مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > شمیم یاس > اسفند 1381، پیش شماره 16


سرمقاله

پدید آورنده : ، صفحه 2

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

فرارسیدن ماه محرم، زمینه رساندن پیام «هل من ناصر ینصرنی » حسین را برای مبلغان دین فراهم می سازد . یکی از وظایف مبلغان این است که باید جریان شهادت امام حسین ( علیه السلام) را زنده نگهدارند . (1) و عزاداری و سوگواری بر این امام مظلوم را برپا دارند، «چون اینها شعائر مذهبی و سیاسی ماست که باید حفظ شود» . (2) امروز که دنیامداران و بت پرستان جدید، منافع خود را در مقابل اسلام رو به نابودی و اضمحلال می بینند، درصدد مقابله با این گونه شعائر اسلامی برمی آیند . طرفداران خودباخته آنان نیز در داخل کشور، در نوشته های آلوده به بغضشان می آورند که چرا باید پس از هزار و چهارصد سال، دوباره گریه کنیم؟ و در جایی دیگر، دسته جات عزاداران حسینی را کارناوالهای تبلیغاتی روحانیون می نامند . از طرفی دیگر، می بینیم که این شعائر در بین مؤمنین با یک سری خرافات، جهالتها، دروغها، و افراط و تفریطها، مخلوط شده است که ضد اهداف دین و امام حسین (علیه السلام) است .

همه این وضع موجود، وظیفه مبلغان دین را سنگین تر می نماید و موجب می شود که حرکتی متفکرانه و با ظرافت را برای از بین بردن این شبهات و خرافات و . . . داشته باشند .

تبلیغ کنندگان دین ، نسبت به واقعه عاشورا و اهداف آن، وظایف متعددی دارند، که مهمترین آنها در حال حاضر عبارتند از:

1 . پاسخ به شبهات موجود

امروزه شبهات زیادی در مورد قیام عاشورا و اهداف آن و نیز برپایی مجالس سوگواری و عزا و . . . مطرح می شود و برماست که با تحقیق درباره امام حسین (علیه السلام) و عاشورا و اهداف آن، شبهات را برطرف نماییم . یکی از شبهاتی که قبل از انقلاب و بعد از آن تا امروز از طرف برخی روشنفکران مطرح می شود، این است که چرا بعد از گذشت 1400 سال ما بر مرده ای گریه می کنیم؟ و چرا این همه وقت و مال خود را صرف این سوگواری ها و عزاداری ها می نماییم؟

در پاسخ اجمالی باید گفت که اولا گریه چند نوع است; گریه عجز، گریه تزویر، گریه پشیمانی و . . . ، و همه آنها قبح عقلی و عرفی ندارند، بلکه بعضی از آن ها ممدوح است . و ثانیا گریه و خنده، ارزش و عدم ارزش خود را از متعلق خود می گیرند . بطور مثال، ارزش گریه بر اندوه از دست دادن فردی عامی در جامعه، با گریه بر از دست دادن یک عالم تفاوت دارد، حال اگر گریه برای شهادت امام حسین (علیه السلام) باشد، هم بسیار ارزشمند است، و هم لازمه عقلی افراد عاقل است . ارزشمند است، چون فریادی است در مقابل ظلم و جهل، و لازمه عقل است، چون بشریت، دچار فقدان و اندوه از دست دادن راه و چراغ هدایت گشته است . امام حسین (علیه السلام) چراغ هدایت تمامی انسان ها و کشتی نجات انسانیت از جهالت و ظلمت است .

2 . مبارزه با جهالت، خرافات، دروغ و افراط و تفریط

امروز می بینیم که سوگواری بر امام حسین (علیه السلام) دچار دروغ و خرافات آمیخته به جهالت و افراط و تفریطهایی شده است که ما را از هدف اصلی امام حسین (علیه السلام) دور می نماید . بر ماست که مردم را از این خرافات، دروغ ها و افراط و تفریطها دور نماییم . در زیارت اربعین می خوانیم: «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلاله و قد توارز علیه من غرته الدنیا و باع حظه بالارذل الادنی » (3) ; حسین بن علی، جان و خون خود را در راه تو داد تا بندگان تو را از جهل نجات دهد و آنها را از سرگردانی ناشی از ظلالت و گمراهی برهاند; در حالی که کسانی فریب زندگی، آنها را به خود مشغول کرده بود و سهم (انسانیت) خود را به بهای پست و ناچیز و غیرقابل اعتنایی فروخته بودند .

تا به حال هر جایی که بشر در دنیا ضربه خورده است (چه ضربه سیاسی، چه ضربه نظامی و چه ضربه اقتصادی) ریشه اش یا در جهل است، یا در زبونی; یعنی انسان ها یا نمی دانند و معرفت لازم را به آنچه که باید معرفت داشته باشند، ندارند و یا اینکه معرفت دارند و خود را ارزان می فروشند و زبونی را می خرند و حاضر به انجام کارهای پست و دنی می شوند . امام سجاد و امیرالمؤمنین (علیهماالسلام) بنابر آنچه از آنها نقل شده، فرموده اند: «لیست لا نفسکم ثمن الا الجنة فلا تبیعوها بغیرها» (4) .

ای انسان اگر بناست هستی، هویت و موجودیت تو فروخته شود، فقط یک بها دارد و بس و آن بهشت الهی است . به هر چه کمتر از بهشت بفروشی، زیان نموده ای .

«همه آن کسانی که در اطراف دنیا، تسلیم زر و زور و صاحبان زر و زور شده اند و این زبونی را قبول کرده اند، چه عالم، چه سیاستمدار، چه فعال سیاسی و اجتماعی و چه روشنفکر، به خاطر این است که ارزش خود را نشناخته اند و خود را ارزان فروخته اند . عزت فقط این نیست که انسان روی تخت سلطنت یا ریاست بنشیند; گاهی یک نفر بر تخت سلطنت نشسته است، به هزاران نفر هم با تکبر فخرفروشی می کند و زور می گوید، اما در عین حال زبون و اسیر یک قدرت دیگر یا تمایلات نفسانی است .» (5)

سردبیر

پی نوشت ها:

1) صحیفه نور، ج 13، ص 158 .

2) صحیفه نور، ج 10، ص 31 .

3) مفاتیح الجنان، زیارت اربعین .

4) بحار الانوار، ج 73، ص 132، ح 136 .

5) سخنرانی رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه، در تاسوعای سال 1379 .