مجلات > ادبیات و هنر > اشارات > آذر 1387، شماره 115


شهادت حضرت امام محمد باقر(ع)

پدید آورنده : ، صفحه 59

شنبه

16 آذر 1387

7 ذیحجه 1429

6. Dec. 2008

ـ یک جرعه آفتاب

ـ اشاره

ـ چراغ راه

ـ گفتار مجری

ـ نکته ها

ـ زلال قلم

ـ شعر

ـ کوتاه و گویا

ـ آورده اند که...

ـ نظر شما چیه؟

ـ نظر ما اینه...

ـ کتابستان

یک جرعه آفتاب:امام باقر(ع)

«لَیسَ مِنّا مَن تَرکَ دُنیاهُ لِآخِرَتِهِ و آخِرَتِهِ لِدُنیاه؛ کسی که دنیایش را به خاطر آخرتش و آخرتش را به خاطر دنیایش ترک کند، از ما نیست».[1]

«اُغدُ عالماً او مُتَعَلِمّاً و ایاکَ اَن تکونَ لاهیاً مُتَلَذِّذاً؛ روزت را آغاز کن درحالی که یا دانشمند باشی یا دانش آموز و بپرهیز از اینکه عمرت را در لذت های غفلت زا سپری کنی».[2]

«اِنَّ هذا الدینَ متینٌ فَاَوْغِلُوا فِیهِ بِرِفقٍ؛ اسلام دین محکم و قوی خداوند است؛ راه مستقیم آن را با مدارا بپیمایید».[3]

«اِنَّ الحسدَ لَیأکُلُ الایمانَ کَما تَأکُلُ النّارُ الحَطَبَ؛ حسد ایمان را می خورد و نابود می کند، چنانکه آتش هیزم را».[4]

«اِنَّ الْکِذْبَ هُوَ خَرابُ الایمان؛ دروغ گویی مایه ویرانی ایمان است».[5]

«ما دَخَلَ قَلبَ اِمرَیءٍ شیءُ مِنَ الکِبرِ اِلاّ نَقَصَ مِن عَقلِهِ مِثلُ ما دَخَلَهُ مِن ذلکَ قَلَّ ذلکَ اَو کَثُرَ؛ در دل هیچ انسانی کبر وارد نمی شود مگر آن که عقلش به همان اندازه ناقص می شود، خواه کم باشد یا زیاد». [6]

«لا فَضیلَهَ کالجِهادِ و لا جِهادَ کالمُجاهَدَهَ الهَوی؛ هیچ فضیلتی چون جهاد ارزش معنوی ندارد و هیچ جهادی چون مجاهده بر هوای نفس نیست».[7]

«خَیرُ الاَعمالِ زَرعٌ یزرَعُهُ فَیاکُلُ مِنهُ البَّر و الفاجِر؛ بهترین کارها زراعت است که از محصول آن نیکوکاران و بدکاران ارتزاق می کنند».[8]

«بِالدِّرایاتِ لِلرِّوایاتِ یعلُوا المُؤمِنُ اِلی أقْصی دَرَجاتِ الْایمانِ؛ مؤمنین با درک حقایق روایات می توانند به بالاترین مدارج ایمان برسند».[9]

«لَوْ أُوتِیتُ بِشّابٍّ مِنْ شَبابِ الشَّیعَه لایتَفَقَّهُ فِی الدِّینِ لَاَوْجَعتُهُ؛ اگر جوان شیعه ای را نزد من بیاورند که تفقه در دین نمی کند. او را به مجازات سختی کیفر خواهم کرد».[10]

«اُطلُب بقاءَ العِزِّ بِاِماتَهِ الطَمَع؛ با میراندن طمع، عزت را برای خود باقی بدار».[11]

«اَلْیأسُ مِمّا فی ایدِی النّاسِ عِزُّ الْمُؤْمِنِ فِی دِینِهِ[12]؛ چشم نداشتن به آنچه در دست مردم است، عزت مومن در دین اوست».

«لَیسَ مِنْ اَخْلاقِ الْمُؤْمِنِ المَلَقُ و الحَسَدُ اِلاّ فی طَلَبِ الْعِلْمِ؛ چاپلوسی و حسد از اخلاق مومن نیست مگر در طلب علم».[13]

«عالِمٌ ینتَفَعُ بِعِلمِهِ اَفضَلُ مِنْ سَبْعِینَ أَلْفَ عابدٍ؛ دانشمندی که دیگران از علم او استفاده می کنند، از هفتاد هزار عابد برتر است».[14]

اشاره:تلؤلؤ نور

سهیلا بهشتی

پنجمین امام شیعه، امام محمد باقر(ع) بنا بر قول مشهور در رجب سال 57 قمری در شهر مدینه دیده به جهان گشود. آن بزرگوار، زندگی پر فراز و نشیبی داشته است. حدود سه سال در کنار جد بزرگوارش حسین بن علی و مدت 38 سال را در جوار پدر گرامیش امام زین العابدین(ع) گذرانده است. او با رنج ها و مصیبت های طاقت فرسای پدر بزرگوار و عمه عزیزش زینب کبری بعد از واقعه غم بار کربلا دم ساز بوده است.

