مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > پگاه حوزه > بیست سوم اسفند 1382، شماره 125


نگاهی به تاثیر مهاجران افغانی و عراقی بر جامعه ایران

پدید آورنده : طهماسبی ، صفحه 6

مهاجران می روند، پیامدها می ماند

اشاره

آخرین خبرهای حاکی از آن است که در سال 83 تمامی مهاجران افغانی ایران را ترک خواهند کرد و به گفته یک مسئول دراداره کل اتباع خارجی از این پس محدودیت های در ابعاد مختلف برای مهاجران وضع و اعمال خواهد شد . گزارش زیر از بعد فرهنگی و اجتماعی به این مسئله پرداخته است:

رشد روز افزون نرخ جمعیت در ایران، تا اندازه ای متاثر از خیل عظیمی از مهاجران افغانی و عراقی است که گرچه بسیاری از آنان از ایران رفته اند، ولی هنوز در بسیاری از مناطق، به خصوص مناطق مرزی مشاهده می شوند . در سال 2001 طی طرح سرشماری اتباع بیگانه از سوی دولت که در اواخر اسفند سال 79 و فروردین و اردیبهشت 80 صورت گرفت، تعداد کل اتباع بیگانه 827/530/2 نفر بود که از این تعداد 227/355/2 نفر افغانی و 23287 نفر عراقی و 522/5 نفر نیز اتباع سایر کشورهای خارجی بودند که بیشتر بنگلادشی و پاکستانی بودند . در سال 2002 بازگشت های داوطلبانه ای آغاز شد که طی آن 650 هزار افغانی به کشور خود بازگشتند .

محمد نوری سخنگوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد اعلام کرد که در سال جاری 500 هزار پناهنده افغانی، داوطلبانه به وطن خود باز می گردند . وی با اشاره به اینکه در سال گذشته حدود 270 هزار نفر از پناهندگان افغان در قالب برنامه مشترک از کشور خارج شدند، تصریح می کند که حدود 130 هزار نفر دیگر در قالب برنامه بازگشت خودانگیخته، به افغانستان بازگشتند .

در اوایل سال نیز بازگشت داوطلبانه 200 هزار مهاجر عراقی آغاز شد . این در حالی است که طبق قوانین مصوب وزارت کشور، تا پایان سال 83، یک میلیون و 900 هزار افغانی باید خاک ایران را ترک کنند . در حال حاضر نیز 2 میلیون و 355 هزار افغانی در کشور زندگی می کنند، ولی همچنان طی اخبار اعلام می شود که تمام مهاجرین تا پایان سال آینده ایران را ترک خواهند کرد .

مهاجران افغانی و عراقی در طی سال هایی که در ایران زندگی کردند، در حالی که زندگی سختی هم داشتند، تبعات اجتماعی و فرهنگی ای به جای گذاشتند که امروز در قالب یک بحران قابل تامل است .

حضور و اقامت بیش از دو میلیون مهاجر افغانی در ایران، علاوه بر تحمیل هزینه های هنگفت بر اقتصاد کشور، مشکلات و مصائبی را برای اقشار مختلف مردم ایجاد کرده است; هر چند پذیرش این جمعیت مهاجر براساس اصول و ارزش های انسانی است، ولی تاثیر حضور آنها در امور اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی (با توجه به کمیت و کیفیت آن) غیر قابل انکار است .

طبق آخرین آمار تاکنون 32 هزار و 204 مورد ازدواج غیر رسمی و غیر قانونی بانوان ایرانی با اتباع خارجی، در کشور گزارش شده است .

این در حالی است که برخی منابع آمار این ازدواج ها در کشور را بالای 100 هزار مورد ذکر می کنند . بیشترین تعداد ازدواج های غیر رسمی متعلق به استان های تهران، هرمزگان، خراسان و سیستان و بلوچستان است . فرزندان متولد شده از ازدواج های غیررسمی و غیرقانونی زنان ایرانی با اتباع بیگانه، به ویژه افغان ها، دارای مدارک هویت ایرانی نبوده و بلاتکلیف در جامعه رها می شوند و دیگر صدور شناسنامه، تحصیل، اشتغال، خدمت وظیفه، اخذ گواهینامه رانندگی، و ده ها مسئله اجتماعی دیگر، از جمله مشکلات این خیل نه چندان کم است .

آسان بودن شرایط ازدواج بانوان ایرانی نسبت به زنان افغانی برای مردان افغانی، تمایل به اقامت دائم و به دست آوردن تابعیت ایرانی از دلایل ازدواج افاغنه با زنان ایرانی است .

وجود اشتراکات فرهنگی، مذهبی در مناطقی چون جنوب خراسان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان و نگرش سنتی بعضی از خانواده ها نسبت به ازدواج، از دلایل ازدواج غیر رسمی زنان ایرانی با مردان افغانی است که مشکلات فراوانی را به همراه دارد .

