مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > شمیم یاس > اسفند 1385، شماره 48


نقش وراثت در انتقال ارزش ها

پدید آورنده : ، صفحه 15

مفهوم شناسی وراثت

وراثت از نظر لغوی عبارت است از ارث بردن و انتقال حقوق و از نظر اصطلاحی عبارت است از نیروی طبیعی در موجود زنده که به وسیله آن صفات از اصل به نسل منتقل می شود؛ خواه این صفات مخصوص این نسل باشد، خواه مشترک میان تمام افراد این نوع یا بخشی از آن ها باشد.

قانون وراثت تا حدود وسیعی بر جهات جسمانی و روحانی انسان حاکم است و این قانون نیز با موضوع ازدواج و انتخاب همسر برای تولید نسل رابطه مستقیم دارد، که راهنمائی های قرآن و احادیث را در این باره نباید از نظر دور داشت.

شرایط همسر شایسته و اهمیت آن از نظر تولید نسل سالم و صالح

در مورد انتخاب همسر به منظور ایجاد و تولید نسل سالم و صالح، احادیث و روایات فراوانی وجود دارد که بسیاری از آن ها حاکی از اهمیت قانون وراثت و تأثیر عامل محیط می باشد. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) برای تولید نسل بهتر، دقیق ترین نکات را در امر انتخاب همسر گوشزد فرموده است.

شرایط همسر شایسته

1. تدیّن و تعهّد، اوّلاً باید همسر انسان متدین باشد؛ زیرا دین می تواند انسان را از هر گونه انحرافات روحی، اجتماعی مصون دارد. پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: با زن نباید صرفا به خاطر زیبایی او ازدواج کرد؛ چه آن که ممکن است همین زیبایی او را به پستی و ابتذال سوق دهد و نه صرفا برای مال و ثروتش؛ چون ممکن است مال او را یاغی و سرکش نماید؛ بلکه با زن صرفا به خاطر دین او ازدواج کن.

2. حسن خلق، که مبدأ اساسی پرورش نسل سالم است و این اصل چه در دوران جنینی و شیر خوارگی، و چه در دوران تربیت کودک در خانواده... اثر مستقیم و یا غیر مستقیم دارد.

3. حسن خلقت چهره و اندام یا زیبایی و شادابی: که این امر غالبا به کمک دین می آید و باعث جلوگیری مرد از انحراف و خلاف عفت می شود، به این معنی که زیبایی زن غالبا مردها را از اجراء تمایلات غیر مشروع باز می دارد. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) برای اطمینان خاطر مرد از زیبایی زن، اجازه داد پیش از ازدواج مرد او را ببیند تا خاطر وی از نظر زیبایی و دلپسندی زن مطمئن گردد. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «بهترین زنان شما زنی است که وقتی همسرش او را می نگرد شاد و مسرورش گرداند».

چنان که ازدواج با زن زیبا نیز معمولاً فرزندان زیبا را نصیب انسان می سازد.

4. زن ولود باشد؛ یعنی عقیم و بدون فرزند نباشد؛ چون قهرا فرزند به کانون خانواده گرمی می بخشد.

5. اصالت خانوادگی؛ همسر انسان باید از خانواده اصیل و تربیت شده و نجیب باشد؛ زیرا او بهتر می تواند کودکان را تربیت کند. اگر زن خود فاقد تربیت باشد نمی تواند فرزند خوب پرورش دهد.

شرایط انعقاد نطفه

بعد از انتخاب همسر شایسته و صالح، حال نوبت به انتقال نطفه از پدر به مادر و شرایط خاص آن است که عامل مهم وراثت است.

1. در آن موقع مواظب باشد که با تخیل بد دستخوش وسوسه های شیطان نشود.

2. فرد باید مواظب باشد که غذای حرام نخورد و حتی غذایش شبهه ناک نباشد. قرآن می فرماید: «آن کسانی که غذای حرام می خورند خیال نکنند که این غذاست می خورند، بلکه آتش است می خورند و اگر متوجه باشند آن هایی که دارای چشم بصیرتند دارند آتش را می بینند.

سهم مادر در تربیت پیش از تولد فرزند به مراتب بیشتر از پدر است. البته انعقاد نطفه بین پدر و مادر به طور متساوی است و هر دو در آن سهیمند، ولی مادر از نظر دوران حمل و تغذیه کودک در رحم سهم بیشتری در ساخت جسم و جان فرزند به دست دارد، به همین جهت تأثیر مادر در خوشبختی و بدبختی فرزند بیشتر از پدر است.

پدر پس از انعقاد نطفه دیگر در ساخت طبیعی فرزند تأثیری ندارد، ولی مادر در تمام ایام حمل در فرزند مؤثر است.