جابربن عبدالله انصاری روایتی در فضیلت امام باقر(ع) نقل کرده که به نوشته ابن شهر آشوب، فقهای مدینه و عراق، همگی آن را روایت کرده اند. در این روایت جابر می گوید: رسول خدا(ص) مرا مورد خطاب قرار داد و فرمود: تو بعد از من چندان زنده می مانی که مردی از فرزندان مرا ـ که شبیه ترین به من و نامش مطابق نام من باشد ـ زیارت می کنی، وقتی او را دیدی، سلام مرا را به او برسان و به این سفارش من حتماً عمل کن و سهل مگیر.

در تاریخ یعقوبی، دنباله این حدیث چنین آمده است: وقتی جابر به سنین پیری رسید و مرگ خود را نزدیک دید، پیوسته می گفت، ای باقر ای باقر، کجایی. تا اینکه روزی آن حضرت را دید و خود را به وی رسانید، درحالی که دست و پای حضرتش را می بوسید و می گفت: پدر و مادرم فدای تو که شبیه پدرت رسول خدا هستی، رسول خدا بر تو سلام فرستاده این روایت از امام صادق(ع) نیز نقل شده و آن حضرت در این روایت کلمه «باقر» را به عنوان یک فضیلت اختصاصی برای پدر بزرگوارش خوانده است.[15]

جامعه اسلامی در دوران امام باقر(ع) با دو پدیده مهم مواجه بود؛ 1. شعور سیاسی مردم و شورش های گروهی علیه حاکمان ستمگر بنی امیه. 2. گسترش انحرافات فکری، عقیدتی، اجتماعی و اخلاقی. در آن دوران امام گرچه از مسائل اجرایی حکومتی بر کنار بود؛ ولی با توجه به وظیفه ای که بر عهده داشت، در مقام اصلاح جامعه اسلامی و مقابله با انحرافات به روش های گوناگون برآمد. مهم ترین روش های امام در هدایت جامعه اسلامی عبارت بود از: ارشاد و راهنمایی، احتجاج و جدل، افشاگری وروشنگری.

تجسم اخلاق

امام باقر(ع) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود. سیرت و صورتش ستوده بود. پیوسته لباس تمیز و نو می پوشید. در کمال وقار و شکوه حرکت می کرد. متولی صدقات حضرت رسول(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) و پدر و جد خود بود و این صدقات را میان بنی هاشم و مساکین و نیازمندان تقسیم می کرد و اداره آنها را از جهت مالی به عهده داشت. امام باقر(ع) بسیار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود. با همه اصحاب مصافحه می کرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق می فرمود. می خواست سنت جدش رسول الله(ص) را در عمل، بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقی را به مردم تعلیم نماید.

در حوزه اخلاقیات، جمله های گهرباری از امام باقر(ع) روایت شده است؛ جمله های قصاری که در اوج زیبایی و برخاسته از روح عصمت و کمالات درونی امام است. ابوزهره درباره اندیشه ها و جمله های اخلاقی ـ اجتماعی امام می نویسد: «به سبب کمال نفسانی و روشنی قلب و قدرت درکش، خداوند حکمت های اعجاب انگیزی بر زبان او جاری ساخت و عباراتی درباره اخلاق شخصی و اجتماعی از آن حضرت روایت شده است که اگر مرتب شوند، روش گران بها و جامعی از آن در زمینه های اخلاقی به وجود می اید.

نمونه ای از درس های اخلاقی عملی امام، مخالفت با خشکِ مقدسی بود. آن حضرت در مقام عمل، با نظر آن دسته که گمان می کردند ترک کامل نعمت های دنیوی، ورع اسلامی و زهد است، مقابله می کرد».[16]

تسخیر دانش

دانش امام باقر(ع) نیز همانند دیگر امامان از سرچشمه وحی بود. در کتاب های تراجم اهل سنت با صراحت از شخصیت علمی و معنوی امام باقر(ع) ستایش و تمجید شده است. در زمان امام باقر(ع) که خلفای اموی درگیر مشکلات داخلی و انحرافات فکری و اجتماعی و اخلاقی خود و مردم بودند و به ویژه در طول حکومت «عمر بن عبدالعزیز» که نسبتاً فردی لایق بود، امام(ع) توانست «دانشگاه اسلامی مدینه» را پایه ریزی کند. که در زمان امام صادق(ع) به صورت دانشکده هایی در تمام زمینه های علمی، کارآمد شد. از جمله تربیت یافتگان این مکتب، افرادی مانند: محمد بن مسلم، زراره بن اعین، حمران بن اعین، اَبانِ بن تَغْلِب، جابر بن عبدالله انصاری، عبدالله ابی یعفور، کمیت اسدی، ابوبصیر، هشام بن سالم و برید بن معاویه عجلی بودند.[17]

آنچه از امام محمدباقر(ع) روایت شده، در همه زمینه های علوم اسلامی است؛ اعم از تفسیر و علوم قرآنی، فقه، کلام، اخلاق، تاریخ، سیره و مسائل نظام آفرینش که گاهی برخی از شاگردان آن حضرت آنها را به صورت کتاب مستقلی تدوین کرده اند.

