مجلات > اخلاق و تربیت > طوبی > شهریور 1386، شماره 21


شکوه جوانی

پدید آورنده : زینب جفری ، صفحه 36

شکوه جوانی

انسان از هنگامی که خود را می شناسد، پیوسته در جست و جوی کانونی نیرومند و قدرتی برتر و مقدس است تا با او ارتباط برقرار کند و در سختی ها و مشکلات زندگی از او یاری بجوید. بدین ترتیب، خواسته ها و ناگفته های خود را با او در میان بگذارد و با اتکا به آن حقیقت مقدس و بزرگ، به آرامش و اطمینان دست یابد. نیایش، نشان دهنده این کشش روحی و فطری انسان به آفریدگار هستی است. عبادت که نوعی ارتباط با خداست، «دعا و نیایش، هسته و عصاره آن را تشکیل می دهد».

جوانی، دورانی است که هنوز قلب فرد به وسیله گناهان تیره و تار نشده و به ویژگی های ناپسند خو نگرفته است. او به ملکوت نزدیک ترست و استعداد و درک معارف الهی و چشیدن لذت انس با خدا در او بیشتر است. حجاب ها و موانع یکی پس از دیگری به راحتی از سر راهش کنار می روند و او می تواند به راه مستقیم الهی را به عنوان آغاز مسیر زندگی خود با اطمینان انتخاب کند. از این رو، پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: «محبوب ترین بندگان نزد خداوند، جوان نورسی است که جوانی و زیبایی خود را در راه اطاعت او قرار دهد. این، کسی است که خداوند در نزد ملائکه به او افتخار می کند و می گوید این واقعاً بنده من است». یکی از جوانان انصار پیوسته به احترام و تکریم عبدالله بن عباس در می آمد. روزی به او خبر دادند که او جوان بدسرشتی است و شب ها به نبش قبر می پردازد. ابن عباس گفت: این بار که به قبرستان رفت، مرا خبر کنید. شبی که جوان به قبرستان رفته بود، ابن عباس به همراه عده ای او را تعقیب کرد. جوان داخل قبری شد و شروع کرد به گریه و زاری و پیوسته می گفت: وای بر من! در آن زمان که در قبر نهاده می شوم و تنها می مانم و زمین مرا سرزنش می کند که در ایامی که زندگی می کردی، از تو خشمگین بودم؛ چه رسد به این زمان که در من آرمیده ای! وای بر من! وقتی که پیامبران را همگی ایستاده بنگرم. وای بر من! آن زمان که ملائکه را مشاهده می کنم! چه کسی در آن روز مرا نجات دهد؟ چه کسی از آتش دوزخ مرا رهایی می دهد؟ من با خدا عهد بستم و نافرمانی اش کردم و گناه مرتکب شدم. جوان همچنان می گفت و گریه می کرد. هنگامی که از قبر بیرون آمد، ابن عباس جلو رفت و او را در آغوش گرفت و گفت: او نبّاش خوبی هستی. تو گناهانت را نیش کردی».

پیام متن:

1. خداوند در نزد ملائکه اش، به جوان نورسی که جوانی و زیبایی خود را در راه اطاعت او قرار دهد، افتخار می کند.

2. پاکی و صفای نفس، از همگان برازنده است و از جوان برازنده تر.

جوان و تحصیل علم

مهم ترین وظایف جوانان، کسب علم و دانش است و بهترین زمان تحصیل علم نیز، روزگار جوانی است. از این رو، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: «کسی که در جوانی اش علم بیاموزد، مانند نقش بر سنگ، اندوخته های علمی اش در ذهن ثابت می ماند». در متون دینی و اسلامی ما نیز از سستی و تنبلی جوانان و نوجوانان در کسب علم و دانش به شدت نکوهش شده است. امام باقر علیه السلام در این زمینه می فرماید: «لَوْ اُتَیتُ مِنْ شَبابِ الشّیَعةَ لا یَتَفَقَّهُ لَبَدَّبْتُهُ» اگر جوان شیعه ای را که درس نمی خواند، نزد من آورند، او را ادب می کنم.

