مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > دیدار آشنا > آذر و دی 1377، شماره 8


کم رویی; علل پیدایش و راه های درمان آن

پدید آورنده : محمدمهدی صفورایی ، صفحه 10

اشاره:

در قسمت اول این مقاله، مباحثی هم چون تعریف کم رویی، کم رویی از دیدگاه بین فرهنگی، کم رویی و احساس تنهایی، ویژگی های افراد کم رو و تاثیر کم رویی بر رشد شناختی، عاطفی، روانی، سازش یافتگی اجتماعی و شخصیت، مورد بررسی قرار گرفت، اینک ادامه این مقاله را به آشنا دیداران عزیز تقدیم می داریم:

مقدمه

کم رویی یک پدیده پیچیده روانی - اجتماعی است. کم رویی یک صفت یا ویژگی ارثی (ژنتیکی) نیست، بلکه اساسا در نتیجه روابطنادرست بین فردی وسازش نایافتگی های اجتماعی در مراحل اولیه رشد (در خانه و مدرسه) پدیدار می گردد. با این که برخی از روان شناسان نظیر کتل (cattel) [1983 ]بر این عقیده اند که بعضی افراد با زمینه کم رویی متولد می شوند، اما باید توجه داشت که بحث درباره زمینه کم رویی و استعداد بیش تر بعضی از کودکان در ابتلا به کم رویی، به معنای ارثی بودن آن، مثل رنگ چشم و پوست نیست. بدیهی است کودکان کم رو عموما متعلق به والدینی هستند که خودشان کم رویی دارند. لیکن این بدان معنی نیست که این قبیل کودکان کم رویی را از طریق ژن های ناقل از والدین خود به ارث برده اند، بلکه اساسا بدین معناست که کم رویی را از آن ها یاد گرفته اند. (1)

در این جا به طور خلاصه به اصلی ترین زمینه های کم رویی اشاره می شود:

کم رویی ناشی از ترس

کم رویی ناشی از ترس عموما از سال اول زندگی نوزاد مشاهده می شود. مطالعات انجام شده روی نوزادان، حاکی از این است که در اواسط سال اول زندگی (غالبا در 6 ماهه دوم از اولین سال زندگی کودک) کم رویی به عنوان یک پدیده همگانی در همه نوزادان و نسبت به غریبه ها و افراد آشنایی که به خاطر تغییر لباس و آرایش ظاهر متفاوت به نظر آیند، دیده می شود. به عبارت دیگر، در این شرایط اضطراب برخورد با بیگانه ها و ناآشناها وجود کودک را فرا می گیرد. در حقیقت، کودک خردسال از این رو کم رو است که مردم برایش ناآشنا بوده، از او بزرگتر، قوی تر، قدرتمندتر و مقتدرترند و او نمی داند که در شرایط گوناگون چگونه با وی برخورد خواهند کرد.

کودکان خردسال، پس از شش ماهگی، به تدریج به لحاظ رشد ذهنی و عاطفی می توانند افراد آشنا را از غریبه ها تشخیص دهند. همراه با افزایش دامنه ارتباطات کودک با دیگران، کم کم بر تجارب خوشایند و دوست داشتنی وی افزوده می شود و کودک از ارتباط و هم نشینی با دیگران، به خصوص آشنایان لذت برده و ترسش فرو می ریزد. این حالت مقدمه لازم و مطلوبی برای اجتماعی تر شدن کودک است.

اما اگر برخوردهای اطرفیان و محیط هم چنان که پیش تر اشاره کردیم غلط باشد، کم رویی طبیعی کودک خردسال به کم رویی پایدار و غیر طبیعی تبدیل می شود.

کم رویی ناشی از اضطراب اجتماعی

بسیاری از محققان و متخصصان، ریشه اصلی کم رویی را در ترس یا اضطراب اجتماعی می دانند و بس. بنابراین، لازم است اشاره مختصری به اضطراب اجتماعی داشته باشیم.

اضطراب اجتماعی نتیجه ای است از احتمال یا وقوع نوعی ارزیابی شخصی در موقعیت های مختلف اجتماعی. به دیگر سخن، فردی که دچار اضطراب اجتماعی است، هیچ گونه تمایلی به آغاز ارتباط با دیگران ندارد و با احساسی از ترس و پایداری غیر معقول، از هر موقعیتی که ممکن است در معرض داوری دیگران قرار گیرد، اجتناب می ورزد. برداشت یا تصور شخص از موقعیت های اجتماعی که احتمال دارد شخصیت او مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد، می تواند واقعی یا خیالی باشد. در واقع، شخصی که به شدت دچار اضطراب اجتماعی است، تصور می کند که در هر موقعیت یا شرایط اجتماعی، فرد یا افرادی به محض مواجه شدن با او رفتار و شخصیتش را مورد نقادی و ارزیابی قرار خواهند داد.

