مشخصات مجله


نامه جامعه - بهمن 1387 - شماره 53
تاریخ درج : 1387/12/29
بازدید : 44734

فهرست مطالب

جستجو

مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > نامه جامعه > بهمن 1387 - شماره 53


موزه عبرت

پدید آورنده : ، صفحه 56

چشم­انداز؛

عملیات اجرایی زندان کمیته مشترک ساواک در سال 1311 به دستور رضا پهلوی (پهلوی اول) و با نظارت و طراحی آلمانی ها آغاز گردید و در سال 1316 به کاربری زندان و به نام توقیف خانه به بهره برداری رسید. پس از سال­ها در بهمن ماه 1350 در اجرای دستور محمدرضا شاه کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک در محل موقت اطلاعات شهربانی تشکیل شد. با انحلال دو کمیته ساواک که در اوین مستقر بود و با تشکیل کمیته مشترک کلیه سرنخ های عملیاتی در اختیار این کمیته قرار گرفت و کلیه مأمورین دو کمیته قبلی ساواک مأمور به خدمت در این مکان شدند. اوایل خرداد 1352 با اوج گیری مبارزات مردم و گروه­ها, ساختار کمیته مشترک، تجدید و توسعه یافت و با اصلاحاتی به تصویب شاه رسید. از اوایل همان سال این محل مهم­ترین محل بازداشت, شکنجه و تخلیه اطلاعاتی انقلابیون؛ به ویژه انقلابیون مسلمان بود. به گفته ساواک و با مراجعه به اسناد تاریخی موجود، در سال های 1350 تا 1357 هزاران نفر از مبارزین و انقلابیون(زن ومرد) در عملیات­های کمیته مشترک، دستگیر و بازداشت شدند. این کمیته محل استقرار خشن ترین, بی عاطفه ترین و عقده ای ترین شکنجه گران رژیم شاه بود؛ گو این­که هیچ بویی از انسانیت نبرده بودند و سبوعیت و وحشی گری آن­ها در تمامی اعمال و رفتارشان موج می­زد.

این کمیته با سه واحد اطلاعاتی، 357 پست سازمانی و 188 پست موقت برای بخش بهداری و زندان اداره می­شد. در مجموع 563 نفر, کار سرکوب گروه­های انقلابی و مخالفین حکومت پهلوی را دنبال می­کردند. از مهم­ترین مسایل قابل اشاره، لزوم آموزش تخصصی شکنجه در ساواک بود که بازجوها برای کسب مهارت به اسراییل, آمریکا و انگلیس می رفتند تا با ادوات و ابزار شکنجه آشنا شوند. این زندان که در سه طبقه بنا شده است، دارای 6 بند عمومی و انفرادی بود که زندانی­ها در بدو ورود با چشم بسته از مسیر تعریف شده و مشخص، عبور داده می شدند.

زندانی، باید پس از ورود به اتاق افسر نگهبان با ثبت مشخصات در دفتر مخصوص نگهبان، کلیه لوازم و وسایل شخصی خود را تحویل می­داد و به جای آن یونیفورم مخصوص زندان را می­پوشید. به دنبال آن متهم را به اتاق عکاسی برده و پس از تهیه عکس وی را داخل سلول می­انداختند و شکنجه­ها را آغاز می­کردند. لازم به ذکر است که اتاق­های شکنجه به انواع و اقسام ادوات و وسایل شکنجه مجهز بود.

پس از تغییر کاربری این زندان به موزه عبرت([1]), کار بازسازی و آسیب شناسی ساختمان با مدیریت اداری و اجرایی هیأت امنا([2]) آغاز شد، که با اخذ نظرات کارشناسی , امکانات فرهنگی وسیع و خدمات رفاهی به عنوان امکانات جانبی نیز پیش بینی گردید. کتاب­خانه تخصصی و فروشگاه محصولات فرهنگی از آن جمله است.

موزه عبرت ؟!

مرور تاریخ و گذشته­ها، برای عبرت­گیری و ساختن آینده­ی بهتر مؤثر است. همچنان که قرآن شریف می­فرماید: )... فَاعْتَبِرُوا یا أولِی اْلأبْصارِ(([3]). نام­گذاری مجموعه­ی به جای مانده از تشکیلات یاد شده به نام موزه عبرت برگرفته از این آموزه­ی قرآنی است.