رمز سعادت و به روزی دنیا و آخرت انسان ها، در تحصیل علم و دانش است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: هر کس در پی دنیاست، باید به دنبال علم برود و هرکس در پی آخرت است، باید دنبال علم برود و هرکس به دنبال هر دو است، باید دنبال علم برود». آن حضرت همچنین فرمود:در مجلس علم، ملایکه بال هایشان را می گسترانند و هنگامی که به آسمان برمی گردند، افتخار می کنند که بال ما فرش معلم و متعلم شده است.

دشواری های تحصیل دانش نیز نمی تواند دلیل قانع کننده ای برای رهایی از دانش اندوزی باشد؛ زیرا گران بهایی علم و دانش به سختی های به دست آوردن آن می ارزد. در این باره حکایت زیر از ملاصالح مازندرانی شنیدنی است:

«وی پیوسته می گفت که من از طرف پروردگارم بر دانشجویان و طلاب، حجتم؛ زیرا احدی در فقر مثل من نبود. چون در دوره ای از زندگی ام آن قدر فقیر و ندار بودم که برای مطالعه از نور چراغ مستراح عمومی استفاده می کردم و در حافظه هم کسی بدحافظه تر از من نبود، (به گونه ای که هرگاه) از خانه خارج می شدم، آن را گم می کردم، اسامی فرزندانم فراموشم می شد و بعد از گذشت سی سال از عمرم، حروف الفبا را از نو آموختم و بسیار کوشیدم تا آنکه خداوند مرا از علم و دانش بهره ساخت.

پیام متن:

1. جوانی، به دلیل شادابی و انرژی در آن، بهترین زمان دانش اندوزی است.

2. دشواری دانش اندوزی، تشانه گران بهایی آن است. توجه به این حقیقت، تحمل سختی های این راه را آسان می کند.

جوان و تهاجم فرهنگی

دوره جوانی با دگرگونی هایی در جسم و روح فرد همراه است و در شکل های گوناگون حساسیت ها را آسان می کند. تنوع طلبی ها، هیجانات، نوگرایی و استقلال طلبی جوان بروز می کند. در این میان، این ویژگی ها به درستی کنترل نشوند، او را در معرض تهاجم فرهنگی قرار خواهد داد. تهاجم فرهنگی، عبارت است از معاوضه دو فرهنگ به قصد نفوذ در یکدیگر و در نتیجه، تغییر اساسی عماصری که با عناصر اساسی فرهنگ دیگر منافات دارد. در تهاجم فرهنگی، هدف عمده محو فرهنگ مقابل است که اغلب با به کارگیری نیروها و اهرم های برتر و قدرت مندتر صورت می پذیرد». هنگامی که باورهای دینی جوان سست شد، رفتار او نیز تغییر می کند و آن گاه می کوشد خود را در کردار و رفتار و ظاهر به الگوها و قهرمانان موجود در ماهواره و سی دی ها و عکس های مبتذل، شبیه سازد. در واقع این هدف دشمن است که با ایجاد انحراف در باورها و ارزش های اسلامی، اسلام اصیل و ناب را به اسلامی که خود می خواهند، تغییر دهند. از این روست که حضرت علی علیه السلام می فرماید: «با بصیرت، کسی است که بشنود و بیندیشد، نگاه کند و بصیرت یابد و از عبرت ها بهره گیرد. آن گاه راه های روشن را بپیماید و بدین ترتیب، از افتادن در پرتگاه ها دوری کند. شناخت فرهنگ غرب و آگاهی از هدف های شوم آن نیز جوان را در برابر این تهاجم هشیار و بیدار می سازد. همچنین یکی از شیوه های قرآن برای جلوگیری از آسیب پذیری در برابر فرهنگ بیگانگان، شناساندن اندیشه ها و منش آنان به مسلمانان است. در این باره در قرآن کریم می خوانیم: ای اهل ایمان! از غیر هم کیشام خود، دوست صمیمی و همراز نگیرید؛ زیرا ایشان از تباه کردن کار شما هیچ کوتاهی نمی کنند. دوست دارند که شما در رنج و زحمت باشید. دشمنی آنان از گفتارشان آشکار است و آنچه در سینه هایشان پنهان می دارند، بیشتر است.

پیام متن:

1. برای مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن، باید شناخت دینی و ارزش های دینی جوان را بالا برد.

2. با شناخت فرهنگ غرب و آگاهی از هدف های شوم آن، جوان خود، به مقابله با این تهاجم برمی خیزد.