کسانی که همه موقعیت های اجتماعی و تعامل بین فردی را صحنه های ارزیابی و انتقاد تلقی می کنند، رفتاری نامناسب دارند. البته، حضور در جلسات مصاحبه و گزینش تحصیلی و شغلی، دیدار با فردی مسؤول یا مقتدر برای اولین بار، صحبت، سخنرانی و ارائه گزارش در حضور مخاطبان برجسته، مصاحبه در برنامه پخش مستقیم رادیو یا تلویزیون، ورود به اطاقی مملو از آدم های غریبه و موقعیت هایی از این قبیل، تقریبا همه افراد را تا حدودی مضطرب می کند، لیکن بعضی از کودکان، جوانان و بزرگ سالان این گونه رفتار را برای همیشه حفظ می کنند و تکرار مواجهه، در رفتار آن ها تغییری ایجاد نمی کند و در بعضی اوقات از طرف اطرافیان هم تقویت می شود; این همان ایجاد کم رویی است که باید با آن مقابله کرد.به عبارت دیگر، در این افراد، اضطراب یک ویژگی شخصیتی محسوب می شود که کم رویی را هم به دنبال دارد. اما، این موقعیت ها و رفتارها برای افرادی که رشد اجتماعی خود را به طور صحیح پشت سر گذاشته اند، یک وضعیت موقت و گذرا خواهد بود و با تکرار و تمرین و چندبار مواجهه، رفع خواهد شد و هرگز پدیده نامطلوب کم رویی شکل نخواهد گرفت.

به طور خلاصه می توان گفت، اضطراب اجتماعی و به تبع آن کم رویی، در شرایط زیر بیش تر مشاهده می شود:

1- ترس از عدم تایید یا انتقاد توسط دیگران;

2- ترس از قرار گرفتن در موقعیتی که می بایست مصمم و قاطع جواب داد یا اظهار نظر کرد;

3- ترس از مقابله کردن با شرایط خاص اجتماعی، عصبانیت ها و پرخاشگری ها;

4- ترس از مواجهه شدن و هم کلامی با جنس مخالف;

5- ترس از ناتوانی در برقراری و حفظ روابط بسیار صمیمی بین فردی;

6- ترس از بروز جدی تعارض در خانواده و طرد شدن توسط والدین.

خانواده و فرزندان کم رو

محیط خانواده و تجارب اولیه کودک به خصوص در سنین پیش دبستانی و سال های آغازین مدرسه، اصلی ترین نقش را در شکل گیری شخصیت کودک دارد. در این دوران الگوهای رفتاری بزرگ سال، برنامه های تلویزیونی، نحوه و میزان ارتباطات عاطفی، کلامی و اجتماعی خردسالان با والدین و بزرگ سالان خانواده، بیش ترین تاثیر را در رشد مطلوب اجتماعی و یا پدیدایی اضطراب و کم رویی کودکان می تواند داشته باشد.

زمانی که الگوهای بزرگ سال (مثل والدین) خودشان عموما مضطرب بوده و از مهارت برقراری روابط عاطفی - اجتماعی مطلوب و خوشایند با دیگران، به ویژه با فرزندان خود بی بهره اند، طبیعی است که فرزندان این خانواده نیز بیاموزند که کم رو باشند. به همین دلیل بعضی از روان شناسان مثل واتسون (پرخذ.جچژژرذ) کم رویی کودکان را در نتیجه یادگیری و تقویت آن در خانه و مدرسه می دانند.

کمال جویی و آرمان گرایی فوق العاده والدین و انتظارات نامعقول آنان از فرزندان در شرایط گوناگون و وادار کردن آن ها به رفتارهای کلیشه ای و عکس العمل های تصنعی در موقعیت های مختلف اجتماعی، سخت گیری بیش از حد بر کودکان و نوجوانان و داشتن توقعات زیاد، رفتار خصمانه و عصبی با ایشان، تهدیدها و تنبیه ها، تحقیرها و تحدیدهای ناروا و حمایت های افراطی و غیر ضروری از فرزندان، از اصلی ترین زمینه های رشد عیوب اجتماعی کودک و بروز کم رویی به شمار می آیند.

برای مثال، اگر والدین با حمایت افراطی از کودک خود در سنین قبل از دبستان، مانع مواجه شدن او با سختی ها و ناخوشی ها شوند، طبیعی است وقتی این کودک وارد مدرسه می شود و مشاهده می کند که دیگر از حمایت های افراطی والدین خبری نیست و رفتار بچه ها و هم سالان او با رفتار والدین متفاوت است، دچار نگرانی شده و به خاطر نداشتن قدرت سازگاری، از آن ها کناره گرفته و گریزان می شود. بنابراین، باید دانست که حمایت افراطی از کودکان، زمینه ساز بسیاری از ناهنجاری های رفتاری و اجتماعی است و باید تعدیل شود.