نداشتن مدرک رسمی و قانونی زوجین در اثبات زوجیت، صادر نشدن شناسنامه برای فرزندان، به رسمیت نشناختن تابعیت ایرانی آنها تا پایان 15 سالگی، ازدواج های غیر رسمی، نبودن امکان پیگیری مسائل حقوقی و اقامه دعوی از سوی زوجه ایرانی علیه زوج افغانی به دلیل ثبت نشدن ازدواج، نبودن ضمانت رسمی و قانونی در پایبندی زوج افغانی به ادامه زندگی و پرداخت نفقه، مشخص نبودن وضعیت حضانت و قیمومیت فرزندان در صورت فوت زوج افغانی و زوجه ایرانی یا هر دو، طرد و اخراج مجرمین افغانی که تابعیت ایرانی ثبت شده دارند، و بلاتکلیف ماندن همسر و فرزندان آنان، نبودن امکان پیگیری از طریق مراجع رسمی و کنسولی، و سوء استفاده اکثر افغانی ها در این موارد، و تعدد ازدواج های غیر رسمی متعدد و همزمان در نقاط مختلف با بانوان ایرانی، و نبودن امکان جلوگیری، از جمله مشکلات ازدواج های غیررسمی افغان ها در ایران است .

اگر چه معضلات و مشکلات حضور بی رویه مهاجرین و آوارگان افغانی و عراقی در ایران بر کسی پوشیده نیست، ولی نمی توان یک طرفه قضاوت کرد و بسیاری از تاثیرات نسبتا مثبت حضور آنان در ساختار اقتصادی کشور را انکار کرد .

به نظر می آید که مقداری از این هیاهوهایی که در این قضیه مطرح است، هدف های دیگری را دنبال می کند . اگر منتقدانه قضاوت کنیم، نمی توانیم از نیروی فکری و زور بازوی آنها در برخی از پیشرفت های ساختمانی و کشاورزی چشم پوشی کرد .

در حقیقت پیامدها و تبعات این مهاجرت را باید با توجه به ابعاد و زاویه های متفاوت تحلیل کرد که به بررسی دقیق کارشناسی نیاز دارد و ارائه راهکارهای قانونمند را ضروری می سازد .

مشکل آنان از این تلاش ناشی می شود که می خواهند سبک زندگی و فرهنگ مزبور را در بافت شهرهای ایران حفظ کنند . برای این افراد تضاد و تنش ناشی از زندگی در بناگوش فرهنگ های زیردست، موجب تحریک و هیجان می شود، لذا به انواع راه ها و وسایل تمسک شده تا خود را از پشت صحنه ای که جامعه ایران برای آنها تعریف کرده، به جلوی صحنه محرومیت تابعان ایرانی در آورند .

مناطق مرزی کشور، جایی است که مهاجران جدید، غالبا ورود خود را به کشور از آن جا شروع می کردند . به این صورت که تازه واردین به این مناطق نوع رسالت، چگونگی اسکان و مراکز حاد را ناظر و شاهد هستند و همگی این ها دنیا و بستر تازه ای را به آنان نشان می دهد و آنان را وسوسه می کند . بنابراین تحرک و تلاش برای زیستن از همین جا آغاز می شود .

تحرک زندگی در کشوری بیگانه، همراه با افزایشی که در تعدد و شدت محرک ها ایجاد می شود، به طور اجتناب ناپذیری دچار اغتشاش و تنزل اخلاقی می کند، زیرا یک عنصر اساسی اخلاقیات و اخلاق شخصی ثبات و سازگاری است که به صورت طبیعی در کنترل اجتماعی جامعه خود وجود دارد . هر جا که تحرک افزایش فراوان یابد و ارتباط با اجتماع پیشین قطع شود، اجتماعات مهاجرین در مناطقی شکل می گیرد که در آنها اخلاقیات تنزل می کند و نابه سامانی گسترش می یابد .

به بیان دیگر، از آنجا که هر فرهنگی الگوهای رفتاری منحصر به خود را دارد که برای مردمی که از زمینه های فرهنگی دیگری هستند، بیگانه می نماید . بسیاری از این مهاجرین خود را با فرهنگ ایرانی بیگانه حس کرده و صرفا برای به دست آوردن منزلت و حیثیت اجتماعی که در کشور بیگانه که مدت ها در کشور خود از دست داده بودند، دست به هر کای می زنند که شایع ترین آنها قاچاق ارز، طلا و ریال، ایجاد اختلال در بازار کار، و مشکلات بهداشتی و امنیتی است .

از سوی دیگر مهاجرت اتباع خارجی به کشور موجب رشد هرج و مرج در مناطق مرزی شده که خود موجب تجدید فضای در حال ساخت می شود .

به نظر می رسد امروز بیش از هر زمان دیگر، به راهکارهای قانونی و قابل اجرا در این زمینه نیاز داریم تا هر چه زودتر بتوانیم به معضلات مهاجرتی در کشور پایان دهیم .