جوان و عشق به میهن

وطن دوستی و عشق به میهن اگر با خودبینی و تعصب همراه نباشد، نوعی فضیلت است، چنان که در روایت آمده است: «حُبُّ الوَطَنِ مِنَ الاِیمانِ؛ دوستی وطن، از ایمان است».

در هر سرزمینی که انسان هایی زندگی می کنند، وابستگی خاصی میان افراد و آن سرزمین پیدا می شود. از این رو، در دین مقدس اسلام نیز علاقه به وطن و سرزمین اسلامی و دفاع از سرزمین های اسلامی را آن گاه که مورد تجاوز هجوم بیگانگان و دشمنان اسلام قرار می گیرد، بر همگان واجب کرده است. در چنین شرایطی همه باید برای بیرون راندن و سرکوب متجاوز بسیج شوند و با هر آنچه در توان دارند، بکوشند تا از موجودیت و عزت و شرف و میهن اسلامی خود دفاع کنند. خداوند نیز در قرآن کریم، به مسلمانان دستور می دهد: «وَقَتِلُوا فِی سَبیلِ اللّهَ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُم وَ لاتَعتَدُو انَّ اللّه لایُحبُّ المُعتدِینَ. ولی از اندازه درنگذرید؛ زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست نمی دارد و چه زیبا سروده است حکیم طوس، فردوسی بزرگ:

اگر سر به سر تن کشتن نهیم دریغ است میهن به دشمن دهیم
دریغ است ایران که ویران شود کُنام پلنگان و شیران شود
نخوانند بر ما کسی آفرین چو ویران بود بوم ایران زمین

پیام متن:

میهن دوستی و میهن پرستی و کوشش برای سرافرازی نیهن را هم شرع تأیید می کند و هم عقل تأکید.

جوان و پژوهش

از امور مهم و ارزشمند در رشد و موفقیت جوان، بیدار بودن روحیه تحقیق و پژوهش در اوست. از آن جا که جوان، کنجکاو، تیزبین و موشکاف است و مشغولیت های فکری میانسان را نیز ندارد، به راحتی می تواند از این آرامش خاطر اسنفاده کند و به مطالعه و پژوهش بپردازد. رشد علمی هر تمدن و جامعه ای، مرهون پژوهش های جوانان و دانش اندوزان آن است. پژوهش، سرمایه ها و امکانات یا نیازها و نداشته های ملت و جامعه ای را نشان می دهد و این امر، زمینه ای را فراهم می آورد تا جوانان نیازهای جامعه شان را بشناسند و در صدد رفع آن برآیند. برای پرداختن به تحقیق و پژوهش، تنها به حذر نیت و انگیزه الهی و با تکیه بر عنایت دلسوز خداوندی است که جوان می تواند بر سختی ها و مشکلات پژوهش فایق آید و شکست های پی در پی، او را از رسیدن به هدف باز ندارد. امام صادق علیه السلام می فرماید: «کَثْرُةُ النَّظَرِ فی الْعَلمِ یَفْتَحُ الْعَقْلَ؛ مطالعات پی گیر مستمر در مسائل علمی، سبب شکوفایی و تقویت عقل انسان می شود. مطالعه و پژوهش بر گستره ذهن انسان را می افزاید و او را با قوانین حاکم بر هستی آشنا می سازد. بدین ترتیب، جوان قادر است گاهی هر چند کوچک در پیشرفت و توسعه کشورش بردارد. برای مثال، در پرتو تحقیق و پژوهش، کشور از واردات گندم بی نیاز شد و به فناوری هسته ای دست یافت. در عین حال، نتایجی که امروزه از راه تحقیق و پژوهش به دست می آید، حاصل زحمات و مطالعات پی گیر گذشتگان نیز هست، همان گونه که پژوهش های امروز ما نیز در برخی موارد، راه گشای مطالعات و تحقیقات آیندگان است. از این رو، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: «اگر مؤمنی پیش از مرگ برگه ای از علم خود بر جای گذاشته باشد، همین یک برگ روز قیامت میان و آتش مانع می شود».

پیام متن:

تحقیق و پژوهش پیگیر، در توسعه و پیشرفت کشور تأثیرگذار است و گاه سعادت دنیا و آخرت آدمی را تضمین می کند.