کم رویی در تک فرزندها و فرزندان اول خانواده

کم رویی در میان فرزندان اول خانواده و تک فرزندها بیش از سایر فرزندان خانواده دیده می شود، به خصوص زمانی که والدین قادر نباشند زمینه تربیت و رشد اجتماعی مطلوب و هماهنگ ایشان را مطابق با نیازهای عاطفی و اجتماعی آنان فراهم آورند. به طور کلی در غالب موارد، فرزندان اول خانواده و تک فرزندها با بزرگ ترها بیش تر همانندسازی می کنند و تمایل ایشان در برقراری ارتباط با بزرگ سالان، بیش از هم سالانشان است. به دیگر سخن، فرزندان اول خانواده و تک فرزندها در برقراری ارتباط با هم سالان و هم کلاسی های خود بیش تر با مشکل مواجه می شوند تا با افراد بزرگ سال (2) چرا که عموما والدین انتظارات و توقعات متنوعی از تنها فرزند و یا فرزند اول خود دارند; اعمال فشارهای روانی از طرف والدین و آرمان خواهی های فراوان ایشان و نیز ناتوانی این قبیل فرزندان در تحقق بخشیدن به خواسته های والدین، به تدریج باعث ایجاد احساس بی کفایتی و خودپنداری بسیار ضعیف در آن ها شده و از این رو، زمینه اضطراب فراگیر و کم رویی در شخصیت ایشان به وجود می آید. به خاطر چنین وضعیت عاطفی - روانی است که فرزندان اول در مقایسه با سایر فرزندان خانواده به توفیقات کم تری در پیشرفت تحصیلی دست می یابند.

مدرسه; تقویت کم رویی یا رشد اجتماعی

مدرسه به عنوان اولین جایگاه رسمی تجربه کودکان می تواند نقش تعیین کننده ای در تقویت کم رویی یا مهارت های اجتماعی آنان ایفا کند. متاسفانه در بعضی مدارس، رفتار انفعالی و آرام و سکوت مضطربانه کودک یا کودکان کم رو و ناتوان به عنوان یک صفت پسندیده و ویژگی رفتاری مطلوب تلقی شده و حتی با تایید و تشویق های بی مورد، تقویت نیز می گردد. جای بسی تعجب و تاسف است که در بسیاری از مدارس، گاهی بالاترین نمره انضباط از آن معلولین اجتماعی، یعنی دانش آموزان کم رو است! این مساله زمانی بیش تر مشاهده می شود که کودک نیز به دلایل عدیده از جمله کمبودهای عاطفی و تعارضات خانوادگی، شدیدا تمایل دارد رفتارش مورد توجه و تایید معلم واقع شود و به طورپی درپی ازطرف وی مورد تشویق قرار گیرد.

روش های درمان کم رویی

پیش از این اشاره شد که کم رویی یک پدیده پیچیده و مرکب ذهنی - روانی، اجتماعی است که به دلایل مختلف در طول دوران رشد به تدریج پدیدار می شود. بنابراین، در بحث درمان نیز باید اذعان داشت که برای کم رویی، یک درمان فوری وجود ندارد.

کم رویی با دارو برطرف نمی شود و اقدامات پزشکی و استفاده از داروهای آرام بخش و تقویت کننده (مولتی ویتامین ها) تاثیر مستقیمی بر درمان کم رویی فرد ندارد. کم رویی اساسا رفتاری اکتسابی و آموخته شده است که برای درمان و برطرف کردن آن باید رفتار نامطلوب حذف گردیده و رفتار تازه و مطلوب اجتماعی در فرد فراگیر شود.

اساس درمان کم رویی، تغییر در حوزه شناختی و تحول در شیوه عملی زندگی و حیات اجتماعی فرد است; تغییر در شیوه تفکر، یافتن نگرش تازه نسبت به خود و محیط اطراف، برخورداری از قدرت انجام واکنش های نو در برابر اطرفیان و تعامل بین فردی، تغییر در باورها و نظام ارزش هایی که کم رویی را تقویت می کند، کاهش اضطراب در فرد کم رو، تقویت انگیزه و افزایش مهارت های اجتماعی و توانایی های تحصیلی، شغلی و حرفه ای، اصلی ترین روش درمان کم رویی است.

ادامه دارد.

پی نوشت ها:

1- وقتی صحبت از وراثت یا ارث می شود. منظور مجموعه صفات یا ویژگی هایی است که از اجداد گذشته توسط والدین و از طریق ژن ها به فرزند انتقال می یابد. نقش ارث (عامل ژنتیکی) با تشکیل نطفه آغاز می شود و تقریبا در همان زمان با فاصله بسیار اندک پایان می پذیرد.

2- معمولا وقتی که تک فرزندها وارد مدرسه می شوند، بیش تر دوست دارند با معلم ارتباط داشته باشند تا با هم سالان خود و اگر از طرف معلم و خانواده هدایت نشوند و ارتباط متعادلی با هم کلاسی های خود پیدا نکنند، به تدریج با مشکل جدی در رشد شخصیت اجتماعی مواجه می شوند.

منابع

1- افروز، غلامعلی، روان شناسی تربیتی کاربردی، انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران، 1373.

2- افروز، غلامعلی، روان شناسی کم رویی و روش های درمان، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374.

3- کلارس.ج، راو، مباحث عمده در روان پزشکی، ترجمه جواد وهاب زاده، انتشارات آرش، 1370.

4- ابراهام اچ، مزلو، انگیزش و شخصیت، ترجمه احمد رضوانی، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، 1372.