مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > گلبرگ > مهر 1387، شماره 102


گلبرگ اندیشه/توحید و دعا

پدید آورنده : ، صفحه 75

پژوهش/توحید و دعا

سید محمد حسین حسینی هرندی

مقدمه

دعا، خواستن است و خواندن، نیایش کردن است و ستودن، و دامنه آن آن قدر گسترده، که می توان از هر کسی طلب نمود. به ویژه اگر دعا کردن فقط برای رسیدن به آنچه مدنظر است، باشد. به سخن دیگر، از هر انسانی می توان چیزی خواست، او را به کمک طلبید و از او پرسش نمود. اما آیا فلسفه دعا و نیایش این است؟ اگر هدف، فقط دست یابی به خواسته های محدود و کوچک باشد، چه فرقی می کند از خدا باشد یا از غیر خدا؟ بنابراین، نتیجه طبیعی و فلسفه واقعی دعا، تکامل آدمی و رشد ارزش وجودی انسان هاست که در پرتو دعا به دست می آید. دعایی که از قادر مطلق و یگانه توانا باشد و در پوشش آن، اظهار عبودیت و اعلام بندگی به وحدانیت او. دعا یعنی «إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّاکَ نَسْتَعینُ».

خدا و استجابت دعا

بدون شک یکی از اهداف دعا و نیایش، تقویت روح توحید و نفی بندگی غیر خداست. آدمی آن گاه می تواند از خدایش چیزی بطلبد و از به دست آوردنش اطمینان یابد که از جمیع مردم ناامید گردد.

به سخن دیگر، شرط پاسخ دادن خداوند به دعای بندگان، ناامیدی ایشان از دیگران است. این معنا را می توان عملی شدن توحید و اعتقاد به یگانگی خداوند داشتن، دانست. در واقع دعا و مناجات با حضرت حق، از یک سو به انسان ها کمک می کند تا از امید داشتن به این و آن و از دل خوش کردن به دیگر بندگان، فاصله گیرد، و از سوی دیگر این حالت دعا و خداخوانی به صورت طبیعی، تکیه گاه بودن اعتقاد به خدای واحد را معنا می بخشد. بنده در این وضعیت دل به یک جا می بندد و نقطه امیدش، تنها وجود یگانه ای است که یگانه و آفریننده هستی است.

از دعا تا توحید

توحید، نخستین و مهم ترین اصل اعتقادی ادیان الهی است. وجود این اصل در هر دینی، به آن واقعیت و حقانیت می بخشد. انسان ها در تمامی ادوار تاریخ، به مبدأ خالق، اعتقاد داشتند. هر چند در شناخت و پیروی از وی دچار اشتباه و انحراف می شدند، ولی با این همه، در مقوله دعا و نیایش و راز و نیاز با وی چنین نبود؛ اگرچه با واسطه قرار دادن اشیای مادی، می کوشیدند با مبدأ هستی ارتباط برقرار نمایند. با این پیش زمینه، می توان دریافت که رسالت پیامبران، از یک سو اثبات وجود خداوند متعالی و در گام بعدی اثبات وحدانیت حضرت حق بوده است و از سوی دیگر، در آموزه های اخلاقی و دینی آنان لزوم توسل و چاره جویی و دعا و تضرع از وجود خالق یکتا مورد تأکید قرار گرفته است.

این گونه است که بخش زیادی از ادعیه و مناجات حضرات معصومان(ع) سرشار از یگانه خوانی، یگانه جویی و یگانه پرستی است.

توحید در دعای موحدان

اگر دعا درخواست و طلب چیزی معنا شود که چنین نیز هست، پاسخ شنیدن و جواب مثبت از آن گرفتن، نهایت آرزوست. در میان تمامی انسان ها که به دلایل گوناگون و به مناسبت های مختلف و به روش های متنوع و حتی متضاد، دست دعا به سوی خالق خویش و مبدأ وجود برداشته اند، دعای انسان های کامل، بیش از دیگران، رنگ و بویی توحیدی دارد. اعتقاد آنان به وحدانیت خدا آن چنان مشخص و مؤثر است که حتی بیگانگان نیز این معنا را درمی یابند. در ماجرای مباهله که در صدر اسلام میان پیامبر اعظم(ص) و بزرگان مسیحی به وقوع پیوست، اسقف نجران هنگامی که وجود مقدس انوار خمسه طیبه، یعنی پیامبر اعظم(ص) و حضرت علی(ع)، حضرت زهرا (س) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را در مقابل خویش آماده دعا و تضرع و درخواست از خدای یگانه دید، بدون تردید دریافت که اینان اگر از خدا درخواست فروپاشی کوهی را نمایند، خداوند بدون شک آن کوه را نابود خواهد کرد؛[1] چرا که آنان، انسان هایی کامل بودند، خدا را چنان که باید می شناختند و آن گونه خداشناسی و ایمان عملی به وحدانیت خدا، از موجبات استجابت دعا به شمار می رفت.