دوران زندگی امام، در تاریخ تفکر از اهمیت به سزایی برخوردار است. از مهم ترین دوران امام باقر(ع) می توان به پیدایش مذاهب کلامی چون مرجئه و معتذله و خوارج، آشنایی مسلمانان با آرای ادیان دیگر، حضور پراکنده پیروان دیگر ادیان در میان مسلمانان، ظهور اختلافات فقهی بر اثر عدم دسترسی فقهای متأخر به سنت نبوی به واسطه ممنوعیت طولانی روایت و کتابت حدیث، انحراف عملی و فکری سران سرزمین اسلامی از تعالیم پیامبر(ص) و توجیه حکومتِ امویان از طریق ارائه ناقص و تحریف شده تعالیم اسلام اشاره کرد.

ازآن جا که عصر امام باقر(علیه السلام)، عصر برخورد اندیشه های اسلامی و غیراسلامی بود، مناظره های زیادی بین دانشمندان ادیان مختلف با امام از سوی حکمرانان بنی امیه سازمان دهی شد که امام(ع) همچون سدی استوار در برابر نفوذ عقاید باطل آنان ایستادگی می نمود و پایگاه های فکری و عقیدتی آنان را در هم می کوبید.

زندگی امام باقر(ع) هم زمان بود با خلافت بنی مروان. به طور کلی بنی امیه، افزون بر احیای سنن جاهلی به دلیل عدم کفایت سیاسی، زمینه انحرافات اجتماعی و فرهنگی و فساد همه جانبه را فراهم کرده بودند. برخی از خلفای آنان مثل هشام بن عبدالملک، مشکلات فراوانی برای فعالیت ائمه فراهم کرده بودند. به همین دلیل، امام محمدباقر(ع) به شدت تحت فشار بودند؛ تا آنجا که ایشان ناچار شدند با استفاده از تقیه، اهداف فکری و دینی خود و شیعیان را پیش ببرند. با این همه، امام(ع) علیه زورگویان حاکم موضع گیری و شیعیان خود را از همکاری با حکام جز در موارد استثنایی منع می کردند. بنا بر مصالح جامعه، مخالفت با حاکمان و دعوت به عدم همکاری و مبارزه منفی، از موانع روشن و مشخص امام بود.

امام باقر(ع) در بطلان کار خلفای حاکم و عدم مشروعیت کار آنان تأکید داشتند و لزوم برقراری امامت راستین در جامعه اسلامی را برای مردم مطرح می کردند.

در دوران امام باقر(ع) حکام اموی بر اهل بیت سخت گیری می کردند و این سخت گیری به دلیل ادعای امامت و زعامت دینی و سیاسی آنها بود که امویان را غاصب می دانستند. از خلفای اموی تنها عمر بن عبدالعزیز بود که به طور نسبی برخوردی ملایم با اهل بیت داشت.[18]

بنا بر روایتی روزی امام باقر(ع) بر هشام بن عبدالملک وارد شد و به او با عنوان خلیفه و امیرالمؤمنین سلام نکرد. هشام ناراحت شد و پس از سرزنش امام، دستور بازداشت او را صادر کرد. کسانی که در زندان با آن حضرت بودند، تحت تأثیر شخصیت نافذ امام قرار گرفتند. وقتی هشام از این موضوع آگاه شد دستور داد حضرت را به مدینه بازگردانند. سرانجام آن حضرت در هفتم ذیحجه سال 114 هجری قمری در 57 سالگی در مدینه به وسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست و پیکر مقدسش در قبرستان بقیع ـ کنار پدر بزرگوارش ـ مدفون گشت.