«وظیفه مرد در تولید مثل کوتاه است، ولی از آن زن تقریبا 9 ماه به طول می انجامد. در این مدت جنین به وسیله موادی که با خون مادر پس از تصفیه در خون به او می رسد، تغذیه و رشد می کند.»

وظایف مادران در دوران بارداری

طفل در شکم مادر درست مانند یک عضو مادر است و کلیه عواملی که در جسم و جان مادر تأثیر می کند در فرزند نیز مؤثر خواهد بود. دوران حمل برای طفل سرنوشت ساز است و مادر باید متوجه باشد که تمام روحیات او روی بچه ای که در شکم دارد اثر می گذارد، امام صادق (علیه السلام) در ذیل آیه شریفه «هُوَ الَّذی یُصَوِّرَکُم فِی الارْحامِ کَیْفَ یَشاءُ لا اِلهَ الاّ هُوَ العَزیزُ الحَکیم» می فرماید: ملک مصور می آید در شکم مادر در 4 ماهگی صورت بندی می کند، وقتی صورت بندی شد خطاب می شود به این ملک که نگاه کن به صورت مادر و سرنوشت این بچه را، سعادت و شقاوت این بچه را بنویس در پیشانی اش و بداء هم برای من قرار بده.

این روایت همان است که می فرماید: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) «السَعیدُ مَن سَعِدَ فی بطن امّه، و الشّقُی مَنْ شَقِیَ فی بطن امّه»؛ «بدبخت کسی است که در شکم مادر بدبخت شده است و خوشبخت کسی است که در شکم مادر خوشبخت است.»

مادران مراقب باشند که گناه اثر دارد روی روحیه بچه. اگر زن گنه کار باشد همان طور که گناه اثر می گذارد روی دل، اثر می گذارد روی جنین، و همان طور که گناه دل را سیاه می کند، کم کم انسان را به آن جا می رساند که قرآن می فرماید:

«ثُمَّ کان عاقبة الذین اَساؤا السُّوی اَنْ کَذَّبوا بایاتِ اللّه وَ کانوا بِها یَستَهزؤن.»

آن کسانی که گناه می کنند کم کم این گناه موجب می شود که دست از دین بردارند؛ کم کم موجب می شود که منکر مبدأ و معاد شوند. مهم تر از نکته اول و دوم غذای حرام است. بدا به حال بچه ای که گوشت و پوست و استخوان او از غذای حرام روییده شود پس زمان بارداری مراقب این امانت الهی باشید که این امانت را خوب تحویل جامعه بدهید.

تأثیر شیر مادر بر کودک:

شیر مادر تأثیر عمیقی بر بچه دارد؛ همچنان که غذای مقوّی مادر بر بنیه و قوّه جنین تأثیر دارد که البته از نظر معنوی هم تأثیری عجیب دارد. روحیات مادر بیشتر روی شیر اثر می گذارد. پس نکته اول این که مادر باید با تقوی باشد، مادر باید مواظب باشد گناه مخصوصا در وقت شیر دادن در زندگی اش نباشد. نکته دوم راجع به هیجان هاست. مادر نباید در حال عصبانیت یا هیجان بچه را شیر دهد که ممکن است عواقبی خطرناک داشته باشد. نکته سوم آن که غذای مادر حلال باشد، و نکته چهارم آن که روحیات مادر بر بچه اثر می گذارد، پس مادر خود را اصلاح کند تا فرزندی نیکو تحویل جامعه بدهد.

عواملی را که در تربیت (در حقیقت وراثت) تأثیر گذار بودند، بررسی کردیم، ولی نباید از این نکته غافل شد که تربیت می تواند بر وراثت غلبه داشته باشد.

پی نوشت ها:

1. صامع عبدالعزیز، عبدالعزیز عبدالمجید، التربیة و طرق التدریس، الطبعة الثانیة عشرة، القاهره، دار المعارف، 1976 م، ج 1، ص 124.

2. اسلام و تعلیم و تربیت، ص 79.

3. غرر الحکم، ص 379.

4. اسلام و تعلیم و تربیت، ص 84، به طور تلخیص.

5. فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج 1، ص 47.

6. همان.

7. اسلام و تعلیم و تربیت، ص 91.

8. تربیت فرزند از نظر اسلام، ص 50.

9. فلسفی، کودک، ص 93.

10. الکسیس کارل، انسان موجود ناشناخته، ص 86.

11. سوره آل عمران (3) آیه 6.

12. کنز العمال، خبر 490.

13. سوره روم (30) آیه 10.

14. تربیت فرزند از نظر اسلام، ص 65، با تلخیص.

15. همان، ص 79، با تلخیص.