خداوند یکتا و استجابت دعا

بسیاری از حوادث غم انگیز و گرفتاری های سخت و مصیبت بار، نتیجه گناهان و خطاهای آدمی است. بدون شک این حوادث را باید همانند تازیانه ای برای به هوش آمدن و شیپوری برای بیدار شدن انسان ها دانست و مصیبت ها را کوره ای برای تصفیه فلز وجودی بشر پنداشت. اما آن بیداری و این هوشیاری، آن گاه به دست می آید که آدمی در اعتراف به گناهِ خود و توجه به تقصیر و کوتاهی خویش، دو نکته را در نظر داشته باشد: اول توجه به حقیقت توحید و اینکه هیچ معبود و تکیه گاهی جز خدای یکتا و آفریننده بی همتا وجود ندارد، و دوم آنکه وجود آن خالقِ حکیم، از هر عیب و نقصی و از هر ظلم و ستمی و هرگونه گمان سوئی منزه و پاک است.

پس از در نظر گرفتن این دو نکته، آدمی به وسیله ای نیازمند است تا در آن ضمن اعتراف به کوتاهی در درگاه الهی، از محضر حضرت دوست کمک خواهد و استعانت جوید. دعا در واقع آن گاه که با ستایش خدا آمیخته گردد و در مضامین آن، خدا، وجود مؤثر دانسته شود، بدون تردید به اجابت نزدیک است و امید را در دل زنده نگه می دارد.

خدا و فلسفه دعا

در باب آثار تربیتی و روانی دعا بسیار گفته اند و بیش از این نیز می توان گفت و خواهند گفت. اما حقیقت دعا و فلسفه آن و تأکید بر انجام این برنامه روحانی، برخاسته از نتایج و دست آوردهایی است که هر بشر نیازمندی به آن نیازمند است. در واقع، فقدان دعا و نبودِ نیایش در میان هر جامعه، با سقوط آن ملت برابر است؛ چرا که انسان ها با وسیله دعا، توجه و شایستگی بیشتری برای درک فیض خداوندی می یابند.

به سخن دیگر، دعا و نیایش به درگاه الهی، به گستره استعداد و افزایش لیاقت آدمیان می انجامد و نتیجه این تلاش و کوشش، به تکامل دعا کننده منجر می شود؛ نیایشگری که در دعا و بیان نیاز خود، بر آن است تا وجود نیازمندی خود را به قوه پایان ناپذیر و بی نیازی پیوند زند که خالق تمام هستی و برآورنده جمیع نیازهاست. اتصال به نقطه توحید، مقامی است که از نردبان دعا میسر می شود.

از هیچ تا همه چیز

دعا، خوی شایسته پاکان هر دین و آیینی است و در حقیقت زبان استعداد هر موجود به شمار می آید؛ بدین معنا که در فطرت الهی هر موجود، خواندن خداوند، به طور طبیعی وجود دارد و اساساً اصل دعا در هنگامه گرفتاری و درماندگی، و در وضعیت نیاز و درخواست، به آموزگار نیاز ندارد. آنچه در دعا باید مورد توجه قرار گیرد، نوع دعا و جایگاهی است که خواسته از آن خواسته می شود. مولانای ادب فارسی در مثنوی خویش این مسیر را آموزش می دهد که بنده جز نزد خدا، نزد چه کسی دست دعا بردارد، در حالی که هم میل دعا از اوست و هم اجابت آن به دست اوست. مولانا در ادامه تصریح می کند که:

اول و آخِر تویی، ما در میان

هیچِ هیچی که نیاید در بیان[2]

ابیات فوق را می توان ترجمانی آزاد از کلام خداوند دانست که می فرماید «اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به همه چیز داناست.» [3] بنابراین، «هر که در آسمان ها و زمین است، از او درخواست می کند».[4]

توحید رب العالمین در ادعیه سید الساجدین

در میان ادیان آسمانی، اسلام و در میان مذاهب اسلامی، مذهب حقه جعفری بیشترین و بهترین ادعیه و مناجات و کامل ترین آنها را به پیشگاه سحرخیزانِ کامروا و موحدان دردآشنا و یکه تازان عرصه توحید و خداشناسی عرضه داشته است. اما ادعیه جاری بر زبان امامان، اقیانوسی پرخروش است که پیش روی عاشقان خود نهاده اند و صحیفه سجادیه، چونان خورشیدی در این میان به جلوه گری پرداخته است. این کتاب که وصفش در مختصر نگنجد، با سپاس و ستایشِ خدا آغاز می شود که در اولیت بی آغاز و در آخریت بی انجام است. همان خدایی که خویشتن را به ما شناسانده و نعمت بزرگ شکر و سپاس گزاری را به ما الهام فرموده است. ما را به اخلاص در توحید و یگانه انگاشتن اش راهنمایی نموده و از الحاد و بدکیشی و کژروی و تردید در امر خویش، دور داشته است.[5]