چراغ راه

امام خمینی:

«باقر العلوم(ع) والاترین شخصیت تاریخ است و کسی جز خدای تعالی و رسول الله(ص) و ائمه معصومین(علیهم السلام) مقام او را درک نکرده و نتوانند کرد».[19]

عبدالله بن عطاء:

«هرگز ندیده ام دانشمندان در برابر کسی، چنین دون مرتبه و کم مایه بنمایند که در برابر باقرالعلوم(ع) کوچک می نمایند».[20]

احمد بن حجر الهیتمی:

او باقر العلم و جامع و گسترش دهنده و پرچم دار دانش است. قلبش پیراسته است و علم و عملش پاکیزه و بالنده و... در مقامات عارفان دارای مقامی است که زبان از باز گفتنش ناتوان است».[21]

جاحظ:

«محمد بن علی بن الحسین ـ که درود خدا بر او باد ـ مصلحت تمامی زندگی دنیا را در دو کلمه جمع نموده و فرموده است: «صلاح همه زندگی ها و روابط و معاشرت با دیگران در پُر نمودن پیمانه ای است که دو سوم آن هوش و فراست و زیرکی و یک سوم آن تغافل (خود را به غفلت زدن در بعضی از امور) است».[22]

ابونعیم اصفهانی:

«او از کسانی است که دارای دانش در دین و نسبت با پیامبر بود. او از اسرار پنهانی و خطرها آگاهی داشت. اشک او بر چهره جاری بود و دیگران را از سخنان بیهوده و دشمنی بر حذر می داشت».[23]

ذهبی:

«او یکی از کسانی است که علم و عمل، شرافت و کرامت و راست گویی و وقار در وجود او جمع شده بود و از شایستگی خلافت برخوردار بود».[24]

ابن کثیر:

«ابوجعفر باقر(ع) تابعی، بسیار جلیل القدر و یکی از سرشناس ترین افراد این امت به جهت علم، عمل، سیادت، شرافت و کرامت به شمار می رود».[25]

ابن حجر:

«ابوجعفر محمد، (باقر) گنج های پنهان معارف و حقایق احکام و حکمت ها و لطایف بی شمار را بیرون آورد و این بر هیچ کس پوشیده نیست مگر آنکه کورچشم و یا کوردل و خبیث بوده باشد».[26]

گفتار مجری

رفتار عادلانه

امام صادق(ع) فرموده است: روزی پدرم ـ امام محمدباقر(ع) ـ فرمود: به خدا سوگند، بعضی روش هایی را چون در آغوش گرفتن، روی زانو نشاندن، بوسیدن و اظهار محبت و مهربانی کردن، را نسبت به برخی از فرزندانم انجام می دهم و با آن که می دانم شایسته آن محبت ها نیستند، بلکه دیگری شایسته آن محبت و مهربانی ها است. این برخورد یکسان من با آنها به خاطر آن است که آنچه برادران حضرت یوسف(ع) با او انجام دادند در بین فرزندان من واقع نشود. خداوند حکیم، داستان حضرت یوسف(ع) را به عنوان درس و آگاهی دادن بیان کرده است تا آن که حسادت و کینه در خانواده ها و جامعه ما نباشد و آنچه بر سر یوسف(ع) آمد، بر فرزندان و برادران ما نیاید.[27]

راضی به رضای خدا

یکی از کودکان امام باقر(ع) بیمار شد. حضرت از شدت علاقه ای که به آن کودک داشت، سخت نگران و اندوهگین بود و آرام نداشت. حاضران به یکدیگر می گفتند: اگر برای این کودک حادثه ای رخ دهد، برای جان امام(ع) نگران هستیم. طولی نکشید که صدای گریه و زاری از خانه امام باقر(ع) بلند شد و معلوم شد که آن کودک از دنیا رفته است. اما برخلاف انتظار همه، حضرت با رویی گشاده و با حالتی کاملاً متفاوت با آن حالت هنگام بیماری کودک، بیرون آمد. اطرافیان عرض کردند: فدایت گردیم! ما از این حادثه بر شما می ترسیدیم و برایتان نگران بودیم.

امام باقر(ع) فرمود: ما دوست داریم کسانی که مورد محبت و علاقه ما هستند در سلامت و عافیت باشند؛ اما آن گاه که فرمان خدا برسد، تسلیم امری هستیم که خدا دوست دارد و راضی به رضای او هستیم.[28]

پیشوای پاکی

پروردگارا! درود فرست بر وصی ات باقر، پیشوای پاکی و نشانه آشکار، محمد بن علی!

پروردگارا! بر ولی خودت درود فرست؛ کسی که بر حق پایداری نموده و به راستی و صداقت می گفت؛ او که شکافنده علم بود و آنها را آشکارا و پنهان تبیین می کرد و قضاوتش بر حق بود. همان حقی که خود بر اساس آن بود و امانتی که به او واگذار شده بود به نیکی ادا نمود و مردم را به اطاعت تو فراخواند و از گناه و زشتی پرهیز داد.