از اولین کارهای رضاخان (پهلوی اول) در سال 1304 که به وسیله انگلیسی­ها قدرت را در ایران به دست گرفت، مأمور ساختن شخصی به نام مارکف روسی برای ساخت زندان بود. وی که در امور معماری و نظامی تبحر داشت، پس از بررسی­های مختلف در کشور؛ به ویژه تهران، پیشنهاد تبدیل قصر قجر به محبس قصر قجر را داد. مارکف با انجام تغییرات معماری بر روی قصر قجر در سال 1308، زندان قصر را راه­اندازی و افتتاح نمود؛ بدین ترتیب از جمله اولین اقدام­های رضاخان پس از رسیدن به قدرت پادشاهی تأسیس زندان و شکنجه گاه برای زندانیان سیاسی و مبارزان بود. زمان ریاست رکن­الدین مختاری (آخرین رییس شهربانی رژیم رضاخانی) بسیاری از مبارزان مسلمان اعدام، یا با آمپول­ هوای پزشک احمدی به شهادت رسیدند.

تأسیس شکنجه گاه مخوف

سال 1311 در مجموعه شهربانی مرکز، زندانی با عنوان توقیف­گاه ساخته ­شد. در همان سال دستور ساخت زندانی که در حال حاضر موزه عبرت است، صادر گردید. طراحی و نظارت این زندان را آلمانی­ها به کمک معماران داخلی بر عهده داشتند. این زندان از طراحی بسیار پیچیده و مخوفی برخوردار است. قرینه سازی یکی از اصولی­ترین امور فنی آن است؛ به گونه­ای که ساختمان را دارای چندین لایه حفاظتی کرده تا امکان فرار از آن­جا را به صفر برساند. هنگام مرمت ساختمان جهت بازسازی برای موزه عبرت یکی از کارگران حدود سه ساعت در این ساختمان گم شد، چون نمی­دانست کجا باید برود. آری! این مکان دقیقاً برای زندان ساخته شده است. سال 1316 زندان و شکنجه­گاه یاد شده (موزه عبرت کنونی) به بهره برداری ­رسید. سال 1320 رضاشاه از حکومت عزل گردید، و محمدرضا در رأس حکومت قرار ­گرفت. از سال1320 تا 1332 محمدرضا شاه یک سازمان مخفی و مخوف به اسم کوک داشت که تقریباً همان کار پلیس مخفی رضاشاه را انجام می­داد.

پس از سقوط دولت مصدق, آمریکایی­ها تصمیم گرفتند ایران را به عنوان پایگاه خود در خاورمیانه حفظ کنند. در همین راستا, ضداطلاعات ارتش (رکن 2 آمریکایی­ه) را راه اندازی ­کردند؛ پس از آن نیز به فکر تأسیس دستگاه امنیتی افتادند. با اعزام 10 مستشار آمریکایی به ایران طراحی دستگاه امنیتی عملی شد. اسفندماه 1335 سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) تأسیس گردید. لایحه تأسیس ساواک از سوی دربارشاه به مجلس وقت ارسال شد. این لایحه بدون مخالفت و هیچ­گونه تغییر به تصویب مجلس وقت ­رسید.

ملاقات شاه با ملکه انگلیس

سال 1337 محمدرضا شاه به انگلستان سفر ­کرد و در ملاقاتی از ملکه انگلیس ­پرسید: شما از اطلاعات روزکشور و دنیا چگونه باخبر می­شوید, من که هرچه گزارش برایم می­آورند, روزی 400, 500 صفحه چون وقت ندارم بخوانم در حضور خودم می­گویم آن­ها را معدوم کنند. ملکه وقت انگلیس در جواب شاه ایران می­گوید: ما اتفاقاً سیستمی را از 60 , 70 سال پیش پی­ریزی کرده­ایم, که هنوز مشغول فعالیت است. خیلی راحت تمام اخبار و اطلاعات 400, 500 صفحه­ای شما را در دو برگ برایم می­آورند و من از همه آن­ها مطلع می­شوم. اسم این سازمان ما دفتر ویژه اطلاعات است. اگر بخواهید، برای شما هم راه اندازی می­کنیم و سیستم می­دهیم. وقتی شاه از سفر انگلستان به تهران باز می­گردد, فردی را به عنوان رییس دفتر ویژه اطلاعات انتخاب کرده و سیستم را راه اندازی می­کند.

فردوست به سفارش انگلیسی­ها رییس دفتر ویژه اطلاعات می­شود.([4]) وی به انگلیس سفر می­کند و آموزش­های لازم را برای راه اندازی دفتر ویژه اطلاعات می­گیرد. در واقع آمریکا ساواک را تأسیس می­کند و انگلیس هم دفتر ویژه اطلاعات را.