از وحدانیت تا امامت

از تأثیرات شگرف دعا و نیایش، افزون بر توفیق در شناخت خداوند متعالی، حرکت در مسیر مستقیم و ایمن ماندن از خطا و اشتباه است. اگر آدمی، خدا، که در وحدانیت او شکی نیست و پیامبرش، که آخرین پیامبران است و امامان، که راهنمایان بشریتند را نشناسد، بدون شک در شمار گمراهان قرار دارد.

امام صادق(ع) درخواست توفیقِ شناخت خدا و پیامبر و امام را این گونه به جویندگان راه حقیقت آموزش می دهد:

بار پروردگارا! خودت را به من بشناسان؛ زیرا اگر خودت را به من نشناسانی، پیامبرت را نخواهم شناخت. خدایا! پیامبرت را به من بشناسان؛ زیرا اگر رسولت را به من نشناسانی، حجتت را نخواهم شناخت. خداوندا! حجتت را به من بشناسان؛ زیرا اگر حجتت را به من نشناسانی، از دین خود گمراه خواهم شد.[6]

چکیده کلام فوق این است که خداشناسی و امام شناسی، راه رهایی از گمراهی است، آن هم با طلب از درگاه الهی.

امامان، رهنمای موحدان

پیشوایان معصوم(ع)، آموزگاران مکتب توحیدند و خود نیز کامل ترین نمونه موحدان عالم؛ خداخواهانی که لحظه ای از او غافل نشدند و دعایشان نیز همین بود[7] و خود نیز راهنمای خداجویان و یکتاپرستان شدند.

در این راه، ادعیه آنان نه تنها زبان حال خویش است و بیان ظاهری ارتباط با مبدأ وجود، بلکه نمونه ای اعلا از چگونگی راز و نیاز به درگاه آن بی نیاز، به شمار می آید. آنان به بشریت می آموزانند خدایی شدن و با خدا بودن را، و بر آنند تا در پیش روی جامعه بشری، وسیله ای برای دست یابی به آن یکتای بی همتا قرار دهند. در قرآن کریم به این معنا تصریح شده است که «ای ایمان آورندگان! در جست وجوی وسیله ای برای نزدیک شدن به ساحت ربوبی برآیید، شاید رستگار شوید.»[8] وسیله ای که بتواند در شناخت احکام او و طریق بندگی او و فهم مکارم اخلاق و مستحبات دینی به انسان کمک کند. آدمی با آن وسیله ها به وصل خدا خواهد رسید. سخن آخر آنکه هر کس به دریای علم و معرفت آنان و به فضای مهر و محبت آنان وارد شد و دست تمسک زد، بدون شک رستگار خواهد گردید.

دعا، وسیله قرب خدا

دعا، مغز عبادت و کلید موفقیت است. چراغی در تاریکی ها و نور زمین و آسمان هاست. دعا، سلاح پیامبران و محبوب ترین کار نزد خداوند جهانیان است و این قول پروردگار است که: «مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را.» [9] و چه درخواستی بالاتر از شناخت خدا و پرستش او و آن گاه دست نیاز به سوی آن محرم راز دراز کردن. پس اگر دعا، کلید رستگاری است و رستگاری در گرو بندگی خدا، باید که از بهترین مسیر به این هدف والا رسید. امام محمد باقر(ع) در این زمینه می فرماید: «به وسیله ما خدا پرستش شد، به وسیله ما خدا شناخته شد و به وسیله ما خدای تبارک و تعالی را یگانه شناختند.»[10] بنابراین، اگر در دعا راه نجاتی هست، بدون شک، آن راهی است که با کلمات نورانی پیشوایان معصوم(ع) نورانیت یافته و آن صراط مستقیم الهی است.

پی نوشت:

[1] . ترجمه تفسیر المیزان، ج 3، ص 365، تفسیر آیه 61 سوره آل عمران.

[2] . مثنوی معنوی، دفتر چهارم، بیت 3501.

[3] . حدید: 3.

[4] . الرحمن: 29.

[5] . صحیفه سجادیه، دعای اول.

[6] . بحارالانوار، ج 52، ص 146.

[7] . صحیفه سجادیه، دعای روز پانزده ماه مبارک رمضان.

[8] . مائده: 5.

[9] . غافر: 60.

[10] . اصول کافی، کتاب التوحید، باب النوادر، ح 10.