پروردگارا! همچنان او را نوری قرار دادی تا مؤمنین به وسیله او راه یابند و او را فضیلت و برتری دادی تا پرهیزکاران او را پیشوای خود قرار دهند؛ پس بر او و پدران پاکش و فرزندان معصومش درود فرست؛ درودی که بهترین درودها و فراوان ترین آنها باشد و خواسته و آخرین آرزوهایش را برآورده ساز و سلام ما را به او برسان و دعای خیر او را درباره ما اجابت نما، سلام و رحمت و برکت پروردگار بر او باد.[29]

نصایح امام باقر(ع) به فرزندش امام صادق(ع)

پسرم! از سستی و بی قراری برحذر باش؛ زیرا این دو کلید همه بدی ها هستند. تو اگر سستی کنی، هرگز حقی را ادا نخواهی کرد و اگر بی قرار باشی، بر حق صبوری نخواهی کرد.

پسرم! خدا سه چیز را در سه چیز پنهان کرده است؛ رضا و خشنودی خود را در طاعتش پنهان کرده؛ پس هیچ یک از موارد فرمانبرداری را کوچک نشمار! شاید رضای خدا در آن باشد. و سخط خود را در معصیت و نافرمانی خود مخفی کرده؛ پس هیچ یک از معاصی را کوچک مشمر! شاید سخط خدا در آن باشد. و اولیایش را در بین مردم مخفی کرده؛ پس هیچ کس را حقیر مشمر! شاید او از اولیای خدا باشد.

پسرم! بر مصائب صبر کن و خود را در معرض هلاکت قرار مده و نفس خود را به چیزی مسپار که ضرر آن بر تو بیشتر از نفع آن برای غیر تو باشد.

پسرم! خدای تعالی مرا برای تو راضی ساخته؛ پس مرا از فتنه تو برحذر داشته و تو را برای من راضی نساخته؛ پس تو را درباره من وصیت فرمود.

فرزندم! جایگاه شیعیان را به اندازه روایت و معرفت ایشان بدان؛ چرا که معرفت همان دانایی درباره روایت است و با دانایی درباره روایات است که مؤمن به والاترین درجات ایمان بالا می رود. همانا من در کتاب علی(ع) نگاه کردم و در آن یافتم که قیمت و ارزش هرکس به اندازه معرفت اوست. به درستی که خداوند ـ تبارک و تعالی ـ مردم را به اندازه آنچه از عقل ها در سرای دنیا به آنها داده است، محاسبه می کند.

پسرم! هرگاه خداوند نعمتی به تو داد بگو «الحمدلله» و هرگاه غم و اندوهی به تو دست داد، بگو: «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ» و هرگاه روزی تو کم شد، بگو «اَسْتَغْفِرُ الله».[30]

نکته ها

امام باقر(ع) در چهار سالگی نظاره گر شهادت جدش حسین(ع) بود.

پدر امام باقر(ع) از نسل امام حسین(ع) و مادرش از نسل امام حسن(ع) است که از دو جهت نسبتش به امام علی(ع) می رسد. به همین جهت او را «ابن الخیرتین» می نامیدند.

امام محمد باقر(ع) هفتم ذی الحجه سال 114 هجری در پنجاه و هفت سالگی در زمان هشام بن عبدالملک، مسموم، شهید و در بقیع دفن شد.

امام باقر(ع) نماینده مکتب اهل بیت و از اولین بانیان فقه و تفسیر از دیدگاه مکتب شیعه بود.

دانشگاه تشیع و علوم اسلامی، به دست بزرگ مرد تاریخ علم، امام محمد باقر(ع) در حفظ تشیع و کیان اسلامی از آفات فکری، پایه ریزی شد.

یکی از القاب امام محمد، باقرالعلوم به معنای شکافنده دریای دانش و آشکار ساختن و اسرار علوم است. القاب دیگر آن حضرت مانند شاکر و صابر و هادی، هر یک بازگوینده صفتی از صفات امام بزرگوار بوده است.

فصول عمده فقه تشیع، احادیثی است که از امام محمد باقر(ع) روایت شده است. حضرت امام باقر(ع) آن چنان حرصی بر هدایت مردم و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهی داشتند که به فرزندشان امام صادق(ع) وصیت می کنند مقداری از مالشان را وقف «منا»، محل تجمع حاجی ها و برپایی محفل عزا تا ده سال در ایام حج نمایند.

فرزندان امام محمدباقر(ع) را هفت نفر ذکر کرده اند: ابوعبدالله جعفر بن محمدالصادق(ع)، عبدالله، ابراهیم، عبیدالله، علی، زینب و ام سلمه.

احادیثی که از امام باقر(ع) روایت شده است، فصول عمده فقه تشیع را تشکیل می دهد. علاوه بر احادیث و رساله های آن حضرت که حدّ فصاحت است، ایشان به عبری و سریانی نیز واقف بوده اند.

امام باقر(ع) از زاهدان بزرگ عالم اسلام خوانده شده است. عطار نیشابوری کتاب تذکره الاولیاء را با یاد ایشان خاتمه داده و از آن حضرت به «برهان ارباب» و «امام اولاد نبی» و «گزیده نسل علی» تعبیر کرده است.