از سال 1339 و 1340 کم کم پای اسراییلی­ها به ایران باز می­شود. با استقبال شاه، اسراییلی­ها, آموزش به مأمورین دفتر ویژه اطلاعات و مأمورین ساواک را بر عهده می­گیرند. با آغاز نهضت امام خمینی(ره) و شکل­گیری قیام خونین پانزده خرداد 42، خشونت رژیم شاه و نفوذ اسراییلی­ها و آمریکایی­ها در نظام شاهنشاهی بیشتر می­شود. در دهه 40 گروه های مبارز سیاسی زیادی به­وجود می­آید، هرکدام به نحوی مبارزه با رژیم آمریکایی، اسراییلی و انگلیسی شاه را آغاز می­کند. ترور نخست وزیر وقت؛ حسنعلی منصور نمونه­ای از این اقدامات است.

اواخر دهه 40, چهار دستگاه امنیتی در نظام شاه فعالیت می­کردند. فعالیت چهار دستگاه امنیتی (رکن 2 ارتش، ژاندارمری, شهربانی و ساواک) و رقابت آن­ها با یکدیگر برای خودشیرینی و خودنمایی بیشتر در مقابل شاه, بر ناهماهنگی در سیستم اطلاعاتی امنیتی رژیم می­افزاید. شاه در 11 بهمن 1350 دستور تأسیس کمیته مشترک ضدخرابکاری؛ متشکل از شهربانی و ساواک را می­دهد، البته نمایندگانی از ژاندارمری نیز در این کمیته حضور می­یابند؛ بدین ترتیب مدل کمیته مشترک از آمریکای لاتین و انگلیس گرفته می­شود.

11 بهمن 1351

با رسمیت یافتن کار کمیته مشترک ضدخرابکاری در یازدهم بهمن 1351 آموزش­های موساد و سیا و اینتلجنت سرویس به ساواکی­ها و شکنجه گران ادامه می­یابد. برای انتخاب شکنجه­گران، اصل این بود، که عقده­ای­ترین، بی­رحم­ترین و سنگ­دل­ترین افراد را انتخاب کنند و به عضویت ساواک درآورند. یکی از این نمونه­ها؛ رسولی شکنجه­گر است. براساس مندرجات پرونده ساواک، مادر و پدر این شکنجه گر ساواک از بدکاره­های رسمی معرفی شده­اند. مادرش بدکاره حرفه­ای و پدرش نیز به شغل مرتبط با زنان بدکاره فعال بود. این فرد آن­قدر خشن بود، که اداره کل چهارم ساواک به صورت کتبی و رسمی به رفتار او معترض می­شود.

تیمسار زندی پور به ریاست کمیته مشترک ضد خرابکاری برگزیده می­شود. با آمدن او ساواک همه کاره کمیته مشترک می­گردد و شکنجه و خفقان به اوج خود می­رسد. در همین ساختمان استوانه­ای، لحظه­ای صدای فریاد، ضجه وناله مبارزان سیاسی و مسلمان قطع نمی شود. در تمام 24 ساعت شبانه­روز شکنجه و زجر جوانان این مرز و بوم به شدت دنبال می­شود.

1000 شیر زن و 9000 آزاد مرد

تا تاریخ 5/9/84 مشخصات بیش از 10 هزار زندانی سیاسی ورودی به کمیته مشترک ضد خرابکاری در موزه عبرت ثبت شده است. از این تعداد 1000 نفر از شیر زنان و 9000 نفر از آزاد مردان این سرزمین­اند. ورودی­های زندان که البته ثبت نشده، بیش از 50 هزارنفر بوده است. اسناد و مدارک فراوانی از دستگیری­ها موجود است. بولتن­های اسناد روزانه کمیته مشترک این ادعا را ثابت می­کند. در برخی موارد مأمورین ساواک 100 تا 200 نفر را در یک روز دستگیر می­کردند، که پس از چند روز زندانی و بازجویی، آزاد می­شدند.

موزه عبرت تاکنون توانسته است 74 نوع از شکنجه­های ساواک شاه را ثبت کند. این کار با جمع­بندی اسناد به دست آمده از ساواک و اعترافات ساواکی­ها و اظهارات زندانی­ها به دست آمده است. برای مثال یکی از این دژخیم­ها محمدعلی شعبانی معروف به دکتر حسینی متخصص شکنجه در ساواک بود. او حتی سواد هم نداشت، اما کارش شکنجه زندانیان سیاسی بود که برای انجام این کار به صورت ویژه آموزش دیده بود.

از آپولوی غرب تا آپولوی شاه!!