جوان و کتاب خوانی

اسلام، دین اندیشه و دانش و معنویت است و دانش اندوزی و کتاب خوانی، در اسلام جایگاه و اهمیت والایی دارد. مؤید این حقیقت، این است که آغاز فراگیری دین آسمانی اسلام نیز با خواندن شروع شده است: «اقْرَأُ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ؛ بخوان به نام پروردگارت که آفرید».

کتاب، همچون گلستانی است که عطر روح بخش آن، روان و اندیشه و جویندگان دانش را می نوازد و از سرچشمه های علم و معرفت سیراب می کند. سفر به درون کتاب و مطالعه عمیق و ژرف آن، علم و دانش و تجربه های نویسندگان و نخبگان گذشته را با صرف اندکی وقت به انسان می رساند. بر این اساس، آن گاه که انسان به مطالعه می پردازد، احساس شادی و نشاط می کند و فکر و روحش جلد می یابد. در سختی ها و مشکلات زندگی نیز نوشته ها و تجربه های شیرین و آموزنده آن مرهم قلب محزون و شکسته آدمی است. از این رو، حضرت علی علیه السلام می فرماید: «کتاب، آرامش دل های جویندگان و تشنگان علم است. آری کسی که با کتاب، خود را آرامش دهد، هیچ آرامشی را از دست نداده است».

پیام متن:

1. مطالعه و کتاب خوانی، دانش و تجربه های گذشتگان را به انسان منتقل می کند و بر گستره فکر و ذهن او می افزاید.

2. شایسته است که مسؤلان امور فرهنگی، سیاست هایی در پیش گیرندها کتاب خوانی را به صورت فرهنگی عمومی در آورند.

جوان و شخصیت طلبی

دوران جوانی، مهم ترین و مؤثرترین مرحله تکوین و تکمیل شخصیت انسان است. شخصیت، مجموعه ای منظم از ویژگی های ثابت و رفتارهای بدنی، عقلی و اجتماعی فرد است که او را از دیگران متمایز می سازد و بدین طریق او را برای سازگاری با محیط، به ویژه محیط اجتماعی آماده می شود. جوان به خاطر میل به استقلال و کسب شخصیت، از خانواده فاصله می گیرد و وارد جامعه می شود. او با پذیرش مسئولیتی در اجتماع می خواهد عضو مفید و مؤثری برای جامعه باشد. بدین جهت، باید آراسته به ویژگی های شخصیتی باشد که او را با جامعه سازگار می دهد. جوان بر اساس ارزش هایی که بدان معتقد است، شخصیت خود را می سازد و شکل می دهد. از این رهگذر، صفات خوب و بدی که او در این دوره حساس زندگی از آنها برای ساختن خود کمک می گیرد، نقش مهمی در به روزی و یا بدبختی او در ادامه عمر خواهند داشت. پیروی بی قید و شرط از خواسته های عزیزی، مستلزم سرکوب کردن گرایش های فطری و انسانی است. جوانان در برگزیدن سجایای اخلاقی و ویژگی های انسانی همواره در کشاکش این دو قدرت متضاد قرار دارند. در دین مقدس اسلام، برای پی ریزی شخصیت و برگزیدن ویژگی های سازگار با اجتماع، باید با خویشتن داری، بر گرایش های غریزی غلبه کرد. از این رو، جوانی که می خواهد شخصیت خود را به شایستگی بسازد، باید بر تمایلات نفسانی خویش چیره شود. حضرت علی علیه السلام در این باره می فرماید: خالِفْ نَفْسَکَ تَسْتَقِمْ وَ خالِطِ الْعُلَماءَ تَعْلَمْ. با تمایلات نفسانی خود مخالفت کن، راست و درست بمان، با دانشمندان هم نشین باش و دانا باش.

پیام متن:

ویژگی های خوب و بد که انسان در دوره جوانی وارد شخصیت خود می کند، نقش مهمی در به روزی و تباهی ادامه عمر او دارد.