زلال قلم

شکوه فرهنگ و دانش

هماره نامت بلند باد ای آسمانی مرد زمینی! تو از تبار نوری و تاریخ وامدار شعاع تباناک اندیشه توست.

ای تو سیراب از سرچشمه کلام خداوند! کام هایمان تشنه باران کلام توست. سخن بگو، تا نور کلامت بر ما ببارد و زمین و زمان سینه به سینه از عطر گل محمدی آکنده شود.

دانش، از نام تو آوازه گرفت، آنگاه که شکافته شد و شگفتی آفرید. ای اَبَرمردِ دانش و ای شکوه فرهنگ! تو در زمانه ای که ابرهای سیاه، سایه تردید می گستردند، خورشیدوار تابیدی تا بذرهای یقین جوانه زند و یخ های یأس و تردید آب شود. ای امانت دارِ رسالت توحید و وارث تعلیمات محمدی و علوی! تو یادگار کربلا بودی و سند مظلومیت بقیع. اینک بقیع قلب ما روشن از نور توست. اینک خیل قاصدک ها را بدرقه سلامی می کنیم که پیامبر(ص) بر تو فرستاد. سلام ما را نیز پذیرا باش!

شعر

خورشید علم

ای بوسه گاه جن و مَلَک، خاک پای تو

جان تمام عالم خاکی فدای تو

ای شهریار کشور دانش که در جهان

نشناخت کس مقام تو را جز خدای تو

ای ریزه خوار سفره علمت جهانیان

خورشید علم کرده طلوع، از سرای تو

ای باقرالعلوم که هنگام مَکرمت

باشد هزار حاتم طایی گدای تو

پنجم ولی و حجت خلاق عالمی

لوح دل است مُهر به مِهر ولای تو

در عرصه وجود نَهِی قبل از آن که پای

داده سلام احمد مرسل برای تو

چندین هزار عالِم و دانشور و فقیه

آمد برون ز مکتب دانش سرای تو

ای خفته همچو گنج، به ویرانه بقیع

پر می زند کبوتر دل در هوای تو

(فولادی)

کوتاه و گویا

مسجد مدینه و حرم رسول(ص)، هنوز طنین صدای باقرالعلوم(ع) را در خود دارد که به نشر علوم و احادیث اهل بیت می پرداخت.

فخر ما این است که شیعه حضرت باقر و پیرو مرام عترتیم.

علم اگر گوهر بود، او غواص بی بدیلی بود که دامن دامن مروارید معرفت به تشنگان عرفان می بخشید و دانش اگر دریا بود او ناخدای اقیانوس ها بود.

امروز فقه شیعه میراث دار امام باقر(ع) و فقهای تشیع در ضیافت خانه حوزه ها، بر سر سفره دانش و معارف اباجعفر نشسته اند.

سلام پیامبر از زبان جابر به امام باقر گویای منزلت وجود برکت خیز و عزت آفرین اوست.

اینک در عصر «چراها» و در روزگار شبهه های ایمان سوز، زمزم کلام و پیام الهی توست که در دل و جان دین باوران، صفا می پرورد.

حضور آفتابی تو پس از قرن ها بر سرزمین تیره جهل ها پرتو می افکند و نور می افشاند.

شهادت فرزند فاطمه ـ وارث سجاد ـ شخصیتی عالم و فقیه را به شما تسلیت می گوییم.

آورده اند که...

درس عملی

گرمی هوای تابستان شدید بود. آفتاب بر مدینه و باغ ها و مزارع اطراف مدینه به شدت می تابید. محمد بن منکدر از نواحی بیرون مدینه عبور می کرد که ناگهان چشمش به مردی فربه و درشت اندام افتاد. پیدا بود که در این هوای گرم برای سرکشی و رسیدگی به مزارع خود بیرون آمده. با خود اندیشید: این مرد کیست که در این هوای گرم این چنین خود را به دنیا مشغول کرده است؟ وقتی نزدیک تر شد، با تعجب دید که محمد بن علی بن حسین(ع) است. با خود اندیشید: این مرد شریف دیگر چرا دنیا را پی جویی می کند؟ با خود گفت: بهتر است او را نصیحتی کنم تا از این روش دست بردارد. نزدیک آمد و سلام کرد. امام باقر(ع) نفس زنان و عرق ریزان جواب سلام او را داد.

