مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > دیدار آشنا > تیر 1381، شماره 25


روان شناسی برخورد با جوان و نوجوان(1)

پدید آورنده : محمد فولادی ، صفحه 17

اشاره

پایان دوران کودکی، آغاز دوره جدیدی است که هر انسانی باید آن را سپری کند. به اعتقاد کارشناسان و روان شناسان، این دوره که موسوم به دوران نوجوانی است، حادترین، حساس ترین و بحرانی ترین دوران زندگی هر انسانی است که لاجرم باید از این گردباد شدید عبور کند. این گردباد چنان همه وجود نوجوان را دست خوش تغییر می کند که او را دچار بحران هویت، تحیر و سرگشتگی می کند. چنین فردی با ورود به این مرحله هرگز آرام ندارد، همواره در حال جنب وجوش و التهاب است. بر موجی سوار است که هر لحظه انتظار رسیدن به ساحل نجات را دارد. بی قرار است و به هر سو می زند تا خود را به ساحل برساند.

در واقع، نوجوان همان کودک 10 یا 11 ساله دیروزی و آرامی است که بی چون و چرا، دستورات و اوامر بزرگ تر از خود را در خانه می پذیرفت. اما با ورود به این دوره و تنها به فاصله مدت زمان کوتاهی، به یک باره تغییر مشی داد، و برخلاف انتظار به همه کس و همه چیز نه می گوید، نه تنها همان کودک سر به راه دیروز نیست، بلکه کاملا فردی ماجراجو و پرخاشگر است. چهره او به ناگاه عوض می شود، لحن گفتارش تغییر می کند، رنگ پوست و لهجه، رفتار و مشی او به گونه ای دیگر می شود و این همان چیزی است که والدین را شدیدا نگران کرده و موجبات تشویق خاطر آنان را فراهم می آورد.

بنابراین، آشنایی با مسائل و مشکلات نوجوانان و جوانان و بیش از هرچیز آشنایی با شیوه برخورد با آنان، ابتدایی ترین و ضروری ترین نیاز و ابزار برای کسانی است که به نحوی با نوجوانان برخورد می کنند. زیرا هرگونه ناآشنایی و غفلت از این گونه مسائل بیش از بیش موجبات تشدید مشکلات آنان را فراهم می آورد. اما بیش از هر چیز توجه به چند نکته ضروری است:

1. اصولا فصل نوجوانی و جوانی، فصل معماوار، پیچیده و کوران دگرگون شونده و دگرگون ساز و تغییر و تحول است. در این مرحله، گویا آدمی (کودک) می میرد و انسان دیگر (نوجوان و جوان) زنده می شود. اساسا، نوجوان، کودک دیروز و یا کودک بزرگ شده امروز و جوان نیز همان نوجوان دیروزی نیست، بلکه انسانی از نوع دیگر است. لذاست، که در برخورد با چنین انسانی، باید شیوه برخورد نیز نسبت به، مقطع کودکی و... تغییر یابد.

2. سر معماوارگی و ابهام و پیچیدگی دوره نوجوانی و جوانی تنوع و گونه گونی مؤلفه های شناسا و ناشناسا، شناخته شده و ناشناخته ای است که هویت نوجوان و جوان را شکل می دهد. هویت نوجوان و جوان امروزی، تحت تاثیر بسیاری از عوامل شناخته و ناشناخته درونی و بیرونی از جمله محیط، جامعه، خانواده، وراثت، ملیت، نژاد، طبقه اجتماعی ،زیست بوم، فرهنگ ملی و محلی و جهانی، میزان و تحصیلات، نوع تخصص، شغل، نوع گرایش سیاسی و... است. از این رو، در شناخت هویت و مقتضیات و مسائل و مشکلات یک نوجوان و جوان و پاسخ بدان و اساسا در برخورد با آنان باید شیوه ای متفاوت برگزید. یعنی نوع برخورد با یک کودک، نوجوان و جوان باید ماهیتا متفاوت باشد و نمی توان در هر سه مقطع به یک شیوه با آنان برخورد کرد، در واقع برخورد با هر مقطع روان شناسی خاص خود را می طلبد.

3. برای شناخت نسل نو و تنظیم روابط و مناسبات سازنده با نوجوان و جوان، باید از چهار بعد و در چهار گرایش مقتضیات و مختصات یک نوجوان و جوان مطالعه شود: از بعد زیست شناختی، روان شناختی، جامعه شناختی و مردم شناختی. درواقع، برای برخورد شایسته با یک نوجوان و جوان، باید جوان از لحاظ زیستی، روانی، اجتماعی و مردم شناختی مورد مطالعه دقیق و موشکافانه قرار گیرد.

برای مثال، از لحاظ روان شناختی، برای برخورد مناسب و سازنده با یک نوجوان و جوان، باید مربی و کسی که با وی برخورد می کند، سه اصل مهم جلب اعتماد، فاصله زدایی و ذهنیت شناسی را وجه همت خویش قرار دهد و آن را به عنوان اصلی ترین و کارآمدترین ابزار مناسبات میان خود و جوان و نوجوان در نظر بگیرد.

الف. اعتمادسازی و جلب اعتماد از ابتدایی ترین ابزار یک مربی و یک مبلغ و یک پدر و مادر فهیم و فرهیخته ای است که برای درک فرزند نوجوان و جوان خویش به کار می گیرند. در واقع، جلب اعتماد، پذیرش و مقبولیت فرد توسط مخاطب است. جوان و نوجوان باید ما را بپذیرند و تا زمانی که ما را به دیده قبول ننگرند و احساس نکنند که ما آن ها را درک می کنیم، چیزی از ما نمی پذیرند.

ب. فاصله زدایی و تفاوت زدایی، از دیگر مکانیسم های روان شناختی برخورد با نوجوانان و جوانان است. فاصله زدایی به معنی زدودن و کاستن فاصله ها و احساس همدلی و هم احساس شدن با مخاطب و القای قرابت و شباهت خود با مخاطب است. در حقیقت با این کار، جوان و نوجوان احساس می کند نه تنها بین او، طرف مقابل هیچ فاصله و شکاف طبقاتی وجود ندارد که رابطه ای کاملا صمیمی و همدلانه وجود دارد.

ج. ذهنیت شناسی مخاطب نیز از دیگر مکانیسم های روان شناختی برخورد با کودکان و نوجوانان است. ذهنیت شناسی به این معناست که بدانیم مخاطب چگونه می اندیشد، به چه می اندیشد و مشکل اصلی او چیست و درباره ما چگونه می اندیشد. ذهنیت شناسی، در واقع داشتن هنر مخاطب شناسی است و این که در ذهن مخاطب نوجوان و جوان چه می گذرد.

1. ساختار این متن از سخنرانی جناب حجة الاسلام علی اکبر رشاد، در نشریه مسجد 52، ص 20، مهر و ابان 79 اخذ شده، سپس بازنویسی و بازآفرینی شده است.