جوان و ورزش

انسان برای آنکه بتواند به فعالیت های روزمره خود بپردازد و راه های کمال و ترقی را سریع تر بپیماید، باید جسمی سالم داشته باشد. حرکات ورزشی و نرمشی، لذت بخش و شورآفرین و پرورش دهنده جسم و جان است و در موفقیت فرد در زمینه های مختلف تأثیر می گذارد. جوانان پرتوان و نیرومند بهتر می توانند به دیگران کمک و برابر ظلم و ستم ایستادگی کنند و حتی بهتر و بیشتر عبادت خدا را به جای آورند. از این رو، حضرت علی علیه السلام می فرماید: «الصِّحَّةُ أَفْضَلُ النِّعَمْ؛ سلامتی بالاترین (بزرگ ترین) نعمت است». ورزش کردن اگر با هدفی متعالی دنبال شود، هم بدن نیرو می گیرد و هم انسان در مسیر کمال پیش می رود. از آثار ورزش، تقویت اراده این یک نوع تقویت اراده و پیروزی بر هوای نفس است. در این صورت، همت و اراده انسان قوی می شود و او سختی های عبادت و بندگی خدا را به آسانی تحمل می کند. بنابراین در اسلام ورزش، وسیله ای است برای خدمت بهتر و بیشتر به خدا و بندگان او. روی آوردن جوان به ورزش، به دلیل فایده های آن، از او انسانی شاداب، پویا و بالنده می سازد و سلامتی جسمانی او را تا پایان عمر تأمین می کند. مقام معظم رهبری در این باره می فرماید: دوره جوانی، دوره توانایی است و به اعتقاد من، باید عمدتاً در تحصیل علم، در ایجاد صفای نفس و روحیه تقوی در خود، ایجاد نیروی جسمانی در خود - که ورزش باشد- به کار رود.

یعنی اگر در یک جمله کوتاه از من بپرسند که شما از جوان چه می خواهید، خواهم گفت: تحصیل، تهذیب و ورزش. هر کاری هم بخواهید بکنید، در دور آن جوانی می شود کرد، یعنی در هر سه زمینه - هم در زمینه علمی، هم در زمینه تهذیب نفس و هم در زمینه ورزش - باید در جوانی کار کنید.

پیام متن:

به سبب فایده های فراوان ورزش، پیامبراسلام صلی الله علیه و آله وسلم نیز بر آن سفارش کرده است و آن حضرت خود، به ورزش هایی چون شنا و اسب سواری و تیراندازی، اهتمام بسیار می ورزید.

جوان و آراستگی

میل به خودآرایی و زیباسازی خود و محیط اطراف، امری فطری و درونی است. دین مقدس اسلام نیز به این حقیقت که انسان عاشق زیبایی است و مهم ترین انگیزه فعالیت ها و نشاط زندگی او حس زیبایی دوستی، تأکید می کند. گرایش به زیبایی، هم سویی با صفت خداوندی است، چنان که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: «خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد». اگرچه انسان در تمام دوران زندگی اش زیبایی و آراستگی را دوست دارد، در دوره جوانی که زیبایی چهره و جذابیت او نمود بیشتری دارد، علاقه و گرایش او به زیبایی و خودآرایی بیشتر می شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «زیبایی چهره، شرط اول خوشبختی است و البته اگر این (جذابیت) همراه با نجابت نباشد، سودی نمی بخشد. یکی از مواردی که به آراستگی جوان کمک می کند، لباس زیبا و نیکوست. در آموزه های دین اسلام نیز این امر نه تنها تحریم نشده است، بلکه با بیان رهنمودهایی، در راه درست و صحیح هدایت شود. امام صادق علیه السلام می فرماید: «لباس خوب اختیار کن و خودت را زیبا ساز؛ که خداوند زیبا، زیبایی را دوست دارد و البته از مسیر صواب و حلال خارج مشو». البته زیبایی فقط جمال ظاهری انسان را در برنمی گیرد، بلکه فضلیت های معنوی و اخلاقی، از مهم ترین نمونه های آراستگی و زیبایی انسان به شمار می آید و اهمیت نقش آن در زندگی و آینده فرد، بیشتر از زیبایی ظاهری است. آراستگی به ویژگی های برتر معنوی و مکارم اخلاق، فرد را در رسیدن سریع به قله های کمال و تقرب الهی یاری می دهد. از این رو، حضرت علی علیه السلام می فرماید: «امتیاز مرد، به عقل و جمال او و زیبایی اش، به مردانگی و فضایل اخلاقی اوست».

پیام متن:

1. میل به خودآرایی، فطری است که البته اسلام با بیان دستوراتی، به آن جهت بخشنده است.

2. آراستگی به فضائل معنوی و اخلاقی مهمتر از آراستگی ظاهر است.