محمد بن منکدر گفت: ایا شایسته است مرد شریفی چون شما در چنین وقت و روز گرمی در طلب دنیا بیرون بیاید و جسم خود را متحمل رنج فراوان کند؟ چه کسی از مرگ خود خبر دارد و می داند که چه وقت می میرد؟ اگر خدای نخواسته در چنین حالی مرگ شما فرا برسد چه کار خواهید کرد؟ شایسته شما نیست که دنبال دنیا بروید و با این اندام درشت در این روزهای گرم خود را به رنج و زحمت اندازید. امام باقر(ع) دست از کار کشید و به دیوار تکیه کرد و گفت: اگر مرگ من در همین حال فرارسد، در حال عبادت و ادای وظیفه از دنیا رفته ام؛ زیرا این کار عین طاعت و بندگی خداوند است. تو پنداشته ای که عبادت فقط ذکر و نماز و دعا است؟ من زندگی و خرج دارم. اگر کار نکنم و زحمت نکشم، باید دست نیاز به سوی تو و امثال تو دراز کنم. وقتی باید از فرا رسیدن مرگ بترسم که در حال معصیت و تخلف از فرمان خداوند باشم؛ نه در چنین حالی که اطاعت از امر حق می کنم و خداوند مرا موظف کرده که بار دوش دیگران نباشم و رزقم را خودم بدست بیاورم.

محمد بن منکدر با خود گفت: عجب اشتباهی کردم! من می پنداشتم که دارم او را نصیحت می کنم؛ ولی اکنون فهمیدم که خود در اشتباه بوده ام و مسیر نادرست می پیموده ام و احتیاج به نصیحت داشته ام.[31]

نظر شما چیه؟

1. معارفی که امام باقر(ع) در راه نشر و گسترش آن می کوشید چه بودند؟

2. چرا دانشمندان شیعه و سنی امام را احترام می کنند و به رهبریش گردن می نهند؟

3. چرا امام به لقب «باقر» معروف گشت؟

4. چرا امام باقر(ع) علیه حاکمان ستمگر قیام نکرد؟

5. وضعیت سیاسی – اجتماعی حاکم بر جامعه در عصر امام باقر(ع) چگونه بود و چه تأثیری در فعالیت های علمی امام(ع) داشت؟

6. با توجه به اینکه امام باقر(ع) بنیان گذار حوزه های علمی شیعی بودند، چرا مذهب شیعه را به امام صادق(ع) نسبت می دهند؟

7. حوزه درسی امام باقر(ع) چه تأثیری در احیای تمدن اسلامی داشته است؟

8. شیوه مقابله امام باقر(ع) با اندیشه های انحرافی چگونه بود؟

نظر ما اینه ...

شایسته است که برنامه سازان ارجمند، به محورهای زیر عنایت داشته باشند

1. زندگی نامه امام باقر(ع)

تولد، القاب، مشخصات ظاهری، مناقب، مدت عمر، مدت امامت، شهادت، علت شهادت، محل دفن، امام در کلام معصومین(ع)،

2. جایگاه، اقدامات و شخصیت علمی امام باقر(ع)

پیدایش مذاهب کلامی

پی ریزی مرکز علمی اسلامی

مشخصه های مکتب علمی امام باقر(ع)

روش های علمی و آموزشی امام باقر(ع)

مناظره های امام باقر(ع) با دانشمندان ادیان و مذاهب

روش تفسیری امام باقر(ع)

اصحاب و شاگردان امام باقر(ع)

احیای فرهنگی و نقش تمدنی مکتب امام باقر(ع)

جهاد علمی امام با خوارج و غلات

3. سیره اخلاقی امام باقر(ع)

سخنان اخلاقی و تربیتی امام باقر(ع)

اخلاق فردی

اخلاق اجتماعی

روش های تربیتی امام باقر(ع)

حکایت های آموزنده واخلاقی از امام باقر(ع)

4. مواضع و اقدامات سیاسی امام باقر(ع)

نحوه برخورد امام با خلفای اموی

شیوه مبارزه امام با ستم های خلفا

روشنگری های امام باقر(ع)

تقیه

برخوردهای حکومت اموی با امام باقر(ع)

5. اقدامات اجتماعی امام باقر(ع)

اهمیت فرهنگ جامعه نزد امام باقر(ع)

توجه امام به تربیت نیروهای متعهد، دانشمند و مؤمن

روش اعتدال گرایانه امام در زندگی اجتماعی

6. مبارزه امام با خرافه

برگزاری میزگردی با حضور دانشمندان اسلامی درباره روش های علمی و فرهنگی امام محمد باقر(ع) و مقایسه آن با نظرهای دانشمندان عصر حاضر.

نمایش داستان ها و حکایات از زندگی امام باقر با جذابیت و بیانی ساده و شیوا.

برگزاری مسابقات علمی درباره حیات فرهنگی و علمی امام باقر(ع).

برنامه مستند که توانایی علمی امام و بهره مندی امام از علوم مختلف را نشان بدهد.

ساخت نمایش نامه های رادیویی و تلویزیونی از مناظره های علمی امام با دانشمندان ادیان و فرقه های مختلف.

کتابستان

1. امیدوار، امید، امام محمد باقر(ع)، قم، شفق، 1356، جیبی، 32 صفحه.