آپولوی غرب چه بود و آپولوی شاه و ساواک او چه؟! دستگاه آپولو مخصوص شکنجه بود. زندانی را به شکل فضانورد به این دستگاه می­بستند و کلاه آهنی بر سرش می­گذاشتند تا جیغ و داد و فریادش فقط به گوش خودش برسد؛ سپس با کابل به کف پای زندانی می­زدند. کف پا را به 12 قسمت تقسیم می­کردند؛ به گونه­ای که قسمت انتهایی پا را از کابل­های ضخیم­تر و قسمت­های بالای پا را از کابل­های نازک­تر استفاده می­کردند.

از آن­جا که کف پا ارتباط مستقیم با مغز دارد، با ضربه­ی سوم و چهارم، زندانی نمی­فهمید که شلاق به کف پایش برخورد می­کند، بلکه درد آن را با مغز خودش احساس می­کرد؛ گو این­که کابل به سرش زده می­شد. ساواکی­ها آتش سیگار خود را روی بدن زندانی­ها خاموش می­کردند و با ولتاژ بالا به قسمت­های حساس بدن شوک وارد می­نمودند. شکنجه، آب بدن زندانی را به شدت کاهش می­داد. فرو کردن سوزن زیر ناخن و داغ کردن آن با فندک، آویزان کردن به صورت صلیب از جمله شکنجه­های عمومی بود. مأموران رژیم متمدن سراپا غربی شاهنشاهی با دست­بند قپانی از زندانی­ها زهر چشم می­گرفتند؛ به این ترتیب که دست چپ را از پشت به دست راست می­دادند و دست­بند می­زدند و روی دست­بند وزنه­ی سنگین آویزان می­کردند. به گفته­ی برخی از زندانی­های سیاسی پس از باز کردن این دست­بند تا مدت­ها دست­ها به حال عادی باز نمی­گشت. مبارزین وظیفه خود می­دانستند که تا 24 ساعت زیر شکنجه مقاومت کنند؛ زیرا اگر پس از آن، قرارها لو می­رفت، فایده­ای برای ساواک نداشت و خبر سوخته بود. با این وجود افرادی بودند که زیر دست جلادترین شکنجه­گرها؛ مثل: حسینی و آرش، حتی تا 6 ماه مقاومت کردند و هیچ­گونه اطلاعاتی ندادند. یکی از روش­های شکنجه آرش (فریدون توانگری) این بود که موی زنان را در مشت می­گرفت و آن­ها را آن­قدر روی زمین می­کشید تا گیسوانشان کنده می­شد و در مشتش می­آمد.

یاد ماندگاری

موزه عبرت مطابق استانداردهای روز دنیا تأسیس شده است. با استفاده از ابزار هنری سعی شد تا تصاویر بازسازی گردد. اتاق افسر نگهبان, اتاق شکنجه, سلول­ها و تندیس­ها، نمای واقعی زندان است. تعدادی از گروه­های هنری مشغول کار هستند. به گفته­ی کارشناسان برخی از کارها برتر از مدل­های موزه مادام توسه لندن است.

موزه عبرت از نظر فنون موزه­داری در ردیف برترین­های جهان قرار داد. در پی فراخوان موزه عبرت، زندانی­های قصر، یا اوین وسایل یادگاری دوره زندان را ارسال نمودند. یکی از کاردستی­های جالب، گلدان کوچکی است که خانم طاهره سجادی همسر مهدی غیوران از خمیرنان در زندان ساخته است. این گلدان هم اکنون در موزه عبرت نگه­داری می­شود. بسیار ظریف, زیبا و شگفت انگیز است. رنگ آمیزی این گلدان زیبا با استفاده از قرص­های بهداری زندان ساواک انجام گرفته است. گل رز روی کوزه با قرص­های آسپیرین رنگ­آمیزی شده است و از دوده بخاری های نفتی که روی دیوار سلول­ها نشسته بود، رنگ سیاه مورد نیاز در این کاردستی تهیه گردید. بخشی از دیدنی­های موزه عبرت به وسایل جاسوسی رژیم شاه اختصاص دارد. ([5])

[1]. تهران , میدان امام خمینی , ابتدای خیابان فردوسی , ابتدای خیابان کوشک مصری , خیابان شهید یارجانی، WWW.Ebratmuseum.ir .

[2]. متشکل از برخی اعضای مرکز اسناد ملی، اساتید دانشگاه­ها، میراث فرهنگی و ....

[3]. الحشر (59) : 2.

[4]. ر.ک؛ شکنجه­گران، موزه عبرت.

[5] . ر.ک؛ سایت روزنامه جمهوری اسلامی و شاهد یاران.