسانی که پیغمبر نیستند؛ فصل ششم: پرسش هایی درباره مصحف و مصحف امام علی(ع). نویسنده در نگارش کتاب از حقیقت مصحف فاطمه عند الشیعه، نوشته اکرم برکات بهره برده است.

4. غلامی، یوسف، نام ها و القاب حضرت فاطمه زهرا، نجم الهدی، چاپ اول، تابستان 1383.

در این کتاب 48 صفحه ای، اسامی، القاب و کنیه های حضرت زهرا به ترتیب حروف الفبا ثبت شده و درباره هر یک توضیحی مختصر آمده است.

5. معرفت شناسی حضرت فاطمه زهرا(س)، تهیه و تنظیم: مرکز امور مشارکت زنان ـ ریاست جمهوری، برگ زیتون، چاپ اول، 1380.

مجموعه چند مقاله مجزا با نویسندگان مختلف است که هر یک به بررسی بعدی از زندگی و شخصیت حضرت فاطمه زهرا(س) می پردازند. مهم ترین سرفصل های کتاب عبارتند از: با فاطمه ی زهرا(س)، تجربه ی دینی و بر مدار آن الگوی علم الاجتماعی، با فاطمه ی زهرا(س) در اندیشه ی تعالی روان شناختی خود، فرانیاز و فراانگیزش در نیایش بانو، رکن اصیل مکتب تربیتی سنت فاطمی، تجلی گه نور و فدک، آغاز قیام و مبارزه زهرا(س) بود.

گفتنی است کتاب حاضر یک جلد از مجموعه چهار جلدی است و عنوان کتاب های دیگر از این قرارند:

1ـ زنان؛ توسعه و تعدد نقش ها؛

2ـ زن و مشارکت سیاسی و اجتماعی؛

3ـ زن و حقوق انسانی.

هر چهار مجلد محصول سخنرانی ها مقالات گوناگون است که در ایام ولادت بانو در سال 1379 ارائه شده است.

6. بهزادپور، میمیندخت، برنامه ریزی راهبردی مسائل زنان در نهج البلاغه، روابط عمومی شورای فرهنگی اجتماعی زنان، چاپ اول، 1384.

سرفصل های کتاب عبارتند از: برنامه ریزی راهبردی مسائل زنان، برنامه ریزی استراتژیک(راهبردی) فعالیت مردان در مسائل زنان و اهداف بلندمدت الگوپذیری از حضرات زهرا(س).

چکیده کتاب:

مسائل زنان در جهان اسلام به دلیل بی بهره بودن از پشتوانه هایی قوی نظیر قرآن و نهج البلاغه و کتاب های دینی با مشکلات زیادی روبرو است. این در حالی است که اساسی ترین منبع در توجه به تفاوت های جنسیتی در منابع دینی وجود دارد و می توان با و دیدگاه کاربردی، راهبردهای حقیقی حرکت زنان را از این منابع استخراج کرد.

نهج البلاغه در میان منابع اسلامی می تواند مرجعی قوی در درک مباحث زنان و پاسخ گویی به شبهه های مربوط باشد.

7. انصاری زنجانی خویینی، اسماعیل، فاطمه در آیینه ی کتاب، (2022 کتاب مستقل درباره ی حضرت زهرا علیها السلام به 27 زبان در پانزده قرن هجری)، دلیل ما، چاپ اول، تابستان 1380.

8. محمدنژاد، میرعلی، ششصد پرسش و پاسخ پیرامون حضرت فاطمه زهرا(س)، سنا، چاپ اول، .

پی نوشت ها:

[1]. بحارالانوار، ج 43، ص 15.

[2]. همان، ص 65.

[3]. همان، ج 81، ص 112.

[4]. همان، ج 43، ص 19.

[5]. احمد خوانساری، مقامات حضرت فاطمه(س) در کتاب و سنت، مؤسسه بوستان کتاب (مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، 1385، چ 1، به نقل از: کافی، ج 1، ص 88.

[6]. سید احمد علم الهدی، زهرا مولود وحی، انتشارات امیرکبیر، 1375، چ 5، ص 94.

[7]. قربان علی مهری املشی گیلانی، فاطمه را بهتر بشناسیم «زندگانی و فضائل فاطمه از زبان دیگران»، زمینه سازان ظهور امام عصر، 1386، چ 1، ص 20.

[8]. مقامات حضرت فاطمه در کتاب و سنت، چ 1، ص 140.

[9]. میرعلی محمدنژاد، ششصد پرسش و پاسخ پیرامون حضرت فاطمه زهرا(س)، انتشارات سنا، 1380، چ 1، ص 264.

[10]. نک: مقامات حضرت فاطمه در کتاب و سنت، ص 15.

[11]. محمدفاضل موحدی لنکرانی، فاطمه و فاطمیه، مرکز فقهی ائمه اطهار، 1386، چ 1، ص 41.

[12]. امام خمینی، صحیفه نور، ج 14، ص 201.

[13]. شهاب الدین سید محمود آلوسی، صاحب تفسیر روح المعانی.

[14]. سیدعلی خامنه ای، مقام معظم رهبری، روزنامه جمهوری اسلامی، 11/12/1364.

[15]. فاطمه را بهتر بشناسیم «زندگانی و فضایل فاطمه از زبان دیگران»، ص 121، به نقل از: مسند احمد، ج 3، ص 642.

[16]. همان، ص 130، به نقل از: اسناد شهادت حضرت زهرا(س)، ص 107.

[17]. همان، ص 113، به نقل از: فاطمه زهرا(س) شادمانی دل پیامبر، ص 509.

[18]. دیوان محتشم کاشانی، ص 305.

[19]. محمدحسن حائری یزدی، جلوه های تقوا(2)، داستان هایی از زندگانی امام علی و حضرت فاطمه سلام الله علیهما، مشهد، آستان قدس رضوی بنیاد پژوهش های اسلامی، 1380، چ 3، به نقل از: بحارالانوار، ج 43، ص 55.

[20]. میرعلی محمدنژاد، ششصد پرسش و پاسخ پیرامون حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، انتشارات سنا، 1380، چ 1، ص 221.

[21]. احمد نورائی یگانه قمی، فصایص الصدیقة الزهرا، نشر دارالتقصیر، 1382، چ 1، ص 175.