2. دعوتی، میر ابوالفتح، امام محمد باقر(ع)، قم، شفق، 1356، وزیری، 28 صفحه.

3. ارفع، سید کاظم، امام محمد باقر(ع)، تهران، فیض کاشانی، 1370، رقعی، 72 صفحه.

4. قدوسیان، عبدالمنتظر، باقر العلوم(ع)، تهران، مکتب الامام المنتظر، 1353، رقعی، 27 صفحه.

5. نویسندگان، پیشوای حضرت امام محمد باقر(ع)، قم، در راه حق، 1371، رقعی، 27 صفحه.

6. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار (زندگانی امام سجاد و امام باقر)، ترجمه موسی خسروی، تهران، اسلامیه، 1396هـ . ق، وزیری، 261 صفحه.

7. کمپانی، فضل الله، حضرت امام محمد باقر(ع)، تهران، مفید، بی تا، وزیری.

8. فولادزاده، عبدالامیر، حضرت امام محمدباقر(ع)، تهران، اعلمی، 1359، وزیری، 40 صفحه.

9. برقعی، سید ابوالفضل رضوی، خزانه جواهر یا کلمات امام محمد باقر(ع)، تهران، شرکت سهامی طبع کتاب، بی تا.

10. شیرازی، رضا، در جست وجوی رهبر (داستان زندگی حضرت امام محمد باقر(ع))، تهران، پیام آزادی، 1371، رقعی، 116 صفحه.

11. پیشوایی، مهدی، دورنمایی از زندگانی امام باقر(ع)، قم، نسل جوان، بی تا، جیبی، 151 صفحه.

12. سیاح، احمد، معصوم هفتم (پرتوی از چهره درخشان حضرت امام محمد باقر(ع))، تهران، انتشارات اسلام، بی تا، جیبی.

13. عمادزاده اصفهانی، حسین، زندگانی حضرت امام محمد باقر(ع)، تهران، شرکت سهامی طبع کتاب، 1339، وزیری، 446 صفحه.

14. مدرسی، سید محمد تقی، زندگی و سیمای امام محمد باقر(ع)، ترجمه: محمد صادق شریعت، تهران، انصارالحسین، 1370، وزیری، 86 صفحه.

15. نویسندگان، سرچشمه های نور (حضرت امام باقر(ع))، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1368، جیبی، 92 صفحه.

16. فاضل، جواد، معصوم هفتم (حضرت امام محمد باقر(ع))، تهران، علمی، 1338، رقعی، 93 صفحه.

17. حماسیان، حسین، معصوم هفتم امام باقر(ع)، تهران، اقبال، 1344، رقعی، 45 صفحه.

18. ایت اللهی، سیدمهدی، معصوم هفتم حضرت امام محمد باقر(ع)، تهران، جهان آرا، 1368، وزیری، 23 صفحه.

19. سپهر، عباسقلیخان، ناسخ التواریخ (زندگانی امام پنجم حضرت باقر العلوم(ع))، جلد هفتم، تهران، کتاب فروشی اسلامیه، 1351، وزیری، 2700 صفحه.

پی نوشتها

[1]. حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 4، ص 106.

[2]. همان.

[3]. کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 86.

[4]. همان، ص 306.

[5]. همان، ص 339.

[6]. شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ج 2، ص 460.

[7]. همان، ص 320.

[8]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 23، ص 20.

[9]. همان، ج 1، ص 118.

[10]. همان، ص 66.

[11]. حسن بن علی حرّانی، تحف العقول، ص 286.

[12]. کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 149.

[13]. تحف العقول، ص 307.

[14]. همان، ص 303.

[15]. رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(ع)، قم، انصاریان، 1380، ص 288.

[16]. همان، ص 305.

[17]. حسنعلی آقازاده، شیوه امام باقر در مبارزه با انحراف، فرهنگ کوثر، ش 66، ص 20.

[18]. حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(ع)، ص 315.

[19]. صحیفه نور، ج 21، ص 171.

[20]. دایره المعارف تشیع، ج 2، ص 275.

[21]. الصواعق المحرقه، ص 210.

[22]. نک: محمدجعفر طبسی، امام باقر از دیدگاه اندیشمندان اهل سنت، اسوه، ش 64، صص 42 ـ 44.

[23]. همان.

[24]. همان.

[25]. همان.

[26]. همان.

[27]. مستدرک الوسائل، ج 15، ص 171.

[28]. بحارالانوار، ج 46، ص 301.

[29]. ترجمه فرازهایی از زیارت ائمه بقیع.

[30]. غلام حیدر حسینی خراسانی، پدران مسئول: نصایح انبیا، امامان و علما به فرزندان، قم، زائر، 1386، صص 115 ـ .

[31]. مرتضی مطهری، داستان راستان، قم، جامعه مدرسین، 1362، ص 56.